این خودخواهی است که اجازه دهیم رژیم ادامه حیات دهد، اما حاضر به اتحاد با دیگر دموکراسی خواهان نباشیم! ۶۴

بی تردید شاهزاده رضا پهلوی یک دموکرات و آزادی خواه است که میهن ما به او در شرایط کنونی سخت نیازمند است.

بی تردید شاهزاده رضا پهلوی یک دموکرات و آزادی خواه بوده، که میهن ما به او در شرایط کنونی سخت نیازمند است. بیایید باهم، و در کنار هم، تفرقه را کنار گذاریم و از این نیروی فعال میهن دوست بهره بگیریم و به نجات کشورمان از دست دژخیمان ضد ایرانی سرعت بخشیم.

– آیا این خود خواهی نیست که جماعتی از مخالفین رژیم، حاضر هستند رژیم خامنه ای ادامه یابد، اما حاضر نباشند با دیگر دمکراسی خواهان، متحد شوند!؟

در اینجا به صورت مستقیم، روی سخن من با افرادی است که دم از «دموکراسی طلبی» می زنند، اما حاضر نیستند با دیگر «دموکراسی خواهان» صرفن به این دلیل نظر آنها متفاوت است، برای رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک، متحد شوند! به صورت مشخص، روی سخنم با جمهوری خواهانی است که خواهان حاکمیت مردم ایران بر آینده خود هستند، اما در همان حال، از همکاری و اتحاد با طرفداران پادشاهی پارلمانی سر باز می زنند! اجازه بدهید این نوشته را با مقایسه چند نفر با دیدگاه های متفاوت آغاز کنم:

گروه اول، اتحاد جمهوری خواهان

جمهوری خواهانی که حاضر به اتحاد با دیگر «دموکراسی خواهان» هستند: از خودم آغاز می کنم: من خواستار تغییر در شرایط ایران هستم و آرزوی بهبودی دارم، شاید سر فصل این تغییرات، به شرح ذیل باشد:

– ایجاد یک نظام جمهوری و مردم سالار که تمام کسانی که در کشور قدرت دارند، با رای مردم انتخاب شوند، در مقابل مردم نیز پاسخگو باشند.

– آزادی بیان و اندیشه در کشور باشد.

– سکولاریسم و حقوق بشر نیز بر کشور حاکم باشد.

– صد البته که صاحب رای، خود مردم هستند و آنها باید نظر بدهند. در حقیقت، نظامی که خواستار آن هستند، نظام جمهوری است.

سمبل و نشانه دموکراسی باهم در رأی دادن و انتخابات شرکت داشتن، و با هم در قدرت شریک بودن است. کار همه، برای همه. همه باهم، و برای هم.

سمبل و نشانه دموکراسی باهم در رأی دادن و در انتخابات شرکت داشتن، و با هم در قدرت شریک بودن است. کار همه، برای همه. همه باهم، و برای هم.

گروه دوم، یک طرفدار پادشاهی پارلمانی

– او خواستار ایجاد یک نظام پادشاهی پارلمانی است، قدرت در دست نخست وزیر و پارلمان است، اما پادشاه سمبل کشور است. پادشاه در امور اجرایی کشور دخالت نمی کند.

– آزادی بیان و اندیشه در کشور وجود خواهد داشت.

– سکولاریسم و حقوق بشر نیز بر کشور حاکم می گردد.

– صد البته که صاحب رای، خود مردم هستند و آنها باید نظر بدهند.

شخص سوم، یک سلطنت طلب

– او خواستار یک نظام دیکتاتوری است، پادشاه را همه کاره کشور می پندارد و نخست وزیر و مجلس، هیچ کاره اند!

– آزادی اندیشه و بیان، چیز بدی است، باعث وقوع انقلاب می شود!

– از سکولاریسم و حقوق بشر، تنها سکولاریسم آنرا قبول دارد!

– در نظر او، مردم شعور لازمه برای انتخاب ندارند.

هندوستان بزرگترین دموکراسی در جهان- لازمه دموکرات بودن، تحمل گفتار و رفتار دیگران داشتن است.  برای  دموکرات بودن، باید خودخواهی ها و خود پرستی ها را در درون خودمان از میان برداریم تا بتوانیم دیگران را در کنار خود همانگونه که هستند تحمل کنیم. و این کاری است که هندی ها با وجود تفاوت های زیاد میانشان، انجام داده اند. اگر ما بتوانیم همانگونه که به خود اجازه همه کاری می دهیم، به دیگران هم همان حق و اجازه را بدهیم، به دموکراسی دست یافته ایم.

هندوستان بزرگترین دموکراسی در جهان- لازمه دموکرات بودن، تحمل گفتار و رفتار دیگران است. برای دموکرات بودن، باید خودخواهی ها و خود پرستی ها را در درون خودمان از میان ببریم تا بتوانیم دیگران را در کنار خود همانگونه که هستند تحمل کنیم. و این کاری است که هندی ها با وجود تفاوت های زیاد میانشان، انجام داده اند. اگر ما بتوانیم همانگونه که به خود اجازه همه کاری می دهیم، به دیگران هم همان حق و اجازه را بدهیم، به دموکراسی دست یافته ایم.

شخص چهارم: یک جمهوری خواه که تنها نظام جمهوری را نظامی مردم سالار می داند:

– او فقط نظام جمهوری را قبول دارد،

– آزادی بیان و اندیشه در کشور وجود خواهد داشت.

– سکولاریسم و حقوق بشر نیز بر کشور حاکم می گردد.

– مردم صاحب حق و رای هستند، اما حق ندارند نظام پادشاهی پارلمانی را برگزینند.

دیکتاتور، دیکتاتور است. خواه رئیس جمهور دیکتاتور مانند پینوشه در شیلی، ولی فقیه مانند ایران، و یا شاه مستبد دیکتاتور که ما در طول تاریخ آنان را تجربه کرده ایم. خیلی انسانیت، گذشت، فداکاری، میهن دوستی نیاز است که فرد در مقام خود چه شاه، یا رییس جمهور، و یا رییس مدهبی، مردمی، و آزادی خواه باشد.

دیکتاتور، دیکتاتور است. خواه رئیس جمهور دیکتاتور مانند پینوشه در شیلی، ولی فقیه مانند ایران، و یا شاه مستبد دیکتاتور که ما در طول تاریخ آنان را تجربه کرده ایم. خیلی انسانیت، گذشت، فداکاری، میهن دوستی نیاز است که فرد در مقام خود چه شاه، یا رییس جمهور، و یا رییس مدهبی، مردمی، و آزادی خواه باشد.

مقایسه این گروهها، و نتیجه گیری

در این جمع بندی، گروه اول و دوم، اختلافی اندی با یکدیگر دارند، اختلاف آنها صرفا نوع نظام است، اما بر مابقی مسایل، چون حقوق بشر و سکولاریسم و دمکراسی، اشتراک نظر دارند. گروه سوم (سلطنت طلب) که تکلیفش مشخص است و اصولا در پی دموکراسی نیست.

اما روی سخن من، با اشخاصی است که در بخش چهارم قرار می گیرند، براستی چگونه است که این گروه، دم از جمهوریت (به معنای حاکمیت مردم بر مردم) می زنند، اما حاضر نیستند اجازه دهند همان مردم، نوع حکومت آینده خود را انتخاب کنند؟

به یاد داشته باشیم که حتی همان نظام پادشاهی پارلمانی نیز، نظامی دمکراتیک است. به هر حال نمی توان منکر این شد که پادشاهی پارلمانی نیز، طرفدارانی دارد، آیا نادیده گرفتن آنها، خود نقض دموکراسی محسوب نمی شود؟ به راستی، چرا طرفداران گروه چهارم، حاضر هستند ادامه حکومت خامنه ای را ببیند، اما حاضر نیستند با دیگر «دموکراسی خواهان» متحد شوند، و تنها دلیل آنها، این است که ما بر سر نوع نظام، با آنها مشکل داریم!؟

همه پرسی در گزینش نوع حکومت آینده

آیا بهتر نیست اجازه دهیم خود مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع نظام را مشخص کنند؟. اکنون برقِ امیدی در دل آزادی خواهان به وجود آمده است، یک فراخوان برای تشکیل شورای ملی منتشر گردیده است.  چندیدن گروه سیاسی از جمله شاهزاده رضا پهلوی از آن حمایت کرده است و در این چند روزه نیز شاهد آن بوده ایم که پارلمان های اروپایی، با برگزاری دیدارهایی با رضا پهلوی، حاضر شده اند صحبت های او را درباره تشکیل چنین شورایی بشنوند. اکنون وقت حمایت است، وقت یکدلی «دموکراسی خواهان» است.

  • بیایید تا باهم کشورهایمان را دوباره بسازیم و باهم متحد شویم همچنانکه در گذشته بوده ایم.

    حضرت شیخ سعدی فرماید بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی. آیا همه ما این دستور ها و این نصیحت ها را به کردار آورده ایم.

    حضرت مولانا رومی بلخی می فرماید به حاجیان که ای بی خبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید محبوب تو همسایه دیوار به دیوار تو در بیابان حج حجاز سرگردان چرایی؟ آیا همه حاجیان این نصیحت را بکار میگیرند؟ و به درد مردم که همانا فرزندان یا خلق شده گان صاحب حج هستند میرسند؟ تا بیشتر دنبال نام و خرید هستند تا ثروتهای ملی ما را به دامان مغروران عرب شیخ های میلیارد بریزند.

    اکنون همه ما میدانیم که قانون مردم ثروتمند را حمایت میکنند تا به عبارتی به غارت های خود ادامه دهند. دست دزد بینوایی را قطع میکنند که مثلا یک آفتابه دزدیده است ولی دزدهای عظیم شان که میلیاردها دلار ثروت های ملی مارا تاراج میکنند را قطع نمی کنند بلکه آنان با خرید ماشین ساخته شده از تلا به فقرا غارت شده فخر هم می فروشند.

    در اسلام گفته شده که طلب و آموزش علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب و فرض است ولو اینکه این علم در کشورچین آموزش داده شود. آیا رهبران اسلامی هیچ توجهی به این مطلب دارند و آیا ثروتهای ملی مارا خرج مردم میکنند تا با علم و دانش شوند؟ همه ما میدانیم که آنان جز شهوت رانی غارت و دزدی اموال مسلمانان کار دیگری نمی کنند. ثروتهای ملی مارا میلیارد میلیارد می دزدند و در بانکهای کافرستانهای بقول خودشان تلمبار میکنند تا بعد بوسیله آنان غارت شود.

    قانون در تمامی دنیا شاید برای حمایت از ثروتمندان وضع شده است مثلا در همین آمریک اگر پول نداشته باشی که جلو به وکیل بدهی هیچ قانونی برای تو وجود ندارد. اگر اموالت غارت شده است بایست یک وکیلی خبره پیداکنی تا مثلا از حق تو دفاع نماید.

