چگونه رژیم اسلامی روی کار آمد و چرا پایدار ماند؟! ۲

فرتور چهره ی نکبت بار آخوند ها را در حال تمرینات نظامی نشان می دهد. آخوندی که از خانه ای به خانه ای دیگر می رفت و روضه می خواند و صدقه می گرفت، امروز نه تنها سرمایه ملت را غارت می کند، بلکه دوره های چگونه کشتن مردم را نیز می گذراند.

فرتور چهره ی نکبت بار آخوند ها را در حال تمرینات نظامی نشان می دهد. آخوندی که از خانه ای به خانه ای دیگر می رفت و روضه می خواند و صدقه می گرفت، امروز نه تنها سرمایه ملت را غارت می کند، بلکه دوره های چگونه کشتن مردم را نیز می گذراند.

از کوزه همان تراود که در اوست

* چرا عده‌ای اینقدر تعجب میکنند از پیدایش و بقای “حاکمیت اسلامی” در “جامعه اسلامی”…!؟
آخوند‌ها خودشان نیامدند، اشتباه نکنید! آمریکا و انگلیس …هم آنان را به ایران نیاوردند، بلکه این ذهن ناآگاه و اسلام گرای بسیاری از مردم، آنها را به ایران کشاند! و اگر ۳۵ سال ملایان همچنان سر کار هستند، برای این هست که مردم (مسلمان ها) نه تنها حضور آنان را عادی می‌دانند، بلکه به نوعی پذیرای ایشان هستند!.

درد ما بی درمان است زیرا:

شوربختانه افزون بر ۹۹ درصد مردم ایران مسلمان هستند، افراطی یا میان رو فرق چندانی نمیکند، آنها به اسلام باور دارند! حال با این حساب چطور میشود برای ایران، یک نظام لائیک یا حتا سکولار با جامعه‌ای آزاد و خوشبخت را پیش بینی‌ کرد…!؟
پر واضح است که چنین رویایی در تضاد با اندیشه‌های اسلامیست! در نتیجه چگونه برخی‌ از مسلمان‌ها توقع دارند که تشکیلاتی غیر از اسلام در راس مملکت قرار گیرد..!؟.

به عنوان مثال؛ مگر در دوران پهلوی نظام غیر دینی برپا نبود!؟ اما شاهد بودیم که دین گرایان بجای برطرف کردن اشکالات، ایجاد حکومت تمامیت خواه دینی را ترجیح دادند… آنها بی‌ درنگ و بی‌ تامل تمام حقوق و خوشبختی‌ خود را به ملایان تقدیم کردند!
اگر اکثریت مردم ایران، دینی غیر از اسلام داشتند، هرگز ایران، ویران نمی‌شد!

آرزوی نگارنده همیشه بر این بوده که ایکاش به جای مسلمان ها، ارمنی‌ها یا زرتشتی ها، یا بی‌ دین‌ها و غیره، جمعیت اصلی‌ کشور را تشکیل میداند! تصور کنید در آن صورت ایران چه شرایطی داشت…!؟. زیرا به عنوان نمونه، در کشور هزار دین و هزار مذهب هندوستان، هرگز چنین تجاوز و بی رحمی و خودکامگی  مانند رژیم اسلامی دیده نمی شود. در آن حالت شما با جمعیت کمتر از یک درصدی ایرانیان غیر مسلمان برخورد میکردید و می دیدید که سطح فرهنگ، خواسته ها، منش و رفتار این عده‌ به هیچ روی شبیه مسلما نهای مقلد و خردباخته نیست و آنها از بقیه افراد جامعه متمایزترند.

آری در کشور اسلام زده ای مانند ایران، سزای جدا شدن از اسلام و نپذیرفتن نوکری و بردگی آخوند مرگ است. این رژیم پربرکت اسلامی تا کنون صدها گورستان و هزاران زندان و بازداشتگاه، و هزاران محل و چوبه دار بر پا ساخته و ۲۰۰ هزار آخوند بی شرافت مفتخور، ضد ایرانی و ضد انسانی نیز مآمور این تجاوزها، کشتارها، قبرستان سازی و مانند آن کرده است. پس از آخوند انتظار دیگری نمی توان داشت.

آری در کشور اسلام زده ای مانند ایران، سزای جدا شدن از اسلام و نپذیرفتن نوکری و بردگی آخوند مرگ است. این رژیم پربرکت اسلامی تا کنون صدها گورستان و هزاران زندان و بازداشتگاه، و هزاران محل و چوبه دار بر پا ساخته و ۲۰۰ هزار آخوند بی شرافت مفتخور، ضد ایرانی و ضد انسانی نیز مآمور این تجاوزها، کشتارها، قبرستان سازی و مانند آن کرده است. پس از آخوند انتظار دیگری نمی توان داشت.

