کودتای ۲۸ مرداد، گامی در سرکوبی آزادی خواهان، و روی کار آمدن رژیم اسلامی ۶

سالیانی که مردم کشورمان دوران سخت دیکتاتوری محمدعلی شاه و رضا شاه را پشت سر گذاشته بودند و رفته رفت نسیم آزادی را احساس می نمودند، ناگهان غول سرمایه داران نفتی از بریتانیای غارتگر، و رژیم آشوب گر آمریکا، با راهنمایی دربار ایران، و کمک اشرف و غلامرضا خواهر و برادر شاه، زاهدی افسر فرو مایه و خیانتکار، چاقو کشان و آدم کشانی چند؛ چون شعبان جعفری، رمضان یخی، و دیگر لات های میدان امین السلطان، دولت مردمی و دمکرات دکتر محمد مصدق را سرنگون ساختند، و بر روی آزادی و دموکراسی نیمه بند آن زمان، سرپوش گذاشتند.

این ویدیو اجرای کودتا و پس از آن را نشان می دهد و به گفتگو می پردازد.

از تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تابستان ۱۳۵۷، به مدت ۲۵ سال سکوت مرگباری بر همه چیز و همه کس حکمفرما شد. کسی را یارای انتقاد و یا حتی اظهار نظر ساده نبود. هم چیز در سایه ملوکانه بود و زیر سبیل آریامهر می چرخید. گفتگوی ساده با یک کارمند اداره، یک استوار شهربانی، یک پاسبان، و یک ژاندارم می بایست با لبخند، ادب، بسیار، کوتاه، و دور از هر انتقاد و پرسش نگران کننده باشد. مردم ما آزادی پوشش، رفت و آمد، گفتگوهای شخصی و خانوادگی داشتند، ولی همه از کار سیاست و مملکت داری نا آگاه، و برکنار بوده، و به عنوان نمونه نمی توانستند که بگویند: ” اسب شاه یابو است”. زیرا یکه دار میدان، و پهلوان پنبه زمان، خدایگان شاهنشاه آریامهر بود.

این ویدیو از گفتار و عملکرد مصدق گفتگو می کند و بحث در آن است که چگونه شکست مصدق موجب پیروزی ارتجاع شد.

در دوران رژیم گذشته، همان گونه که در تاریخ به ثبت رسیده، تنها آخوندها بودند که با وابستگی به دربار، و کمک های بی دریغ و پشتیبانی شاه و بستگانش، به یاوه گویی، و تحمیر مردم، به ویژه زنان ناآگاه، و مفتخوری خود می پرداختند، و کسی را یارای ایستادگی و کمترین خرده گیری بر آنان نبود.

آن چنانکه آخوندی بی دستار بنام؛  علی شریعتی، یک خودکامه مذهبی، بساط رمالی و فالگیری خود را در همه جا و در سایه حمایت و پشتیبانی ساواک پهن می کرد، و به دنبال سیاست ضد مردمی شیخ فضل الله، مردم را به باتلاق حکومت اسلامی می برد، ولی کمترین مانع و یا برخورد تندی در راه خود نمی یافت. این نابخرد ضد ایرانی، تا آنجا به جلو رفت که راه را برای خمینی یک آخوند خرافاتی و عقده ای باز کرد.

اگر بخواهیم مقایسه درستی میان ۲۵ سال دیکتاتوری شاه یعنی دوران پس از کودتا، و این سه دهه اشغال کشورمان به وسیله تازیان کرده باشیم، بی تردید، سوای آزادی های شخصی در آن دوره، در بیشتر زمینه ها، با یکدیگر برابر و یکسانند. به راستی رژیم کنونی نطفه حرام رژیم گذشته بوده، و رونوشت با اصل برابر است.

شعبان بی مخ، لات ها و چاقو کش های میدان امین السطان با رهبری اشرف پهلوی، به خانه مصدق حمله بردند، و همه چیز را شکستند و یا غارت کردند.

شعبان بی مخ، لات ها و چاقو کش های میدان امین السطان با رهبری اشرف پهلوی، به خانه مصدق حمله بردند، و همه چیز را شکستند و یا غارت کردند.

