شاهزاده با رو کردن برگ دیگری ازدیکتاتوری خود، آخرین پل ارتباط با مردم را شکست ۲۲

پیش گفتار

شاهزاده پهلوی گهگاه سخنانی می گوید که از اوج قلدری و دیکتاتوری پدر و پدر بزرگش سرچشمه گرفته شده، و همه برنامه ریزی ساختگی و دور از مردمی بودن وی را آشکار و رسوا می کند. برای آن که خوانندگان گرانمایه اندکی با این چند چهرگی و ضد مردمی بودن شاهزاده آشنایی پیدا کنند، توجه آنان را به چند مورد زیر جلب می کنیم:

۱- گفتگو با مجله فوکوس آلمان

در تاریخ ۶ ژون ۲۰۱۲ شاهزاده گفتگویی با مجله هفتگی فوکوس آلمان، آنچه در دل داشت بی پرده بیان نمود. در این گفتمان که کمترین راستی و درستی به چشم نمی خورد و گویای حقیقت تلخی از خواب های خیالی شاهزاده در بازگشت به دوران دیکتاتوری آریامهری بود، موجبات خشم فراوان شماری از نویسندگان و کسانی که دست بر آتش دارند مانند

شاهزاده در میان یال و کوپال و طرفداران خود که هرکدام برای شاهزاده تز و روشی را پیاده می کنند و او را به راهی می کشند.

شاهزاده در میان یال و کوپال و طرفداران خود که هرکدام برای شاهزاده تز و روشی را پیاده می کنند و او را به راهی می کشند.

محمد علی مهرآسا، محمد امینی، بهرام مشیری،  و همچنین نگارنده برانگیخت. گرچه آفتاب پرستان و هواخواهان شاهزاده تلاش کردند گفتار شاهزاده را ماله کشی کنند و با آب و رنگی به بتونه کاری آن پردازند، ولی از دید روشنگران، اینگونه تفسیرها با تفسیر قرآن و ماله کشی آخوندها تفاوتی ندارد.

شاهزاده به دنبال سیل اعتراض ها، به جای آن که ازاین گفتار غیر دموکراتیک و نادرست خود از مردم پوزش بخواهد، مجله هفتگی فوکوس را متهم نمود که آنچه را پخش نمودند با گفتگوی ایشان مغایرت دارد و آنگاه وانمود کرد که علیه مجله فوکوس به دادگاه شکایت نموده. چیزی که تا کنون صحت و درستی آن بر کسی روشن نشده است.

شیخ و شاه دو مهره فرسایش و ویرانی ایرانند. شاهزاده رضا پهلوی هیچگونه گناهی از اشتباهات پدرش ندارد ولی حاشا کردن و حمایت از رفتار دیکتاتوری و خرافاتی شاه، ایشان را هم در کنار آن کجروی ها می گذارد.

شیخ و شاه دو مهره فرسایش و ویرانی ایرانند. شاهزاده رضا پهلوی هیچگونه گناهی از اشتباهات پدرش ندارد ولی حاشا کردن و حمایت از رفتار دیکتاتوری و خرافاتی شاه، ایشان را هم در کنار آن کجروی ها می گذارد.

۲-  فانتزی شورای ملی

برگزاری و تشکیل شورای ملی نمایشنامه ای در فضای بسته عاری ازمهری، و دور از چشم انتقادگران، یک برنامه کمدی- فانتزی بود که تنها باشرکت عده ای از وابستگان و بازمانده های رژیم گذشته، ارتشی و ساواکی و شماری از جیره خواران و بله قربان گویان دربار آقا رضا مانند رضا پیرزاده، نازیلا گلستان، فرخ پیرنیا، انجام گرفت. در این نشست تنها چند چهره مردمی و آزادمنش   مانند خانم دکتر رؤیا عراقی و آقای محمدی معاون سرپرست کیهان لندن وجود داشته اند که شماری از آنان پس از چندی خود را کنار کشیدند و یا دلسرد و ناامید به کناری نشستند.

شورای شاهزاده یک نمایشنامه کمدی- فانتزی که به پرده سوم نرسید و در میان پرده بساط آن به هم ریخت و تعطیل شد.

شورای شاهزاده یک نمایشنامه کمدی- فانتزی که به پرده سوم نرسید و در میان پرده بساط آن به هم ریخت و تعطیل شد.

۳- گفتگو با شهرام همایون

شاهزاده به تازگی  در تاریخ چهارشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۴ نیزگفتگوی تلفنی با شهرام همایون گرداننده کانال یک داشت که جای انتقاد و خرده گیری است. نخست آن که شهرام همایون از چهره های متظاهر و پشت هم انداز و آرسن لوپنی است که به جرأت می توان گفت مورد تأیید و پسند بیشتر ایرانیان نبوده و تنها قشر کوچکی طرفدار برنامه های تبلیغاتی و توخالی او می باشند.بنابراین، از همین جا می توان گفت که چه کسانی و چه گروههایی طرفدار شاهزاده هستند.

در هرحال، شاهزاده در این گفتگو که مردم را به حضور در تظاهرات دهه زجر دعوت می نمود، باردیگر دچار هذیان گویی شد و حرف هایی زد که نشانه عمق دیکتاتوری و غیر مردمی او به شمار می رود. شاهزاده در این گفتگو اظهار داشت که ؛”من به پدرم و به پدر بزرگم رضا شاه کبیر افتخار می کنم…!”. خوانندگان خردمند و روشنفکر ما به خوبی به عمق این فاجعه پی می برند که چه کسانی می خواهند نماینده ما باشند و مملکت ما را از شر آخوند نجات دهند!.

