آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید ۱۱

 پیشگفتار

لازم است در ابتدا خدمت خواننده عرض نماییم که هدف از نوشتن این نوشتار برتری مذهبی بر مذهبی دیگر نمی باشد بلکه گفتن حقایقی است در باره شخصیتی از مراجع بزرگ قم که بدلیل اندیشه و اراده ایی که داشته است مورد آزار واذیت  ملایان قرار گرفته چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب ،باوجود اینکه ایشان گفته است ،نه سنی هستم نه شیعه بلکه پیرو قرآن هستم .  شاید خوانندگان از اینکه درباره یک آخوند می نویسیم تعجب کنند ولی بهر حال مبارزات افراد می تواند در سطوح مختلف از عقایدشان باشد.

برقعی پیش از انقلاب از منبر و مسجد محروم شد ، چون تشیع خرافی را تقبیح می کرد. او اعلام کرد که اسلام چیزی بنام آخوند ندارد و تمامی خرافات شیعه از امامزاده و شفاعت تا خمس وعزاداری، همگی ساخته ملایان شیّاد است. صراحت او در نقد تشیع باعث شد که حتی ساواک او را بازداشت کند. پس از انقلاب هم بارها به زندان افتاد و یکبار وسیله سپاه ترور و بشدت مجروح شد. او جمله مشهوری دارد که می گوید : صد رحمت به زندان ساواک!  آنها اقلاً قرآن و سجاده بما دادند ولی این سپاهی ها نه شرم دارند و نه انسانیت !

برقعی پیش از انقلاب از منبر و مسجد محروم شد ، چون تشیع خرافی را تقبیح می کزد. او اعلام کرد که اسلام چیزی بنام آخوند ندارد و تمامی خرافات شیعه از امامزاده و شفاعت تا خمس وغزاداری، همگی ساخته ملایان شیّاد است. صراحت او در نقد تشیع باعث شد که حتی ساواک او را بازداشت کند. پس از انقلاب هم بارها به زندان افتاد و یکبار وسیله سپاه ترور و بشدت مجروح شد. او جمله مشهوری دارد که می گوید : صد رحمت به زندان ساواک! آنها اقلاً قرآن و سجاده بما دادند ولی این سپاهی ها نه شرم دارند و نه انسانیت !

برقعی پیش از انقلاب از منبر و مسجد محروم شد ، چون تشیع خرافی را تقبیح می کرد. او اعلام کرد که اسلام چیزی بنام آخوند ندارد و تمامی خرافات شیعه از امامزاده و شفاعت تا خمس وعزاداری، همگی ساخته ملایان شیّاد است. صراحت او در نقد تشیع باعث شد که حتی ساواک او را بازداشت کند. پس از انقلاب هم بارها به زندان افتاد و یکبار وسیله سپاه ترور و بشدت مجروح شد. او جمله مشهوری دارد که می گوید : صد رحمت به زندان ساواک! آنها اقلاً قرآن و سجاده بما دادند ولی این سپاهی ها نه شرم دارند و نه انسانیت !

خلاصه زنگینامه علامه برقعی

علامه سید ابو الفضل ابن الرضا برقعى قمی تهرانی در سال ۱۳۲۹هـ ق مطابق با ۱۲۸۷ هـ ش در شهر قم- ایران- در خاندان شیعه مذهبی به دنیا آمد و پدرش سید حسین شخص فقیر و زاهدی بوده است.

جد او سید احمد بن رضی الدین عالم مجتهد و مبارزی بوده که از شاگردان شیرازی کسی که فتوای تحریم تنباکو- ضد نفوذ بریطانیا در ایران- را صادر کرده است میباشد.

مادرش سکینه سلطان دختر شیخ غلام رضا قمی نویسنده ی کتاب ریاض الحسینی میباشد علامه، از اولین روز های حیات پای در مکتب گذاشته، تعلیم و قراءت قرآن مجید و خواندن و نوشتن را فرا گرفت.

سپس به نزد شیخ عبدالکریم یزدی حائری که در آن وقت یکی از بزرگترین علمای شیعه بود رفت تا مراحل تحصیلش را ادامه دهد.

علامه برقعی در حکایت از احوال خویش میگوید: به مدرسه رضویه قم که در آن زمان معروف بود رفتم ولی از اینکه خرد سال بودم به من اطاقی ندادند ولی با اصرار زیاد اطاق کوچکی به من دادند که نه از گرمی محفوظ بودم و نه از سردی.

به هر حال از خانه ی خودم حصیر و فرشی آوردم و در این حجره ی کوچک و یا در این زاویه شب و روزم را گذراندم تا که الحمد لله دروس علوم شرعی را کسب نمودم.

از صرف ونحو شروع کردم وآخرین کتاب مغنی البیب وکتاب الأعاریب ابن هاشم وشرح جامی بر کافیة ابن حاجب را به انتها رساندمبعد از این خود شیخ حائری مدیر از من امتحان گرفت والحمدلله از موفقیت کامل برخوردار شدم که سپس از طرف حوزه ی برایم حقوقی تعیین شده تا ادامه ی تحصیل دهم .