ما در گذشته در مقاله های خود، با استناد به کتاب های تاریخی، وضعیت دیکتاتوری آن زمان، و چگونگی کودتای ۲۸ مرداد را به تفصیل به نگارش در آوردیم.از جمله آن که کوتاهی ها و اشتباهات شاه را تا کنون در چهار بخش چاپ و پخش نمودیم که مورد خواست و استقبال خوانندگانمان قرار گرفت.

خودخواهی شاه و سلطت طلبها، خود فروختگی کومونیستها به شوروی سابق و روحانیون مرتجع و عقب افتاده باعث شد که کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ شکل بگیرد و ایران را به یک دوره از دیکتاتوری نظامی ببرد، ولی بعد از آن در انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران به یکی از تاریکترین دوره تاریخ خود رسید و آن دیکتاتوری دینی است، اگر شاه ایران با دکتر محمد مصدق کنار میآمد، حکومت ملی ایرانی در ایران حکومت میکرد، ولی امروز جوانان ایران با یک دیکتاتور مذهبی روبرو هستند که صد برابر بدتر از دیکتاتوری شاه و یا نظامی بود،

در این ویدیو از برنامه ریزی گام به گام سی آی ای آمریکا و همکاری  با دربار ایران در کودتای ۲۸ مرداد  گفتگو می کند.

نگارنده خواندن این مقاله های مستند که بخشی از تاریخ کشورمان است، به شما گرامیان توصیه و سفارش می نماید. بدیهی است چنانچه بازهم آماج یورش شعبان بی مخ های شاهپرست و آفتاب پرست خردباخته قرار گیریم، ناچاریم برای ماههایی چند، به بخش های دنباله نگارش پیشین ادامه دهیم.

در این فرتور، دکتر حسین فاطمی فرزند غیور ایران، در کنار دکتر مصدق  دیده می شود. به دستور شاه، این جوان اندیشمند که در راه ملی کردن صنعت نفت با مصدق همکاری فراوان داشت، پس از زخمی کردن با چاقو به وسیله شعبان جعفری، او را بر روی برانکار به پای چوب دار بردند. همین یک جنایت کافی  بود که رژیم شاهنشاهی را از مشروعیت بیاندازد و آن را سرنگون سازد.

در این فرتور، دکتر حسین فاطمی فرزند غیور ایران، در کنار دکتر مصدق  دیده می شود. به دستور شاه، این جوان اندیشمند که در راه ملی کردن صنعت نفت با مصدق همکاری فراوان داشت، پس از زخمی کردن با چاقو به وسیله شعبان جعفری، او را بر روی برانکار به پای چوب دار بردند. همین یک جنایت کافی  بود که رژیم شاهنشاهی را از مشروعیت بیاندازد و آن را سرنگون سازد.

یکی از کارهای نکوهیده و زشت بازماندگان، وابستگان، و طرفداران رژیم گذشته، پرده پوشی، ماله کشی، و تغییر دادن وقایع اسف بار گذشته است. اتفاقاتی که به روشنی برگهای تاریخ ما را اشغال کرده است.

گفتگوهای شاهزاده و شهبانو پهلوی نیز سرتا پا انگار و فرار از واقعیت های گذشته است. گفتار سیاستمداران آمریکا و انگلیس، و نوشته گزارش های گوناگون، فیلم ها، سخنرانی ها، همه و همه بیانگر سیاست خودکامانه و دیکتاتوری رژیم گذشته است.
حقیقت هایی که تلاش می شود نهفته بماند و یا وارونه به خورد نسل جوان ایران داده شود. نوشته ها و خاطرات نزدیکان، و دوستان شاه، مانند اسدالله علم، و حتی چاقوکش دربار، شعبان جعفری نیز از نا به سامانی ها، و کجروی های گذشته گفتگو می کند.

بنابراین، خاکستر پاشیدن بر کودتای شوم ۲۸ مرداد که موجب ۲۵ سال دیکتاتوری نظامی در ایران شد، و آخوند فرومایه و ضد انسان ایرانی نما را بر جان، مال، و ناموس مردم سوار کرد، چیزی را عوض نمی کند و از تناقض گویی شاهزاده و شهبانو، و این که شاه را خدمتگذار بی گناه و آزادی طلب نشان دهند، کار به جایی نمی برد و مردم را هر روز بیشتر و بیشتر از این خانواده دورتر و جداتر می سازد.

