میلیاردها دلار خرج بارگاه حسن و حسین و میلیونها تنگدست و فقیر در برابر آن ۶۹

خبرگزاری هرانا – نایب رئیس کمیسیون بهداشت مجلس گفت: هزینه‌های درمان هر سال تعداد بیشتری را فقیر می‌کند و اکنون سالانه ۵ درصد جمعیت کشور یعنی بیش از ۳/۵ میلیون نفر بر اثر پرداخت هزینه‌های درمان برای همیشه به زیر خط فقر می‌روند و مجبورند برای تأمین این هزینه‌ها وسایل زندگی خود را هم بفروشند.

انوشیروان محسنی بندپی افزود: در قانون برنامه توسعه چهارم دولت موظف شده بود تعداد افرادی که بر اثر هزینه‌های درمانی برای همیشه به زیر خط فقر می‌روند را از ۳ درصد زمان شروع برنامه به زیر یک درصد برساند اما اکنون نه تنها این جمعیت کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته و اکنون سالانه بین ۵ تا ۶ درصد جمعیت کشور بر اثر پرداخت هزینه‌های گزاف درمان برای همیشه به زیر خط فقر می‌رود و مجبورند برای تأمین این هزینه‌ها وسایل زندگی خود را هم بفروشند.

ضریح طلایی امام حسین که از نان و روزی ملت تنگدست و پابرهنه ایران گرفته شده. چگونه این امت خردباخته، و محو در جادوگری آخوند به خود رضایت می دهد که کودکان ایران سر بی شام برزمین بخوابند، و رزق و روزی او را صرف گور دشمنان تاریخ، فرهنگ و مردم ایران کنند. ایا نباید گفت؛ نفرین بر این بی خبری، و خیانت، نفرین بر این خردباختگی، و بیگانه پرستی!

ضریح طلایی امام حسین که از نان و روزی ملت تنگدست و پابرهنه ایران گرفته شده. چگونه این امت خردباخته، و محو در جادوگری آخوند به خود رضایت می دهد که کودکان ایران سر بی شام برزمین بخوابند، و رزق و روزی او را صرف گور دشمنان تاریخ، فرهنگ و مردم ایران کنند. ایا نباید گفت؛ نفرین بر این بی خبری، و خیانت، نفرین بر این خردباختگی، و بیگانه پرستی!

به گزارش فارس، وی ادامه داد: جمعیت افرادی که بر اثر هزینه‌های درمان برای همیشه به زیر خط فقر می‌روند به عنوان شاخص کاتاستروفی معروف است و متأسفانه این شاخص در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر جهان بسیار بد‌تر است.

هم میهنان عزیز، سالانه بیش از سه و نیم میلیون نفر از هم وطنان ما، زیر فشار هزینه های درمانی، برای همیشه به زیر خط فقر می روند و مجبور به فروش همه ی دار و ندار خود می شوند. این آمار غم انگیر، فقط مربوط به کسانی است که بر اثر پرداخت هزینه های درمانی خود، تهیدست می شوند.

هرانسانی مازاد خوراک و ته مانده های زندگی خود را که دیگر قابل استفاده نیست، به دور می ریزد. جایگاههای آشغال دانی، جای درنک کردن، و نفس کشیدن نیست. زیرا بوی گندیده و تعفن آن آدمی را سخ خود بی خود می کند. حال، اگر انسانی را دیدید که در میان آن خاکروبه گندیده به دنبال  چیزی می گردد، باید به نهایت عجز و درماندگی و تنگدستی آن فرد پی برد. 

هرانسانی مازاد خوراک و ته مانده های زندگی خود را که دیگر قابل استفاده نیست، به دور می ریزد. جایگاههای آشغال دانی، جای درنک کردن، و نفس کشیدن نیست. زیرا بوی گندیده و تعفن آن آدمی را سخ خود بی خود می کند. حال، اگر انسانی را دیدید که در میان آن خاکروبه گندیده به دنبال چیزی می گردد، باید به نهایت عجز و درماندگی و تنگدستی آن فرد پی برد.

اگر ما بخواهیم تعداد کسانی را که بر اثر بیکاری، اخراج از کار، هزینه های زندگی، پرداخت نشدن حقوق آنان و هزاران دلیل دیگر، هر روزه به جمع جامعه ی زیر خط فقر کشور اضافه می شوند را نیز حساب کرده و با این سه و نیم میلیون نفر جمع کنیم، بدون شک تعداد افراد محاسبه شده سر به فلک خواهد کشید.

پرسش اینجاست که: این فاجعه و بلای اسلامی، تا به کی گریبان گیر مملکت ما خواهد بود؟.
سرانجام مردمان ایران زمین که با این سرعت سرسام آور این چنین به سمت دره ی ژرف تهدیستی و فقر و فلاکت ، در حرکتند، چه خواهد بود؟.

از یک طرف ما شاهد اینچنین جنایات و ظلم هایی هستیم که این رژیم نیمه اسلامی، به مردمان روا داشته است، از طرف دیگر شاهد خرج کردن سرمایه ی ملّی و پول های هنگفت، برای ساخت گنبد و بارگاه برای هر تازی نژاد بی اصل و نصبی هستیم، آیا ما نمی خواهیم جلوی این ستم ها و حق خوری ها را بگیریم؟
پنح هزار کیلو نقره ی ٪۹۵، دو هزار کیلو مس، هزار کیلو برنج و دویست کیلو طلای بیست و یک عیار به علاوه ی چهار میلیارد و دویست میلیون دلار پول نقد، تنها چهل درصد بودجه برای ساخت ضریح امام حسین در سال هشتاد و هشت بوده است.

پس از آن چه خرجهایی که برای موسی کاظم و جواد و امام رضا و هر امام و امام زاده ی دیگری شده است، حسابش از دست همه ی ما در رفته و به قولی اصلا قابل محاسبه نیست.

سرمایه های این مرز و بوم را خرج حرم و گنبد سازی برای هر قاتل و جانی و هوس بازی می کنند و آن وقت مردمان ایران زمین، در نبردی نا جوانمردانه، مغلوب فقر و بیچارگی گشته اند.

فقر، فساد می آفریند، فقر فحشا خلق می کند، فقر زاینده ی دزدی و زورگیری و آدمشکی و بی اخلاقی و بی بند و باری های رفتاری است.

فقر مسبب اصلی کودک آزاری است، اگر خبر ها را مرور کنیم، به نیما های بسیاری بر می خوریم که پدر و مادر سنگدل شان، با سیخ کباب داغشان کرده اند، منشا و سرچشمه ی همه ی این جنایات چیست؟.

بانویی درمانده و بینوا، کودکش نیز در این درماندگی و بی پناهی شریک است. حق این بینوایان را  چه کسانی خورده اند؟. اگر به چند هزار آخوند زنباره و شکمباره و شبه آخوندهای رژیم جهل و جنایت و رژیم خودکامه ولایت وقیح نگاه کنید، با یک نگاه متوجه خواهید شد که رزق و روزی و پول های این بینوایان به کجا رفته است؟!. 

بانویی درمانده و بینوا، کودکش نیز در این درماندگی و بی پناهی شریک است. حق این بینوایان را چه کسانی خورده اند؟. اگر به چند هزار آخوند زنباره و شکمباره و شبه آخوندهای رژیم جهل و جنایت و رژیم خودکامه ولایت وقیح نگاه کنید، با یک نگاه متوجه خواهید شد که رزق و روزی و پول های این بینوایان به کجا رفته است؟!.

آیا اگر آن پدر و مادر پول و کار و زندگی راحت و  آسوده ای داشته باشند، باز هم عقده های عصبی نشات گرفته از اجتماع را با کتک زدن و سوزاندن آلت تناسلی نیما ی خردسال، به رخ مردمان بیخیال و لال مانی گرفته ی ایران زمین خواهند کشاند؟.

فقر، گرسنگی را پیش می آورد و انسان گرسنه، حاضر است برای لقمه ای نان، دست به هر کثافتکاری و جنایتی بزند، آیا تا به حال به این اندیشیده اید که چرا در تمام این تظاهرات و اعتراضات، یک بار نیز مردم جنوب شهر تهران و مردمان نقاط فقر نشین دیگر شهرستان ها، با دیگر مردمان همراه و همدل نشدند؟

دلیل واضح و روشن است چرا که آن ها بودند که در نقش نوجوان های سیزده چهارده ساله ی بسیجی، باتوم و اسلحه به دست، برای قدری پول و ذره ای نان، حاضر به ضرب و شتم هم وطنان خود شده بودند.

چرا خودمان را گول میزنیم؟.
دولت با ایجاد شکاف بزرگی به نام فقر، یعنی از میان برداشتن طبقه متوسط جامعه، بین فقرا و دیگر مردمان، اختلاف و کینه و دشمنی عمیق را ایجاد کرده و مردم تهیدست بر این باورند که مردم پولداری که دستشان به دهانشان می رسد، حق آنان را خورده اند و زمانی که دولت آن هارا پشتیبانی مالی می کند، آن ها علیه آزادی خواهان عمل خواهند کرد، چرا که آنان پیش از آزادی، محتاج نان و آب هستند.

آنان حتّی برای یک ساندیس و دو تا کیک، قدم به خیابان ها می گذارند و شعار هایی به طرفداری از رهبری می دهند.
سردار سعید قاسمی، در یکی از سخنرانی هایش می گفت که حزب الله باید از پا برهنه های خیابان پیروزی و پایین شهر بترسد، او بر این باور بود که اگر مردم پایین شهر بر علیه دولت و حکومت قدم به خیابان ها بگذارند، بسیجی ها باید دست زن و بچه شان را بگیرند و از مملکت فرار کنند. حتی مسئولین رژیم نیز آن را درک کرده اند ولی مردمان ایران زمین، هنوز در خواب زمستانی که سی و دو سال است به سر می برند،

این زن درمانده در گرمای سوزان، با دو کودک خردسال خود چه کار می کند؟ او به دنبال کمی پول و درآمد است که آخوندهای دزد آن ها را به جیب زده اند، یا صرف ضریح طلای گورستان حسن و حسین نمودند، ویا به اوباشان و جنایت کاران حزب الله لبنان، حمس، و نوار غزه دادند. براستی شرم و هزاران نفرین بر این رژیم تازی زاده ضد ایرانی.

این زن درمانده در گرمای سوزان، با دو کودک خردسال خود چه کار می کند؟ او به دنبال کمی پول و درآمد است که آخوندهای دزد آن ها را به جیب زده اند، یا صرف ضریح طلای گورستان حسن و حسین نمودند، ویا به اوباشان و جنایت کاران حزب الله لبنان، حمس، و نوار غزه دادند. براستی شرم و هزاران نفرین بر این رژیم تازی زاده ضد ایرانی.

جنایات و دزدی های آخوند تمامی ندارد، آن ها امام زاده های سیار درست کرده اند، آن ها راه چپاول و غارت ملت خرافات زده و متوهم را به خوبی یاد گرفته اند و مردم نیز با دامن زدن به خرافات و قصه های تخیلی اسلامی، به آخوند و آخوند زاده، میدان بیشتری برای ادامه ی فعالیت های ضد ایرانی خود می دهند.
عزیزان هم وطن، بیایید دست در دست هم دهیم و با آگاه کردن ملت از خواب غفلت، و بازگویی حقایق اسلام، تابوی اسلام را یک بار برای همیشه در ایران بشکانیم و آخوند را فلج کنیم.

اگر مردم تازی نامه ها و مساجد و امام زاده ها را آتش بکشند، آخوند دیگر سلاحی برای دزدی در اختیار ندارد، تمام قدرت و توانایی این حکومت، تقدس زایی و اسلام گرایی است. برای بار دیگر می نویسم که هموطن عزیز ایرانی ام، آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است.

  • حسن که بارگاه نداره و اون حسین ، اما اینکه اماکن مذهبی توی کل دنیا جزو گرانترین جاها هستند نه تنها اسلام ، اگر جلوی خرج های دیگر رو می گفتی یه چیزی هرچند اضافه خرج کردن هیچ جا درست نیست

  • حسن که بارگاه نداره و اون حسین ، اما اینکه اماکن مذهبی توی کل دنیا جزو گرانترین جاها هستند نه تنها اسلام ، اگر جلوی خرج های دیگر رو می گفتی یه چیزی هرچند اضافه خرج کردن هیچ جا درست نیست

  • حسن که بارگاه نداره و اون حسین ، اما اینکه اماکن مذهبی توی کل دنیا جزو گرانترین جاها هستند نه تنها اسلام ، اگر جلوی خرج های دیگر رو می گفتی یه چیزی هرچند اضافه خرج کردن هیچ جا درست نیست

  • حسن که بارگاه نداره و اون حسین ، اما اینکه اماکن مذهبی توی کل دنیا جزو گرانترین جاها هستند نه تنها اسلام ، اگر جلوی خرج های دیگر رو می گفتی یه چیزی هرچند اضافه خرج کردن هیچ جا درست نیست

  • Hhh_iravani

    با سلام

     انجام هزینه توسط جمهوری اسلامی  جوک است امام حسین به اندازه کافی ارادتمند دارد درهمه جهان نیازی هم به
    سیاسیون ندارد
    محمد لندن

    • Mehr Iran53

      اقای محمد از لندن، نمیدونم چند سال از ایران دور بودی ولی اگه حالا توی ایران بودی این حرف رو نمیزدی امام حسین اخوندها مطمئن باش به غیر از تعدادی شیعه در عراق و ایران ولبنان هیچ ارادتمندی نداره.تازه اونهام اینقدر فقیر هستن که به فکر خودشونن.در ضمن امام حسین تو، دکان اخوند هاست 

  • Hhh_iravani

    با سلام

     انجام هزینه توسط جمهوری اسلامی  جوک است امام حسین به اندازه کافی ارادتمند دارد درهمه جهان نیازی هم به
    سیاسیون ندارد
    محمد لندن

  • Hhh_iravani

    با سلام

     انجام هزینه توسط جمهوری اسلامی  جوک است امام حسین به اندازه کافی ارادتمند دارد درهمه جهان نیازی هم به
    سیاسیون ندارد
    محمد لندن

  • Hhh_iravani

    با سلام

     انجام هزینه توسط جمهوری اسلامی  جوک است امام حسین به اندازه کافی ارادتمند دارد درهمه جهان نیازی هم به
    سیاسیون ندارد
    محمد لندن

  • Hani

    بله،اما حسین شهید شد،بازاریها و آخوندها دارن نونش رو میخورن.کافیست با یک حسابگری ساده ببینید بازار و آخوند در ایام محرم چقدر کاسب شدن.سری به مشهد،قم،شیراز،کربال و نجف بزنی،خواهید دید سود اصلی را چه کسی میبرد.و این همان دینیست که انگلس میگفت افیون جامعه است.(نه دین امام حسین)

  • Hani

    بله،اما حسین شهید شد،بازاریها و آخوندها دارن نونش رو میخورن.کافیست با یک حسابگری ساده ببینید بازار و آخوند در ایام محرم چقدر کاسب شدن.سری به مشهد،قم،شیراز،کربال و نجف بزنی،خواهید دید سود اصلی را چه کسی میبرد.و این همان دینیست که انگلس میگفت افیون جامعه است.(نه دین امام حسین)

    • Jfycf

      دیوانه اگه امام حسین مگه مزرعه داره که کسب ها از نون در بیارن

      • Hani

        امثال تو ابله کور و کر هستید که فقط باید مزرعه ببینید تا قبول کنید.اسلامی که اکنون در ایران جاریست،اسلام بازاری و کسب است نه اسلامی که امام حسین بخاطرش شهید شد.

        • Kartal

          امام حسین بدلیل تمایلات جنسی کشته شد .

          • Info

            میشه ببندی؟

          • Info

            اگر امام حسین چندین زن هم داشته ولی در چهارچوب خداوند بوده الان که مردم حرام حرام رابطه جنسی برقرار میکنند؟ این چنین نیست؟ شماهم چندین زن بگیر ولی رابطه خلاف چهارچوب خداوند برقرار نکن و حالشو ببر

          • نسل سوخته

            واقعا که هرزگی و بول هوسی شاخ و دم نداره حالا میخواد  با روسپیان باشه
            یا یک مسلمون حشری ۴ تا زن رو در چهار چوب خدا بگیره و بقول تو حالشو ببره
            همش شهوته.

  • Hani

    بله،اما حسین شهید شد،بازاریها و آخوندها دارن نونش رو میخورن.کافیست با یک حسابگری ساده ببینید بازار و آخوند در ایام محرم چقدر کاسب شدن.سری به مشهد،قم،شیراز،کربال و نجف بزنی،خواهید دید سود اصلی را چه کسی میبرد.و این همان دینیست که انگلس میگفت افیون جامعه است.(نه دین امام حسین)

    • Jfycf

      دیوانه اگه امام حسین مگه مزرعه داره که کسب ها از نون در بیارن

      • Hani

        امثال تو ابله کور و کر هستید که فقط باید مزرعه ببینید تا قبول کنید.اسلامی که اکنون در ایران جاریست،اسلام بازاری و کسب است نه اسلامی که امام حسین بخاطرش شهید شد.

        • Kartal

          امام حسین بدلیل تمایلات جنسی کشته شد .

  • Hani

    بله،اما حسین شهید شد،بازاریها و آخوندها دارن نونش رو میخورن.کافیست با یک حسابگری ساده ببینید بازار و آخوند در ایام محرم چقدر کاسب شدن.سری به مشهد،قم،شیراز،کربال و نجف بزنی،خواهید دید سود اصلی را چه کسی میبرد.و این همان دینیست که انگلس میگفت افیون جامعه است.(نه دین امام حسین)

    • Jfycf

      دیوانه اگه امام حسین مگه مزرعه داره که کسب ها از نون در بیارن

      • Hani

        امثال تو ابله کور و کر هستید که فقط باید مزرعه ببینید تا قبول کنید.اسلامی که اکنون در ایران جاریست،اسلام بازاری و کسب است نه اسلامی که امام حسین بخاطرش شهید شد.

        • Kartal

          امام حسین بدلیل تمایلات جنسی کشته شد .

  • شکاف عمیق و هولناک بین فقیر و غنی
    یک موقع است که یک اختلاف طبقاتی معمولی و متعارف بین فقیر و غنی وجود دارد که شاید قبول کردنی باشد که مثلا فقرا تنبل تر بودند و ثروتمندان فعالتر با هنر تر و با پشتکارتر یا باداشتن هوشهای زیاد و فوق عاده چیزی مثل رییس کامپبوتر و غیره و یا باداشتن ثروتهای انبوه از فک فامیل ولی آنچه مورد بحث است این است که شکاف بین فقیر و غنی بسیار عمیق تر و بسیار غیرعادی تر از حالت های معمولی میباشد. متاسفانه طبقه فقیر و یا متوسط هم طوری راهنمایی میشوند که بازیچه دست واقع شوند و به مناسبت نداشتن تحصیلات والا و دید علمی مانند آدمک ها بخدمت گرفته میشوند. 
    تفرقه و نفرت و مشگلات را بین آنان میبرند و آنان هم سعی دارند بهر طریقی که شده از این مخمصه بیرون بپرند ولو اینکه دیگران را قربانی های پرشهای خود کنند در حالیکه طبقه حاکمه ظاهرا باهم متحدهستند و برای غارت دیگران بسیج شده اند و با تکیه برخرافات تعصب های مذهبی ملی مذهبی و یا نژادی مردم را گروه بندی کرده و برضد هم آنان را تحریک میکنند تا به کشت کشتارهم روی آورند و نفرت و بی انصافی را در نزد آنان بهینه کرده و به آن آنان را عادت میدهند کسانی مثل بن لادن با خشم کور و نفرت کور خود را بجان مردمی بیگناه میاندازد که خودشان هم قربانیان ظلم و جور و ستمگری هستند اینان بجای برطرف کردن جهل و نادانی و تعصب های غیر علمی و باز کردن مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و ایجاد کار و امکان یک زندگی معمولی مردم را به قهر کینه و ظلم و فساد آشنامیکنند آقای بن لادنی که خودش چندین زن داشته و با یک نوع مرض خود بزرگ بینی زندگی میکرده چطور میتواند درد جوانی را درک کند که نه کار دارد و نه قدرت مالی که حت بتواند در سن چهل سالگی ازدواج کند و یک زندگی معمولی داشته باشد  آقای بن لادن با داشتن همسران بیشمار در نوعی زندگی افسانه ای بسر میبرد و جوانان معمولی بایست با اوهام خرافات خود ارضایی و بیکاری دست پنجه نرم کنند.
    دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم، فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.((؟))

    شخص غایب همیشه مورد سرزنش است.((مثل لهستانی))

    مردم حتی زمانی هم که از شما می خواهند معایب شان را آشکارا به آنها بگویید، انتظار ستایش و تحسین دارند.((ویلیام سامرست موام))

    مردم را در غیب همان گوی که در [ پیش ] روی توانی گفت.((خواجه عبدا… انصاری))

    مشکل ترین کارها این است که انسان خود را بشناسد و آسانترین کارها این است که از دیگران عیب جویی کند.((لردآویبوری))

    وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.((؟))

    اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.((آبراهام لینکلن))

    موفق ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی ” کهنه ” خوب است از آن استفاده می کنند و به محض اینکه ” نو ” بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.((رابرت وندرپول))

    آن کس که از اول می داند به کجا می رود، خیلی دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

    اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.((گاندی))

    تو می کوشی که آسوده تر باشی، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند.((سعید نفیسی))

    خود را قربانی کنیم بهتر است که دیگران را.((گاندی))

    رَد راستی، رَد خویشتن است.((اُرد بزرگ))

    گمان مبر که دیگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

    دانشمند شیمی که با مواد خطرناک به آزمایش می پردازد و پزشکی که در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداکاری می کنند.((جان کاینرل))

    فداکاری در دو مورد خوب است : اول اینکه تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم آنکه بدانیم دیگران با این فداکاری خوشبخت خواهند شد.((موریس مترلینگ))

    کسانی که ترک دنیا می کنند، بهترین راه استفاده از دنیا را یافته اند.((حجازی))

    آیا به یاد دارید که در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه که نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناکامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.((موریس مترلینگ))

    آتش را نمی توان با آتش خاموش کرد.((مثل یونانی))

    اگر انسان یک روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیک خواهند گفت.((کنفوسیوس))
     
    ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

    لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))

    مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می شوی و مهم تر آنکه خوک از این کار لذت می برد. “جورج برنارد شاو”

    آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*انیشتین

    بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی……نلسون ماندلا
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش رامثل : بابا، مامان، پدربزرگ….

    مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند.”آلبرت انیشتین”

    روان نژندها توی آسمان، قصرها می سازند. روان پریش ها توی آن ها زندگی می کنند. روان پزشک ها می روند اجاره ها را می گیرند.

    جملۀ «نگران نباش، درست اش می کنیم.»، از مقدس ترین عباراتِ دنیاست. فکر می کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می شنوند، جزء آدم های خوش شانس دنیا به حساب می آیند. «نگران نباش، درست اش می کنیم.»

    خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه ای ایستاده اید تاخود را وزن کنید، در حالی که شکم تان را تو داده اید.چارلز استیون هامبی

    بچه دار شدن تصمیم خطیری ست. با این تصمیم می گذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن تان به سر برد. / الیزابت استون

    می شود از امشب قانون تازه ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش تر از نیاز، مهربان باشیم.جی. ام. بری
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم. / الکس تان

    دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.انتوان چخوف

    بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .آلبر کامو

    جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.پروفسور حسابی

    هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است”ویل دورانت”

    مردم دو دسته اند، یا گول می خورند یا گلوله…از دفتر خاطرات یک دیکتاتور

    هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

    من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون
    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
     
    دیوار شیشه ای ذهن”
          یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام  داد…
     اون یه آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
      
    تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکترغذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .   
    ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون  غذای دیگه ای نمی داد…  او برای  خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد.   همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می  کرد.   
    بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد.  اون باور کرده بود که رفتن به  اون طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.
      دانشمند شیشه ی وسط  رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد،  اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد.  اون هرگز قدم به سمت  دیگر آکواریوم نگذاشت.    می دونین چرا؟
     

      اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.  یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود
      اون دیوار باور خودش بود.   باورش به محدودیت

     
      ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود  دارند   
    هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.  شما نمی توانید بیش از آن چیزی  بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید
      نورمن وینست پیل

  • شکاف عمیق و هولناک بین فقیر و غنی
    یک موقع است که یک اختلاف طبقاتی معمولی و متعارف بین فقیر و غنی وجود دارد که شاید قبول کردنی باشد که مثلا فقرا تنبل تر بودند و ثروتمندان فعالتر با هنر تر و با پشتکارتر یا باداشتن هوشهای زیاد و فوق عاده چیزی مثل رییس کامپبوتر و غیره و یا باداشتن ثروتهای انبوه از فک فامیل ولی آنچه مورد بحث است این است که شکاف بین فقیر و غنی بسیار عمیق تر و بسیار غیرعادی تر از حالت های معمولی میباشد. متاسفانه طبقه فقیر و یا متوسط هم طوری راهنمایی میشوند که بازیچه دست واقع شوند و به مناسبت نداشتن تحصیلات والا و دید علمی مانند آدمک ها بخدمت گرفته میشوند. 
    تفرقه و نفرت و مشگلات را بین آنان میبرند و آنان هم سعی دارند بهر طریقی که شده از این مخمصه بیرون بپرند ولو اینکه دیگران را قربانی های پرشهای خود کنند در حالیکه طبقه حاکمه ظاهرا باهم متحدهستند و برای غارت دیگران بسیج شده اند و با تکیه برخرافات تعصب های مذهبی ملی مذهبی و یا نژادی مردم را گروه بندی کرده و برضد هم آنان را تحریک میکنند تا به کشت کشتارهم روی آورند و نفرت و بی انصافی را در نزد آنان بهینه کرده و به آن آنان را عادت میدهند کسانی مثل بن لادن با خشم کور و نفرت کور خود را بجان مردمی بیگناه میاندازد که خودشان هم قربانیان ظلم و جور و ستمگری هستند اینان بجای برطرف کردن جهل و نادانی و تعصب های غیر علمی و باز کردن مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و ایجاد کار و امکان یک زندگی معمولی مردم را به قهر کینه و ظلم و فساد آشنامیکنند آقای بن لادنی که خودش چندین زن داشته و با یک نوع مرض خود بزرگ بینی زندگی میکرده چطور میتواند درد جوانی را درک کند که نه کار دارد و نه قدرت مالی که حت بتواند در سن چهل سالگی ازدواج کند و یک زندگی معمولی داشته باشد  آقای بن لادن با داشتن همسران بیشمار در نوعی زندگی افسانه ای بسر میبرد و جوانان معمولی بایست با اوهام خرافات خود ارضایی و بیکاری دست پنجه نرم کنند.
    دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم، فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.((؟))

    شخص غایب همیشه مورد سرزنش است.((مثل لهستانی))

    مردم حتی زمانی هم که از شما می خواهند معایب شان را آشکارا به آنها بگویید، انتظار ستایش و تحسین دارند.((ویلیام سامرست موام))

    مردم را در غیب همان گوی که در [ پیش ] روی توانی گفت.((خواجه عبدا… انصاری))

    مشکل ترین کارها این است که انسان خود را بشناسد و آسانترین کارها این است که از دیگران عیب جویی کند.((لردآویبوری))

    وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.((؟))

    اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.((آبراهام لینکلن))

    موفق ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی ” کهنه ” خوب است از آن استفاده می کنند و به محض اینکه ” نو ” بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.((رابرت وندرپول))

    آن کس که از اول می داند به کجا می رود، خیلی دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

    اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.((گاندی))

    تو می کوشی که آسوده تر باشی، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند.((سعید نفیسی))

    خود را قربانی کنیم بهتر است که دیگران را.((گاندی))

    رَد راستی، رَد خویشتن است.((اُرد بزرگ))

    گمان مبر که دیگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

    دانشمند شیمی که با مواد خطرناک به آزمایش می پردازد و پزشکی که در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداکاری می کنند.((جان کاینرل))

    فداکاری در دو مورد خوب است : اول اینکه تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم آنکه بدانیم دیگران با این فداکاری خوشبخت خواهند شد.((موریس مترلینگ))

    کسانی که ترک دنیا می کنند، بهترین راه استفاده از دنیا را یافته اند.((حجازی))

    آیا به یاد دارید که در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه که نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناکامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.((موریس مترلینگ))

    آتش را نمی توان با آتش خاموش کرد.((مثل یونانی))

    اگر انسان یک روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیک خواهند گفت.((کنفوسیوس))
     
    ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

    لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))

    مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می شوی و مهم تر آنکه خوک از این کار لذت می برد. “جورج برنارد شاو”

    آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*انیشتین

    بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی……نلسون ماندلا
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش رامثل : بابا، مامان، پدربزرگ….

    مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند.”آلبرت انیشتین”

    روان نژندها توی آسمان، قصرها می سازند. روان پریش ها توی آن ها زندگی می کنند. روان پزشک ها می روند اجاره ها را می گیرند.

    جملۀ «نگران نباش، درست اش می کنیم.»، از مقدس ترین عباراتِ دنیاست. فکر می کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می شنوند، جزء آدم های خوش شانس دنیا به حساب می آیند. «نگران نباش، درست اش می کنیم.»

    خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه ای ایستاده اید تاخود را وزن کنید، در حالی که شکم تان را تو داده اید.چارلز استیون هامبی

    بچه دار شدن تصمیم خطیری ست. با این تصمیم می گذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن تان به سر برد. / الیزابت استون

    می شود از امشب قانون تازه ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش تر از نیاز، مهربان باشیم.جی. ام. بری
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم. / الکس تان

    دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.انتوان چخوف

    بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .آلبر کامو

    جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.پروفسور حسابی

    هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است”ویل دورانت”

    مردم دو دسته اند، یا گول می خورند یا گلوله…از دفتر خاطرات یک دیکتاتور

    هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

    من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون
    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
     
    دیوار شیشه ای ذهن”
          یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام  داد…
     اون یه آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
      
    تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکترغذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .   
    ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون  غذای دیگه ای نمی داد…  او برای  خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد.   همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می  کرد.   
    بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد.  اون باور کرده بود که رفتن به  اون طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.
      دانشمند شیشه ی وسط  رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد،  اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد.  اون هرگز قدم به سمت  دیگر آکواریوم نگذاشت.    می دونین چرا؟
     

      اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.  یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود
      اون دیوار باور خودش بود.   باورش به محدودیت

     
      ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود  دارند   
    هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.  شما نمی توانید بیش از آن چیزی  بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید
      نورمن وینست پیل

  • شکاف عمیق و هولناک بین فقیر و غنی
    یک موقع است که یک اختلاف طبقاتی معمولی و متعارف بین فقیر و غنی وجود دارد که شاید قبول کردنی باشد که مثلا فقرا تنبل تر بودند و ثروتمندان فعالتر با هنر تر و با پشتکارتر یا باداشتن هوشهای زیاد و فوق عاده چیزی مثل رییس کامپبوتر و غیره و یا باداشتن ثروتهای انبوه از فک فامیل ولی آنچه مورد بحث است این است که شکاف بین فقیر و غنی بسیار عمیق تر و بسیار غیرعادی تر از حالت های معمولی میباشد. متاسفانه طبقه فقیر و یا متوسط هم طوری راهنمایی میشوند که بازیچه دست واقع شوند و به مناسبت نداشتن تحصیلات والا و دید علمی مانند آدمک ها بخدمت گرفته میشوند. 
    تفرقه و نفرت و مشگلات را بین آنان میبرند و آنان هم سعی دارند بهر طریقی که شده از این مخمصه بیرون بپرند ولو اینکه دیگران را قربانی های پرشهای خود کنند در حالیکه طبقه حاکمه ظاهرا باهم متحدهستند و برای غارت دیگران بسیج شده اند و با تکیه برخرافات تعصب های مذهبی ملی مذهبی و یا نژادی مردم را گروه بندی کرده و برضد هم آنان را تحریک میکنند تا به کشت کشتارهم روی آورند و نفرت و بی انصافی را در نزد آنان بهینه کرده و به آن آنان را عادت میدهند کسانی مثل بن لادن با خشم کور و نفرت کور خود را بجان مردمی بیگناه میاندازد که خودشان هم قربانیان ظلم و جور و ستمگری هستند اینان بجای برطرف کردن جهل و نادانی و تعصب های غیر علمی و باز کردن مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و ایجاد کار و امکان یک زندگی معمولی مردم را به قهر کینه و ظلم و فساد آشنامیکنند آقای بن لادنی که خودش چندین زن داشته و با یک نوع مرض خود بزرگ بینی زندگی میکرده چطور میتواند درد جوانی را درک کند که نه کار دارد و نه قدرت مالی که حت بتواند در سن چهل سالگی ازدواج کند و یک زندگی معمولی داشته باشد  آقای بن لادن با داشتن همسران بیشمار در نوعی زندگی افسانه ای بسر میبرد و جوانان معمولی بایست با اوهام خرافات خود ارضایی و بیکاری دست پنجه نرم کنند.
    دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم، فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.((؟))

    شخص غایب همیشه مورد سرزنش است.((مثل لهستانی))

    مردم حتی زمانی هم که از شما می خواهند معایب شان را آشکارا به آنها بگویید، انتظار ستایش و تحسین دارند.((ویلیام سامرست موام))

    مردم را در غیب همان گوی که در [ پیش ] روی توانی گفت.((خواجه عبدا… انصاری))

    مشکل ترین کارها این است که انسان خود را بشناسد و آسانترین کارها این است که از دیگران عیب جویی کند.((لردآویبوری))

    وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.((؟))

    اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.((آبراهام لینکلن))

    موفق ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی ” کهنه ” خوب است از آن استفاده می کنند و به محض اینکه ” نو ” بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.((رابرت وندرپول))

    آن کس که از اول می داند به کجا می رود، خیلی دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

    اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.((گاندی))

    تو می کوشی که آسوده تر باشی، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند.((سعید نفیسی))

    خود را قربانی کنیم بهتر است که دیگران را.((گاندی))

    رَد راستی، رَد خویشتن است.((اُرد بزرگ))

    گمان مبر که دیگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

    دانشمند شیمی که با مواد خطرناک به آزمایش می پردازد و پزشکی که در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداکاری می کنند.((جان کاینرل))

    فداکاری در دو مورد خوب است : اول اینکه تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم آنکه بدانیم دیگران با این فداکاری خوشبخت خواهند شد.((موریس مترلینگ))

    کسانی که ترک دنیا می کنند، بهترین راه استفاده از دنیا را یافته اند.((حجازی))

    آیا به یاد دارید که در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه که نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناکامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.((موریس مترلینگ))

    آتش را نمی توان با آتش خاموش کرد.((مثل یونانی))

    اگر انسان یک روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیک خواهند گفت.((کنفوسیوس))
     
    ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

    لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))

    مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می شوی و مهم تر آنکه خوک از این کار لذت می برد. “جورج برنارد شاو”

    آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*انیشتین

    بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی……نلسون ماندلا
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش رامثل : بابا، مامان، پدربزرگ….

    مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند.”آلبرت انیشتین”

    روان نژندها توی آسمان، قصرها می سازند. روان پریش ها توی آن ها زندگی می کنند. روان پزشک ها می روند اجاره ها را می گیرند.

    جملۀ «نگران نباش، درست اش می کنیم.»، از مقدس ترین عباراتِ دنیاست. فکر می کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می شنوند، جزء آدم های خوش شانس دنیا به حساب می آیند. «نگران نباش، درست اش می کنیم.»

    خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه ای ایستاده اید تاخود را وزن کنید، در حالی که شکم تان را تو داده اید.چارلز استیون هامبی

    بچه دار شدن تصمیم خطیری ست. با این تصمیم می گذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن تان به سر برد. / الیزابت استون

    می شود از امشب قانون تازه ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش تر از نیاز، مهربان باشیم.جی. ام. بری
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم. / الکس تان

    دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.انتوان چخوف

    بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .آلبر کامو

    جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.پروفسور حسابی

    هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است”ویل دورانت”

    مردم دو دسته اند، یا گول می خورند یا گلوله…از دفتر خاطرات یک دیکتاتور

    هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

    من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون
    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
     
    دیوار شیشه ای ذهن”
          یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام  داد…
     اون یه آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
      
    تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکترغذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .   
    ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون  غذای دیگه ای نمی داد…  او برای  خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد.   همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می  کرد.   
    بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد.  اون باور کرده بود که رفتن به  اون طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.
      دانشمند شیشه ی وسط  رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد،  اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد.  اون هرگز قدم به سمت  دیگر آکواریوم نگذاشت.    می دونین چرا؟
     

      اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.  یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود
      اون دیوار باور خودش بود.   باورش به محدودیت

     
      ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود  دارند   
    هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.  شما نمی توانید بیش از آن چیزی  بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید
      نورمن وینست پیل

  • شکاف عمیق و هولناک بین فقیر و غنی
    یک موقع است که یک اختلاف طبقاتی معمولی و متعارف بین فقیر و غنی وجود دارد که شاید قبول کردنی باشد که مثلا فقرا تنبل تر بودند و ثروتمندان فعالتر با هنر تر و با پشتکارتر یا باداشتن هوشهای زیاد و فوق عاده چیزی مثل رییس کامپبوتر و غیره و یا باداشتن ثروتهای انبوه از فک فامیل ولی آنچه مورد بحث است این است که شکاف بین فقیر و غنی بسیار عمیق تر و بسیار غیرعادی تر از حالت های معمولی میباشد. متاسفانه طبقه فقیر و یا متوسط هم طوری راهنمایی میشوند که بازیچه دست واقع شوند و به مناسبت نداشتن تحصیلات والا و دید علمی مانند آدمک ها بخدمت گرفته میشوند. 
    تفرقه و نفرت و مشگلات را بین آنان میبرند و آنان هم سعی دارند بهر طریقی که شده از این مخمصه بیرون بپرند ولو اینکه دیگران را قربانی های پرشهای خود کنند در حالیکه طبقه حاکمه ظاهرا باهم متحدهستند و برای غارت دیگران بسیج شده اند و با تکیه برخرافات تعصب های مذهبی ملی مذهبی و یا نژادی مردم را گروه بندی کرده و برضد هم آنان را تحریک میکنند تا به کشت کشتارهم روی آورند و نفرت و بی انصافی را در نزد آنان بهینه کرده و به آن آنان را عادت میدهند کسانی مثل بن لادن با خشم کور و نفرت کور خود را بجان مردمی بیگناه میاندازد که خودشان هم قربانیان ظلم و جور و ستمگری هستند اینان بجای برطرف کردن جهل و نادانی و تعصب های غیر علمی و باز کردن مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و ایجاد کار و امکان یک زندگی معمولی مردم را به قهر کینه و ظلم و فساد آشنامیکنند آقای بن لادنی که خودش چندین زن داشته و با یک نوع مرض خود بزرگ بینی زندگی میکرده چطور میتواند درد جوانی را درک کند که نه کار دارد و نه قدرت مالی که حت بتواند در سن چهل سالگی ازدواج کند و یک زندگی معمولی داشته باشد  آقای بن لادن با داشتن همسران بیشمار در نوعی زندگی افسانه ای بسر میبرد و جوانان معمولی بایست با اوهام خرافات خود ارضایی و بیکاری دست پنجه نرم کنند.
    دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم، فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.((؟))

    شخص غایب همیشه مورد سرزنش است.((مثل لهستانی))

    مردم حتی زمانی هم که از شما می خواهند معایب شان را آشکارا به آنها بگویید، انتظار ستایش و تحسین دارند.((ویلیام سامرست موام))

    مردم را در غیب همان گوی که در [ پیش ] روی توانی گفت.((خواجه عبدا… انصاری))

    مشکل ترین کارها این است که انسان خود را بشناسد و آسانترین کارها این است که از دیگران عیب جویی کند.((لردآویبوری))

    وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.((؟))

    اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.((آبراهام لینکلن))

    موفق ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی ” کهنه ” خوب است از آن استفاده می کنند و به محض اینکه ” نو ” بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.((رابرت وندرپول))

    آن کس که از اول می داند به کجا می رود، خیلی دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

    اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.((گاندی))

    تو می کوشی که آسوده تر باشی، من می کوشم که دیگران آسوده تر از من باشند.((سعید نفیسی))

    خود را قربانی کنیم بهتر است که دیگران را.((گاندی))

    رَد راستی، رَد خویشتن است.((اُرد بزرگ))

    گمان مبر که دیگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

    دانشمند شیمی که با مواد خطرناک به آزمایش می پردازد و پزشکی که در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداکاری می کنند.((جان کاینرل))

    فداکاری در دو مورد خوب است : اول اینکه تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم آنکه بدانیم دیگران با این فداکاری خوشبخت خواهند شد.((موریس مترلینگ))

    کسانی که ترک دنیا می کنند، بهترین راه استفاده از دنیا را یافته اند.((حجازی))

    آیا به یاد دارید که در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه که نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناکامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.((موریس مترلینگ))

    آتش را نمی توان با آتش خاموش کرد.((مثل یونانی))

    اگر انسان یک روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیک خواهند گفت.((کنفوسیوس))
     
    ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

    لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))

    مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می شوی و مهم تر آنکه خوک از این کار لذت می برد. “جورج برنارد شاو”

    آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*انیشتین

    بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی……نلسون ماندلا
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش رامثل : بابا، مامان، پدربزرگ….

    مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند.”آلبرت انیشتین”

    روان نژندها توی آسمان، قصرها می سازند. روان پریش ها توی آن ها زندگی می کنند. روان پزشک ها می روند اجاره ها را می گیرند.

    جملۀ «نگران نباش، درست اش می کنیم.»، از مقدس ترین عباراتِ دنیاست. فکر می کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می شنوند، جزء آدم های خوش شانس دنیا به حساب می آیند. «نگران نباش، درست اش می کنیم.»

    خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه ای ایستاده اید تاخود را وزن کنید، در حالی که شکم تان را تو داده اید.چارلز استیون هامبی

    بچه دار شدن تصمیم خطیری ست. با این تصمیم می گذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن تان به سر برد. / الیزابت استون

    می شود از امشب قانون تازه ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش تر از نیاز، مهربان باشیم.جی. ام. بری
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم. / الکس تان

    دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.انتوان چخوف

    بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .آلبر کامو

    جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.پروفسور حسابی

    هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است”ویل دورانت”

    مردم دو دسته اند، یا گول می خورند یا گلوله…از دفتر خاطرات یک دیکتاتور

    هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

    من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون
    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
     
    دیوار شیشه ای ذهن”
          یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام  داد…
     اون یه آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
      
    تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکترغذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .   
    ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون  غذای دیگه ای نمی داد…  او برای  خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد.   همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می  کرد.   
    بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد.  اون باور کرده بود که رفتن به  اون طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.
      دانشمند شیشه ی وسط  رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد،  اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد.  اون هرگز قدم به سمت  دیگر آکواریوم نگذاشت.    می دونین چرا؟
     

      اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.  یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود
      اون دیوار باور خودش بود.   باورش به محدودیت

     
      ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود  دارند   
    هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.  شما نمی توانید بیش از آن چیزی  بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید
      نورمن وینست پیل

  • مشگل در کجاست و نوک تیز پیکان باید کجا نشانه رود؟  دینها یا ملیت ها؟  اگر ما با دیده انصاف به مشگلات امروزی کشورهایمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مشگل اصلی سیاستهای بین المللی غارتگر به همدستی خاین های محلی و یا کشوری بوده است که هیچکدام آنان بدون همکاری دیگر نمی توانستند موثر باشند. مثلا شیوخ عرب که روی ثروت نفت خوابیده و آنرا مال و ملک خصوصی خود میدانند و دلارهای نفتی را بنام خود در بانکهای بقول خودشان کفرستان ها تل انبار میکنند و قصرهای افسانه ای هزار یک شبی میسازند که گرمابه هایش از تلا و عاج است و از همه دنیا نیز دلبران و زیبا رویان را دورخود جمع میکنند و با همدستی دوستان و غارتگران غربی  شرقی خود مال ملت را تاراج  و مردم را در بند میکنند؟ بین آنان تفرقه میاندازند و آنان را در بیسوادی و تعصب و غرور و کشت کشتار همدیگر تشویق میکنند و بر طبل نژاد پرستی مذهب پرستی و ملیت پرستی میکوبند. ما همه ملتها ی خاور میانه با هم به نحوی هم خانواده هستیم و با هم از قدیم مراوده داشته ایم  اینکه رستم زن تورانی میگیرد  و مادر خلیفه عباسی مامون ایرانی بوده است و یا عباسه خواهر هارون رشد همسر ایرانی داشته است و… نشان میدهد که همانطوریکه در ایرانیان خون عربی در جریان است در عربان هم خون ایران موج میزند پس مشگل ما با ملتها عرب یا عرب شده نیست و مثلا ما با یک دکتر عراقی و یا یک مهندس عربستانی هیچگونه اختلافی نمی توانیم داشته باشیم همانطور یک کارگر سوریه ای همانند یک کار ترک و یا فلات ایران است  هر دو آنان از ظلم و جور و فتنه و اختلافات مصنوعی رنج میبرند. 

     آنان با داشتن وسایل ارتباط جمعی مردم مارا علیه هم تحریک میکنند و جوانان ساده دل و یا مردان و زنان کم سواد و یا بدون مطالعه مغرور را شست شوی مغزی داده بر علیه هم وارد کارزار میکنند و خودشان در قصرهای سلطنتی به ریش همه ما میخندند.  چه کسی از دین ملیت و نژاد پرستی سود میبرد و کی قربانی و بازنده است؟  رهبران مذهب ها ویا کلیسا های مختلفه سود بران دین هستند و خودتان ببینید که حضرت مسیح در کوچه میخوابید و به دست حکومت آن زمان در سن سی سه سالگی به چهار میخ کوبیده شد و با زجر و ناراحتی بدون داشتن هیچ ثروتی در روی صلیب جان داد ولی آقایان در قصرها به خوشگذرانی و زندگی باشکوه خود ادامه میدهند و مردم هم با کمال میل ثروتهای خودرا به پای آنان میریزند و آنان از صدقه سر حضرت عیسی به ثروت مکنت و جاه و جلال رسیده اند خوب معلوم است که آنان راضی نیستند که این جلال و جبروت را به این سادگی از دست بدهند ولاجرم پیروان ساده دل خود را بر علیه سایر دینها ومذهب ها تحریک میکنند و بلوا راه میاندازند تا در سریر سلطنتی خود باقی بمانند. شیوخ مسلمان عرب و یا غیر عرب هم که معرف حضورتان هستند که در ناز و نعمت و شکوه زندگی میکنند و پیروان خودرا بر علیه مذهب های هم و یا ملیت های هم تحریک میکنند تا بر اریکه قدرت باقی بمانند. رهبران وابسته دینی و یا ملی بر طبل نفاق و جنگ و نفرت میکوبند که دستور اربابان اصلی آنان است و با هم مردم را غارت و در فقر گرسنگی و بیسوادی نگه میدارند. تحریک ونفاق و نفرت بین ادیان و مذهب ها و نژادهای ساختگی را دامن میزنند وبرای این آتش مرتب هیزم میاورند.  دین مذهب ملیت  قوم گرایی  زبان گرایی و تکیه بر اختلافات پوشالی تنها برای درگیر کردن مردم با هم و سو استفاده از این درگیریها است. مثلا سلطانی که یک هزار زن دارد و برای مدیریت این یک هزار زن یک هزار مرد جوان را اخته کرده و بیضه ها و حتی آلت های آنان را هم بریده است تا هیچ علاقه به جنس مخالف نداشته باشند میتواند یک سلطان عادل ومردم پرست و نیک خواه مردم باشد؟  عربی که حاکم است و با ماشین ساخته شده از نقره خالص سفر میکند و حرمسرایی دارد که در زیبا رویانی از همه دنیا دست چین شده است میتواند برای دانش آموز عربی که غذا کتاب و آب ندارد میتواند حاکمی خوب باشد؟

      نه آنان آتش نفاق را بین زن مرد  مردم فلات ایران و شبه جزیره عربستان و ترک لر و کرد  بهایی  سنی و شیعه  صوفی و غیره را افروخته نگه میدارند و آبهای را بهمراهی دوستان شرقی و غربی خود گل آلوده میکنند تا ماهی هایی درشت صید کنند. بیش از سی میلیون مردم خاورمیانه باسواد در اروپا و آمریکا زندگی میکنند صرف نظر از آن عده بسیار با هوشی که در کارهای مهم و صنعتی وارد شده اند و استادان دانشگاه و یا کارمندان ناسا و شرکتهای بزرگ هستند بیشتر آنان بواسطه ندانستن زبان کافی  یا داشتن لهجه و آکسانت به کارهای پست روی آورده اند  سرهنگ  کارگر ساختمانی است و سرتیپ کباب درست میکنند سرلشگر قالی بافی میکند و یا راننده تاکسی است  دکتر فیزیک  لبه موکت چرخ میکند و مهندس برق اسباب فروشی میکند و ظرف شویی و کار در فروشگاه ها نیز از کارهایی است که مردم خاور میانه تحصیکرده های معمولی بایست به آن تن در دهند. تعدادی از آنان هم به کارهایی نظیر داشتن شرکت های کوچک روی آورده اند و مثلا سیستم های آبیاری درست میکنند یا موکت فروشی و نصب آن را انجام میدهند و یا تعمیر کاری راه انداخته اند. در صورتیکه در کشورهای خودشان مدیر شرکتهای دولتی بودند و یا معلم در مدارس. رهبران دنیای سوم نه تنها ثروت های مادی و پولی کشورها را بباد میدهند و بنام خودشان در بانکهای خارجی انبار میکنند بلکه باعث فرار مغزها و انسانهایی هم میشوند که درکشوری شرق می  توانستند سازنده تر باشند.  یک مهندس آمریکایی داستانی تعریف میکرد که شباهت به افسانه دارد ولی امکان واقعیت داشتن آن هم زیاد است . 

     مثلا شنیده اید که رضا شاه نیمی از اسکناسهای منتشر شده در ایران را در حساب شخصی خود داشت  حالا حساب کنید که فلان سرمایه دار غربی که رییس جمهور تعیین میکند چقدر ثروت میتواند داشته باشد.  او میگفت آنان در زیر زمین شهرهای افسانه ساخته اند و با تیوب یا لوله این شهر ها بهم متصل است وداخل این لوله ها را میکیده اند تا در آن خلا باشد و قطارهای زیر زمینی شان بتواند باسرعتهای فوق عاده طی طریق کند و هوا مانع سرعت آنان نباشد  آنان تمامی این شهرهای زیر زمینی و لوله هایی که آنان را بهم متصل میکند را با استفاده از اشعه لیزز ساخته اند و میلیادر ها دلار و یا تریلیونها دلار سرمایه گذاری کرده اند تا شهرهای امن زیر زمینی داشته باشند که در اثر حتی جنگ اتمی هم خسارتی نخواهند دید و بدین وسیله آنان میخواهند که مردم دنیا و بخصوص طبقه متوسط را نابود کنند تا خودشان باقی بمانند و یک طبقه وابسته نوکر صفت وفقیر و بیسواد که نوکری و خدمت و بردگی آنان را بدون چون چرا انجام دهند. آنان که به ایلومونادی ها معروف هستند نخبه گان و ثروتمندانی با ارقام نجومی و تریلیونی هستند که بیش از چهل در صدر ثروت دنیا را در دست دارند و در راس هرمی بعنوان چشم قرار دهند که در پشت اسکناسهای یک دلاری آمریکایی نقش بربسته است. کتابهایی بنان دست نادیده و غیره هم در این باره به زبان انگلیسی  آن سین هند  چاپ شده است.  آنان بهترین دانشمندان و بهترین ها را استخدام میکنند تا با یک برنامه ریزی کامل نسل طبقه متوسط را از بین ببرند و آنان را فقیر و محتاج سازند  قحطی ۱۹۱۴ در ایران و جنگهای فرسایشی نمونه ای از کارهای وابسته به آنان است. اگر به اختلاف شدید طبقاتی حتی در آمریکا هم نظر کنیم افسانه مهندس آمریکایی زیاد غیر واقعی نیست  مثلا در آمریکا شخصی برای یک مهمانی در یک شب ده میلیون دلار هزینه میکند ودرصورتیکه یک مهندس و یا یک دکتر با همان درجه تحصیلی حتی هزار دلار ندارد و حتی ممکن است که خانه اش توسط بانک حراج شود و رهسپار کوچه نشینی شود یا بی خانمانی. درکشورهای دیگر هم معلوم است که مشگل بیسوادی و بی دانشگاهی و بیکاری و بی خانمانی و بی زنی و بی شوهری بیداد میکند و مردم از یک زندگی معمولی و متوسط نمی توانند برخوردار باشند  اینها علاوه بر خیانت و نفرت و دشمنی های اللکی بین مذهب ها و قومیت ها و زبانها و غیره و نفرت های ساختگی دست ابر ثروتمند ها به این ساختار کمک میکنند.  نوک پیکان بایست متوجه شیادان رهبران خاین  ثروتمندان دغل و غارتگر و دزدان رشوه بگیران  فاسدان باشد بدون توجه به دین و آیین و ملیت های آنان  دزد دزد است در هر لباسی که باشد و خاین نیز خاین است در هر ملتی که باشد. نفرت های بیهوده میان مردم عادی بایست کنار رود و هرکس برای شان انسانی اش مورد توجه باشد نه دین ملیت و یا نژاد وی.  برای ساختن خاورمیانه آزاد و آباد بایست تمام تفرقه های ملی نژادی زبان و مذهبی خنثی شود وبجای آن عشق و محبت و دوستی و اعتماد و برادری و برابری و عدالت پایه گذاری شود یک دادگستری واقعی  یک سیستم آموزشی خوب و موازی با برنامه های علمی شرق و غرب و یک پالایش کلی بایست صورت بگیرد. 

     داشتن علم  و  درک درست  احترام به همه عقاید ولو اینکه به نظر ما غلط باشند  دادن امکان تحصیل وکار بهمه  و ساختن مدارس خوب  با معلمان زبده و کارآمد و با حقوقهای مکفی  و کم کردن اختلافات طبقاتی و گرفت مالیاتهای وابسته به درآمد  و داشتن انصاف و مروت و عدل  و دادن امکانان مساوی بهمه و نیز کنار گذاشتن خرافات موهومات و مسایل غیر منطقی و گرایش به خرد و محبت و درستکاری و اخلاق  و اتحاد بین همه قومهای خاور میانه تنها راه رهایی ماست و بس؟  آیا شما غیر از این فکر میکنید؟  پاره پاره کردن ما و گروه بندیهای ما و تحریک ما برعلیه همدیگر آب ریختن به آسیاب همانانی است که ترلیون ها دلار سرمایه دارند  و دنیا را میگردانند و مارا از بین خواهند برد  دیر زود دارد سوخت و سوز ندارد همین کینه ها و همین دزدیها و اختلاف ها و کشت کشتار ها و کینه جویی ها و تمامیت طلبی ها و قدرت طلبی ها و کشتن مخالفان و موافقان  پول پرستی ها شهوت های بی اندازه پرستی ها  ریشه همه مارا خواهد درید و خواهد خشکانید یانه؟

    متاسفانه جنگ بین زن مرد همچنان ادامه دارد و بعضی از زنان سعی دارند تنها مردان را محکوم کنند و به آتش این جنگ دامان بزنند در صورتیکه ریشه های جنگ همچنان پابرجاست. زن میخواهد تنها از مرد استفاده کند و وقتی که فکر میکند که مرد استفاده ای ندارد اورا رها میکند البته هستند مردانی که به زنان آزار میرسانند ولی خوب زنانی هم هستند که از مردان سو استفاده میکنند و از آنان مثل نردبان استفاده میکنند و بعد کنارشان می نهند.  دختری که دوست صمیمی و عاشق خودرا تنها بجرم نداشتن سرمایه کلان رها میسازند. دختری که همه خواستگاران خوب خود را رد میکند و خودش در دام یک مرد ثروتمند اسیر میشود؟ دختری که پدر بینوایش را غارت میکند بعد اورا براحتی به بهانه اینکه شوهرم دوست ندارد که تو با ما باشی در کوچه ها رها میسازد بعد از اینکه تمامی توان مالی پدر را در اختیار گرفته بود؟  برادری که به خواهر نازنین خود اعتماد میکند و هرچه دارد به او می سپارد و اووی را در خیابانهای شهر رها میسازد.  دختری که برای خاطر یک مرد عوضی کل خانواده خود را حراج میکند؟  زنی که شوهری ثروتمندکرده و حالا دوست پسر جوانی انتخاب فرمود ه است . باری همه زنان فرشته و همه مردان هم دیو دو سر نیستند بایست انسان هارا با شان انسانی آنان سنجید نه به جنسیت و مقام و دین و ثروت و حتی اعتبار اجتماعی شان؟  آنچه مسلم است بایست بین ما وحدت برقرار شود بدون در نظر گرفتن جنسیت و سایر چیزها. پسر و دختر ما هم بایست با هم بزرگ شود تا باهم آشنا شوند. متاسفانه حمایت بیشتر اندازه مردان از زنان در خاورمیانه بعضی وقت ها باعث درد سرهایی میشود. اگر زن ومرد آزاد باشند و در انتخاب خود آزادی کامل داشته باشند و در اجتماع هم امکانات مساوی داشته باشند شاید بسیاری از مشگلات کنونی حل شوند. ولی بیشتر اوقات زنان میخواهند که برمردان حکومت کنند و امر نهی و بکن نکن حتی بصورت غیر منطقی و تنها به خاطر اینکه زن هستند و باز متاسفانه این بگو نگو ها و این اختلافات بعضی وقت ها بجایی باریک میرسد. شما مثلا اگر به کسی اعتمار نکنید مسلم است که با او هم مشگلی نخواهید داشت  . مشگل از آنجا شروع میشود که مثلا مرد به زن اعتماد میکند و زن به او خیانت مینماید یا برعکس و اینجا است که حادثه هایی پیش میآید. زن بعنوان دختر  خواهر مادر و زن  و یاحتی معشوقه مورد احترام مرد بایست باشد و همچنین همین دوستی و احتران بایست از طرف زن ادامه یابد نه اینکه مال عاشق خوردنی ریش عاشق ری ..دنی که آنوقت است که مساله صورت دار میشود؟

  • مشگل در کجاست و نوک تیز پیکان باید کجا نشانه رود؟  دینها یا ملیت ها؟  اگر ما با دیده انصاف به مشگلات امروزی کشورهایمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مشگل اصلی سیاستهای بین المللی غارتگر به همدستی خاین های محلی و یا کشوری بوده است که هیچکدام آنان بدون همکاری دیگر نمی توانستند موثر باشند. مثلا شیوخ عرب که روی ثروت نفت خوابیده و آنرا مال و ملک خصوصی خود میدانند و دلارهای نفتی را بنام خود در بانکهای بقول خودشان کفرستان ها تل انبار میکنند و قصرهای افسانه ای هزار یک شبی میسازند که گرمابه هایش از تلا و عاج است و از همه دنیا نیز دلبران و زیبا رویان را دورخود جمع میکنند و با همدستی دوستان و غارتگران غربی  شرقی خود مال ملت را تاراج  و مردم را در بند میکنند؟ بین آنان تفرقه میاندازند و آنان را در بیسوادی و تعصب و غرور و کشت کشتار همدیگر تشویق میکنند و بر طبل نژاد پرستی مذهب پرستی و ملیت پرستی میکوبند. ما همه ملتها ی خاور میانه با هم به نحوی هم خانواده هستیم و با هم از قدیم مراوده داشته ایم  اینکه رستم زن تورانی میگیرد  و مادر خلیفه عباسی مامون ایرانی بوده است و یا عباسه خواهر هارون رشد همسر ایرانی داشته است و… نشان میدهد که همانطوریکه در ایرانیان خون عربی در جریان است در عربان هم خون ایران موج میزند پس مشگل ما با ملتها عرب یا عرب شده نیست و مثلا ما با یک دکتر عراقی و یا یک مهندس عربستانی هیچگونه اختلافی نمی توانیم داشته باشیم همانطور یک کارگر سوریه ای همانند یک کار ترک و یا فلات ایران است  هر دو آنان از ظلم و جور و فتنه و اختلافات مصنوعی رنج میبرند. 

     آنان با داشتن وسایل ارتباط جمعی مردم مارا علیه هم تحریک میکنند و جوانان ساده دل و یا مردان و زنان کم سواد و یا بدون مطالعه مغرور را شست شوی مغزی داده بر علیه هم وارد کارزار میکنند و خودشان در قصرهای سلطنتی به ریش همه ما میخندند.  چه کسی از دین ملیت و نژاد پرستی سود میبرد و کی قربانی و بازنده است؟  رهبران مذهب ها ویا کلیسا های مختلفه سود بران دین هستند و خودتان ببینید که حضرت مسیح در کوچه میخوابید و به دست حکومت آن زمان در سن سی سه سالگی به چهار میخ کوبیده شد و با زجر و ناراحتی بدون داشتن هیچ ثروتی در روی صلیب جان داد ولی آقایان در قصرها به خوشگذرانی و زندگی باشکوه خود ادامه میدهند و مردم هم با کمال میل ثروتهای خودرا به پای آنان میریزند و آنان از صدقه سر حضرت عیسی به ثروت مکنت و جاه و جلال رسیده اند خوب معلوم است که آنان راضی نیستند که این جلال و جبروت را به این سادگی از دست بدهند ولاجرم پیروان ساده دل خود را بر علیه سایر دینها ومذهب ها تحریک میکنند و بلوا راه میاندازند تا در سریر سلطنتی خود باقی بمانند. شیوخ مسلمان عرب و یا غیر عرب هم که معرف حضورتان هستند که در ناز و نعمت و شکوه زندگی میکنند و پیروان خودرا بر علیه مذهب های هم و یا ملیت های هم تحریک میکنند تا بر اریکه قدرت باقی بمانند. رهبران وابسته دینی و یا ملی بر طبل نفاق و جنگ و نفرت میکوبند که دستور اربابان اصلی آنان است و با هم مردم را غارت و در فقر گرسنگی و بیسوادی نگه میدارند. تحریک ونفاق و نفرت بین ادیان و مذهب ها و نژادهای ساختگی را دامن میزنند وبرای این آتش مرتب هیزم میاورند.  دین مذهب ملیت  قوم گرایی  زبان گرایی و تکیه بر اختلافات پوشالی تنها برای درگیر کردن مردم با هم و سو استفاده از این درگیریها است. مثلا سلطانی که یک هزار زن دارد و برای مدیریت این یک هزار زن یک هزار مرد جوان را اخته کرده و بیضه ها و حتی آلت های آنان را هم بریده است تا هیچ علاقه به جنس مخالف نداشته باشند میتواند یک سلطان عادل ومردم پرست و نیک خواه مردم باشد؟  عربی که حاکم است و با ماشین ساخته شده از نقره خالص سفر میکند و حرمسرایی دارد که در زیبا رویانی از همه دنیا دست چین شده است میتواند برای دانش آموز عربی که غذا کتاب و آب ندارد میتواند حاکمی خوب باشد؟

      نه آنان آتش نفاق را بین زن مرد  مردم فلات ایران و شبه جزیره عربستان و ترک لر و کرد  بهایی  سنی و شیعه  صوفی و غیره را افروخته نگه میدارند و آبهای را بهمراهی دوستان شرقی و غربی خود گل آلوده میکنند تا ماهی هایی درشت صید کنند. بیش از سی میلیون مردم خاورمیانه باسواد در اروپا و آمریکا زندگی میکنند صرف نظر از آن عده بسیار با هوشی که در کارهای مهم و صنعتی وارد شده اند و استادان دانشگاه و یا کارمندان ناسا و شرکتهای بزرگ هستند بیشتر آنان بواسطه ندانستن زبان کافی  یا داشتن لهجه و آکسانت به کارهای پست روی آورده اند  سرهنگ  کارگر ساختمانی است و سرتیپ کباب درست میکنند سرلشگر قالی بافی میکند و یا راننده تاکسی است  دکتر فیزیک  لبه موکت چرخ میکند و مهندس برق اسباب فروشی میکند و ظرف شویی و کار در فروشگاه ها نیز از کارهایی است که مردم خاور میانه تحصیکرده های معمولی بایست به آن تن در دهند. تعدادی از آنان هم به کارهایی نظیر داشتن شرکت های کوچک روی آورده اند و مثلا سیستم های آبیاری درست میکنند یا موکت فروشی و نصب آن را انجام میدهند و یا تعمیر کاری راه انداخته اند. در صورتیکه در کشورهای خودشان مدیر شرکتهای دولتی بودند و یا معلم در مدارس. رهبران دنیای سوم نه تنها ثروت های مادی و پولی کشورها را بباد میدهند و بنام خودشان در بانکهای خارجی انبار میکنند بلکه باعث فرار مغزها و انسانهایی هم میشوند که درکشوری شرق می  توانستند سازنده تر باشند.  یک مهندس آمریکایی داستانی تعریف میکرد که شباهت به افسانه دارد ولی امکان واقعیت داشتن آن هم زیاد است . 

