بانک مرکزی دوراه پیش رو دارد : اعلام ورشکستگی و یا افزایش بهای دلار ۰

ورشکستگی اقتصاد رانتی ایران

چرخه اقتصاد ایران ناقص است. بدین معنا که اکثریت مردم هیچ نقشی در گردش پولی و میزان بالای نقدینگیها نداردند. هزاران میایارد تومان در اختیار عده ای خاص است که آنها نیز این پولها را به مرور از کشور خارج می کنند. یکی از دلایل احتمال افزایش بهای ارز در آینده نزدیک همین خروج سرمایه این افراد است که به مقادیر بالایی ارز نیاز دارند.

در مقابل این موضوع با جامعه ای فلاکت زده مواجهیم که بیکاری و نبودن فعالیت اقتصادی مردم را به این وا داشته است که اندک سرمایه های خود را نیز به بانکها و صندوقها بسپارند.

سودهای نجومی و عجیبی که در سالیان گذشته از سوی بانکها و این بنگاههای سوداگر تبلیغ شده بود بسیاری از مردم را بر آن داشت که نا امید از فعالیت اقتصادی ، به سپرده گذاری روی بیاورند. با توجه به نرخ بالای تورم و افزایش ۳۰ درصدی سالیانه به بهای ارز یعنی بطور خلاصه با سوء استفاده از کاهش ارزش ریال ، این بانکها بدون فعالیت مثبت اقتصادی تنها منتظر کاهش ارزش پول ملی هستند تا بتوانند به سپرده گذاران سود و حتی اصل پولشان را بازپس دهند.

اجتماع مردم مال باخته در برابر بانک مرکزی

اجتماع مردم مال باخته در برابر بانک مرکزی

اقتصاد ایران در این برهه دارای دو حلقه کاملا متفاوت است :

حلقه رانت خواران که شاید پنج درصد جمعیت را تشکیل دهند و زمام کلیه امور بزرگ اقتصادی از واردات و صادرات را در دست دارند و بزرگترین ضربه را به کارگاههای کوچک تولیدی زده اند.

حلقه ۹۵ درصد مردم که شامل کارگاهها و کشاورزی و کسب و کارهای کوچک می شود. این حلقه روز بروز در رقابت با حلقه رانت خواران فقیرتر و کوچکتر شده است. مردم توانایی رقابت با وارد کنندگان سپاهی و آقازادگان را نداشته اند و آقازادگان هم با واردات از چین و دیگر کشورها ، تولید و کشاورزی ایران را هدف قرار داده اند. طبیعی ایت که علت افزایش بی سابقه شاخص بیکاری در سالهای گذشته همین موضوع است؛ یعنی اقتصاد مردمی در برابر اقتصاد رانتی آقازادگان بازی را باخت و عملاً وجود ندارد. آقازادگان و سپاه حتی در قاچاق نیز گوی سبقت را از مرزنشینان ربوده اند و امروز بیشتر کالاهای قاچاق از طریق همین افراد پر نفوذ موسوم به «برادران قاچاقچی» وارد ایران می شود!

آرام آرام و مرحله به مرحله ، سپرده گذاران را نا امید و نا امید تر کردند و امروز اعلام کردند که حتی ممکن است این بلا به سر سپرده های بانکها هم بیاید! با کمال پر رویی

آرام آرام و مرحله به مرحله ، سپرده گذاران را نا امید و نا امید تر کردند و امروز اعلام کردند که حتی ممکن است این بلا به سر سپرده های بانکها هم بیاید! با کمال پر رویی

اظهارات ضد و نقیض مسئولان اقتصادی

در حالیکه بانک مرکزی با مدیریت ولی الله سیف با شعار ساماندهی بانکها و صندوقهای قرض الحسنه آمده بود ، در طول ۴ سال دولت بنفش ، نه تنها اوضاع وخیم تر شده است ، بلکه چندین بانک هم در آستانه اعلام ورشکستگی هستند. همانطور که در مقاله اسفند ماه گذشته به شما هموطنان گفته شد ، هیچ راه حلی برای بدهکاری های بانکها وجود ندارد و اگر هم اکنون برای باز پس گیری سپرده خود اقدام نکنید شاید فردا دیر باشد!

چرا بانکها ورشکسته اند؟

حقیقت تلخ ورشکستگی بانکها به فساد و بی بند و باری حکومت بر می گردد  بصورتی که میلیاردها دلار وامهای بدون گرو در اختیار آقازادگان سپاه و حکومت قرار گرفته است و بلای جان اقتصاد و باعث ایجاد نقدینگی بی حاصل شده است. در واقع ریالهایی که بانکها به آقازادگان داده اند در طول سالهای گذشته به دلار تبدیل شد و از کشور خارج گردید. یکی از مشکلات بیهودگی تزریق ریال به اقتصاد ایران این بوده است که بانکها در سیستمی مافیایی بجای تزریق سرمایه به اقشار جامعه ، تنها در خدمت آقازادگان بوده اند و بیشتر سرمایه ها بدست هرم بالایی قدرت افتاده است. این بدین معناست که عملاً با فساد موجود در سیستم بانکی ، امکان ایجاد گشایش در اقتصاد از طریق این بانکها وجود ندارد.

