ما هیچ گروه سیاسی بی عیبی نداریم؛ تنها راه نجات ما، ایجاد یک شورای ملی از میان همین گروه های پر عیب و ایراد است ۷

هر گروه سیاسی ایرانی، هزار تا عیب و ایراد دارد! اما اگر بتوان همین گروه های پر عیب سیاسی ولی معتقد به دمکراسی را کنار هم نشاند، عیب یکدیگر را می پوشانند..!

این یک واقعیت است، علی رغم اینکه کمی بیش از یکصد سال از جنبش آزادی خواهی و مشروطه ایران می گذرد، اما به دلیل نبودن آموزش و پرورش منسجم، و از طرفی به دلیل سالها خفقان، هیچ حزب سیاسی ایرانی، اجازه فعالیت معمولی نیافته است.

کشورهای اروپایی با گوناگونی نژاد، زبان، آداب، رسوم، تاریخ و دگرگونی های بسیار، توانستند با هم کنار آمده و به گرد هم آیند تا از نیرو، تجربه، سیاست، و پیشرفت یکدیگر همگی بهره بگیرند. ولی ما ایرانیان، با داشتن تقریباَ یک زبان، آداب و رسوم، تاریخ و گذشته مشترک، آن چنان تکرو وفراری از یکدیگریم که آخوند فرو مایه توانست بدون هیچ دانش و با هیچ نیرویی بر ما سوار شود و از ما بیگاری کشد.

کشورهای اروپایی با گوناگونی نژاد، زبان، آداب، رسوم، تاریخ و دگرگونی های بسیار، توانستند با هم کنار آمده و به گرد هم آیند تا از نیرو، تجربه، سیاست، و پیشرفت یکدیگر همگی بهره بگیرند. ولی ما ایرانیان، با داشتن تقریباَ یک زبان، آداب و رسوم، تاریخ و گذشته مشترک، آن چنان تکرو وفراری از یکدیگریم که آخوند فرو مایه توانست بدون هیچ دانش و با هیچ نیرویی بر ما سوار شود و از ما بیگاری کشد.

هدف و برنامه یک حزب چیست؟

مثلا در اروپا، بسیاری از احزاب، شاخه جوانان دارند و نوجوانان از زمانی که قادر به فهمیدن پاره ای از مسایل سیاسی هستند، در کمپ ها و اجلاس مختلف احزاب شرکت می کنند. از طرفی از همان کودکی با مسایلی چون دموکراسی آشنا می شوند. از همه مهمتر، از کودکی به آنها یاد می دهند که در برخورد با دیگران مدارا پیشه کنند و با مفهومی به نام «روا داری» از همان کودکی آشنا می گردند.

این گروه تظاهر کنندگان ازحزب دست راستی انگلیس هستند که به دنبال کسترش نیروی خود و به دست آوردن طرفداران بیشتری هستند.

این گروه تظاهر کنندگان ازحزب دست راستی انگلیس هستند که به دنبال کسترش نیروی خود و به دست آوردن طرفداران بیشتری هستند.

بنا به این دلایل ذکر شده، احزاب سیاسی ایران، هیچگاه نتوانسته اند از میان جوانان و یا نوجوانان، نیروهای سیاسی جذب کنند و در نتیجه چون شمع ذره ذره آب شده اند.نمی توان منکر این شد، این یک واقعیت آزار دهنده است که ما نیروهای سیاسی که آموزش دیده باشند، با مفاهیم دمکراسی به خوبی آشنا باشند و مکاتب سیاسی را به خوبی بشناسند، بسیار کم داریم.

به عنوان مثال، جبهه ملی، یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی ایران است، اگر نگاهی به آنها بیاندازیم، با تعجب می بینم که هنوز یک سخنگو ندارند، در هر کشور اروپایی، چند نفر آنها زندگی می کنند و خود را جبهه ملی شاخه آن کشور می دانند، در همان حال، فاقد تشکل و ارتباطات و یا ساختار مشخص با جبهه ملی داخل کشور هستند. البته که بر این بزرگان حرجی نیست، رژیم اسلامی تمامی ساختار این تشکل را نابود کرده است و اندکی از این بزرگان، بر جا مانده اند.