شاهزاده که می توانست سالیانی پیش، با داشتن امکانات مادی بی حد و حصر، و عنوان شاهزادگی کشتی به گل نشسته ایران را به ساحل رساند و قهرمان ملی ما به شمار آید، همان روش و همان کاری را دنبال کرده و می کند که بیشتر مردم ایران از آن بیزارند و به همان سبب ها بود که انقلاب راستین ۵۷ را بر پا کردند.

به عنوان نمونه، گفتار نادرست و یک طرفه شاهزاده در تاریخ ۶ ژون ۲۰۱۲  با مجله فوکوس آلمان، مورد انتقاد و خرده گیری محمد امینی و بهرام مشیری دوتن از دل باختگان و فرهیختگان ادب و سیاست کشورمان قرار گرفت. در پاسخ به آن خرده گیری های درست و منطقی، شعبان بی مخ ها و اوباشان دربار، و آفتاب پرستان به دور شاهزاده، این دو فرزند راستین میهن را مورد سرزنش و ناسزاگویی قرار دادند.

در این ویدیو بهرام مشیری خطاب به شاهزاده پهلوی دلایل متعددی بر دیکتاتوری گذشته و برنامه ریزی کودتای ۲۸ مرداد را بررسی می کند.

آخرین نطق مصدق در بیدادگاه شاه (۱)-
من به انتقام آن که یک ایرانی را از ایران تبعید کردند (رضا شاه)، انگلیسی ها را از ایران بیرون کردم تا بروند در جزیره خود به فکر فرو روند و بدانند که با یک ملت زنده ای طرفند.
خطاب به مجسمه رضا شاه-
” تعظیم می کنم به مجسمه رضاشاه فقید که او را انگلیسی ها آوردند، و ۳۲ سال نفت را تمدید کرد”.

خطاب به مجسمه محمد رضا شاه-
” تعظیم می کنم به مجسمه محمد رضاشاه پهلوی، که فرمان عزل مرا داد و انگلیسی ها را آورد”.
از آنچه گفته شد، تا زمانی که طرفداران رژیم پهلوی به ویژه شاهپرست ها، بخواهند لباس برائت و تقدس بر تن شاه و وابستگان او کنند، و تاریخ گذشته را وارونه جلوه دهند،  پخش و گفتگو در باره خاطره شوم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دیگر کجروی های سیاسی همچنان ادامه خواهد یافت.

(۱)- دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی،  چاپ شرکت سهامی انتشار،  ۱۳۶۵، به کوشش جلیل بزرگمهر- پشت جلد.

  • Anoosh

    به نظرم شما هم در همان ورطه ای رفتید که از اون انتقاد میکنید

    یک طرفه دیدن وقایع تاریخی……….
    به ایرادات محمد رضا شاه پهلوی در قضیه اتفاقات تیر ۳۱ تا مرداد ۳۲ کاری نیست و اون ایرادات بارها گفته شده ولی چیزی که کنتر گفته میشه اشتباهات دکتر مصدق و کابینه اون بود
    مثال کم نیست در این مورد 
    یادمون نره که اجازه بی حد به حزب توده چه ضرباتی بعد زد
    دکتر مصدق بعضا از قانون اساسی مشروطه (خارج از صحیح بودن یا نبودن قانون اساسی ) تخطی داشت
    نخست وزیری که طبق قانون اساسی مشروطه نخست وزیر شده حق نداره اصول اون رو نادیده بگیره
    دکتر فاطمی به عنوان وزیر خارجه (که به نظرم انتصاب درستی برای اون دوره تاریخی نبود ) در ر.زنامه خود رسما مینوشت شاه باید محاکمه و اعدام بشه اون هم در حالی که شاه رسما طبق قانون اساسی لااقل از شهریور ۲۰ تا مرداد ۳۲ حکومت میکرد
    انحلال محلس طبق قانون اساسی دست نخست وزیر نبود و دکتر مصدق رسمت خلاف قانون اساسی رفتار کرد
    بزرگترین ایراد ایشون به شهادت تاریخ لجبازی مفرط ایشون بود که در قضیه انحلال مجلس به حد اعلا رسید و بهانه به دست دربار داد که حکم عزل اون رو صادر کنه این لجبازی در مذاکرات مربوط به کنسرسیوم پس از ملی شدن نفت و عدم انعطاف از طرف ایشون منجر به اون تحریمات گسترده شد که نهایتا موجب تورم و کاهش قدرت خرید مردم و به طبع اون کاهش محبوبیت شد
    یادمون نره باز هم مقاومت در برابر حکم عزل که طبق قانون اساسی در نبود مجلس (مجلسی که دکتر مصدق به اشتباه منحلش کرد ) حق عزل نخست وزیر رو به شاه میداد هم باز تخطی از قانون بود

