باید به همه باورهای دینی احترام گذاشت ولی اسلام سیاسی و دکانداری دین را نمی توان پذیرفت ۱۱

هرگونه اعتقاد و باور دینی یک مسأله کاملًا شخصی و خصوصی است. تا زمانی که نزد خود باورمند و معتقد بدان بماند قابل احترام و جای هیچگونه اعتراض و خرده گیری بر آن نیست. در جهان صدها اعتقاد و باور دینی وجود دارد. به عنوان نمونه، در هندوستان هرگروهی و در هرمنطقه ای به چیز و مرام خاصی متفاوت از دیگران معتقدند. با این حال، آنان باهم و در کنار هم زندگی می کنند و هیچگاه به همدیگر اعتراض و برخورد خصمانه ای برای تبلیغ دین و مرام خود ندارند.

تنها دین و مرامی که در هندوستان و یا هرجای دیگر مانند لات و گردن کلفت محل مزاحم همه و موجب خشونت و کشتار می شود، اسلام است. در حقیقت اسلام یک دین و باور سرکش و خشونت بار است که در زندگی خصوصی و خانوادگی دیگران دخالت می کند و با زور و قلدری می خواهد همه را به کیش خود در آورد. به گفته دیگر، اسلام یک مرام و حزب دیکتاتور و خودکامه ای است که جهانی را به خاک و خون می کشد تا همه را مطیع، ذلیل، درمانده و ناتوان، و وابسته به خود سازد.

مهرداد کرم زاده  قهرمان پارالیمپیک ایرانی از دست دادن با همسر ویلیام شاهزاده دربار انگلیس خود داری می کند. رفتار این قهرمان بزرگ جای هیچگونه انتقاد نیست. او  به باور خود عمل کرده است. ولی انتقاد از این عقیده و باور ارتجاعی است که دکانداران دین در مردم به وجود آورده اند. البته برای آخوند شهوت ران که زن را در پایین تنه او می شناسد، دست دادن موجب تحریک مردان است. آخوندها در این مورد رفتار شیطانی و زن ستیزی  خود را بر دیگران تعمیم می دهند و به خیال خود هر مردی با زنی دست داد، تنها به سکس زن می اندیشد. بنا براین، بر ما ضروی است که این روش زشت حیوانی که در مغز آخوند است، از فرهنگ و از تن و خرد خود دور سازیم

مهرداد کرم زاده  قهرمان پارالیمپیک ایرانی از دست دادن با همسر ویلیام شاهزاده دربار انگلیس خود داری می کند. رفتار این قهرمان بزرگ جای هیچگونه انتقاد نیست. او  به باور خود عمل کرده است. ولی انتقاد از این عقیده و باور ارتجاعی است که دکانداران دین در مردم به وجود آورده اند. البته برای آخوند شهوت ران که زن را در پایین تنه او می شناسد، دست دادن موجب تحریک مردان است. آخوندها در این مورد رفتار شیطانی و زن ستیزی  خود را بر دیگران تعمیم می دهند و به خیال خود هر مردی با زنی دست داد، تنها به سکس زن می اندیشد. بنا براین، بر ما ضروری است که این روش زشت حیوانی که در مغز آخوند است، از فرهنگ و از تن و خرد و جامعه خود دور سازیم

برخورد دولت و مردم در غرب با باورهای گوناگون

در کشورهای باختری واژه هایی چون؛ دین رسمی و غیر رسمی، اقلیت و اکثریت، و مانند آن که استثمار و ستمگری به دنبال می آورد، مطرح نیست و مردم آزادند و می توانند به آن چه بخواهند معتقد باشند و بدان عمل کنند. آنان همگی در برابر قانون یکسانند. چنانکه در شهرهای بزرگ، مسلمانان مسجدهایی در کنار کلیساها ساخته و به نماز و مراسم دیگر مذهبی خود می پردازند، ولی اجازه خود نمایی و هرگونه تبلیغی در بیرون مسجد ندارند. این تنوع و آزادی عقیده بسیار زیبا و درخشان است. زیرا به هر انسان فرصت می دهد تا در درون خویش فرو رفته، و برای آرامش روان خود، باور و روشی بر گزیند. برای آن که جلو تبلیغ دینی گرفته شود، دولت انگلیس بر آن است که از آویزان نمودن و پوشیدن علامت هایی مانند صلیب و هرگونه نشانه مذهبی دیگر جلوگیری کند.

