شاهزاده گرامی، اسبی که بر آن می تازید راهی ترکستان است و نه ایران ‪-‬ بخش سوم ۲۴

در این فرتور، رضا خان با فرزندان خود محمد رضا، شمس و اشرف دیده می شود. رضا خان درمانده و فلک زده آن روز، و رضا شاه قدر قدرت و ثروتمند بی همتا اندکی پیش از سرنگونی از تخت سلطنت را نشان می دهد. این فرتو رما را به یاد یادواره پارسی می اندازد: فواره چو بالا رود، سرنگون گردد.

در این فرتور، رضا خان با فرزندان خود محمد رضا، شمس و اشرف دیده می شود. رضا خان درمانده و فلک زده آن روز، و رضا شاه قدر قدرت و ثروتمند بی همتا اندکی پیش از سرنگونی از تخت سلطنت را نشان می دهد. این فرتو رما را به یاد یادواره پارسی می اندازد: فواره چو بالا رود، سرنگون گردد.

شاهزاده پهلوی در تاریخ ۶ ژون ۲۰۱۲ گفتگویی با گزارش گر مجله هفتگی فوکوس داشته که نادرست و دور از واقعیت بود. در باره نکته های انحرافی و نادرست این گفتگو، نویسنده گرانمایه میهن ما؛ محمد امینی، و پژوهشگر میهن پرست؛ بهرام مشیری پاسخ هایی مستند، منطقی و انتقادی دادند که احساسات و غرور کاسه لیسان و فرصت طلبان شعبان بی مخی دربار شاهزاده را جریحه دار نموده، و آنان را به خشم و غرش و طغیان برآورد. به دنبال آن ناسزاها، و بی حرمتی ها به این ایرانیان میهن دوست بی طرف و پاکباخته، نگارنده براین شد تا با استناد به تاریخ، عملکرد خاندان پهلوی را زیر ذربین گذاشته، و شرح کوتاهی از آن چه گذشت در چند بخش به نگارش در آورم.

بخش نخست – نکاتی چند به انتقادهای بسیار مستند و سازنده هم میهنان ارجمند محمد امینی و بهرام مشیری افزوده شد. نگارنده ضمن علاقه و دلبستگی به پیشرفت سیاسی شاهزاده به نامبرده یادآور گردید تا زمانی که افرادی مستبد و دیکتاتور، دهن پاره، و دور از فرهنگ و ادب انسانی و بسیار بی سواد در پشتیبانی و طرفداری گرداگرد ایشان را گرفته اند، و شاهزاده چشم و گوش خود را بر روی انتقادهای سازنده ببندد، راهی به جایی نخواهد برد. آیا به راستی واکنش و رفتار دوستان شاهزاده کمتر از مزدوران و خرد باختگان هرزه و ضد ایرانی گرداگرد ولی فقیه است؟!.

بخش دوم – کارهای برجسته، سازندگی، و ارزنده زنده یاد رضا شاه را در یک کفه ترازو، و کجروی های ایشان چون بازگشت به دوران استبدادی، تصرف املاک و دارایی مردم، و از میان بردن مخالفین سیاسی را در کفه دوم گذاشته، که بی تردید کفه دوم چرب تر و سنگین تر خواهد بود.

بخش سوم- رفتن رضاشاه، آغاز دیکتاتوری و خودکامگی شاه:

۱- برکناری رضاشاه –
می توان برکناری رضا شاه را از پادشاهی ایران به دو دلیل زیر دانست:
الف- رفتار دیکتاتوری، کشتن مخالفین و خفه کردن صدای انتقاد گران، و تصرف دارایی آنان موجب گردید که مردم رفته رفته از پشتیبانی او به کنار رفتنه، تا جایی که فروپاشی سلطنت او را آرزو می کردند.

ب- دولت چپاول گر انگلیس که با آمدن رضا شاه، غارت گری ها و نفوذ سیاسی خود را به میزان زیادی از دست داده بود، از چند سال پیش از آن  به وسیله سخن پراکنی زهرآگین و فتنه برانگیز BBC ، مردم کشورمان را نسبت به این مرد بزرگ، دلسرد و نا امید و پریشان اندیشه ساخت. همین جدائی افکنی، و فاصله گرفتن رضا شاه از مردم موجب گردید که دولت های انگلیس و روسیه، او را که در حقیقت در آن زمان،  پشتیبانی مردمی نداشت، به آسانی و بدون هیچ گونه تظاهرات یا سر و صدائی ازکشور بیرون برند.

۲- برگزیدن محمد رضا به عنوان شاه (۱۳۲۰-۱۳۵۷) خورشیدی- متفقین با برکناری رضا شاه، موافقت کردند که فرزند او محمد رضا جانشین وی شود. هنگامی محمد رضا به شاهی رسید که خاک سرزمین ما در زیر چکمه سربازان انگلیس و روس بود. مردم ایران اشغال خانه خود رابه وسیله دشمنان بی رحم می نگریستند و جز اندوه وتحمل راهی نداشتند. ارتش وفادار و میهن دوست کشورمان نیز جز خون دل خوردن، قادر به کاری نبود. دراین شرایط، شاه به مردم نزدیک بود . اما با رفتن سپاه متفقین از ایران، شاه نیز که در بست تحت فرمان و خواسته دولت انگلیس عمل می کرد، به تدریج ازمردم  فاصله گرفت. نخست وزیرانی رابرگزید که در راه منافع انگلیس گام بر می داشتند و تسلیم و فرمان بر خواسته های وی بودند.