وبه دنبال آن تحصیلم را در علم فقه واصول فقه که در حوزه های علمی رایج است ادامه دادم،در اثنای تحصیل به تدریس درسهای ابتدایی نیز مشغول بودم ورفته رفته یکی از مدرسین حزوه ی قم فائز گردیدم بعدا برای تخصص در علم فقه واصول فقه به نجف اشرف رفتم ودر نزد کبار مراجع شیعه مراحل عالی دروس فقه واصول فقه را طی کردم سه سال در نجف اشرف گذراندم واز بسیاری از علمای کبار آن دیار منجمله: مرجع بزرگ شیعه در آن وقت سید ابوالحسین موسوی اصفهانی کسب علم کردم.

سپس علامه برمی گردد ودر قم نیز اجازه ی اجتهاد را از آیت الله عبدالنبی نجفی عراقی که یکی از مراجع بزرگ شیعه بود اخذ می کند.

گفتاری حکمیانه از آیت الله برقعی در مورد اصول و دزدیدن أفکار مردم توسط آخوندها ونداشتن جوابی صحیح 

  مادر همه بدبختی های ما جهل مردم و غالبا سعی کردن رؤسا و زمامداران که مردم رو جاهل نگه دارن که مردم بیدار نشن سواری بدن محله کورا باشه که اگر گفت من خوشگلم کورا قبول کنن اما اگر چشمشون باز باشه ببینن که خوشگل نیست رسوا میشه تو محله کورا میشه هرکسی بگه من خوشگلم نمیفهمند کورا اما اگر کور نشد بینا شد دیگه هرکسی نمیتوانه ادعای خوشگلی بکنه الان مملکت ما همینحوره سابقا هم همینطور بود یک مشت کر و کور آی اسلام اسلام اسلام چیچیه نمیدونن هیچکدوم نمیدونن اسلام چیه؟

رییس دانشگاش نمیدونه رییس دانشگاه الهیات اومده یه روز اینجا گفت آقا من رییس دانشگاه الهیاتم گفتم خیلی خب اصول دین چندتاس بهش برخورد اصول دین همه میدونن گفتم خب بگو گفت پنج تا گفتم خب مدرکش چیه رفت تو فکر خدا گفته پنج تا نه همچین آیه ای نداریم پیغمبر گفته پنج تا اصول دین همچین حدیثی نداریم موند توش معلوم شد رییس دانشگاه الهیات اصول دینش رو نمیدانه قم برو قم پیش آیت الله العظمی هر آیت اللهی که قبول داری بگو آقا اصول دین چندتان میگه پنج تا بگو آقا مدرک شما خدا گفته کجا پیغمبر گفته کجا نمیدونه وقتی که بنا باشد رییس دانشگاه و ایت الله العظمی اصول دین رو ندانند ببین اون مملکت چه خر تو خری خواهد شد.

ببین ملتش چقدر نادانن رؤساشون اینجور شد که اصول دینش رو نمیدونه مدرکش چیه .حالا فرعون های زمان مثلا پهلوی چی میگفت؟ میگفت امام زمان کمر من رو گرفته میخواستم از اسب بیفتم ! در نمیدونم کجا امام زمان کمر من رو گرفت! در صورتی که به خدا عقیده نداشتا ! ولی برای خر کردن مردم به یاد امام زمان میفته !

یا مهدی ادرکنی همه جا نوشتن ادرکنی یعنی چی ؟ این شرکه خدا باید به داد ما برسه یا مهدی مهدی! کیه چیکارس کجاس مهدی اصلا؟!  مهدی راسته یا دروغه؟ یک مهدی دروغ برا ما درست کردن دادرس همه ماست ! پس خدا چه کاره است؟ خدا بره پی کارش خدا رو بردن جاش یه مهدی موهوم گذاشتن!  چرا برای اینکه ملت ما نادانه دیگه.

دیروز تو یه ماشین داشتم میرفتم بهش گفتم آقاجان آخه تو نوشتی رو ماشینت یا مهدی ادرکنی اون مهدی مگه بشر نیس اولا راسته ؟ مهدی امام حسن عسکری اصلا اولاد نداشت …مگه شما عقل نداری گفت آیت الله میلانی همچین گفته، من چکار کنم؟  حالا اینا دنبال کم آیت الله افتاده… عقلشو حاضر نیس! که بره دنبال عقلش! تا میای حرف بزنی ، میگه آیت الله نمیدونم کی همچین گفته!

khorafe1

زمامداران خرافات را رواج می دهند تا از مردم بهتر سواری بگیرند…. ابوالفضل برقعی مرجع شیعیان

خوب ملتی که دنبال عقلش نره چشماشو باز نکنه همون گفتم محله کورا … هرکه گفت من خوشگلم قبول میکنن! ملت باید چشمشو باز کنه عقلشو باز کنه نمیکنه بابا جان! محمد از همه بالاتر محمد سم بش داد دختر یهودی! سم بهش داد محمد پیغمبر صلی الله علیه مسموم شد خودشو نتونست نجات بده از سم ؛ بعد تو رو نجات میده؟ ها بله مهدی همه جا حاضره !