کشور دینی، و یا رژیم دینی؟.

در جهان، کشوری بنام کشور دینی سوای عربستان وجود ندارد. عربستان یک کشور اسلامی است که در آنجا همه مسلمانند و قوانین اسلام بر اساس قرآن و احکام دین در آن اجراء می شود. در آنجا هرکس بد تکان بخورد، روز رمضان روزه نباشد، در کنار خانه کعبه ( بتخانه بزرگ و تاریخی)، به او حالت تهوع و بالا آوردن دست دهد، گردنش در میدان شهر مانند دوران پیامبر با شمشیر بران زده می شود. در این کشور سیاه و بسته همه چیز تاریک است. چیزی که در آن جا ارزش ندارد، مقام و ارزش آدمیت است.

از عربستان، این کشور راستین اسلامی که بگذریم، نامیدن کشورهای دیگر مانند مصر، اردن، سوریه، مراکش، تونس، عراق، و ایران که در آنها ادیان گوناگونی مانند اسلام، یهودی، ارمنی، آسوری، زردشتی، و بهایی و یا حتی بدون هر باور دینی وجود دارد به نام کشور اسلامی نادرست است. به گفته دیگر نامیدن چنین کشورها با تنوع و دگرگونی ادیان و مذاهب گوناگون به عنوان کشورهای اسلامی و یا داشتن یک رژیم اسلامی، بازهم تجاوز، دیکتاتوری، و خودکامگی اسلام و دکانداران آن، و ظلم و ستم به دیگر باوران است.

همه ادیان محترمند و ما به پیروان آنان احترام می گذاریم، تا آن جا که عقایدشان را در خود نگاه دارند و در جامعه و زندگی بر مردم تحمیل نکنند. درشرایط کنونی ما می کوشیم که حزب سیاسی اسلام را که مانند بختک به جان مردم کشورمان افتاده، از زندگی امان دور سازیم و آخوند را از صحنه سیاست کنار گذاریم

همه ادیان محترمند و ما به پیروان آنان احترام می گذاریم، تا آن جا که عقایدشان را در خود نگاه دارند و در جامعه و زندگی بر مردم تحمیل نکنند. درشرایط کنونی ما می کوشیم که حزب سیاسی اسلام را که مانند بختک به جان مردم کشورمان افتاده، از زندگی امان دور سازیم و آخوند را از صحنه سیاست کنار گذاریم

جمهوری اسلامی یعنی چه؟

عنوان جمهوری اسلامی یک کلاهبرداری و شالاتانی آخوندی بیش نیست. زیرا قوانین اسلام  قوانینی ارتجاعی و غیر قابل تغییر است در حالی که در جمهوری گفتگو از تغییر و دگرگونی  با شرایط زمان و مکان است. بنابراین، دو واژه “جمهوری”، و ” اسلامی” وصله ناجوری هستند که نمی توانند بیکدیگر دوخته شوند. اگر بتوان فلز را با چوب جوش داد و آنان را به هم متصل نمود، این دو واژه جمهوری و اسلامی هم می توانند در کنار یکدیگر باشند. به همین دلیل است که تا کنون جمهوری کاتولیکی، جمهوری پروتستان ها، و یا جمهوری دیگر ادیان در جهان دیده نشده و به وجود نیامده است.

بازهم سخنی دیگر در مورد کشور اسلام زده خودمان!

آیا در کشور ماتم زده ما که یک مشت آخوند ضد انسان و ضد ایرانی برآن حکومت کرده، و با اجرای دستورات ارتجاعی اسلام نفس ها را در گلوی مردم قطٰع می کنند، جای اعتراض و ایستادن در برابراین دین خودکامه و آشوب گر وجود دارد؟. آیا نباید در برابر این خودکامگان و خواستار غیر انسانی آنان ایستاد و آن را به چالش کشید؟. همانگونه که گفته شد در ایران دین و باورهای گوناگونی وجود دارند. بنابراین، وظیفه ما آن است که به همه آنان حتی پیروان دین اسلام احترام گذاریم و با محبت و دوستی با آنان برخورد نماییم. ولی نمی توانیم بپذیریم که اسلام بر زندگی مردم و سیاست کشور سایه افکند و حکمرانی نماید.

