از هم گسیختگی و پارگی میان اتحاد نا مقدس فیضیه قم و کاخ کرملین ۵

پیامد انقلاب مردمی ۱۳۵۷ تنها روی کار آمدن آخوند و برگزاری یک حکومت اسلامی نبود. بلکه همبستگی و پیوند تنگاتنگی بود که میان آخوندهای ساخت فیضیه قم، و کاخ کرملین روسیه پدید آمد. از آن تاریخ تاکنون سایه شوم حکومت فاشیستی روسی، و آخوندهای خودکامه بر مردم ایران سایه افکنده است. شگفتی اینجاست که چرا در پرچم ابداعی آخوندها، نشانه ای از داس و چکش دیده نمی شود؟.

رژیم ملاها خود از خیانت های هم پالکی هایشان از چهار سده گذشته تا کنون، به کشور و مردم ایران به خوبی آگاهند. برای آن که خیانت های آنان را پرده پوشی کنند، به روش ماله کشی روی آورده، و هر خیانت به مردم و این سرزمین را وارونه جلوه داده، و به عنوان خدمت و جان فشانی در راه کشور و مردم معرفی می کنند. خردباختگان و مزدورانی مانند آخوند کدیور، آخوند اشکوری، میر حسین موسوی، و شماری دیگر نیز با آخوند همراه و هم آواز شده، این خائنین را خدمتگذاران مردم می نامند.

این فرتوری است که رئیس جمهور  روسیه تجاوز گر را در کنار احمدی نژاد ( محمد علی شاه)، دست نشانده خود، نشان می دهد.

این فرتوری است که رئیس جمهور  روسیه تجاوز گر را در کنار احمدی نژاد ( محمد علی شاه)، دست نشانده خود، نشان می دهد.

به تازگی فردی به نام صادق زیبا کلام که ظاهراً استاد دانشگاه آخوندها می باشد، در مقاله ای، مشروطیت را انحراف از واقعیت و بر خلاف خواسته و تلاش مردم ایران که همانا حکومت مشروعه باشد نام برده، در این مقاله به ستایش آخوند می پردازد، و شیخ فضل الله آخوند خیانت کاری که با مشروطیت سرجنگ داشت، شجاع شهید نامیده، تلاش و عملکرد خیانت بار او را مثبت و در راه انقلاب مردمی می داند.

از این که از چهار سده پیش تا کنون آخوندها همواره به ایران و مردم خیانت کرده اند، جای هیچگونه شک و تردیدی نیست. خیانت شیخ فضل الله در مخالفت با مشروطیت تا دستگیری و نابودی او از سوی میهن پرستان، خیانت آخوندهایی مانند سید محمد باقربهبهانی، حاج ملا محمدجعفر استرآبادی، آقا سید نصرالله استرآبادی، حاج سید محمد تقی برغانی، سید عزیزالله طالشی وشماری دیگر در تحریک و واداشتن فتحعلیشاه به جنگ با روسها و از کف دادن بخش بزرگی از ایران، و یا خیانت های آیت الله کاشانی در همکاری با انگلیس، در گیری با مصدق، و یا مخالفت ورزیدن با تغییر رژیم سلطنتی به جمهوری، نمونه هایی است که تا کنون انجام شده، و ثبت در تاریخ است.

در این دوران تلخ سی ساله نیز، این از خدا بی خبران و خودکامگان، هستی و نیستی، مملکت و رزق و روزی مردم بینوا و دربند را در چهار مورد تباه و نابود ساختند:
۱- صرف کارهای تروریستی در کشورهای گوناگون، تربیت و به کارگماردن مزدوران، و کشتن مخالفین خود.
۲- هزینه کردن برای ساختن و ترمیم مسجد، حسینیه، گور تازیان، و دعوت از فرصت طلبان و کاسه لیسان، برگزاری مراسم چندش آور ضد ملی و ضد مردمی، و یا در راستای خردزدایی و تحمیر مردم، مسابقه طوطی وار خواندن قرآن، در راستای فرسایش روح و روان، و آرامش مردم.
۳- چپاول و غارت بیت المال و سپردن ارز در حساب های شخصی خودشان، در سرتاسر جهان.
۴- پرداخت میلیون ها دلار به رژیم سلطه گر و دیکتاتور روسیه برای تولید نیروی هسته ای و ادامه حکومت ننگین خودشان.