    در بزرگ بودن و خدمت دکتر مصدق به ایران و خصوصا ملی کردن نفت شکی نیست ولی بهتر در برخورد با مسائل تاریخی تحلیلی رفتار کنیم نه جانبدارانه
    بت ساختن هیچگاه مفید نیست چه مصدق باشه چه شاه
    مصدق هم ایراد داشت در سیاستهاش 
    یک سری ایرادات از طرف دولت و دربار منجر به وقایع مرداد ۳۲ شد
    از طرفی به نظرم باید این مسئله رو دیگه امری تاریخی بدونیم و از دید تاریخی به قضیه نگاه کنیم
    اینکه هنوز بگیم کودتا بود یا قیام ملی (اونطور که طرفداران سلطنت میگن) مشکلی از ما رو حل نمیکنه
    یکبار برای همیشه بیاییم از وقایع تاریخی پلی به جلو بسازیم و عامل وجدت نه عامل کثرت
    با تشکر

  • amir

    قابل توجه اقای م ر رضااکه افاضاتی در مورد دکتر مصدق فرموده اند

  • Maziari

    یک کم تاریخ معاصر ایران را بخوانید متوجه میشوید که در آن زمان ایران کشور مستقلی نبود. فقط ۱۲ سال از تسخیر ایران بوسیله شوروی و انگلیس گذشته بود و تا ۶ سال قبل از این ماجرا ایران هنوز تحت اشغال نظامی نیروهای انگلیس و شوروی بود. این اشغال با پا درمیانی آمریکا به پایان رسید که نمیخواست شوروی بخشی از ایران را مانند اروپای شرقی بدست بیاورد. از آن به بعد آمریکا در ایران رسما نیرو داشت و ایران شده بود صحنه مبارزه غرب (آمریکا) و کمونیسم. این احزاب و مجلس و غیره هم ساخته و پرداخته خارجی ها بودند، چون قبل از جنگ، ایران از این احزاب نداشت! به زبان ساده، نه شاه مستقل میتوانست باشد نه دولت و نه مجلس. هیچکس هم در ایران نمیتوانست مقامی داشته باشد مگر اینکه با یکی از دولتهای خارجی زد و بند داشته باشد. این برای مصدق و کاشانی و هر کس دیگر هم صدق میکرد! جریان ۲۸ مرداد هم بیشتر مربوط به جلوگیری نفوذ عوامل حزب توده در ارتش و دولت میشد. این بود که حزب توده خطر جدی شده بود و مصدق نتوانسته بود جلوی آنها را بگیرد. حالا شما تا ۳۰ سال دیگر که همه نفت ایران را جمهوری جنایت، دروغ و فساد اسلامی به باد داد و ایران برگشت به همان کشور نگون بخت صد سال پیش، بنشینید و از مصدق و شاه خوب و بد بگویید و بنویسید!

