هدف صدای فارسی آمریکا چیست؛ روشنگری، یادرتاریکی نگاهداشتن مردم؟ ۷

هدف صدای فارسی آمریکا چیست؛ روشنگری، یادرتاریکی نگاهداشتن مردم؟

هدف صدای فارسی آمریکا چیست؛ روشنگری، یادرتاریکی نگاهداشتن مردم؟

سی سال پیش مردم کشورمان برای رسیدن به آزادی به پاخاستند، و در آن فضای بسته و خفقان آورسیاسی ندانسته دست به دامان جنایت کار بزرگی به نام خمینی شدند. اندکی بعد، هم میهنان ما به خود آمدند، و بیشترین آن ها سوای آخوندهای مفت خور و ایران ستیز، گروه فرصت طلب، لاشخورهای بی غیرت وطن فروش، امت نادان و ناآگاه، شماری از بازاری های آخوند پرور و وطن فروش، و فاطمه کماندوها، این حکومت را نامشروع و غیرقانونی دانستند.

مردم، با نوشتن نامه ها، و بافریادهای بلند خود به همه جهانیان اعلام کردند، وآگاهی دادند که رژیم چماق به دست ومرگبار ولایت وقیح را قبول ندارند، و از جهانیان کمک و یاری خواستند تا بتوانند دریک همه پرسی، نامشروع بودن رژیم رانشان دهند.

درچنین شرایطی که یک رژیم خودکامه ملتی رابازیچه هوس های خود می کند و تادندان مسلح روبروی مردم بی دفاع می ایستد وهر آن آمادگی دارد که جیره خواران قداره بند و خون آشام خود را مانند گرگ های درنده بیابانی میان مردم رها کند و آنان را لت وپار نماید، وظیفه به اصطلاح روشنفکران جامعه ما و دولت های دیگر جهان چیست؟؛ بروید رای دهید؟ درچهارچوب قوانین جمهوری اسلام حرکت کنید؟ آمریکا و رژیم ایران را تشویق و وادار به مذاکره بایکدیگر کنید؟ وبه طورکلی، آهسته بیا، آهسته برو، صدای پات مورچه نفهمه؟ زیرا ولی وقیح ممکنست خوابش نبرد.

این ها سفارشاتی است که به اصطلاح خردمندان، روشنفکران، و سیاست مداران مملکتمان به خورد مردم ما می دهند. نتیجه این ها چیست؟ نتیجه سی سال یا پنجاه سال دیگرزیرنعلین آخوند دست و پا زدن است.

اگر مغازه داری جنس تقلبی و باقیمت ناجور حساب مردم کند، چاره عمل چیست؟ آیا مردم کماکان اجحاف، گران فروشی، و زورگوئی کاسب بی انصاف را می پذیرند؟ البته که این طور نیست. بلکه یواش، یواش، مردم دور کاسب خدانشناس راخالی و خلوت می کنند، تا آن که ورشکست می شود، و بساط خود را برچیند.

این بخشی از سیاست مردم بی سلاح، دربرابرخون آشامان و زورگویان است.

اما روشنفکران ما با انتقاد های کوتاه، زودگذر، و بی اثر خود، هیچ گاه دست به ترکیب رژیم های خودکامه نمی زنند. بلکه مردم را به آرامش، سکوت، و گذشت، ویا دلسردی و این که چاره ای نمی توان کرد، تشویق می کنند.

به عنوان نمونه، صدای آمریکا کسانی را به برنامه های خود دعوت می نماید که شماری از آنان حرکت انقلابی و بر پاخاستن مردم را سست و آنان رادلسرد می کنند. آن چنان که آقای دکتر نوری زاده و آقای سازگارا پیش ازانتصابات (نه انتخابات)، کراراً و بااصرار از مردم می خواستند که بروند رای دهند. رای به کی؟ در کجا؟ در چه شرایطی؟.

