پیامدانتقاد ناپذیری، برقراری رژیمی شبه آخوندی و زورگویی دیگر در کشورمان خواهد بود ۴

پیامدانتقاد ناپذیری، برقراری رژیمی شبه آخوندی و زورگویی دیگر در کشورمان خواهد بود

پیامدانتقاد ناپذیری، برقراری رژیمی شبه آخوندی و زورگویی دیگر در کشورمان خواهد بود

بدبختانه هریک ازمردم ما در درازای چند هزارسال رشد و زندگی در زیر چتر دیکتاتوری و دور ازهر آزادی، بازورگویی آمیخته و آجین شدیم، و بدان خوگرفتیم. ازماساخته نیست و نمی توانیم هیچ جنبش سیاسی و اجتماعی را بدون دربرداشتن بال وپر دیکتاتوری بپذیریم.

ما به گذشته دور برنمی گردیم و تنها به تاریخ دو سده کنونی می پردازیم:

محمد علی شاه، دیکتاتور جنایت کاری بود که تلاش چند نسل مبارزان و جانبازان راه آزادی را نادیده گرفت، مجلس را به توپ بست. آزادی خواهان راکشت، و بساط دیکتاتوری را به ایران بازگرداند. اما همین که با قیام و رستاخیز مجدد آزادی خواهان روبروشد، پا به فرار گذاشت. آن گاه، گروهی خردباخته و یا سودجوی فرصت طلب در راه او سینه چاک کردند و فریاد دیکتاتوری خواهی سر دادند.

همین روش پس از رفتن رضاشاه و اخیراً برای محمد رضاشاه دیده می شود:

رضاشاه با آن که میهن پرستی بزرگ بود، ولی خودبزرگ بینی و زورگویی او موجب گردید که تلاش چند دهه آزادی خواهان نقش بر آب شود.

ازمحمد رضا شاه انتظار و چشمداشت بیشتری می رفت تا در ایران سمبل آزادی خواهی باشد و آن را در ایران پیاده کند.

آخر ناسلامتی ایشان تحصیل کرده سوئیس بود. با آن که شاه دمکراسی در سوئیس را که بدون تردید یکی از بهترین در جهان به شمار می رود، دیده و طعم آن راچشیده بود، چنان روش دیکتاتوری در پیش گرفت که کشور ما درمنطقه پس از عربستان جای داشت.

اگر شاه کمترین بهره از آموزش و یا محیط تحصیل خود بدست آورده بود، اولین کاری که می کرد، آزاد گذاشتن رسانه ها، و احزاب، ولغو مجازات اعدام بود.

حال وظیفه ما در برابر یک زورگو چیست، و چگونه می توانیم از بوجود آمدن آن پیش گیری کنیم؟:

در برابر زورگو باید ایستاد. نباید کارهای ناپسند او را تمجید کرد، به او آفرین گفت، یا به او تاوان داد. وقتی ما ازکسی خوشمان نیاید، با او رفت و آمد نمی کنیم. به همین دلیل، ما باید تا آن جا که ممکن است صحنه حضور زورگو را خالی نگاه داریم.

مردم کشور ما اگر آگاهی داشتند، هرگز در مجلسی که آخوند و زورگو وجود دارد اعم از مسجد، حسینیه، و تظاهرات، شرکت نمی کردند. هرگز روزنامه و کتاب های زورگویان و یا خردباختگان وکالاهای وارداتی و یا ساخت آنان را نمی خریدند، به رادیو و تلویزیون او گوش نمی دادند، و نگاه نمی کردند.

و اما مساله مهمتر، جلوگیری از به وجود آمدن و پیدایش یک زورگو است. اگر ما چشم و گوشمان را ببندیم، اشتباهات و عملکرد کسی که می خواهد فردا در سرنوشت کشورمان شرکت و دخالت داشته باشد، نادیده بگیریم، خودمان بادست خود زورگویی را پرورش داده ایم و بر شانه و پشت خود سوار نمودیم. بنا به گفته ای: «دلیل بوجود آمدن ظالم، بودن مظلوم در جامعه است».