پول هایی که آخوند از گوش و گلوی مردم ایران می گیرد، در اختیار حزب الله لبنان می گذارد تا به شستشوی مغز کودکان بپردازد. هرکدام از این کودکان بی گناه و چشم بسته در آینده به جنایتکاری خون آشآم تبدیل خواهند شد که کسی را یارای آنان نیست. این است فلسفه اسلام، اینست آئین و آموزش اسلام، و اینست راه و روش مردم را  به عبودیت و بندگی در آوردن، که مرام اصلی اسلام است.

پول هایی که آخوند از گوش و گلوی مردم ایران می گیرد، در اختیار حزب الله لبنان می گذارد تا به شستشوی مغز کودکان بپردازد. هرکدام از این کودکان بی گناه و چشم بسته در آینده به جنایتکاری خون آشآم تبدیل خواهند شد که کسی را یارای آنان نیست. این است فلسفه اسلام، اینست آئین و آموزش اسلام، و اینست راه و روش مردم را  به عبودیت و بندگی در آوردن، که مرام اصلی اسلام است.

خیانت آخوند در سه مورد ۱-۳ بالا، آشکار و مورد شناخت هم میهنان، به ویژه جوانان کشور است. از این روی، در این مقاله به رابطه ایران و روسیه پرداخته می شود:
شاید هم میهنان ما بدانند که یکی از اهرم های قدرت و روی کار آمدن رژیم اسلامی، تلاش و همکاری نیروهای چپ، مانند مجاهدین، و حزب توده بود. خمینی پس از آن که توانست سوار بردوش این دوگروه انقلاب را به سود خود پایان بخشد، گرچه به سرعت هردو گروه را به کنار زده و خود یکه تاز میدان شد، ولی نمی توانست از کمک و پشتیبانی کشور های دیگر محروم بماند.

رژیم اسلامی پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی، چون ملت خردباخته را یک پارچه به دنبال و طرفدار خود دید، سیاست خود را بر دوچیز پایه گذاری کرد:
نخست وانمود کردن و نشان دادن مخالفت با آمریکا بود. سیاست کثیفی که در این سه دهه ملت ایران را به بازی گرفته است. دیگر این که هرچه بیشتر سرنوشت کشور را در پناه و در اختیار روسیه قرار داد. رژیمی که تا کنون  دست دراز خود را به درون هر جیب و هر سوراخی فرو کرده است، در برابر خرس بزرگ (روسیه خودکامه)، آنچنان عبد ذلیل و بیچاره بوده که هر واکنش زشت و ناروا از روسیه دیده و ببیند، لای سبیل و زیر عمامه خود می گذارد و خم به ابرو بر نمی آورد. چنانکه کشتار مسلمانان میانمار به دلیل جنایت خود آنان موجب برافروختن و برانگیختن آخوندها شده، در جایی که قلع و قمع مسلمانان چچنیا امری موجه و درست بوده است.

خوانندگان ما به خوبی می دانند که از روسیه در دو سده کنونی بیشترین و بدترین آسیب و صدمه به کشور ما وارد شده است. جنگهای ده ساله ایران و روس، و از دست دادن یک سوم خاک ایران در زمان فتحعلیشاه خردباخته، و پیامدهای بعدی آن، یعنی نفوذ دولت روسیه در سرنوشت کشورمان در دوران قاجاریه را هرگز فراموش نمی کنیم. در دوران اشغال آذربایجان تا قزوین به وسیله روسها نیز اگر پرزیدنت ترومن به فریاد ما نرسیده بود و به روسیه هوشدارآغاز جنگ نمی داد، امروز دیگر آذربایجان تا قزوین بخشی از خاک روسیه بود، و مرز کشورمان با روسیه به شهر قزوین می رسید.

حال، همانگونه که شاهان قاجار، از فتحعلیشاه تا محمد علی شاه زیر پرچم و حمایت روسیه مملکت را به بیراهه کشاندند، این رژیم نیز با فرو رفتن به کام روسیه خودکامه و قدرت طلب، استقلال، سرنوشت و منافع کشورمان را در این قمار، به خطر انداخته است. قماری که سرانجام آن باختن است، نه بردن. از دست دادن سهم بزرگی از دریای مازندران، نخستین باخت این قمار آخوندی درارتباط با روسیه است. باخت دیگر که از هم اکنون پیش بینی می شود، بهره برداری از ذخیره های نفت در بستر دریا است که گویا مورد مذاکره آن با روسیه است.