    وکیلان آمریکایی هم که آنقدر طمع کار هستند که مبالغی پیش میخواهند بعد هم اگر مرتب به آنان پول ندهی کارت را ول میکنند.

    تمامی فلاسفه و پیامبران مارا به صلح دوستی همکاری و مودت دعوت کرده اند ولی کو گوش شنوا یا چشم بینا. ما همان تعصب های خشگ غیر علمی را چسیبیده ایم و دایم به هم می تازیم که من درست میگویم و تو اشتباه میکنی دین من بهتر است و دین تو اشتباه است.

    حضرت زرتشت هم فرموده اند گفتار نیک رفتار نیک اندیشه نیک آیا همه این کار را میکنند؟ حضرت مسیح هم که فرموده اند همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شما را دوست داشته ام.

    آیا برادران و خواهران مسیحی ما همه آنان اینکار را میکنند؟ وی گفت اگر کسی پیراهنت را خواست کت خود را هم به او بده ولی اکنون اگر کسی چیزی خواست اورا به آخرت و بهشت حواله میدهند. یا میگویند اینهمه کلیسا است به کلیسایی دیگر برو ولی اگرپولدار باشی هیچوقت ترا به کلیسای دیگر حوالت نمی دهند..

    حضرت بهاالله هم باهشیاری تمامی گفت که اگر دین مایع نفرت و عداوت است بی دینی بهتر است که میخواست جلوی تعصب بهاییان را بگیرد. یا ای اهل عالم همه شما بار یک دارید و شاخه های یک شاخسار به چشم بیگانگان در هم ننگرید که سرا پرده وحدت عالم انسانی بلند شده است . ایشان نگفتند که ای بهاییان یا ای بابیان بلکه ای اهل عالم. همانطوریکه در اسلام هم گفته شده ای مومنان کل مومنون اخوه یعنی تمامی مومنان بهر دینی و آیینی نفرموده شده این مسلمانان مثلا سنی و یا علوی و یا شیعه. آیا تمامی بهاییان و مسلمانان به گفته های دینی وآموزه های آن عمل میکنند؟

    پس مشگل از ماست که دیکتاتور هستیم و میخواهیم که دیگران را به نام دین و یا بیدین و یا معتقد به سایر مکتب های اجتماعی برده و بره خود بسازیم.

  • Jaffar

    انگار از طنازی تاریخ است که ٣٠ سال بعد از اینکه اقای خمینی امد و وعده ازادی و عدالت داد و از اسلام گفت اما از چگونگی اش نگفت ولی با اقبال مردم خسته از حکومت، شاه را سرنگون کرد، حالا پسر همان شاه امده و همان وعده ها را میدهد و این بار از دمکراسی میگوید ولی حرفی از چگونگی اش نمیزند. انگار که دمکراسی به محض سرنگونی حکومت قهرا برقرار خواهد شد و خنده دار اینجاست که در نظر مردم خسته از حکومت تبدیل به الترناتیوی جدی در میان اپوزوسیون شده است. به حرفهایش گوش کنید. عینا مثل حرف های اقای خمینی سال ۵٧ است و شامل ٣ موضوع؛ ١-چقدر حکومت بد است ٢- چقدر دمکراسی خوب است ٣- لزوم قیام مردم
    فراموش نکنیم که پهلوی دوم هم با کودتا بر سر کار امد، معترضین دهه ۴٠ را زندانی، تبعید و تیر باران کرد، در زندانهایش شکنجه بود و شاه راسا همه قوای کارشناسی مملکت را با اتکا به درامدهای شوک دوم نفتی معطل کرده بود و اقای شاهزاده پهلوی تا کنون موضعی جز حمایت و تأیید راجع به حکومت پدرش نداشته.

    • ladan

      در این قمار ما هرگز نخواهیم باخت.
      ازادی های مدنی مان را  دوباره بدست خواهیم اورد
      اگر پهلوی دوم هم با کودتا بر سر کار امد،  وخمینی با انقلاب مردم
      پس ارزو می کنم حکومت هایمان همیشه با کودتا بیایند که
      ایران را اباد می کنند و مدمانش را مرفه

    • Ghasemmoh

       خوب عزیز من شما انتخاب کن ازهمین وضع راضی هستی بسم الله . نیستی نظر بده بالاخره ماانسانیم . حیوان که نیستیم چوپان بگوید اینطرف ویا اونطرف بریم . منو تو حق انتخاب داریم . نمیدونم چندساله ای . دقیقا یادمه وقتی اقای خمینی به شاه گفت اگر پدران ما چند سال پیش تورا آوردند دلیلی ندارد ماهم بگوییم باش . حالا مامیگوییم برو دموکراسی یعنی همین که شاه رفت ومیتوانست نرود نمونه اش همین که دردنیا میبینیم ۰(صدام /قذافی/ مبارک/ اسد/و غیره

  • yek talabe

    کیر خر تو کس زن بهاالله و تو پفیوز وطن فروش

    • Sahameddinghiassi

      معیار بایست والا بودن  نجابت 
      درستکاری  شرف امانت داری  چشم پاکی دوستدار انسان بودن و…  باید باشد 
      ومعیار بدی هم بایست دزدی 
      فساد  رشوه خواری  حق کشی نادانی هزره گی دروغگویی … و   … باید باشد نه رنگ پوست  دین پدر مادر یا بی دینی. برای چی مرتب مارا به
      بهانه های مختلف بجان هم می اندازند برای اینکه دستور چنین است. در تمامی
      دینها  نژادها ملیت ها و قومیت ها آدمهای
      خوب و بد هستند و اینکه ما تنها معیار را دین یا نژاد قرار دهیم اشتباه است زیرا
      خوبی و والا بودن انسانها ربطی به دین و یا نژاد و ملیت آنان ندارد. به عنوان مثال
      اصغر قاتل ایرانی بود دیوانه ای که جوانان را بی صورت میکرد و بعد میکشت. حافظ و
      سعدی یا مولانا هم ایرانی بودند. یا مثلا یزید وشمر که مورد لعن و طعن ایرانی ها
      هستند مسلمان بودند و مثلا ابن سینا هم مسلمان بود. در اینجا متوجه میشویم که
      معیار طبقه بندی نژادی و دینی یا حتی بی دینی و ملی مشگل دارد. بتهوون یا گوته هم
      آلمانی بودند هیتلر هم آلمانی بود. آیا هر دو آنان در یک سطح هستند.

       

      ولی کسانیکه از حربه دین ملیت و
      نژاد یا مکتب های دیگر اجتماعی سو استفاده میکنند همیشه اصرار دارند که معیار
      بایست دین باشد و. ملیت باشد یا حتی بی دینی. اگر بی دینی خوب بود پس همه کمونیست
      ها بایست انسانهایی والا بوده باشند درصورتیکه در میان همان ها استالینی وجود داشت
      که یک دیوانه زنجیری بود ویک آدمکش حرفه ای که برای رسیدن به قدرت و شاید هم ثروت
      از هیچ جنایتی ابا نداشت. شیادان و دزدان عظیم شان میکوشند تا مارا به نامهای
      مختلف از هم جدا کرده و سرمان کلاه بگذارند و اموال ملی مارا تاراج کنند نه تنها
      حقی بما ندهند که آزارمان هم بکنند؟

       

      آنان از تعصب های تند مردم ما سو
      استفاده میکنند و آبها را گل آلوده میسازند تا ماهی های درشت صید کنند. اگر ما با
      خرد باشیم مسلم است که آدمک های آنان نخواهیم شد. طبق تحقیق های دانشگاهی حتی در
      آمریک که مثلا مهد آزادی است دزدی و فساد به نوعی دیگر رواج دارد. سرمایه کوچک مردم
      توسط غولهای صنعتی بلعیده میشود. اگر در کشورهای ما تورم مردم را بیچاره و سرمایه
      کوچک را نابود میسازد در اینجا هم رکود قیمت های را پایین میآورد و چون مردم به
      بانکها بسیار مقروض هستند این است که تمامی سرمایه آنان بوسیله بانکها و شرکتهای
      بیمه بلعیده میشود. رکود و تورم درست مثل تیغه های قیچی عمل میکنند و مردم متوسط
      را نابود میسازند. تمامی تشکیلات مثلا آمریک بیهوده هستند و هیچ کاری جز خدمت به
      ثروتمندان نمی کنند زیرا اینطور طراحی شده اند اگر در کشورهای ما با دادن رشوه و
      کمی دوستی میتوانیم کاری انجام بدهیم در اینجا وکیلان دادگستری کشور را قبضه کرده
      اند و هرکار جزیی را طولانی و پرپیچ خم میکنند تا افراد عادی از دسترسی به دادگاه
      ها برکنار باشند. یک سیستم غارتگر بی تفاوت بر دادگاه های آمریک حاکم است. سرمایه
      های کوچک غارت میشود ولی راهی به دادگاه ها هم وجود ندارد زیرا دادگاه ها به دست
      وکیل ها سپرده شده است. و آنان هم اشخاص عادی را بازی میدهند وپولهای کلان می
      ستانند و هنگامیکه حس کنند کف گیر به ته دیگ خورده است شخص را به حال خودش رها
      میسازند. دولت آمریکا که اینقدر ادعای دمکراتیک می کند درست مثل همان دولتهای
      دیکتاتور عمل میکند یعنی بمن چه و قربانی را رها میکنند. آنان مشغول عیش و نوش
      هستند و مردم عادی مشغول دادن مالیاتهای گزاف به یک سیستم بی تفاوت و بیهوده .
      دزدان آمریکایی در زیر لباس وکیل ها و شرکتهای بیمه مخفی شده اند ومردم را می
      دوشند.

       

      متاسفانه با شلوغ کردن کشورهای ما
      اکثر تحصیل کرده های ما مجبور به جلای وطن شدند و در دامهای شرکتهای بیمه و
      بانکهای آمریکایی اسیر شده اند زیرا سیستم آنان درست عکس سیستم کشورهای ما عمل
      میکند. یعنی در کشورهای ما براحتی وام ها کلان نمی دهند ولی اینجا میدهند زیرا
      تورم که نیست بانکها استفاده های سرشار میکنند و تمامی توان مالی اشخاص را بنام
      بهره میگیرند این بهره ای که بایست حرام باشد. با تورم نزدیک به صفر بانکها  ۷ درصد بهره میگیرند آن بهره ای که بایست حرام
      باشد این است. در صورتیکه در کشورهای ما با تورم ۲۰ یا بالای ۲۰ در صد بهره نهایت
      ۱۵ درصد است. که یعنی بانکها عملا ۵ درصد ضرر مالی میکنند. ولی چون بانکها وام نمی
      دهند درحقیقت باز هم استفاده میکنند زیرا بهره بانکی که به اشخاص میدهند پایین ۱۵
      درصد است وبانک عملا استفاده میکند.