این سفارشی بود که بارها و بارها خامنه ای در سخن رانی های خود در کردستان با التماس از مردم می کرد. خامنه ای می گفت؛ « شرکت شما مردم در رای دادن، موجب بقا و پایداری رژیم ولایت فقیه است.» به عبارت دیگر، اگر مردم ما صحنه های رای گیری را خالی می گذاشتند، رژیم مشروعیت خود را از دست می داد، و ناچار می شد یا۱۸۰ درجه عقب گرد کند و در خط مردمی قرارگیرد، و یا آن که کنار رود و جای خود را به مردم واگذارد تا آنان با دموکراسی دریک انتخابات آزاد رژیم دلخواه خود را برگزینند.

حال، نتیجه چه شد؟ مردم ساده دل و ناآگاه ازسیاست روز، جملگی در رای دادن شرکت کردند، تا میان کاندیداهای از صافی گذشته ولایت فقیه آن که کم آزارتر است برگزینند، و بنا به گفته ای میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنند. البته این گونه توصیه و سفارش به اصطلاح روشنفکران ما هندوانه ای بود که توی زرد از آب در آمد، زیرا ولی وقیح بادهان گشاد خود همه رای ها را درسته بلعید، و آب هم بالاش.

باید به هوش سرشار این سیاستمداران خودمان آفرین بگوئیم که کمک کردند تا مردم شرکت بیشتری در رای دادن داشته باشند، به رژیم ظاهراً مشروعیت جهانی دادند، و رژیم الهی مدینه ای ولی وقیح تحت ارشاد امام چهاردهم خامنه ای کویر، وفرزند بزگوارشان، مجتبی خان چنگیز نژاد یا به گفته ای قوچ علی رهبر آدم کشان، و دارای ثروت های بیکران در اقصی نقاط جهان، همچنان پابرجا بماند.

محسن میلانی

محسن میلانی

واما دانشمند دیگر، آقای میلانی که مانند دیگرسیاستمداران بزرگ کشورمان برای خفه کردن صدای مردم، چند عنوان و لقب بزرگ مانند دکتر، متخصص، فوق تخصص، واخیراً پروفسور نیز به دنبال خود می کشند، مطالبی ابراز داشتند که یا ملتی را خدای ناخواسته نادان و کودن به شمار آوردند، ویا آن که ایشان توی باغ نیستند و ازخیزش میلیونی مردم، و آن چه در ایران می گذرد آگاهی ندارند.

ایشان گفتند که آقای اوباما طبق قرارداد الجزیره که گروگان ها را آزاد کردند، نمی تواند در امورسیاسی ایران دخالت کند. آقای میلانی این موضوع راتایید کردند، و گمان ما براین است که برای آقای اوباما کف محکمی هم زدند، شاید نامه تشکر و سپاسگزاری نیز برای ایشان نوشته باشند.

باید از این دانشمند با داشتن عنوان های زیادی مانند پروفسور، فوق تخصص و… پرسید اکنون ملت ایران بیش از بیست سال می گذرد که رژیم حاکم بر خود را تحمیلی، نا مشروع، و به گفته دیگرحرام زاده می داند.

ملتی بی دفاع که شب و روز در زیر پای جلادان رژیم خون خوار آش و لاش می شود، به پا خاسته و فریاد مظلومیت خود را به جهانیان رسانده است و از دیگر کشورها یاری و کمک می خواهد. آیا کمک و یاری کشوری مانند آمریکا دخالت در امور ایران است؟ آیارفتن آمریکابه عراق و افغانستان و شرصدام و طالبان را ازسر مردم کوتاه کردن نیزدخالت در امرسیاسی کشور دیگر بود؟.

هم اکنون کشور عراق به نیمه دموکراسی رسیده است، ودارای آزادی نسبی در انتخابات و شرکت مردم در سرنوشت کشورشان است. اما، ما به کجا رسیدیم؟ دارای امام چهاردهم هستیم که بامشورت با امام دوازدهم ته چاه مملکت را اداره می کند..واز آن جا که ایشان خیال ندارد حالا، حالاها، از چاه بیرون آید، کشور ما متعلق به علی آ قا، پسر نازنینشان آقا مجتبی، آیت الله احمد خاتمی، آیت الله مسواک یزدی و بقیه یاران ۴۰ دزد علی آقا می باشد.