آیا رفتار وحشیانه و غیر انسانی رژیم اسلامی با دیگر باوران مانند یهودی، زردشتی، بهایی، و حتی مذهب های دیگر اسلام ما را وادار نمی کند که با این هیولای حاکم بر سرنوشت ۷۰ میلیون مردم به مبارزه و چالش پردازیم و آن را به نقد و انتقاد گیریم؟. کشوری که بیت المال و درآمدهای آن در راه ساختن امام زاده (قبر آخوندها)، مسجد و حسینیه، و صرف تبلیغات مذهبی، برنامه ریزی برای کارهای تروریستی اسلامی می شود و کودکان هنوز در دبستان های اجاره ای و نا امن در سرما و گرما به درس خواندن می پردازند، آیا جای آن نیست که با این بختک اسلام که بر پشت و شانه مردم افتاده و زندگی مردم را تلخ کرده جنگید و آن را به درون فضای بسته خانه و مسجد باز گرداند؟.

بنا بر آن چه گفته شد، تلاش ما بر این است که سلطه اسلام و دکان داران آن بر کشور و بر مردم برداشته شود، و همه مردم با هرباور دینی بتوانند مرام و خواسته خود را دنبال کنند، و برای آنان ترس و و حشتی وجود نداشته باشد.

این ها هم میهنان بهایی ما هستند که در  چنگال رژیم ضد بشری اسلامی گرفتارند و یا کشته شدند. در تظاهراتی که در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۱  در بندر ریو در برزیل علیه رژیم  اسلامی  برپا گردید، فرتور این قربانیان در معرض دید جهانیان قرار گرفت.

این ها هم میهنان بهایی ما هستند که در  چنگال رژیم ضد بشری اسلامی گرفتارند و یا کشته شدند. در تظاهراتی که در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۱  در بندر ریو در برزیل علیه رژیم  اسلامی  برپا گردید، فرتور این قربانیان در معرض دید جهانیان قرار گرفت.

  • Esfehani

    khodetam jaye in varzeshkare badbakht boodi hamin karo mikardi  aghe ba na mahram dast midad vaghti barmigasht iran cjoob too koonesh mikradan 

  • Melatehtarso

    Esfehani 4 ta adam ozgale traso mesle to hastand to yeke on ghabrestone jombori eslami ke in akhondhaye konnashoshteh savreton shodand, man jayeh on varzesh kar bodam dast meydadam badesh ham be khondh megoftam biyad kiramo bokhorid va hamon englis meymondam

    • Esfehabi

      boro madar jendeh poshte pc neshasti gooz gooz mikoni kharkosdeh avaln ke jahad be rashti haroomeh dovoman aghe  khaye dari boro hamin alan joloye yeki az hamin basijiha ya nirooye entezami hamin harfi ro ke faghat khaye dari too interenet bezani ro bezan ta madarto ba khaharet az koon jolo cheshat began nane kooniye lajan felan ke akhoonda savarae khahar madare to shodan ke tooye goosalaro pas endakhtan

  • fere

    این بختک اسلام فقط با افزایش فرهنگ از شانه مردم برداشته میشود. بر میگردیم به مثالی که میگویند ، تا که ابله در جهان هست مفلس در نمی ماد.

  • ali

    لازم به عرضتان برسانم اسلام در کشورهائی که دین را ازسیاست جدا میپندارند چنین چهره مخدوشی از خود به جا نگذاشته(مانند ترکیه امروزی)

  • شاندل

    در بالای صفحه نوشته اید “تلاش برای آزادی، دموکراسی و سکولاریسم در ایران” لطفا بنویسید تلاش برای محو باورهای دینی در امع ایران چون تمام مقاله هایتان در حول و حوش این موضوع پرسه می زند و این تعارف بی مقدار که “به باورهای مردم احترام قائلم و لاب لاب لاب ” متاسفانه رنگ باخته
    تمام نوشته هایتان به نحو زیبایی قاب نقد می باشند ولی متاسفانه … آن سعه صدر و انتقادپذیری را در شما نمی بینم

  • Dini

    hallo shandel hamin bavafrhaye maskhareh dini ast ke in mamlekato be in felakat va badabakhi andakhteh, man shashidam be bavarhaye dini khoshed omad hala

  • لختی

    عکس لختش که دراومد :))

    • Mohammed

      vaghean motasifam brash. chi mikhat nishon bedi az khodet akhe. eftekhar ham mikonan ina 🙂

  • Sahameddinghiassi

    متاسفانه ما بجای وحدت بسوی تفرقه
    داریم میرویم. و هر مطلبی را زمینه یک تفرقه و ضدیت بکار می بریم.

