بایگانی

به کوری چشم تازی صفتان، یلدا را با شکوهِ هرچه تمام تر، جشن می گیریم!۱

شب یلدا یادگار نیک نیاکانمان *تقدیم به فرزندان پاک ایران زمین* ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﻣﺎﯾﻪ ﻧﻨﮓ ﻋﺮﺏ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ ! ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺧﺘﺮﮐﺎﻥ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻪ درازا ﻧﻤﯽ کشید، ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ ﭘﺎﮐﻤﺎﻥ ،ﺑﻠﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ ، ﺷﺐ ﺗﻮﻟﺪ ﻣﯿﻨﻮ ( ﺍﻟﻬﻪ ﺯﻥ ) ﻭ ﻣﯿﺘﺮﺍ ( ﺍﻟﻬﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ) ﺑﻨﺎﻡ ﯾﻠﺪﺍ ﻧﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ. ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﯾﻠﺪﺍ، ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻧﺎﻡ ﻭﻃﻦ ﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ، ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﺮبانان … ﯾﻠﺪﺍیتان پیشاپیش ﻣﺒﺎﺭﮎ….

گرانیِ سَرسام آور، نوروز را به عَزایِ ملی ایرانیان تَبدیل نموده است۲۲

به راستی در این برهه زمانی ملال آور و با وجود چنین شرایطِ طاقت فرسایی، بَرای مردمِ شریف ایرانی رَمقی باقی مانده تا نوروز را جشن گرفته و به شادمانی و پایکوبی بپردازند؟ آیا شکم های گرسنه و دست های پینه بسته و چشم هایی گریان، مجالی به یک فردِ بینوا می دهند تا دَمی بیاساید و لحظه ای مسرور باشد؟

در کنار دزدی های میلیاردی آخوندهای فرومایه، هزاران کودک سرگردان در جستجوی درآمدی ناچیزند۶

کودکان، نورچشم خانوادها، و سرمایه های بزرگی برای آینده هر کشورند. وظیفه خانواده بررسی اوضاع مالی وامکانات معنوی و تربیتی و همچنین در نظرگرفتن شرایط اجتماع و کشور خود است تا دست به تولید کودک زند. زیرا هرگونه لغزش و اشتباهی در زندگی و حتی شکست و نا امیدی در زندگی آینده فرزندان به وجود آید،

کودکان کار؛ درماندگانی که هر روز بر تعداد شان افزوده می شود۵

آیا مقصر مایی نیستیم که هر دفعه چشم مان به یکی از این کودکان چرک آلود و بد لباس و ژولیده که بسته ای آدامس یا شاخه ای گل برای فروش دارند، می رسیم خود را به ندیدن می زنیم؟ نمی بینیم شان، نمی شنویم شان و راه مان را کج می کنیم تا مبادا آنان بتوانند همچون کنه به ما بچسبند و ذهن ما را آزار دهند.

مشکل امروز ایران رمین، فقر عمیق اخلاقی و فرهنگی مردمان است۱۰

هر گونه انقلاب سیاسی در این شرایط با شکست و فرجامی تلخ مواجه خواهد شد چرا که این مردم ابتدا باید پایه ای ترین اصول اخلاقی و پرنسیپل های انسانی را آموخته و بدان ها پایبند باشند تا جامعه پذیرای قانون مندی شده و پتانسیل برقراری حکومتی سکولار دموکرات را داشته باشد.

چرا ایرانیان در خارج از کشور از یکدیگر فرار می کنند؟۶۲

ایرانیان در خارج از کشور به محض دیدن یک ایرانی دیگر، مسیرشان را تغییر می دهند و یا تا زمانی ایرانی "غریبه" بگذرد، حرف نمی زنند و در و دیوار را نگاه می کنند؛ گویی یک گفتگوی ناقابل در دنیای غربت، جان شان را می گیرد. به راستی چه شده است که دو ایرانی تمام تلاش خود را می کنند تا از دید هَم مخفی بمانند؟

بر سر عشق چه آمد؟۵

به راستی اخلاق های نیکوی ما کجا رخت بر بستند و به کدامین سیاره راه شیری کوچ کردند و ما را با یک مُشت اخلاق های زشت و ناپسند و ضد انسانی تنها گذاشتند؟ آیا ما، ملت ایران، آن دسته از کردارهای زیبا و دلنشین و انسانی را فراری دادیم و خود را در منجلاب اخلاق های زشت و ناپسند غرق نمودیم؟

کودکان کار؛ بچه هایی که با دنیای کودکی غریبه اند۴

کودکان کار با دنیای کودکان غریبه اند؛ از لذت ها و شادی ها و بازی های دوران کودکی محروم گشته و تا چشم باز نموده اند، خود را در لا به لای جمعیت سنگدل آدم بزرگ ها پیدا کرده اند و برای فروختن یک بسته آدامس، هر روز چندین متر در پس هم میهنان شان، می دوند. بی دفاع ترین قشر جامعه، کودکان بینوای کار هستند.