این فرتور یک حزب سیاسی در بلغارستان است. مردم بنا به باورهای سیاسی خود در گروههایی بنام حزب سیاسی به دور هم جمع می شوند تا به خواسته های مشترکشان دست یابند

این فرتور یک حزب سیاسی در بلغارستان است. مردم بنا به باورهای سیاسی خود در گروههایی بنام حزب سیاسی به دور هم جمع می شوند تا به خواسته های مشترکشان دست یابند

ایراد به همه احزاب و گروه های سیاسی وارد است:

واقعیت آزاردهنده دیگر این است که همه گروه های سیاسی ایران، هر کدام یک عیب و ایراد اساسی دارند، از جبهه ملی گرفته تا حزب مشروطه و یا جمهوری خواهان ایرانی.
علت آن نیز همانطوری که در بالا گفته شد، نبود یک ساختار مشخص در میان گروه های سیایس است.

در نتیجه هر گروه سیاسی که نگاه کنیم ایرادی در آن می یابیم.  هیچ گاه بین احزاب مختلف بحث رسمی و مناظره در نگرفته که آنها مجبور به اصلاح ایراد های خود شوند. هیچ گاه انتخاباتی نبوده که آنها به صندوق رای و بهبود کار خود فکر کنند!.  در نتیجه، باید ایراد و اشکال را در وجود همه گروه های سیاسی ایران پذیرفت.

راه حل چیست؟!

می توان با هر گروه و یا حزب سیاسی متحد شد، هر عیب و ایرادی نیز که داشته باشد، اهمیتی ندارد، فقط تا زمانی که یک گروه سیاسی، حاضر است اجازه دهد دیگران نیز گزینه خود را بر روی میز بگذارند، تا زمانی که به اصول مشخص دموکراسی، یعنی حق رای مردم پایبند است، می توان با او برای ایجاد یک تشکل سیاسی ملی، متحد شد.

این ویدیو دیدگاههای شورای ملی ایران را بنام “منشور شورا” را تشریح می کند.

حضور گروه های سیاسی مختلف، عیب و ایراد دیگران را تصحیح می کند و اجازه نمی دهند یک گروه سیاسی خاص، اگر در زمینه ای یک ایراد و اشکال دارد، آن اشکالش وارد کل شورا شود. باید چشم خود را باز کنیم، ما هیچ گروه سیاسی نداریم که بدون عیب و ایرادی باشد! تنها راه نجات ما، ایجاد یک شورای ملی، از میان همین گرو های پر عیب و ایراد است…!

  • OptionSam

    پیش به سوی همبستگی‌ همهٔ ایرانیان آزادی خواه.
    پیش به سوی صلح، یکپارچگی و پایداری ایران زمین.
    پیش به سوی منشور شورای ملی‌ ایران.
     

  • Havadar shoraye melli

    جناب گمنامیان گرامی احزاب برای بدست گرفتن قدرت در یک انتخابات آزاد فعالیت می کنند تا بتوانند برنامه های خود را در کشور خود بمرحله اجرا درآورند. تمامی تشکل های ایدئولوژیک و حزبی در خارج کشور عرض خود می برند و زحمت مردم ایران را زیاد می کنند. تن به انتخابات هم نمی دهند. چون از وزن کشی سیاسی وحشت دارند و می ترسند سیه رو شوند. در هر حال شورای ملی می خواهد با این احزاب که بجز اهن و تلپ ، سابقه سیاسی در زمان شاه فقید، مورد تائید صدای امریکا و یا بی بی سی چیزی برای عرضه به مردم ایران ندارند چه شورائی را تشکیل دهد که شما اینهمه به آن دل بسته اید. اگر تشکل های فراحزبی و فراایدئولوژیک به شورا بپیوندند کار شورا رونق خواهد گرفت در غیر اینصورت باید دلخوش دارید که ۲۷ یا ۸ سازمان بی نام و نشان از این شورا پشتیبانی می کند و برای همین هم هست که در یک ده بدون مرد خروس کدخدا می شود. پیوستن گروه های سیاسی را ول کنید که آب در هاون کوفتن است. تلاش نمائید شیوه های دمکراتیک و شفاف و اعتماد سازی را در حرکت بسوی تشکیل شورای ملی جا بیاندازید. کارهای خود را به مردمی که منشور را امضا کرده اند گزارش بدهید به نامه هایشان پاسخ بدهید و به پیشنهاداتشان ارج بگذارید تا شورای روی کاغذ شورای ملی در عمل شود