آیااستقلال آمریکا با یاری و همکاری دولت فرانسه، دخالت در امر کشور دیگر بود؟. درزمان جنگ دوم جهانی در سال های ۱۹۳۹-۱۹۴۴، نزدیک به شش میلیون انسان بی گناه، در کوره های آدم سوزی هیتلرسوختند و خاکستر شدند. در آن سال ها، دولت های اروپائی ساکت ماندند، و تماشاگر این جنایات به نام هولوکوست بودند. هم اکنون هولوکوست دیگری در ایران در جریان است و خوش نشینان ایرانی در آمریکا، دانسته و یا ندانسته آب به آسیاب جمهوری اسلامی ایران می ریزند.

البته ماباهرگونه دخالت نظامی مخالفیم وآن را مصیبتی بزرگ برای کشورو مردم خود می دانیم. ولی راههای دیگری هم هست که دولت آمریکا می توانست وهنوزهم می تواند باپشتیبانی ازمردم ایران، و پشتیبانی از گروه خط سبزانقلاب مردم ایران، آقایان رفسنجانی، موسوی، و کهروبی، رسیدن به آزادی و دموکراسی را برایمان آسان ترسازد. همان گونه که آقای بوش از مردم ما وراه آزادی امان حمایت و پشتیبانی می کرد.

آقای میلانی مانندملانصرالدین عمل می کنند. زیرا وقتی از ملا پرسیدند مرکز دنیا کجاست؟ او در پاسخ گفت؛ « جائی که میخ طویله خر من به زمین کوبیده شده» وقتی مردم از او پرسیدند به چه دلیل این حرف را می زنی؟ گفت: «اگر باور نداریددور زمین را خودتان اندازه بگیرید.»

بر مبنای این منطق ملانصرالدینی، آقای میلانی فتوای دیگری نیز صادر کردند. ایشان فرمودند چون رسانه های خبری در دو سه ماه گذشته در ایران اجازه فعالیت نداشتند، بنابر این اطلاعات جامع و درستی در دست نیست که ایشان بتواند برروی آن ها تکیه کند، وآقای اوباما هم به همین دلیل از جنبش سبز پشتیبانی نمی کند.

هم چنین ایشان می گوید که نمی داند در انتخابات تقلب شده یا نه؟ چون اطلاعات لازم به دست ایشان نرسیده است. البته خود رژیم هم همین حرف را می زند که مطمئن نیست تقلبی در کار بوده است.

هم میهنان گرامی، شما به درستی می دانید که چند میلیون مردم به پا خاسته به ویژه جوانان ما، توانستند در نبودن خبرگزاری های بین اللملی صدها تصویر و فیلم از لحظه به لحظه جنایات رژیم را به سراسر دنیا مخابره کنند، که بیشتر آنان دررسانه ها به چاپ رسیدند، ودر رادیو و تلویزیون ها گفته و نشان داده شدند. تا آن جا که ما به خاطرداریم، براثر گسترش و پخش رویداد های ایران در دنیا، در ایتالیا خیابانی را به یاد و خاطره نداآقاسلطان، به نام ندا نام گذاری کردند.

ازدید این پروفسورخوش نشین در آمریکا، جنبش میلیونی مردم که شعار دادند؛ « مرگ بر دیکتاتور، رای ما راپس دهید» بی معنی و بی ارزش است.

آقای میلانی مانند شماردیگری از اندیشمندان ما که به دور حزب دمکرات گرد آمده اند، مذاکره با آمریکا را لازم می داند. البته باید پرسید مذاکره با کی و در چه موردی؟ نشست گرگ با گوسفند آیا امکان پذیر است؟ آیا منافع از دست رفته بیش از ۶۰ میلیون هم میهنان مارا در بر می گیرد؟

جمهوری اسلامی حافظ منافع حزب الله لبنان، حسن نصرالله، لات ها و چاقوکشان ایرانی، و سوریه، گروه القاعده، و دشمن فرهنگ، تاریخ، آئین و زبان ایرانی است. آیا این دولت می تواند به نمایندگی مردم ایران با دولت آمریکا یا هر دولت دیگری نشست و گفتگو داشته باشد؟

آقای میلانی روابط با روسیه را دو طرفه و به سود هردوکشور می دانند. آیا از دست دادن بخشی از دریای شمال از دست آوردهای مردم ایران است؟ آیا رابطه رژیم ایران با روسیه فقط و فقط برای حمایت و پشتیبانی و حفظ رژیم آخوندها نیست؟

