رژیم زن ستیز اسلامی زنان را از اجتماع جدا، و به درون خانه زندانی می کند ۳

چه کسانی زن ستیزند؟

زنان، همواره در سراسر تاریخ مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند. به همین دلیل گروهی از مردم، زنان را سنگ زیر آسیاب نامیده اند. زیرا زنانند که بیشترین درد و رنج خانواده و اجتماع راتحمل می کنند. حال، ببینیم از چه زمانی و چه راههایی این زن ستیزی به وجود آمده است:

۱- مردسالاری یا زن ستیزی مردان

از دوران گذشته که نیروی تن بر خردورزی و اندیشیدن برتری داشته است، ظلم و ستم بی رویه مردان به همسران خود، پدران به دختران، و برادران به خواهران، همگی به دلیل نیروی بازوی بیشتر مردان برزنان بوده است. بدیهی است در جهان کنونی با پیشرفت دانش و درک انسان ها تعقل و اندیشیدن، معیار و وسیله پیشرفت و رمز ترقی به شمار می آید، برتری نیروی بدنی کارآمدی نداشته، و خواه و ناخواه مردان ناچارند دست از مردسالاری برداشته، از برج قدرت فرود آیند و با همسران، دختران، و خواهران خود همراه و همگام شوند.

گروهی از زنان روشنفکر و آزادی خواه در سالهای ۱۳۰۱-۱۳۱۱

گروهی از زنان روشنفکر و آزادی خواه در سالهای ۱۳۰۱-۱۳۱۱

۲- اسلام زن ستیز

بدون تردید، از ۱۴ سده پیش تا کنون، اسلام بزرگترین دشمن زنان و موجب زجر و ستم بدانان بوده و هست. شماری از آیات قرآن، بخش هایی از رساله های آخوندها، و روایات دینی، همگی گویای این حقیقت تلخ بوده که جای هیچ انکار و یا حاشایی نیست. در این دوران ۱۴۰۰ ساله، دست اسلام از آستین شاهان، فرمانروایان، و دکانداران دین، و مردان خودکامه و خودخواه بیرون آمده، زنان را زیر ستم و ظلم بیکران خود قرار داده اند. از آنچه گفته شد، مردان در دو مورد می توانند زن ستیز باشند؛ یکی به دلیل قدرتمند و قلدری آنان، و دیگر آن که در چنبره و طلسم زن ستیزی اسلام قرار بگیرند.

۳- زن ستیزی زنان، ضعیفه های اسلامی-

با زهره طبیب زاده، چهره زن زن ستیزی که با چاپلوسی و حقه بازی دهها مدرک و پست آب و نان دار کسب کرده است، آشنا شوید.

با زهره طبیب زاده، چهره زن زن ستیزی که با چاپلوسی و حقه بازی دهها مدرک و پست آب و نان دار کسب کرده است، آشنا شوید.

گروهی از زنان خردباخته که در طلسم اسلام اسیر گشته و گوششان به گفتار پلشت و زشت آخوند است، در راه منافع سوداگران دین، به همجنسان خود نهایت ظلم و ستم روا می دارند. شماری از این زنان نیز از راه مزدوری و چاپلوسی، بلندگوی گفتار ناپسند رژیم ضد ایرانی شده اند. به عنوان نمونه، می توان چند نمونه آنان را در این جا نام برد:
الف- خانم دکتر زهره طبیب زاده نوری ، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه بهشتی تهران.

ب- عاطفه سماعی، رئیس پژوهشکده حجاب و عفاف با اشاره به وجود بلواری به نام میرزاده عشقی در همدان گفت: در شأن همدان نیست که بلواری به نام کسی داشته باشد که تأثربارترین مثنوی تاریخ را در باب حجاب با عنوان “کفن‌پوشان سیاه” سروده است. وی تصریح کرد: ” یقیناً زیبنده و در شأن دارالمؤمنین همدان نیست که بلواری در این شهر به نام کسی است که بزرگترین، طولانی‌ترین و تأثربارترین مثنوی تاریخ را در باب حجاب با عنوان “کفن‌پوشان سیاه” سروده است”. این ضعیفه خردباخته زن ستیز هم چنین گفته است: ” علاوه بر سلاطین و حکام افرادی نیز بودند که سیر بی‌حجابی را در جامعه تشدید کردند، گفت: کسانی چون عارف قزوینی، میرزاده عشقی، ملکالشعرای بهار و پروین اعتصامی از این دست افرادی بودند که به دلیل جایگاه نویسندگی و شاعری خود قلم به دست گرفتند اما حق قلم را به رسمیت نشناختند”.

رژیم زن ستیز اسلامی، از دوچرخه سواری بانوان جلوگیری کرده است. این یک گام به سوی سلب آزادی از زنان، و  راندن آنان از درون اجتماع، به درون زندانی بنام خانه است.