  • Hamid-koroush

    کدوم مردم؟! اکثریت مردم ایران منفعت طلب احساساتی بیخرد و متحجر هستند و هرگز نخواهند توانست انسانهای آزاد و روشنفکر را تحمل کنند تاریخ ایران خود گواه این مطلب است شما هم بیخود تلاش نکنید و آب درهاون نکوبید هیچ امیدی وجود ندارد

  • Sahameddinghiassi

    چگونه میتوان بر مشگل های موجود
    چیره شد؟

     

    مشگل اصلی مردمان و یا ملت های
    دربند ما همانا غارت  طمع  دزدی فساد رشوه خواری است که همراه با کم سوادی
    یا بیسوادی و تعصبهای مرد افکن و دخالت های منفی خارجی هایی که تنها دنبال منافع
    خود هستند وبا کسانی از ما طرف میشوند که آنان هم تنها فکر منافع شخصی خود هستند
    نه منافع ملی و مردمی ما را به این روز سیاه نشانده است. دیکتاتوری که شاید در تک
    تک ما باشد نیز زمینه همین تربیت استعماری و استحماری است. درصد ناچیزی از مردم
    دنیا که بر دنیا حکم میرانند تنها به این وسیله است که میتواند خودشان را ثابت و
    مارا گمراه کرده از بین ببرند. این درصد ناچیز که شاید بسیار کمتر از یک درصد هم
    باشند با در دست داشتن منابع بی نهایت مادی و اجیر کردن ما برضد خودمان به ما
    حکومت جابرانه ای روا میدارند.

     

    تفرقه افکنی و آتش بیار بودن برسر
    اختلافهای حتی جزیی و نیز گسترده کردن نفرت فحشا 
    بیکاری  اعتیاد و بی سوادی همراه با
    غرور و تعصب و دادن تفنگ به دست مردان و دیگران که هم دیگر را قتل عام کنند نیز از
    نشانه های برنامه های ریخته شده آنان است. مثلا در حالیکه در آمریک سیاه سفید زرد
    سرخ باهم زندگی میکنند و کاری بکار هم ندارند در کشورهای ما برادر تفنگ به دست
    گرفته برادر دیگر را میکشد چرا چون مثل او فکر نمی کند یا تحریک شده است که قاتل
    برادر خود باشد. دکتر نجیب الله یک رییس جمهور بود وهمه هم قبول دارند که اهل رشوه
    خواری و دزدی و جمع ثروت نبود ولی آنان برای منافع خود دیگران را برضد او تحریک
    کردند تا اورا به دار آویزان کنند. مگر در آمریک هم وقتی یک رییس جمهور با رییس
    جمهور دیگری عوض میشود رییس جمهور قبلی بایست به دار آویخته شود؟ نه این تنها برای
    کشورهای ماست که هر وقت رییسی بایست عوض شود قبلی باید اعدام گردد.

     

    چرا رهبران ما از همین مثلا
    دموکراسی الکی که در غرب هم کپی نمی کنند؟ آزادی برای تمامی دینها و حتی بی دینان
    همانطوریکه در آمریک هست. مگر با زور چپان کردن میتوان مردمی دیندار تحویل جامعه
    داد. مگر به زور نماز خواندن ویا روزه گکرفتن مشگلهای مارا حل میکند؟ تمامی کسانی
    که کاری جنایی نکرده اند بایست آزاد باشند آنانی که به اشتباه مرتکب کمی فساد و
    رشوه خواری شده اند هم میتوانند از عفو عمومی استفاده کرده مالهای حرام را به بیت
    مال مردم ویا صندوق دولت واریز کنند. آیا هیچ دینی رشوه خواری و دزدی را حلال کرده
    است؟ پس در مرحله یک همه بایست آزاد باشند تا طبق اعتقادات خود شکرگذاری یا عبادت
    کنند. خدایی که در همه دینهای ابراهیمی و حتی دینهای دیگر یکی است پس دعوا سر دین
    و خدا کاری بیهوده و غیر انسانی است. مگر مثلا حضرت محمد با حضرت عیسی در بهشت یا
    در درگاه خداوند با هم دعوا میکنند. پس ما که پیروان آنان هستیم چرا بایست دعوا
    بکنیم آنهم در موردی که نه معلومات آنرا داریم و نه بما وحی رسیده است که مثلا
    یهودان کافرند و … بگذارید که مشگل دینها را خود خدا که سازنده و ارسال کنند آن
    هست حل کند نه ما از جانب وی؟ مثلا اگر ما بتوانیم تمامی مسلمانان اسمی یا واقعی
    را زیر یک پرچم گرد آوری کنیم و همه مسلمانان جهان را باهم متحد بسازیم و نیز همه
    کشورهای مسلمان باهم اتحاد داشته باشند آنوقت نیروی عظیمی هستیم که غارتگران بین
    المللی براحتی نمی توانند برنامه های خود را برسر ما خالی کنند. یا پیاده نمایند.
    علاوه بر مسلمانان تمامی کسانی که در کشورهای مسلمان هستند و تابعیت آن کشورهای را
    دارند بایست شهروند درجه یک و مساوی با مسلمانان حساب شوند تا آنان هم مهر
    مسلمانان را به دل بگیرند نه اینکه آزرده باشند. تصور کنید بالای یک میلیارد
    مسلمان با اینهمه کشورهای پراز نعمت و مواد اولیه و داشتن اینهمه دانشمندان
    مسلمان  ماهم میتوانیم ابر قدرتی مثل آمریک
    یا چین باشیم. آیا غیر از این است.