     مثلا شنیده اید که رضا شاه نیمی از اسکناسهای منتشر شده در ایران را در حساب شخصی خود داشت  حالا حساب کنید که فلان سرمایه دار غربی که رییس جمهور تعیین میکند چقدر ثروت میتواند داشته باشد.  او میگفت آنان در زیر زمین شهرهای افسانه ساخته اند و با تیوب یا لوله این شهر ها بهم متصل است وداخل این لوله ها را میکیده اند تا در آن خلا باشد و قطارهای زیر زمینی شان بتواند باسرعتهای فوق عاده طی طریق کند و هوا مانع سرعت آنان نباشد  آنان تمامی این شهرهای زیر زمینی و لوله هایی که آنان را بهم متصل میکند را با استفاده از اشعه لیزز ساخته اند و میلیادر ها دلار و یا تریلیونها دلار سرمایه گذاری کرده اند تا شهرهای امن زیر زمینی داشته باشند که در اثر حتی جنگ اتمی هم خسارتی نخواهند دید و بدین وسیله آنان میخواهند که مردم دنیا و بخصوص طبقه متوسط را نابود کنند تا خودشان باقی بمانند و یک طبقه وابسته نوکر صفت وفقیر و بیسواد که نوکری و خدمت و بردگی آنان را بدون چون چرا انجام دهند. آنان که به ایلومونادی ها معروف هستند نخبه گان و ثروتمندانی با ارقام نجومی و تریلیونی هستند که بیش از چهل در صدر ثروت دنیا را در دست دارند و در راس هرمی بعنوان چشم قرار دهند که در پشت اسکناسهای یک دلاری آمریکایی نقش بربسته است. کتابهایی بنان دست نادیده و غیره هم در این باره به زبان انگلیسی  آن سین هند  چاپ شده است.  آنان بهترین دانشمندان و بهترین ها را استخدام میکنند تا با یک برنامه ریزی کامل نسل طبقه متوسط را از بین ببرند و آنان را فقیر و محتاج سازند  قحطی ۱۹۱۴ در ایران و جنگهای فرسایشی نمونه ای از کارهای وابسته به آنان است. اگر به اختلاف شدید طبقاتی حتی در آمریکا هم نظر کنیم افسانه مهندس آمریکایی زیاد غیر واقعی نیست  مثلا در آمریکا شخصی برای یک مهمانی در یک شب ده میلیون دلار هزینه میکند ودرصورتیکه یک مهندس و یا یک دکتر با همان درجه تحصیلی حتی هزار دلار ندارد و حتی ممکن است که خانه اش توسط بانک حراج شود و رهسپار کوچه نشینی شود یا بی خانمانی. درکشورهای دیگر هم معلوم است که مشگل بیسوادی و بی دانشگاهی و بیکاری و بی خانمانی و بی زنی و بی شوهری بیداد میکند و مردم از یک زندگی معمولی و متوسط نمی توانند برخوردار باشند  اینها علاوه بر خیانت و نفرت و دشمنی های اللکی بین مذهب ها و قومیت ها و زبانها و غیره و نفرت های ساختگی دست ابر ثروتمند ها به این ساختار کمک میکنند.  نوک پیکان بایست متوجه شیادان رهبران خاین  ثروتمندان دغل و غارتگر و دزدان رشوه بگیران  فاسدان باشد بدون توجه به دین و آیین و ملیت های آنان  دزد دزد است در هر لباسی که باشد و خاین نیز خاین است در هر ملتی که باشد. نفرت های بیهوده میان مردم عادی بایست کنار رود و هرکس برای شان انسانی اش مورد توجه باشد نه دین ملیت و یا نژاد وی.  برای ساختن خاورمیانه آزاد و آباد بایست تمام تفرقه های ملی نژادی زبان و مذهبی خنثی شود وبجای آن عشق و محبت و دوستی و اعتماد و برادری و برابری و عدالت پایه گذاری شود یک دادگستری واقعی  یک سیستم آموزشی خوب و موازی با برنامه های علمی شرق و غرب و یک پالایش کلی بایست صورت بگیرد. 

     داشتن علم  و  درک درست  احترام به همه عقاید ولو اینکه به نظر ما غلط باشند  دادن امکان تحصیل وکار بهمه  و ساختن مدارس خوب  با معلمان زبده و کارآمد و با حقوقهای مکفی  و کم کردن اختلافات طبقاتی و گرفت مالیاتهای وابسته به درآمد  و داشتن انصاف و مروت و عدل  و دادن امکانان مساوی بهمه و نیز کنار گذاشتن خرافات موهومات و مسایل غیر منطقی و گرایش به خرد و محبت و درستکاری و اخلاق  و اتحاد بین همه قومهای خاور میانه تنها راه رهایی ماست و بس؟  آیا شما غیر از این فکر میکنید؟  پاره پاره کردن ما و گروه بندیهای ما و تحریک ما برعلیه همدیگر آب ریختن به آسیاب همانانی است که ترلیون ها دلار سرمایه دارند  و دنیا را میگردانند و مارا از بین خواهند برد  دیر زود دارد سوخت و سوز ندارد همین کینه ها و همین دزدیها و اختلاف ها و کشت کشتار ها و کینه جویی ها و تمامیت طلبی ها و قدرت طلبی ها و کشتن مخالفان و موافقان  پول پرستی ها شهوت های بی اندازه پرستی ها  ریشه همه مارا خواهد درید و خواهد خشکانید یانه؟

    متاسفانه جنگ بین زن مرد همچنان ادامه دارد و بعضی از زنان سعی دارند تنها مردان را محکوم کنند و به آتش این جنگ دامان بزنند در صورتیکه ریشه های جنگ همچنان پابرجاست. زن میخواهد تنها از مرد استفاده کند و وقتی که فکر میکند که مرد استفاده ای ندارد اورا رها میکند البته هستند مردانی که به زنان آزار میرسانند ولی خوب زنانی هم هستند که از مردان سو استفاده میکنند و از آنان مثل نردبان استفاده میکنند و بعد کنارشان می نهند.  دختری که دوست صمیمی و عاشق خودرا تنها بجرم نداشتن سرمایه کلان رها میسازند. دختری که همه خواستگاران خوب خود را رد میکند و خودش در دام یک مرد ثروتمند اسیر میشود؟ دختری که پدر بینوایش را غارت میکند بعد اورا براحتی به بهانه اینکه شوهرم دوست ندارد که تو با ما باشی در کوچه ها رها میسازد بعد از اینکه تمامی توان مالی پدر را در اختیار گرفته بود؟  برادری که به خواهر نازنین خود اعتماد میکند و هرچه دارد به او می سپارد و اووی را در خیابانهای شهر رها میسازد.  دختری که برای خاطر یک مرد عوضی کل خانواده خود را حراج میکند؟  زنی که شوهری ثروتمندکرده و حالا دوست پسر جوانی انتخاب فرمود ه است . باری همه زنان فرشته و همه مردان هم دیو دو سر نیستند بایست انسان هارا با شان انسانی آنان سنجید نه به جنسیت و مقام و دین و ثروت و حتی اعتبار اجتماعی شان؟  آنچه مسلم است بایست بین ما وحدت برقرار شود بدون در نظر گرفتن جنسیت و سایر چیزها. پسر و دختر ما هم بایست با هم بزرگ شود تا باهم آشنا شوند. متاسفانه حمایت بیشتر اندازه مردان از زنان در خاورمیانه بعضی وقت ها باعث درد سرهایی میشود. اگر زن ومرد آزاد باشند و در انتخاب خود آزادی کامل داشته باشند و در اجتماع هم امکانات مساوی داشته باشند شاید بسیاری از مشگلات کنونی حل شوند. ولی بیشتر اوقات زنان میخواهند که برمردان حکومت کنند و امر نهی و بکن نکن حتی بصورت غیر منطقی و تنها به خاطر اینکه زن هستند و باز متاسفانه این بگو نگو ها و این اختلافات بعضی وقت ها بجایی باریک میرسد. شما مثلا اگر به کسی اعتمار نکنید مسلم است که با او هم مشگلی نخواهید داشت  . مشگل از آنجا شروع میشود که مثلا مرد به زن اعتماد میکند و زن به او خیانت مینماید یا برعکس و اینجا است که حادثه هایی پیش میآید. زن بعنوان دختر  خواهر مادر و زن  و یاحتی معشوقه مورد احترام مرد بایست باشد و همچنین همین دوستی و احتران بایست از طرف زن ادامه یابد نه اینکه مال عاشق خوردنی ریش عاشق ری ..دنی که آنوقت است که مساله صورت دار میشود؟

  • مشگل در کجاست و نوک تیز پیکان باید کجا نشانه رود؟  دینها یا ملیت ها؟  اگر ما با دیده انصاف به مشگلات امروزی کشورهایمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مشگل اصلی سیاستهای بین المللی غارتگر به همدستی خاین های محلی و یا کشوری بوده است که هیچکدام آنان بدون همکاری دیگر نمی توانستند موثر باشند. مثلا شیوخ عرب که روی ثروت نفت خوابیده و آنرا مال و ملک خصوصی خود میدانند و دلارهای نفتی را بنام خود در بانکهای بقول خودشان کفرستان ها تل انبار میکنند و قصرهای افسانه ای هزار یک شبی میسازند که گرمابه هایش از تلا و عاج است و از همه دنیا نیز دلبران و زیبا رویان را دورخود جمع میکنند و با همدستی دوستان و غارتگران غربی  شرقی خود مال ملت را تاراج  و مردم را در بند میکنند؟ بین آنان تفرقه میاندازند و آنان را در بیسوادی و تعصب و غرور و کشت کشتار همدیگر تشویق میکنند و بر طبل نژاد پرستی مذهب پرستی و ملیت پرستی میکوبند. ما همه ملتها ی خاور میانه با هم به نحوی هم خانواده هستیم و با هم از قدیم مراوده داشته ایم  اینکه رستم زن تورانی میگیرد  و مادر خلیفه عباسی مامون ایرانی بوده است و یا عباسه خواهر هارون رشد همسر ایرانی داشته است و… نشان میدهد که همانطوریکه در ایرانیان خون عربی در جریان است در عربان هم خون ایران موج میزند پس مشگل ما با ملتها عرب یا عرب شده نیست و مثلا ما با یک دکتر عراقی و یا یک مهندس عربستانی هیچگونه اختلافی نمی توانیم داشته باشیم همانطور یک کارگر سوریه ای همانند یک کار ترک و یا فلات ایران است  هر دو آنان از ظلم و جور و فتنه و اختلافات مصنوعی رنج میبرند. 

     آنان با داشتن وسایل ارتباط جمعی مردم مارا علیه هم تحریک میکنند و جوانان ساده دل و یا مردان و زنان کم سواد و یا بدون مطالعه مغرور را شست شوی مغزی داده بر علیه هم وارد کارزار میکنند و خودشان در قصرهای سلطنتی به ریش همه ما میخندند.  چه کسی از دین ملیت و نژاد پرستی سود میبرد و کی قربانی و بازنده است؟  رهبران مذهب ها ویا کلیسا های مختلفه سود بران دین هستند و خودتان ببینید که حضرت مسیح در کوچه میخوابید و به دست حکومت آن زمان در سن سی سه سالگی به چهار میخ کوبیده شد و با زجر و ناراحتی بدون داشتن هیچ ثروتی در روی صلیب جان داد ولی آقایان در قصرها به خوشگذرانی و زندگی باشکوه خود ادامه میدهند و مردم هم با کمال میل ثروتهای خودرا به پای آنان میریزند و آنان از صدقه سر حضرت عیسی به ثروت مکنت و جاه و جلال رسیده اند خوب معلوم است که آنان راضی نیستند که این جلال و جبروت را به این سادگی از دست بدهند ولاجرم پیروان ساده دل خود را بر علیه سایر دینها ومذهب ها تحریک میکنند و بلوا راه میاندازند تا در سریر سلطنتی خود باقی بمانند. شیوخ مسلمان عرب و یا غیر عرب هم که معرف حضورتان هستند که در ناز و نعمت و شکوه زندگی میکنند و پیروان خودرا بر علیه مذهب های هم و یا ملیت های هم تحریک میکنند تا بر اریکه قدرت باقی بمانند. رهبران وابسته دینی و یا ملی بر طبل نفاق و جنگ و نفرت میکوبند که دستور اربابان اصلی آنان است و با هم مردم را غارت و در فقر گرسنگی و بیسوادی نگه میدارند. تحریک ونفاق و نفرت بین ادیان و مذهب ها و نژادهای ساختگی را دامن میزنند وبرای این آتش مرتب هیزم میاورند.  دین مذهب ملیت  قوم گرایی  زبان گرایی و تکیه بر اختلافات پوشالی تنها برای درگیر کردن مردم با هم و سو استفاده از این درگیریها است. مثلا سلطانی که یک هزار زن دارد و برای مدیریت این یک هزار زن یک هزار مرد جوان را اخته کرده و بیضه ها و حتی آلت های آنان را هم بریده است تا هیچ علاقه به جنس مخالف نداشته باشند میتواند یک سلطان عادل ومردم پرست و نیک خواه مردم باشد؟  عربی که حاکم است و با ماشین ساخته شده از نقره خالص سفر میکند و حرمسرایی دارد که در زیبا رویانی از همه دنیا دست چین شده است میتواند برای دانش آموز عربی که غذا کتاب و آب ندارد میتواند حاکمی خوب باشد؟

      نه آنان آتش نفاق را بین زن مرد  مردم فلات ایران و شبه جزیره عربستان و ترک لر و کرد  بهایی  سنی و شیعه  صوفی و غیره را افروخته نگه میدارند و آبهای را بهمراهی دوستان شرقی و غربی خود گل آلوده میکنند تا ماهی هایی درشت صید کنند. بیش از سی میلیون مردم خاورمیانه باسواد در اروپا و آمریکا زندگی میکنند صرف نظر از آن عده بسیار با هوشی که در کارهای مهم و صنعتی وارد شده اند و استادان دانشگاه و یا کارمندان ناسا و شرکتهای بزرگ هستند بیشتر آنان بواسطه ندانستن زبان کافی  یا داشتن لهجه و آکسانت به کارهای پست روی آورده اند  سرهنگ  کارگر ساختمانی است و سرتیپ کباب درست میکنند سرلشگر قالی بافی میکند و یا راننده تاکسی است  دکتر فیزیک  لبه موکت چرخ میکند و مهندس برق اسباب فروشی میکند و ظرف شویی و کار در فروشگاه ها نیز از کارهایی است که مردم خاور میانه تحصیکرده های معمولی بایست به آن تن در دهند. تعدادی از آنان هم به کارهایی نظیر داشتن شرکت های کوچک روی آورده اند و مثلا سیستم های آبیاری درست میکنند یا موکت فروشی و نصب آن را انجام میدهند و یا تعمیر کاری راه انداخته اند. در صورتیکه در کشورهای خودشان مدیر شرکتهای دولتی بودند و یا معلم در مدارس. رهبران دنیای سوم نه تنها ثروت های مادی و پولی کشورها را بباد میدهند و بنام خودشان در بانکهای خارجی انبار میکنند بلکه باعث فرار مغزها و انسانهایی هم میشوند که درکشوری شرق می  توانستند سازنده تر باشند.  یک مهندس آمریکایی داستانی تعریف میکرد که شباهت به افسانه دارد ولی امکان واقعیت داشتن آن هم زیاد است . 

     مثلا شنیده اید که رضا شاه نیمی از اسکناسهای منتشر شده در ایران را در حساب شخصی خود داشت  حالا حساب کنید که فلان سرمایه دار غربی که رییس جمهور تعیین میکند چقدر ثروت میتواند داشته باشد.  او میگفت آنان در زیر زمین شهرهای افسانه ساخته اند و با تیوب یا لوله این شهر ها بهم متصل است وداخل این لوله ها را میکیده اند تا در آن خلا باشد و قطارهای زیر زمینی شان بتواند باسرعتهای فوق عاده طی طریق کند و هوا مانع سرعت آنان نباشد  آنان تمامی این شهرهای زیر زمینی و لوله هایی که آنان را بهم متصل میکند را با استفاده از اشعه لیزز ساخته اند و میلیادر ها دلار و یا تریلیونها دلار سرمایه گذاری کرده اند تا شهرهای امن زیر زمینی داشته باشند که در اثر حتی جنگ اتمی هم خسارتی نخواهند دید و بدین وسیله آنان میخواهند که مردم دنیا و بخصوص طبقه متوسط را نابود کنند تا خودشان باقی بمانند و یک طبقه وابسته نوکر صفت وفقیر و بیسواد که نوکری و خدمت و بردگی آنان را بدون چون چرا انجام دهند. آنان که به ایلومونادی ها معروف هستند نخبه گان و ثروتمندانی با ارقام نجومی و تریلیونی هستند که بیش از چهل در صدر ثروت دنیا را در دست دارند و در راس هرمی بعنوان چشم قرار دهند که در پشت اسکناسهای یک دلاری آمریکایی نقش بربسته است. کتابهایی بنان دست نادیده و غیره هم در این باره به زبان انگلیسی  آن سین هند  چاپ شده است.  آنان بهترین دانشمندان و بهترین ها را استخدام میکنند تا با یک برنامه ریزی کامل نسل طبقه متوسط را از بین ببرند و آنان را فقیر و محتاج سازند  قحطی ۱۹۱۴ در ایران و جنگهای فرسایشی نمونه ای از کارهای وابسته به آنان است. اگر به اختلاف شدید طبقاتی حتی در آمریکا هم نظر کنیم افسانه مهندس آمریکایی زیاد غیر واقعی نیست  مثلا در آمریکا شخصی برای یک مهمانی در یک شب ده میلیون دلار هزینه میکند ودرصورتیکه یک مهندس و یا یک دکتر با همان درجه تحصیلی حتی هزار دلار ندارد و حتی ممکن است که خانه اش توسط بانک حراج شود و رهسپار کوچه نشینی شود یا بی خانمانی. درکشورهای دیگر هم معلوم است که مشگل بیسوادی و بی دانشگاهی و بیکاری و بی خانمانی و بی زنی و بی شوهری بیداد میکند و مردم از یک زندگی معمولی و متوسط نمی توانند برخوردار باشند  اینها علاوه بر خیانت و نفرت و دشمنی های اللکی بین مذهب ها و قومیت ها و زبانها و غیره و نفرت های ساختگی دست ابر ثروتمند ها به این ساختار کمک میکنند.  نوک پیکان بایست متوجه شیادان رهبران خاین  ثروتمندان دغل و غارتگر و دزدان رشوه بگیران  فاسدان باشد بدون توجه به دین و آیین و ملیت های آنان  دزد دزد است در هر لباسی که باشد و خاین نیز خاین است در هر ملتی که باشد. نفرت های بیهوده میان مردم عادی بایست کنار رود و هرکس برای شان انسانی اش مورد توجه باشد نه دین ملیت و یا نژاد وی.  برای ساختن خاورمیانه آزاد و آباد بایست تمام تفرقه های ملی نژادی زبان و مذهبی خنثی شود وبجای آن عشق و محبت و دوستی و اعتماد و برادری و برابری و عدالت پایه گذاری شود یک دادگستری واقعی  یک سیستم آموزشی خوب و موازی با برنامه های علمی شرق و غرب و یک پالایش کلی بایست صورت بگیرد. 