در این فرتور، رضا خان با فرزندان خود محمد رضا، شمس و اشرف دیده می شود. رضا خان درمانده و فلک زده آن روز، و رضا شاه قدر قدرت و ثروتمند بی همتا اندکی پیش از سرنگونی از تخت سلطنت را نشان می دهد. این فرتو رما را به یاد یادواره پارسی می اندازد: فواره چو بالا رود، سرنگون گردد.

در این فرتور، رضا خان با فرزندان خود محمد رضا، شمس و اشرف دیده می شود. رضا خان درمانده و فلک زده آن روز، و رضا شاه قدر قدرت و ثروتمند بی همتا اندکی پیش از سرنگونی از تخت سلطنت را نشان می دهد. این فرتو رما را به یاد یادواره پارسی می اندازد: فواره چو بالا رود، سرنگون گردد.

کسانی که عنوان کبیر دریافت کردند

عنوان کبیر یک عنوان جهانی است که به قهرمانان بزرگی که از آنان کارهای شگرف انجام گرفته، داده می شود. نخست این عنوان به کوروش شاه قهرمان و مردمی ایران داده شد. از آنگاه شماری چون اسکندر مقدونی به دلیل دلاوری و شجاعت های او بدین عنوان نامیده شدند. سپس از کشورمان ایران افرادی چون داریوش اول که جهانگیر و جهاندار بود گهگاه به عنوان کبیر نامیده می شود.
همچنین، شاهپور دوم یا شاهپور ذوالاکتاف که تازیان را به سزای اعمال خودشان رسانید و آنان را سخت گوشمالی داد، دارای این عنوان شد.

و سرانجام نوبت به شاه عباس بزرگ رسید که توانست بخش های جدا شده از کشور را بازستانده، سرزمین و خاک میهن را نگهداری و حفظ کند و ترکان عثمانی را برای همیشه از مرزهای ایران بیرون راند و سپاه ایران را با توپ و تفنگ و اسلحه نو مجهز نماید.

چه کسانی می توانستند عنوان “کبیر” داشته باشند؟

ما در تاریخمان قهرمانان بزرگی داشته ایم که هرکدام خدمات ارزنده ای به این کشور انجام داده اند ولی هیچکدام عنوان “کبیر” به دست نیاوردند. نیازی نیست که راه دوری برویم. در همین چند سده گذشته، نشاه اسماعیل صفوی جوانی که توانست با رشادت کم نظیر به ایران پاره پاره و فراموش شده در تاریخ باردیگر سندیت دهد و تاریخ آن را زنده نماید ، لقب “کبیر” دریافت ننمود. نادرشاه افشار در مدت ده سال روز و شب جنگید و کمتر از اسب پیاده شد تا توانست بخش های جدا شده از کشور را به خاک میهن باز گرداند.

کریمخان زند که فردی مردم دار و وطن پرست بود نیز ایران را یک پارچه کرد و دشمنان را برانداخت. آقا محمدم خان قاجار گرچه بیرحم و سنگدل بود ولی او نیز توانست کشور را یک پارچه کرده و از دشمن پاک کند.
در مورد کشورهای دیگر نیز هیچکدام از زمامداران خارجی مانند ژرژ واشینگتون، آبراهام لینکلن، مهاتما گاندی، و نلسن مندلا که هرکدام شجاع و دلیر بوده و خدمات بزرگی به کشورشان و بشریت انجام دادند، عنوان “کبیر” به دست نیاوردند.

در سال ۱۹۶۷ شاه پر افاده و خود خواه، که کمترین کاری را سوای دیکتاتوری و خودکامگی برای ملت محروم و بینوای ایران نکرده بود، بر تخت نادری نشسته و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی را اعلام می کند. یکی نبود که از این خودباخته و متشکر به خود بپرسد، تو کجا، و نادر کجا؟. نادر مملکت از دست رفته پاره پاره شده را در مدت ده سال جانفشانی به ایران بازگرداند، و لی شما ۳۷ سال در جازدید، بحرین را فروختید، و کل ایران را به باد دادید؟.

در سال ۱۹۶۷ شاه پر افاده و خود خواه، که کمترین کاری را سوای دیکتاتوری و خودکامگی برای ملت محروم و بینوای ایران نکرده بود، بر تخت نادری نشسته و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی را اعلام می کند. یکی نبود که از این خودباخته و متشکر به خود بپرسد، تو کجا، و نادر کجا؟. نادر مملکت از دست رفته پاره پاره شده را در مدت ده سال جانفشانی به ایران بازگرداند، و لی شما ۳۷ سال در جازدید، بحرین را فروختید، و کل ایران را به باد دادید؟.

رضا شاه فردی سازنده و میهن دوست بود ولی از جنایت و مال اندوزی هم بر کنار نماند. او به خواست انگلیس ها بر سر کار آمد و با خواست آنان از کار بر کنار شد. بنابراین، فرد ملی و برانگیخته از میان ملت نبود و دادن عنوان کبیر به وی کار نادرست و بی خردانه ای است.

رضا شاه فردی سازنده و میهن دوست بود ولی از جنایت و مال اندوزی هم بر کنار نماند. او به خواست انگلیس ها بر سر کار آمد و با خواست آنان از کار بر کنار شد. بنابراین، فرد ملی و برانگیخته از میان ملت نبود و دادن عنوان کبیر به وی کار نادرست و بی خردانه ای است.