شاه تنها برای رسیدن به قدرت از دست رفته خود، به کمک آمریکا، انگلیس، مزدوران و چاقوکشان، و بستگانش، دست به کودتای ننگین ۲۸ مرداد زد. از آن پس در بست در اختیار سفارش، و توصیه ها ی آمریکا و انگلیس قرار گرفت. در این پرتو، او را در سفر به آمریکا با جان اف کندی می بینیم. کسی که دستور اجرای برنامه غیر مردمی و اتلاف پول و وقت انقلاب سپید را به شاه  داد، و برای چند سال مردم را به بازی گرفت.

شاه تنها برای رسیدن به قدرت از دست رفته خود، به کمک آمریکا، انگلیس، مزدوران و چاقوکشان، و بستگانش، دست به کودتای ننگین ۲۸ مرداد زد. از آن پس در بست در اختیار سفارش، و توصیه ها ی آمریکا و انگلیس قرار گرفت. در این پرتو، او را در سفر به آمریکا با جان اف کندی می بینیم. کسی که دستور اجرای برنامه غیر مردمی و اتلاف پول و وقت انقلاب سپید را به شاه داد، و برای چند سال مردم را به بازی گرفت.

۳- نخست وزیری مصدق-
از اردی بهشت ۱۳۳۰،  دکترمحمد مصدق به نخست وزیری برگزیده شد. مصدق سوای شماری از نخست وزیران کیسه اندوز و فرصت طلب دیگر،  میهن پرستی آزاده، و سازش ناپذیر بود که به آسانی بهره وری و منفعت های خود را قربانی و فدای خیراندیشی و مصالح کشور می کرد. براین اساس، بر طبق قانون اساسی به شاه که روش زورگوئی و دیکتاتوری در پیش داشت،  اجازه سودجوئی و دخالت در  کار کشور داری  نمی داد. مصدق فرماندهی نیروی سه گانه را در دست گرفت، و دست شاه و بستگان او را از کارهای اجرائی و ریز و پاش و زیاده روی کوتاه کرد.

۴- ملی کردن صنعت نفت، و از دست رفتن درآمدهای کلان انگلیس-
مصدق باملی کردن صنعت نفت دست انگلیسی ها را از چپاول و غارت ثروت ما کوتاه کرد. دراین میان، آخوندها به روال همیشگی، بجای هم کاری و هم اندیشی با مصدق که یک رهبرملی و ضد امپریالیست نام گرفته بود، به  کارشکنی و یا بی تفاوتی پرداختند. آیت الله کاشانی که نخست وانمود می کرد همراه و طرفدار مصدق است، بنای کارشکنی و ناسازگاری با وی پرداخت. درست همان گونه که شیخ فضل الله نخست نشان می داد که  از پیروان مشروطیت است، ولی به زودی چهره سیاه درون خود را نشان داد و به دشمنی وکینه توزی با انقلاب مشروطیت و پیروان انقلاب پرداخت.[۱].

۵- افسارگسیختگی و سوء استفاده توده ایها از آزادی-
مصدق در سال های ۱۳۳۰-۱۳۳۲ خورشیدی روش دموکراسی وآزادی خواهی  که در پیش گرفت، مورد بهره برداری وسودجوئی  توده ای ها شد. آنان به دنبال منافع روسها از آزاد منشی وی سوء استفاده نمودند و برنامه هائی را در ایران پیاده کردند، که می رفت کشورمان را در چنگ و دام روسها اسیر سازد. این چنین آسان گرائی وکوتاه آمدن را می توان اشتباه بزرگ مصدق دانست.

مصدق براین باور بود که سران حزب توده فرمانبردار شوروی ها بودند، و فئودال ها ومرتجعین نیزبا انگلیسی ها و آمریکائی ها ارتباط داشتند و هردو دسته به زیان کشورعمل می کردند. او برای از میان برداشتن کمونیسم با روش خشونت وسرکوب ، همراه وموافق نبود و چنین شیوه برخورد را روش دموکراسی نمی دانست. مصدق راه برخورد با کمونیسم را پیشبرد و بسط دانش و فرهنگ و بهبود وضع اقتصادی می دانست.

در باره حزب توده، مصدق درزندان به وکیل مدافع خود سرهنگ جلیل بزرگ مهر می گوید: «… مگر کار دیگری هم کردند؟ خوب نعره بکشند. اساسا باید فکر کرد علت وجودی، یا سبب آمدن و بقای دولت من چه بود؟ مگردولت، غیراز ملت، پشتیبان دیگری داشت؟ نه، نداشت….. وقتی که ملت دولتی راسرکارمی آورد ودولت مبعوث ملت است، نمی تواند صدای ملت را خفه کند و نگذارد مردم حرفشان را بزنند. خفه کردن صدای مردم، کارسیاست استعماری است. روش آن ها ست که نفس کسی درنیاید، تا هرکاری دلشان می خواهد بکنند…»

در این فرتور، دکتر حسین فاطمی، به همراه دکتر مصدق در سازمان ملل سخنرانی یکی از اعضاء را می شنوند. حسین فاطمی چهره تابناک میهن پرستی و انسان دوستی بود که انگلیسی های غارتگر و دزد را از کشور بیرون راند، آنگاه به دستور انگلیس، شعبان بی مز چاقو کش دربار با کارد چند ضربه به او زد، سپس بدون هیچگونه محکمه در دادگاه علنی با وحشیگری این فرزند پاک  میهن را اعدام کردند.