     

    کسی که در خانواده روحانی و مسلمان
    بسیار متدین و معتقد بدنیا آمده باشد معمولا مسلمان میشود حالا بعضی ها چطور
    میخواهند که از وی یک ضد دین بسازند. ما متاثر از محیط خود هستیم وباورهای
    پدران  مادران و اطرافیان خود را براحتی
    لااقل در سن های پایین قبول میکنیم.

     

    پدرمادری که از مثلا دین اسلام
    صدمه زیاد خورده اند و مثلا مجبور به ترک میهن گشته ویا کار و زندگی خود را به این
    بهانه که مثلا دیندار نیستند از دست داده اند مسلم است که فرزندان آنان عملا ضددین
    اسلام خواهند شد. زیرا این  تصور در آنان
    هست که اسلام زندگی آنان را ازهم پاشیده است. ما در هر بستری که زندگی کنیم
    معمولا  از آن نوع تمایلات داریم که دیگران
    و اطرافیان ما داشته اند. بعضی وقتها زندگی در یک محیط دیگر ممکن است که تمامی
    باورهای قبلی مارا از بین ببرد.

     

    آتاتورک بی حجابی را در ترکیه
    امروزی خیلی آرام و بدون زور پیاده کرد و کاملا اختیاری بود. البته من این را
    خوانده ام ولی رضا شاه آنرا با زور در ایران پیاده کرد. وقتی دانشجویی از کشورهای
    ما به غرب میرود فکر میکند که همه آنان بی بند بار و هرکی به هرکی هستند. مثلا اگر
    دختری از وی تقاضای رقص کند یا اورا ببوسد فکر میکند که این دختر عاشق دلخسته اوست
    در حالی در تمدن آنان بغل کردن ودرآغوش گرفتن و بوسیدنهای کوتاه تنها یک رسم
    دوستانه است نه یک راه عاشقانه.

     

    شاید در کل دنیا غارتگران و شیادان
    بین المللی با داشتن سرمایه های افسانه ای از همین اختلاف تمدن ها و دینها و بی
    دینها سو استفاده های کلان میبرند تا بتوانند سلاحها و مواد منفجره و مخدر خود را
    بفروشند و با گرفتن حق بیمه های کلان مردم را غارت نمایند.

     

    متاسفانه ماهم این شگرد آنان را
    متوجه نیستیم و نمیدانیم که آنان از جمله معروف تفرقه بیانداز غارت کن  حکومت کن سو استفاده میکنند. مشگل اکنون ما بی
    دینی  با دینی و یا داشتن افکار مختلف و
    توجه به مکتب های اجتماعی و مذهب های گوناگون نیست بلکه مشگل ما نداشتن تحمل و
    تساهل با هم است. ما بجای اتحاد برای مسایل مهم تر به جزییات و مسایل فرعی چسبیده
    ایم و مسله های کلی را کنار گذارده ایم. مثلا یک جوان آریایی یا افغانی و یا
    خراسانی  که هرسه نام یک کشورهستند  از غارت میلیارد دلاری کشورش آنقدر غیرتی
    نمیشود که از دیدن دست دادن یک زن آریانایی با یک مرد؟ محرومیت های جنسی که شاید
    برنامه ریزی هم شده باشد تمامی فکرهای جوانان مارا به مسایل جنسی منحرف کرده است و
    جلق زدنهای بیشمار آنان را تقریبا روانی کرده است. خشم همراه با جنون جنسی آنان را
    به پدران ومادران و دیگران که با آنان زندگی میکنند بعضی موقع ها غیر قابل تحمل
    است. متاسفانه سیستم های ما با کنار گذاردن این مشگل جوانان و بی اهمیت کردن آن و
    یا حتی تابو نمودن آن هیچ کمکی به حل این مشگل نمی کنند. گرچه اسلام هم با
    قراردادن ضیغه خواسته است که این مشگل را طوری حل کند ولی مردمان ما به ضیغه یا
    ازدواج محدود و آسان راضی نیستند و آنرا قبول ندارند. وحتی آنرا نوعی فاحشگی
    میدانند. کما اینکه مثلا روحانیون ثروتمند و با نفوذ که این مطلب را ادا میکنند
    خودشان حاضر نیستندکه مثلا دخترانشان صیغه شوند.