به چه دلیل مهدی الان به داد ما میرسه ؟ به چه دلیل کی گفته اینو ؟ مهدی ، ایمان به مهدی جزء اصول دینه ؟ نه ! خود مهدی اصول دینه نه خود مهدی فروع دینه ؟ نه! امام باید تابع دین باشه خود علی نه اصل دینه نه فرع دین؛ پس چیه تابع دینه…. خود علی چکاره بود تابع دین بود دیگه. ولی اینا بهش میگن .اینو کردن اصل دین! چرا جدال ؟ حالا میخوای بهش حالی کنی جدال میکنه! آقا از یک خیابون ما همینطور رفتیم با این شوفر هی هی حرف زدیم هی جدال کرد هی… دیدیم فایده نداره گفتم آقا منو پیاده کن چون فایده نداره هرچی بهش میگی یه چیز دیگه میگه ! آقای میلانی همچین گفته لعنت به آقای میلانی پس این ملت گمراه ، کی میخواد اینها رو هدایت کنه ؟ باید خودشون طالب هدایت باشند که نیستن ”

روش برقعی در استنباط احکام شرع

برقعی معیارهای سه‌گانه‌ای دارد که نقش مرجعیت فقیه مسلمان برای استنباط احکام و عقاید دینی را بازی می‌کند:

۱) معیار اول، قرآن به همراه سنت قطعی؛ برقعی بر این معیار، سخت تأکید می‌کند، و از همین‌جا می‌توان او را از جمله کسانی شمرد که «قرآنیان شیعه» نامیده شده‌اند.

۲) معیار دوم، فهم متقارن و تطبیقی اسلام است. منظور برقعی از «مقارن» آن است که رجوع به روایات و نصوص آراء و عقاید عموم مسلمین باید به عنوان معیار شناخته شود، نه یک مذهب واحد جدای از دیگر مذاهب! دیگر این که شواهد و قرائن را از عموم منابع موجود اسلامی گردآوری کنیم تا مفهوم اسلامی و حکم شرعی الهی را به دست آوریم.

۳) معیار سوم: عقل؛ برقعی در نقد احادیث، همان گونه که به قرآن استناد و تکیه م یکند، برعقل صریح سلیم نیز کاملاً تکیه و تأکید دارد.

مذهب و عقیده ی علامه برقعی

چنان که متذکر شدیم علامه برقعی در شروع از جمله ی علما ی مذهب شیعه اثنا عشری بوده و از مجتهدین اعلامشان می رفت، ولی اخلاص، صدق و مبارزه او با بدعتها و خرافات و اتسلط او به زبان قرآن باعث شد که تشیع را کنار بگذارد و آخوندها را شیاد بنامد.

برقعی پس از تحقیقات و مطالعاتی که در زمینه علوم دینی کرده بود، در سن ۴۵ سالگی مدعی شد که در مذهب شیعه، خرافات زیادی وجود دارد که خلاف متون دینی هستند و بر اساس گفته خودش، سعی کرد تا با این خرافات مبارزه کند.و با حکم به ظاهر قرآن و سنت عمل کرده است.

از آن به بعد، وی اصلاحاتی در ایده و نظرهای خود ایجاد کرد، از جمله مخالفت با بزرگ نمایی علی ابن ابی طالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، هم چنین او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر نظر انسانی است در حالی‌که قرآن سخنان خداوند است و هر فرقه‌ای به نفع خودش قرآن را تفسیر می‌کند اما باید برای غیر عرب زبان، قرآن را خوب ترجمه نمود نه تفسیر».

آغاز تحول فکری برقعی، در تألیف کتاب درسی از ولایت متبلور بود. وی در این کتاب به طور مفصل و مدلّل، اندیشه ولایت تکوینی را که برخی علمای دینی غالی، در زمان وی آن را ترویج و تبلیغ م می‌نمودند، رد می‌کرد. این اثر علامه برقعی باعث عکس العمل‌های گوناگون و درگیری‌های فکری میان موافق و مخالف گردید و غالیان در رد آن، کتاب‌ها نوشتند و سخنرانی‌ها کردند.

وی در کتاب «تضاد مفاتیح‌الجنان با قرآن» می‌گوید:

ازجمله خرافاتی که در میان عوام مسلمین حتی در میان عالم نمایان رواج دارد و نتیجه سکوت علما است، اعتقاد به کرامات و معجزات از قبور ائمه یا اعقاب آنها و سایر بزرگان دین است. در حالی که چنین اعتقاداتی مخالف اصل «توحید» و عقاید اصیل اسلامی و قرآنی است

حمله برقعی به تشیع البته برایش گران تمام شد و در عمر طولانیش سختی بسیار کشید.

وی اصلاحاتی در ایده و نظرهای خود ایجاد کرد، از جمله مخالفت با بزرگ نمایی علی ابن ابی طالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، هم چنین او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر نظر انسانی است

وی اصلاحاتی در ایده و نظرهای خود ایجاد کرد، از جمله مخالفت با بزرگ نمایی علی ابن ابی طالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، هم چنین او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر نظر انسانی است

آثار علامه برقعی

در سال‌های اخیر اکثر آثار وی در خارج از ایران و بطور عمده توسط منابع اهل سنت منتشر شده‌است.