همچنین با توجه به پاسخگو نبودن مافیای قدرت در برابر معوقات چند ساله، بانکها بدهی بالایی دارند که از بازپرداخت آن به بانک مرکزی سر باز زده اند. این حالت را می توان ورشکستگی بانک نامید.

از سوی دیگر خود دولت و همچنین دستگاههای بیمه هم ورشکسته هستند و این کلاف سر در گم از تعداد زیادی بنگاه دولتی و مافیایی ورشکسته تشکیل شده است که سران دزد و ثروتمندش حاضر به پاسخگویی هم نیستند.

باید بحال این مردمی که بدنبال آب و برق مجانی بودند خندید و یا گریه کرد؟

باید بحال این مردمی که بدنبال آب و برق مجانی بودند خندید و یا گریه کرد؟

آب پاکی که رئیس بانک مرکزی روی مردم ریخت

در حالیکه تا هفته گذشته تنها درباره موسسات و صندوقهای ورشکسته سخن به میان آمده بود ، اخیراً در آخرین اظهار نظرها ، ولی الله سیف و چند مقام دیگر اقتصادی سخن از بانکها را نیز به میان افکندند و اعلام نمودند که داشتن مجوز بانک به معنی تضمین بازگشت سپرده نیست.

با این آب پاکی که این دزدان و شریک دزدان بروی ملت از همه جا بیخبر ریختند و با توجه به اینکه دولت بنفش جایگاهش را برای چهار سال محکم نموده است ، نوع گفتگوی آنها طبیعتاً از وعده و وعید به پوزش ، فرافکنی و حتی تهدید سپرده گذاران تغییر نموده است. مقامات اقتصادی در هفته ای که گذشت بطور هماهنگ از احتمال ورشکستگی چند بانک خبر دادند و بسیار زیرکانه و بدون هیاهو اعلام کردند که این سپرده گذاران هستند که باید بانک سالم را تشخیص دهند و مسئولیت به فنا رفتن سپرده ها را به عهده مردم بیچاره انداختند که در انتخاب بانک دقت ننموده اند!

بانک مرکزی مدتهاست از اعلام ورشکستگی بانکها طفره می رود. اما آیا سپرده ها محفوظند؟ یا اینکه تورم و کاهش ارزش ریال را بزودی کلید خواهند زد؟

بانک مرکزی مدتهاست از اعلام ورشکستگی بانکها طفره می رود. اما آیا سپرده ها محفوظند؟ یا اینکه تورم و کاهش ارزش ریال را بزودی کلید خواهند زد؟

سرانجامی که تنها به فلاکت مردم می انجامد

دو را پیش روی بانک مرکزی است : یا با ایجاد تورم و کاهش قیمت ارز ریالهای انباشته سپرده گذاران را بی ارزشتر نماید تا بتوان آن را باز پس داد و یا اینکه اعلام ورشکستگی نماید و سپرده گذاران را آرام آرام ،راضی و یا خسته نماید!

راه حلی که دولتهای گذشته از زمان موسوی (دوران طلایی امام) تا پایان احمدی نژاد برای حل مشکلات این چنینی یافته بودند ، کاهش بهای ریال و ایجاد تورم بود. در این روش بجای اینکه کسری ها جبران شود، ارزش کاغذهای در دست مردم و سپرده ها را کاهش می دهند یعنی دست در جیب ملت می کنند تا کسریها برطرف شود. ایراد بزرگ این روش این است که به کل جامعه بخصوص طبقه فقیر فشار زیادی خواهد آمد و توان خرید طبقه متوسط کاهش خواهد یافت. مصداق آشکار آن را در دوران احمدی نژاد دیدیم.

راه حل دیگر این است که بانک مرکزی روراست اعلام ورشکستگی کند. اینجاست که دم خروس نمایان خواهد شد و حکومت مجبور است اعتراف نماید که سپرده گذاران بیچاره شده اند. این جراحی زشت و دردناک اگرچه بسیار ناراحت کننده است ولی مصائب و مشکلات آن از ایجاد تورم و کاهش ارزش پول ملی کمتر است؛ چرا که تنها سپرده گذاران دچار مشکل خواهند شد و نه کل طبقات جامعه. به نظر می رسد که دولت بنفش تا امروز این راه ر انتخاب نموده است و زیر بار ایجاد تورم و کاهش بهای ارز نرفته است.

باید دید این سیاست که البته بناچار انتخاب شده است تا کی دوام می آورد . آیا دولت روحانی هم مانند دیگر دولتها به سراغ جیب مردم بیچاره خواهد رفت و ارزش پول ملی را کاهش خواهد داد؟ یا اینکه به سپرده گذاران اعلام می کند و بانکها ورشکسته شده اند و سپرده های آنها در شکم آقازادگان جای ابدی گرفته است!