     

    انتقاد کردن بسیار آسان است ولی حل
    کردن مشگلها دشوار. اینک همه ما میدانیم که فساد و روشوه خواری یکی از عاملهای
    پیشرفت شده است. اگر کسی دزدی کند  رشوه
    بگیرد  اگر دستش رو نشود به زرنگی مشهور
    میشود. ولی اگر دمش به تله بیفتد آنوقت است که مثلا رسوا میگردد. بیشتر کسانی که
    سرمایه های کلان دارند اگر متخصص های بسیار کمیاب نباشند از راههای مثلا غیر
    قانونی  مثل احتکار  دزدی 
    رشوه خواری  کم فروشی  یا گران فروشی و بند بست این ثروتهای غیر مشروع
    را جمع آوری کرده اند . فرزندان آنان در کمال راحتی و رفاه بسر میبرند واحترام
    اجتماعی آنان هم محفوظ است. مسلم است که این فرزندان از کشیدن محرومیت ها برکنار
    هستند و همه چیز برای آنان مهیا است. اگر کمی عقل داشته باشند راه زندگی خوب برای
    آنان هموار است و اگر به دام اعتیاد نیفتند میتوانند زندگی خوبی داشته باشند. مثلا
    با گرفتن معلمان خصوصی حتی لیسانس و دکتری هم بگیرند  خانه های مجلل داشته باشند و در کنارشان
    همسرهای زیبا هم رفت آمد کنند.

     

    من دیده ام که مثلا پسری با
    تمایلات بسیار مادی و غیر مذهبی  و به نوعی
    افکار کمونیستی با یک دختر مثلا کشیش ازدواج کرده است و آنان با داشتن فکرهای
    کاملا متضاد یکدیگر باهم در کمال رفاه و آسایس و تساهل زندگی میکنند. در صورتیکه
    یا دختر مثلا شیعه که با یک پسر سنی از طبقه متوسط عروسی کرده است مدام دعوای
    مذهبی دارند.

    متاسفانه تمامی اختلاف ها و تفرقه
    ها مخصوص ما طبقه متوسط و فقیر است که طبقه های سوپر ثروتمند باهم متحد در غارت
    های بین المللی هستند. درحالیکه ما به عنوان مثلا بهایی مسلمان   مسلمان و یهودی    ترک فارس  
    عرب عجم   بی دین با دین و…رشتی و
    تهرانی   لر کرد   ترک 
    کرد و…  باهم در ستیز هستیم  آنان به ریش همگی ما میخندند و براحتی
    تریلیونها دلار اسلحه و مواد منفجره و مواد مخدر خود را بما میفروشند ومستقیم و
    غیر مستقیم مارا تشویق به برادر کشی و جنگ نزاع تحریک میکنند.

    ما همه وابسته به گذشته خود بوده و
    با تاثر از باورهای خود به نبرد باهم می پردازیم در صورتیکه همه چیز عملا مطلق
    نیست و تابع شرایط است و بستگی به نوع زندگی و روش مردم و تمدن وباورهای مردمان
    دیگری دارد. در گذشته بنا به بعد مسافت هر ملتی و هر کشوری تقریبا از هم جدا بود
    وهرکسی راهی را میرفت. ولی اکنون علاوه بر 
    نفوذ غارتگران بین المللی بر دنیا که یک درصدیها هستند و بیش از ۴۰% منابع
    و ثروت دنیا را در اختیار دارند و میخواهند هم داشته باشند وبرای این منظور از
    اختلافهای ما سو استفاده کرده مارا در مقابل هم به صف آرایی تشویق میکنند ووسایل
    آنرا در اختیار ما میگذارند با سو استفاده از وسایل ارتباط جمعی که در دسترس آنان
    است هرچه را که بخواهند به ما تلقین میکنند. و با دادن اطلاعاتی که میخواهند برای
    ما راه رسم میسازند. از دیندار خرافاتی گرفته 
    تا دیندار مثلا روشنفکر   از بی دین
    خرافاتی گرفته تا  بی دین تحصیکرده و
    روشنفکر همه به نوعی زیر سلطه آنان هستیم. چرا زیرا آنان ثروت دارند  اتحاد دارند  
    بعضی از مارا به دورن خود راه میدهند 
    مارا استخدام میکنند تا دیگران را سرکوب کنیم.  دینها را علیه دینها  بکار میگیرند  
    وبی دینها را علیه با دینها به خدمت میبرند.