  • درسی از ولایت
  • حافظ شکن (ردی بر حافظ)
  • عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول
  • تابشی از قرآن
  • اصول دین از نظر قرآن
  • خرافات وفور در زیارات قبور
  • بررسی علمی در احادیث مهدی
  • تضاد مفاتیح الجنان با قرآن
  • دعاهایی از قرآن
  • دعای ندبه و خرافات آن
  • سوانح ایام :زندگینامه که خودنوشت مرحوم ابوالفضل برقعی، از سردمدارانِ مبارزه با خرافات و بدعت‌های شیعه در ایران معاصر است. کتاب حاضر از آن نظر حائز اهمیت است که تاریخ تحولات سیاسی- مذهبی ایران معاصر را در دوران حکومت پهلوی (رضا و محمدرضا شاه) پس از انقلاب ایران تا سال هفتاد شمسی روایت کرده و نقش و موضع‌گیری روحانیون شیعه را در قبال رویدادهای مختلف جامعه ایران شرح و تحلیل می‌کند و پرده از حقایقی برمی‌دارد که برای بسیاری از خوانندگان مجهول بوده‌اند. بنابراین، “سوانح ایام” علاوه بر اینکه شرح حال شخصیِ علامه برقعی است، بیان ناگفته‌های تاریخی و پرده‌برداری از چهرة حقیقیِ حکومتِ به ظاهر اسلامی ایران است. نویسنده پس از معرفی نسب و خاندان خود، شمّه‌ای از دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی و سپس آموزش‌های حوزوی خود را شرح می‌دهد. بیان فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی او در دوران جوانی، معرفی اساتید حوزوی و متن اجازه‌های نقل حدیث از ایشان در ادامه کتاب آمده است. شرح ملاقات‌ها و صحبت‌های برقعی با بسیاری از روحانیون سرشناس شیعه و نامه نگاری با بسیاری از آنها – از جمله خمینی و خامنه‌ای- بخش مهمی از کتاب است، که صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. فصل‌های پایانی کتاب، به نحوه برخورد حکومت ایران با او و شرح آزار و اذیت‌ها، حوادث زندان و ترور نافرجام وی اختصاص دارد.

برای دسترسی داشتن به زندگینامه این شخص اصلاحگر دین به سایت برقعی مراجعه کنید.

« از مھمترین دلایلی که دولت قصد ترور مرا داشته و لاغیر و ضارب، مأمور حکومت بوده این است که پس از گذشت چند روز از حادثه که آقای سالخورده در کلاس مأموریت خود حضور داشت١. مأمورینی از طرف دولت او را دستگیر میکنند و از او تعھد میگیرند،   تا حادثه ترور برقعی را برای کسی بازگو نکند!.

البته شبی که ضاربین او را در منزل ما دستگیر و از منزل خارج کرده بودند از او میپرسند چرا به خانه این مرد آمدی او تو را سنی میکند. وی در جواب میگوید: من خود از اھل سنتم، ضاربین باور نمیکنند و او میگوید اگر حرفم را باور نمیکنید از اداره گاز مشھد سؤال کنید. من از کارمندان اداره گاز بوده و الآن به عنوان مأمور شرکت گاز مشھد به تھران آمده ام ، البته میتوانید از اداره گاز تھران ھم سؤال کنید. و از این طریق ضاربین به حکومت اطلاع میدھند فلذا پس از چند روز اورا در کلاس درس دستگیر و تھدید میکنند. و إلا اگر ضاربین به حکومت اطلاع نداده بودند، مأمورین دولت از کجا میدانستند، “سالخورده” کیست و کجاست؟!.

به ھر حال او را ھنگام کلاس دستگیر کرده ًو او را ملزم میکنند ماجرای ترور برقعی را به أحدی نگوید و او ھم اجبارا و برای اینکه در محل کارش دچار مشکل نشود تعھد میدھد. بدین ترتیب شکی باقی نمیماند،این توطئه کار حکومت بوده است. البته قرائن دیگر نیز موجود است، مانند آنکه خبرگزاریھای غیر ایرانی در رادیوھای خود جریان ترور مرا گزارش کردند ولی دولت آخوندی و روزنامه هایش ورادیو  ایران کاملا  ًآن را مسکوت گذاشتند!.

قسمتهایی ازسخنان برقعی در مورد خرافات وایرادگرفتن از تشیع

١: خاطراتی از آیت الله برقعی که تشیع را کنار گذاشت

٢: مجتهدی که خرافات مذهبی را کنار گذاشت.

http://m.youtube.com/watch?v=QaH_K7FrjgQ

٣: آیت الله برقعی خمس در اسلام نیست بلکه دروغ آخوندهاست کلیپ پایین را مشاهده نمایید .

https://m.youtube.com/watch?v=nYG81zQ3AE8&itct=CAUQpDAYCSITCKzR3L67w88CFZUOFgod1e0ExjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

۴: تضاد مفاتیح الجنان با آیات قرآن

https://m.youtube.com/watch?v=SFnjJEFhqe0&itct=CA0QpDAYACITCNy5zpC8w88CFU9bHAodgZgO_TIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

۵: آیت الله برقعی در مورد شفاعت؟

https://m.youtube.com/watch?v=0oGMIgeklcQ&itct=CAwQpDAYAiITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

۶: دین وامامت

http://m.youtube.com/watch?v=BxP6gMDsaE8

٧:قرآن میزان سنجش

http://m.youtube.com/watch?v=TfwV5aEs9l8

٨: سوگند به غیر خدا

https://m.youtube.com/watch?v=wO5FwMLPibs&itct=CAoQpDAYAyITCNy5zpC8w88CFU9bHAodgZgO_TIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