وقتی خمینی در پاریس بود، از انسانیت، مساوات، و برابری سخن می گفت. همان گونه که پیامبر اسلام در مکه حرف های زیبایی می زد. اما همین که این آخوندک گمنام و بیسواد پای برخاک ایران گذاشت، و در برابر سخنرانی نسنجیده و زورگویی او کسی اعتراضی نکرد، او جرات یافت تا رژیم مرگبار و ضد بشری خود را به نام جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر، و نه یک کلمه کمتر را به حلق مردم فرو کند.

در این فاجعه بزرگ قرون وسطائی، نه تنها کسی اعتراضی نکرد، بلکه میلیون ها مردم مظلوم و نا آگاه، گوسفند وار به صف ایستادند و بر این قانون ضد بشری صحه گذاشتند، و به آن به به و چهچه گفتنند.

خمینی که مخالفی در راه خود نمی دید، در گفتگوی بعدی، پا رافراترگذاشت، و بر دیکتاتوری وی افزوده شد، بازهم کسی اعتراضی نکرد.

هنگامی که یک بانوی گرامی را سنگسار می کردند، و یا جوانی را به دار می آویختند، بازهم مردم ما گوسفندوار، به نظاره ایستادند، خم بر ابرو نیاوردند، و شاید هم در پرتاب سنگ، به مزدوران خرد باخته رژیم کمک می کردند.

بازهم وقتی خمینی جنبنده مخالفی را در برابر خود نیافت، آن گاه، به کشتارفرزندان دلاور ارتش پرداخت، وچون بازهم اعتراضی نشد، بر جرات و جسارت خود افزود و در سال ۱۳۶۷ بیش از ۱۲۰۰۰ از جوانان پاک باخته ما را در زندان ها به دار آویخت. مردم همه این جنایات را شاهد بودند، و هرگز دم بر نیاوردند و همه می دانیم که سکوت علامت رضایت است.

رسانه ها نیز به جای آن که از او خرده گیری کنند و فریاد بر آورند: «ما که نمی توانیم مورچه ای را خلق کنیم، چه گونه به خود اجازه می دهیم نفس انسانی را بگیریم، و اورا بی جان کنیم؟” نه تنها ساکت ماندند، بلکه بر جنایات و زورگویی او صحه گذاشتند.

گهگاهی نیزکه از جانب آگاهان، دلسوزان و خردمندان در گوشه و کنار کشور گفتگویی و یا انتقادی می شد، ناگهان فریاد اعتراض کنندگان به آسمان می رفت که اکنون جای این گفتگو ها و تفرقه افکنی نیست، باید وحدت را حفظ کرد. گهگاه نیز برچسب ضد انقلاب بودن به انتقاد کننده می چسباندند.

نگارنده بیاد دارم در جایی که کار می کردم و سمتی داشتم، به دلیل انتقاد وخرده گیری آشکارخود از سیستم موجود، ناچار به ترک کار، و حتی شهر خود شدم.

در یکی از هم نشینی های فامیلی نیز، وقتی گفتگو از عملکرد در دوران استان داری و شهردار بودن آقای احمدی نژاد سخن به میان آمد، مورد خشم و بمباران فحش و تهمت یکی از پیران مسجد برو فامیل قرار گرفتم و نا چار به سکوت، و اندکی بعد ترک مجلس شدم.

بی تردید خمینی یکی از ابر جنایت کاران جهان امروزی است. او را می توان به سادگی با پینوشه، هیتلر، آتیلا، راسپوتین، و عیدی امین مقایسه کرد، و حتی هم ردیف آنان دانست.

ما خمینی را باصدام برابر نمی دانیم. زیرا گرچه صدام جنایت کار و دیکتاتور بود، ولی کشور خود را دوست می داشت، و کارهای آبادانی و رفاهی زیادی برای کشور ومردم خود انجام داد. سر انجام این که حاضر نشد با موافقت آمریکا و انگلیس، و بنا به دعوت روسیه با خانواده خود به آن کشور پناه ببرد.

ولی این آخوندهای تازی نژاد از خدا بی خبر، سپاهیان غارتگر، و بازاریان وطن فروش همیشه دزد، کوله بارهای دزدی خود را به کشورهای گوناگون فرستاده اند.

گویا ولی وقیح نیز که به کمک فرزند جنایت کار و غارتگرخود مجتبی مملکت را به کلی غارت کرده اند، هواپیمایی برای فرار خود و جانوران وابسته به خود به روسیه آماده کرده است.