       

      ولی چرا سیستم سعی دارد بین ما
      اختلاف بیاندازد. زیرا اگر ماهم باهم متحد باشیم به آنان سواری نخواهیم داد. ولی آنان
      برنامه ریزی میکنند که بین با دینان وبی دینان یک اختلاف جدی بیاندازند و نفرت
      وکینه را بین این دو طبقه دامن میزنند. یک در صد آمریکایی ها بیش از ۲۵ درصد ثروت
      وسرمایه های ملی آمریکا را در دست دارند یعنی عملا چهار میلیون نفر آمریکایی همه
      چیز دارند و ۲۵ در صد از سرمایه های کشور را در اختیار دارند. یعنی ۳۹۶ میلیون نفر
      تنها ۷۵ درصد بقیه سرمایه های ملی در دراختیار دارند. اگر یک حساب ریاضی بکنیم می
      بینیم که بهر یک درصدی ها اگر درآمد کل آمریکا را مثلا چهار میلیون دلار فرض
      کنیم  بهر نفر آنان چیزی حدود ۴۰۰۰۰ دلار
      میرسد ولی به هر یک از نود نه درصدیها تنها ۴۰۰ دلار میرسد یعنی درآمد آنان صد برابر
      نود نه درصدیها است که اگر درآمد متوسط نود نه درصدیها را ماهیانه حدود ۱۰۰۰ دلار
      فرض کنیم درآمد یک درصدیها صد برابر آن است یعنی ۱۰۰۰۰ دلار در ماه. آیا واقعا یک
      انسان صد برابر انسان دیگر قدرت تولید و کار دارد؟ مسلم است که نه ولی عملا در
      توزیع ثروت کاری بسیار جنایت کارانه انجام میشود زیرا با ۱۰۰۰ دلار در آمریکا به
      سختی میشود زندگی کرد. زیرا بایست مالیات بدهی 
      بیمه بدهی ماشین داشته باشی زیرا مسافت ها بسیار دور هستند. پول برق آب
      بدهی تا یک زندگی بخور نمیری داشته باشی با حساب اینکه این درآمد ۷۵ درصدی هم باز
      بطور مساوی تقسیم نمیشود یعنی بازگروهی هستند که از ماهی ۱۰۰۰ دلار هم کمتر دارند
      یعنی چیزی حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار پس می بینیم که فقر حتی در مثلا ثروتمند ترین
      کشورها هم بیداد میکند. حتی ظلم و فشار در کشوری مثل آمریکا هم هست که مردم عادی
      زیر دست پای غارتگران پایمال میشوند.

       

      متاسفانه رییسان جمهور و سایر
      مقامات مهم چون با پول همان یک درصدیها قدرت مانور و تیلیغ بدست میآورند و این
      شرکتهای عظیم هستند که مخارج  تبلیغات
      رییسان را میدهند پس آنان هم به نوعی در ید قدرت آنان هستند یا به آنان بدهی دارند
      بدهی هایی که باز بایست از جیب مردم فقیر پرداخت شود و طبقه متوسط باید فشار آنرا
      تحمل کند. پس آنان میخواهند که این سیستم اختلاف باشد تا مردم حق خودشان را طلب نکنند.
      در آمریک عملا دست دزدان خرده پا بازتر است تا بتوانند دیگران را بچاپند و سرگرم
      باشند. دزدان خرده پا که مثلا مال اشخاص همردیف خود را غارت میکنند میگویند آمریکا
      کشور آزادی است و کسی کاری با ما ندارد که چرا دزدی کرده ایم. قانون در اینجا هم
      گران است و هم مختص ثروتمندان این است که مال اشخاص عادی که غارت بشود مهم نیست؟
      بدین ترتیب اعتماد هم از بین میرود و مردم هم بسیار بی تفاوت میشوند. درکشورهای دنیای
      سوم ممکن است که دزدان خرده پا بسختی مجازات شوند وشاید کمی اعتماد و امنیت بیشتر
      باشد و مردم شاید بهم بیشتر اعتماد کنند.

       

      اگر کارگر چینی ماهی ۳۰ تا ۱۰۰
      دلار میگیرد کارگر آمریکایی ماهی بیش از هزار دلار میخواهد برای همین است که
      اختاپوس استعمار و استحمار جدید کارهایش را به چین می کشاند که هم مزد کمتری بدهد
      و هم سود کلانی ببرد. یک کت که در چین ساخته میشود در چین حدود ده دلار است این کت
      درکشورهای دنیای سوم تا ۳۰ دلار ارزش دارد ولی در آمریکا به ۱۰۰ دلار بفروش میرسد.

       

      با اختلافهایی که بین ماانداخته
      اند مارا از پیشرفت باز داشته اند بجای پیشرفتهای علمی و صنعتی ما به بحث های
      بیهوده بین سنی شیعه میرسیم وبعد هم احساس نفرت بهم که من بهتر میدانم و… با
      وجود اینکه همه فلاسفه ما وهمه پیامبران ما راه درست را نشان داده اند باز ما هنوز
      اندر خم یک کوچه ایم.

       

      سیستم میخواهد که ما به بیسوادی
      جهل  تعصب های کور نفرت وتفرقه آلوده بشویم
      تا آنان کار خودشان را بکنند. از ما اعتماد و دوستی و محبت را میگیرند وبجایش مصرف
      اجناس بنجل را پایه گذاری میکنند. برق تلا و پول چشمان بسیاری از مارا از دید می
      اندازد و این راه را برای ما برنامه ریزی کرده اند.

      مثلا مردم کشورهای ما درگذشته به
      امانت داری و دوستی و جوانمردی معروف بودند ولی امروزه تنها به ما یاد داده اند که
      چگونه برای دیگران دام بگستریم تا استفاده کنیم و مثلا زرنگ باشیم. مثال حتما داستان
      ناصر را شنیده اید که وی به عنوان بهایی اخراج شد و از کودکی به سبب داشتن پدر
      مسلمان و مادر بهایی مورد ظلم و جور هر دو گروه مومنین بود. برای گفتن الله ابهی
      در چهار سالگی از پدرش سیلی میخورد و برای خواندن اذن  و نماز به زبان عربی اسلامی توسط کودکان بهایی
      مسخره میشود. در هنگام ماه رمضان بازبان روزه اسلامی توسط بچه های مسلمان لت کوب
      میشود وتوسط معلم رهایی پیدا میکند که معلم برایش شربت به لیمو درست میکند وناصر
      میگوید که روزه است و نمی تواند بنوشد. اشگهای معلم برای این کودک نیمه بهایی و
      نیمه مسلمان بر روی دستهای ناصر میچکد. در جوانی هم دختران بهایی از ازدواج با او
      طفره میروند چون تعصب مذهبی دارند ودختران مسلمان هم همین طور. ناصر بسبب داشتن
      مادر بهایی که توسط دوست خاین وی که به وی پول قرض هم داده است لو میرود و از کار
      اخراج میگردد. دوست مسلمان به سبب مثلا بابی بودن ناصر اموالش را غارت میکند. ناصر
      به فامیل بهایی اش پناه میبرد. زن بهایی و فرزندان ناصر تا آنجا که ناصر توان مالی
      داشته با او همکاری میکنند ولی هنگامیکه می بینند که او دارای درآمدی مکفی نیست
      اورا رهامیکنند. پدر زن بهایی او بیشتر  اموال اورا نابود میکند یا خودش برمیدارد. ناصر به
      پسرخاله و همسر بهایی اش که به او خیلی محبت میکردند پناه میبرد آنان هم مثل
      دیگران اورا غارت ولجن مال میکنند. خوب در حالیکه بعضی از بهاییان در این شرایط
      سخت اینطور ظالمانه با ناصر رفتار کردند اگر آنان در شرایط مسلمانان بودند چه
      میکردند؟ 

       

      دوش دیدم که شیخ میگشت گرد شهر با
      چراغ     که از دیو دد ملولم انسانم
      آرزوست.

  • binam

    از چاله در اومدیم افتادیم تو چاه اگه از چاه در بیایم که دو باره نباید برگردیم تو چاله!!!!!!!!

    • ladan

      من خواستار رفتن به ان چاله هستم از طریق انتخابات

  • Aria1963

    پادشاهی پارلمانی ضامن ثبات ایرانی آزاد و یکپارچه خواهد بود.

    • Mostarab Arjhang

      چند گوشزد به نویسندگان و بعضی‌ نظر دهندگان این سایت:هر وقت اسم ترک مردم ترک تاریخ ترک زبان ترک یا هر موضوع که هرچند بسیار کم به ترک مربوط می‌شه  در نوشتهاتون میارید تصویر گرگ سفید با عظمت را به ذهن بیارید که با گردنی افراشته بر توله سگی‌ سیاه و ریقو نگاهی‌ سهمگین دارد که کوچکترین خطایی به دریده شدن این توله پارس کثیف منجر خواهد شد.با احترام و خضوع به مالکان این سرزمین سومری‌ها ترک‌های اصیل از عظمت ما بهرمند شوید.

    • Omidiranparast

      درود برتو

  • این عدّه‌ای که اسمشان را گذاشته‌اید «سلطنت‌طلبان» به نظرم، تازه اگرهم اصلاً واقعاً وجود خارجی داشته باشند، یک اقلیت بسیار کوچکی بایستی باشند. اساساً آن‌ها را در کنار مشروطه‌خواهان و جمهوری‌خواهان قرار دادن یک کم گمراه‌کننده به نظر می‌رسد.
    .
    یک نکته هم که جا مانده این است که ما یک طیف واحد به نام «جمهوری‌خواه» نداریم. مگر مثلاً همین مجاهدین خلق جمهوری‌خواه نیستند؟! یا خیلی از نئو-توده‌ای‌ها یا اسلامیست‌های غیرجمهوری‌اسلامی که هنوز معتقد به جدایی کامل مذهب اسلام از سیاست نیستند… این‌ها همه جزء جمهوری‌خواهان قرار می‌گیرند.
    .
    مشروطه‌خواهان برخلاف جمهوری‌خواهان یک طیف با باورها و اهداف مشخص هستند. آن‌ها بازگشت پادشاهی‌یِ پهلوی را البته نه به‌شکل محمدرضاشاهی آن، بلکه نوع اصلاح شده و بر مبنای قانون اساسی مشروطیت (یا ورژن اصلاح‌شده‌یِ آن) را می‌خواهند. 
    .
    آنان می‌خواهان روند سازندگی و تجدد و ناسیونالیسم در زمان پهلوی که منشاء خیلی پیشرفت‌ها و تغییرهای مثبت در ایران شده است ادامه یابد… البته، این‌بار در قالب یک نظام پادشاهی‌یِ پارلمانی‌یِ واقعی … 
    .
    من هیچ بعید نمی‌دانم که اگر جمهوری‌خواهان همان بختی را بیابند که در زمان انقلاب برای خمینی و طیف‌هایی خاصّی از جمهوری‌خواهان به‌وجود آمد، همان گندی را که سی سال پیش زدند، دوباره بزنند… ما هنوز نمی‌دانیم این جمهوری‌خواهی به‌طور مشخص چه است… واژگانی دمکراسی، سکولاریسم و … مشخص‌کننده این ابهام نیستند. در زمان انقلاب هم چنین واژگانی توسط همان خمینی و جمهوری‌خواهان تکرار می‌شد. 
    .
    به نظر من شاه‌زاده رضا پهلوی دارای دو برجستگی بسیار بزرگ است:
    ۱- او از هم اکنون نشان داده است که این ظرفیت را دارد که شخصیت سیاسی بسیار برجسته‌یِ فراجناجی فرامسلکی باشد.
    ۲- طیف مشروطه‌خواه که به‌طور خاصّ او را نماینده پادشاهی در ایران می‌دانند، از هم‌اکنون روشن است که چه ایده‌هایی برای ایران دارند و معلوم است چه تیپی هستند.
    .
    این بود انشای من! 