     داشتن علم  و  درک درست  احترام به همه عقاید ولو اینکه به نظر ما غلط باشند  دادن امکان تحصیل وکار بهمه  و ساختن مدارس خوب  با معلمان زبده و کارآمد و با حقوقهای مکفی  و کم کردن اختلافات طبقاتی و گرفت مالیاتهای وابسته به درآمد  و داشتن انصاف و مروت و عدل  و دادن امکانان مساوی بهمه و نیز کنار گذاشتن خرافات موهومات و مسایل غیر منطقی و گرایش به خرد و محبت و درستکاری و اخلاق  و اتحاد بین همه قومهای خاور میانه تنها راه رهایی ماست و بس؟  آیا شما غیر از این فکر میکنید؟  پاره پاره کردن ما و گروه بندیهای ما و تحریک ما برعلیه همدیگر آب ریختن به آسیاب همانانی است که ترلیون ها دلار سرمایه دارند  و دنیا را میگردانند و مارا از بین خواهند برد  دیر زود دارد سوخت و سوز ندارد همین کینه ها و همین دزدیها و اختلاف ها و کشت کشتار ها و کینه جویی ها و تمامیت طلبی ها و قدرت طلبی ها و کشتن مخالفان و موافقان  پول پرستی ها شهوت های بی اندازه پرستی ها  ریشه همه مارا خواهد درید و خواهد خشکانید یانه؟

    متاسفانه جنگ بین زن مرد همچنان ادامه دارد و بعضی از زنان سعی دارند تنها مردان را محکوم کنند و به آتش این جنگ دامان بزنند در صورتیکه ریشه های جنگ همچنان پابرجاست. زن میخواهد تنها از مرد استفاده کند و وقتی که فکر میکند که مرد استفاده ای ندارد اورا رها میکند البته هستند مردانی که به زنان آزار میرسانند ولی خوب زنانی هم هستند که از مردان سو استفاده میکنند و از آنان مثل نردبان استفاده میکنند و بعد کنارشان می نهند.  دختری که دوست صمیمی و عاشق خودرا تنها بجرم نداشتن سرمایه کلان رها میسازند. دختری که همه خواستگاران خوب خود را رد میکند و خودش در دام یک مرد ثروتمند اسیر میشود؟ دختری که پدر بینوایش را غارت میکند بعد اورا براحتی به بهانه اینکه شوهرم دوست ندارد که تو با ما باشی در کوچه ها رها میسازد بعد از اینکه تمامی توان مالی پدر را در اختیار گرفته بود؟  برادری که به خواهر نازنین خود اعتماد میکند و هرچه دارد به او می سپارد و اووی را در خیابانهای شهر رها میسازد.  دختری که برای خاطر یک مرد عوضی کل خانواده خود را حراج میکند؟  زنی که شوهری ثروتمندکرده و حالا دوست پسر جوانی انتخاب فرمود ه است . باری همه زنان فرشته و همه مردان هم دیو دو سر نیستند بایست انسان هارا با شان انسانی آنان سنجید نه به جنسیت و مقام و دین و ثروت و حتی اعتبار اجتماعی شان؟  آنچه مسلم است بایست بین ما وحدت برقرار شود بدون در نظر گرفتن جنسیت و سایر چیزها. پسر و دختر ما هم بایست با هم بزرگ شود تا باهم آشنا شوند. متاسفانه حمایت بیشتر اندازه مردان از زنان در خاورمیانه بعضی وقت ها باعث درد سرهایی میشود. اگر زن ومرد آزاد باشند و در انتخاب خود آزادی کامل داشته باشند و در اجتماع هم امکانات مساوی داشته باشند شاید بسیاری از مشگلات کنونی حل شوند. ولی بیشتر اوقات زنان میخواهند که برمردان حکومت کنند و امر نهی و بکن نکن حتی بصورت غیر منطقی و تنها به خاطر اینکه زن هستند و باز متاسفانه این بگو نگو ها و این اختلافات بعضی وقت ها بجایی باریک میرسد. شما مثلا اگر به کسی اعتمار نکنید مسلم است که با او هم مشگلی نخواهید داشت  . مشگل از آنجا شروع میشود که مثلا مرد به زن اعتماد میکند و زن به او خیانت مینماید یا برعکس و اینجا است که حادثه هایی پیش میآید. زن بعنوان دختر  خواهر مادر و زن  و یاحتی معشوقه مورد احترام مرد بایست باشد و همچنین همین دوستی و احتران بایست از طرف زن ادامه یابد نه اینکه مال عاشق خوردنی ریش عاشق ری ..دنی که آنوقت است که مساله صورت دار میشود؟

  • مشگل در کجاست و نوک تیز پیکان باید کجا نشانه رود؟  دینها یا ملیت ها؟  اگر ما با دیده انصاف به مشگلات امروزی کشورهایمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مشگل اصلی سیاستهای بین المللی غارتگر به همدستی خاین های محلی و یا کشوری بوده است که هیچکدام آنان بدون همکاری دیگر نمی توانستند موثر باشند. مثلا شیوخ عرب که روی ثروت نفت خوابیده و آنرا مال و ملک خصوصی خود میدانند و دلارهای نفتی را بنام خود در بانکهای بقول خودشان کفرستان ها تل انبار میکنند و قصرهای افسانه ای هزار یک شبی میسازند که گرمابه هایش از تلا و عاج است و از همه دنیا نیز دلبران و زیبا رویان را دورخود جمع میکنند و با همدستی دوستان و غارتگران غربی  شرقی خود مال ملت را تاراج  و مردم را در بند میکنند؟ بین آنان تفرقه میاندازند و آنان را در بیسوادی و تعصب و غرور و کشت کشتار همدیگر تشویق میکنند و بر طبل نژاد پرستی مذهب پرستی و ملیت پرستی میکوبند. ما همه ملتها ی خاور میانه با هم به نحوی هم خانواده هستیم و با هم از قدیم مراوده داشته ایم  اینکه رستم زن تورانی میگیرد  و مادر خلیفه عباسی مامون ایرانی بوده است و یا عباسه خواهر هارون رشد همسر ایرانی داشته است و… نشان میدهد که همانطوریکه در ایرانیان خون عربی در جریان است در عربان هم خون ایران موج میزند پس مشگل ما با ملتها عرب یا عرب شده نیست و مثلا ما با یک دکتر عراقی و یا یک مهندس عربستانی هیچگونه اختلافی نمی توانیم داشته باشیم همانطور یک کارگر سوریه ای همانند یک کار ترک و یا فلات ایران است  هر دو آنان از ظلم و جور و فتنه و اختلافات مصنوعی رنج میبرند. 

     آنان با داشتن وسایل ارتباط جمعی مردم مارا علیه هم تحریک میکنند و جوانان ساده دل و یا مردان و زنان کم سواد و یا بدون مطالعه مغرور را شست شوی مغزی داده بر علیه هم وارد کارزار میکنند و خودشان در قصرهای سلطنتی به ریش همه ما میخندند.  چه کسی از دین ملیت و نژاد پرستی سود میبرد و کی قربانی و بازنده است؟  رهبران مذهب ها ویا کلیسا های مختلفه سود بران دین هستند و خودتان ببینید که حضرت مسیح در کوچه میخوابید و به دست حکومت آن زمان در سن سی سه سالگی به چهار میخ کوبیده شد و با زجر و ناراحتی بدون داشتن هیچ ثروتی در روی صلیب جان داد ولی آقایان در قصرها به خوشگذرانی و زندگی باشکوه خود ادامه میدهند و مردم هم با کمال میل ثروتهای خودرا به پای آنان میریزند و آنان از صدقه سر حضرت عیسی به ثروت مکنت و جاه و جلال رسیده اند خوب معلوم است که آنان راضی نیستند که این جلال و جبروت را به این سادگی از دست بدهند ولاجرم پیروان ساده دل خود را بر علیه سایر دینها ومذهب ها تحریک میکنند و بلوا راه میاندازند تا در سریر سلطنتی خود باقی بمانند. شیوخ مسلمان عرب و یا غیر عرب هم که معرف حضورتان هستند که در ناز و نعمت و شکوه زندگی میکنند و پیروان خودرا بر علیه مذهب های هم و یا ملیت های هم تحریک میکنند تا بر اریکه قدرت باقی بمانند. رهبران وابسته دینی و یا ملی بر طبل نفاق و جنگ و نفرت میکوبند که دستور اربابان اصلی آنان است و با هم مردم را غارت و در فقر گرسنگی و بیسوادی نگه میدارند. تحریک ونفاق و نفرت بین ادیان و مذهب ها و نژادهای ساختگی را دامن میزنند وبرای این آتش مرتب هیزم میاورند.  دین مذهب ملیت  قوم گرایی  زبان گرایی و تکیه بر اختلافات پوشالی تنها برای درگیر کردن مردم با هم و سو استفاده از این درگیریها است. مثلا سلطانی که یک هزار زن دارد و برای مدیریت این یک هزار زن یک هزار مرد جوان را اخته کرده و بیضه ها و حتی آلت های آنان را هم بریده است تا هیچ علاقه به جنس مخالف نداشته باشند میتواند یک سلطان عادل ومردم پرست و نیک خواه مردم باشد؟  عربی که حاکم است و با ماشین ساخته شده از نقره خالص سفر میکند و حرمسرایی دارد که در زیبا رویانی از همه دنیا دست چین شده است میتواند برای دانش آموز عربی که غذا کتاب و آب ندارد میتواند حاکمی خوب باشد؟

      نه آنان آتش نفاق را بین زن مرد  مردم فلات ایران و شبه جزیره عربستان و ترک لر و کرد  بهایی  سنی و شیعه  صوفی و غیره را افروخته نگه میدارند و آبهای را بهمراهی دوستان شرقی و غربی خود گل آلوده میکنند تا ماهی هایی درشت صید کنند. بیش از سی میلیون مردم خاورمیانه باسواد در اروپا و آمریکا زندگی میکنند صرف نظر از آن عده بسیار با هوشی که در کارهای مهم و صنعتی وارد شده اند و استادان دانشگاه و یا کارمندان ناسا و شرکتهای بزرگ هستند بیشتر آنان بواسطه ندانستن زبان کافی  یا داشتن لهجه و آکسانت به کارهای پست روی آورده اند  سرهنگ  کارگر ساختمانی است و سرتیپ کباب درست میکنند سرلشگر قالی بافی میکند و یا راننده تاکسی است  دکتر فیزیک  لبه موکت چرخ میکند و مهندس برق اسباب فروشی میکند و ظرف شویی و کار در فروشگاه ها نیز از کارهایی است که مردم خاور میانه تحصیکرده های معمولی بایست به آن تن در دهند. تعدادی از آنان هم به کارهایی نظیر داشتن شرکت های کوچک روی آورده اند و مثلا سیستم های آبیاری درست میکنند یا موکت فروشی و نصب آن را انجام میدهند و یا تعمیر کاری راه انداخته اند. در صورتیکه در کشورهای خودشان مدیر شرکتهای دولتی بودند و یا معلم در مدارس. رهبران دنیای سوم نه تنها ثروت های مادی و پولی کشورها را بباد میدهند و بنام خودشان در بانکهای خارجی انبار میکنند بلکه باعث فرار مغزها و انسانهایی هم میشوند که درکشوری شرق می  توانستند سازنده تر باشند.  یک مهندس آمریکایی داستانی تعریف میکرد که شباهت به افسانه دارد ولی امکان واقعیت داشتن آن هم زیاد است . 

     مثلا شنیده اید که رضا شاه نیمی از اسکناسهای منتشر شده در ایران را در حساب شخصی خود داشت  حالا حساب کنید که فلان سرمایه دار غربی که رییس جمهور تعیین میکند چقدر ثروت میتواند داشته باشد.  او میگفت آنان در زیر زمین شهرهای افسانه ساخته اند و با تیوب یا لوله این شهر ها بهم متصل است وداخل این لوله ها را میکیده اند تا در آن خلا باشد و قطارهای زیر زمینی شان بتواند باسرعتهای فوق عاده طی طریق کند و هوا مانع سرعت آنان نباشد  آنان تمامی این شهرهای زیر زمینی و لوله هایی که آنان را بهم متصل میکند را با استفاده از اشعه لیزز ساخته اند و میلیادر ها دلار و یا تریلیونها دلار سرمایه گذاری کرده اند تا شهرهای امن زیر زمینی داشته باشند که در اثر حتی جنگ اتمی هم خسارتی نخواهند دید و بدین وسیله آنان میخواهند که مردم دنیا و بخصوص طبقه متوسط را نابود کنند تا خودشان باقی بمانند و یک طبقه وابسته نوکر صفت وفقیر و بیسواد که نوکری و خدمت و بردگی آنان را بدون چون چرا انجام دهند. آنان که به ایلومونادی ها معروف هستند نخبه گان و ثروتمندانی با ارقام نجومی و تریلیونی هستند که بیش از چهل در صدر ثروت دنیا را در دست دارند و در راس هرمی بعنوان چشم قرار دهند که در پشت اسکناسهای یک دلاری آمریکایی نقش بربسته است. کتابهایی بنان دست نادیده و غیره هم در این باره به زبان انگلیسی  آن سین هند  چاپ شده است.  آنان بهترین دانشمندان و بهترین ها را استخدام میکنند تا با یک برنامه ریزی کامل نسل طبقه متوسط را از بین ببرند و آنان را فقیر و محتاج سازند  قحطی ۱۹۱۴ در ایران و جنگهای فرسایشی نمونه ای از کارهای وابسته به آنان است. اگر به اختلاف شدید طبقاتی حتی در آمریکا هم نظر کنیم افسانه مهندس آمریکایی زیاد غیر واقعی نیست  مثلا در آمریکا شخصی برای یک مهمانی در یک شب ده میلیون دلار هزینه میکند ودرصورتیکه یک مهندس و یا یک دکتر با همان درجه تحصیلی حتی هزار دلار ندارد و حتی ممکن است که خانه اش توسط بانک حراج شود و رهسپار کوچه نشینی شود یا بی خانمانی. درکشورهای دیگر هم معلوم است که مشگل بیسوادی و بی دانشگاهی و بیکاری و بی خانمانی و بی زنی و بی شوهری بیداد میکند و مردم از یک زندگی معمولی و متوسط نمی توانند برخوردار باشند  اینها علاوه بر خیانت و نفرت و دشمنی های اللکی بین مذهب ها و قومیت ها و زبانها و غیره و نفرت های ساختگی دست ابر ثروتمند ها به این ساختار کمک میکنند.  نوک پیکان بایست متوجه شیادان رهبران خاین  ثروتمندان دغل و غارتگر و دزدان رشوه بگیران  فاسدان باشد بدون توجه به دین و آیین و ملیت های آنان  دزد دزد است در هر لباسی که باشد و خاین نیز خاین است در هر ملتی که باشد. نفرت های بیهوده میان مردم عادی بایست کنار رود و هرکس برای شان انسانی اش مورد توجه باشد نه دین ملیت و یا نژاد وی.  برای ساختن خاورمیانه آزاد و آباد بایست تمام تفرقه های ملی نژادی زبان و مذهبی خنثی شود وبجای آن عشق و محبت و دوستی و اعتماد و برادری و برابری و عدالت پایه گذاری شود یک دادگستری واقعی  یک سیستم آموزشی خوب و موازی با برنامه های علمی شرق و غرب و یک پالایش کلی بایست صورت بگیرد. 

     داشتن علم  و  درک درست  احترام به همه عقاید ولو اینکه به نظر ما غلط باشند  دادن امکان تحصیل وکار بهمه  و ساختن مدارس خوب  با معلمان زبده و کارآمد و با حقوقهای مکفی  و کم کردن اختلافات طبقاتی و گرفت مالیاتهای وابسته به درآمد  و داشتن انصاف و مروت و عدل  و دادن امکانان مساوی بهمه و نیز کنار گذاشتن خرافات موهومات و مسایل غیر منطقی و گرایش به خرد و محبت و درستکاری و اخلاق  و اتحاد بین همه قومهای خاور میانه تنها راه رهایی ماست و بس؟  آیا شما غیر از این فکر میکنید؟  پاره پاره کردن ما و گروه بندیهای ما و تحریک ما برعلیه همدیگر آب ریختن به آسیاب همانانی است که ترلیون ها دلار سرمایه دارند  و دنیا را میگردانند و مارا از بین خواهند برد  دیر زود دارد سوخت و سوز ندارد همین کینه ها و همین دزدیها و اختلاف ها و کشت کشتار ها و کینه جویی ها و تمامیت طلبی ها و قدرت طلبی ها و کشتن مخالفان و موافقان  پول پرستی ها شهوت های بی اندازه پرستی ها  ریشه همه مارا خواهد درید و خواهد خشکانید یانه؟

    متاسفانه جنگ بین زن مرد همچنان ادامه دارد و بعضی از زنان سعی دارند تنها مردان را محکوم کنند و به آتش این جنگ دامان بزنند در صورتیکه ریشه های جنگ همچنان پابرجاست. زن میخواهد تنها از مرد استفاده کند و وقتی که فکر میکند که مرد استفاده ای ندارد اورا رها میکند البته هستند مردانی که به زنان آزار میرسانند ولی خوب زنانی هم هستند که از مردان سو استفاده میکنند و از آنان مثل نردبان استفاده میکنند و بعد کنارشان می نهند.  دختری که دوست صمیمی و عاشق خودرا تنها بجرم نداشتن سرمایه کلان رها میسازند. دختری که همه خواستگاران خوب خود را رد میکند و خودش در دام یک مرد ثروتمند اسیر میشود؟ دختری که پدر بینوایش را غارت میکند بعد اورا براحتی به بهانه اینکه شوهرم دوست ندارد که تو با ما باشی در کوچه ها رها میسازد بعد از اینکه تمامی توان مالی پدر را در اختیار گرفته بود؟  برادری که به خواهر نازنین خود اعتماد میکند و هرچه دارد به او می سپارد و اووی را در خیابانهای شهر رها میسازد.  دختری که برای خاطر یک مرد عوضی کل خانواده خود را حراج میکند؟  زنی که شوهری ثروتمندکرده و حالا دوست پسر جوانی انتخاب فرمود ه است . باری همه زنان فرشته و همه مردان هم دیو دو سر نیستند بایست انسان هارا با شان انسانی آنان سنجید نه به جنسیت و مقام و دین و ثروت و حتی اعتبار اجتماعی شان؟  آنچه مسلم است بایست بین ما وحدت برقرار شود بدون در نظر گرفتن جنسیت و سایر چیزها. پسر و دختر ما هم بایست با هم بزرگ شود تا باهم آشنا شوند. متاسفانه حمایت بیشتر اندازه مردان از زنان در خاورمیانه بعضی وقت ها باعث درد سرهایی میشود. اگر زن ومرد آزاد باشند و در انتخاب خود آزادی کامل داشته باشند و در اجتماع هم امکانات مساوی داشته باشند شاید بسیاری از مشگلات کنونی حل شوند. ولی بیشتر اوقات زنان میخواهند که برمردان حکومت کنند و امر نهی و بکن نکن حتی بصورت غیر منطقی و تنها به خاطر اینکه زن هستند و باز متاسفانه این بگو نگو ها و این اختلافات بعضی وقت ها بجایی باریک میرسد. شما مثلا اگر به کسی اعتمار نکنید مسلم است که با او هم مشگلی نخواهید داشت  . مشگل از آنجا شروع میشود که مثلا مرد به زن اعتماد میکند و زن به او خیانت مینماید یا برعکس و اینجا است که حادثه هایی پیش میآید. زن بعنوان دختر  خواهر مادر و زن  و یاحتی معشوقه مورد احترام مرد بایست باشد و همچنین همین دوستی و احتران بایست از طرف زن ادامه یابد نه اینکه مال عاشق خوردنی ریش عاشق ری ..دنی که آنوقت است که مساله صورت دار میشود؟

  • آیا پیامبر عشق بزودی میآید؟ همه منتظرند که پیامبر عشق بیاید و جهان را پراز عدل و داد و نیکی کند زرتشتیان منتظر بهرام یا شاه بهرام هستند که بیاید و ریشه فساد را برکند مسیحیان منتظر که حضرت عیسی دوباره بیاد و به یاری مردم بشتابد و مسلمانان شیعه هم که منتظر قایم و یا امام دوازدهم خود هستند و شاید همه دینها هم منتظر یک نفری هستند که بیاید و آنان را هدایت رهبری کند و یا ناجی و کمک کننده آنان باشد و دنیا را پراز صلح صفا و دوستی و عشق کند. و آیا این پیامبر عشق و دوستی بزودی میآید؟ آیا مثلا اگر حضرت مسیح دوباره بیاید آیا اورا دوباره به چهار میخ و یا صلیب میکشند و دوباره شهید میکنند؟ حضرت قایم چه؟ آیا مسلمانانی که خانواده اورا کشتند دوباره با وی چه میکنند؟

    مگر امثال یزید و شمر اکنون کم هستند؟ خودتان میدانید که متاسفانه بشر امروزی خیلی شقی تشریف دارد نمونه اش کشتار پنجاه میلیونی هیتلر و کشتارهای چند میلیونی صدام خان مگر تازه نیست؟ متاسفانه همه ما یا لااقل اکثر ما خود خواه تمامیت خواه و قداره بند هستیم. ما با هم چه میکنیم همه میدانیم که چند صباحی بیشتر زنده نیستیم و همه میدانیم که مگر در هر لحظه در کمین ما نشسته است ولی چه میکنیم کشیشان هم اکنون به بچه های مردم آنهم در کشورهای مثلا آزاد تجاوز جنسی میکنند. بهرکه ابراز دوستی و محبت کنی باحتمال تو زرد در میآید بیشترین ما همه سرهم را اگر بتوانیم کلاه میگذاریم و اورا که به ما اعتماد و اطمینان کرده است بخاک سیاه می نشانیم و سیستم بی تفاوت هم کاری به اینکار ها ندارد؟ از دوستی ها و از محبت ها سو استفاده هایی میکینم که همه به هم بدبین شوند و همدیگر را قبول نداشته باشند. برای هم سوسه میآییم و به هم حسودی میکنیم خانواده های همدیگر را اگر بتوانیم از هم می پاشانیم و از دوستانی که به ما اعتماد کرده اند حداکثر سو استفاده را میکنیم. کلاهبرداری و دزدی و گرانفروشی حتی در آمریک هم مورد حمایت بعنوان تجارت است و کسی کاری بکار دزدان و دغلان ندارند بشرط اینکه از مال دولت دزدی نکنند که در آنصورت کارشان با پلیس است و دادگاه وگرنه در مورد دیگران آزادند که حقه بازی و دوز کلک انجام دهند و مردم عادی را بخاک سیاه بنشانند.