نکته دیگر، هزینه کردن برای دستیابی به سلاح اتمی به کمک روسیه است. ما در جریان پرداخت پول های بیشمار رژیم به روسیه در این دو سده نیستیم. ولی آنچه که آشکار است، هرگونه تصمیم گیری و سرنوشت این رؤیای احمقانه رژیم اسلامی برای ساختن بمب اتمی، در دست روسیه است. بدین روی، هرآنچه رژیم اسلامی تا کنون پرداخت کرده و یا ناچار به پرداخت در آینده است، جز فقر و درماندگی، سیه روزی، و سرانجام ناکامی برای ملت ایران چیزی به بار نخواهد آورد.

گروکشی روسها با موشک اس ۳۰۰-
رژیم اسلامی برای برخورداری از حمایت و پشتیبانی روسیه به ویژه هنگام تصویب قطعنامه های سازمان ملل، تا کنون امتیازات زیادی به روسها داده که نمونه آن واگذاری بخش بزرگی از دریای خزر است که بدان اشاره شد. دیگر این که، در خرید اسلحه و موشک های با کاربرد گوناگون،  گویا با پرداخت چهار میلیارد دلار، قراردادهایی به امضاء رسانده  که روسها به تعهدات خود عمل ننمودند، و از باز پرداخت پول آن نیز خودداری نمودند.

گوینده این ویدیو دلیل می آورد که فروش موشک اس ۳۰۰ به ایران برای آن بوده که اگر دولت های باختری به سوریه حمله نظامی کنند، ایران بتواند با این موشک پیشرفته هواپیماهای آنان را نشانه گرفته مورد هدف قرار دهد. حال، که دولت روسیه به این نتیجه رسیده که بشار اسد ماندنی نیست، پول های ایران را بالا کشیده، و از تحویل موشک سرباز زده است.

روزنامه مردم سالاری در تاریخ ۲۱/۵/۱۳۹۱ می نویسد: ” امتناع روسیه از تحویل موشک اس ۳۰۰، یکی از اختلافات سیاسی سالهای اخیر ایران و روسیه بوده است. موضوعی که با شکایت ایران وارد فاز جدیدی شد و اینک اظهارات مقامات روسی درباره این شکایت، مرحله جدیدی از پرونده این موشک را رقم زده است”. دولت روسیه با دریافت پول کلانی از رژیم اسلامی با گردن کشی و لات گری، از تحویل موشک های مورد قرار داد به بهانه های واهی سرباز می زند.

آنچنان که:” روزنامه روسی کامرسانت به نقل از یک منبع در دفتر ریاست جمهوری و وزارت خارجه روسیه نوشت: اگر تهران شکایت خود از روسیه در مورد اس ۳۰۰ را از دادگاه بین‌المللی پس نگیرد، روسیه موضع سخت تری نسبت به برنامه هسته ایران خواهد گرفت و ایران را از حمایت خود محروم خواهد کرد”. این بازی جدید روسیه برای نپرداختن غرامت به ایران است. روزنامه خبر  نیز در تاریخ ۲۰/۵/۹۱ از گروگان کشی روسیه گزارش می دهد.

رژیم اسلامی گویا با پرداخت ۴ میلیارد دلار سفارش ساخت و خرید پرتاب کننده بمب زمین به هوای  اس ۳۰۰ به روسیه داده است. ولی روسیه نه تنها از تحویل و دادن این موشک های زمین به هوا به ایران خود داری نموده، از بازپرداخت پول آن نیز خودداری می کند. این را باید شارلاتانی و باج خواهی دولت روسیه، و ضعف و بی حالی و غیر مردمی بودن رژیم اسلامی تلقی نمود.

رژیم اسلامی گویا با پرداخت ۴ میلیارد دلار سفارش ساخت و خرید پرتاب کننده بمب زمین به هوای  اس ۳۰۰ به روسیه داده است. ولی روسیه نه تنها از تحویل و دادن این موشک های زمین به هوا به ایران خود داری نموده، از بازپرداخت پول آن نیز خودداری می کند. این را باید شارلاتانی و باج خواهی دولت روسیه، و ضعف و بی حالی و غیر مردمی بودن رژیم اسلامی تلقی نمود.