  • شهرام

    این کس کش اینجا هی ترک ترک می کنه ٫دیوس بجای ترک ترک کردن از ایران نام ببر.ضمنا دیوس خود من هم ترک زاده ام اما انقدر ترک ترک نمی کنم. زنده باد ایران و ایرانی از همه اقوام

    • Nader258

       داش شهرام دمت گرم
      خدایی با قدرت جواب این نادان ها رو دادی
      به خدا ترک و لر و عرب و بلوچ و کرد و… نداره
      همه ایرانی هستیم
      لعنت بر این تفرقه که باعث شده همه به جون هم بیوفتند و مزدورانی هستند که دارند از این آب گل آلود ماهی میگیرند
      من لر هستم
      ولی باید بگم آذرآبادگان جان من است
      کردستان قلب من
      بلوچ کمر من است
      عرب غیور ستون و پای من است
      شما رو به خدا دست از این کوته فکری بردارید و چاره ای براینجات ایران بکنید

      • Guest sohrab aldang

        نادر خان دم خواهر و مادرت گرم که تا زنده هستند خدا سایه شونو از دبی و آنتالیا و مالزی کم نکنه. حالا همه ترک و لر و عرب و بلوچ…ایرانی هستیم ولی فقط نوشته های یه ترک حذف میشه؟ آخه مادر به خطا دم تکان دادن شما را باور کنیم یا پاچه گرفتن شما؟ تو چرا اصلا اعتراض نکردی که نوشته های منو پاک کرده؟ چون تو یه توله پارس کثافتی که ٨٠سال حکومت این سرزمین را بدست گرفتی وادعای نجابت و اصالت میکنی و هیچ خدایی را بنده نیستی

        • Shomaliiran

          از شما ها جز دشنام  و ناسزا مگر کاری هم بر می آید.
          یاشاماسا ایران -یاشاماسن آذربایجان
          من بیر تورک ایشک دئیرم من بیر آذربایجانلیم کی بو یالان تورک هوییتینن اورکیم بولانیر.

          • آزاد

            توهین کردن به مردم ایران، ناسزاگویی به خودمان است! زنده باشید هم میهن گرامی. یاشاسین. آن ها هراسشان زیگانگی ماست!

        • Ourmiyali

          حالا نوشته ی شما چی بود؟؟
          نکند باز پخش عرعرهای پان ترکان بود؟؟

      • Mahsatabrizi

        ولی باید بیافزایی ترک خرمن
        این توهین به آذری ها نیست چون آذری ها ترک نیستند.

    • Guest sohrab aldang

      تو پارس ترک زبانی، ترک نیستی هویت ترک در اصالت اوست نه در زبانش. ترک حامی اصالت پاک خود است به زبانی باشد هویت جسارت و متانت و بزرگواری مشخصه ترک هاست . تو حالا برو یه استخوان جایزه بگیر واق واق پارس پارس نکن

      • Birazarbayjanli

        آری اصالتت را در تاریخ جستیم یافت نشد-از بزرگی پرسیدم یافت نشدنش را
        پاسخ بگفتا  آیا این عرعر  خران تورا بهترین نشانه نبود؟؟؟

        • Mostarab Aldang

          ما در این سرزمین  فارس زبان  داریم ولی‌ پارس(با پارس سگا اشتباه گرفته شود) نداریم.اینها هموطنان  ترک ما هستند که فارس زبان شدند که صاحبان اصلی این سرزمین هستند(سومری ها) طرح صهیونیست بود که چند تیکه سنگ یونانی را تاریخ این پارس‌ها قرار داد و ۸۰ ساله که دارند پاچیه ترک‌ها را میگیرند. یه چخی سهمگین اینا را فراری میده تا کوه‌های هندکش در افغانستان

          • Pariya12669

            این پان ترک ها آتیش میگیرن اگه بفهمن که پان ایرانیسم تبریز دوباره فعال شده.

          • Banooyeiran

            یاشاماسا ایران-یاشاماسین آذربایجان

      • Pariya12669

        آری همانا اصلت ترک در عررررررررررررررررررر   عررررررررررررررررررررررررررر
        کردن اوست
        ترک تا نگشاید دهان
        پرده از هویتش برنیفتد.

        • آزاده میهن پرست

          به خدا زشته ! به کسی توهین نکنید لطفا ! من فارس هستم اما بهترین دوستانم ترک و ایران پرست و روشن فکر هستند. دوست ندارم کسی به دوستان و هم وطنان ترکم بگه شما عرعر می کنید. به خدا اتحاد مردم و کل ایران رو با این نژاد پرستی بی پایه و اساس نابود میکنید. خب پس دیگه نکنید لطفا.

  • STUDENTTAVANA

    سلام پیشنهاد می کنم دهه ضجر امسال این ۱۰ روز را در عزای دزدی آزادی به یغما رفته امان سیاه بپوشیم

  • ایزانی

    به جای این حرفهای تفرقه افکن متحد بشیم. که اینا تفرقه انداختن و دارن حکومت می کنن، می دزدن، میبرن. همین الان هم هیچی نداریم. ادامه ندید، اوضاع خراب، به فکر چاره باشیم.

  • Ardemin

    درود بر تمام دوستان عزیز. من مدتیست که فقط نظارهگر این نظرات هستم و تا به حال نظرم رو اینجا منتشر نکردم. ولی میبینم که مشکل ما نوع حکومت به تنهایی نیست بلکه بزرگترین مشکل و دشمن ما خودمون هستیم. ما که توان شنیدن یک نظر مخالف رو هر چند بی معنی نداریم چطور میتونم دم از آزادی و دموکراسی بزنیم. ما اول باید از خودمون شروع کنیم. اگر توانستم به حرفهای دیگران گوش کنیم و سعی کنم که با منطق طرف رو قانع کنیم بدون اینکه توهین بکنیم بعد میتونیم ادعا کنیم که آماده دمکراسی هستیم و این حکومته که جلوش رو گرفته. من خیلی کم دیدم که در جایی ایرانیان نظراتشون رو نوشته باشند و توهین و دعوا وفحش توش نباشه. این ما هستیم مردم ایران که اینها رو مینویسم همه ما. میدونم الان خیلی ها مدعی میشن که اینها که این چرندیات رو مینویسند ایرانی نیستند و وطن فروشند و تجزیه طلببند و ……
    ولی هر کسی که در ااین خاک به دنیا اومده با هر اسمی با هر عقیده ای با هر رنگی با هر مذهبی و….. ایرنیه و مشکل اون مشکل ایرانیان و مشکل ایرانیان هم باید مشکل او باشه. اگر تونستیم این حس رو در خودمون به وجود بیاریم بعد دست به دست هم بدیم و ایران رو آزاد کنیم. به امید اون روز که من امیدی بهش ندارم. ببخشید سرتون رو درد آوردم

    • آزاده میهن پرست

      آفرین گل گفتید شما !

  • Tabrizlioghlan1391

    یاشاماسا ایران یاشاماسین آذربایجان
    بیز تبریزلی پان ایرانیستلر انزجاریمیزی بو  تجزیه طلب آذری لر که اوزلرینه  یالان تورک هویتی   یارالدیلار
    اعلام الیروخ.

    یاشا ایران-یاشا منیم پارس خلیجیم-یاشا پارس یوردی.

    -ترجمه ی پارسی
    چو ایران نباشد آذربایجان هم مباد
    ما ایرانگرایان تبریز بیزاری خودمان را از جدایی خواهان آذری که در کیستی(هویت) دروغین ترک غوطه ورند
    را اعلام می کنیم.

    پاینده باد ایران -پاینده بادشاخاب پارس-پاینده وجاودان باد سرزمین پارس

  • Yashamanimiranim

    از کی خامنه ای مردی پارسی شده است او نخست تازی(عرب) است ونخستین کسانی  هم که به این آخوند ها پروبال دادند این آذری هایی بودند که هویت ترکی را از مغولان(یاجوج وماجوج)  وام گرفته بودند.

    • Mostarab Aldang

      خامنه ای‌ یه پارس از نو سگی‌ است هیچ وقت به کشتار ترک‌های  مسلمان و شیعه آذربایجانی  به دست ارمنی‌های مسیحی‌ اعتراض نکرد پس نه مسلمان است و نه ترک.

      • Azarbayjanli

        درود برارمنیان که دارندگان و صاحبان اصلی بیشتر مناطق آذربایجان غربی وآرارات بوده اند و دروغ پراکنی های گوش درازان چیزی ازحقایق تاریخ کم نخواهد کرد.

  • Nedaazarbayjani1950

    یاشاسین منیم بویوک وطنیم ایران

  • Yashaparskhalijim

    هارای هارای من بیر آذرییم -من ایرانلی ام  من بویالن تورک هویتینی  هش واخ قبول الیه بیلمرم.

  • Sahameddinghiassi

    معیار بایست والا بودن  نجابت 
    درستکاری  شرف امانت داری  چشم پاکی دوستدار انسان بودن و…  باید باشد 
    ومعیار بدی هم بایست دزدی 
    فساد  رشوه خواری  حق کشی نادانی هزره گی دروغگویی … و   … باید باشد نه رنگ پوست  دین پدر مادر یا بی دینی. برای چی مرتب مارا به
    بهانه های مختلف بجان هم می اندازند برای اینکه دستور چنین است. در تمامی
    دینها  نژادها ملیت ها و قومیت ها آدمهای
    خوب و بد هستند و اینکه ما تنها معیار را دین یا نژاد قرار دهیم اشتباه است زیرا
    خوبی و والا بودن انسانها ربطی به دین و یا نژاد و ملیت آنان ندارد. به عنوان مثال
    اصغر قاتل ایرانی بود دیوانه ای که جوانان را بی صورت میکرد و بعد میکشت. حافظ و
    سعدی یا مولانا هم ایرانی بودند. یا مثلا یزید وشمر که مورد لعن و طعن ایرانی ها
    هستند مسلمان بودند و مثلا ابن سینا هم مسلمان بود. در اینجا متوجه میشویم که
    معیار طبقه بندی نژادی و دینی یا حتی بی دینی و ملی مشگل دارد. بتهوون یا گوته هم
    آلمانی بودند هیتلر هم آلمانی بود. آیا هر دو آنان در یک سطح هستند.