  • Lale

    شعبان جعفری در استخدام دولت مصدق
    ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ در ﺳﺎل ‫١٣٣٠ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺪام دوﻟﺖ مصدق درﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮد و در ﺁن ‫دورﻩ، در ﺳﺮﮐﻮب و ﻗﻠﻊ و ﻗﻤﻊ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎن مصدق، ﻧﻘﺶ اساسی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﻄﻮرﯼ ﮐﻪ در واﻗﻌۀ ۱۴ ﺁذر ‫١٣٣٠ و ﮐﺸﺘﻪ و ﻣﺠﺮوح ﺷﺪن ﻋﺪﻩ اﯼ و ﺣﻤﻠۀ ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ و اﯾﺎدﯼ او ﺑﻪ ادارات روزﻧﺎﻣﻪ های ﻏﻴﺮ ﺗﻮدﻩ ای‫ ‫ﻣﺨﺎﻟﻒ مصدق (از ﺟﻤﻠﻪ: روزﻧﺎﻣﻪ های ﻓﺮﻣﺎن، داد، ﺁﺗﺶ، ﺳﻴﺎﺳﯽ و ﻃﻠﻮع) شرکت داشت.اﯾﻦ واﻗﻌﻪ بازتاب گسترده ای در مجلس داشت بطوری که ﺟﻤﺎل اﻣﺎﻣﯽ در جلسه ۱۹ ﺁذر ﻣﺠﻠﺲ، ﻣﺘﻦ اﺑﻼغ اﺳﺘﺨﺪام ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ را ﮐﻪ ﺑﺮ ﻃﺒﻖ دﺳﺘﻮر رﯾﺎﺳﺖ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر (ﺗﻴﻤﺴﺎر مزینی، ﻣﻨﺼﻮب و ﻣﻨﺘﺨﺐ دﮐﺘﺮ مصدق) از ﺗﺎرﯾﺦ ۱۵ ﺁﺑﺎن ‫١٣٣٠ ﺑﺎ ﺣﻘﻮق ‫ﻣﺎهی ﺳﻪ هزار رﯾﺎل ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺪام ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ درﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮد، ﺑﻪ اﯾﻦ ﺷﺮح ﻗﺮاﺋﺖ ﮐﺮد:‫ «ادارﻩ، داﺋﺮﻩ، ﺷﻌﺒﻪ، روﻧﻮﺷﺖ، ﮔﺰارش ﻣﻮرخ ۲۰/۰۸/۳۰ وزارت ﮐﺸﻮر،‫ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ‫ﻣﺤﺘﺮﻣا ﺑﻪ ﻋﺮض ﻋﺎﻟﯽ ﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪ، ﺗﻴﻤﺴﺎر ﺳﺮﺗﻴﭗ ﻧﺨﻌﯽ، رﯾﺎﺳﺖ ادارۀ اﻧﺘﻈﺎﻣﯽ و ﺳﺮﮐﻼﻧﺘﺮﯼ اﻇﻬﺎر ﻣﯽ‫ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻴﻤﺴﺎر ﻣﻌﻈﻢ رﯾﺎﺳﺖ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﮐﺸﻮر، مقرر ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ از ﺗﺎرﯾﺦ ۱۵ ﺁﺑﺎن ﻣﺎﻩ ‫١٣٣٠ ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ ﺑﺎ ﻣﺎهی ﺳﻪ هزار رﯾﺎل ﺣﻘﻮق از اﻋﺘﺒﺎر ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ اﺳﺘﺨﺪام ﮔﺮدد. ﺑﺮاﯼ اﺳﺘﺤﻀﺎر ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺒﺎرﮎ، ﮔﺰارش ‫ﻋﺮض ﺗﺎ هر ﻧﻮع اﻣﺮ و ﻣﻘﺮر ﻓﺮﻣﺎﺋﻴﺪ اﻃﺎﻋﺖ ﮔﺮدد.‫رﺋﻴﺲ ادارۀ ﺣﺴﺎﺑﺪارﯼ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ: ﺧﺪاﺋﯽ‫ﺟﻤﺎل اﻣﺎﻣﯽ (ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﮐﻨﻨﺪۀ اﺻﻠﯽ ﻧﺨﺴﺖ وزﯾﺮﯼ دﮐﺘﺮ مصدق در ٨ اردﯾﺒﻬﺸﺖ ‫١٣٣٠) در اﯾﻦ ﺑﺎرﻩ ‫اﻓﺰود:‫- « اﯾﻦ، ﺗﻴﻤﺴﺎر ﺳﺮﺗﻴﭗ ﺷﻌﺒﺎن ﺑﯽ ﻣﺦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺎﻧۀ ﻣﺮدم را ﻏﺎرت ﻣﯽ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﻦ ﺧﺪﻣﺎت ‫ﺑﺎ ﻣﺎهی ۳۰۰۰ رﯾﺎل در ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ اﺳﺘﺨﺪام ﺷﺪﻩ اﺳﺖ … روزﻧﺎﻣﻪ های ﻃﻠﻮع، داد، ﺳﻴﺎﺳﯽ، ﻓﺮﻣﺎن، ‫ﺟﺎﻧﺴﭙﺎران و ﺁﺗﺶ ﮐﻪ ﺗﻮدﻩ اﯼ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺎ ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ ﻣﺒﺎرزﻩ ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ هم