بیژن فرهودی

بیژن فرهودی

دیگر این که آقای میلانی تحریم اقتصادی را به ضرر مردم می داند و بر این باور است که باید مردم شکایات خود را به شورای امنیت سازمان ملل ببرند. واقعاً چه پیشنهاد زیبائی. زیرا هرگونه تصمیمی که سازمان ملل به خواهد بگیرد، بلادرنگ با وتو دوستان گرامی رژیم الله برزمین یعنی؛ روسیه وچین باطل و به سطل خاکروبه فرستاده می شود.

تحریم اقتصادی هم برمردم و هم بر رژیم فشار وارد می آورد. زیرا رژیم خود نیز مصرف کننده است. به ویژه در مورد سوخت. وانگهی وقتی فشار بر مردم افزوده شود، آنان فشار رابه رژیم باز می گردانند.

ما  از آقای بیژن فرهودی که میهن پرست و انسان بزرگی هستند  سپاسگزاریم، ولی از ایشان انتظار داریم که با وجود ایرانیان فرهیخته و بسیار وطن پرست،  از برگزیدن خوش نشینان بی تفاوت به سرنوشت کشورمان پرهیزنمایند.

  • TheAgent

    دوست عزیز

    حکومتی که رای مردم را به گونه ای می شمارد که به نفع نامزد مورد علاقه خودش تمام شود از اعلام مشارکت N درصدی هم ابایی ندارد. اگر مردم شرکت نمی کردند حکومت باز هم اعلام می کرد که ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و به احمدی نژاد رای دادند، و آنوقت همه فکر می‌کردند که این حتماً دیگران بودند که رای دادند.

    این بار، اما، ما همه می دانیم به که رای دادیم. جنبش سبز نتیجه رای دادن است و نه رای ندادن.
    همه ما فکر می‌کردیم جمهوری اسلامی آنقدر وقیح نیست که اینگونه در آرا تقلب کند، و اگر اصلاح طلبان رای میاوردند جایگاه خامنه ای و ولایت فقیه بیش از پیش تضعیف می شد. خامنه ای از همین ترسید و به خاطر همین ترسش نشان داد که جمهوری اسلامی آنقدر وقیح هست که اینگونه تقلب کند، اس ام اس را قطع کند، اینترنت را فیلتر کند، نمایشی وارونه از اعتراضات در صدا و سیما اجرا کند، “رییس جمهورش” اینقدر دروغ بگوید، جوانان و زنان را کتک بزند و به آنها تجاوز کند، بسیج و سپاهش اینقدر وحشی باشد و در نهایت ظلمش در تمام دنیا به نمایش درآید و بنیانش اینقدر بلرزد.

    ما همه افتخار می‌کنیم که رای دادیم چرا که اگر رای نمی دادیم آب از آب تکان نمیخورد. نهایت می گفتند مشارکت در رای از ۷۰ درصد به ۶۰ رسیده که آنهم اینقدر برای جمهوری اسلامی بد نبود. مردم خواستند با رایشان با صلح و دموکراسی نظام را متحول کنند که نشد، و این نظام بود که فریب خورد و تیشه به ریشه خودش زد.

    شما از روی احساست می گویی و می نویسی و آقای سازگارا و نوری زاده از روی منطق. شما فکر می کنی حمله آمریکا به ایران خوب است و استخوان خرد کرده های سیاست می دانند این جنگ به چه معناست.
    سیاست، دوست عزیز، استفاده از همه ابزارها برای بهبود شرایط است. شما با این طرز فکر، همانند همین رژیم با نفرت می گویی و می نویسی و نه با منطق. شما هم همان اشتباهات را مرتکب می شوی، فقط نیت و اعتقاداتت در تضاد با رژیم است. آنچه که همه ما باید بفهمیم راه و روش صحیح برخورد است. روش شما همان روش انقلاب اسلامی است که منجر به این وضعیت شد. آن موقع همه فکر کردند انقلاب خوب است و شما هم الان همین فکر را می کنی. شما هم فکر می کنی راه حل سریع و واضح برای این شرایط داری و آن جنگ و انقلاب با احساسات آتشین میهن پرستانه و … است و این اشتباهی است که همه دوستان “انقلابی” ما مرتکب شدند.