ملتها، گرفتار مذاهب دروغین

به هر جهت آنچه روشن است؛ ادیان و مذاهب دروغی بیش نیستند! ولی‌ اسلام از پوچ ترین و خطرناک‌ترین آنها ‌ست که ذهن پیروانش را به اسارت گرفته و کنترل می‌کند!. خرافات و خردباختگی که بسیاری از مردم ایران گرفتار آنند.
حیرت آور است که پیروان اسلام به اقدامات واپسگرایانه اسلامی که ذات این دین است، بعضا اعتراض‌های پراکنده و غیر منسجمی میکنند!.

زنان مسلمان و اسلام زده بزرگترین دشمنان همجنسان خود و ایران و همه ایرانی ها هستند. خیانتشان موجب بر سر قدرت ماندن این رژیم ضد انسانی است.

زنان مسلمان و اسلام زده بزرگترین دشمنان همجنسان خود و ایران و همه ایرانی ها هستند. خیانتشان موجب بر سر قدرت ماندن این رژیم ضد انسانی است.

فاجعه ای بنام ملت با اکثریت مسلمان

اگر واقعاً مردم ایران (مسلمان ها) به عنوان مثال؛ به قتل و توحش، اعدام و تجاوز، نابرابری، که از سوی دستگاه حاکمیت اسلامی صورت می‌گیرد، اعتراض دارند، بهتر است بدانند که اینها بر اساس سلسله‌ قوانین اسلام انجام میشود، یعنی همان دینی که به آن باور دارند، در مثال دیگر؛ توجه کنید، زنان مسلمان و مسلمان زاده در انتخابات رژیم اسلامی شرکت میکنند، صرف نظر از اینکه به چه فرد یا گروهی رأی

ملت برومند و خردمند اسپانیا پس از هفت سده جنایات اسلام گرایان در آن کشور با اتحاد و همبستگی با یکدیگر مسلمانان را برای همیشه از سرزمین و خاک خود بیرون راندند و از شرشان آسوده شدند. ولی اجداد و نیاکان ما چنان جلوزه و هنری از خود نشان ندادند و در نتیجه در دام و طلسم اسلام و اسلام گرایان باقی ماندند.

ملت برومند و خردمند اسپانیا پس از هفت سده جنایات اسلام گرایان در آن کشور با اتحاد و همبستگی با یکدیگر مسلمانان را برای همیشه از سرزمین و خاک خود بیرون راندند و از شرشان آسوده شدند. ولی اجداد و نیاکان ما چنان جلوزه و هنری از خود نشان ندادند و در نتیجه در دام و طلسم اسلام و اسلام گرایان باقی ماندند.

میدهند، در واقع رأی آنان به مفهوم بزرگترین توهین به خود آنهاست! چرا که در دین‌شان از حقوق برابر برخوردار نیستند!
به عنوان مثال خود آنها مجاز به نامزدی در انتخابات نیستند، چون از دید اسلام که به آن باور دارند، زنان انسان‌های کاملی به شمار نمی آیند!. با این وجود، به جای آنکه به قوانین ضّد زن اعتراض کنند، با مجریان اسلامی همکاری هم میکنند…!

راه چاره در چیست؟

اگر مسلمان ها به ویژه زنان، واقعاً مخالف چنین و بی‌ حرمتی به کرامت انسانی‌ در جامعه بوده و نگران فقدان آزادی و شرایط ناگوار خود هستند، پس به آن پایان دهند! به عنوان موثر‌ترین گام، بایستی نخست اسلام و هر گونه خرافات را از درون خود پاک کنند و سپس بساط حکومت ضّد انسانی‌ اسلام را برچینند. در غیر این صورت میهن هرگز سیمای آزادی را نخواهد دید، لازم است هوشیارانه به موضوع نگریست؛ حتا پس این رژیم، شکل دیگری از اسلام جایگزین خواهد گشت که تفاوت چشمگیری نخواهد داشت، چرا که بزرگترین گروه‌های آپزیشن در در خارج از مرز هم بدبختانه اسلام گرا هستند!

در این ویدیو آخوند بیشرف و فرومایه زن ستیزی اسلام را به رخ زنان می کشد. این مردک حقه باز زنان را وسیله سکس مردان می داند و زن ناچار است هرزمانی شوهرش به هوس افتاد، در اختیار او قرار گیرد. با وجود چنین حیواناتی نباید انتظار داشت که بنا به آمار احمد شهید به ۸۵٪ زنان در قصابخانه های رژیم اسلامی تجاوز شود؟. آیا این جنایت ها در مورد زنان، نتیجه چرند گویی این جانوران نیست؟.

نکته پایانی:

حاکمیت اسلام به خودی خود، نیرو و فرجامی ندارد، در حقیقت توان حکومت، از طریق باور مندان به اسلام تامین شده و تا اکنون ادامه یافته است. از این روی، زمانی سرنگون می شود که امت اسلام زده و اسلام باخته با اندکی شعور و خردورزی به خود آمده و با درک واقعیت های اسلام متجاوز کشتارگر و خانمان برانداز، خود را از شر این شیطان های خون آشآم اسوده سازند.