رژیم زن ستیز اسلامی، از دوچرخه سواری بانوان جلوگیری کرده است. این یک گام به سوی سلب آزادی از زنان، و راندن آنان از درون اجتماع، به درون زندانی بنام خانه است.

تلاش آزادیخواهانه زنان ایران

نهضت آزادی خواهی زنان، و رهایی از ظلم و ستم بیداد به آنها، در دوران تسلط مستقیم تازیان بر ایران، و یا شاهان و حکمرانان خردباخته مذهبی به جایی نرسید، و صداها همواره در گلو خفه شد. به ویژه همانگونه که گفته شد، مردان خودکامه نیز با زن ستیزی اسلام همکاری و همگامی داشته اند. در دوره قاجاریه که آخوندها بردربار و شخص شاه نفوذ داشتند، کمتر زنان تواسنتند از آشپزخانه و اندورون خانه ها بیرون آمده، و از بیدادگری نسبت به خود اعتراضی کنند. تنها زن دلیر و بیباک این دوران که توانست سدها را شکسته و مردسالاری و زن ستیزی را از خود دور سازد طاهره قرة العین بود.

دوران مشروطیت فرصت مناسبی بود تا زنان پا به پای مردان، در مبارزه با دیکتاتوری و در دنبال آزادیخواهی، در تلاش و کوشش باشند. تلاش های پیگیر و سرنوشت ساز دلاورزن؛ زینب پاشا ، سردار بی بی مریم بختیاری ، و شمار زیادی از زنان دیگر، نشانه شکوفایی و اوج گرفتن رستاخیز زنان است. نویسندگان بزرگ مشروطیت مانند کسروی، ملک زاده، آدمیت، نظام مافی، محیط مافی، ناظم الاسلام کرمانی، صفائی، دولت آبادی، رضوانی در آثار خود تشکلهای زنان در انقلاب مشروطیت را نام برده اند.

این دختران نیک سرشت ایرانی، پاسخی دندان شکن به پوشش لجنی بنام "حجاب اسلامی" داده اند. اگر رژیم شرف، آبرو، و حیثیت داشت، و اگر بشر بود، با دیدن تنها این فرتور، رفتار حیوانی خود را به کنار می گذاشت و روشی انسانی در پیش می گرفت.

این دختران نیک سرشت ایرانی، پاسخی دندان شکن به پوشش لجنی بنام “حجاب اسلامی” داده اند. اگر رژیم شرف، آبرو، و حیثیت داشت، و اگر بشر بود، با دیدن تنها این فرتور، رفتار حیوانی خود را به کنار می گذاشت و روشی انسانی در پیش می گرفت.

خیزش و تظاهرات زنان پس از انقلاب

پس از آن که انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷ آخوند خور شد، زنان کشورمان، به ویژه در تهران با شنیدن گفتار زن ستیزی خمینی در سال ۵۷، علیه قوانین ارتجاعی آن، به ویژه پوشش زشت و زننده اسلامی به تظاهرات ضد رژیم پرداختند. شوربختانه، مردان بی تفاوت، مردان بی مسئولیت، و مردسالاران اجتماعمان، با این همایش انسانی و حق طلبانه همسر، خواهر، و دختر خود همراهی، و از آن دفاع نکردند. همچنین، در شهرستان ها نیز عمومن زنان بی تفاوت ماندند و دورادور نظاره گر قربانی شدن بانوان تهرانی بودند، و سند بردگی خود را نیز به دست خود امضاء کرده، و برآن صحه گذاشتند.

بانوان بزرگوار ایرانی، در سال ۱۳۵۷، پس از پی بردن به برنامه های پلید و شوم زن ستیزی خمینی، به تظاهرات برخاستند، ولی چون همراهی نشدند، و تنها در اقلیت میان زنان بی تفاوت ایران قرار گرفتند، بدبختانه به جایی نرسید

بانوان بزرگوار ایرانی، در سال ۱۳۵۷، پس از پی بردن به برنامه های پلید و شوم زن ستیزی خمینی، به تظاهرات برخاستند، ولی چون همراهی نشدند، و تنها در اقلیت میان زنان بی تفاوت ایران قرار گرفتند، بدبختانه به جایی نرسید

تلاشهای رژیم در سرکوبی و خانه نشینی زنان

رژیم ضد بشر و زن ستیز اسلامی ایران، در این ۳۵ سال تسلط و حاکم بر سرنوشت کشورمان، روشهای گوناگونی برضد زنان، و علیه زنان به کار برده است تا زنان، یعنی نیمی از جامعه شکوفا و زنده ایران را از صحنه بیرون رانده، اسیر و در بند آشپزخانه و اندرون خانه ها نماید.