     

    ولی کسانیکه از حربه دین ملیت و
    نژاد یا مکتب های دیگر اجتماعی سو استفاده میکنند همیشه اصرار دارند که معیار
    بایست دین باشد و. ملیت باشد یا حتی بی دینی. اگر بی دینی خوب بود پس همه کمونیست
    ها بایست انسانهایی والا بوده باشند درصورتیکه در میان همان ها استالینی وجود داشت
    که یک دیوانه زنجیری بود ویک آدمکش حرفه ای که برای رسیدن به قدرت و شاید هم ثروت
    از هیچ جنایتی ابا نداشت. شیادان و دزدان عظیم شان میکوشند تا مارا به نامهای
    مختلف از هم جدا کرده و سرمان کلاه بگذارند و اموال ملی مارا تاراج کنند نه تنها
    حقی بما ندهند که آزارمان هم بکنند؟

     

    آنان از تعصب های تند مردم ما سو
    استفاده میکنند و آبها را گل آلوده میسازند تا ماهی های درشت صید کنند. اگر ما با
    خرد باشیم مسلم است که آدمک های آنان نخواهیم شد. طبق تحقیق های دانشگاهی حتی در
    آمریک که مثلا مهد آزادی است دزدی و فساد به نوعی دیگر رواج دارد. سرمایه کوچک مردم
    توسط غولهای صنعتی بلعیده میشود. اگر در کشورهای ما تورم مردم را بیچاره و سرمایه
    کوچک را نابود میسازد در اینجا هم رکود قیمت های را پایین میآورد و چون مردم به
    بانکها بسیار مقروض هستند این است که تمامی سرمایه آنان بوسیله بانکها و شرکتهای
    بیمه بلعیده میشود. رکود و تورم درست مثل تیغه های قیچی عمل میکنند و مردم متوسط
    را نابود میسازند. تمامی تشکیلات مثلا آمریک بیهوده هستند و هیچ کاری جز خدمت به
    ثروتمندان نمی کنند زیرا اینطور طراحی شده اند اگر در کشورهای ما با دادن رشوه و
    کمی دوستی میتوانیم کاری انجام بدهیم در اینجا وکیلان دادگستری کشور را قبضه کرده
    اند و هرکار جزیی را طولانی و پرپیچ خم میکنند تا افراد عادی از دسترسی به دادگاه
    ها برکنار باشند. یک سیستم غارتگر بی تفاوت بر دادگاه های آمریک حاکم است. سرمایه
    های کوچک غارت میشود ولی راهی به دادگاه ها هم وجود ندارد زیرا دادگاه ها به دست
    وکیل ها سپرده شده است. و آنان هم اشخاص عادی را بازی میدهند وپولهای کلان می
    ستانند و هنگامیکه حس کنند کف گیر به ته دیگ خورده است شخص را به حال خودش رها
    میسازند. دولت آمریکا که اینقدر ادعای دمکراتیک می کند درست مثل همان دولتهای
    دیکتاتور عمل میکند یعنی بمن چه و قربانی را رها میکنند. آنان مشغول عیش و نوش
    هستند و مردم عادی مشغول دادن مالیاتهای گزاف به یک سیستم بی تفاوت و بیهوده .
    دزدان آمریکایی در زیر لباس وکیل ها و شرکتهای بیمه مخفی شده اند ومردم را می
    دوشند.

     

    متاسفانه با شلوغ کردن کشورهای ما
    اکثر تحصیل کرده های ما مجبور به جلای وطن شدند و در دامهای شرکتهای بیمه و
    بانکهای آمریکایی اسیر شده اند زیرا سیستم آنان درست عکس سیستم کشورهای ما عمل
    میکند. یعنی در کشورهای ما براحتی وام ها کلان نمی دهند ولی اینجا میدهند زیرا
    تورم که نیست بانکها استفاده های سرشار میکنند و تمامی توان مالی اشخاص را بنام
    بهره میگیرند این بهره ای که بایست حرام باشد. با تورم نزدیک به صفر بانکها  ۷ درصد بهره میگیرند آن بهره ای که بایست حرام
    باشد این است. در صورتیکه در کشورهای ما با تورم ۲۰ یا بالای ۲۰ در صد بهره نهایت
    ۱۵ درصد است. که یعنی بانکها عملا ۵ درصد ضرر مالی میکنند. ولی چون بانکها وام نمی
    دهند درحقیقت باز هم استفاده میکنند زیرا بهره بانکی که به اشخاص میدهند پایین ۱۵
    درصد است وبانک عملا استفاده میکند.

     

    ولی چرا سیستم سعی دارد بین ما
    اختلاف بیاندازد. زیرا اگر ماهم باهم متحد باشیم به آنان سواری نخواهیم داد. ولی آنان
    برنامه ریزی میکنند که بین با دینان وبی دینان یک اختلاف جدی بیاندازند و نفرت
    وکینه را بین این دو طبقه دامن میزنند. یک در صد آمریکایی ها بیش از ۲۵ درصد ثروت
    وسرمایه های ملی آمریکا را در دست دارند یعنی عملا چهار میلیون نفر آمریکایی همه
    چیز دارند و ۲۵ در صد از سرمایه های کشور را در اختیار دارند. یعنی ۳۹۶ میلیون نفر
    تنها ۷۵ درصد بقیه سرمایه های ملی در دراختیار دارند. اگر یک حساب ریاضی بکنیم می
    بینیم که بهر یک درصدی ها اگر درآمد کل آمریکا را مثلا چهار میلیون دلار فرض
    کنیم  بهر نفر آنان چیزی حدود ۴۰۰۰۰ دلار
    میرسد ولی به هر یک از نود نه درصدیها تنها ۴۰۰ دلار میرسد یعنی درآمد آنان صد برابر
    نود نه درصدیها است که اگر درآمد متوسط نود نه درصدیها را ماهیانه حدود ۱۰۰۰ دلار
    فرض کنیم درآمد یک درصدیها صد برابر آن است یعنی ۱۰۰۰۰ دلار در ماه. آیا واقعا یک
    انسان صد برابر انسان دیگر قدرت تولید و کار دارد؟ مسلم است که نه ولی عملا در
    توزیع ثروت کاری بسیار جنایت کارانه انجام میشود زیرا با ۱۰۰۰ دلار در آمریکا به
    سختی میشود زندگی کرد. زیرا بایست مالیات بدهی 
    بیمه بدهی ماشین داشته باشی زیرا مسافت ها بسیار دور هستند. پول برق آب
    بدهی تا یک زندگی بخور نمیری داشته باشی با حساب اینکه این درآمد ۷۵ درصدی هم باز
    بطور مساوی تقسیم نمیشود یعنی بازگروهی هستند که از ماهی ۱۰۰۰ دلار هم کمتر دارند
    یعنی چیزی حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار پس می بینیم که فقر حتی در مثلا ثروتمند ترین
    کشورها هم بیداد میکند. حتی ظلم و فشار در کشوری مثل آمریکا هم هست که مردم عادی
    زیر دست پای غارتگران پایمال میشوند.

     

    متاسفانه رییسان جمهور و سایر
    مقامات مهم چون با پول همان یک درصدیها قدرت مانور و تیلیغ بدست میآورند و این
    شرکتهای عظیم هستند که مخارج  تبلیغات
    رییسان را میدهند پس آنان هم به نوعی در ید قدرت آنان هستند یا به آنان بدهی دارند
    بدهی هایی که باز بایست از جیب مردم فقیر پرداخت شود و طبقه متوسط باید فشار آنرا
    تحمل کند. پس آنان میخواهند که این سیستم اختلاف باشد تا مردم حق خودشان را طلب نکنند.
    در آمریک عملا دست دزدان خرده پا بازتر است تا بتوانند دیگران را بچاپند و سرگرم
    باشند. دزدان خرده پا که مثلا مال اشخاص همردیف خود را غارت میکنند میگویند آمریکا
    کشور آزادی است و کسی کاری با ما ندارد که چرا دزدی کرده ایم. قانون در اینجا هم
    گران است و هم مختص ثروتمندان این است که مال اشخاص عادی که غارت بشود مهم نیست؟
    بدین ترتیب اعتماد هم از بین میرود و مردم هم بسیار بی تفاوت میشوند. درکشورهای دنیای
    سوم ممکن است که دزدان خرده پا بسختی مجازات شوند وشاید کمی اعتماد و امنیت بیشتر
    باشد و مردم شاید بهم بیشتر اعتماد کنند.

     

    اگر کارگر چینی ماهی ۳۰ تا ۱۰۰
    دلار میگیرد کارگر آمریکایی ماهی بیش از هزار دلار میخواهد برای همین است که
    اختاپوس استعمار و استحمار جدید کارهایش را به چین می کشاند که هم مزد کمتری بدهد
    و هم سود کلانی ببرد. یک کت که در چین ساخته میشود در چین حدود ده دلار است این کت
    درکشورهای دنیای سوم تا ۳۰ دلار ارزش دارد ولی در آمریکا به ۱۰۰ دلار بفروش میرسد.

     

    با اختلافهایی که بین ماانداخته
    اند مارا از پیشرفت باز داشته اند بجای پیشرفتهای علمی و صنعتی ما به بحث های
    بیهوده بین سنی شیعه میرسیم وبعد هم احساس نفرت بهم که من بهتر میدانم و… با
    وجود اینکه همه فلاسفه ما وهمه پیامبران ما راه درست را نشان داده اند باز ما هنوز
    اندر خم یک کوچه ایم.

     

    سیستم میخواهد که ما به بیسوادی
    جهل  تعصب های کور نفرت وتفرقه آلوده بشویم
    تا آنان کار خودشان را بکنند. از ما اعتماد و دوستی و محبت را میگیرند وبجایش مصرف
    اجناس بنجل را پایه گذاری میکنند. برق تلا و پول چشمان بسیاری از مارا از دید می
    اندازد و این راه را برای ما برنامه ریزی کرده اند.