    نیاز ما، دوست عزیز، سیاست نرم و عاری از احساسات است.

  • TheAgent

    دوست عزیز

    حکومتی که رای مردم را به گونه ای می شمارد که به نفع نامزد مورد علاقه خودش تمام شود از اعلام مشارکت N درصدی هم ابایی ندارد. اگر مردم شرکت نمی کردند حکومت باز هم اعلام می کرد که ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و به احمدی نژاد رای دادند، و آنوقت همه فکر می‌کردند که این حتماً دیگران بودند که رای دادند.

    این بار، اما، ما همه می دانیم به که رای دادیم. جنبش سبز نتیجه رای دادن است و نه رای ندادن.
    همه ما فکر می‌کردیم جمهوری اسلامی آنقدر وقیح نیست که اینگونه در آرا تقلب کند، و اگر اصلاح طلبان رای میاوردند جایگاه خامنه ای و ولایت فقیه بیش از پیش تضعیف می شد. خامنه ای از همین ترسید و به خاطر همین ترسش نشان داد که جمهوری اسلامی آنقدر وقیح هست که اینگونه تقلب کند، اس ام اس را قطع کند، اینترنت را فیلتر کند، نمایشی وارونه از اعتراضات در صدا و سیما اجرا کند، “رییس جمهورش” اینقدر دروغ بگوید، جوانان و زنان را کتک بزند و به آنها تجاوز کند، بسیج و سپاهش اینقدر وحشی باشد و در نهایت ظلمش در تمام دنیا به نمایش درآید و بنیانش اینقدر بلرزد.

    ما همه افتخار می‌کنیم که رای دادیم چرا که اگر رای نمی دادیم آب از آب تکان نمیخورد. نهایت می گفتند مشارکت در رای از ۷۰ درصد به ۶۰ رسیده که آنهم اینقدر برای جمهوری اسلامی بد نبود. مردم خواستند با رایشان با صلح و دموکراسی نظام را متحول کنند که نشد، و این نظام بود که فریب خورد و تیشه به ریشه خودش زد.

    شما از روی احساست می گویی و می نویسی و آقای سازگارا و نوری زاده از روی منطق. شما فکر می کنی حمله آمریکا به ایران خوب است و استخوان خرد کرده های سیاست می دانند این جنگ به چه معناست.
    سیاست، دوست عزیز، استفاده از همه ابزارها برای بهبود شرایط است. شما با این طرز فکر، همانند همین رژیم با نفرت می گویی و می نویسی و نه با منطق. شما هم همان اشتباهات را مرتکب می شوی، فقط نیت و اعتقاداتت در تضاد با رژیم است. آنچه که همه ما باید بفهمیم راه و روش صحیح برخورد است. روش شما همان روش انقلاب اسلامی است که منجر به این وضعیت شد. آن موقع همه فکر کردند انقلاب خوب است و شما هم الان همین فکر را می کنی. شما هم فکر می کنی راه حل سریع و واضح برای این شرایط داری و آن جنگ و انقلاب با احساسات آتشین میهن پرستانه و … است و این اشتباهی است که همه دوستان “انقلابی” ما مرتکب شدند.

    نیاز ما، دوست عزیز، سیاست نرم و عاری از احساسات است.

  • Kasravi2010

    وبلاگ خوبی است.گمان می کنم کتابی کاربردی تر از (دور از آزادگی) نداشته باشیم.
    این کتاب در (www.kasravi-ahmad.blogspot.com)
    موجود است.زنده باد دموکراسی.

  • Kasravi2010

    وبلاگ خوبی است.گمان می کنم کتابی کاربردی تر از (دور از آزادگی) نداشته باشیم.
    این کتاب در (www.kasravi-ahmad.blogspot.com)
    موجود است.زنده باد دموکراسی.

  • Kasravi2010

    وبلاگ خوبی است.گمان می کنم کتابی کاربردی تر از (دور از آزادگی) نداشته باشیم.
    این کتاب در (www.kasravi-ahmad.blogspot.com)
    موجود است.زنده باد دموکراسی.