در این فرتور، دکتر حسین فاطمی، به همراه دکتر مصدق در سازمان ملل سخنرانی یکی از اعضاء را می شنوند. حسین فاطمی چهره تابناک میهن پرستی و انسان دوستی بود که انگلیسی های غارتگر و دزد را از کشور بیرون راند، آنگاه به دستور انگلیس، شعبان بی مز چاقو کش دربار با کارد چند ضربه به او زد، سپس بدون هیچگونه محکمه در دادگاه علنی با وحشیگری این فرزند پاک میهن را اعدام کردند.

۶- کودتای شاه-
دولت انگلیس، که پیوسته به دنبال کینه توزی مصدق بود،  تلاش کرد که ترومن رئیس جمهورآمریکا را با ترساندن خطر کمونیست، به براندازی  مصدق وادارکند. بدین سوی، روز ۲۳ تیر۱۳۳۰ (تابستا ن ۱۹۵۱ ترسایی) هنگام ورود هریمن فرستاده پرزیدنت هری ترومن، رئیس جمهورآمریکا به تهران، ا ز گروهی به نام توده ای،  در اعتراض به ورود نماینده آمریکا به ایران، تظاهراتی ساختگی در خیابان های تهران را ه انداختند وشورش وآشوبی به پاکردند…[۲]
ولی  ترومن با همه خیمه شب بازی های انگلیس، به هیچ روی به از میان برداشتن دولت مصدق، تن درنداد، و حتی در سا ل ۱۹۵۲ مصدق از سوی هفته نامه Time در آمریکا ، به عنوان مرد نمونه سال شناخته شد.

انگلیس ها که نتوانستند ترومن را به کودتا علیه مصد ق وادارکنند، با  روی کارآمدن آیزنهاور دست به کار شدند و باوسوسه های زیاد وترساندن اواز کمونیست ها، او را هم آهنگ خود آماده کودتای علیه دولت مصدق نمودند.

در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲   مزدورانی ازسوی آیزنهاوربه سر کردگی سپهبد زاهدی خیانت کار و همکاری و کمک شماری از بازاریان و چندین لات و چاقوکش محلی به سرکردگی شعبان جعفری، معروف به شعبان بی مخ،  دولت ملی و مردمی مصدق را برانداختند، و سپهبد زاهدی نوکر جیره خوار را بر جای او نشاندند.

درماه اوت سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ خورشیدی)، کرمیت روزولت (نوه تدی روزولت رئیس جمهور پیشین آمریکا) از سوی CIA  ماموریت یافت که شاه را به ایران برگرداند. در کتاب Armies of Ignorance در باره تاریخ کنونی آمریکا به نوشته ویلیام ر کورسون آمده است که کرمیت روزولت مبلغ بیست میلیون دلاردریافت می کند تا تظاهراتی برای آوردن شاه براه اندازد و حمایت آخوندها را از شاه، به دست آورد. یکی ازمشاوران کنگره آمریکا اعلام داشته است: « کسی در ایران بدون جلب موافقت مساجد نمی تواندحکومت کند».[۳]

آنتونی ایدن وزیر برون مرزی انگلستان که بعدها نخست وزیر آن کشور شد، برای مدت ۹ روز دراسفند ۱۳۳۱ به آمریکا می رود وپس از گفتگو با آیزنهاور و جان فوستر دالس به این پایانی می رسند که بجای تلاش درخریدن مصدق، بهتر است به برکناری اوبپردازند. وی در سال ۱۹۵۳ در کتاب خاطرات خود  چاپ لندن، صفحه ۲۱۴ می نویسد: « زمانی که  من با همسر و پسرم در کشتی درمیان جزایر یونان در دریای مدیترانه در گردش بودیم، خبر سقوط مصدق از اریکه قدرت راشنیدم و ما پس ا ز مدت ها، آن شب را خواب بسیار خوشی داشتیم».[۴]

۷- دیدگاه مصدق در مورد کودتای شاه-
دکتر مصدق در«خاطرات وتالمات» درکتاب تاریخ معاصرایران صفحه ۱۸۳ درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این چنین می گوید: «… ایدن وزیرخارجه دولت محافظه کار انگلیس پس از مدت ها انتظار، همین که استالین از میان رفت،  و زمینه زورگوئی برای دول استعمارگر بیشترفراهم گردید، سفری به آمریکانمود و رئیس جمهوری آمریکا، آیزنهاوررا موافق نمود که آزادی یک ملتی را با چهل در سد سهام کنسرسیوم معامله کند…».