آیا نامیدن رضا شاه کبیر مسخره نیست؟

حال، نامیدن رضاشاه به عنوان کبیر دیگر چه صیغه ایست؟. رضا شاه فردی بود که به خواست و قدرت انگلیسی ها روی کار آمد. او هیچگاه به منافع آنان آسیبی نرسانید و هنگامی که وجودش برای آنان زیان آور بود، عذرش را خواستند، او را از کار برکنارنموده و به گوشه ای تبعید نمودند. رفتن رضا شاه از کشور همان و چراغانی و جشن گرفتن مردم در شهرهای بزرگ همان. رضا شاه در عین دیکتاتوری و خود پسندی حکومت کرد مخالفین عقیده سیاسی اش مانند فرخی یزدی، تیمورتاش، نصرت‌الدوله فیروز، علی اکبر داور و سردار اسعد بختیاری، و میرزاده عشقی و فرخی یزدی را با بیرحمی از پای در آورد. به هرحال، کشتن حتی یک انسان جنایت است.

این ویدیو گزارش گر گفتگوی شاهزاده با شهرام همایون است.

سوء استفاده از پست و مقام

رضا شاه نه تنها جنایاتی چند کرد که هرکدام لکه ننگی بر تاریخ گذاشته شده، او از لحاظ دزدی و غارت سرمایه و املاک مردم کم نظیر بود. حسین فردوست دوست و هم پیاله همیشگی شاه، می گوید که پس از رفتن رضا شاه، املاک زیادی به محمد رضا رسید. در آمد وی تنها از مستغلات شمال، سالی ۶۲ میلیون تومان بود. املاکی که شاه و پدرش به تدریج ازمردم گرفته و یا با بهای ناچیزی خریده بودند، بنا به گفته  منصور مزین رئیس املاک بنیاد پهلوی گرگان، املاکی که به زور از مردم گرفته بود، ازگرگان تا مرز شوروی ادامه داشت. مزین درمدت ده سال به فروش زمین های گرگان پرداخت، و آن گاه به سراغ زمین های بجنورد و گنبد رفت.
حال، باید دید هنگامی که شاهزاده پدربزرگ خود را کبیر می نامد و به او افتخار می کند بر چه اساسی است؟. این افتخار شاهزاده ما را به یاد فاطمه صادقی دختر صادق خلخالی و فعال وحقوق زنان می اندازد که به پدر جنایتکارش افتخار می کند.

خدمات رضا شاه

کارهایی که رضا شاه انجام داد در حدی است که بسیاری از دیکتاتورها در کشورشآن انجام داده اند. هیتلر، پینوشه، صدام، قذافی هرکدام کارهای سازنده و اساسی در کشورشان انجام داده اند. البته ما رضا شاه را با آنان مقایسه نمی کنم و به خدمات او نیز ارج می نهیم، ولی این خدمات در مورد کارها ی خلاف و اشتباهات رضا شاه چندان نمره مثبتی به او نمی دهد تا چه رسد به دادن عنوان “کبیر” و افتخار کردن به او. بدیهی است طرفداران رژیم گذشته که از تز شعبان بی مخ پیروی می کنند و به راستی کپیه و رونوشتی از بسیجی های پاچه وپاره و دهان گشاد هستند کارهای کوچک و بدیهی رضاشاه و شاه را آنچنان بزرگ می کنند که گویا در تاریخ نظیر آن دیده نشده است.

محمد رضا شاه با خرافات و یا تظاهر به خرافات خود، به آخوندها میدان داد و کارهای زشت و خردزدایی و تحمیر کردن مردم را منطقی و درست جلوه داد. ملتی که با این خرافات چشم و گوش بسته خود را تسلیم آخوند کرد.

 افتخار شاهزاده به پدرشان

محمد رضاشاه پدر شاهزاده بسیار مغرور و متکبر، دیکتاتور، خودکامه، مال اندوز و زنباره بود. از نظر جنایت و آدم کشی نیز برملا نبود. تأسیس ساواک و دستگیری، شکنجه و کشتن مخالفین و جوانان میهن پرست و علاوه بر آن خرافات مذهبی را نیز به دنبال خود می کشید که پیامد آن آخوند پروری و سپردن سرنوشت کتاب های درسی مدارس به گروهی شیاد مذهبی مانند بهشتی، باهنر و مانند آنها بود. در مورد دیکتاتوری و خودکامگی شاه ما توجه خوانندگان را به مقاله مستند شماره [۱] جلب می کنیم. شاه با دیکتاتوری آنچنان قدرت را قبضه کرده بود که کسی را یارای نفس کشیدن نبود. سه صفت غیر مردمی خود بزرگ بینی، زنبارگی، و مال اندوزی در او غوغا می کرد و کم نظیر بود. [۲، ۳]

اظهارات نجم ا لملک –

در سال ۱۳۳۶ نجم ا لملک استاندار خوزستان از روی دل سوزی در باره کارهای کشوری، شاه را پند واندرز داد. شاه در پاسخ گفت: « توپیرشدی و بهتر است استراحت کنی .»  نجم الملک از آن پس بدون آن که سمتی یا پستی را بپذیرد، خانه نشین شد. در مهرماه ۱۳۵۷ زمانی که شاه خود را در خطر می بیند، دکترعلیقلی اردلان وزیر دربار را به دنبال ابوالقاسم نجم (نجم ا لملک) می فرستد که ریاست بنیاد پهلوی را بپذیرد و اصلاحات لازم و ضروری را درآن جا انجام دهد و اگر به کسی اجحافی شده، جبران نماید. نجم ا لملک در پاسخ پیام شاه می گوید:

«اعلیحضرت ۲۱ سال پیش به من فرمودند تو پیرشده ای برو منزل استراحت کن.»  دکتر اردلان هرچه اصرار می ورزد نجم ا لملک موافقت نمی کند. آن گاه دکتر اردلان از وی می خواهد که دراین باره پاسخی به خواسته شاه بدهد. نجم ا لملک این گونه پیام می دهد: « ببینید رضاخان در کودتای ۱۲۹۹ که وارد تهران شد چه داشت؟ و امروزخانواده سلطنتی و بنیاد پهلوی چه دارند؟!. دارائی آن روز رضاخان را از دارائی امروز بنیاد پهلوی کم کنید ، مازاد آن مربوط به ملت ایران است». [۴] حال، باید دید هنگامی که شاهزاده پدربزرگ خود را کبیر می نامد و به او افتخار می کند بر چه اساسی است؟.