هنگامی که یک رژیم از مردم خود جدا می شود و به دنبال دیکتاتوری و خودکامگی برای نجات خود از غرق شدن ناچار است به هر ریسمان و طناب پوسیده ای چنگ بزند، سرنوشتی جز بازنده شدن و از دست دادن همه چیز حتی استقلال و حاکمیت ملی به دنبال نخواهد داشت. اینجاست که ملت ایران، به ویژه نسل جوان، هرچه زودتر و هرچه کوشاتر به روش های گوناگون این رژیم ضد ایرانی را به کنار زده و تادیر نشده و باردیگر مسأله تجزیه و جدایی ایران پیش نیامده است، از خانه و کاشانه خود نگهداری و مواظبت نمایند.

 

  • Malakalshoara

    ماه رمضان  رفت و رو سیاهی به روزه گیران جاکش ماند  و بویگند دهانشون 

  • Malakalshoara

    ماه رمضان  رفت و رو سیاهی به روزه گیران جاکش ماند  و بوی-گند دهانشون 

    • Mani 13

      من اعتراض دارم! چرا فقط می گوئید ماهِ رمضان؟؟؟
      اسم درستش: ماهِ نا مبارکِ رمضان است.
      با درود،
      مانی ۱۳  

  • gerian.rousbaz.at. mullah.rous

    حکومت خامنه ای در باتلاق برجام گرفتار شده
    منصور امان

    http://www.iranpressnews.com/source/208975.htm#

    برجام یک طرح فریبکارانه بود که روسیه بنیان گزار ان بود و به همین دلیل تنها طرحی بود که دنبال ارتباط دیپلماتیک با امریکا و غرب میگشت که حزب توده و ملی مضحکی ها و حتا شخص خامنه ای موافق ان بودند .
    مشاورین طرح (حزب توده ، فدایی ، ملی مضحکی) ، مجریان و کارپردازان (ظریف ، حسن روحانی ، عراق چی ، موسویان ، ولایتی ) ، کارفرما ( خامنه ای – سپاه – نیروهای امنیتی ) بودند .
    برنامه این بود که طرح را پیش ببرند تا رفع تحریم ها ، بعد از رفع تحریم بازی در بیاورند و مانع پیشرفت طرح به همه زمینه ها شوند با موشک پرانی و عملیات تروریستی و تحریکات قومی ، مذهبی ، فرقه ای در بلاد مسلمین خصوصا آنهایی که دولت شان و یا محدوده امنیتی شان حوزه غیر قابل معامله غرب است .
    احمق ها خیال میکردند بدون امریکا میتوانند با کارت اروپا ، روسیه چین بازی کنند . بنده یک میلیون بار هشدار دادم به احمقانه بودن این روش سیاسی ابلهانه که میتوان به اروپا بدون امریکا تکیه کرد و در کنار روسیه و چین ماند !
    این ساده اندیشی سیاسی فقط در ایران و فقط در بلوک توده ای – فدایی – ملی مضحکی خریدار دارد . در همه جای جهان از عربستا ن آمریکایی تا ویتنام کمونیست و هند مستقل میدانند و میفهمند که بدون امریکا همه چیز کشک است . این خرفهمی سیاسی مارکسیستی روسی را به آخوندهای روس باز و خامنه ای دیکتاتور و روحانی چاخان اف و سپاه قزاق هم چپاندند .
    طرح حالا شکست خورده و به فاضلاب تاریخ پیوسته
    منتظر لگد نهایی کاخ سفید نشسته
    فقاهت بعثی حالا مثل سایر بعثی ها که احمقانه دنبال روسیه رفتند و خیلی دیر فهمیدند روسیه ورشکسته مافیایی خودش را هم نمیتواند محافظت کند ، دو راه پیش رو دارند :
    ۱) راه قذافی
    تسلیم بدون قید و شرط .
    ۲) راه صدام
    گردن کلفتی و رجز خوانی پای چوبه دار و در حالیکه پشت سر ابراهیم صحاف دود انفجار ها به هوا است ، ادعای پیروزی کردن !
    اما آنها انقدر ابله هستند که باز دنبال مارکسیست های ورشکسته روسی میروند و کوره راه کره شمالی را در برنامه خواب های آشفته خود به زور میگنجانند
    تبلیغات نیکفر و رادیو فردا و دوچه ولله و بی بی سی فارسی و صدای امریکا و بقیه رسانه های تحت اشغال جاسوسان روسیه برای پفک نمکی ( مرد موشکی ) و لنگ و پاچه کره ای شمالی نشان دادن به ملاهای شهوتی همه حکایت از آخرین تلاش های مارکسیست های روسی برای نگه داشتن آخوندهای روس باز در مسیر قهقرایی فعلی است .
    آخوند روسی از فرط شهوت سیاسی نگاه کردن به تن بی موی احمق کره شمالی چنان به وجد آمده که متوجه وضعیت وخیم خودش نیست .
    اما توصیه من به اپوزیسیون بر انداز
    باید به مارکسیسم روسی و اسلام مارکسیستی و ایده ترویج دین و ایدیولوژی و قوم گرایی شوونیستی به جای دولت عرفی هوادار رابطه مسالمت آمیز با امریکا ، غرب و اسرائیل حمله کنید . ریشه گرفتاری عنکبوتی ما ایرانیها در عوامل بالا است
    به شما هشدار میدهم اگر به این بازی ۳۰۰ ساله روسی – انگلیسی که حالا روسی – روسی شده پایان ندهید هرگز به پیشرفت نخواهید رسید و امنیت شما ایرانیها هر جا که باشید حتا در غرب در خطر است .
    عربستان سعودی هم الان بیش از شما شانس دارد . باید گریه کنید به این سرنوشت شوم روسی

