بایگانی دسته: اقتصاد

پس از سالها فساد ،خامنه ای منتقد اقتصاد کنونی شده است!۰

علی خامنه ای در دیدار با سران حکومت ، از عملکرد اقتصادی دولت انتقاد کرد. انتقادهایی که ادامه حرفهای رقبای انتخاباتی آقای روحانی بود. مشخصاً می شد حدس هم زد که رقبای انتخاباتی حسن روحانی که از جناح اصولگرا بودند با کمک خامنه ای این نقدها را در طول انتخابات به دولت نموده اند. در ادامه حسن روحانی از خود و عملکرد ولت خود دفاع نمود. خامنه ای در واکنش به این سخنان گفت رئیس جمهوری به مواردی اشاره کرد که باید بشود، اما مخاطب و مجریِ عمده این موارد، خود او و تیم دولت است. خامنه ای البته بهتر از هر کس می داند که سیاستهای او و اطرافیان چاپلوس و کلاهبردار او ایران را به این حال و روز انداخته است و متهم اصلی ماجرا کسی نیست مگر خود علی خامنه ای!

سفره های خالی کارگران در سال نو ؛ عمّامه را کج بگذار آخوند۴

کسانی که درباره کودکان کار، فحشای گسترده در تهران و شهرهای بزرگ و همچنین بیسوادی چند میلیون کودک سخن می گویند چرا راه دور می روند ؟ علت العلل همگی این مشکلات این حقوقهای پایین به سرپرستان است. علاوه بر حداقل حقوق بسیار پایین فقط 220 دلار ، تعداد زیادی از کارگران و حتی کارمندان جزء با قراردادی صوری و موقتی مشغول به کار هستند که حتی این کف دستمزد هم بدستشان نمی رسد. بعنوان نمونه چندید هزار منشی زن با مدارک دانشگاهی در تهران مشغول بکارند. کار که چه عرض کنیم ... بیگاری و برخی خود فروشی. بنا به آمار میدانی، در تهران حدود 50 هزار روسپی مشغول به کارند.

سقف ۲۴ میلیونی در برابر میلیاردها دزدی ، یک جوک خنده دار است.۳

دریافتی سران مملکت از سفره چپاول ایران روزانه میلیاردها است.در این میان مردم ما به این میزان از دستمزد معترضند. این در حالیست که سیستم رانتی و فاسد ایران طوری است که اساساً بسیاری از مدیران حکومت نیازی به حقوق ندارند و بسیاری از نمایندگان مجلس و مدیران کشور به این حقوق ماهیانه بعنوان یک "پول ناچیز" نگاه می کنند. در واقع میزان دریافتی افرادی چون لاریجانیها، رفسنجانیها، قالیبافها و هزاران آقازاده اطراف سران حکومت آنقدر زیاد است که نیازی به این حقوق 24 میلیونی "ناچیز" ندارند!

اعتراف صندوق بین المللی پول: اقتصاد ایران در سال آینده سقوط خواهد کرد.۴

این صندوق با پیش بینی رشد تنها 4.5 درصدی برای اقتصاد ایران و با توجه به میزان رشد 7 درصدی در بخش نفت ، با زبان بی زبانی رشد اقتصادی بخشهای غیر نفتی را منفی اعلام کرده ولی ترجیح داده است که آنرا در گزارش نیاورد. کوچک شدن اقتصاد غیر نفتی ایران ششمین سال خود را خواهد گذرانید که به معنایی افزایش بیکاری و فقر در اثر تعطیلی کارخانه ها و کارگاههای بیشتر است.از سوی دیگر خود دولت و همچنین دستگاههای بیمه هم ورشکسته هستند و این کلاف سر در گم از تعداد زیادی بنگاه دولتی و مافیایی ورشکسته تشکیل شده است که سران دزد و ثروتمندش حاضر به پاسخگویی هم نیستند.

بی توجهی به بلوچستان ایران ، شرم آور است۳

حدود 77 درصد روستاییان استان سیستان و بلوچستان در فقر شدید بسر می برند. در آمد سالیانه (دقت کنید : سالیانه!) در مناطق روستایی یک میلیون تومان بازای هر نفر است!(کمتر از یک دلار در روز!) آیا با چنین اوضاع اسفناکی می توان عصیان و طغیان جوانان این استان را سرزنش کرد؟ چه دستهای پشت پرده ای در کارند که این همه ستم و تبعیض را به این استان و البته بسیاری دیگر از استانهای مرزی ،ارمغان داده اند؟ آیا جمهوری اسلامی آمده است تا ایران را نابود و تجزیه کند؟

حکم احمد منتظری، بیانگر چیست؟ آیا حکومت به جنایتش معترف است؟۱

علت چنين حكم سنگيني آن هم براي فرزند آيت الله منتظري را «اقدام عليه امنيت ملی!» ،«انتشار فايل صوتی دارای طبقه بندی سری!» و «تبليغ عليه نظام!» بيان شده است . بفرض که اتهامات گفته شده درست باشد؛ این خود حکم تاییدی است بر جنایات رژیم در سال 67.

چرا روحانی به آمارسازی و دروغ در میدان اقتصاد روی آورده است ؟۲

طبیعی است که غربیها به آمارسازی دولت روحانی کاری ندارند و بهتر از هرکس می دانند که ماست حسن روحانی کره دارد و یا آب است! بنابراین آمارسازی حسن روحانی این شیخ خوش زبان دیپلمات ، جایی در اقتصاد ندارد. علم اقتصاد علم اعداد است و این اعداد و ارقام واقعی هستند که با زبان بیزبانی کل اقتصاد طوفان زده ایران را جار می زنند. حال اگر روحانی توانسته عده ای عوام و عمّی را بدور خویش جمع کند و داد موفقیت سر دهد، کسی از مخاطبان آگاه داخل و خارج را بدین گزافگویی اعتنایی نیست.

آمار تاسف بارکشتار سیستماتیک کولبران در شش ماه اول سال ١٣٩۵۰

مطالب مختصر فوق بیانگر وجود نوعی مرگ قانونی می‌باشد، مرگی که تنها با جان دادن کولبر پایان نمی‌یابد و تبعات آن همسر و فرزندان این کولبران را بیش از پیش در دامان مشکلات معیشتی و روانی، فرو می‌برد که تنها تصور آن خود رمانی تراژدیک و فاجعه‌ای انسانی می‌باشد که هر روزه در این جامعه روی می‌دهد و تکرار می‌گردد. کولبران و کاسبکاران مرزهای مناطق کُردنشین در ازای مبلغی ناچیزی اقدام به انتقال اجناس و کالا به داخل کشور می‌کنند.