از آن چه رفت، خوانندگان گرامی و هم میهنان فرهیخته ما به خوبی در می یابند که خاموش بودن و سکوت همین مردم ما، کار را به آن جا رسانید که یک آخوند پیزری سه تومانی، که روزگاری با موتور سیکلت به روضه خوانی می پرداخت، هم اکنون خود رانماینده خدا در زمین می داند، و با بیش از ۶۰ میلیون مردم سخت کوش، مهربان، و بافرهنگ مانند گوسفند رفتار می کند، و به کسی نیز پاسخ گو نمی باشد.

شاه نیز وقتی جاده ها را صاف دید، و مخالفی را در برابر خود نیافت، به ملت گوسفند وار دستور داد، آنهایی که راه و روش ما را نمی پسندند، می توانند گذرنامه بگیرند و از کشور بیرون روند.

از آن چه رفت، بازهم می توان به این نتیجه رسید که اگر از روز نخست در برابر کسی که می خواهد مسئولیتی برای یک کار بزرگ کشور بر عهده بگیرد، انتقاد، اعتراض، و یا خرده گیری نباشد، نتیجه این می شود که ما یک زورگو، یک قلدر، و یک دیکتاتور بر سرنوشت و زندگی خود سوار و مسلط کرده ایم.

واما، خیزش و همایش از ۸ ماه گذشته تاکنون جوانان ما به کجا می انجامد؟-

بی تردید این جنبش مردمی به زودی به نتیجه خواهد رسید و ولایت وقیح همراه با هم پالکی هایش، بزودی در دادگاههای مردمی به دادگری خواهند نشست.

ولی رژیم آینده چگونه و به چه شکلی برگزار می شود، آن بستگی دارد که آقایان موسوی ، کهروبی تا چه اندازه پاسخ گوی پرسش ها، و انتقادات مردم باشند. و تاچه اندازه شجاعت و مردانگی داشته باشند که دست خود را رو کنند، و به آن چه می اندیشند، بی پرده پاسخ دهند. ما بر این باوریم که رژیم نمی تواند و نخواهد خواست که به این دو بزرگوار، هرچه را بگویند، آسیبی برساند.

حال، ما ازآقای موسوی درخواست می کنیم که بی تردید درخواست بسیاری از ایرانیان است، در مورد همکاری خود بارژیم کشتارگر خمینی، و یا اشتباهات گذشته خود سخنی به میان آورند. آیا با آن چه ما و مردم در مورد این رژیم مرگبار می دانیم و می گوییم همراه، و موافقند، یا به دنبال تکرار دوران طلایی خمینی و انقلاب مقدس اسلامی اند؟

در ضمن، آقای موسوی وکهروبی که ما برایشان احترام ویژه ای قائلیم، باید به روشنی بیان کنند که بنا به خواست بیشترین مردم، خواستاریک دموکراسی واقعی، بدون دخالت مذهب، برابری زن ومرد در قانون، آزادی و برابری باورهای دینی، آزادی زبان، وآداب، و رسوم دیگرند.

این مطالب امروز باید گفته و بررسی شود، زیرا فرداخیلی دیر است.

آخرین نکته این که شماری از خوش نشینان کشورهای باختری یا سکوی پرتاب و کمک بزرگی برای به پا آمدن این رژیم خون خوار بوده اند، یا می خواهند رژیمی مذهبی بهمان روش، باشکلی دیگر، وآخوندی دیگر برپا شود، و خود آنان سهمی را که نتوانستند کاملاً داشته باشند، اکنون به دست آورند.

اقایان رجوی، بنی صدر، سازگارا، اشکوری، و گنجی از این گروهند که نباید از این خیزش جوانان ما بهره گیری کنند.

آقای رضا پهلوی با داشتن امکانات مادی و سیاسی بسیار، و محاصره بودن در میان گروهی استبدادطلب، و یا باخرافات مذهبی نیز نباید فرصت طلب باشند، و به خاک وخون کشیده شدن جوانان ما را به بازی بگیرند.

بی تردید رهبران این خیزش و رژیم آینده ایران، باید فقط و فقط ازمیان جوانان مبارزدر کوچه و خیابان، و یا مبارزان در بند ولایت وقیح باشند، نه خوش نشینان مغرب زمین.