    مثلا مردم کشورهای ما درگذشته به
    امانت داری و دوستی و جوانمردی معروف بودند ولی امروزه تنها به ما یاد داده اند که
    چگونه برای دیگران دام بگستریم تا استفاده کنیم و مثلا زرنگ باشیم. مثال حتما داستان
    ناصر را شنیده اید که وی به عنوان بهایی اخراج شد و از کودکی به سبب داشتن پدر
    مسلمان و مادر بهایی مورد ظلم و جور هر دو گروه مومنین بود. برای گفتن الله ابهی
    در چهار سالگی از پدرش سیلی میخورد و برای خواندن اذن  و نماز به زبان عربی اسلامی توسط کودکان بهایی
    مسخره میشود. در هنگام ماه رمضان بازبان روزه اسلامی توسط بچه های مسلمان لت کوب
    میشود وتوسط معلم رهایی پیدا میکند که معلم برایش شربت به لیمو درست میکند وناصر
    میگوید که روزه است و نمی تواند بنوشد. اشگهای معلم برای این کودک نیمه بهایی و
    نیمه مسلمان بر روی دستهای ناصر میچکد. در جوانی هم دختران بهایی از ازدواج با او
    طفره میروند چون تعصب مذهبی دارند ودختران مسلمان هم همین طور. ناصر بسبب داشتن
    مادر بهایی که توسط دوست خاین وی که به وی پول قرض هم داده است لو میرود و از کار
    اخراج میگردد. دوست مسلمان به سبب مثلا بابی بودن ناصر اموالش را غارت میکند. ناصر
    به فامیل بهایی اش پناه میبرد. زن بهایی و فرزندان ناصر تا آنجا که ناصر توان مالی
    داشته با او همکاری میکنند ولی هنگامیکه می بینند که او دارای درآمدی مکفی نیست
    اورا رهامیکنند. پدر زن بهایی او بیشتر  اموال اورا نابود میکند یا خودش برمیدارد. ناصر به
    پسرخاله و همسر بهایی اش که به او خیلی محبت میکردند پناه میبرد آنان هم مثل
    دیگران اورا غارت ولجن مال میکنند. خوب در حالیکه بعضی از بهاییان در این شرایط
    سخت اینطور ظالمانه با ناصر رفتار کردند اگر آنان در شرایط مسلمانان بودند چه
    میکردند؟ 

     

    دوش دیدم که شیخ میگشت گرد شهر با
    چراغ     که از دیو دد ملولم انسانم
    آرزوست.

  • Farideh

     

    پادشاهی
    موروثی است و قابل تغییر و انتخاب نیست. سیستمی است باقیمانده از زمان اقتدار و
    حکومت پادشاهان. که در بعضی از کشورها با تغییرات و قوانین بسیار، قدرت پادشاه را
    محدود کردند و شاه را به شکل یک سمبل پر خرج و غیر لازم نگهداشته اند که در همین
    کشورها هم غیر ضروری بودن سیستم پادشاهی به شدت مورد بحث است!

    نکته دیگر اینکه مردم ما مردم هلند، انگلیس، سوئد و
    نروژ … نیستند. مردم ما از یک آخوند دزد و بیس…واد، امام و جانشین امام زمان می
    سازند. مردم ما یک چاه را پرستش می کنند و برای درمان بیماریها پول به قبرستانها و
    امامزاده ها میریزند. مردم ما نان ندارند بخورند، مدارس و یا درمانگاه ندارند، ولی
    اول امامزاده برای پرستش می سازند. کوروش پرستان که خود را خیلی امروزی و مترقی و
    آگاه میدانند، به آرامگاه پادشاهان رفته و روی زمین سجده می کنند و فعالین سیاسی
    که یعنی خود را آگاه می دانند، از مریم و مسعود رجوی و منصور حکمت و پهلوی و ….
    بت میسازند و آنها را پرستش می کنند! ….

    پرستش و دیکتاتور سازی مساله بسیار واقعی در بین مردم
    نا آگاه و جوامع عقب افتاده مثل کشور ماست و فرضها و تئوریها راجع به پادشاهی
    پارلمانی این واقعیت را در نظر نمیگیرد. که این مساله ، واقعیت زندگی روزمره مردم
    ماست!

    مردم کشورهایی که پادشاهی پارلمانی دارند، مردم آگاهی
    هستند و در مورد سرنوشت خود و کشورشان و هموطنان شان احساس مسولیت میکنند و همیشه
    در صحنه هستند و به این طریق دموکراسیهایشان را حفظ می کنند. که هیچکدام از این
    خصوصیات در مردم ما نیست. مردم ما مردمی نا آگاه هستند که احساس مسولیتی هم ندارند
    و می خواهند خدایی ، بتی برایشان تصمیم بگیرد و مسائل را حل کند و همیشه مقصر کس دیگری
    است و کس دیگری باید کاری بکند و شرایط زندگی آنها را درست کند و …. پادشاهی
    پارلمانی بدرد مردم ما نمی خورد و مطمئنا سیستم دیکتاتوری دیگری خواهد بود.

    در ضمن طرفداران سیستم پادشاهی را در بحثها می توانید
    ببینید که معمولا چماقداران بیسواد و هر کدام دیکتاتورهای کوچکی بیش نیستند که حتی
    دیکتاتور بودن محمد رضا شاه را هم که یک فکت است، قبول ندارند! چرا باید بعد از
    دادن این همه قربانی و جانفشانی انسانهایی که در راه آزادی جانشان را از دست دادند
    ، ما دوباره به فکر سیستمهای سوخته گذشته باشیم، که به نظر من خیانتی به خون تمام
    جوانان از دست رفته است.
    این رژیم غیر انسانی هر چه زودتر باید سرنگون شود، ولی
    مردم ایران این احزاب اپوزیسیون را قبول ندارند و از انها پیروی ندارند که حق هم
    دارند و در نتیجه این احزاب در سرنگونی این رژیم نقشی نخواهند داشت. مگر اینکه
    وابسته به کشورهای خارجی باشند و با پول و تبلیغات قدرتهای خارجی کاری بکنند.

    بهر حال چون امروز پایگاه مردمی چندانی ندارند و مردم
    به حرفشان نیستند، به نظر من اینها در سرنگونی نقشی نخواهند داشت، البته به احتمال
    زیاد سعی خواهند کرد که بعد از سرنگونی، فرصت طلبانه به صحنه بیایند و جایی برای
    خود باز کنند ….
    بهر حال من امیدم به جوانان ایران است و فکر می کنم این
    جوانان هستند که این رژیم را سرنگون خواهند کرد.. / mina parsa

  • continental89

    اینطور که خوندیم و برای ما گفته شد, در ان قلاب هم  همه اپوزیسیون ها با هم متحد شدند  و این پیرمرد خمینی گور به گور شده  هم  قول و اید  زیاد به مردم داد. به محض اینکه  متوجه مزه قدرت شد, گفت  دموکراسی بی دموکراسی  فقط جمهوری اسلامی  بدون یک کلمه کم و یا زیاد.  من فکر میکنم یک چنین اشتباهی رو تکرار کردن بزرگترین گناه هست. رضا پهلوی هم خیلی حرفها میزنه ولی نباید گول حرفهاشو خورد. در روزنامه فوکس ماهیت خودش رو بخوبی نشون داد. هدف  رضا پهلوی شاه شدن است و تمام قدرت سیاسی , اقتصادی , قضائی و ……………. در دست داشتن مثل  بابا بزرگ و  پدر ش . 
    با کمی توجه  به  فحاشی  طرفداران پهلوی  به مخالفان سلطنتی  در سایتها متوجه میشه شد , که  اینها هنوز قدرت در دست ندارند سعی میکنند با فحاشی  و  دادن فوحشهای ناموسی دهن مخالفین رو ببندند و انها رو دشمن ایران میدونند  و ای بان روزی که اینها قدرت رو در دست بگیرند!! 
    البته  با تمام جنایاتی که پهلوی ها کردند باید گفت که رژیم فاشیست اسلامی  روی پهلویها ی دیکتاتور  رو سفید کرد.
    در ضمن من اشکالی در اینکه حزبهای مختلف  هست نمی ببینم  و این رو  نباید نقطه ضعف بدونیم و بهانه ای درست کنیم و بگیم  چون این اپوزیسیونها با هم نمی تونند متحد بشن   , در نتیجه  گزینه  رضا پهلوی بهترین است . 
      در اسرائیل ۳۴ حزب وجود داره.  همه انها هم حق دارند در انتخابات کاندیدا های خودشون داشته باشند. مسله حزبهای مختلف نیست , بلکه نا اگاهی مردم است, که به ویروس اسلام گرائی دچار شده اند. 
    لطفن مخالفان عقیده من از فحاشی خود داری کنند , اگر انسانهای بالغی هستند.

  • bi nam

     

    پادشاهی
    موروثی است و قابل تغییر و انتخاب نیست. سیستمی است باقیمانده از زمان اقتدار و
    حکومت پادشاهان. که در بعضی کشورها با تغییرات و قوانین بسیار، قدرت پادشاه را
    محدود کردند و شاه را به شکل یک سمبل پر خرج و غیر لازم نگهداشته اند که در همین
    کشورها هم غیر ضروری بودن سیستم پادشاهی به شدت مورد بحث است!

    نکته دیگر اینکه مردم ما مردم هلند، انگلیس، سوئد و
    نروژ … نیستند. مردم ما از یک آخوند دزد و بیس…واد، امام و جانشین امام زمان می
    سازند. مردم ما یک چاه را پرستش می کنند و برای درمان بیماریها پول به قبرستانها و
    امامزاده ها میریزند. مردم ما نان ندارند بخورند، مدارس و یا درمانگاه ندارند، ولی
    اول امامزاده برای پرستش می سازند. کوروش پرستان که خود را خیلی امروزی و مترقی و
    آگاه میدانند، به آرامگاه پادشاهان رفته و روی زمین سجده می کنند و فعالین سیاسی
    که یعنی خود را آگاه می دانند، از مریم و مسعود رجوی و منصور حکمت و پهلوی و ….
    بت میسازند و آنها را پرستش می کنند! ….

    پرستش و دیکتاتور سازی مساله بسیار واقعی در بین مردم
    نا آگاه و جوامع عقب افتاده مثل کشور ماست و فرضها و تئوریها راجع به پادشاهی
    پارلمانی این واقعیت را در نظر نمیگیرد. که این مساله ، واقعیت زندگی روزمره مردم
    ماست!

    مردم کشورهایی که پادشاهی پارلمانی دارند، مردم آگاهی
    هستند و در مورد سرنوشت خود و کشورشان و هموطنان شان احساس مسولیت میکنند و همیشه
    در صحنه هستند و به این طریق دموکراسیهایشان را حفظ می کنند. که هیچکدام از این
    خصوصیات در مردم ما نیست. مردم ما مردمی نا آگاه هستند که احساس از مسولیتی هم
    ندارند و می خواهند خدایی ، بتی برایشان تصمیم بگیرد و مسائل را حل کند و همیشه
    مقصر کس دیگری است و کس دیگری باید کاری بکند و شرایط زندگی آنها را درست کند و
    …. پادشاهی پارلمانی بدرد مردم ما نمی خورد و مطمئنا سیستم دیکتاتوری دیگری
    خواهد بود.