  • Confession to Russian spionage

    به قدرت رسیدن بلشویک‌ها در روسیه و تاثیرات آن بر ایران، علی فراستی

    http://news.gooya.com/2017/10/post-8673.php

    Finally one Marxist came out and told 50 percent of devastating meddling and crimes done by Lenin, USSR, and Pro-Russian Marxists ( Toudeh Party, Fadaeian khalgh, Communist Kargary, Melli Mazhabi) against Human kind and Iranians specifically

    He reveals all lies that Pro-Russian Marxists are pouring in internet on behalf of Putin and Russian Imperialism. He says
    “شباهت عجیب برخی تحولات پس از پیروزی انقلاب ۵۷ با شیوه‌های لنین و
    بلشویک‌ها در قبضه قدرت سیاسی در اکتبر ۱۹۱۷ و سالهای پس از آن نشان می‌دهد
    که روحانیت حاکم نه تنها از طریق عوامل شناخته شده مسکو بلکه با کمک و
    هدایت همان کشور؛ گام به گام تبدیل به اصلی ترین هم پیمان روسیه در
    خاورمیانه گردید.”

    ———————————————————————

    کره شمالی؛ ترامپ: روسیه کارشکنی‌ می کند

    http://www.iranpressnews.com/source/204642.htm

    Finally Trump noticed that American enemy is Russia and North Korea , Assad, and Mullahs are just puppet

    —————————————————————————————————–

    بالاخره یک مارکسیست پیدا شد که حقیقت را د رمورد لنین ، کودتای اکتبر ۱۹۱۷ علیه دولت لیبرال و مترقی کرنسکی و آغاز سوسیال امپریالیسم شوروی فقط یک سال بعد از کودتای ۱۹۱۷ ( درست مثل صدور انقلاب خمینی کپی روسی کودتای اکتبر ) و تجاوز دولت سوسیالیستی واقعا موجود به همه ملت ها و کشورها در جهان را بدون ماست مالی و لاپوشانی برای روسیه و مزدوران ان ( حزب توده ، فدایی ، ملی مذهبی ، کمو نیست کارگری و راه کارگر …) آورده . البته مثنوی جنایات شوروی و فراماسونری مارکسیست های روسی هزار من شود اگر کسی بخواهد آنرا کامل بیان کند . ولی همین اشاره کوچک را باید به عنوان نقطه آغاز خوش آمد گفت .
    مهمترین فراز های مقاله علی فراستی بسیار شنیدنی است :
    “با تحولات اکتبر ۱۹۱۷ ورق برگشت و از آن پس شعارهای عدالت طلبانه و برابری طلبی کمونیست‌های روسی میان روشنفکران و تجدد طلبان ایرانی رونق گرفت. در آن دوران هر کس که روس گراتر بود مترقی محسوب می‌شد و گرایشات لیبرالیستی و حتی سوسیال دموکراتیک از نوع رایج در اروپای غربی مذمون تلقی می‌گردیدند.”