فاطمه صادقی فرزند خلخالی جنایتکار هم به پدر خود افتخار می کند. گویا فرزند هیتلر هم از داشتن جانوری به عنوان پدر خود افتخار می کند. آیا افتخار به پدر بزرگ جنایتکار تأیید و همفکری در جنایت های آنان نیست؟. حال، شاهزاده که به پدر و پدر بزرگ قلدر و دیکتاتور خود افتخار می کند نشانه چیست؟. وانگهی رضا شاه و محمد رضا شاه هم دستشان به خون افرادی آلوده شده و بیگناه نبوده اند.

فاطمه صادقی فرزند خلخالی جنایتکار هم به پدر خود افتخار می کند. گویا فرزند هیتلر هم از داشتن جانوری به عنوان پدر خود افتخار می کند. آیا افتخار به پدر بزرگ جنایتکار تأیید و همفکری در جنایت های آنان نیست؟. حال، شاهزاده که به پدر و پدر بزرگ قلدر و دیکتاتور خود افتخار می کند نشانه چیست؟. وانگهی رضا شاه و محمد رضا شاه هم دستشان به خون افرادی آلوده شده و بیگناه نبوده اند.

نکته پایانی:

شاهزاده می تواند مانند هرفرد دیگری پدر خود را دوست داشته باشد ولی نمی تواند و نباید دیکتاتوری، خود پسندی و خود بزرگ بینی، مال اندوزی، و زنبارگی او را نادیده گرفته و به او افتخار کند. اگر ما به کسی افتخار کنیم، طبیعتاً راه و روش او را نیز دنبال می کنیم. اگر شاهزاده از خانواده خود انتقاد کند و کارهای نادرست آنان را یادآور گردد، نهایت درستی و آزاد منشی وی خواهد بود و چیزی از او کم نخواهد شد. بلکه بر صداقت و راستی او افزوده می گردد.

در این جا آنچه از رضا شاه و یا شاه انتقاد شد دلیل بر آن نیست که نگارنده خدای ناکرده با آنان دشمنی دارد. زیرا وظیفه یک مقاله نویس آنست که با توجه به اسناد موجود کارهای خوب و بد هر سیاستمداری را ارزیابی کند. وقتی ما می گوییم رضا شاه و فرزندش هردو آدم کشتند و جنایت کردند و یا اموال و املاک مردم را به زور تصرف شدند، ممکن است در مقایسه با جنایت ها و غارتگری های رژیم اسلامی بسیار کم و ناچیز باشد، ولیکن نباید فراموش کرد که جنایت، جنایت است چه کشتن یک فرد بیگناه و یا کشتار هزاران نفر به وسیله اسلامی و یا کشتن ۶ میلیون یهودی بیگناه و زحمتکش به دستور و به وسیله هیتلر.

نکته دیگر ان که خدمات روزمره و اجتماعی مانند ساختن جاده، پل، آموزشگاه را همه دیکتاتورها انجام داده اند و چیزی نیست که گروهی مانند شاهپرگ هاو آفتاب پرستان بخواهند بدان ببالند. همه روزه کارهای بسیار عظیم و خدمات بزرگ علمی، تکنولوژی، و اجتماعی در سرتاست جهان بدون سر و صدا انجام می شود که کارهای جزیی شاه و حتی پدر ایشان چندان قابل توجه نیست. البته خدمات رضا شاه در ساختن پل ورسک و تونل گدوک و امنیت دادن به کشور قابل ستایش است. ولیکن ساختن مدرسه و راه و دانشگاه در همه جا و در هرزمان انجام گرفته است.

ضمناً کارهایی که شاه به دستور کندی به طور ناقص و غلط در ایران مانند تقسیم اراضی، سپاه دانش و مانند آن انجام داد که بنام مسخره و چندش آور انقلاب سپید به حلق مردم ایران فرو کردند. کاملن بی محتوا و دارای نتایج نادرست و غلط و خانمان برانداز بود. انقلاب سپید شاه را باید از حیث غیر مردمی بودن، با پژوهش های هسته ای رژیم اسلامی برابر دانست.
نکته پایانی آن که چنانچه شعبان بی مخ های گرد شاهزاده بخواهند دور از ادب، بی منطق و از روی بیسوادی مانند همیشه به مقاله مستند ما حمله کنند، ما مطالب نوشتنی و گفتنی در مورد رژیم گذشته بسیار زیاد داریم و باید منتظر مقاله های بعدی ما باشند.

‏[۱]- http://www.fozoolemahaleh.com/2012/10/16/دیکتاتوری-شاه-نشانه-دموکراسی-است
‬[۲] ‫-http://www.fozoolemahaleh.com/2012/07/09/اسب-شاهزاده-روانه-ترکستان-است ‬
‬[۳]-http://www.fozoolemahaleh.com/2012/07/11/اسب-شاهزاده-راهی-ترکستان-است-بخش-چهارم ‬

[۴]- خاطرات علی امینی- گردآوری از حبیب لاجوردی- نشرگفتار تهران ۱۳۷۶- ص۲۷-۲۸

  • Reza Sami

    چقدر چرند میگى

  • ارژنگ غربی

    آقای سهراب ارژنگ، انسان منصفی نیستید ، ایران قبل از پهلوی و بعد از پهلوی را در نظر بگیرید، ایران در زمان پهلوی در خاورمیانه و کل آسیا که بعد ژاپن حرفی برای گفتن داشت، پهلوی خدمت بزرگ و خیانت بزرگ هر دو را داشت اما کارنامه قبولی در پایان کار باید به انها داد، عقده و دشمنی کور را کنار باید گذاشت ، نه باید شاه الهی بود و نه سینه زن عاشورای ۲۸ مرداد ، شاه رفت و هر گز شاهی به ایران باز نخواهد گشت، رژیم سلطنت پاسخگوی دنیای مدرن دیگر نیست، به فکر ایران و نجات آن باید بود. به امید آگاهی توده ملت ایران که ازادی به دست خواهد داد.