     

    متاسفانه اکنون حتی کشورهای هم
    زبان با هم در نفرت بسر می برند. تمامی ملتهای خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیای
    مرکزی در گذشته ها یک کشور بوده اند و حالا هم بایست باهم متحد باشند. و بصورت
    فدرال اداره شوند چیزی نظیر ایالات و ولایات متحده آمریک یا اتحادیه اروپ. ما بایست
    در پی عوامل وحدت آفرین باشیم و دین را بایست وسیله وحدت کنیم نه خشم نفرت بین سنی
    شیعه  بهایی صوفی  نقش بندی و کرد و.وو.  وحدت در کثرت همانطوریکه حضرت سعدی  حضرت حافظ و حضرت مولوی رومی فرموده اند. ما با
    داشتن این چنین ادبیات غنی و راه رسم بها دار متاسفانه بقول مولوی هفت شهر عشق را
    عطار گشت   ما هنوز اندر خم یک کوچه
    ایم.  کسانی مثل طالبان و القاعده که مثلا
    عظمت اسلام را میخواهند بایست بدانند که امروزه عظمت در کشت کشتار و قتل عام
    کودکان وزنان در کنار جاده ها نیست این تنها راهی است که مارا به قهقرا میکشاند که
    هدف استعمار گران است. اگر آنان واقعا عظمت ملتهای مسلمان را میخواهند بایست برای
    تفرقه فکری کنند برای بیسوادی و کم سوادی مردم راهی پیدا کنند بایست مشگل فقر و بیکاری
    و بی هنری و بی صنعتی را حل کنند نه اینکه آدمکشهای انتحاری تربیت کنند و به جان مردم
    بیندازند و مایه خوشحالی ابر قدرتها و قدرتهای پشت پرده آنان شوند.

     

    اگر آدمهایی نظیر بن لادنها واقعا از
    خواری و ذلت مسلمانان ناراحت هستند بایست برای آنان باشگاه ورزشی  ایجاد کار  ایجاد دانشگاه و بیمارستان شفا خانه  و راهنما تاسیس کنند نه بمب کشت کشتار؟ امروز برنده
    واقعی در المپیادهای علمی و ورزشی هستند که عظمت میآورند و دانشمندان که برای رفاه
    و آسایش خدمت میکنند نه آدمکشان حرفه ای که برای پول و ثروتهای حرام فعالیت میکنند.
    رهبران ما یا میخواهند با جنگ و کشتار و بی هنری و بی سیاستی مردم را تحت فشار قرار
    بدهند یا با دزدی و فساد خودتان ببینید که رهبران شیوخ عرب در چه کاخهای طلایی زندگی
    میکنند و چه قدر در عیش عشرت شهوت و غرور غرق شده اند که خودشان را خدا می پندارند.
    وبرای مردم پشیزی ارزش قایل نیستند. این چه رهبری است که در هواپیمای ساخته شده از
    طلا پرواز میکند و کودک فلسطینی آب ندارد که بنوشد و برسرش بمب و خمپاره می بارد؟

     

    دزدان غارتگران  فاسدان و بی هنران و مغروران خدا ناپرست باهم متحد
    هستند و دینها را وسیله ای برای فساد قرار داده اند. آنان دست محکوم بینوایی را که
    از سربدبختی لقمه نانی دزدیده است قطع میکنند ولی خودشان میلیاردها ثروتها و سرمایه
    های ملی کشور را بنام خودشان در بانکهای کافرستانها خوابانیده اند و دستهایشان هم قطع
    نمیشود.