    “در این میان جنگ جهانی اول و فشار اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن نیز
    مزید بر علت شد و در این میان بود که لنین توانست خود را بعنوان منجی و
    نجان دهنده جامعه مصیبت زده روسیه عرضه کرده و با کودتائی برق اسا (که بعدا
    نام “انقلاب سرخ” بر آن نهاد) قدرت سیاسی را بدست بگیرد. در واقع هدف اصلی
    لنین نجات امیراطوری میرای روسیه و احیاء قدرت و اقتدار آن در قالبی جدید
    بود.

    سیاست توسعه طلبی روسیه با روی کارآمدن لنین و تنها یک سال پس از تحولات
    اکتبر ۱۹۱۷ مجددا احیاء شد ولی این بار در زرورق حمایت از زحمتکشان و ملل
    ستم دیده.”

    “ک. ترویانوسکی از تئوریسین‌های بلشویک و از نزدیکان لنین در کتاب خود
    تحت عنوان “شرق و انقلاب” منتشره در سال ۱۲۹۷ شمسی (مصادف با ۱۹۱۸ میلادی؛
    یعنی یکسال پس از بقدرت رسیدن لنین) چنین نوشت:

    “اهمیت ایران برای ایجاد یک بین الملل کمونیستی در شرق غیر قابل انکار
    است. اگر ایران مرزی است که باید از آن عبور کرد و به دژهای انقلاب در شرق،
    یعنی هندوستان، دامن زد، پس ما باید در گام نخست، انقلاب را در ایران بر
    پا کنیم. یک تحریک و انگیزش لازم است؛ یک کمک بیرونی نیاز است؛ لذا ما
    محتاج یک تصمیم گیری قاطع هستیم. این انگیزش، این ابتکار و این قاطعیت
    می‌تواند توسط انقلابیون روس و با واسطگی مسلمانان روسیه تحقق یابد. ”

    ” ازآن‌پس هر حزب کمونیستی، در هریک از کشور‌های جهان، می‌بایست شکل سازمانی،
    ایدئولوژی، نوع فعالیت و نیز تاکتیک‌ها و استراتژی خود را برای دستیابی به
    قدرت، با حزب کمونیست شوروی هماهنگ کند. بدین‌سان «کمینترن» به مهم‌ترین
    بازوی نظام شوروی برای تأثیرگذاری بر سیر حوادث در جهان بدل شد. ”

    ” فعالین جنبش چپ برای آموزش‌های پیچیده تر به شوروی دعوت می‌شدند و
    آموزش‌های نطری و تشکیلاتی، انتقال گزارشات محرمانه و حتی آموزش نظامی دیده
    و سپس به کشورهای مادر اعزام می‌گردیدند تا با تشکیل محافل و احزاب سیاسی
    کمونیستی، اهداف و برنامه‌های شوروی را پیگیری کنند. ”

    ” جالب اینکه روحانیونی همچون پدر حجت الاسلام موسوی خویینی‌ها جز رهبران
    فرقه دموکرات آذربایجان در زنجان بود و پس از انقلاب، فرزند همان روحانی
    رهبری بزرگترین تنش در مناسبات ایران و غرب را در جریان اشغال سفارت آمریکا
    در تهران در دست گرفت. در پناه فضای ضد آمریکایی پس از اشغال سفارت آمریکا
    و تنها یکماه بعد از آن، ارتش سرخ شوروی با اشغال افغانستان، آرزوی دیرینه
    تزار روسیه را محقق کرد و به مرزهای تاریخی هندوستان (پاکستان فعلی) رسید. ”

    ” آموزش دیده‌های دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو و شنوندگان ۱۴ رادیوی فارسی
    زبان که از شوروی و یا کشورهای هم پیمان شوروی بر فضای سیاسی و روشنفکری
    ایران تاثیر می‌گذاشتند، نقش تعیین کننده‌ای در جهت دهی گروههای چریکی
    (فداییان خلق و مجاهدین خلق) ایفاء نمودند. ردپای ارتباطات مامورین شوروی
    با گروههای چریکی ایرانی در ترور مستشاران آمریکایی در ایران بخوبی گواه
    این مدعاست. “