  • Babak

    پفیوز بی‌ همه چیز، تو دوباره گوه زیادی خوردی و به بزرگ مرد تاریخ نوین ایران توهین کردی، مردک نفهم، بد نبود یک نگاه به ایران عقب افتاده زمان قاجار مینداختی تا ببینی‌ این مرد بزرگ چگونه ایران رو دگرگون کرد. اگر ما این مرد بزرگ رو نداشتیم شک نکن که ایران الان یک افغانستان تجزیه شده بیش نبود ..همون سکولاریزم که تو انقدر دوست داری رو این مرد بزرگ بعد از ۱۳۰۰ حمله اعراب در ایران برای اولین بار اجرا کرد، کسی‌ جز این مرد جرات درگیر شدن با آخوندها و اسلامی‌ها رو نداشت.. این مرد نفوذ و قدرت آخوند‌ها رو شدیدا کاهش داد و ایران رو دوباره یک پارچه کرد. دموکراسی‌ در کشوری شدیدا اسلام زده، بالای ۹۹% بی‌سواد, فقیر و در حال تجزیه شدن ۸۰ سال پیش پشیزی اهمیت نداشت، دمکراسی به تنهایی‌ سعادت نمیاره و پیش زمینهایی مثل سکولاریزم لازم و در کشور‌های اسلامی با اهمیت تره.. بد نیست یک نگاهی‌ هم به کشورهای دموکرات افغانستان و عراق امروز بندازی تا ببنی دموکراسی چقدر سعادت برای این مردم عقب افتاده آورد!..متاسفانه درک این مطلب برای تو که ادعای روشنفکری داری ولی‌ در حقیقت یک موجودی پست، یک ورشکستهٔ سیاسی، یک توده‌ای کور ذهن بیش نیستی‌..مطمئنم تو خودت یکی‌ از هوادران این ان- قلاب کذایی بودی و هوادار اون جانی در جماران، کی‌ ما از نسل گند شما رهایی می‌یابیم ،.. ایران رو با این انقلاب تون نابود کردید ولی‌ هنوز هم با پرویی تمام برای ما نسخه می‌پیچید!!! بهت توصیه می‌کنم خودتو بکش خیال همه رو راحت کن بدبخت

    http://kaaveh-mihanparast.blogspot.co.uk/2012/07/blog-post_25.html

  • ali niku

    مثال جالبى ما ایرانیان داریم که میگه خلایق هر چه لایق
    شاه و رضا شاه بد اصلن دیکتاتور
    کمونیست و فدایى و مجاهد و ملى یون آدماى خوب
    پس سال ۵۷ چه غلطى کردید که بعد از سى و سه سال هنوز بخاطر نادانى شما و امثالهم مملکت به اىن فلاکت گرفتار است
    چرا در ریدمانى که بپا کردید توان استقامت نداشتید و آواره دیار غزبت شدید
    سزاى شما فاحشگان مغزى یا نوکرى آخوند ها ست یا کنج عزلت در غربتو حسرت خاک وطن

  • shahram

    مرتیکه عقدی هرازگاهی پیدات میشیه و با دروغ و عقده درونی مزخرفاتی سر هم می‌کنید ،توی کثافت و امسال تو آقای سهراب حرومزاده ما جوانان را به این‌روز سیا انداختی ,بیشرف عقدی چرا دست برنمیداری کزکش آگاه مبارزه میکنی‌ برو از آخوندا بنویس , چرا داری با دروغ و تحریف به مبارزان راه آزادی ایران خیانت میکنی‌ ,وطن فروش بیهمه چیز

  • مردی از ایران

    آقای سهراب ارژنگ،

    تحلیل شما سست و کوچه بازاری بود. من فکر می‌کنم جواب شما را محمد نوری زاد داده است.

  • mostafa nik kerdar

    فکر کنم , یا بازهم دفتر آقای رضا پهلوی جواب آقای ارژنگ نداده , یا تحویلش نگرفتند , یا اینکه چیز دیگری به مغزش نرسیده و سوژه نداشته ؟؟

  • mostafa nik kerdar

    البته تقصیر آقای ارژنگ نیست , دهه فجرشونه …باید با برادر حسین بازجو هماهنگ بکنه , دیگه ….

    این ایام دهه زجر که میرسه بعضی ها ترمز میبرند و مصلحت هم یادشون میره , جناب دهه فجر شما مبارک

  • mostafa nik kerdar

    خیلی حرفه که جناب آقای ارژنگ با این همه ادعا که در باره خودش گفته و کرده… مثل بچه ها عکس آقای رضا پهلوی را مونتاژ کرده تا دردهای پنهان و فروخورده خودش را اینجور تسکین بدهد , جناب , حتی شریعتمداری و انبارلوئی و بسیجی ها هم دیگه از این کارها نمیکنند و افت میدانند !!شما مشکلتان با کبیر خواندن رضا شاه بزرگ هست؟
    چطور با این همه ادعا نفهمیدید که از میان سه پادشاه کبیر این لقب واقعا برازنده رضا شاه هست , بهتر است به جای استناد به حرفهای بی اساس همپالگی های خود کمی تاریخ بخوانید , تا شاه فقید را زنباره ای بی نظیر ندانید و اسباب خنده دیگران را فراهم نکنید , اگر محمد رضا شاه زنباره بود , فتحعلی شاه و نصرالدین شاه حتما هم اتاقی شما بودند , که انقدر از آنها مطمئن هستید , آیا عظمت رقم ۶٢ میلیون تومان دهه ۵٠ را میتوانید (( خودتان هم نه !)) با ماشین حساب , محاسبه کنید .. در آخر آقای ارژنگ خان , حتی دیگر آخوند ها هم بالای منبر از این مهملات نمی گویند , تا خودشان را بیشتر از این مایه تمسخر و خنده دیگران نکنند , سی کنید مسائل و ناراحتی های روحی و کمبودها ی خود را در قالب مقاله و مطلب بروز ندهید . خواه پند بگیر …..