     

    کمونیست کاپیتالیست  تروریست  امپریالیست و سایر ایسم ها و مکتب های اجتماعی و
    رهبران شیاد دینها باهم متحد هستند و مثل قیچی مردمان عادی را خرد میکنند. ظاهرا باهم
    تفاوت دارند و درست مثل تیغه های قیچی عکس هم عمل کرده مردم را در لابلای آن خرد میکنند.
    تنها رهبران دلسوز میتوانند مارا نجات بدهند که باسیاست و علم مارا از چنگال غارتگران
    بین المللی و پادوهای محلی شان یا ملی شان نجات بخشند.

     

    در کشورهایی با تورم ثروتهای و سرمایه
    کوچک را نابود میکنند و در آمریک با رکود اینکار را میکنند. براحتی وام میدهند وبهره
    پایین می خواهند بعد که آلوده وام بانکها شدی بهره ها را بالا میکشند و از طرف دیگر
    رکود اقتصادی قیمتها را پایین میاورند و در نتیجه تمامی دسترنج خود را که بعنوان پیش
    قسط داده ای غارت میکنند. شاید امریک در بیخانمان کردن مردم طبقه متوسط بسیار تجربه
    داشته باشد سیستم قضایی آمریک تنها برای ثروتمندان درست شده است اگر کسی پول وکیل نداشته
    باشد دسترسی به مثلا قاضی برایش غیر ممکن است و در نتیجه غارت شده راه بهیچ جایی ندارد.
    بدین ترتیب در کشور مثلا دمکرات و آزاد آمریک مردم شیاد آزادند که دیگران را غارت کنند
    وپلیس و دادگاهها بی تفاوت هستند. شرکتهای بیمه و بانکها براحتی تمامی هستی مردم را
    می مکند و تازه غارت شده مسول تمامی خساراتی است که از راه تورم به او وارد شده است. 

  • farokhzad

     منحل کردن شورا. توپیدن فلان فعال سیاسی و بت ساختن از فلان شخص و کارهایی از این دست هیچ دردی از دردهای من و شما را دوا نمی کند.
    مشکل ما وجود ملتی بی خرد و بی فرهنگ و بزدل و بی سواد و کفتار صفت و نا نجیب در این خاک نجیب است.
    نگاه کنید جماعتی را که چطور سعی می کنند بی سوادی و بی فرهنگی خودشان را به وسیله ماشین های مدل بالا و بوی ادکلن و لباس های مارک دار پنهان کنند!
    آیا از چنین جماعتی که بی اغراق مانند رمه های گوسفندی هستند انتظار دموکرات منشی دارید.
    زهی خیال باطل

  • جاوید

    مشکل شورای ملی درب ورودی آن است که دو نفر با نام های بانو گلستان و آقای پیرزاده آنرا محافظت می کنند. اگر اسم شب مورد نظر آنها را ندانستی به ساختمان شورا وارد نمی شوی . پسر شاه فقید هم که فعلا با این دو نفر حال می کند. پس صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا که دروازه شورای ملی به روی آزادیخواهان و ایران خواهان گشوده شود.

  • khialhaye kham va afate rousi

    http://www.bbc.com/persian/world-39073049

    این کارشناس می گوید برخلاف دوران شوروی سابق، در حال حاضر هدف دستگاه پروپاگاندای روسیه ترویج یک ایدئولوژی خاص در جهان نیست بلکه مسکو در پی تضعیف مفهوم “حقیقت بی‌طرف” است- امری که خبررسانی را غیرممکن می کند.
    —————————————————————————————————————