در این جا به کوتاه از چند نمونه از تلاش رژیم در خانه نشینی زنان نام برده می شود:

۱- حجاب اسلامی-

پوشاندن زنان، در پارچه سیاه، زشت و ناهنجاری بنام حجاب اسلامی، هم زنان را از ریخت و هیکل، می اندازد و آنان را خود به خود از نیم دیگر جامعه یعنی مردان جدا می سازد، بلکه بسیار دست و پاگیر بوده، و زنان را ناچار می سازد تا با دو دست، و یا یک دست و دندان ها نگهدار و نگهبان آن باشند. از این روی، زنان را از هرگونه فعالیتی باز می دارد.

با دیدن این ویدیو، با زنان زن ستیز و ضعیفه هایی که با تملق و چاپلوسی و مزدوری خودشان آخوندهای جنایتکار را بر سر ملت و مملکت نگاه ذاشته اند، آشنا شوید. به راستی نفرین بر این خیانت کاران خودفروش ضد ایران و ایرانی.

۲- تصویب قانون داشتن چند زن-

زناشویی با چند زن ،  برای خرد کردن، خوار و بی اهمیت  جلوه دادن زنان است که پیامد آن هرجایی بودن و روسپیگری مردان چند زنه را نیز به اثبات می رساند.
۳- به کارگیری قوانین اسلامی- قوانین ارتجاعی زن ستیزی برگرفته از قرآن، احادیث و رساله ها، مانند قانون شهادت زن، قانون ارث، و مانند آن، باز هم  برای بی ارزش نومدن بانوان، و طرد آنان از جامعه است.

۴- قانون منع مسافرت-

مسافرت تنهایی زنان در کشور، باید با اجازه از ولی و دادگاه برا ی سفر به کشورهای بیگانه، مشکلات در مسافرت درون کشور مانند کرایه اتاق در هتل ها، به تنهایی به رستوران رفتن، تنهایی راه رفتن، گردش کردن، همگی از محدودیت های رژیم زن ستیز، و خودکامگی مردان است.

۵-  آخرین هدف پلید و زشت رژیم  تاکنون، برای خانه نشین کردن زنان، و طرد کامل آنان از جامعه، تشویق و سخنرانی های گوناگون آخوند مشهدی و مزدورانش برای افزایش جمعیت ایران تا ۱۵۰ میلییون، و جایزه و حقوق تعیین کردن برای زنان خانه نشین، و تولید کننده فرزندان بیشتر است تا بر شمار گدایان مورد رژیم هرچه بیشتر افزوده شود.

نکته پایانی

از آنچه گذشت، همت و کوشش گروهی از زنان کشورمان در خور ستایش است. تلاش های پیگیر شمار زیادی از آنان، در این سه دهه در خور ستایش و بالیدن است. شوربختانه همانگونه که رفت، از سوی مردان بی تفاوت، واکنش سازنده و همراهی و همگامی دیده نشد، و زنان بسیاری از شهرستان های ایران هم از خود واکنشی نشان ندادند. بنا براین، بخش بزرگی از زن ستیزی در جامعه ما به خود زنان بر می گردد که درتظاهرات و برپایی زنان، از خود حرکتی نشان نمی دهند. برای پیروزی و گسستن بند و زنجیر بردگی، به یک اتحاد و همبستگی همگانی نیاز است. وگرنه اسارت و بردگی ما به ویژه زنان کشورمان، که تاکنون ۱۴۰۰ سال به درازا کشیده، می تواند ۱۴۰۰ سال دیگر هم ادامه یابد.

بسیاری از بانوان گرانمایه کشورمان، در سال ۱۳۶۷ در تهران علیه پوشش اسلامی و گرفتن آزادی آنان، به تظاهرات برخاستند ولی به دلیل بی تفاوتی و خودکامگی مردان، و همکاری نکردن زنان شهرستان ها، کار به جایی نبردند.

بسیاری از بانوان گرانمایه کشورمان، در سال ۱۳۶۷ در تهران علیه پوشش اسلامی و گرفتن آزادی آنان، به تظاهرات برخاستند ولی به دلیل بی تفاوتی و خودکامگی مردان، و همکاری نکردن زنان شهرستان ها، کار به جایی نبردند.

‫(۱‫‬)‬ http://iranian.com/main/node/179460.html
‫(۲‫‬)‬ https://plus.google.com/107365676925051486913/posts/2gEpiK58qbU

چاپلوسی دختری از خامنه ای
http://www.youtube.com/watch?v=XheS7cWwSz4

  • OptionSam

    “پس از آن که انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷ آخوند خور شد ” !!!!!!!!!