    همه تقریبا میدانند که همه چیز پوشالی و الکی شده است و مردمی که دستشان به دم گاوی بند است هم بی تفاوت میباشند و تنها در فکر منافع سریع خودشان هستند. متاسفانه در این میان دین و شعبه سازی آنهمه یک نوع تجارت شده است که گروهی را دور خود جمع میکنند و از آنان پول و هدیه برای خاطر خدا ویا رضای خدا میخواهند. نگاهی به بیش از شش هزار مذهب و کلیسای مسیحی کنید و کشیشان خوش پوش را با درآمدی بالا نگاه کنید که از صدقه سر حضرت مسیح به چه دم دستگاهی رسیده اند. همتایان مسلمان آنان هم که همان شیوخ عرب هستند از صدقه سر حضرت محمد و حضرت علی به دم دستگاه و جلال و جبروتی رسیده اند ولی در حالیکه رهبران دینی به عیش و نوش مشغول هستند عوام ساده دل را بر ضد هم تحریک و بجان هم میاندازند. آیا بیان فلسفی حضرت بها الله که فرموده اند اگر دین موجب ناراحتی و تشتت و سلب آسایش است بی دینی اولی تر و یا بهتر است . و یا دین بایست مطابق عقل و دانش باشد و اگر نباشد خرافات و جهل است. اگر دینها موجب آزار و اذیت شوند بی دینی بهتر است ولی آیا کسی هست که به این پند خردمندانه گوش کند که یعنی اول دوستی و محبت است بعد نام یک دین و قاعدتا بایست که معابد بهاییان به روی همه باز باشد و هرکس بتواند با توجه به دین خود دعا های مربوط به دین خود را در این معابد انجام دهد. مسلمان نماز بخواند و خدا را ستایش کند و مسیحی هم آداب مسیحیت را انجام دهد و… اصل انسان است وانسانیت و ما نبایست که انرژی و ثروت خود را صرف کینه توزی و نفرت کنیم بلکه پایه دوستی و محبت را محکم نماییم همه ادیان بایست بدون توجه به نام به دوستی و محبت توجه نمایند و به مردم برسند برای فقرا کار مسکن و وسایل تحصیل از ثروتهایی که در اختیار دارند تهیه کنند نام مهم نیست و اگر کتابهای عصر روشن گری را بخوانید می بینید که اصل مهم است که آسایس انسان و پیشرفت اخلاقی علمی و فرهنگی اوست مهم است بعد فرعیات. بگذارید هرکس هر دینی که میخواهد داشته باشد و تنها دوستی و محبت را نشانه روید. گفتار نیک رفتار نیک کردار نیک

  • آیا پیامبر عشق بزودی میآید؟ همه منتظرند که پیامبر عشق بیاید و جهان را پراز عدل و داد و نیکی کند زرتشتیان منتظر بهرام یا شاه بهرام هستند که بیاید و ریشه فساد را برکند مسیحیان منتظر که حضرت عیسی دوباره بیاد و به یاری مردم بشتابد و مسلمانان شیعه هم که منتظر قایم و یا امام دوازدهم خود هستند و شاید همه دینها هم منتظر یک نفری هستند که بیاید و آنان را هدایت رهبری کند و یا ناجی و کمک کننده آنان باشد و دنیا را پراز صلح صفا و دوستی و عشق کند. و آیا این پیامبر عشق و دوستی بزودی میآید؟ آیا مثلا اگر حضرت مسیح دوباره بیاید آیا اورا دوباره به چهار میخ و یا صلیب میکشند و دوباره شهید میکنند؟ حضرت قایم چه؟ آیا مسلمانانی که خانواده اورا کشتند دوباره با وی چه میکنند؟

    مگر امثال یزید و شمر اکنون کم هستند؟ خودتان میدانید که متاسفانه بشر امروزی خیلی شقی تشریف دارد نمونه اش کشتار پنجاه میلیونی هیتلر و کشتارهای چند میلیونی صدام خان مگر تازه نیست؟ متاسفانه همه ما یا لااقل اکثر ما خود خواه تمامیت خواه و قداره بند هستیم. ما با هم چه میکنیم همه میدانیم که چند صباحی بیشتر زنده نیستیم و همه میدانیم که مگر در هر لحظه در کمین ما نشسته است ولی چه میکنیم کشیشان هم اکنون به بچه های مردم آنهم در کشورهای مثلا آزاد تجاوز جنسی میکنند. بهرکه ابراز دوستی و محبت کنی باحتمال تو زرد در میآید بیشترین ما همه سرهم را اگر بتوانیم کلاه میگذاریم و اورا که به ما اعتماد و اطمینان کرده است بخاک سیاه می نشانیم و سیستم بی تفاوت هم کاری به اینکار ها ندارد؟ از دوستی ها و از محبت ها سو استفاده هایی میکینم که همه به هم بدبین شوند و همدیگر را قبول نداشته باشند. برای هم سوسه میآییم و به هم حسودی میکنیم خانواده های همدیگر را اگر بتوانیم از هم می پاشانیم و از دوستانی که به ما اعتماد کرده اند حداکثر سو استفاده را میکنیم. کلاهبرداری و دزدی و گرانفروشی حتی در آمریک هم مورد حمایت بعنوان تجارت است و کسی کاری بکار دزدان و دغلان ندارند بشرط اینکه از مال دولت دزدی نکنند که در آنصورت کارشان با پلیس است و دادگاه وگرنه در مورد دیگران آزادند که حقه بازی و دوز کلک انجام دهند و مردم عادی را بخاک سیاه بنشانند.

    همه تقریبا میدانند که همه چیز پوشالی و الکی شده است و مردمی که دستشان به دم گاوی بند است هم بی تفاوت میباشند و تنها در فکر منافع سریع خودشان هستند. متاسفانه در این میان دین و شعبه سازی آنهمه یک نوع تجارت شده است که گروهی را دور خود جمع میکنند و از آنان پول و هدیه برای خاطر خدا ویا رضای خدا میخواهند. نگاهی به بیش از شش هزار مذهب و کلیسای مسیحی کنید و کشیشان خوش پوش را با درآمدی بالا نگاه کنید که از صدقه سر حضرت مسیح به چه دم دستگاهی رسیده اند. همتایان مسلمان آنان هم که همان شیوخ عرب هستند از صدقه سر حضرت محمد و حضرت علی به دم دستگاه و جلال و جبروتی رسیده اند ولی در حالیکه رهبران دینی به عیش و نوش مشغول هستند عوام ساده دل را بر ضد هم تحریک و بجان هم میاندازند. آیا بیان فلسفی حضرت بها الله که فرموده اند اگر دین موجب ناراحتی و تشتت و سلب آسایش است بی دینی اولی تر و یا بهتر است . و یا دین بایست مطابق عقل و دانش باشد و اگر نباشد خرافات و جهل است. اگر دینها موجب آزار و اذیت شوند بی دینی بهتر است ولی آیا کسی هست که به این پند خردمندانه گوش کند که یعنی اول دوستی و محبت است بعد نام یک دین و قاعدتا بایست که معابد بهاییان به روی همه باز باشد و هرکس بتواند با توجه به دین خود دعا های مربوط به دین خود را در این معابد انجام دهد. مسلمان نماز بخواند و خدا را ستایش کند و مسیحی هم آداب مسیحیت را انجام دهد و… اصل انسان است وانسانیت و ما نبایست که انرژی و ثروت خود را صرف کینه توزی و نفرت کنیم بلکه پایه دوستی و محبت را محکم نماییم همه ادیان بایست بدون توجه به نام به دوستی و محبت توجه نمایند و به مردم برسند برای فقرا کار مسکن و وسایل تحصیل از ثروتهایی که در اختیار دارند تهیه کنند نام مهم نیست و اگر کتابهای عصر روشن گری را بخوانید می بینید که اصل مهم است که آسایس انسان و پیشرفت اخلاقی علمی و فرهنگی اوست مهم است بعد فرعیات. بگذارید هرکس هر دینی که میخواهد داشته باشد و تنها دوستی و محبت را نشانه روید. گفتار نیک رفتار نیک کردار نیک

  • آیا پیامبر عشق بزودی میآید؟ همه منتظرند که پیامبر عشق بیاید و جهان را پراز عدل و داد و نیکی کند زرتشتیان منتظر بهرام یا شاه بهرام هستند که بیاید و ریشه فساد را برکند مسیحیان منتظر که حضرت عیسی دوباره بیاد و به یاری مردم بشتابد و مسلمانان شیعه هم که منتظر قایم و یا امام دوازدهم خود هستند و شاید همه دینها هم منتظر یک نفری هستند که بیاید و آنان را هدایت رهبری کند و یا ناجی و کمک کننده آنان باشد و دنیا را پراز صلح صفا و دوستی و عشق کند. و آیا این پیامبر عشق و دوستی بزودی میآید؟ آیا مثلا اگر حضرت مسیح دوباره بیاید آیا اورا دوباره به چهار میخ و یا صلیب میکشند و دوباره شهید میکنند؟ حضرت قایم چه؟ آیا مسلمانانی که خانواده اورا کشتند دوباره با وی چه میکنند؟

    مگر امثال یزید و شمر اکنون کم هستند؟ خودتان میدانید که متاسفانه بشر امروزی خیلی شقی تشریف دارد نمونه اش کشتار پنجاه میلیونی هیتلر و کشتارهای چند میلیونی صدام خان مگر تازه نیست؟ متاسفانه همه ما یا لااقل اکثر ما خود خواه تمامیت خواه و قداره بند هستیم. ما با هم چه میکنیم همه میدانیم که چند صباحی بیشتر زنده نیستیم و همه میدانیم که مگر در هر لحظه در کمین ما نشسته است ولی چه میکنیم کشیشان هم اکنون به بچه های مردم آنهم در کشورهای مثلا آزاد تجاوز جنسی میکنند. بهرکه ابراز دوستی و محبت کنی باحتمال تو زرد در میآید بیشترین ما همه سرهم را اگر بتوانیم کلاه میگذاریم و اورا که به ما اعتماد و اطمینان کرده است بخاک سیاه می نشانیم و سیستم بی تفاوت هم کاری به اینکار ها ندارد؟ از دوستی ها و از محبت ها سو استفاده هایی میکینم که همه به هم بدبین شوند و همدیگر را قبول نداشته باشند. برای هم سوسه میآییم و به هم حسودی میکنیم خانواده های همدیگر را اگر بتوانیم از هم می پاشانیم و از دوستانی که به ما اعتماد کرده اند حداکثر سو استفاده را میکنیم. کلاهبرداری و دزدی و گرانفروشی حتی در آمریک هم مورد حمایت بعنوان تجارت است و کسی کاری بکار دزدان و دغلان ندارند بشرط اینکه از مال دولت دزدی نکنند که در آنصورت کارشان با پلیس است و دادگاه وگرنه در مورد دیگران آزادند که حقه بازی و دوز کلک انجام دهند و مردم عادی را بخاک سیاه بنشانند.

    همه تقریبا میدانند که همه چیز پوشالی و الکی شده است و مردمی که دستشان به دم گاوی بند است هم بی تفاوت میباشند و تنها در فکر منافع سریع خودشان هستند. متاسفانه در این میان دین و شعبه سازی آنهمه یک نوع تجارت شده است که گروهی را دور خود جمع میکنند و از آنان پول و هدیه برای خاطر خدا ویا رضای خدا میخواهند. نگاهی به بیش از شش هزار مذهب و کلیسای مسیحی کنید و کشیشان خوش پوش را با درآمدی بالا نگاه کنید که از صدقه سر حضرت مسیح به چه دم دستگاهی رسیده اند. همتایان مسلمان آنان هم که همان شیوخ عرب هستند از صدقه سر حضرت محمد و حضرت علی به دم دستگاه و جلال و جبروتی رسیده اند ولی در حالیکه رهبران دینی به عیش و نوش مشغول هستند عوام ساده دل را بر ضد هم تحریک و بجان هم میاندازند. آیا بیان فلسفی حضرت بها الله که فرموده اند اگر دین موجب ناراحتی و تشتت و سلب آسایش است بی دینی اولی تر و یا بهتر است . و یا دین بایست مطابق عقل و دانش باشد و اگر نباشد خرافات و جهل است. اگر دینها موجب آزار و اذیت شوند بی دینی بهتر است ولی آیا کسی هست که به این پند خردمندانه گوش کند که یعنی اول دوستی و محبت است بعد نام یک دین و قاعدتا بایست که معابد بهاییان به روی همه باز باشد و هرکس بتواند با توجه به دین خود دعا های مربوط به دین خود را در این معابد انجام دهد. مسلمان نماز بخواند و خدا را ستایش کند و مسیحی هم آداب مسیحیت را انجام دهد و… اصل انسان است وانسانیت و ما نبایست که انرژی و ثروت خود را صرف کینه توزی و نفرت کنیم بلکه پایه دوستی و محبت را محکم نماییم همه ادیان بایست بدون توجه به نام به دوستی و محبت توجه نمایند و به مردم برسند برای فقرا کار مسکن و وسایل تحصیل از ثروتهایی که در اختیار دارند تهیه کنند نام مهم نیست و اگر کتابهای عصر روشن گری را بخوانید می بینید که اصل مهم است که آسایس انسان و پیشرفت اخلاقی علمی و فرهنگی اوست مهم است بعد فرعیات. بگذارید هرکس هر دینی که میخواهد داشته باشد و تنها دوستی و محبت را نشانه روید. گفتار نیک رفتار نیک کردار نیک

  • آیا پیامبر عشق بزودی میآید؟ همه منتظرند که پیامبر عشق بیاید و جهان را پراز عدل و داد و نیکی کند زرتشتیان منتظر بهرام یا شاه بهرام هستند که بیاید و ریشه فساد را برکند مسیحیان منتظر که حضرت عیسی دوباره بیاد و به یاری مردم بشتابد و مسلمانان شیعه هم که منتظر قایم و یا امام دوازدهم خود هستند و شاید همه دینها هم منتظر یک نفری هستند که بیاید و آنان را هدایت رهبری کند و یا ناجی و کمک کننده آنان باشد و دنیا را پراز صلح صفا و دوستی و عشق کند. و آیا این پیامبر عشق و دوستی بزودی میآید؟ آیا مثلا اگر حضرت مسیح دوباره بیاید آیا اورا دوباره به چهار میخ و یا صلیب میکشند و دوباره شهید میکنند؟ حضرت قایم چه؟ آیا مسلمانانی که خانواده اورا کشتند دوباره با وی چه میکنند؟

    مگر امثال یزید و شمر اکنون کم هستند؟ خودتان میدانید که متاسفانه بشر امروزی خیلی شقی تشریف دارد نمونه اش کشتار پنجاه میلیونی هیتلر و کشتارهای چند میلیونی صدام خان مگر تازه نیست؟ متاسفانه همه ما یا لااقل اکثر ما خود خواه تمامیت خواه و قداره بند هستیم. ما با هم چه میکنیم همه میدانیم که چند صباحی بیشتر زنده نیستیم و همه میدانیم که مگر در هر لحظه در کمین ما نشسته است ولی چه میکنیم کشیشان هم اکنون به بچه های مردم آنهم در کشورهای مثلا آزاد تجاوز جنسی میکنند. بهرکه ابراز دوستی و محبت کنی باحتمال تو زرد در میآید بیشترین ما همه سرهم را اگر بتوانیم کلاه میگذاریم و اورا که به ما اعتماد و اطمینان کرده است بخاک سیاه می نشانیم و سیستم بی تفاوت هم کاری به اینکار ها ندارد؟ از دوستی ها و از محبت ها سو استفاده هایی میکینم که همه به هم بدبین شوند و همدیگر را قبول نداشته باشند. برای هم سوسه میآییم و به هم حسودی میکنیم خانواده های همدیگر را اگر بتوانیم از هم می پاشانیم و از دوستانی که به ما اعتماد کرده اند حداکثر سو استفاده را میکنیم. کلاهبرداری و دزدی و گرانفروشی حتی در آمریک هم مورد حمایت بعنوان تجارت است و کسی کاری بکار دزدان و دغلان ندارند بشرط اینکه از مال دولت دزدی نکنند که در آنصورت کارشان با پلیس است و دادگاه وگرنه در مورد دیگران آزادند که حقه بازی و دوز کلک انجام دهند و مردم عادی را بخاک سیاه بنشانند.

    همه تقریبا میدانند که همه چیز پوشالی و الکی شده است و مردمی که دستشان به دم گاوی بند است هم بی تفاوت میباشند و تنها در فکر منافع سریع خودشان هستند. متاسفانه در این میان دین و شعبه سازی آنهمه یک نوع تجارت شده است که گروهی را دور خود جمع میکنند و از آنان پول و هدیه برای خاطر خدا ویا رضای خدا میخواهند. نگاهی به بیش از شش هزار مذهب و کلیسای مسیحی کنید و کشیشان خوش پوش را با درآمدی بالا نگاه کنید که از صدقه سر حضرت مسیح به چه دم دستگاهی رسیده اند. همتایان مسلمان آنان هم که همان شیوخ عرب هستند از صدقه سر حضرت محمد و حضرت علی به دم دستگاه و جلال و جبروتی رسیده اند ولی در حالیکه رهبران دینی به عیش و نوش مشغول هستند عوام ساده دل را بر ضد هم تحریک و بجان هم میاندازند. آیا بیان فلسفی حضرت بها الله که فرموده اند اگر دین موجب ناراحتی و تشتت و سلب آسایش است بی دینی اولی تر و یا بهتر است . و یا دین بایست مطابق عقل و دانش باشد و اگر نباشد خرافات و جهل است. اگر دینها موجب آزار و اذیت شوند بی دینی بهتر است ولی آیا کسی هست که به این پند خردمندانه گوش کند که یعنی اول دوستی و محبت است بعد نام یک دین و قاعدتا بایست که معابد بهاییان به روی همه باز باشد و هرکس بتواند با توجه به دین خود دعا های مربوط به دین خود را در این معابد انجام دهد. مسلمان نماز بخواند و خدا را ستایش کند و مسیحی هم آداب مسیحیت را انجام دهد و… اصل انسان است وانسانیت و ما نبایست که انرژی و ثروت خود را صرف کینه توزی و نفرت کنیم بلکه پایه دوستی و محبت را محکم نماییم همه ادیان بایست بدون توجه به نام به دوستی و محبت توجه نمایند و به مردم برسند برای فقرا کار مسکن و وسایل تحصیل از ثروتهایی که در اختیار دارند تهیه کنند نام مهم نیست و اگر کتابهای عصر روشن گری را بخوانید می بینید که اصل مهم است که آسایس انسان و پیشرفت اخلاقی علمی و فرهنگی اوست مهم است بعد فرعیات. بگذارید هرکس هر دینی که میخواهد داشته باشد و تنها دوستی و محبت را نشانه روید. گفتار نیک رفتار نیک کردار نیک

  • ما بایست یاد بگیریم که با مخالفین هم همکاری کینم.
    این را متاسفانه باید گفت که اکثر ما مردم دیکتاتور هستیم. و بکسی که مثل ما فکر نمیکند و یا برداشت ما را قبول ندارد میتازیم و مایل نیستیم دلایل او را بشنویم و به او اتهام میزنیم. و بالاخره یک نکته ضعف از وی بدست میآوریم و او را میکوبیم. ما بایست یاد بگیریم که با دوستان دیگرمان که افکار و اندیشه های دیگری هم دارند تساهل را بکار ببریم و نه با تعصب کورکورانه بگوییم هرچه من میگویم راست ودرست است و آنچه دیگران ابراز میدارند غلط نا زیبا.
    رضا شاه از یک خانواده فقیر بود و یک سرباز که به درجه سرتیپی رسید و به وزارت و صدراعظمی و بعد هم پادشاهی. بایست منصفانه به کار های او نگریست آیا تمامی کارهای او زشت و بد بود ؟ آیا او هیچ خدمتی به ایران نکرد؟
    میگویند شاه به امام خمینی گفت شما هرگونه آزادی را به وی پیشنهاد کرد به غیر از اینکه به خانواده او بد بگوید و وی نپذیرفت. منصفانه قضاوت بکنیم اگر امام با شاه میساخت و تواما ایران را اداره میکردند آیا اینکار به نفع ایران و ایرانیان نبود. به عبارت دیگر آیا تمامی افسران وامیران و درجه داران ارتش شاهنشاهی فاسد و دزد بودند که بایست همه آنان تسویه خونین بشوند؟
    آیا اگر در آن سالهای ۱۳۵۷ کسی حرف از اتحاد بین شاه و امام میکرد میبایست به او فورا انگ خاین میزدند؟ مگر همین شاه با آیت الله بروجردی که استاد امام بود روابط خوب و حسنه ای نداشت؟ و یا آیت الله دیگر شریعت مداری با شاه مراوده نمیکرد؟
    اگر انسان خود خواهی ها را کنار بگذارد و سر دوستی را بگشاید آیا نمیتوان مسایل و مشگلات را حل کرد؟ مگر در سایر کشور ها برای جابجایی قدرت و دولت کشت و کشتار راه میاندازند. مگر این اشخاصی که قدرت را در دست گرفتند همه از اشراف ایران بودند؟
    آیا ما نمیتوانیم و لیاقت نداریم که در این دنیایی پر از ظلم و بی تفاوتی برای خودمان با دوستی و مهربانی راهی بیابیم؟ آیا سیاستمداران ما نبایست با هم مصالحه و تساهل کنند و همه به بازی گرفته شوند.
    آیا تمامی کارهایی که در زمان شاه انجام شد بد بود؟ بجز آزادی کامل سیاسی آیا ما آزادیهای دیگر نداشتیم؟ من قبول دارم که در زمان شاه پارتی بازی بود و حق به حق دار نمیرسید ولی آیا قبول دارید که داشتن یک اجتماع ایده آل به سعی و کوشش همگانی نیاز دارد و یک فرد نمیتواند همه کار ها را زیر نظر داشته باشد.
    قبول دارید که لجبازی و فکر مردم نبودن وخودسری و بی سیاستی رهبران ما ما را اینقدر عقب افتاده و شکننده کرده اند. انسانهایی که تجربه و دانش اداره حتی یک مدرسه را هم ندارند ناگهان مدیر و فرمانده یک استان میشوند و معلوم است که چه دسته های گلی به آب خواهند داد. آنان این قدرت را ندارند که به آسانی بگویند که نمیتوانند آنچه که به امانت به آنان سپرده اند اداره کنند بلکه با اداره آن استان به نحوی غیر اصولی تمامی سرمایه مردم آن استان را بهدر میدهند.
    متاسفانه مشاوران و مدیران دلسوز را بکناری میگذارند و یک مشت انسان بی دانش در آن رشته را سرکار میگذارند و آنان هم همه چیز را با خودخواهی های خود نابود میکنند و با اداره کردن غیر علمی سرمایه ها را به باد میدهند و مردم را به گرسنگی و بیکاری میبرند.
    یک دندگی ها و ویران کردن ایران بدست ایرانی متاسفانه برنامه ای بود که مورد نظر سیستم غارتگر بین المللی بود. دین و قومیت را در ایران علم کردند و مردم را بجان هم انداختند. و خود از این بل بشوها سو استفاده کردند. بیاید با دوستی و محبت ایران بهتری بسازیم که رشگ دنیا شود نه کشوری سوزان و سوخته.
    مطالبات خود را با دوستی و محبت بخواهیم نه با زور و فشار. من منکر این نیستم که متاسفانه دزدی و فساد و بی تفاوتی و بمن چه بمن چه بنا به مقتضیات روز بیشتر از زمان شاه است. ولی باز نمیشود گفت که همه دست اندکاران در این دوره بد هستند.
    بایست که مشگلات ایران با مردانگی و دوستی و مروت حل شود. همه بایست در کار و سازندگی ایران سهیم باشند. و این میلیونها ایرانی با تفکر های دیگر بایست دست در دست هم ایران نوینی بسازند.
    دیکتاتوری و دزدی و فساد بایست جایش را به آرامش دوستی و محبت بدهد. مگر ادیان الهی جز برادری و برابری چیز دیگری تعلیم دادند مگر انسان گرایان هم جز دوستی و محبت راه دیگری پیش پا ی ما گذاردند؟
    ملت ما احتیاج به آرامش صلح و گفت گو دارد بایست خودخواهی ها و فساد ها کنار بروند و انسانیت جایگزین شود. دولتهای غرب و شرق و ساید کشورها بیشتر دنبال منافع خودشان هستند تا منافع ملت ما. و با دامن زدن به آتش نفاق و برادر کشی کشور ما را دوباره میخواهند ویران کنند. باهوش باشید و در دام این غارتگران دوباره نیافتیم.
    متاسفانه اکنون حق کشی وغارت در همه دنیا همه گیر است مردم حریص و با قدرت میخواهند دیگران را بنده و اجیر خود کنند و با داشتن سرمایه های نجومی و در اختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی حتی میتوانند روز را شب جلوه بدهند. آنها مدیران و رهبر را انتخاب میکنند و با زور و یا تبلیغات وسیع آنان را به خورد مردم میدهند. انسانهای والا را لجن مال میکنند و دست چینان خود را تا مقام الوهیت بالا میبرند. با داشتن وسایل اتباط جمعی براحتی از مویی کوهی میسازند و انسانهای در بند و محتاج را بصورت مزدوران خود د ر میاورند.
    با دادن توپ و تانگ آنان را برعلیه مردم عدالت خواه چیره میسازند و با سرکوبهای عمومی و اقتصادی فرمان هدایت جهان را در دستهای خونین خود میگیرند. با دادن مقامهای عالی به اشخاص پست و به فرهنگ و بی دانش آنان را خدمتگذاران خویش میکنند. و سرمایه های ملی کشور ها و طبقه متوسط کشورهای خود را غارت میکنند. با دانش و بینش و اتحاد مخالف هستند و هر روز در کوره گروه گرایی ها میدمند.
    با اتحاد ودوستی و دانش و فرهنگ و با کنار گذاردن حرص میشود به جنگ اینان رفت و تا مادامی که برق پول چشمان ما را خیره میکند و داشتن ثروت و مکنت برای ما آبرو و زندگی میخرد و خود را بنده آن میسازیم دست این دزدان بین المللی باز است.
    اگر ما و رهبران ما از خودخواهی و تجمل خواهی و حرص و آز بکاهند و انسانهای معنوی بشوند و برای دانش و بینش و فرهنگ و اعتلای مردم خدمت کنند به مردم و آزادی هایشا ن احترام بگذارند و اگر دیدند دیگران بهتر از آنان دارای خصوصیت رهبری هستند داوطلبانه جای خود را به وی واگذارند. و برای مردم کار کنند تا رضایت خدا و اولیای مذهبی را فراهم آورند. مشگل ما حل خواهد شد.
    نمیرد آنکه زنده بود به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما. هزگز نمیرد آنکس که زنده بود به عشق. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