    یکصد و پنجاه سال است که ما ایرانیها در حسرت گرد هم آمدن همه گروه ها برای برقراری حکومت قانون هستیم و تقریبا هر ۲۵ سال یک جنبش ملی برای رسیدن به این حکومت قانون راه انداخته و جانفشانی کرده و شکست خورده ایم هر بار بدتر از قبل . ساده اندیشی است اگر فکر کنیم صرف جمع شدن دور همدیگر بر اساس یک هدف مشترک ما را به وضعیتی بهتر میرساند چون وقتی کشاورزی میکنی و چیزی میکاری بدون توجه به افت هر کاری بکنی تولیدی در کار نیست . به همین دلیل افت شناسی حرکات قبلی کمترین توجه را داشته و غالبا همانها که خود موجب شکست شده اند و همان ایدیولوژی هر بار برگشته و همان افت شده و همیشه طلبکار هم بوده که اصل جنبش و رهبران ان خطا کار بوده اند و اینها کاملا صادق هستند . کشور ما در سایه یک امپراتوری اولترا ناسیونالیست متجاوز و اشغال گر قرار دارد که هم میادین نفت و گاز و
    هم دریای خزر را غارت کرده و میکند و هم به این غارت رازی نیست بلکه میخواهد کل کشور را اشغال و به آبهای گرم برسد . این طرح تجاوز کارانه هرگز از دستور کار انواع حکومت های روسیه خارج نشده و امروز پوتین با استفاده از تجارب قبلی آنرا بیش از پیش با روشی بسیار خطرناک ( ریختن دروغ در اینترنت و رسانه ها به قصد تغییر باور مردم جهان و شکل دادن ان به گونه ای که همه از شرق تا غرب فکر کنند دموکراسی و گردش آزاد اخبار دروغ است و وجود ندارد) پیش میبرد . آزادی بیان پوچ است . هیچ حقیقتی مبتنی بر امار و ارقام وجود ندارد . او حتا جنبش جدیدی در غرب به وجود آورده که پوپولیسم ضد رسانه ای نام دارد و اینها د رحال قربانی کردن رسانه ها و بعد نهاد های دموکراتیک دیگر و سر انجام اصل دموکراسی ، آزادی بیان ، حقوق بشر و توسعه اقتصادی بر مبنای بازار آزاد هستند .
    دیکتاتور فاشیستی مثل

    پوتین از جنایت کاران فاشیستی مثل صدام و قذافی و اسد و میلوشویچ و حتا ملاهای دیکتاتور مذهبی روسی ایران خطرناک ترند . چرا که این دیکتاتورهای کوچک بسیار حقیر هستند و فاقد ماشین تبلیغاتی موثر برای ایجاد شک و تردید در اصل دموکراسی و آزادی و حقوق بشر هستند . اینها عده ای ساده لوح متوهم هستند که وجودشان بهترین تبلیغ برای دموکراسی و حکومت قانون است . اما پوتین آیدیو لو ژی ضد دموکراسی را به جهان عرضه و آنرا تنها ایدیو لو ژی قابل قبول و حقیقی و موثر تلقین میکند با پخش دروغ و بی اعتبار کردن حقیقت در معبد منافع اولترا ناسیونالیستی

    رهبر راست فرانسه در ایدیولو ژی پوتین همان میبیند که فا راژ در انگلیس و نو ناسیونالیست های آمریکایی در امریکا . همین الان گلن بک که خود راست گرا و محافظه کارا ست در سی ان ان
    میگوید بنن به مارکسیسم اعتقادی ندارد ولی لنینیست ا ست . میگوید
    او دیالوگ و زبان الکساندر دوگن را استفاده میکند . بسیار جالب است که هیچ رسانه ای در ایران و هیچ حزب سیاسی در ایران مثل گلن بک ریشه یابی نمیکند . آنها بیهوده به ترامپ فحاشی و از پوتین دفاع میکنند بی آنکه بدانند و یا بخواهند بگویند که آنچه در امریکا به ان انتقاد میشود حتا از جانب جمهوری خواهان و راست ترین آنها (گلن بک ) همان اندیشه الکساندر دوگن است . یعنی اولترا ناسیونالیسم مارکسیست مسیحی ارتدکس . به همین دلیل امریکا بزرگترین کشور دموکراتیک در جهان با دموکراسی دینامیک واقعی بوده ، هست و خواهد بود . چون در امریکا احزاب و گروه ها مثل بقیه جهان کور ایدو لوژیک نیستند . یک جمهوری خواه جلوی ترامپ می ایستد مثل یک دموکرات ! اما در هیچ جای دیگر جهان چنین التزامی به حقیقت دموکراسی وجود ندارد . کجای دنیا یک قاضی در برابر مهمترین دستور رئیس جمهور پر