 در سال ۱۹۶۷ شاه پر افاده و خود خواه، که کمترین کاری را سوای دیکتاتوری و خودکامگی برای ملت محروم و بینوای ایران نکرده بود، بر تخت نادری نشسته و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی را اعلام می کند. یکی  نبود که از این خودباخته و متشکر به خود بپرسد، تو کجا، و نادر کجا؟. نادر مملکت از دست رفته پاره پاره شده را در مدت ده سال جانفشانی به ایران بازگرداند، و لی شما ۳۷ سال  در جازدید، بحرین را فروختید، و کل ایران را به باد دادید؟.

در سال ۱۹۶۷ شاه پر افاده و خود خواه، که کمترین کاری را سوای دیکتاتوری و خودکامگی برای ملت محروم و بینوای ایران نکرده بود، بر تخت نادری نشسته و ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی را اعلام می کند. یکی نبود که از این خودباخته و متشکر به خود بپرسد، تو کجا، و نادر کجا؟. نادر مملکت از دست رفته پاره پاره شده را در مدت ده سال جانفشانی به ایران بازگرداند، و لی شما ۳۷ سال در جازدید، بحرین را فروختید، و کل ایران را به باد دادید؟.

دکتر جلال عبده در صفحه های ۲۳ و ۴۲۳ کتاب خود به نام « چهل سال در صحنه»،  نوشته است، که پس از کودتای ۲۸ مرداد به سپهبد زاهدی یاد آور می شود که: «..دکتر مصدق جای خود را در تاریخ ایران به عنوان رهبر ملی باز کرده…شایسته نیست در دوران زمامداری شما، به وی آسیبی برسد..».

۸- رفتار شاه با مصدق-
از زمانی که مصدق نخست وزیر شد، شاه کارشکنی ومخالفت خود را با او آغاز کرد. در جائی که  بنا به گفته  دوست و دشمن، مصدق همیشه به شاه وسلطنت او وفادار بود، به او احترام می گذاشت.[۵] چنان چه شاه یک بار از مصدق دیدارمی کرد، مصدق سه باربه دیدن او می رفت. [۶]  و همیشه براین تلاش بود است،  تا با شاه همکاری درست و خوب در راه سازندگی ایران داشته باشد.

۹- دلیل دشمنی شاه با مصدق-
شاه در کنار پدر سختگیر نظامی پرورش یافته بود، و طبعاً دارای روحیه سرکش و دیکتاتوری بود. او نمی توانست کسی را بالاتر و برتر از خود ببیند، و یا به انتقاد او گوش فرار دهد، و یا حرف درستی را بپذیرد. او به شدت خودکامه و یک دنده بود. بنابراین، یکی از علت های دشمنی شاه با مصدق، جلوگیری و محدود کردن ول خرجی ها و زیاده روی شاه و بستگا نش از سوی مصدق بود.

شاه در جریان بهار و تابستان ۱۳۳۲ بر اثر قماربازی های متوا لی در رامسر، پول های زیادی از جمله دریک نوبت ۱۲۰ هزارتومان می بازد، که گویا کسری پرداخت خود را با فروش یکی از فرش های خود جبران می کند ولی همه جا وانمود می کند که بنا به سخت گیری های مصدق، برای هزینه روزانه زندگی ناچار به فروش فرش شده اشت. [۷]

۱۰- دیکتاتوری و خودکامگی شاه پس از کودتا-
محمد رضا شاه در اوان سلطنت با مردم نزدیک بود و مردم نیز اورا بسیار و ازته دل دوست می داشتند. او که سلطنت خود را از برکت لطف و بخشش و در سایه عنایت دشمنان دیرینه کشورعزیزمان چون انگلستان  و آمریکا به دست آورده بود، به ناچار و ناگزیر همواره سپاسگزار و بدهکار آنان بود و بی درنگ پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بدون خواسته سفیران انگلیس وآمریکا به کاری دست نمی زد.[۸]

تنها دلخوشی رژیم آخوند پرور پهلوی، تعظیم و تکریم چند آخوند بی مایه و فرومایه بود. در مورد  کوتاه آمدن رژیم با آخوند ها و گدا پروری آن، به اتناد مدارک موجود می توان کتاب ها نوشت.

تنها دلخوشی رژیم آخوند پرور پهلوی، تعظیم و تکریم چند آخوند بی مایه و فرومایه بود. در مورد کوتاه آمدن رژیم با آخوند ها و گدا پروری آن، به اتناد مدارک موجود می توان کتاب ها نوشت.

با آن که مصدق هیچ گاه قانون اساسی رانادیده نگرفت و به سوگندی که خورده بود نسبت به شاه وفاداربود و تلاشی برای براندازی رژیم پادشاهی نکرد، ولی شاه  در دوران ۲۵ ساله دیکتاتوری خود، از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا رفتن از ایران در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷، رسما قانون اساسی را که بدان سوگند خورده بود، زیرپا گذاشت.  در این دوران،  شماری از  آزادی خواهان را که دارای باورهای سیا سی دیگری بودند، ازمیان برد و فریاد اعتراض و انتقاد آنان را درگلو خفه ساخت.