  • Mazdak63

    درود به همه خردگرایان
    اقای موسوی همان شخصی است که اوایل انقلاب می خواست تخت جمشید را خراب کند اکنون جای تعجب است که ایشان دم از اصلاحات و دموکراسی می زنند و ملتی خرد باخته هم پشت سرش به راه افتاده اند نه دوستان عزیز این خبرها نیست این جز یک بازی سیاسی بیش نیست

  • Irani200

    وجود شاهزاده در حکومت به تمام تحریمها پایان خواهد داد.
    جنگی نخواهد بود
    تورم کاهش می یابد
    زنان ازاد خواهند شد
    انتخابات بر گزار خاهد شد
    احترام ایران اعاده خواهد شد………………..
    و صدها

  • mombini@dikattor.net

    مشکل کشور ما نه شاه است و نه ملا . مشکل کشور ما مارکسیست های روسی هستند . به همین دلیل نه مشروطه موفق شد ، نه مصدق ، نه شاه ، و نه انقلاب مردم ایران برای استقرار آزادی و استقلال . مشکل مملکت ما این است که روسیه و عوامل ان مارکسیست های روسی نمی فهمند دموکراسی چیست و به آزادی بیان و حقوق بشر اعتقادی ندارند . به همین دلیل همه مارکسیست های روسی مجیز گوی صدام ، قذافی ، اسد ، کاسترو و خمینی و رفسنجانی هستند . اگر در غرب ننشسته بودند و باری رد گم کردن نبود از خامنه ای هم دفاع میکردند . اینها از خلخالی و جلال الدین فارسی هم حمایت کردند . ببینید چطور باری رفسنجانی همه جای خودشان را جر میدهند ! تو گویی که ان مردک جنایت کار سالوس و تروریستی که هنوز در آرژانتین پرونده باز دارد مسول همه جنایات اتفاق افتاده در ج ا از ۵۷ تا روزی که خاتمی را به جای خودش نشاند برای فریب دادن غرب که او همه ذاتش فریب کاری بود و دروغ و دو پهلو حرف زدن بی خطر و بقیه کار را به مارکسیست های روسی سپردن که کیانوری در جلسات هفتگی به او تعلیم میداد. اما هر بار که ج ا مخالفی داشت و یا فردی آزاد یخواه به او انتقاد میکرد تمام قد در برابر او می ایستاد . حتا این اواخر که ظاهرا قدرت نداشت سر بزنگاه حتا با بچه های خودش برای حفظ نظام فکستنی ولایت فقیه روسی در می افتاد . حالا بازرگان و بنی صدر و امیر انتظام و لاهوتی و منتظری و سحابی و عباس عبدی و سلام به کنار. ملاقات مخفیانه او با مک فارلین برای کودتا علیه بنی صدر بود . اما چپ های روسی ایران از کشتگر و نگه دار تا ممبینی و مزدوران دیگر این مسائل برایشان اهمیتی ندارد . برای چپ روسی فقط این مهم است که چه جنایت کاری با روسیه و چپ های روسی خوب باشد . حتا اگر برای خر کردن آنها یک گوشه از بهشت را به آنها در حرف فروخته باشد و یا با یک چپ روسی با دست چپ دست داده باشد ، اگر