    در ضمن طرفداران سیستم پادشاهی را در بحثها می توانید
    ببینید که معمولا چماقداران بیسواد و هر کدام دیکتاتورهای کوچکی بیش نیستند که حتی
    دیکتاتور بودن محمد رضا شاه را هم که یک فکت است، قبول ندارند! چرا باید بعد از
    دادن این همه قربانی و جانفشانی انسانهایی که در راه آزادی جانشان را از دست دادند
    ، ما دوباره به فکر سیستمهای سوخته گذشته باشیم، که به نظر من خیانتی به خون تمام
    جوانان از دست رفته است.

    این رژیم غیر انسانی هر چه زودتر باید سرنگون شود، ولی
    مردم ایران این احزاب اپوزیسیون را قبول ندارند و از انها پیروی ندارند که حق هم
    دارند و در نتیجه این احزاب در سرنگونی این رژیم نقشی نخواهند داشت. مگر اینکه
    وابسته به کشورهای خارجی باشند و با پول و تبلیغات قدرتهای خارجی کاری بکنند.

    بهر حال چون امروز پایگاه مردمی چندانی ندارند و مردم
    به حرفشان نیستند، به نظر من اینها در سرنگونی نقشی نخواهند داشت، البته به احتمال
    زیاد سعی خواهند کرد که بعد از سرنگونی، فرصت طلبانه به صحنه بیایند و جایی برای
    خود باز کنند ….

    بهر حال من امیدم به جوانان ایران است و فکر می کنم این
    جوانان هستند که این رژیم را سرنگون خواهند کرد/ parsa

  • Saeid

    تعریف آقای رضا پهلوی مثل همیشه در مورد جمهوری خواهی که نظام سلطتنی پارلمانی رو قبول ندارند٬ متاسفانه کاملا اشتباه و مغشوشه. ایشون سعی زیاد در وارونه جلوه دادن تصویر جمهوریخواهان پایبند به دموکراسی هستند. از نظر ما دادن قدرت مادام العمر به یک نفر٬ حتی اگر او – در ظاهر – تسلطی هم بر اهرمهای اجرایی قانونی هم نداشته باشه ٬ باز هم خطرناک و کاملا غلطه. چون این شاه به اصطلاح سمبلیک در کشوری مثل ایران٬ بعد از نشستن در این جایگاه٬ یعنی شاه سمبلیک٬ بمرور زمان دوباره مثل خلق و خوی هر شاه مخصوصا غیر اروپایی و امروزی با خصوصیت و شاخصهای یک شاهنشاه ایرانی سریعا شعارهای دموکراتیک قبل از رسیدن به قدرتش رو فراموش میکنه ـ وحتی از همین الان هم خودش خوب میدونه که باید و حتما فراموش میکنه – و مذبوحانه در صد قبضه کامل قدرت مطلق بر میاد و به مرور زمان یک شاه دیکتاتور کامل ـ منتها این دفعه بنام « شاه سمبلیک» شاید ـ میشه و دوباره نظامی رو به فساد و تاریکی میکشه. راستی اصلا یک «شاه سمبلیک» چه معنی میده و برای چی خوبه؟ شاه سمبلیک یعنی شاهی که خیلی ناز و خوبه و در امور کشوری و لشکری قول داده که هیچوقت دخالت نکنه و کل
    دارائیش هم ۲۴ ساعت توسط مردم زیره ذره بین و کنترل بشه و خیلی گرون قیمت و تجملی هم زندگی نکنه و آشغالای خونه کوچیکی که توش زندگی میکنه٬ خودش بذاره جلو خونه و بچه هاش دقیقا برن تو همون مدرسه معمولی که بقیه بچه های مردم میرن و… درست فهمیدم؟؟؟ بابا پس اینکه دیگه شاه نیست و آدمه! یه آدمه خوب و هیچکاره که نه زوری میخواد داشته باشه و نه میخواد مایه دردسر کسی بشه و فقط نیاز داره ـ آره همیشه ما ملت باید قربونی و بنده نیازه شما بشیم تا نیازتون برطرف بشه و احساسِ خوشی کامل کنید! – تو یه مملکت بی در پیکر٬ همه مردم «شاه سمبلیک» صداش کنن تا هم ایشون خوب راضی و خوشحال بمونه و هم مردمش عاقبت به خیر و «دموکراسی» چشیده بشن!… جداً؟ توقع دارین این چیزا رو باور کنیم؟ فکر نمی کنین این خودش تکراره یک توهین بزرگ به شعور ملت ایران ماست؟  ضمنا آقای پهلوی ، کسی از جمهوری خواهان دموکراتیک ایرانی٬ جلوی آحاد مردم ایران رو نگرفته که شما و سلطنت رو انتخاب نکنند! خودتون خوب میدونید که سلطنت و خلافت دیگه هیچ وجهه و مقبولیتی نزد ایرانیا نداره و همچنین شما هم به اندازه کافی طرفدار و پشتیبان در بین ملت ندارید.
    پس لطفا اینقدر به جمهوری خواه ها اَنگ و تهمت ناروا نزنید و در تکاپوی گرفتن سهم زورکی از آرا اونها نباشید.  واین حتی به تنهایی خودش اثبات میکنه و بیانگره اونه که شما قصد از حذف دیگران رو از صحنه سیاست و عرصه قدرت دارید و هنوزدر سرشما سودای سلطنت و قدرت مطلق و شاهنشاه بازی و سایه خدا شدن… در جریانه. در عالم سیاست
    در یک جامعه باز و مدنی٬ اون فردی که به دنبال یک مقام و جایگاه بالا و همیشگی و مادام العمر و تثبیت شده ست٬ برای جامعه خطرناک و فسادآوره! اگر کاسه ای زیره این نیم کاسه نیست٬ همانطور که بارها به شما گفته شده٬ شما هم از یکی از حقوق و مزایایی شهروندی خود در آینده یک ایران آزاد٬ – چنانچه حتی اگه به احتمال قوی و زیاد نقشی در آن آزاد سازی هم نداشته باشید –  در تلاشِ یک کاندیدای ریاست جمهوریِ خوش شانس یا بد شانس٬ میتونید لذت ببرید… امری که در یک نظام سلطنتی حتی اون «سمبلیکه» هم که شما همیشه باهاش خیال تازه و خوش میکنین٬ برای همگان محاله!

  • Pariya12669

    هرگاه نام ترک به گوشتان رسید خرها را به صف کنید تا سرود جاودانه ی عرررررررررررررررررررررررررررر
    سردهند.

  • Sahameddinghiassi

     

    از
    ماست که برماست  این خود ما هستیم که گنه
    کاریم و کاسه کوزه ها را سر این آن می شکنیم.

    هیچ
    کودکی خیانتکار  جنایکار  دزد 
    رشوه خوار هیز و نا اهل به دنیا نمی آید این اطرافیان و میحط هست که اورا
    آنچنان تربیت میکند. صرف نظر از گروهی از جوانان یا نوجوانان که بسیار زیادت خواه
    هستند بقیه مردم و جوانان به زندگی معمولی رضایت دارند. کودکی که از همان زمان
    نوجوانی یا حتی کودکی ظلم بیداد  بی تفاوتی
    را تجربه میکند و می بیند که کسانی که سعی در خدمت به اجتماع داشته اند لگد کوب
    شده اند  کمی فکر میکند و اینطور برداشت می
    نماید وقتی که عدالت نیست چرا من آدم خوبی باشم؟ بعد هم نبودن امکان های تحصیلی و
    کاری و دیدن دوره های فنی یا حتی هنری از وی آدمی بیکاره میسازد که میخواهد
    احتیاجات خود را با زور برطرف کند.در اجتماعی که قانون ها همه برای طبقه ممتار و
    ثروتمند تنظیم شده است وی راهی بجایی ندارد و بزودی درک میکند که سیستم یک سیستم
    بی تفاوت خشن ظالم است و بیشتر رهبران هم تنها فکر زندگی خوب و عیاشی و غارتگری
    هستند. آنان با تکیه به اسلام و قانونهای اسلامی دلبخواه بیرون کشیده از آن نصف
    قانون را اجرا میکنند که بنفع آنان است و نیمه دیگر را مسکوت میگذارند زیرا در آن
    نفعی ندارند و نیز با تکیه به بی تفاوتی مردم دنیا هر ظلمی که بخواهند انجام
    میدهند. دیگر این موضوع کاملا روشن شده است که ثروتهای بیکران دنیا در دست اقلیتی
    بسیار کوچک است ولی این اقلیت  بی دین
    بادین ندارد  مسلمان مسیحی یهودی ندارد همه
    با هم متحد هستند حتی ملیت هم در این اقلیت بازیچه است و بسیار کم رنگ. آنان از
    همه اینها بعنوان حربه برای کوبیدن دیگران سو استفاده میکنند. شکاف عظیم اختلاف
    طبقاتی و شکاف عظیم ثروتهای آنان با ارقام نجومی بسیار خیره کننده است و اینکه
    آنان هر امکانی دارند آنان براحتی رییسان جهمور کشورهای مثلا دمکراتیک را با صرف
    مبالغی عظیم بدست مردم انتخاب میکنند و خودشان آنان را انتصاب میفرمایند و چنانکه
    موارد دیکته شده آنان را بدقت انجام نکنند براحتی آنان را ترور میکنند. ترور مرموز
    جان کندی و برادرش رابرت کندی هنوز هم ابهام انگیز است. آنان مثل خوره  یا دوآلپا یا زالوهای مکنده خونهای مردم را می
    مکند و بجای آن نفرت  دورویی بی تفاوتی ظلم
    و بمن چه به مردم تزریق میکنند.

     

    آنان
    با تربیت و تعلیم عمومی مخالف هستند و میخواهند مردم کم شعور  یا بی شعور متعصب  جاهل باشند تا براحتی بتوانند سوارشان شوند.
    آنان سعی دارند که دین ها را و مومنان دینها را مغز شویی کرده بجان هم بیاندازند
    حتی برنامه وسیعی دارند که نفرت بین بی دینان و با دینان را به مرحله اجرا در
    آورند. درکشورهای فقیر مدرسه کافی نیست که بچه ها و جوانان تحصیکرده بشوند ولی در
    آمریک یا غرب مدرسه باندازه کافی هست ولی معلمان را از شاگردان جدا میسازند تا
    معلمها بی تفاوت شوند و شاگردان را به سکس و تفریح و اعتیاد راهنمایی میکنند درضمن
    معلم در آمریک قدرت یک معلم در خاورمیانه را ندارد مثلا نمی تواند حتی از شاگردش
    خواهش کند کتابش را دفعه بعد همراه بیآورد قدرت معلم بین کانسلر یا راهنما و دفتر
    تقسیم شده است و راهنما که هیچ رابطه ای با شاگرد ندارد همیشه از او در برابر معلم
    دفاع میکند وحق را به شاگرد میدهد. در نتیجه معلم ها هم که می بینند اگر درخواستی
    از شاگرد بکنند و یا بخواهند کمی به فشار برای درس خواندن و حتی درس گوش دادن
    بیآورند شاگرد از آنان پهلوی کانسلر شاکی میشود. در بین شاگرد و معلم تفاهمی و
    دوستی که مثلا در خاورمیانه وجود دارد در آمریک نیست. شما میدانید حتی اگر یک
    شاگرد به معلم احترام نگذارد آن کلاس درس قابل کنترل نیست. برای همین است که بیشتر
    معلمها یا از این شغل فرار میکنند یا کاملا بی تفاوت میشوند.