  • مردی از ایران

    رژیم پهلوی هر چه هم بد بود

    لا اقل هوای پاکیزه تنفس میکردیم

    لا اقل صبحانه شیر پاستوریزه بهداشتی و چای ایرانی‌ میخوردیم نه شیر تقلبی آبکی‌ و
    چای هندی آلوده

    لا اقل غذا یمان را با ربّ و روغن ایرانی‌ و در ظرف ساخت ایران می‌‌پختیم نه با رب
    و روغن ساخت ترکیه و ظرف ساخت چین.

    لا اقل باقیمانده غذا مان در یخچال ساخت ایران میگذاشتیم نه در یخچال ساخت چین و
    یا هند

    لا اقل در منزل میز و صندلی ساخت ایران داشتیم و خانه مان را با بخاری سخت ایران
    گرم میکردیم نه میز و صندلی چینی‌ و بخاری هندی

    لا اقل کفش و لباس ساخت ایران میپوشیدیم نه کفش و لباس هندی، تایلندی و ویتنامی و
    چینی‌

    لا اقل میوه محصول ایران میخوردیم و نه سیب هندی، انگور مصری و پرتغال چینی‌

    لا اقل زن‌ها را در خیابان به جرم «بد لباسی» کتک نمی‌‌زدند.

    لا اقل نظامی‌ها قاچاق نمی‌‌کردند

    لا اقل جوان‌های تحصیل کرده هزار هزار از ایران فرار نمی‌‌کردند

    لا اقل رفاه و آسایش نسبی‌ داشتیم

    لا اقل کشور دائما در گیر بحران بین المللی نبود

    لا اقل در منطقه اقتدار داشتیم و کشور‌های همسایه سر جایشان نشسته بودند

    لا اقل آدم‌های فرو مایه و پست فطرت مثل احمدی نژاد امکان دست
    یابی‌ به مقام‌های حساس کشور را نداشتند

    لا اقل در واز ه‌های
    کشور به روی بنجل‌های چینی‌ و هندی باز نبود

    لا اقل خودکار بیک
    ۵ ریال، بلیت اتوبوس ۲ ریال و غذای کوی دانشگاه ۱۴ ریال بود

    و هزاران لااقل دیگر

  • ضیا

    من فکر می‌کنم که تمام اشخاصی‌ که مغرضانه و در حد و‌شان مداحان بی‌ تربیت جمهوری اسلامی به آقای ارژنگ حمله میکنند بی‌ انصاف هستند. آقای ارژنگ تحقیقات خوبی‌ را در جهت آگاهی‌ مردم انجام داده‌اند و به خصوص در جهت شناخت رژیم کثیف آخوندی مقالات بسیار خوبی‌ را ارائه داده اند که باید مورد تقدیر قرار بگیرند. البته بنده به شخصه معتقد هستم که لقب رضا شاه واقعا و کاملا برازنده رضا شاه میباشد؛ اگر ما تاریخ را ورق بزنیم خواهیم دید که بعد از کورش کبیر، داریوش بزرگ و شاه عباس هیچ کس به اندازه رضا شاه کبیر به ایران خدمت نکرده است و من حتی محمد رضا شاه را نیز یک رهبر خوب میدانم که مرتکب اشتباهات بزرگی‌ شد ولی‌ او یک وطن پرست واقعی‌ بود صفتی که در هیچیک از رهبران کنونی رژیم ولایت فقیهی وجود ندارد. به نظر من حمله کردن به خاندان پهلوی در این موقعیت تاریخی‌ عملی‌ بی‌مورد و اشتباه میباشد. آنهایی که حرف از دموکراسی‌ میزنند باید یاد بگیرند که میبایست متحمل عقاید و نظرات دیگران باشیم (البته تا زمانی‌ که عقاید و نظرات در جهت تبلیغ برای جمهوری ضّد بشری اسلامی نباشد) و الا چه فرقی‌ است بین این افراد و آخوندها.

    • بهروز

      آدم تعجب میکنه سهراب ارژنگ و این مهملات مثلا میخواد بگه ما از پهلویها بهترشو میخواهیم براتون بیاریم مملکتو الان گوه گرفته و همه به گوه خوردن افتادن اونوقت اقا دنبال ساختن سوئیس دوم هستند مردم ایران بهتر از رژیم پهلوی به عمرش نخواهد دید و اینو همون بازرگان پدرسگ اگه زنده بود تایید مبکرد

  • farzan

    مطمعنا کسی برای آینده ایران آرزوی حکومتی شاهنشاهی آرزو نمیکنه.در مورد شاهزاده هم نظری ندارم ایشان این حق رو دارند که برای احیای حق پدرشان بجنگند.اما انتشار همچین مقاله ای در چنین روزهایی به ناحق چهره ی این وبسایت و گردانندگان آن را علارقم میل بنده مخدوش میکنه . شما بجای تمرکز برای آبنده سیاسی ایران در پی مخدوش کردن چهره ی اعلاحضرتانی هستید که در این بهبه ی نارضایتی مردم ایران به عنوان مرادان نیک یاد میشوند و افشای خدمات آنها باعث تضعیف چهره ی دروغ حکومت کونونی خواهد شد.جنایت جنایت است ، ولی کاش اندکی از زیرکی سیاسی برخوردار بودید و برای مردمانی که دهه هاست دچار جنایت کتتدگان تاریخ شده اند از بد و بدتر مقاله مینوشتید.