  • ما بایست یاد بگیریم که با مخالفین هم همکاری کینم.
    این را متاسفانه باید گفت که اکثر ما مردم دیکتاتور هستیم. و بکسی که مثل ما فکر نمیکند و یا برداشت ما را قبول ندارد میتازیم و مایل نیستیم دلایل او را بشنویم و به او اتهام میزنیم. و بالاخره یک نکته ضعف از وی بدست میآوریم و او را میکوبیم. ما بایست یاد بگیریم که با دوستان دیگرمان که افکار و اندیشه های دیگری هم دارند تساهل را بکار ببریم و نه با تعصب کورکورانه بگوییم هرچه من میگویم راست ودرست است و آنچه دیگران ابراز میدارند غلط نا زیبا.
    رضا شاه از یک خانواده فقیر بود و یک سرباز که به درجه سرتیپی رسید و به وزارت و صدراعظمی و بعد هم پادشاهی. بایست منصفانه به کار های او نگریست آیا تمامی کارهای او زشت و بد بود ؟ آیا او هیچ خدمتی به ایران نکرد؟
    میگویند شاه به امام خمینی گفت شما هرگونه آزادی را به وی پیشنهاد کرد به غیر از اینکه به خانواده او بد بگوید و وی نپذیرفت. منصفانه قضاوت بکنیم اگر امام با شاه میساخت و تواما ایران را اداره میکردند آیا اینکار به نفع ایران و ایرانیان نبود. به عبارت دیگر آیا تمامی افسران وامیران و درجه داران ارتش شاهنشاهی فاسد و دزد بودند که بایست همه آنان تسویه خونین بشوند؟
    آیا اگر در آن سالهای ۱۳۵۷ کسی حرف از اتحاد بین شاه و امام میکرد میبایست به او فورا انگ خاین میزدند؟ مگر همین شاه با آیت الله بروجردی که استاد امام بود روابط خوب و حسنه ای نداشت؟ و یا آیت الله دیگر شریعت مداری با شاه مراوده نمیکرد؟
    اگر انسان خود خواهی ها را کنار بگذارد و سر دوستی را بگشاید آیا نمیتوان مسایل و مشگلات را حل کرد؟ مگر در سایر کشور ها برای جابجایی قدرت و دولت کشت و کشتار راه میاندازند. مگر این اشخاصی که قدرت را در دست گرفتند همه از اشراف ایران بودند؟
    آیا ما نمیتوانیم و لیاقت نداریم که در این دنیایی پر از ظلم و بی تفاوتی برای خودمان با دوستی و مهربانی راهی بیابیم؟ آیا سیاستمداران ما نبایست با هم مصالحه و تساهل کنند و همه به بازی گرفته شوند.
    آیا تمامی کارهایی که در زمان شاه انجام شد بد بود؟ بجز آزادی کامل سیاسی آیا ما آزادیهای دیگر نداشتیم؟ من قبول دارم که در زمان شاه پارتی بازی بود و حق به حق دار نمیرسید ولی آیا قبول دارید که داشتن یک اجتماع ایده آل به سعی و کوشش همگانی نیاز دارد و یک فرد نمیتواند همه کار ها را زیر نظر داشته باشد.
    قبول دارید که لجبازی و فکر مردم نبودن وخودسری و بی سیاستی رهبران ما ما را اینقدر عقب افتاده و شکننده کرده اند. انسانهایی که تجربه و دانش اداره حتی یک مدرسه را هم ندارند ناگهان مدیر و فرمانده یک استان میشوند و معلوم است که چه دسته های گلی به آب خواهند داد. آنان این قدرت را ندارند که به آسانی بگویند که نمیتوانند آنچه که به امانت به آنان سپرده اند اداره کنند بلکه با اداره آن استان به نحوی غیر اصولی تمامی سرمایه مردم آن استان را بهدر میدهند.
    متاسفانه مشاوران و مدیران دلسوز را بکناری میگذارند و یک مشت انسان بی دانش در آن رشته را سرکار میگذارند و آنان هم همه چیز را با خودخواهی های خود نابود میکنند و با اداره کردن غیر علمی سرمایه ها را به باد میدهند و مردم را به گرسنگی و بیکاری میبرند.
    یک دندگی ها و ویران کردن ایران بدست ایرانی متاسفانه برنامه ای بود که مورد نظر سیستم غارتگر بین المللی بود. دین و قومیت را در ایران علم کردند و مردم را بجان هم انداختند. و خود از این بل بشوها سو استفاده کردند. بیاید با دوستی و محبت ایران بهتری بسازیم که رشگ دنیا شود نه کشوری سوزان و سوخته.
    مطالبات خود را با دوستی و محبت بخواهیم نه با زور و فشار. من منکر این نیستم که متاسفانه دزدی و فساد و بی تفاوتی و بمن چه بمن چه بنا به مقتضیات روز بیشتر از زمان شاه است. ولی باز نمیشود گفت که همه دست اندکاران در این دوره بد هستند.
    بایست که مشگلات ایران با مردانگی و دوستی و مروت حل شود. همه بایست در کار و سازندگی ایران سهیم باشند. و این میلیونها ایرانی با تفکر های دیگر بایست دست در دست هم ایران نوینی بسازند.
    دیکتاتوری و دزدی و فساد بایست جایش را به آرامش دوستی و محبت بدهد. مگر ادیان الهی جز برادری و برابری چیز دیگری تعلیم دادند مگر انسان گرایان هم جز دوستی و محبت راه دیگری پیش پا ی ما گذاردند؟
    ملت ما احتیاج به آرامش صلح و گفت گو دارد بایست خودخواهی ها و فساد ها کنار بروند و انسانیت جایگزین شود. دولتهای غرب و شرق و ساید کشورها بیشتر دنبال منافع خودشان هستند تا منافع ملت ما. و با دامن زدن به آتش نفاق و برادر کشی کشور ما را دوباره میخواهند ویران کنند. باهوش باشید و در دام این غارتگران دوباره نیافتیم.
    متاسفانه اکنون حق کشی وغارت در همه دنیا همه گیر است مردم حریص و با قدرت میخواهند دیگران را بنده و اجیر خود کنند و با داشتن سرمایه های نجومی و در اختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی حتی میتوانند روز را شب جلوه بدهند. آنها مدیران و رهبر را انتخاب میکنند و با زور و یا تبلیغات وسیع آنان را به خورد مردم میدهند. انسانهای والا را لجن مال میکنند و دست چینان خود را تا مقام الوهیت بالا میبرند. با داشتن وسایل اتباط جمعی براحتی از مویی کوهی میسازند و انسانهای در بند و محتاج را بصورت مزدوران خود د ر میاورند.
    با دادن توپ و تانگ آنان را برعلیه مردم عدالت خواه چیره میسازند و با سرکوبهای عمومی و اقتصادی فرمان هدایت جهان را در دستهای خونین خود میگیرند. با دادن مقامهای عالی به اشخاص پست و به فرهنگ و بی دانش آنان را خدمتگذاران خویش میکنند. و سرمایه های ملی کشور ها و طبقه متوسط کشورهای خود را غارت میکنند. با دانش و بینش و اتحاد مخالف هستند و هر روز در کوره گروه گرایی ها میدمند.
    با اتحاد ودوستی و دانش و فرهنگ و با کنار گذاردن حرص میشود به جنگ اینان رفت و تا مادامی که برق پول چشمان ما را خیره میکند و داشتن ثروت و مکنت برای ما آبرو و زندگی میخرد و خود را بنده آن میسازیم دست این دزدان بین المللی باز است.
    اگر ما و رهبران ما از خودخواهی و تجمل خواهی و حرص و آز بکاهند و انسانهای معنوی بشوند و برای دانش و بینش و فرهنگ و اعتلای مردم خدمت کنند به مردم و آزادی هایشا ن احترام بگذارند و اگر دیدند دیگران بهتر از آنان دارای خصوصیت رهبری هستند داوطلبانه جای خود را به وی واگذارند. و برای مردم کار کنند تا رضایت خدا و اولیای مذهبی را فراهم آورند. مشگل ما حل خواهد شد.
    نمیرد آنکه زنده بود به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما. هزگز نمیرد آنکس که زنده بود به عشق. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

  • ما بایست یاد بگیریم که با مخالفین هم همکاری کینم.
    این را متاسفانه باید گفت که اکثر ما مردم دیکتاتور هستیم. و بکسی که مثل ما فکر نمیکند و یا برداشت ما را قبول ندارد میتازیم و مایل نیستیم دلایل او را بشنویم و به او اتهام میزنیم. و بالاخره یک نکته ضعف از وی بدست میآوریم و او را میکوبیم. ما بایست یاد بگیریم که با دوستان دیگرمان که افکار و اندیشه های دیگری هم دارند تساهل را بکار ببریم و نه با تعصب کورکورانه بگوییم هرچه من میگویم راست ودرست است و آنچه دیگران ابراز میدارند غلط نا زیبا.
    رضا شاه از یک خانواده فقیر بود و یک سرباز که به درجه سرتیپی رسید و به وزارت و صدراعظمی و بعد هم پادشاهی. بایست منصفانه به کار های او نگریست آیا تمامی کارهای او زشت و بد بود ؟ آیا او هیچ خدمتی به ایران نکرد؟
    میگویند شاه به امام خمینی گفت شما هرگونه آزادی را به وی پیشنهاد کرد به غیر از اینکه به خانواده او بد بگوید و وی نپذیرفت. منصفانه قضاوت بکنیم اگر امام با شاه میساخت و تواما ایران را اداره میکردند آیا اینکار به نفع ایران و ایرانیان نبود. به عبارت دیگر آیا تمامی افسران وامیران و درجه داران ارتش شاهنشاهی فاسد و دزد بودند که بایست همه آنان تسویه خونین بشوند؟
    آیا اگر در آن سالهای ۱۳۵۷ کسی حرف از اتحاد بین شاه و امام میکرد میبایست به او فورا انگ خاین میزدند؟ مگر همین شاه با آیت الله بروجردی که استاد امام بود روابط خوب و حسنه ای نداشت؟ و یا آیت الله دیگر شریعت مداری با شاه مراوده نمیکرد؟
    اگر انسان خود خواهی ها را کنار بگذارد و سر دوستی را بگشاید آیا نمیتوان مسایل و مشگلات را حل کرد؟ مگر در سایر کشور ها برای جابجایی قدرت و دولت کشت و کشتار راه میاندازند. مگر این اشخاصی که قدرت را در دست گرفتند همه از اشراف ایران بودند؟
    آیا ما نمیتوانیم و لیاقت نداریم که در این دنیایی پر از ظلم و بی تفاوتی برای خودمان با دوستی و مهربانی راهی بیابیم؟ آیا سیاستمداران ما نبایست با هم مصالحه و تساهل کنند و همه به بازی گرفته شوند.
    آیا تمامی کارهایی که در زمان شاه انجام شد بد بود؟ بجز آزادی کامل سیاسی آیا ما آزادیهای دیگر نداشتیم؟ من قبول دارم که در زمان شاه پارتی بازی بود و حق به حق دار نمیرسید ولی آیا قبول دارید که داشتن یک اجتماع ایده آل به سعی و کوشش همگانی نیاز دارد و یک فرد نمیتواند همه کار ها را زیر نظر داشته باشد.
    قبول دارید که لجبازی و فکر مردم نبودن وخودسری و بی سیاستی رهبران ما ما را اینقدر عقب افتاده و شکننده کرده اند. انسانهایی که تجربه و دانش اداره حتی یک مدرسه را هم ندارند ناگهان مدیر و فرمانده یک استان میشوند و معلوم است که چه دسته های گلی به آب خواهند داد. آنان این قدرت را ندارند که به آسانی بگویند که نمیتوانند آنچه که به امانت به آنان سپرده اند اداره کنند بلکه با اداره آن استان به نحوی غیر اصولی تمامی سرمایه مردم آن استان را بهدر میدهند.
    متاسفانه مشاوران و مدیران دلسوز را بکناری میگذارند و یک مشت انسان بی دانش در آن رشته را سرکار میگذارند و آنان هم همه چیز را با خودخواهی های خود نابود میکنند و با اداره کردن غیر علمی سرمایه ها را به باد میدهند و مردم را به گرسنگی و بیکاری میبرند.
    یک دندگی ها و ویران کردن ایران بدست ایرانی متاسفانه برنامه ای بود که مورد نظر سیستم غارتگر بین المللی بود. دین و قومیت را در ایران علم کردند و مردم را بجان هم انداختند. و خود از این بل بشوها سو استفاده کردند. بیاید با دوستی و محبت ایران بهتری بسازیم که رشگ دنیا شود نه کشوری سوزان و سوخته.
    مطالبات خود را با دوستی و محبت بخواهیم نه با زور و فشار. من منکر این نیستم که متاسفانه دزدی و فساد و بی تفاوتی و بمن چه بمن چه بنا به مقتضیات روز بیشتر از زمان شاه است. ولی باز نمیشود گفت که همه دست اندکاران در این دوره بد هستند.
    بایست که مشگلات ایران با مردانگی و دوستی و مروت حل شود. همه بایست در کار و سازندگی ایران سهیم باشند. و این میلیونها ایرانی با تفکر های دیگر بایست دست در دست هم ایران نوینی بسازند.
    دیکتاتوری و دزدی و فساد بایست جایش را به آرامش دوستی و محبت بدهد. مگر ادیان الهی جز برادری و برابری چیز دیگری تعلیم دادند مگر انسان گرایان هم جز دوستی و محبت راه دیگری پیش پا ی ما گذاردند؟
    ملت ما احتیاج به آرامش صلح و گفت گو دارد بایست خودخواهی ها و فساد ها کنار بروند و انسانیت جایگزین شود. دولتهای غرب و شرق و ساید کشورها بیشتر دنبال منافع خودشان هستند تا منافع ملت ما. و با دامن زدن به آتش نفاق و برادر کشی کشور ما را دوباره میخواهند ویران کنند. باهوش باشید و در دام این غارتگران دوباره نیافتیم.
    متاسفانه اکنون حق کشی وغارت در همه دنیا همه گیر است مردم حریص و با قدرت میخواهند دیگران را بنده و اجیر خود کنند و با داشتن سرمایه های نجومی و در اختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی حتی میتوانند روز را شب جلوه بدهند. آنها مدیران و رهبر را انتخاب میکنند و با زور و یا تبلیغات وسیع آنان را به خورد مردم میدهند. انسانهای والا را لجن مال میکنند و دست چینان خود را تا مقام الوهیت بالا میبرند. با داشتن وسایل اتباط جمعی براحتی از مویی کوهی میسازند و انسانهای در بند و محتاج را بصورت مزدوران خود د ر میاورند.
    با دادن توپ و تانگ آنان را برعلیه مردم عدالت خواه چیره میسازند و با سرکوبهای عمومی و اقتصادی فرمان هدایت جهان را در دستهای خونین خود میگیرند. با دادن مقامهای عالی به اشخاص پست و به فرهنگ و بی دانش آنان را خدمتگذاران خویش میکنند. و سرمایه های ملی کشور ها و طبقه متوسط کشورهای خود را غارت میکنند. با دانش و بینش و اتحاد مخالف هستند و هر روز در کوره گروه گرایی ها میدمند.
    با اتحاد ودوستی و دانش و فرهنگ و با کنار گذاردن حرص میشود به جنگ اینان رفت و تا مادامی که برق پول چشمان ما را خیره میکند و داشتن ثروت و مکنت برای ما آبرو و زندگی میخرد و خود را بنده آن میسازیم دست این دزدان بین المللی باز است.
    اگر ما و رهبران ما از خودخواهی و تجمل خواهی و حرص و آز بکاهند و انسانهای معنوی بشوند و برای دانش و بینش و فرهنگ و اعتلای مردم خدمت کنند به مردم و آزادی هایشا ن احترام بگذارند و اگر دیدند دیگران بهتر از آنان دارای خصوصیت رهبری هستند داوطلبانه جای خود را به وی واگذارند. و برای مردم کار کنند تا رضایت خدا و اولیای مذهبی را فراهم آورند. مشگل ما حل خواهد شد.
    نمیرد آنکه زنده بود به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما. هزگز نمیرد آنکس که زنده بود به عشق. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

  • Sh_mikdash

    tanha kashvari dar donya kha bara  mordahaeia doshmanhaei khod bargahaei talaei misazand, zera koun va balasarashan ham tala bageira dar hamla arab dar 1400 sala pesh ba iran 3 malyoun irani koshtand bazour mardoma iran ra mosalman kardand, sadha hazar khanomhaeia iran ra tagavoz kardand sadha hazar zanhaeia irani ra bordand arabastan baraeia fahashi
    va tahala hanouz iraniha ra mikoshand va az tagavoz das bar namidarand
    bayast adam divana basha baraeia doshmanash kha morda aza dari bakona’ aya misha kha yahoudiha azadari bakonand baraeia mordana hitlar, ya armaniha kha torkha 3 malyoun azashan bakhatl avardand bara mordahaeia torkia azadari bakonand
    kasi mitouna in moama ra hal kona

  • Sh_mikdash

    tanha kashvari dar donya kha bara  mordahaeia doshmanhaei khod bargahaei talaei misazand, zera koun va balasarashan ham tala bageira dar hamla arab dar 1400 sala pesh ba iran 3 malyoun irani koshtand bazour mardoma iran ra mosalman kardand, sadha hazar khanomhaeia iran ra tagavoz kardand sadha hazar zanhaeia irani ra bordand arabastan baraeia fahashi
    va tahala hanouz iraniha ra mikoshand va az tagavoz das bar namidarand
    bayast adam divana basha baraeia doshmanash kha morda aza dari bakona’ aya misha kha yahoudiha azadari bakonand baraeia mordana hitlar, ya armaniha kha torkha 3 malyoun azashan bakhatl avardand bara mordahaeia torkia azadari bakonand
    kasi mitouna in moama ra hal kona

  • Sh_mikdash

    tanha kashvari dar donya kha bara  mordahaeia doshmanhaei khod bargahaei talaei misazand, zera koun va balasarashan ham tala bageira dar hamla arab dar 1400 sala pesh ba iran 3 malyoun irani koshtand bazour mardoma iran ra mosalman kardand, sadha hazar khanomhaeia iran ra tagavoz kardand sadha hazar zanhaeia irani ra bordand arabastan baraeia fahashi
    va tahala hanouz iraniha ra mikoshand va az tagavoz das bar namidarand
    bayast adam divana basha baraeia doshmanash kha morda aza dari bakona’ aya misha kha yahoudiha azadari bakonand baraeia mordana hitlar, ya armaniha kha torkha 3 malyoun azashan bakhatl avardand bara mordahaeia torkia azadari bakonand
    kasi mitouna in moama ra hal kona

  • Mnfjvj

    شمایی که این میگی خودت چقدر کمک میکنی؟
    به توچه ؟
    تومگه چیکاره ای؟
    تو احمق بابای خرت به اسم صدا میزنی؟ الاغ!!!
    دفعه آخرت باشه گوساله

    • Kartal

      پدر سگ عرب

  • Mnfjvj

    شمایی که این میگی خودت چقدر کمک میکنی؟
    به توچه ؟
    تومگه چیکاره ای؟
    تو احمق بابای خرت به اسم صدا میزنی؟ الاغ!!!
    دفعه آخرت باشه گوساله

    • Kartal

      پدر سگ عرب

  • Mnfjvj

    شمایی که این میگی خودت چقدر کمک میکنی؟
    به توچه ؟
    تومگه چیکاره ای؟
    تو احمق بابای خرت به اسم صدا میزنی؟ الاغ!!!
    دفعه آخرت باشه گوساله

    • Kartal

      پدر سگ عرب

  • Germayne2

    goosale toye ashghale biganeparasti
    ki azat khaste biyay inja zerzer koni???
    khoshet nemiyad herrrrri, vase chi miyay inja gohe ziyadi mikhori???