صد ها هزار انسان بیگناه را بکشد و میلیونها نفر را آواره کند و اموال یل ملت را غارت کند هیچ ایرادی ندارد . اما اگر کسی با خیانت مارکسیست های روسی و این روش زورپرسانه فاشیست ساز امپریالیستی آنها و نوکری آنها برای روسیه مخالف باشد ، آزادی خواه باشد ، هوادار دموکراسی ، حقوق بشر ، استقلال ملی ، مدرن باشد ، اقتصاد را رونق دهد ، هیچ کدام فایده ای ندارد . مسل ان جاسوس روسی عمویی با دل پر کینه روسی میرود نبش قبر میکند ۶۰ سال پیش را و از تمام بازرگان یک خاطره می آورد که او با آنها در برزجان و تبعید دست نداده !!! همین کافی است که بازرگان و مصدق و شاه و فروهر و سنجابی و …. از نظر این مادر قحبه های نوکر روس جنایت کار بین المللی شناخته شود و سانسور و ترور شخصیت . ببینید با سروش چه میکنند این مادر قحبه ها . با امیر انتظام ، با بنی صدر ، با رضا پهلوی ، با محمد رضا آریامهر . سوال این است آقای ممبینی تروریست فدایی روسیه : بنی صدر سگش به رفسنجانی نمی ارزد که شما او را سانسور کرده اید و از ایران گیت نام نمیبرید چون میترسید مجبور شوید به کودتای روسی رفسنجانی – کیانوری علیه او اعتراف کنید . گناه رضا پهلوی چیست ؟ پدرش شاه بوده ، شاهی که مدرنیته ایران مدیون است وگرنه شما با فردی مثل تره کی ایران را افغانستان کرده بودید و یا مثل اسد ویرانه . همین طوری که با خمینی – رفسنجانی ایران را فقاهت روسی کردید. اگر رفسنجانی نبود خامنه ای کسی نبود که بتواند این رژیم روسی را ی با کمک شما و روسیه تا به اینجا بیاورد با فریب کاری . به زودی هم با خامنه ای سقوط میکند . دعواهای رفسنجانی – خامنه ای بازی شما جاسوسان روسیهاست برای فریب غرب . آنها هم خودشان را در ظاهر فریب خورده جا میزنند ولی آهسته و پیوسته به شما میچپانند با استفاده از سیاست بین المللی و ارگانهای بین المللی و قوانین. چه گونه است که از بی بی سی فارسی و رادیو فردا و دوچه ولله و رادیو زمانه و پیک نت و پیک ایران و زیتون و مردم رپورت و بقیه رسانه های تحت اشغال مارکسیست های روسی این همه برای رفسنجانی تبلیغ میشود ؟ که در رسانه های داخلی نمی شود . چرا کروبی که با مشارکت در جنایات سوریه مخالف بود و محکمتر از رفسنجانی با ولایت فقیه جنگید مورد سانسور است ؟ چرا قاسم سلیمانی برای رفسنجانی دستمال به دست میگیرد ؟ همه اینها بازی است و همه تقصیر شما مارکسیست ها روسی و دین فاشیست پرور روسی شما است . بد بختی ایرانیان این است که مارکسیست ها هم با شیخ و هم با شاه در دیکتاتوری میسازند .