ﻏﺎرت ﺷﺪﻩ اﻧﺪ … ﭘﺲ ‫ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ هر ﮐﺲ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﻣﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ اﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻮاﻓﻖ ﻧﻴﺴﺖ ﯾﺎ ﺗﻨﻘﻴﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ او ﻣﺒﺎرزﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ و او را ﻏﺎرت ‫ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ …. (مکی، ﮐﺘﺎب ﺳﻴﺎﻩ، ج ۴، ﺻﺺ ۳۰۶ و ۳۵۶ و ﻧﻴﺰ ﺻﻔﺤﺎت ۲۹۷، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۹، ۳۳۶ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ‫ﻣﺬاﮐﺮات ﻣﺠﻠﺲ، ۱۹ ﺁذرﻣﺎﻩ ‫١٣٣٠ ؛ ﻣﺘﻴﻨﯽ، ﺻﺺ ۲۷۶-۲۷۷).‫مصدق، ﺿﻤﻦ ﺗﺄﺋﻴﺪ اﻗﺪام ﻧﻴﺮوهای اﻧﺘﻈﺎﻣﯽ در ﺳﺮﮐﻮب ﺗﻈﺎهر ات ۱۴ آذر و اﺑﺮاز ﺗﺄﺳﻒ از ﻣﺠﺮوح ﺷﺪن ‫اﻓﺮاد، هیچ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﺑﻪ اﻧﺘﻘﺎدات ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن ﻣﺠﻠﺲ درﺑﺎرۀ اﺳﺘﺨﺪام ﺷﻌﺒﺎن ﺟﻌﻔﺮﯼ در ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﻬﺮان ﻧﺪاد.ﭘﺲ از اﯾﻦ ﺣﺎدﺛﻪ، ﻣﺪﯾﺮان ۲۱ روزنامه ﻏﻴﺮﺗﻮدﻩ اﯼ ﺑﺎ ﺻﺪور اﻋﻼمیه هاﺋﯽ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ «ﻋﺪم امنیت ﺷﻐﻠﯽ » ﺑﻄﻮر ‫دﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ، در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراﯼ ملی و ﺳﭙﺲ در ﻣﺠﻠﺲ ﺳﻨﺎ متحصن ﮔﺮدﯾﺪﻧﺪ.
    در رویدادهای مربوط به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، عموما” از شعبان جعفری (معروف به بی مخ) – بعنوان:عامل اصلی بسیج ازاذل و اوباش برای سرنگونگی دولت مصدق یاد کرده اند ،
    گذشته از توهین و تحقیقی که در این باور نسبت به دکتر مصدق وجود دارد پرسیدنی است:
    در حالیکه تمام نیروهای نظامی و انتظامی – با صدها تانک و توپ و تفنگ – تحت اختیار و فرمان دکتر مصدق بودند واقعا” مشتی ازاذل و اوباش چگونه می توانستند یک دولت ملی را سرنگون سازند؟!!
    اینگونه دلایل نمونه دیگری از فرافکنی های ملی ما است
    برای گریز از قبول کمبودها و کاستی ها و اشتباهات …
    واقعیت اینست که شعبان جعفری تا ظهر ۲۸ امرداد ماه در زندان بودو در واقع پس از سقوط مصدق از زندان آزاد شد!!

  • lale

    دیشب امام مصدق را در ماه دیدم
    دیشب من و چند تا از دوستانم به مناسبت ۲۸ مرداد دور هم جمع شده بودیم و در حالی که مشغول گفتگو در باره رشادتها و خدمات دکتر مصدق بودیم ناگهان متوجه شدیم یکی از دوستانمان با قیافه بحت زده به سمت آسمان خیره شده است وقتی ما هم دقت کردیم متوجه علت بحت زدگی دوستمان شدیم…بله، تصویر دکتر محمد مصدق در حالی که به ما لبخند میزد در ماه بود

  • Leilamajed

    Mibinid ke mardome sadeh behtar as Shoma va moshiri tarikh raa Midanand va ghezavate dorost tari darand. As in Dastanhaye dorooghe moshiri digar halem beham mikhorad. Kafist! Kami be fakre Iran baashid. Khafeh shodim as bas dorooghe dar morede mossadegh shenidiom.