دراین دوران تاریک و سیاه ۲۵ ساله دیکتاتوری شاه، مردم ایران وظیفه ای جز چاکری و نوکری نداشتند واصلاْ چیزی به حساب نمی  آمدند. چنان که شاه در سخنرانی های خود هیچگاه و هیچ موقع مردم را با احترام چون «ملت عزیز ایران»، «هم وطنان محترم» یاد نکرد. او مردم را، « این اشخاص»،  «اشخاص حاضر در جلسه»، «آن هائی که » و «این ها که»، نام می برد. شاه نتوانست و یا نخواست از سرنوشت و سرانجام شوم پدرش درس بگیرد و با به دست آوردن پشتیبانی و حمایت مردم، خود و کشورمان را از گزند بیگانگان و سود جویان درون مرزی بیمه کند و در امان نگاه دارد. او با خودبزرگ بینی و از پیش گرفتن روش دیکتاتوری، و خود را وابسته به بیگانگان نمودن، رفته رفته از مردم کناره گرفت، و مردم نیز سوای شماری نا آگاه سیاسی و یا کیسه اندوز، از وی روی برتافتند.

۱۱- سیاست غیر مردمی شاه-
شاه فراموش کرده بود که بر خوان سفره این ملت نشسته و از برکت وجود آنان به جائی و نوائی رسیده است. شعار ملی ایران، «خدا، شاه، میهن» بود. شاه خود را از میهن برتر و بالا تر می دانست. جای بسی اندوه و نگرانی است که شاه، این گونه سبک سرانه شعاربی محتوای گفته شده بالا را، شعار رسمی ایران می دانست، آن هم برای کشوری با گذشته ای آن چنان درخشان وبهره مند از تمدن وفرهنگ وآزادمنشی. کشوری که در آن، یلان و دلاورانی چون: ستارخان، باقرخان، یپرم خان ارمنی، عمو اغلو وسدها چهره تابناک وهمیشه جاودان دیگر، آزادی ودموکراسی را بر خاندان خیانت پیشه قاجاراستوار و پابر جانمودند.

۱۲- رشوه دادن و ساکت نگه داشتن آخوندها–
شاه با آن که با مخالفین خود به سختی رفتار می کرد و مخالفین و تظاهر کنندگان به اعمال و رفتار دیکتاتوری خود را به زندان می انداخت و شماری از آنان را نابود می کرد، ولی همواره در برابر آخوندها و ملاها، کوتاه می آمد. بآ آنان گهگاهی چاپلوسی می نمود، و حتی برخلاف پدرش دست آنان را در تاراج کشور باز گذاشته بود. و در خرافات و پوچ اندیشی نیز با آنان همراه و هم گام بود. رژیم های خودکامه گذشته چون پایگاه مردمی نداشتند، ناچار بودند که با پرداخت پول، پیشکش، پیشنهاد پست و جاه، فرستادن نمایندگانی چند برای خوش خدمتی، فرستادن نامه و تلگراف، آخوندها را همراه وهم گام خود، ویا دست کم ساکت نگاه دارند.

فردوست در جلد نخست کتاب خود می نویسد که پس از ۱۵ خرداد ۴۲، ساواک شمار آخوندها و طلبه های کشور را ۳۵۰ هزار برآورد کرده بود، که ترتیب پرداخت میلیون ها تومان و تماس داشتن با آن ها داده شد. ازسوی دیگر، سی.آی.ای ازماه اوت سال ۱۹۵۳ تا  ۱۹۷۷ میلیون ها دلاربه طور دائم به آیت الله ها و ملاها می داد تا با شاه همکاری کنند و با او مخالفتی نداشته باشند. درسال ۱۹۷۷ کارتر بر خلاف خواسته سازمان جاسوسی آمریکا، رشوه پردازی راقطع کرد و آخوندها را علیه شاه شوراند.[۹]

 خشم و طغیان مردم برای ۲۵ سال دیکتاتوری شاه و ۳۷ سال مفتخوری، و غارتگری او و بستگانش، در سال ۱۹۶۷ به اوج خود رسید.

خشم و طغیان مردم برای ۲۵ سال دیکتاتوری شاه و ۳۷ سال مفتخوری، و غارتگری او و بستگانش، در سال ۱۹۶۷ به اوج خود رسید.

فریده دیبا (مادر فرح) هفته ای یک بار به دیدن آیت الله خونساری  آخوند خرافاتی و خردباخته در سلسبیل می رفت و پیام فرح را به او می داد. خود شاه به دیدار آیت الله شریعتمداری می رفت، ویک بار نیز او را به کاخ سعد آباد فراخوانده بود . هم چنین هرگاه آخوندی بیمار می شد، به دستور شاه بلادرنگ دو پزشک کارشناس به بالین وی فرستاده می شد.