     

    نژادها راعلیه هم آموزش میدهند و
    ملتهای را برضد هم تحریک میکنند. تا آتش نفاق و جنگ شعله ور باقی بماند ومردم در
    آسایش و رفاه نباشند تا به غارت آنان پی ببرند. آنان افرادی ابله و بی شعور را به
    مقامات عالی میرسانند تا مردم را به خرافات و بیسوادی و ظلم جور رهنمایی کنند.
    دیوانه ای چون هیتلر را بجان یهودیها می اندازند و آنان را قتل عام میکنند. دیوانه
    دیگری را علم میکنند تا مردم را نابود سازد استالین را پرورشی میدهند تا به کشتن
    مثل آب خوردن بنگرد.  دیوانه دیگر هم که
    معرف حضورتان هست و احتیاج به تکرار نیست.

     

    در آفریقا عمل جنسی کاملا یک مساله
    عادی هست و هر پسری خواست میتواند به سمت دختری برود و دختران هم آنطور تربیت شده
    اند که نه نمیگویند. آبستن شدن دختران هم برای پدرمادرها عادی است مثل مثلا آب
    خوردن. در خاورمیانه این عمل به کشتن وسنگسار کردن همراه است و هیچ پدر مادری حاضر
    نیست به دختر حامله شده خود بدون ازدواج کوچکترین رحمی کند شاید استثناهایی
    باشند.  در غرب دختر و پسر بایست همدیگر را
    بشناسند تا به سکس بپردازند و به راحتی آقریقیا نیست.

     

    درهند خانواده دختر برای دختر خود
    همسر پیدا میکند وبرای داماد خرج میکنند در خاورمیانه عکس این است. و در سایر
    کشورها نوعی دیگر. حالا آیا بایست سر این معیارهای قرار دادی ما باهم به نزاع و
    قتل هم بپردازیم؟ آنچه در مثلا خاورمیانه فاحشگی میتواند نام بگیرد در مثلا غرب
    کاملا عادی است و در آفریقیا کاملا طبیعی میباشد. حالا یک پسر جلقو خاورمیانه با
    آن همه عقده های جنسی چطور میتواند توسط غارتگران به تروریستی بیرحم تبدیل شود که
    دیگران را براحتی مثلا برای اینکه بهم دست داده اند یا همدیگر را بوسیده اند بکشد؟
    غارتگران بین المللی از این اختلاف تمدنها سو استفاده های میلیارد دلاری کرده
    میکنند و تا مادامیکه ما باهم متحد نباشیم خواهند کرد. حمله به معیار های دیگران مشگلی
    را حل نخواهد کرد. ما بایست معیارهایمان را برای خودمان و یا کسانی که به آن عقیده
    دارند نگه داریم وگرنه کار همین است که هست.  

     

    تنها راه رهایی ما علم دانش  تحصیل کردن  تساهل داشتن و باهم مدار کردن است وگرنه همه ما آدمکهایی
    خواهیم بود که آب به آسیاب دشمن غدار میریزیم. و آلت دست همان غارتگران میلیارد و تریلیون
    دلاری شرق غرب  شمال جنوب خواهیم بود. یادتان
    باشد که آنان متحد هستند و ما متفرق.  هی برای
    هم شمشیر نکشیم بلکه با دوستی و علاقه مشگلهای بین خودمان را حل کنیم و مقلدهای بی
    شعور آنان نشویم که از همه سو استفاده خواهند فرمود. احترام  عدالت  وتساهل
    و تحصیل و گذشت تنهاراه هایی است که میتواند مارا از بردگی و بره گی برهاند.   کنار نهادن
    خرافات و قبول نسبی بودن معیارها اصلی کلی است. 

  • شششششش

    س

    سلام
    روزی که اسلام اینان وحتی اسلام ۱۴۰۰ سال پیش از ایران رخت بربندد روز آزادی ایرانیان است زیرا از آن پس ملاک خوب برای همه وبد برای هیچ کس میباشد و دیگر کسی منافع ملی را فدای مصالح اسلام پر تزویر و ریا نمیکند
    مرگ بر اسلامی که کارگر ۸۰۰ هزار تومان میگیرد و رییس بانک رفاه ۲۴۰ میلیون میگرد
    مرگ بر بانی این حکومت و سردمداران و کاسه لیس هایش