  • Germayne2

    goosale toye ashghale biganeparasti
    ki azat khaste biyay inja zerzer koni???
    khoshet nemiyad herrrrri, vase chi miyay inja gohe ziyadi mikhori???

  • Germayne2

    goosale toye ashghale biganeparasti
    ki azat khaste biyay inja zerzer koni???
    khoshet nemiyad herrrrri, vase chi miyay inja gohe ziyadi mikhori???

  • این حسین کیست که شیعه(مداح،آخوند،عوام الناس)همه دیوانه اوست

  • این حسین کیست که شیعه(مداح،آخوند،عوام الناس)همه دیوانه اوست

  • این حسین کیست که شیعه(مداح،آخوند،عوام الناس)همه دیوانه اوست

  • negaran

    به گفته شادروان کسروی:مردم تا خود نیک نباشند از روزگار نیکی نخواهند دید.چه نیک گفته اند:خلایق هر چه لایق!
    اگر کسی میخواهد ایران را نجات دهد تنها راه و بهترین راهش کار فرهنگی و خرافه زدایی است و کارهای نیک دیگر پس از این میباشند

  • negaran

    به گفته شادروان کسروی:مردم تا خود نیک نباشند از روزگار نیکی نخواهند دید.چه نیک گفته اند:خلایق هر چه لایق!
    اگر کسی میخواهد ایران را نجات دهد تنها راه و بهترین راهش کار فرهنگی و خرافه زدایی است و کارهای نیک دیگر پس از این میباشند

  • negaran

    به گفته شادروان کسروی:مردم تا خود نیک نباشند از روزگار نیکی نخواهند دید.چه نیک گفته اند:خلایق هر چه لایق!
    اگر کسی میخواهد ایران را نجات دهد تنها راه و بهترین راهش کار فرهنگی و خرافه زدایی است و کارهای نیک دیگر پس از این میباشند

  • masoud

    انگار خودت یادت رفته که کوروش اومد و یه کاخ به اون بزرگی ساخت ، واسه چی ؟؟؟؟
    یعنی اینقدر مردم توی رفاه بودند که دست به همچین کاری زد؟؟؟

    • نسل سوخته

      منظور شما کدوم کاخ هست لطفا اسمشو بگو
      اگر منظورت تخت جمشیده اون کاره داریوش بزرگه
      بله ایرانیان اون زمان ثروتمند بودن و از سرزمینهای زیادی خراج میگرفتن
      و من به عنوان یک ایرانی به داریوش درود میفرستم که تخت جمشید رو ساخت تا کسی نتونه ادعا کنه که ایرانیان زمانی جلال و شکوه وصف ناپذیری داشتن.
      ضمنا الان خرد باختگان و عرب پرستان هزینه های زیادی رو برای ساختن ضریح یا سفر به قبر اعرابی که به ایران حمله کردن میپردازند آیا مردم ایران الان از رفاه برخوردارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • Info

      شما همون وطن فروشی را انجام بده کسی که به پادشاه خودش توهین کند مشخص است در زمان کوروش بسیاری از کشورها زیر سلطه ایران بودند بهتر نیست تاریخ را مطالعه نمایید؟ تا این چنین ضایع نشوید؟

  • Socks_tehra

    داداش در این شکی نیست که خود امامان هم راضی نیستند این خرج ها شود ولی خوب تو ایران شاید در کل دنیا اینجور خرج های  الکی وجود دارد مثلا” حقوق میلیونی یا میلیاردی فوتبالیست ها یا خرج های الکی که برای صلاح های نظامی و هزاران خرج دیگه میشه اگر اینها نباشه فکر نکنم هیچ فقیری در دنیا وجود داشته باشه مسئولین آیا این چنین نیست؟

    • نسل سوخته

      حقوق فوتبالیستها از طریق شرکتها و باشگاههای خصوصی داده میشه که سودآوری برای دولت و ملت هم داره از طرفی خرجهای نظامی هم برای امنیت یک کشور لازمه که میبینید سربازان گمنام امام زمان در خرید اسلحه و مهمات بدرد نخور روسی چقدر خوب عمل میکنند
      اما ساختن ضریح برای چندتا میت عرب که اونهم باعث خروج پول از کشور میشه و هیچ سودی نداره بخاطر خرد باختگیه و خیانت به کشور و مردم بحساب میاد.

  • Mehr Iran53

    اماکن مذهبی در تمام دنیا و سایر ادیان، هزینه زیادی برای اونجا میشه ولی در مورد شیعه و امامان شیعه بحث در مورد منفعتی است که یک سری افراد در مورد این قضیه میبرند،مثل اخوند ها و متحجرین اسلامی که فقط از این موارد  به دنبال منفعت و سلطه بر افکار اشخاص هستند

  • awsdade

    باطل از بین رفتنی است حتی اگر برسر زبانها باشد.حق ماندنی است حتی اگر از یادها رفته باشد. حضرت محمد(ص)                      حالا تو جون بده زور بزن اسلامو نابود کن.. بجنب دیگه!!

  • Azadi

    لطفا”
    چاپ کنید:

    حداقل
    وظیفه ما در مقابل خون شهدا و زنان و مردان و جوانانی که بخاطر شرف و عزت و دفاع
    از ما مردم در زندانها زیر شکنجه اند، اطلاع رسانیست.

    دوباره
    محرم و سوءاستفاده این رژیم فاسد از ما مردم احمق و خرافاتی! تا کی؟ شاید تا جهنم!

    کاش همه می دانستند
    این جهل ما و محرم و صفر است که این رژیم فاسد جمهوری اسلامی را نگه
    داشته است

     

    عزاداری
    امام حسین یعنی پیروی و رفتن راه امام حسین، یعنی کمک به مردم فقیر و محتاج و
    آبرومند، یعنی قیام بر علیه ظلم و بیعدالتی، یعنی مبارزه بر علیه فساد و ریا و
    تظاهر، یعنی عدم پیروی از حاکمان و زمامداران فاسد و دزد و ظالم، یعنی از بین بردن
    دروغ و ریا و نفاق و … یعنی حمایت از مظلوم، یعنی کمک به همنوع از هر دین و
    آیین.

    ما مردم
    همیشه باید عزاداری کنیم نه برا امام حسین بلکه برا خودمون! چون از زنان و مردانی
    که بخاطر ما الان تو زندانند و زیر شکنجه حمایت نکردیم، چون راه شهدای پاکی که راه
    حقیقی امام حسین را ادامه دادند و به خاطر ما مردم بیغیرت زیر شکنجه شهید شدند را
    ادامه ندادیم، هنوز خون پاک شهید ستار بهشتی رو کفن خشک نشده، آیا از خودمون
    پرسیدیم چکار کردیم؟ چه راهی دارم میریم؟ آیا برامون مهمه که مادرش چه شکلی داره
    تو این گرونی زندگی میکنه یا مادر و خواهرش هنوز تو اجازه خروج از خونه رو ندارند
    و تحت نظرند! و صدها نفر مظلوم و بیگناه دیگه که شاید گمنام باشند و کسی اون هارو
    نمیشناسه!

    زن
    و مرد، مجرد و متاهل سرگرم شدیم به فساد و دزدی و دروغ و نفاق و تظاهرو غیبت و
    جاسوسی! کارمون شده از هر راهی که بتونیم پول در بیاریم و خوش باشیم و فقط به
    خودمون فکر کنیم!

    آیا
    امام حسین هم همینطور بود؟ ولله ولله نه، پس خودتو گول نزن با یه عزاداری ظاهری!

    تو
    کلمون کردند که خدا و امام حسین و حضرت فاطمه و پیغمبرخوشحال میشند و ثواب داره
    اگر:

    مثل
    دلقک سیاه بپوشیم و تو سر و سینه بزنیم! بزور اشک بریزیم! ظاهرمونو بشکلی بگیریم
    که یعنی غم و مصیبت بزرگی داریم! تو سر و کله هم بزنیم که غذای نذری بگیریم! عوض
    اینکه به چند تا مستحق واقعی کمک کنیم پولامونو بریزیم تو یه ضریح باصطلاح
    امامزاده تا این مفسدین فی الارض باهاش تو اروپا و آمریکا و… خوش بگذرونند (کمک
    بلاعوض ۱۳ میلیاردی حرومزاده واعظ طبسی به دوست دخترش در دبی) یا سالی حداقل یکبار
    بریم مکه و عتبات عالیات! تا چی؟ تا دشمن و استکبار جهانی ببینه ما چقدر به دین و
    مذهبمون اعتقاد داریم!!! اطمینان داشته باشید که این باصطلاح دشمن و استکبار جهانی
    که این آخوندا و مداحا ۳۳ ساله تو مغز ما مردم احمق و خرافاتی کردند و همه بی لیاقتی
    و فساد و دزدیشونو تو سرش خراب میکنند چیزی نیست جز خرافه پرستی و مرده پرستی ما!
    ما مردم احمق میدونیم که تعداد امامزاده‌ها در ایران طبق آماری که در اول انقلاب
    گرفته شد، هزار و ۵۰۰ عدد بوده، اما این رقم روندی صعودی داشته و تا سال ۹۰ بیش از
    هفت برابر شده است. این امامزاده‌ها از کجا و چگونه پیدا شده‌اند؟ سالانه ۳۰۰
    امامزاده بعد از انقلاب در ایران کشف شده‌اند! یعنی تا سال ۹۰ تعداد ۱۰ هزار و ۶۱۵ امامزاده رسمی و مورد تایید
    در هشت هزار و ۵۱ بقعه کشف شده‌اند!

    هنوز
    نفهمیدیم که دشمن ما جهل و نادانی و اعتقادات خرافاتی ماست، دشمن ما بی تفاوتی و
    سکوت ماست که باعث شده روز به روز نه بلکه لحظه به لحظه فقیرتر و بدبخت تر بشیم،
    جان و مال و ناموسمونو از دست بدیم و فقط به فکر سیر کردن شکممون باشیم و زیر شکم
    البته همش با توجیهات اسلامی و قرآنی! خودمونو گول بزنیم که دین و اعتقاداتمونو
    داریم حفظ میکنیم!

    همه
    چیزمون برخلاف دستور خدا و قرآنه پس چه انتظاری داریم خدا شر این حکومت فاسدو از
    سر ما کم کنه! پس بیخودی دعا نکنید.

    ارتشی
    که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم و این کشور باشه الان شده حافظ جان و مال و
    ناموس دشمنان مردم! کار نیروهای مسلح ما شده دست بوسی مراجع دنیا طلب فاسد و
    سایر مفسدان و متظاهرین بخاطر کسب مقام و ارتقاء! ننگ بر این ارتش و سپاه! ننگ بر
    این نیروهای باصطلاح مصلح ما! آهای ارتشی، سپاهی، نیروی انتظامی فراموش کردید
    هدف از این لباس مقدس نظامی چیه! هدف اونیه که تو قرآن اومده و خدا گفته یعنی دفاع
    از ما مردم بدبخت، دفاع از مردم بی پناه که برای یه لقمه نون مجبور نشه زن و
    بچه هاشو بفرسته تو خونه یا شرکت خصوصی فلان حاج آقا یا مداح یا سپاهی و اطلاعاتی
    و اقازاده هاشون! یعنی دفاع از اون کارگر بدبختی که به خاطر گرفتن حقش و چندین
    ماه حقوق ناچیز عقب افتادش اعتراض میکنه اونوقت تو نظامی بی غیرت با باتوم و
    گاز سمی به این مردم بی پناه حمله میکنید! بترسید از عذاب خدا و بدونید که وعده
    خدا بر حقه یعنی دفاع از مظلوم و انتقام از ظالم. آقای نظامی ازت سوال میشه چرا به
    مردم بی دفاع حمله کردی؟ چرا از اونها حمایت نکردی؟ چرا از مظلومین دفاع نکردید؟
    چرا از عقلت استفاده نکردی؟ مگه نگاه نکردی که اونها بدنبال حقشون اومده بودند؟ مگه
    ندیدی که حاکمان و مسولان همه فاسد و دزد ومنافقند! هر دفاعی کنی فایده نداره! اونجاست
    که خداوند میگه “هیچ عذری قابل قبول نیست و جایگاهتان دوزخ است”.

    از
    ما مردم خرافاتی هم میپرسند که چرا از عقلتون استفاده نکردید؟ چرا فکر نکردید؟ مگر
    با چشماتون فساد و دزدی و دروغ و ریا و نفاق را در مسولان و حکمرانان فاسد ندیدید؟
    پس چرا باز از اونها پیروی کردید؟ چرا سکوت کردید؟ چرا بیتفاوت بودید؟ چرا از
    مظلومین دفاع نکردید؟ چرا از خونهای بیگناهان خونهاهی نکردید؟ چرا؟؟؟؟؟ هیچ جوابی
    نداریم بیدیم.  اونجاست که خداوند میگه
    “هیچ عذری قابل قبول نیست و جایگاهتان دوزخ است”.

    ترا
    بخدا فکر کنید هدف از قیام امام حسین چی بود؟ امام حسین متنفره از این دلقک بازی و
    سیاه بازیهای ما امت منافق، امام حسین بیزاره از اینکه ما همه با اسم اون خلاف
    دستوراتش عمل میکنیم! اون قیام کرد تا دین جدش رسول خدا رو زنده کنه، دینی که
    معاویه و یزید و … با اون از مردم احمق و نادان و خرافاتی اون زمان سوءاستفاده
    میکردند، همه پیشنماز بودند و مفسر قرآن و آمران به معروف و ناهیان از منکر! همه
    حج و طواف خانه خدا میکردند! ولی همه متظاهر و فاسد و دزد و دروغگو! خوردن مال
    مردم را حق خودشون و فامیل و طرفدارانشون میدونستند! مردمو و ناموسشونو برای
    خودشون حلال میدونستند! چیزی که خامنه ای همه را حق خواص خودش دونسته، امام
    حسین قیام کرد تا اینها رو از بین ببره پس نیازی به اشک و عزاداری ما مردم نادان و
    خرافاتی نداره. بشینیم برای خودمون گریه و عزاداری کنیم!

    سخت
    نیست، یه کم فکر کنید، تو این دنیا همه چی تکرار میشه ولی ما نمیفهمیم، البته
    خودمونو به نفهمی میزنیم! یه عده بیسواد و دزد و فاسد و دروغگو و منافق بنام خدا و
    قران و پیامبر و امامان دارند جان و مال و ناموس و کشومونو غارت میکنند، از هر
    نیرنگ و حیله ای هم استفاده میکنند ولی همه ما میدونیم که اینها دزد و فاسد و
    ریاکارند! پس وقتشه تکونی بخوریم و بیدار بشیم و متحد بشیم و از هم حمایت کنیم و
    ریشه همشونو بکنیم.

    در
    غیر اینصورت در پیشگاه خدا باید جواب بدیم!

    میدونم
    شرایط زندگی خیلی سخته، برای هممون سخته، ولی ترا خدا اگه میخواید برا امام حسین
    واقعا” اشک بریزید و عزاداری کنید تو خونه هاتون اینکارو بکنید ترا خدا نرید
    تو این مراسم هایی که یه عده آخوند و مداح فاسد برا سوء استفاده از حضور ما مردم
    برگذار میکنند! معلوم نیست با کدوم پول حرومی خرج غذا و مراسمو میدند! لذت این
    لقمه حرومه که ما مردمو بیتفاوت و بیغیرت بار آورده! حرومخورای فاسدی که برا نیم ساعت مداحی
    یا سخنرانی از طرف هیاتهای رزمندگان اسلام وسایر مراکز دزد و فاسد ۲-۳ تا ماشین
    آزورو به ارزش بالای ۱۰۰ میلیون میگیرند! (۳ سال پیش حاج آقا مومنی در مشهد و و
    سعید حدادیان در تهران) هنوز نفهمیدیم که چرا همسرای بعضی از شهدای عزیزمون مثل
    شهید همت و شهید باکری از این مراکز فساد و علما و مداحای فاسد و دزد دوری میکنند.

    خیلی
    حرف دارم، وقتی تو خیابونای تهرون میبینم دوباره این حکومت فاسد خوشحاله که محرم و
    صفر اومده و ما مردم احمق و خرافاتی مثل گوسفند و الاغ ریختیم تو خیابونا و حسینیه
    ها و … تو سر و مغزمون میزنیمو از این آخوندا و مداحای فاسد طلب التماس دعا
    میکنیم! حالم به هم میخوره.

    نمیفهمیم
    همه زندگیمونو ازمون گرفتند و ما برای یه غذای مفتی (خودمونو گول میزنیم که غذای
    نذری!) از سر و کول هم بالا میریم و با هم درگیر میشیم!

    ولله
    ولله این پولا حرامه، رفتن به این مجالس حرامه، هر چیزی که باعث بشه تا این حکومت
    فاسد ازش به نفع خودش سوءاستفاده کنه حرامه، هر چیزی که باعث بشه تا زندگی ما مردم
    نکبت و کثافت بشه حرامه، قبول نداری اون دنیا میبینیم.

    اون
    دنیا ما مردم مجازات میشیم که چرا از عقلمون استفاده نکردیم؟ چرا کورکورانه تقلید
    و پیروی کردیم؟ بس نیست ۳۳ سال نکبت و فساد و دزدی و ریا و فقر و …

    هرچی
    تو این قرآن به عنوان گناه و نکبت اومده تو مملکت ما عادیه و شده عرف جامعه! این
    یعنی خدا داره آمادمون میکنه برا عذاب بزرگ! مثل مثالهایی که از اقوام لوط و صالح
    و …. زده.

    اگه
    به این بازاری حرومخور بگند یه کمکی به یه بدبختی بکن ، تا مطمءن نشه که یه مورد
    برا عشق بازیشه اینکارو نمیکنه! تو بازار همه چیز ربا و حرومه حالا برا امام حسین
    از اون پول حروم عزاداری میکنند!

    ولله
    ولله ولله اینها حرامه.

    دوباره
    محرم و سوءاستفاده این رژیم فاسد از ما مردم احمق و خرافاتی!

    اطمینان داشته باشید که با این راهی که داریم
    میریم نه دنیارو داریم نه آخرتو!

  • Setareh

    انصاف تاریخ

     

    اگر تاریخ انصاف داشت …!

    اگر تاریخ انصاف داشت امروز زینب
    برای مظلومیتِ نسرین ستوده عزاداری میکرد ؛

    ابوالفضل علمدار برای زیدآبادی
    قلمدار زنجیر میزد ؛

    حسین تشنه لب برای ستار بهشتی غرق
    به خون سینه میزد ؛

    کوفه برای اوین ماتم میگرفت

    و کربلا برای ایران سیاه پوش میشد

    پس بیایید کمی هم به حال خود بگریم.

    http://dekami.blogspot.se

    کربلا

     

    در عجب‌ام از
    این مردمی که …!

     

     

    در عجب‌ام از مردمی که این روزها بر
    خیابانها خواهند ریخت و نعره خواهند

     

    زد برای اتفاقی که تمام شده است.

     

    کربلا در چادری در همین نزدیکی ایست.

     

    جایی که ۵ نفر در سرمای بی امان قره
    داغ میلرزند.

     

    روزها با هیزمی که جلو چادر روشن
    است گرم میشوند و شب ها با

     

    چراغی نفتی.

     

    اینجا کربلاست.

     

    فردا به کربلای قره داغ بروید تا
    ظلم را با چشمان خود ببینید.

     

    امشب کودکان این سرزمین میلرزند

  • Maryam

    پیامی از طرف امام حسین به شیعیان ایران، 
    به جهت تحریمهای کمرشکن بر ایران امسال هزینه‌های بزرگداشت اینجانب
    را صرف امور خیریه و افراد مستمند نمایید، اجر شما در پیش خداوند صد چندان و قلب
    اینجانب را غرق شادی خواهید نمود. 
    وی به ویژه به ایرانیان پیام داد که برای ازخودگذشتگی وشجاعتش در
    راه اعتقاد و ایمانش؛ پس از این   بجای سوگواری برایش اگرمسلمانید! جشن برپا
    دارید. 
    آزاده باشید. دین اعتقادی شخصیست. کسانی که اراده ی آنرا ندارند که
    متعالی شوند؛ دین را بعنوان یک راهنما و دوری از اعمال زشت پیشه ی خود می سازند که
    آن هم قابل احترام است. 
    او همچنین سفارش نمود که بجای احساسات بی منطق ساخته شده ه ی
    دکانداران دینی درخلال قرنها عقل و خِردتان را جایگزین آن نمایید. 
    در پایان اشاره نمود که من هیچگونه غلامی نیاز ندارم. مگر
    فزهنگنامه ی لغت ایرانی را نگاه نکرده اید که چه مفهوم زشتی می دهد! آخر مگر شنیده
    اید که دربین هم نژادان عربم فردی نامش را برگزیند!

    ایشان گفتند قیام من بر
    علیه حکمرانانی بود که به نام خدا و قرآن و جدم رسول خدا به فساد و نفاق و
    دزدی مشغول بودند، حرمت دین خدا را پایمال کردند، ظلم و فساد و بیعدالتی کردند به
    ظاهر مقابل مردم در مساجد به عبادت می پرداختند در خفا به خلاف دستور قرآن و جدم
    عمل میکردند، فقرو فساد را در بین مردم اشاعه دادند. هدف آنان فقط حفظ قدرت و
    حکومت بود نه اجرای دستورات خدا  و …

  • وطن دوست

    اینقدر فقر و بدبختیدر این مملکت زیاده که حد نداره بعد مردم ساده لوح ما پولشونو میرن میدن به عربایی که میان مشهد و زن ایرانی صیغه میکنن و حالشو میبرن . مردم تو رو جون هر کی رو که دوست دارید اگاه شید