هنگامی که مردم از یک ستمگر، دستگاه و یا سیستم بی دادگری وستم می بینند، به ناچار به آخوند، مسجد و زیارتگاه پناه می برند.[۱۰] بدیهی است با این روش، بر خرافات و کور اندیشی ستم دیدگان و مظلومان یک جامعه هردم افزوده می شود، و خرد واندیشیدن از مردم رخت بر می بندد. این سرانجام، همواره خواسته و آرزوی زورگویان و خود کامگان کشورما، و راه و روش غارت گری وچپاول کشورهای دیگربوده است.[۱۱]

بن مایه ها:

۱- نقش روحانیت درتاریخ معاصرایران- نوشته دکتر م.یاوری- ص ۶۹
۲- تاریخ سیاسی بیست وپنج ساله ایران- نوشته سرهنگ غلام رضا نجاتی- موسسه خدماتی رسا- چ ۱ -۱۳۷۱- ص ۱۹-۲۴
‏۳- Daniel Drooze, The CIA’s Secret Iran Fund – Politics Today, March/April, 1980, P.11
۴- خاطرات ایدن-برگردان ازکاوه دهگان- تهران- انتشارات فرزانه سال ۱۳۵۷- ص ۳۰۱
۵- زندگی سیاسی سپهبد زاهدی- گرد آوری ونوشته جعفر مهدی نیا- چاپ کاج- چ ۱- تهران ۱۳۵۷- ص ۱۸۰-۱۸۴
۶- خاطرات ارتشبد حسین فردوست-ا نتشارات اطلاعات تهران ۱۳۶۹- چ۱- ص ۱۲۰
۷- شعبان جعفری – نوشته هما سرشار- چ۲- نشرا لبرز، تهران ۱۳۸۱- ص۲۴-۲۵
۸- زندگی و خاطرات امیر عباس هویدا- نوشته اسکندر دلدم-چ۴- چاپ گلفام تهران ۱۳۵۷- ص ح ( پیشگفتار)
۹- Daniel Drooz, The CIA’s Secret Iran Fund, March/April 1980 P.10-11, politics Today
۱۰- خاطرات ارتشبد حسین فردوست-ا نتشارات اطلاعات تهران ۱۳۶۹- چ۱- ص ۵۱۷-۵۱۸ و۵۶۷-۵۶۸
۱۱- نگارنده-

  • lale

    چه کسی شعبان بی مخ است؟
    شعبان جعفری که به ماندن حکومتی کمک کرد که زنان حق رای یافتند یا  شریعتیها  سنجا بی ها بازرگان ها
    فروهرها که مبارزه کردند که ان حکومت را به امام خمینی تحویل دهنند؟
    من میدانم که مرحوم جعفری بی مخ نبود

  • lale

    -بحرین ۱۸۰سال بود از ایران جدا شده بود.
    ۲-شاه مانع گردید اذربایجان از ایران جدا گردد.
    ۳-شاه نیمی از اروند رود را که ۱۰ کیلومتر عرض و ۱۵۰ کیلومتر طول دارد از عراق بدون جنگ گرفت.
    ۴-شاه ۳ جزیره ایرانی را باز پس گرفت
    ۵-سهم ایران ۵۰ درصد از دریای خزر گردید

  • Maziari

    کمی کاوش در تاریخ ۱۰۰ سال گذشته ایران نشان میدهد که در زمان کودتای رضا شاه، ایران یکی از ۱۰ فقیرترین و عقب مانده ترین کشورهای دنیا بوده و به مراتب از کشورهای همسایه خود، افغانستان و ترکیه، بیسوادتر و فقیرتر بوده. رضا شاه را مردم به بیرون نراندند بلکه با حمله همزمان شوروی و انگلیس، ایران را تسخیر کردند و آنها  وی را عزل کردند و به آفریقا تبعید کردند و ایشان هم در همانجا مرد.  تقسیم نشدن ایران بین شوروی و انگلیس و از میان رفتن ایران را هم مدیون استراتژی محصور کردن کمونیزم آمریکا هستیم. آمریکا چند کشور را پس از جنگ دوم را به جبهه مقاومت در مقابل پیشرفت کمونیزم انتخاب کرد که ایران یکی از آنها بود.
    محمد رضا شاه را هم نگه داشتند چون میدانستند این مردم چند قبیله ای را فقط یک پادشاه میتواند منسجم نگه دارد. این احزاب هم قبل از نفوذ آمریکا در ایران وجود نداشتند. انقدر اینها را بزرگ نکنید. جبهه ملی را آمریکاییها را مقابل حزب توده شورویها تقویت کردند و از مصدق هم تا زمانی که توان ایستادن در مقابل کمونیستها داشت، پشتیبانی کردند. مشکل ملی کردن نفت نبود، که در آن زمان منوپولی انگلیس بود، بلکه ناتوانی مصدق در مقابل نفوذ شوروی از طریق حزب کمونیست (توده) بود.
    شاهزاده رضا مشکلهای زیادی دارد، ولی این ربطی به تحریف تاریخ ندارد. 

  • lale

    هدف این سایت چیست؟مقاله هایش بیشتر بر علیه اپوزیسیون است.هدفش هر چه باشد نتیجه کارش  کمک به ادامه حکومت دینی است
    همانطور که سنجابی و جبهه ملی بختیار را خاعن خواند و امام را بزرگترین مرد تاریخ ۴۰۰ ایران

    • A Potemkin

      hadafe in site gomrah kardane mardome falak zadeh iran ast. che zod daste in afrad ro shodeh va tarikh masrafe roshangari aoha tamam mishavad.
       