٩: خرافات مذهبی

https://m.youtube.com/watch?v=5uJR2SJ6FVY&itct=CAkQpDAYBCITCOrOmOG9w88CFUGvFgodBCMOgTIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

١٠: جهل مایه بدبختی مهدی موهوم

https://m.youtube.com/watch?v=-axy_Wgxgl0&itct=CAsQpDAYAyITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

١١: یاران پیامبر

https://m.youtube.com/watch?v=6tTN6rb1ntY&itct=CAkQpDAYBCITCMDv_fC9w88CFVdoHAod_IABbDIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

١٢: فداکاری اصحاب

http://m.youtube.com/watch?v=RwSs5AfHmN8

١٣: دروغ امام زمان برای سواری است.

https://m.youtube.com/watch?v=5KiJuhdxUo8&itct=CA0QpDAYASITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

١۴: خطاب قرآن به چه کسی است؟

https://m.youtube.com/watch?v=ZcrVZbnrj0U&itct=CAkQpDAYBSITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

١۵: مردم ایران کَر وکور شده اند

http://m.youtube.com/watch?v=Jk30dPodEXI

١۶: دانایان چه کسانی هستند؟

https://m.youtube.com/watch?v=Wl5k3_Z5tKs&itct=CAgQpDAYBiITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

١٧: راز بی دینی آیت الله زادگان

http://m.youtube.com/watch?v=5MZj3Fsgeuo

١٨: برقعی و کاظم شریعتمداری

http://m.youtube.com/watch?v=dx2D3-uU4FY

١٩: افسانه وهابیت
http://m.youtube.com/watch?v=FmSVS6fHz6w

٢٠: ملاهمیشه مردم را خَر ومتعصف می خواهد

٢١: رد انقلاب شوم آخوندها
22: بدگویی روضه خَوان ها از آیت الله برقعی
23: تحولات فکری شیعه هدایت یافته
24: آیا برقعی سنی یا وهابی شده بود؟

 

سخن پایانی

آری عزیزان سر انجام آیت الله سید ابوالفضل برقعی قمی ابن الرضا در سال ۱۳۷۲ شمسی در منزل فرزندش در کن در گذشت و و در قبرستان مجاور امامزاده شعیب دفن شد. (جریانها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران رسول جعفریان چاپ ششم. بهار ۸۵)

در پایان از همه دوستان چه دیندار و چه بی دین خواستاریم که کتاب “سوانح ایام” را مطالعه فرمایند که نکات فراوان تاریخی  را بخصوص درباره زندگی ساده و خالص علامه برقعی ، چگونگی نفوذ روحانیون در دستگاه پهلوی و از همه مهمتر انقلاب مخوف اسلامی و ترور دگراندیشان بدست سپاه شرح داده شده است.

منابع

١:ویکی پدیا

٢:سایت برقعی دات کام

٣:جعفریان، رسول. جریان‌ها وسازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، تهران:خانه کتاب۱۳۸۷

۴:یوتوب ورسانه های مذهبی

۵: زندگینامه برقعی( مؤلف علامه برقعی) https://sites.google.com/site/islamicpersiantext/Home/borqeie

  • Hamid

    تاریخ و فلسفۀ تشیّع در ایران را نمیتوان به سادگی و تنها در چند جمله توضیح داد و در بارۀ آن قضاوت کرد . ایرانیان ؛ مردمانی زیرک اند که همواره دشمنان خود را از طریق مدارای ظاهری و نفوذ به مراکز قدرتِ اشغالگران ، تدریجاً از درون خُرد ساخته اند . در برخی از باورهای ایرانیان شیعی از جمله مراسم سوگواری محرّم و شمع روشن کردن در سقّاخانه ها ، تأثیر آئین های کهنِ ایرانی نظیر سوگ سیاوش و میترائیسم را بوضوح میتوان ملاحظه کرد . دیگر گواه این مدّعئ ، نهضت شعوبیّه است که آن هم در واقع با انگیزه های میهنی صورت پذیرفت . خلاصۀ کلام اینکه وابستگی ایرانیان به مذهب تشیّع فقط جنبۀ دینی ندارد و به نوعی با ناسیونالیسم ایرانی عجین شده است گر چه که بسیاری از مردم کوچه و بازار ایران از این آمیختگی آگاهی نداشته باشند . آنچه که گذشت نگاهی گذرا بر وجه تاریخی شیعه گری در ایران بود ولی به لحاظ مذهبی نیز موضوع ” عقل ” در مذهب تشیّع و استناد به آن به عنوان یکی از مبانی اجتهادی ، مطلب تازه ای نیست و از دیر باز در بین علمای شیعه مورد توجّه و احترام بوده است . در مورد ” شفاعت ” نیز باید گفت که این امر به هیچ وجه شرک تلقّی نمی گردد و در حقیقت نوعی تقرّب جُستن به درگاه خداوند برای استجابت دعا میباشد کما اینکه در ادیان دیگر هم نمونۀ چنین توسّلی به قدّیسین مشاهده می شود و امر بی سابقه ای نیست . متأسّفانه یکی از نقاط ضعف ما ایرانی ها آنست که یا به ” افراط ” می رویم یا به ” تفریط ” .