  • Mazdak63

    درود به همه خردگرایان
    با تاسف باید عرض کنم که بنده هم با مداخله نظامی مخالف هستم اما هیچ راهی جز مداخله نظامی برای براندازی این نظام صفاک وجود ندارد چرا تنها یک راه وجود دارد که متاسفانه مردم ما با ان ۱۰۰ سال فاصله دارند و ان راه این است که قران و اسلام را به گورستان بفرستند اما همانطور که شاهد هستید هر سال محرم چه سیل عظیمی از مردم برای عزاداری یک جلاد عرب زنباره به خیابانها می ریزند و ضربه ای که ما می خوریم از این ناحیه است و تا ۱۰۰ سال دیگر مردم به این موضوع پی نخواهند برد

  • fash shodne doroughaye rousi

    http://www.iranpressnews.com/source/203373.htm#

    پوتین دارد تصفیه سیاسی میکند و می خواهد آنرا به حساب اوکراین و داعش و ترکیه و امریکا بگذارد . سه دیپلمات ترور شد ه اند ، یکی در مسکو ، یکی در ترکیه و دیگر ی در بروکسل . در نگاه اول روسیه دارد تقاص امپریالیسم جنایت کارانه علیه مردم سوریه ( دقت کنید پوتین علیه داعش نمیجنگد او علیه مقاومت سوریه میجنگد و زن و بچه سوری را از دم قتل عام میکند ) اما قصه پیچیده تر است ، پوتین دارد رقبای خودش را له میکند تا در گام بعدی که معلوم شد چه بلایی سر روسیه آورده کسی نباشد که گند کار او را در آورد . نگاهی بیندازید به چگونگی فروپاشی شوروی در اینجا
    http://www.bbc.com/persian/world-features-۳۸۴۳۶۹۶۵
    و دروغ های مارکسیست های روسی که میگوتند شوروی سابق خیلی خوب بوده ! همه با هم برابر و در رفاه بوده اند !!! فقط ببینند چه سیستم طبقاتی و تصمیم گیری دیکتاتوروار بود
    ————————————————————————————-
    شوشکویچ می‌گوید: “اقامتگاهی بسیار مجلل بود که برای پذیرایی از مقامات رسمی سطح بالای شوروی بنا نهاده شده بود”.

    “به
    رسم جاری چنین جلساتی، بازدیدی از یک حمام بخار در برنامه گنجانده شده
    بود. معمولا پس از حمام بخار مقادیر زیادی مشروبات الکلی عرضه می‌شد، اما
    این بار به جای الکل ما یک ماساژ داشتیم. جلسه با کامل‌ترین رسوم شوروی
    سازماندهی شده بود، با مقادیر فراوانی غذا، نوشیدنی و تسهیلات تفریحی
    بی‌اندازه و فرصتی برای شکار”.

    روز بعد، ۸ دسامبر، ساعت ۹ صبح
    رهبران به همراه نخست وزیران‌شان در معیت مقامات رسمی مختلف، برای مذاکرات
    گرد هم آمدند. در ظاهر هنوز مشخص نبود که درباره‌ چه بحث خواهند کرد

    ————————————————–

    .خوب پس طبقه مرفه اما حزبی ( به جای سرمایه دار ) و قدرت منحصر بفرد در آنجا بوده و سه نفر نشسته اند در تفریح گاه حال نموده و به جای کارگران تصمیم به نابودی نظام گرفته اند و هیچ کدام منتخب مردم هم نبوده اند !!!
    از این فاسد تر نظا می در جهان سراغ دارید ؟ خدا وکیلی این نظام فاسد ورشکسته ج ا میتواند چنین کاری بکند ؟ یعنی سه نفر بدون اطلا ع بقیه گنگ ملا – سپاه – نیروی امنیتی کاری به این بزرگی صورت دهد و صدا از هیچ دلواپسی در نیاید ؟ غیر ممکن است . این نظام بزرگ شوراها دست پخت لنین و مارکسیسم است ! حالا بقیه مثل حزب توده و فدایی چه گهی هستند و یا چه گهی میتوانند بخورند تصمیم با خواننده عاقل