  • tarshaye rousi

    مقتدی صدر: از اسد خواستم کناره‌گیری کند تا به سرنوشت قذافی دچار نشود
    http://news.gooya.com/2017/04/post-2691.php
    ———————————————————————————————-
    ترامپ: زمان پایان دادن به جنگ داخلی در سوریه فرا رسیده است
    http://www.radiofarda.com/a/o2-trump-time-to-end-syrian-war/28426310.html
    ——————————————————————————————————–
    نیکی هیلی: نقش ایران و روسیه را در جنایات اسد نمی توان نادیده گرفت
    http://ir.voanews.com/a/nikki-haley-iran-syria/3807251.html
    —————————————————————————————————
    درآمد نجومی روسیه از فروش تسلیحات
    http://www.iranpressnews.com/source/205857.htm
    ———————————————————————————————-
    نویسنده در اینجا میگوید که بنی صدر و رجوی و رضا پهلوی و سازگارا و گنجی و … نباید در آینده مملکت نقش داشته باشند چون در گذشته عضو رژیم آخوند خمینی بوده اند و رضا پهلوی نسبش به یک دیکتاتور بر میگردد .
    همانجا دم خروس توده ای اش را ناشیانه لو میدهد و برای موسوی جاسوس مارکسیست های روسی در میان خط امام ضد امپریالیست عصر طلایی استثنا قائل میشود . تو گویی که او مثل بنی صدر ، و بقیه افراد عضو رژیم ایت الله روس پناه نبوده . اتفاقا بر عکس همه کسانی که بر شمردی علیرغم اختلاف بسیار زیاد بین آنها ( از نظر عملکرد و تئوری مبارزه با رژیم آخوندی , و طرز فکر سیاسی و عقیدتی بسیار متفاوت , چه در زمانی که بخشی از رژیم خمینی بودند و چه بعد از ان تا به امروز )همه از موسوی فرزند ناب امام خمینی ضد امپریالیست پرونده بهتر و قابل اعتماد تری دارند . مثلا بنی صدر جزو اولین کسانی بود که با وجود اینکه در قدرت و شهرت بود ، رای مستقیم یازده و نیم میلیون را پشت سر داشت ، میتوانست با آخوند خمینی مثل موسوی ناب بسازد و با معامله رایگان و مک فارلین با خمینی – رفسنجانی شریک شود ، میتوانست با احمد خمینی همدست شود و بر قدرت خودش بیفزاید . کافی بود مثل موسوی – نبوی – سحابی – حبیبی – پیمان – خویینی ها – رفسنجانی – … یک گوشه چشمی هم به حزب توده و شوروی نشان دهد تا مصونیت سیاسی داشته باشد و توده ایها هر روز برایش ساک بزنند مثل موسوی . اما در برابر خمینی که هر روز دیکتاتورتر ، وابسته تر ، جنایت کار تر میشد قاطعانه ایستاد و پیشنهاد با هم بخورید او را رد کرد . در حالیکه موسوی و کیانوری و فداییان خلق و ملی مضحکی ها کاملا بر عکس هر چه او از مردم فاصله گرفت و به دام مارکسیست های روسی و شوروی افتاد , اینها بیشتر به او چسبیدند و آقا بارک الله گفتند و برای او هورا کشیدند و از او خدایگانی ساختند که محمد رضا شاه آریامهر پیش او هیچ بود. موسوی در همه دوران سیاه حکومت او ( نه دوران خوش قولی ها و نرم خویی ها و آزاد صحبت کردنها در پاریس ) مسول اصلی دولت بود . یعنی در همه جنایات شریک است به همان دلیلی که شما روحانی و خاتمی را مسول و شریک جنایات رژیم میدانید( نه خامنه ای – سپاه – قوه قضاییه – نیروهای امنیتی) اگر نویسنده به حق معتقد است که ما دیکتاتور میسازیم بساز بفروشان خط امام ، حزب توده ، فدایی خلق ، ملی مضحکی ، سوسیالیست مصدقی ، … در این رشته رتبه ۵ ستاره جهانی دارند . اینها از کثیف ترین و جنایت کارترین رژیم های فاسد شیمیایی صدام ، اسد ، قذافی و نوکران آدمکشی مثل پوتین ، یاکونویچ ، میلوشویچ و دیکتاتورهای بی نظیری مثل کاسترو و لنین و استالین حمایت میکنند .
    اینکه گفته ای که صدام کشورش را دوست داشت هم دروغی تاریخی است و هم تاکیدی بر توده ای بودن تو دارد . هیچ دیکتاتوری کشورش و مردمش را دوست ندارد . او کشور و مردم و همه جهان را برای نظام دیکتاتوری خودش میخواهد و بدون او کشور و مردم دیگی هستند که باید سر سگ در بجوشد . ببین اسد چه گونه برای حفظ حکومتش بچه های بی گناه را و مردم سوریه را شیمیایی میکند . حتا این قاتل عراقی صدر هم فهمیده که او باید برود اما خامنه ای – موسوی – توده ایها ، پوتین ، فدایی ها اصلا اینرا نمیفهمند . خمینی هم این چیزها را نمی فهمید .

    من نمی دانم چرا شما مارکسیست ها با فداییان تروریست ، موسوی ، محتشمی پور و حزب الله لبنان ، همه تروریست های کرد و عرب موافقید اما با مجاهدین خلق سر کینه دارید ؟ طوری که میروید زیر کیر خامنه ای و قاسم سلیمانی و مصباح و شریعتمداری سنگر میگیرد ؟ گناه رجوی چیست که فرخ نگه دار ، سیاه کلی ها ، کیانوری ، حزب الله لبنان سازها ، اسد ، صدام ، قذافی مثل او نیستند ؟

    و اما شاهزاده

    موضع اخیر شاهزاده در مورد استفاده از امریکا و اسرائیل آب به لانه مورچه مارکسیست های روسی با نقاب و بی نقاب ریخته .