    • DAB

      شما با پرگویی تموم و آسمون و ریسمون بهم بافتن خواستی با همون زیرکی ایرانی که ازش دم میزنی ما ایرانی ها رو با مذهب خرافاتی و سراپا دروغ شیعه پیوند بدی که باید در این مورد بگم شاید خود جنابعالی و ایل و تبار و اطرافیانت که بی نصیب از حکومت فعلی ام نیستید و حالا نمی دونم از چه صنف و طبقه ای هستید خودتون رو شیعه بدونید اما چه اصراری دارید که این رو به کل مردم ایران تعمیم بدید با اون همه آدمای بی ادب و بی نزاکتی که با یدک کشیدن اسم شیعه هردرنده خویی رو که تو این دنیا می شه تصور کرد ازشون سر می زنه و آماده دریدن کسایی هستن که مثل اونا فکر نمی کنن! ..بگذریم چیزی که واضحه اینه که این مذهب خرافاتی همچون اختاپوس چنگ انداخته به زندگی اکثریت ما ایرانیا و ابتکار عمل و آزادی فکر و اندیشه رو از ما گرفته و از ما ملتی اسیر و گرفتار ساخته و جماعتی و مفت خور و زنباره رو به ما مسلط کرده که لحظه ای از لحاظ تعمین مالی و جنسی خودشون غافل نیستن.باید امیدوار باشیم که آیندگان از این این باتلاقی که ما توش هستیم عبرت بگیرن.
      با تشکر از نویسندگان سایت خوبتون.

      • Hamid

        در پاسخ به DAB باید بگویم که شاید بد نباشد قدری بروید و تمرینِ دموکراسی کنید و حدّاقل یاد بگیرید که به عقاید و افکار دیگران احترام گذارید . البتّه از کسی که ” تأمین ” را ” تعمین ” می نویسد جز این هم انتظار نمی رود . این گونه پیش داوری هایِ عجولانه در مورد اشخاص و اندیشه هایِ آنان همه از نتایج غریبه بودنِ با کتاب و مطالعه است . من ؛ سرهنگِ بازنشستۀ ارتش هستم و بر خلافِ تو اینقدر شهامت دارم که هم عکسم و هم اسمم را در معرض دید عموم قرار دهم . از اینها گذشته ، نقطه نظرات من خطاب به نویسندۀ مقاله و شخصِ آیت الّه برقعی بود نه ره گم کرده ای که از سر بیکاری از این سایت عبور می کند .

        • Baran Bahari

          با درود … من کاری به بحث شما ندارم ولی اینکه « دموکراسی » یعنی احترام به عقاید شما صد درصد در اشتباهید. احترام به عقاید یعنی دیکتاتوری .. احترام به آزادی بیان بسیار با احترام به عقاید فرق دارد… این اشتباه امروزه مرسوم است. دقت کنید : من عقیده شما را قبول ندارم و حتی آنرا مسخره می کنم ،اما در عین حال از حق شما در بیان عقیده تان دفاع خواهم کرد… امیدوارم در این مجمل معنا را رسانده باشم. ادمین سایت …باران

          • Hamid

            با درود ؛ منظور من هم دقیقاً همینی است که فرمودید . سپاسگزارم

          • ایرانی

            تو که کامنت مارو پاک میکنی حرف از دموکراسی نزن

        • سرباز صفر

          جناب سرهنگ
          صد آفرین، دیکتۀ شما بیست شد…
          آنچه دوست دارم به شما یادآوری کنم، این است که:
          به
          رخ کشیدنِ توانایی شما در نوشتار درست واژه ها، دلیلی برای درست بودن
          باورهای شما و نا توانی دیگری در نوشتن درست واژها دلیلی برای نادرست بودن
          باورهاش نمیتونه باشه

          بنیاد باورهاتونو زیر و رو کنید اگر میخواهید که بوش دیگران رو آزار نده، چون بینی آدمی به بوی خودش خو میگیره جناب سرهنگ
          البته، اگر وابستگی تون به نون و بوقلمونی که بوی دستمال هم بخش جدا نشدنیش هست، جایی برای درست اندیشیدن گذاشته باشه

          • Hamid

            واقعاً که همۀ وجودت صفر است ! نه ادبی نه شعوری ! اینجا چه میکنی ؟ ! تویِ فضایِ مجازی هر موشی مثلِ تو البتّه که احساسِ شیر بودن میکنه !! برایِ این سایت هم متأسّفم که هیچ در و پیکری نداره !!