  • golnaz

    جریان مصدق و شاه جریان ساده ای نیست و شترنج قدرتهای بزرگ و معادلات جنگ سرد است که تا ۱۰۰ سال دیگر هم بر این طبل بکوبید و شاهزاده را تحقیر کنید راه بجایی نمیبرید. اگر شما مخالفان دارای تفاوت با طرفداران بقول خودتان چاپلوس شاه نیستید سعی کنید بجای تحقیر و تحریف تاریخ درست مثل آنها عمل نکنید و بارفتار خردگرایانه بجای جوابدهی بچه گانه براساس وجوه مشترک مبارزه با شاهزاده همراه شوید و حکومت کثیف آخوندها را کمتر شاد و استعمار چپاولگر را کمتر فربه کنید. مبارزه برای برانداختن این رژیم استعماری نیازمند روبوسی شما مخالفان با شاهزاده و طرفداراش نیست بلکه نیازمند همکاری عملی و نه دعوای نظری در چارچوب نجات میهن است. هر وقت نظام پایدار کثیف آخوندی را انداختید تصفیه حساب کنید چون قبلش از عقل یک بچه ۵ ساله هم بدوراست!!! نماینده ای از طرف نسل ۱۳۵۸

  • Bensarfarazi

    افسوس که دارید لجوجانه راه خطا میروید. حالا دیگر نوبت مشیرى و امینى است که از آنها مصدق وار قدیس بسازید و هر کس حرفشان و توهین هایشان را مورد سوال قرار داد، لات و بى سواد و بى مخ بنامید. خوش بحال خامنه اى با مبارزانى چون شما.

  • Friborz

    Kire shah to kone emamkhomini

  • Jon

     !so u shold have those muolas over ur head! also islam law is good for u haveing fun with thate

  • Jon

    Agar reza shah va pesarash shahe faqed nabodand na irane shoma mandeh bod va na az mosheriha va na az shoma kabare bod. ta zamane keh shomaha beh fakere mosadeq fosel shodeh  va amsale mosheriha va maksosan islam ahremane hasted chomaqe muolase va islam balaye sarhaye shoma kahad bod.we are living in 2012 ‘not in1400 BC

  • Badlife

    دیگه دارید شورشو در میارید .. آیا این سایت متعلق به بهرام مشیریه؟ رژیم پهلوی ۳۳ سال پیش سقوط کرد.. تنها دورانی که ایرانیان بعد از ۱۳۰۰ سال از یورش تازیان با افتخار خودشون رو ایرانی‌ صدا میکردن در دوران پهلوی بود ..بی‌خود نیست که نسل من با حسرت به آن دوران طلایی ایران نگاه میکنند..آره دموکراسی نبود.. ولی‌ دیدیم که با رفتن شاه ایرانیان چه بهشتی‌ رو برای خودشون درست کردن!!!..شرم کنید.. این دروغ‌ها شاید ۳۳ پیش خریدار داشت نه الان

  • Arjang

    آقای سهراب ارژنگ،اطلاعات شما در مورد رژیم گذشته کهنه و دور از واقعیت
    است،منبع اطلاعات شما حزب توده خائن و یاران جبهه ملی که در شکست مصدق بزرگ
    سهیم بودند و بتاریخ دروغ گفتند می‌‌باشد،این منابع نخ نما و بی‌ارزش شده و
    مربوط به زمانی است که تاریخ را بجز آنها کس دیگری نمی نوشت،بخود زحمت
    داده و تحقیقات بی‌ نظری که بعد از انقلاب بدست آمده مطالعه نمائید مانند
    تحقیقات آقای علی‌ میر فطروس.از زحماتی که در راه روشنگری میکشید
    سپاسگذارم، بی‌ طرفی ارزش کارتان را والاتر می‌‌نماید.با درود
     

    • Alik1328

      آقای ارژنگ ، با دوستی که در بالا نظر دادند موافقم که شما از نشخوار کنندگان مزخرفات حزب توده هستید و خاک قبر لنین و استالین بر سرت که برای حزبی زوزه میکشی که در زمان مصدق تولد استالین را با آوردن صد هزار نفر به خیابان های تهران جشن میگرفت.  حزب توده ای که از نفرت مردم ایران شما ها را اجیر کرده تا بلند گوی صدای خفه شده حزب جنایتکار   توده باشید.

  • دوست گرامی هنوز که دهه مبارک فجر برای شما شروع نشده که شما شروع کردی به نوشتن این مقاله ها بگذارید وقتی شروع شد این چیزها رو بنویسید و سایتتون دیگه بدرد نمیخوره