    ف م سخن ، فضول محله ، اخبار روز ( این یکی خیلی قالتاق است هر وقت کم میاورد دل خواسته را که خودش را بنی صدر ی میداند اما به لحاظ این فریب خودن های او از مارکسیست های روسی بنده رفته رفته دچار تردید هستم که او هم مهره اینها و نفوذی در جریان اصیل سیاسی استقلال گرای ملی بنی صدر است . قبلا به او اخطار کردم اخبار روز و مردم رپورت و عصر نو و بقیه وب سایت های مارکسیست های روسی دشمن بنی صدر هستند و فقط دست چین میکنند نکاتی را که به گم کردن رد اینها کمک میکند . گول نخور ! ) کک به تنبانشان افتاده و میترسند که ترامپ ( من اینروزها خیلی از او خوشم آمده ، سبک خیلی خاصی دارد که همه را غافل گیر میکند با هیچ رئیس جمهور دیگر امریکا قابل مقایسه نیست ) این سفره گسترده روسی را که اینها ۳۰۰ سال زحمت کشیدند و در صحنه ایران گستراندند ، مخصوصا قسمت مارکسیستی ان از شهریور ۱۳۲۰ تا کنون را ، پف کند و به هوا بفرستد .

    تا دیروز شاهزاده خوب بود چون همش میگفت بمب نزنین ، مردم ایران باید رژیم عوض کنند . این خواست و تعلیم فریبنده مارکسیست های روسی بود . چون میدانستند اینها یعنی حفظ رژیم ملاها . اگر بنی صدر نباشد چون قبلا رییس جمهور بوده ، رضا پهلوی نباشد چون پدرش قبلا شاه بوده ، رجوی نباشد چون پر و پا قرص ترین مخالف ج ا و از جنس همین تروریست های خودی روسی است ( فدایی ، پژاک ، کومله ، دموکرات کردستان ، فرقه دموکرات ، ….) ، امریکا و اسرائیل کمک نکنند ، پس کی باشه ؟ کی کمک کنه ؟

    میبینید منظور اینها اینه که موسوی خط امام ( نه حتا کروبی ) باشه ، خامنه ای چه بهتر ، سپاه بسیار عالی ، فدایی ، توده ای ، ملی مضحکی هم دست بزنه و جای دوست نشان بده بد نیست ، پوتین همه کاره باشه ، احزاب تروریست کرد محور باشند ، حزب الله لبنان ، اسد ، بقایای ارتش صدام ، مرسنری های روس باشند و همین ها دیگه . تئوریسین هم نیکفر، زر افشان ، رئیس دانا ، … تاریخ باز ، عباس میلانی ، میرفطروس ، فیلم ساز فرهادی ( نه کیا رستمی ) هنرمند و خواننده هم شجریان و شهرام ناظری و قمیشی خوبه ، ( نه گوگوش و داریوش و ابی ) .

    یعنی اش همین اش بلکه شورتر ، کاسه همین کاسه بلکه کثیف تر و قر و مور و درب و داغون .

    مردم ایران روزی شما مرا به خاطر این شناخت عمیق از مارکسیست های روسی و افشای خیانت ها و روش های سیاسی جنایت کار انه آنها روزی صد بر یاد خواهید کرد

    مادر قحبه ترین نیروی تاریکی و فساد در ایران فراماسونری مارکسیست های روسی با نقاب ها ی رنگارنگ و چهره های متفاوت اما یکسان و هماهنگ در حفظ منافع کثیف امپریالیسم تزاری ، کمونیستی ، پوتینیستی اولتراناسیونال ارتدکس مذهبی مافیای ک گ ب ، است

    اینها به ما ، فرهنگ ما ، سیاست و امنیت و حاکمیت ملی ما ، اقتصاد ما ، هنر و روشنفکری ما ، ادب و تاریخ ما تجاوز کرده اند

    . فرزند نامشروع این تجاوز ج ا بعثی – اسلامی – فقاهتی روسی است . به همین دلیل اینها خواهان نابودی جهان برای حفظ این فرزند نامشروع هستند .

    تنها نیروهایی که نباید در آینده ایران نقش داشته باشند همین توده ایها ، فدایی ها ، خط امام ، موسوی چی ها ، ملی مضحکی ها ، آخوند ها ، سپاهیان و عمله اکره روس هستند

    شاهزاده باید برای برقراری سلطنت مشروطه و بنی صدر و دیگران برای برقراری جمهوری لائیک شبیه فرانسه ، مجاهدین خلق برای حاکمیت تک حزبی خودشان فعالیت کنند و دروغ نگویند . مردم ایران باید بعدا تصمیم بگیرند چه رژیمی میخواهند .

    بدون کمک امریکا و اسرائیل و غرب شانس اینکه یک رژیم شبه بعث دیگری سر کار بیاید با تکیه به نفوذ روسیه زیاد است .