    آقای نویسنده، انقلاب نکبت بار ۱۳۵۷ از همان آغاز ادامه جنبش واپس
    گرایانه خمینی در سال ۱۳۴۲ بود. بنابر این هیچ چیزی در سال ۱۳۵۷ آخوند خور
    نشد.
    شما از کدام انقلاب و مردم انقلابی حرف می‌زنید؟
    همان کسانی که به پادگانها حمله کردن؟
    همان کسانی که فرتور خمینی را در ماه می‌دیدند؟
    همان کسانی که پول نفت را هر روز نقدی در خانه می‌‌خواستن بگیرند؟
    همان کسانی که حکومت عدل علی‌ می‌‌خواستند؟
    همان کسانی که جامعه بی‌ طبقهٔ توحیدی می‌‌خواستند؟
    همان کسانی که الگوی کوبا، چین، آلبانی و سوسیالیزم واقعآ موجود را می‌‌خواستند؟
    و
    یا همان ملت و خلق محروم و نادانی که امروز تفنگ در دست به نام بسیجی‌ و
    پاسدار و ثاراله و گشت زینب کشور را به سراب شیب نابودی کشاندهند؟
    بابا اینقدر یکی‌ به نعل یکی‌ به میخ نزنید و تکلیف خودتان را یک بار و برای همیشه با فاجعهٔ ملی‌ و تاریخی ۱۹۵۷ روشن کنید!
     

    • نه عزیز من اشتباه می کنید.از آبان ۱۳۵۶ به تدریج تظاهرات در جاهای گوناگون درون و بیرون کشور به وقوع پیوست که کمترین اثری از آخوند و یا شعار های اسلامی و بحث اسلام  در آن نبود. این تظاهرات بدون کمترین رنگ اسلامی همچنان ادامه می یافت.
      در همین زمان در آغاز مهرماه ۱۳۵۷ صدام حسین گویا به خواست رژیم ایران، برخمینی فشار آورد. به طوری که او ناچار شد به کویت برود. دولت کویت او را راه نداد. در این زمان بود که  بنی صدر مردک فرصت طلب ضد ایرانی با خمینی تماس گرفت و او را به فرانسه که  ورود به آن نیازی به ویزا نبود کرد.
      خمینی درمانده زیر فشار صدام، به ناچار بدون آن که کمترین هدفی رابرای خود پیش بینی کند، در تاریخ ۱۴ مهر ۵۷  تنها برای نجات جان و رهایی خود از صدام، به پاریس رفت.

      در آنجا خیانت کاران فرصت طلبی مانند بنی صدر، دکتر یزدی، قطب زاده و شماری از بازای های غارتگر و همیشه دزد سرمایه های ملی ما،  او راگرد کردند، و از آشفتگی وضع ایران، و درماندگی شاه سوء استفاده نمودند، خبرنگاران بین المللی را به دور آن آخوند پیزری جمع کردند، و نردبان ترقی او شدند.
      همه فیلم های آن زمان بیان کننده این حقیقت است که از ۴ آبان ۱۳۵۶ تا پایان مهر ۱۳۵۷ تظاهرات مردم کاملن ملی و مردمی بود و کمترین رنگ مذهبی نداشت. همه مدارک اینها موجود است و در فردای آزاد ایران رو خواهد شد. با سپاس از توجه شما- سهراب ارژنگ

  • continental89

    حق دادنی نیست , بلکه گرفتنی است. تا وقتی که زنان ایران در برابر ستم وبی احترامی که دائم از طرف رژیم فاشیست ناب محمدی  بانها میشه , سکوت اختیار کنند , تقیری در وضع انها  بوجود نمیاید. زنان اروپا و امریکا با مبارزات پی گیرشون تونستند بازادی و حقوق نسبی برسند. زنهای ایرانی در برابر بی احترامی که این ملایان فاسد بانها میکنند, کوچکترین اعتراضی از انها دیده نمیشود. یعنی انها با سکوت خود,  اجازه بی احترامی رو بانها میدهند.  در ایران تعداد زنانی که اگاه به موقعیت خودشون هستند, میشه گفت خیلی کم است. متاسفانه در ایران اکثر زنان بیشتر توجه به ارایش و دماغ عمل  کردن و ……… دارند , تا به مسائل سیاسی و اجتماعی . کشوری که اولین مقام رو در استفاده از لوازم ارایش و دماع درست کردن در دنیا داره, سخت میشه از اگاهی زنان در این کشور سخن گفت.  درضمن همین زنها هستند, که پسرانشون رو  مردسالار تربیت میکنند. کمتر زن ایرانی است, که  از  نوزاد دختر ش خوشحال بشود. اکثر انها ارزوی نوزاد پسر دارند. این از افکار مرد سالاری ناشی است.  زنانی که مرد سالاری رو هنوز قبول دارند, شامل تمام طبقات و لایه های اجتماعی میشود.