    در
    کشورهای دنیا سوم که معلوم است ثروتمندان و غارتگران محلی و ملی با پشتوانه غارتگران
    بین المللی سرمایه ملی را غارت ومردم را درفقر گرسنگی و بیچارگی نگاه میدارند تا
    انقلاب نکنند. شکم گرسنه باید دنبال نان باشد نه جامعه و تحصیل و پیشرفت فرهنگی و
    علمی. رهبران خاین محلی وملی در کشورهای دنیا سوم یا از روی حماقت یا از روی وابستگی
    جامعه را به قهقرا هل میدهند تا ژاپن های دوم وسومی درست نشود. آن دسته از جوانان
    ما هم که مثلا به غرب پناه آورده اند اکثر آنان را به نابودی سوق میدهند. بسیاری از
    جوانان تحصیکرده کشورهای ما در غرب خود کشی میکنند. از صادق هدایت گرفته تا
    فرزندان پادشاه ایران یا سایرین که در سکوت به گورهای تاریک فرستاده میشوند. مردم غرب
    هم ما مهمانان ناخوانده را دوست ندارند تنها موقعی با ما رابطه میخواهند برقرار
    کنند تا بتوانند استفاده ای بکنند. دختران ما که با غربیها عروسی میکنند بایست از
    پست ترین طبقه آنان از لحاظ فرهنگی باشند آنان هم به طمع مال یا حتی بیمه عمر با
    دختران کشورهای ما ازدواج میکنند بعد هم آنان را آنطور در فشار میگذارند که خودکشی
    کنند و آنان بیمه عمر دریافت دارند. بادگاه های آمریک هم که بیهوده است وتمامی
    سیستم اداری آمریک بیهوده است و تنها پول میخواهند بیمه های آمریکایی تا مادامی که
    پول میدهی میگیرند ولی وقتی بخواهی از بیمه استفاده کنی  بهانه هایی طراحی شده دارند. در آمریک به
    خارجیان وام میدهند و چون آنان وارد نیستند وامها را میگیرند در آمریک که تورم
    نیست بهره های کلان میخواهند تازه آنچه که خریده ای هم مرتب قیمت آن افت میکند.
    آمریکایی ها دیگر هم خیال میکنند که ثروتمندی و غارتت میکنند و توبایست پول بانک
    را بدهی در حالیکه سرمایه ات توسط دیگر آمریکاییان غارت شده است. بدین ترتیب تمامی
    پس اندازت را می ربایند تازه بدهکار هم میشوی. مردم فقیر آمریک هم به خارجیان مثل
    طمعه نگاه میکنند زیرا آنان سیستم را نمی شناسند وبراحتی گول میخورند بعد هم که
    قانون اینجا بایست مبالغ زیادی اول به وکیل بدهی تا به درد دلت گوش کند. بهرحال تا
    ما باهم متحد نشویم و معیارهای دوستی اعتماد همکاری همیاری را زنده نکنیم هر جای
    دنیا که باشیم محکوم حاکمان هستیم. 

  • Ghasemmoh

    بهترین گزینه است درراه بهتر زندگی کردن وفهمیدن
     

  • Mostarab aldang

    از نمک به حرامی این قوم پارس همین بس که در جنگ ٨ ساله عراق و ایران هزران ترک به جبهه های اکثراً هم جنوب گسیل شدند و با رشادت تمام جنگیدند وشهیدو مجروح شدندو همین که دم پارس ها از لای در بیرون آمد شروع به گاز گرفتن ما کردند و تو روزنامه ها القاب رکیک سوسک به ما دادند که همزیستی با اونا دیگر میسر نیست. خیلی زود قهرمانی بینظیر مهدی باکری و حمید باکری را فراموش کردند و دیگر سرودهای خلبانان ترکی فارسی نخواندند بله این از دید شما میشه ترکهای خر دیگه ولی از دید ما ترکها این نمک به حرامی و بیشرفی است . کجایی تاریخ اخیر که حتی خود ما یا پدران ما به یاد دارند حتی یک از طرف یک ترک به پارس شللیک شده؟ در حالی که هزاران جوان ما بدست کردها با اسامی کومله و دمکرات… به قتل رسیده و هنوز ادامه داره. در بلو چستان چی که قتلگاه سربازان بیگناه؟ حالا جواب پارسهای نمک به حرام توهین به ترک ها از باشگاهای ورزشی تا صدا و سیما و از همه بدتر در اینترنت که از تاریکی سنگ انداختن. بزرگواری ترکها ستودنی است

    • آزاد

      دوست گرامی، آیا خامنه یکی از روستاهای تهران است؟

  • سعید محمودی

    پادشاهی پارلمانی قبلا امتحان خود را پس داده است و نتیجه ای جز دیکتاتوری نخواهد داشت!

  • Mahsatabrizi

    فقط مشایی میهن پرست.

    • Payandeiran

      اگه نامزد انتخاباتی بشه گمون نکنم کسی بتونه اندازه مشایی رای بیاره
      پاینده باد مکتب ایرانی

  • Za

    رضا پهلوی خود یک دیکتاتور و فرزند دو دیکتاتور  قبل از خود است. او چگونه می تواند ایران را نجات دهد. آن روز ها که ایران مورد حمله ی گرگهای غربی قرار گرفته بود این دلاور کجا بودند؟ او هم یکی مثل بقیه است و به فکر سلطنت و زورکویی است. (سگ زرد برادر شغال)

  • مستراب الدنگ

    مستراب الدنگ
    ۰ دقیقه پیش
    این توله پارسها سگ چه وق وقی میکنند که ترسیدن نکنه کیسه پول( نفت خوزستان را دارند از دست میدند. این توله پارسها وقتی مردم بد بخت اونجا از معیشت انسانی در عذابند و آب آشامیدنی ندارند و اعراب اهواز شکنجه میشند و دار زده میشند … ساکت مونده خفه خون میگیرند . تف به این پارسهای کثیف

    ادامه مطلب: مُلایِ بی وَطن، دفاع از سوریه را مُهم ت

  • Taboo shekan

    فقط جمهوری اونم به معنای کلمه جمهوری دموکراتیک فقط میتونه این خاک رو از ادامه ی فساد نجات بده
    به شرطی که مردم بخوان این نسل بی خیالی که من میبینم هیچ انتظاری ازش نمیتوان داشت .

  • محمد

    من یک کرد هستم از رژمی شا خایین ما تحت ستم بودیم ده‌ها نفر از ما کردها اعدام شدند واز همه‌ حقوق و مزاهای انسانی محروم بودیم بعداز انقلاب خلقهیای ایران و رژمی اسلامی این ستم نک برطرف نشد بلکو بیشتر شد بنابراین درد ما کردها نه‌ به‌شا و نه‌ به‌ اسلام حل نخواهید شد ما کردها خواهان ازادی دیموکراسی و حقوقی بشر و عدالت اجتماعی حق تحین سرنوشت هستم هر وقت در ایران برابری برقرار شد من و یک فارس حقوقی متساوی داشتیم بله‌ ما هستیم اگر نا ما ایرانی نیستم ما مبارزه‌ میکنیم برای حقوقی متساوی اگر ملت فارس ما کردها به‌ ملت نشناسند و ماهم مثل شماها نباشیم و تحت ستم باشیم مانیستم امیدوارم که‌ در قرن ۲۱ از این پان ایرانیستی و شونیستی دست بردارند چونکه‌ ایران کشوری چند ملتی است کرد عرب بلوچ ترکمن اذاری و فارس منتها در ایران تمام زبانها ممنوع هستند اجباران باید زبان فارسی بخوانند سدان روزنامه‌ و مجله‌ و کتاب به‌ زبان فارسی است منتها به‌ زبان ماها ممنوع است شماها باید خاطرجمع باشند بعداز سرنگون جمهوری اسلامی اگر اون که‌ من اشاره‌ به‌شانکردم نباشد ایران مثل یکوسلاواکیان تکه‌ تکه‌ خواهید شد هلبت تا جای برای ما امکان باشد ما دوستداریم با هم باشیم منتها اگر به‌ حقوقی خودمان نرسیم انوقت ناچاریم که‌ موضوعی دیگریداشته‌باشیم

  • میثاق

    جان خود در ره اولاد علی می بازیم / همچو مالک به عدوان علی می تازیم/ای که گویی خلایق ز ولی خسته شدند / کوری چشم تو بر سید علی می نازیم. سلامتی امام خامنه ای صلوات

  • نورا

    چرا میگی بی تردید رضا پهلوی یک دموکرات و آزادی خواه است؟ چرا تردید نداشته باشم؟ مگر رضا پهلوی در عمل یا گفتار ثابت کرده آزادی خواه است؟ ایشون به دیکتاتوری پدربزرگ و پدرشون افتخار میکنن! و میگن فاشیسم رضاخان مصلحتی بوده! خب همه فاشیست ها و دیکتاتورها کاراشون رو توجیه میکنن ولی مهم اینکه فرزندان فاشیست ها و دیکتاتورها حداقل به تبعیض سیاسی سرکوب دانشجویان محدودیت آزادی بیان شکنجه و جنایت پدرانشان اعتراف کنن تا باور شوند که دموکرات و آزادی خواه و آزاده هستن. در غیر اینصورت یعنی رضا میخواد همچون اجدادش خون مردم توی شیشه کند و خامنه ای هم همین کار میکند

  • نورا

    سلطنت یا سلطه یعنی برتری و چیرگی یک نفر بر یک ملت. و مشروطه یعنی مملکتی که دارای پارلمان باشد و نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند. رضا و پسرش محمدرضا هیچکدام پشیزی برای مجلش ارزش قایل نبودن . مشروطه سلطنتی یک عوام فریبی است که دیکتاتوری را رنگی تازه زدن و بنظرم سلطه طلبان با وانمود کردن به مشروطه خواهی و مصدق دوستی میخوان روی سیاه خود را مخفی کنن !!! مگر اسلامیست ها وانمود نکردن سکلار ستن و حجاب اجباری نیست؟

  • بردیا

    به قول ناپلئون : هر ملتی لیاقتش همان حکومتی است که بر آن حکم میراند.
    مردم ایران همین حکومت جنایتکار ظالم هم از سرشان زیاد است. اتفاقاً جمهوری اسلامی خیلی هم خوب است چرا که نقاب خیلی ها “تلپ” بر زمین می افتد و دیگران چهره واقعی اش را میبینند. این رژیم چهره واقعی خیلی ها را در معرض نمایش عمومی گذاشته است…