  • علی حسن

    بنام خدا
    سلام . نویسنده محترم این مقاله جناب کاسپین ماکان . شما درست می فرمائید که زمینه به وجود آندن حکومت اسلامی در ایران به وسیله مسلمان بودن مردم ایران بود , ولی استعمار آمریکا و انگلیس این زمینه را برای به وجود آوردن حکومت اسلامی به مرحله اجرا گذاشتند. شما فکر می کنید در مدتی که کارکنان شرکت ملی نفت ایران در حال اعتصاب به سر می بردند از کجا خود و خانواده اشان و نیز سایر ارگانهای دیگر مایحتاج و معاششان تاأمین می شد؟ نفت صادر نمی شد و پولی در بساط نبود. معاش آنها در طی یکماه و یا بیشتر به آمدن این حکومت به وسیله ریخته شدن کمک ۱۵۰ میلیون دلاری بود که آمریکا در حساب خمینی ریخته بود تا مثلاً با حکومت شاه به جنگد و انگلیس هم همینطور . انگلیس شاه ایران را مجبور کرد که هر چه زودتر از ایران فرار کند و در ضمن انگلیس از سردمداران ارتش خواست که در کار ملاها دخالت نکنند. مسئله دوم که شما در مورد سکس زنان گفتید این استکه آیا تنها زنان مورد هوسرانی مردان قرار می گیرند ؟! و مردان مورد هوسرانی زنان قرار نمی گیرند؟! زن اگر شوهر می کند و مرد اگر زن می خواهد یک مقداری از همسر گزینی اشان به خاطر سکس است و بقیه اش هم در مورد زندگی کردن و در کنار هم بودن و امور زندگی را مشترکاً راه انداختن و غم هم را خوردن و از تنهائی در آمدن و بچه دارشدن و غیره است . شوهر کردن زن و همسر گزینی مرد در ابتدای کار به وسیله تحرک جنسی انجام می شود . به نظر بنده اگر این تحرک جنسی نباشد نه زنان شوهر می کنند و نه مردان زن می خواهند ولی بعداً یک کمی این مسائل در زناشوئی رنگ باخته و مثلاً کمتر شده و جایش را مسائل عاطفه ئی دیگر می گیرد.

    موفق باشید.

  • علی حسن

    بنام خدا

    سلام . .یک چیز دیگری که بنده یادم رفت که خدمت این نویسنده محترم مقاله به گویم , و آن اینستکه , اگر هم دین و مذهب ایرانیان اسلام نبود و دینهای دیگری مثل بهائی و یا زرتشتی بود باز در اثر نداشتن و یا در اثر ندانستن سواد سیاسی حداکثری ملت ایران , باز همین آش و همین کاسه بود و در همین جامعه ایرانی زرتشتی و یا بهائی که مثلاً بود , باز این زمینه فراهم بود و استعمار این بار این زمینه را به عمل تبدیل کرده آنوقت به جای به وجود آوردن حکومت اسلامی , این بار حکومتی بنام حکومت زرتشتی و یا حکومتی به نام حکومت بهائی به وجود می آوردند و باز همین آش و همین کاسه و باز همین بگیر و ببندها و باز

    تجاوز و زندانی و باز اعدام و باز گرانی روزافزون و باز فحشا و بازهم ووووووو . جناب نویسنده محترم باید طرز فکر مردم ایران عوض شود. باید سواد سیاسی حداکثری مردم ایران در زمینه های مختلف بیشتر شود . به نظر بنده عوض شدن این مسائل ربطی به عوض شدن دینها در این مورد ندارد. حداکثر مردم ایران از زنان گرفته تا مردان بعلت فقر اقتصادی و شاید هم نداشتن فرصت , نه کتابی مطالعه می کنند و نه چیزی . و آنهائی هم که وقتش را دارند , مطالعه نمی کنند . کتابخانه های ایران هم کتاب های خوبی که سواد مردم را از نظر سیاسی بالا ببرد ندارد و یا اینکه رژیم نمی گذارد که پای کتابهای سیاسی خوب در کتابخانه ها باز شود و باز هم بگویم آنهائی هم که از نظر اقتصادی وضع خوبی دارند و فرصت مطالعه دارند , به جای مطالعه وقتشان را صرف پول در آوردن و پول روی پول گذاشتن و ویلا خریدن و اتوموبیل خود را تبدیل به احسن و خریدن اتومبیل آخرین سیستم کردن و رقابت و چشم همچشمی های غیر عقلانی کردن و خانه چندین طبقه درست کردن و غیره و غیره می کنند . حالا خود قضاوت کنید.