    قدرت می ایستد و فرمان او را لغو میکند در حالیکه این ریس جمهور دارد وعده های تبلیغاتی زمان انتخابات خودش را عمل میکند که بر اساس ان پیروز شده و کار او کاملا عقلانی است بر اساس منافع ملی . تا جایی که اسد جنایت کار هم میگوید کار او درست است ! این مسلمانان تروریست و این رژیم های تروریستی کاملا این حق را به رئیس جمهور امریکا میدهند که جلوی نفوذ اینها را به داخل امریکا بگیرد بر اساس اصل امنیت ملی . چرا قاضی خطر میکند و امنیت ملی را به هیچ می انگارد در دفاع از قانون و دموکراسی و حقوق بشر؟ اما پوتین و کاسترو و لنین و خامنه ای و اسد و قذافی برا ساس همان امنیت ملی همه جور جنایتی میکنند بدون یک دقیقه تامل ! و مارکسیست های روسی و اسلامیست های ما رکسیست هم آنرا تایید میکنند تا چه رسد به سران رژیم و ۲۰ درصد حامیان رژیم .

    بنا براین عزیزان من .

    بیهوده خون خود و مردم ایران را به هدر

    ندهید . هزار بار انقلاب کنید ، روسیه ، مارکسیست های روسی و اسلامیست های مارکسیست و مشروطه خواهان روسی و ملی گرایان روسی و سوسیالست های مصدقی روسی و سکولار های روسی و آخوندهای روسی ، مثل ویروس سرطانی داخل حرکت شما میشوند و ما را بر میگردانند به همین اشغال روسی ، غارت روسی ، تجاوز روسی ، بردگی روسی .

    مشروطه نابود شد و روسیه پشت شاه قاجار مجلس را به توپ بست . آذربایجان اشغال شد و استالین بیرون برو نبود . مصدق با هزار توطیه و خیانت حزب توده و شوروی تا مرز ساقط شدن با همکاری آخوند کاشانی و بقایی انگلیسی پیش رفت و راهی جز کودتا باقی نماند . همان شاهی که با کودتا برگشت همان راه مصدق رفت و کشور اباد کرد اما مارکسیست های روسی در دست گاه حکومتی او خزیدند و از درون و بیرون آنرا به دیکتاتوری راندند . سیاه کل ساختند ، دروغ بافی صمد را رژیم غرق کرد و

    ده ها دروغ دیگر و توطیه توده ایها در ترور شاه و بدگما ن کردن او به نخست وزیری که به او با دیده احترام مینگریست و همدستی آنها با آخوندهای عقب مانده علیه لیبرال های مذهبی در کشاندن انقلاب ایران به روسی گری ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی و عرب پرست انحرافی تا جایی که موسوی عصر طلایی امام شد رهبر جنبش آزادی خواهی مردم و خاتمی آخوند ترسو رهبر اصلاح و روحانی آخوند بی خاصیت روسی رهبر اعتدال و گردش به غرب

    . فدایی در ترکمنستان و کردستان و دانشگاه تهران خیانت کرد ، حزب توده سپاه پاسداران را به سلاح سنگین و ارتش ملی را نابود کرد و لیبرال ها را سرنگون و حالا این دو بال جاسوسی روسیه در ایران با موتور عقب روسی ملی مضحکی مصدق و بازرگان بنی صدر را مسول و خودشان را مبرا میدانند . نه از اوکراین دفاع میکنند و نه به اسد و قذافی و میلوشوویچ جنایت کار چیزی میگویند ، هنوز همان سیاه کل

    را راه چاره میدانند و موسوی و خاتمی را راه گشا . هنوز امیر انتظام خائن و جاسوس امریکا است ، هنوز رضا پهلوی یک دیکتاتور احتمالی بالقوه و در خط امریکا است .

    عزیزان من این افت روسی را باید نابود کرد .

    به هر قیمتی باید روسیه و روس پرستان را از خاک ایران بیرون ریخت

    حتا اگر با یک کودتا یا یک جنگ آمریکایی علیه روس مداران باشد .

    خطرناک تر از ادامه این روسی گری در کشور ما وجود ندارد

    بیهوده منتظر فدایی و توده ای و ملی مضحکی ننشینید

    از اینها دموکراسی وقتی بیرون می اید که روباه تخم بگذارد و کلاغ بچه بزاید

    تا کی میخواهید خام باشید

    اینها حتا یک کلمه د رمورد ان دختر ویتنامی که در کشتن برادر دیکتاتور پفک نمکی کره شمالی همکاری کرد چیزی نمی گویند

    اینها فقط نشسته اند در کون اردوغان تا ببینند کی یک بویی میاید جنجال کنند که اردوغان ریده.