  • piroz

    Kire rezah shah bekose zaneh harche akhondo mazhabieyeh terafdare jimbori islami, shoma hagh darid rezah shah diktator bod vali bazam anesh to dahane in akhond va mazhabih

  • bahman

    آقای سهراب ارژنگ عزیز و گرامی
    گزینش این که چه کسانی باید نام کبیر بگیرند و چه کسانی نگیرند کاری بیهوده و نامطلوب است.این نظر شخصی شماست و بسیار هم محترم است.در جایی از نوشته ی خود عنوان کردید که شاه اسماعیل کبیر است که بیشتر به یک شوخی شبیه بود تا واقعیت و همین جناب شاه اسماعیل با رسمی کردن مذهب شیعه و همچنین آزار و اذیت اقلیت های مذهبی بنای یک ساختمان نا مبارک را نهاد که نتایجش را امروز به وضوح مشاهده می کنیم.

    من فکر می کنم اگر ما به طور کلی این القاب و عناوین مضحک و دهان پرکن را کنار بگذاریم یک دگرگونی اساسی را ایجاد خواهیم کرد.همین القاب و عناوین و بزرگ کردن افراد طوری که نشود به آنها نزدیک شد سالهاست گریبان ما را گرفته و نتایج نا مطلوبی به همراه داشته
    امیدوارم روزی همه جدا از هر عقیده و مسلک به آن چیزی که شایسته اش هستیم برسیم.

  • منوچهر

    در بین قاجار و جمهوری آخوندی، رژیم پهلوی مثل الماس می‌‌درخشد. این را من نمی‌گویم بلکه آمار و ارقام می‌‌گویند. فقط کمی‌ انصاف لازم است تا این موضوع به این سادگی‌ را کسی‌ درک کند.

  • دکتر بهرام آبار

    اولین نوبت برای ایجاد نظامی دمکرات درایران، پس از انقلاب برای مشروطیت با
    قانون اساسی مشروطه استوار شد. اما فساد وناتوانى دولت مرکزی, بیکفایتى درمبارزه
    با عمال نفوذى روس وانگلیس، فقدان زیر بنائی برای درک درستى ازآزادى ودموکراسى,
    پانزده سال هرج و مرج وآشفتگی را بحد وفور گسترش داد. ظلم وستم، تعدی و تحقیر، فقر
    وخرافیگری, عدم هرگونه رفاه وامنیت درایران بیداد کرد. دخالت روس و انگلیس در کلیه
    امور کشوری بجاَیی رسیده بود که اگرآن دوقدرت باهم توافق میکردند, ایران تجزیه شده
    و هر قسمت مستعمره یکی از آنها میگشت. ارمغان های “اولین دموکراسی ایران” فقروقحطی، مرگ، بیماری، ویرانى وبیخانمانی بود و جز آن ثمردیگری برای ایرانیان نرسید. ازطرفی شرایط حساس سیاسی بعد از جنگ جهانی اول، تجاوز قوای نظامی روسیه و انگلیس وحتی عثمانی به ایران، چپاول وغارت مواد خوراکی مردم توسط سربازانشان،
    موجب قحطی و فقرعمومی و مرگ میلیونها ایرانی شده بود. فقدان امنیتت فردی و
    اجتماعی، خودسری و استقلال طلبی خانها وسران عشایر مسلّح (مانند شیخ خزعل، اسماعیل
    آقا سمیتقو، میرزا کوچک جنگلی، شیخ‌عبدالحسین‌ لاری‌ و …)، تحریک مرتجعین مذهبی
    وابسته به اجنبی ها بحدی بود که اکثریت مردم و بسیاری از روشنفکران ترقیخواه مانند
    عارف قزوینی، ملک الشعراء بهار، محمد علی فروغی، ابراهیم پورداود، احمد کسروی و
    بسیاری دیگر برای پیشگیری ازتجزیه وتباهی ایران وسروسامان دادن به آن آشفتگی وهرج
    ومرج، ظهورمردی مقتدر با مشتی آهنین را آرزو میکردند. که آرزوی آنها با ظهور رضا
    شاه بر آورده شد.