    • شاهو (iDoL BreaKeR)

      با درود.
      کاربر @Goldenfish5:disqus

      ولی این مسائلی که مطرح کردید اندکی از حقیقت را استحاله نمی‌دهد و حقائقِ مکشوف را مختفی نمی‌سازد. واقعاً که باید جانبِ انصاف را رعایت کنیم و آشکارا اذعان داریم که اسلام برایِ بشریت بسیار مفید بوده است و دانشمندان و مصلحان و مخترعانِ فراوانی را تحویلِ انسانیت و اجتماع داد. ابن خلدون که بنیان‌گذارِ علمِ سوسیولوژی است. خوارزمی در ریاضیات، فاطمه فهری مؤسّسِ اوّلین دانشگاهِ جهان، ابن هیثم در فیزیک، جابر بن حیّانِ کیمیاگر، ابن تیمیه فیلسوف، ابن طفیل پزشک و صدها شاعر و مخترع و اندیشمندِ دیگر را پرورش داد و علوم را واردِ اروپایی که حتّی حمام نداشتند نمود. ولی منصفانه نیست اگر تشیّع را به اسلام منتسب سازیم! زیرا اساسِ اسلام برایِ مبارزه با شِرک و برچیدنِ عقیده‌یِ پُلی‌تئیسم و امحایِ مبالغه در تقدیسِ انسان‌ها آمد. برخلافِ شیعیان که امامان را همچون خدا دارایِ تمامِ علوم و قدرت‌هایِ متافیزیکی می‌دانند و اینکه جهان و عالَمِ هستی از انسان‌ها و اجنّه و بهائم و ملائک در قبضه‌یِ قدرتِ آنها است، در حالی که محمّد نبی را سم خورانیدند ولی ندانست. عقیل به دستورِ حسین بن علی راهی شد تا خبر بگیرد، ولی او را کشتند. علی بن ابی‌طالب طبقِ نهج البلاغه یکی از والیانش بر سرش کلاه گذاشت و پولِ کلانی را به جیب زد، ولی بعدها فهمید، و همچنین وی را در مسیرِ مسجد ترور کردند لیکن چنین سانحه‌ای را پیش‌بینی ننمود. اگر کاری از دستِ آنان در دنیا ساخته بود، از فرطِ گرسنگی سنگ بر شکم نمی‌بستند، بلکه از دریاهایِ بیزانسْ میگو و ماهی برایِ خود تهیّه می‌کردند.
      در موردِ طلبِ استمداد و شفاعت و استغاثه و استعانت و امداد از اهلِ قبور و انسان‌هایِ صالح نیز امام سجّاد (زین العابدین) چنین می‌گوید:
      “ورأیت أنّ طلب المحتاج إلی المحتاج سفة من رأیه وضلة من عقله!” (دعای‌ِ ۲۸ از صحیفه‌یِ سجّادیه)
      «و دانستم که طلبِ کمک از نیازمندی به نیازمندی دیگر از سفاهت و سبک‌رأیی و ضلالت و گمراهیِ عقل است.»
      امامان کجا برایِ خود خمس می‌گرفته‌اند؟ اگر چنین بود که میلیاردها درهم و دینارِ اندوخته به ارث می‌گذاشتند، ولی بعد از مردن به زور پولِ کفنشان فراهم می‌آمد!
      کجا صیغه کردند؟ مگر جعفر الصّادق نمی‌گوید که لا تدنّس بها نفسک؟ (نفست را با صیغه /ازدواجِ موقّت/ پلید مکن) -بحار الأنوار مجلسی-
      در هر صورت چیزی به نامِ آخوند نداریم. میرزا آقاخان کرمانی چه زیبا می‌گوید:
      «از طائفه‌یِ آخوند و ملّا برحذر باش که اگر دوست باشند مالت را می‌خواهند و اگر دشمن شوند خونت را می‌خورند.» (سه مکتوب/ صفحه‌یِ ۳۱۱)
      شما که سرهنگ هستید چرا چشم بر اینهمه ظلم بسته‌اید؟ چرا بر هم‌جنس‌بازیِ سربازانتان سکوت کرده‌اید؟ چه کسی مسئولِ خودکشی و اعتیادِ سربازان هست؟ چرا دردی حس نمی‌کنید و آنقدر سنگدل و قاسی هستید که فجایعِ دهشتناکِ سربازی را به فراموشی سپرده و با افتخار خود را سرهنگِ رژیم می‌نامید؟ علی بن ابی‌طالب این‌چنین با طغیان و سرکشی حکومت‌داری می‌کرد؟
      در آخر نیز ابو الفضل برقعی را مبارزی می‌دانیم که هرگز در عقولِ خردمندان و عاقلان فراموش نخواهد شد. درودها بر روانش باد.

  • ghabye zhendeh darvish

    جمهوری اسلامی روسی -ایران یا ملاتاریای ضد امپریالیست طبری – فرخ – موسوی و شرکای اسلامیست مارکسیست آنها پیمان – بهزاد نبوی – یزدی در سه پرده :

    ۱)فیلسوف نوگرا و مارتین لوتر ان سروش که همواره مورد غضب مارکسیست های اسلامی و مارکسیست های روسی و رژیم روس پناه آخوندی است آرزوی بحث آزاد بنی صدر را دارد که همین سه محور شرارت روسی آنرا در نطفه خفه کردند چون مشت آنان را باز میکرد .

    ۲) اولین رییس جمهور ان که منتخب واقعی با رای ۱۳ میلیونی ملت بود و منتخب سه محور شرارت حبیبی فقط ۲ میلیون رای آورد انهم پس از جلال الدین قاتل افغانی – لیبیایی و خلخالی قاتل آخوندی منتخب حزب توده ، میگوید خیال های خام روسی سه محور شرارت برای ایران و منطقه ” خیال پلو یی ” بیش نیست .