  • rivas

     سازمان ملل رژیم ایران را در مذاکرات منع فروش تسلیحات به کشورهای تروریست شرکت داد!این
    قسمتی از همان دسیسه ی کشورهای غربی است که رژیم اسلامیستی ایران را
    زیرزیرانه پشتیبانی میکنند، همان روندی که کوفی”عن”ان، این مزدور حلقه
    بگوش غرب و شرق و سازمان مللی را، به این میگمارد که رژیم ایران را در
    مذاکرات سوریه شرکت دهد! یعنی روبه را به مرغداری بیاورد. وقت آن
    است که همه ی ایرانیان بدانند که غرب و شرق و سازمان ملل، این ابزار دست
    گلوبالیست ها، چیزی به جز استمرار و بقای رژیم   جاکش اسلامی در ایران
    نمیخواهند.حتی پر و بال اسراییل را هم بریده اند که مبادا حمله ی
    نظامی بکند به رژیم دست ساز پشتیبانان غربی اسلامیسم درایران . آمریکا در
    حال این است که نتانیاهو را برکنار کند، وزیر امور خارجه اش لیبرمن را که
    طرفدار حمله ی نظامی به ایران بود را حال به اتهام اختلاس مالی گرفتار
    کردند و امروز هم اولمرت که رقیب و مخالف نتانیاهو است را از همهی جرایم
    تبرعه کردند و او را دوباره در مقابل نتانیاهو و حزب لاکود علم کردند. پس
    اینطور که پیداست اوباما قصد سرنگونی نتانیاهو را دارد، چرا؟ چون اوباما  چیزی بیش ازیک مزدور سر سپرده ا دولت بی همه چیز انگلیس نیست .”یک مشت مزدور وسر سپرده دولت بیهمه چیز انگلیس بجان ملتهای جهان افتاده اند

  • Mehran

    درودبرشماکه حقیقت رومیگید،ازفحاشی وانگ زدن نترسیدبازهم حقایق روبگید.ممنونم

    • نسل سوخته 57

      درود بر شما که وارونه را حقیقت جلوه میدهید و از مردمی که خود آنزمان را تجربه کردند خجالت نمیکشید.باز هم در روز روشن دروغ بگوئید!!!

  • Jamshid Sepanta

     azize man taa vaghti enghad ehsaasi o sathi o yek jaanebe masaael ro tahlil mikoni joz tedaadi mesle khodet kharidar harfaat nist.

  • Ddddddaswee

    تمام افرادی که در دوره رضا شاه عرصه به آنها تنگ شده بود و گرفتار دیکتاتوری رضا شاه شده بودند کسانی بودند که دستشان در جیب مردم بود. یا خائن بودند یا آخوند و … 
    انتظار داری تا خواهش و التماس این افراد دست از منافعشان بر می داشتند؟! 
    علت پیشرفت و جهش بسیار سریع ایران در آن دوران دقیقا همین برخورد خشن و دفعتی با آنها بوده است. این افراد در همان زمان هم سعی می کردند با سو استفاده از ناآگاهی مردم و مظلوم نمایی سوراخ دزدی خود را حفظ کنند. متاسفانه خود مردم نیز در موارد بسیاری از روی سادگی با دزدان اموالشان همنوا می شدند!!

  • Ali

    به نظر میرسد شما فضول محله ای هم دستتان در کاسه خون جمهوری اسلامی باشد سهم خود را از غارت اموال مرد دریافت میکنبد. .  

  • Alik1328

    شعبان جعفری خیلی از شما فضول محله ای ها با شرف تر بود. آشغال ها. مرگ بر جمهوری اسلامی و جیره خوارانشان که به کار و کاسبی شما خائنان به میهن رونق داد. شرم بر شما ننگ و نفرت بر خمینی و اقمارش.  

  • نسل سوخته 57

    آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است!دوران پهلوی را ما دیدیم!
    آقای ارجنگ !تا حالا فکر میکردم شما چیز هایی در مورد تاریخ میدانید!ولی  تضاد شما و مقالهای سراسر دروغ شما در مورد دوران پهلوی بسیار ناراحت کننده است.من تاریخ نگار و منتقد ادبی و مثل آقای مشیری که در همه علوم اظهار فضله  میداند .نیستم .ولی خوشبختانه یا شوربختانه خودم از دوازده سالگی تا زمانی گه در روز ۲۲ بهمن پاسگاه محلی را خلع صلاح کردیم. در جریان این احمقانه ترین ان قلاب  تاریخ بشری بودم.ولی با سر افکندگی در پیشگاه خاندان پهلوی که ایران معاصر مدیون زحمات ایشان است.اظهار ندامت کرده  و اعترلف میکنم که ما به کشورمان خیانت کرده و گول احمقترین روشنفکران دنیا را خوردیم که ملاها را به محمد رضا شاه ترجیح دادند.البته خانواده ما هم از اعدام و زندان جمهوری اسلامی بی بهره نبود .
    آقای ارزنگ واقعا بعد از گذشت این همه سال هنوز  بر حماقتتان پافشاری میکنید.واقعا گفتن کلمه اشتباه کردم اینقدر سخته.
    برادرانه به شما توصیه میکنم اینطوری همان پایگاه اندکی که دارید را بزودی از دست خواهید داد.چون نه تنها اظهار پشیمانی نمیکنید بلکه بر حماقت ان قلاب اسلامی ۱۳۵۷  و به ماندن حکومت ملاها کمک میکنید…

    • MehrmahA

      Vaughan ke Che khoob baladid tarikh raa tahrif konid. Maghaalaati saraasar naa dorost. La’nat bar mossadegh-e mardom farib va tarafdaaraanash. Kami motaale-ee befarmaaeed ba,d maghaleye benevisid.

  • Hoshang M

    motasefam baray afrad bimeghdari mesl shoma ke bedon shenakht in arajif ro minevisid
    roh sha faghid shad javid shah iran