    درآن شرایط متلاطم وعقب ماندگی همه جانبه، بیسوادی۹۹ درصدی که
    عامه مردم، گرسنه، بیمار ودرمانده بودند، رونق دادن به بهداشت ودرمان, دامداری،
    کشاورزی وصنعت، آرامش، استقرار امنیت واستقلال اهمیت داشت نه آزادیهای سیاسی
    وبرپائی دموکراسی که هرگزکسی با آن درایران شیعه مذهب آشنائی نداشت. شکم گرسنه ملت
    را آزادی سیاسی ودموکراسی سیر نمیکرد بلکه مواد خوراکی میباید تهیه میشد. لزوما
    میباید به مثل معروف: شکم گرسنه دین وایمان ندارد، دموکرلسی و آزادی راهم افزود.
    رضاشاه هرگز مشروطیت را «تعطیل» نکرد و یا ازمیان نبرد، بلکه ۱۵سال آشفتگی وهرج ومرج، تباهی،
    مرگ وفقرپس از مشروطّیت، چیزی ازآرمان های آن باقی نگذارد. اولین شرط رسیدن به
    آزادی سیاسی ودموکراسی رفاه مادی وپس از آن دانش آموزی وخرد مندیست که هیچکدام
    درایران آنروزنبود. رضاشاه ومشاورانش، مانند روشنفکران وملی گرایان آن زمان، به
    سیر کردن شکم ملت فقیروگرسنه ایران ونوسازی، پیشرفت دانش, علم واقتصاد ایران توجه
    داشتند. درآن شرایط آشفته ودخالت روس وانگایس، کشمکش دائمی سران ایلات و عشایر،
    فقر، عقب ماندگی و فقدان امنیّت اجتماعی، از نظر رضاشاه، آزادی سیاسی و تشکل احزاب
    وسازمان های سیاسی باعث سوءاستفاده وافزایش آشفتگی های سیاسی و اجتماعی بود. ازاین
    جهت رضاشاه، آزادی احزاب سیاسی را ممنوع کرد وبا تصویب
    قانون ۱۳۱۰، ازتبلیغات وفعالیت کمونیست ها که مستقیم و غیرمستقیم در خدمت منافع
    دولت شوروی بودند جلوگیری کرده، گروهی از کمونیست ها را معروف به ۵۳ نفرمحاکمه
    وزندانی نمود. این در زمانی بوقوع پیوست که در کشور همسایه ایران, شوروی
    سوسیالیستی بدستور استالین ده ها هزار متفکروروشنفکرانقلابی دستگیر، محاکمه، زندانی، تبعید و تیرباران میشدند (چیزی که عموم روشنفکران چپ ایران، هرگز ازآن یاد نمیکنند).

  • Essi2012

    بدبختی ما ایرانیان این است که کسانی‌ مثل شما آقای ارژنگ تاریخ ما را
    بنویسند، تاریخ نویسی پر از احساس شخصی‌ نسبت به تاریخ سازان. شما که
    اینهمه کینه نسبت به پهلوی‌ها دارید اگر نمی‌دانید که در نوشته‌هایتان
    انصاف را مراعات نمی‌کنید بهتر است که پیش یک روانکاو بروید تا شاید
    عقده‌هایتان را از میان بردارد. فقط این را اضافه کنم که دنیا سیاه و سفید
    نیست، و اشخاص نقاط ضعف و قدرت دارند چه رضا شاه باشد و چه خمینی و نقش
    مردم ایران در دیکتاتور ساختن را نادیده نگیرید. سرهنگ بازنشسته یی که در
    جوانی‌ آجودان نزدیک به رضا شاه بود میگفت که شخصی‌ پیش رضا شاه از وی
    تمجید و مبالغه میکرد. رضا شاه به او گفت ” پدر سوخته، می‌دانم دروغ
    میگی‌، ولی‌ بگو که خوشم میاد!!

  • هومن

    ننگتان باد که روشنفکرانی همچون شما .. ما را به بیراهه بردید.. ننگتان باد .. حقتان همین است که زیر علم آخوند ها سینه بزنید ..سگ رضا شاه به همه شما شرف داشت نامردها…که انصاف هم ندارید .. اگر رضا شاه نبود .. ایران امروزه همانند لوئی جرگه افغانستان دست به دست عیادی فئودالها و خانها به غارت رفته بود .. مشیری و امثالهم که شما سنگشان را به سینه میزنید واپس زدگان بچه خانهای گذشته هستند که از سرکوب شدن توسط رضا شاه دل پری دارند .. سینه زدن هم زیر علم مصدق میتواند یک بهانه برای عیادی انگلیس و نوکران استعمار باشد همیشه استعمارگران پشت یک اسم مقدس پنهان شده اند .. همانگونه که انقلاب اسلامی پشت .. مقدسات مردم پنهان شده است .. ننگتان باد که آمده اید برای نابود کردن اتحاد مردم برای رهائی از زیر یوغ استعمار…

  • baba

    سهراب خان بدون هیچ شکی یک مبارزسیاسی ازهرجهتی کامل نیست واقای پهلوی هم ازاین قائده مستثنی نمیباشدولی ایشان یکی ازنیروهای براندازاست و بارفوکردن ج.ج.ج.ج. موافق نیست شماااگه شخص بیطرفی هستی(یعنی مزدورکوسه رفسنجان نیستی-یاکاسه لیس غلام بچه راحل نیستی(بنی صدر)
    )لازم نیست که برای اقای پهلوی کف بزنی ولی خراب کردن ایشان درحال حاضریعنی کمک به ج.ج.ج.ج. اگه واقعامبارز نظام ولایت هستی واین موضوع رانمیدانی بهتربری دنبال کاردیگری-

  • علی حسن

    بنام خدا
    سلام . حکومت محمد رضا شاه نسبت به حکومت آخوندها خیلی خیلی بهتر بود ، ام او هم در جای خودش اشتباهاتی کرد.
    ۱- استان بحرین را به اعراب بخشید
    ۲- رود هیرمند را به افغانستان واگذار کرد.

    ۳- استان دیگری را در خلیج فارس به اعراب بخشید.
    ۴- کاپیلاسیون کشورهای غرب را در ایران به وجود آورد .
    ۵- اصلاحات ارضی را به وجود آورد، که این خود باعث از بین رفتن کشاورزی و سربار شدن دهقانان به جامعه شهری و از بین رفتن محیط زیست شهری به خاطر به وجود آمدن خانه برای این موج مهاجر دهقانی به شهرها و گران شدن خانه و

    کرایه خانه برای جامعه شهری شد.

  • عمار سید علی

    تو با شاهی با شیخی یا ماسونی
    این اخباراتو و تنها فکر میکنی یا چند نفرید عزیزم ما ترسیدیم تسلیم بیا ایران مال تو خب دیگه دعوا نکنی منو