    ۳)لوموند روزنامه چپ فرانسه و تورات سه محور شرارت روسی مینویسد ج ا خوابهای غیر قبل تعبیر میبیند و آب در هاون سوریه برای روسیه میکوبد در حالی که روسیه سودای دیگری در سر دارد

    اپوزیسیون ایرانی گرفتار در چمبره خیانت کاران مارکسیست و اسلامیست روسی نه منتقد نظام است و نه مخالف نظام . بلکه بر عکس برای اخته کردن اپوزیسیون ۳۵ سال است با دولت آبدارچی ج ا سر ناسازگار دارد نه رهبری و سپاه و نیروهای امنیتی و مجلس و ارگانهای اصلی سیستم بعثی اسلامی روسی ان .
    طنز تلخ تاریخ را ببین که دو رهبر ج ا هم از قضا با همین آبدارچی ها مخالفت کم نظیر کرده و میکنند . و گناه کثافت کاری سیستم روسی توتالیتر خودشان و سیاست های تجاوز طلبانه و ماجراجویانه روسی خودشان را به گردن ابدارچیان بی اختیار خود می اندازند و از مهلکه قضاوت عمومی میجهند .

    چگونه است که امروز بنیان گزار بحث آزاد در ایران بنی صدر ، سانسور مطلق مارکسیست های روسی و شرکای اسلامیست مارکسیست روسی انها است ؟ سروش که پیشرو ترین منتقد دین و تحول خواه ترین مسلمان ایرانی است در حصر رسانه ای است ؟ به جای لوموند راشا تودی و پراودا و دیگر منابع روسی نقل محفل رسانه های فارسی زبان شده اند ؟ رادیو فردا و بی بی سی فارسی و دوچه ولله و زمانه همگام با همپالکی های روسی اخبار روز و پیک نت و عصر نو و ملی مذهبی و پیک ایران و روزنه و کیهان و … آب در هاون سوریه برای روسیه میکوبند و با طرح مسائل فرعی و چهره سازی های مشکوک از اشاره به علت العلل و ریشه مسائل طفره
    میروند ؟

    ————————————–

    http://www.iranpressnews.com/source/203625.htm

    لوموند نوشت: مشکلٍ رژیم ایران است که هیچ جای پایی به‌غیر از جوامع شیعه در جهان عرب ندارد. اهل تسنن به‌خاطر سرنوشت حلب خشمگین هستند و حتی حماس پس از جنگ در سوریه به رژیم ایران پشت کرده است. ولادیمیر پوتین این را به‌خوبی درک کرده، لذا به ترکیه نزدیک شده است.
    ——————————————–
    Bani Sadr
    همین پائین آوردن قیمت نفت برای این رژیم فلج کننده است. تحریم دیگر جای خود دارد! پس نفتی که میگویند به واسطه آن میتوانند موقعیت جهانی پیدا کنند، نه خیر اینطور نیست. یکبار هم آقای احمدی نژاد این کار را امتحان کرد وگفت که اگر ایران را تحریم کنند، نفت به بشکه ای ۲۰۰ دلار خواهد رسید! تحریم کردند و توانستند نفت را به ۳۰ دلارهم برسانند. پس یکی از پایه های اساسی این نظریه خیال پلو است!
    https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/10-banisadr/mosahebe/22517-2016-12-27-17-56-52.html?Itemid=0

    —————————————————————–

    http://zeitoons.com/23628

    به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را

    عبدالکریم سروش

    و سایه‌ی مبارک بحث آزاد (که ابوالحسن بنی‌صدر منادی آغازین آن بود)، گسترده‌تر می‌شد و فضای فکری و سیاسی جامعه را معتدل و عقلانی می‌کرد، و صاحب‌نظران و سیاست‌ورزان، به‌جای نزاع و خشونت و افترا و تهمت و سخنان یک‌سویه‌گفتن و خطابه‌های بی‌مخاطب ایراد کردن، به جدال احسن و اقناع متقابل می‌پرداختند و جمهور خلق را در آن بازی شریف عقلانی شرکت می‌دادند و حیرت‌زدایی و جهالت‌پیرایی می‌کردند؛ و دریغا که چنین نشد!(۱).

    ——————————————————————————

  • م ن ن م

    سلام اینکه شخصی تمام اصول و اعتقادات مذهب حقه تشیع ازجمله امامت که اصل و رکن دین است و تمام ائمه علیهم السلام به خاطر این اصل به شهادت رسیدند تا امامت زنده بماند و به دست ایندگان برسد را که برای ان اسناد و مدارک معتبر وجود دارد به سادگی رد و حاشا کند وچون در لباس روحانیت است حرف اورا بپذیریم که یک اخوند همه چیز را رد کرده.بدون اینکه تحقیق کنیم.اصلا کار درستی نیست

    متاسفانه در تاریخ افرادی بوده اند که بعداز سالها عبادت و مسلمانی کافر شده اند وهمه چیز را دروغ پنداشته اند حتی در لحظات اخر عمر …..
    این حرفها اگر با مدرک باشد میشود در موردش بحث کرد و لی اینکه هرکسی بخواهد بگوید فلان چیز نیست و دروغه بدون ارائه هیچ مدرکی و ما هم به حرفهایش بها بدهیم.به نظر کار سفیهانیه ای می اید……والسلام علیکم