چرا در اسلام شادی بد است و باید نالید و زوزه کشید؟ ۴۹

هدف از غم و اندوه مسخ بشر است.

شوربختانه ادیان ابراهیمی چنین هستند که بر اساس ترس انسان از مرگ ،سعی در توجیه خود دارند. این ترساندن انسان از مرگ و عذاب آخرت در همه ی ادیان ابراهیمی و ادیان با ریشه افریقایی قابل مشاهده است. روحانیون یا ایجاد ترس و خرافه های غم انگیز سعی دارند که انسانها را مسخ نمایند.

غم و اندوه با خشم و خشونت رابطه ی نزدیک دارد .انسانی که خود را در زجر و اندوه ببیند آمادگی ایجاد خشونت و عقده گشایی را هم خواهد داشت. این که گروه زیادی از مسلمانان عامل خشونت و کشتار شده اند ، جای بررسی دارد. دین اسلام و تعالیم آن به دوری از شادی و پناه به عقده های غم انگیز می انجامد.

این عقده ها در فرد مسلمان گاهی به بروز خشونت می رسد. افسردگی و شاد نبودن در اسلام یک مزیت و برتری است. در مسیحیت و یهود هم مشابه این ایجاد غم و اندوه وجود دارد. بروز خشونت از طرف یهودیان و مخصوصاً مسیحیان در گذشته بارها واقع شده است و اگر دوران روشنگری و حذف دین از زندگی در کشورهای مسیحی نمی آمد، چه بسا ایشان همسان با مسلمانان در خشونتهای دین آلود و عقده گشایی اندوههای خود رقابت داشتند!

این که دین اسلام  می خواهد بشر در غم و اندوه باشد برای مسخ کردن اوست. تحقیر انسان و تسلیم وی از ابزار اسلام برای تبدیل کردن وی به یک قاتل و جنایتکار است. تمامی سردمداران اسلام از این انسانهای مسخ شده برای اهداف خود بهره برده اند.

آیه ۷۶ قصص از ناشایست بودن شادی کردن می گوید! این که دین اسلام می خواهد بشر در غم و اندوه باشد برای مسخ کردن اوست. تحقیر انسان و تسلیم وی از ابزار اسلام برای تبدیل کردن وی به یک قاتل و جنایتکار است. تمامی سردمداران اسلام از این انسانهای مسخ شده برای اهداف خود بهره برده اند.

خداوند و پیشوایان دین اسلام از شادی متنفرند

شاید بسیاری از مسلمانان بدلیل عدم مطالعه قرآن و احادیث ندانند که خداوند و پیشوایان دین مسلمانان را از شادی کردن باز داشته اند. به چند نمونه ی باز داشتن از شادی در اسلام توجه فرمایید :

آیه ۷۶ قصص : انّ الله لا یحبّ الفرّحین.  براستی که خداوند شادی کنندگان را دوست ندارد.

این آیه درباره ی شادی کردن قارون بیان شده است و مفسرین برای توجیه آنرا شادی با “غرور ” تفسیر نمو ده اند. ولی آیه واضح است : براستی که خداوند شادی کنندگان را دوست ندارد. منظور البته شادی از داشتن مال و برخورداری مادی است و نهی کرده است از شاد بودن بر داشتن نعمات خداوند. ولی براستی خدا کسی را که شاد باشد دوست ندارد؟ مگر شادی از برخورداری نعمات عیب است؟

پیامبر اسلام  : « سه چیز باعث سنگدلی می شود : شنیدن موسیقی شاد ، علاقه به شکار و پیوستن به سلاطین !» البته بگذریم که محمد خود از سنگدل ترین افراد تاریخ است که با سنگدلی گروه زیادی از اسیران در بند را کشته و شکنجه داده است و زنانشان را نیز در بازار برده ها فروخته است! حال پرسشی پیش می آید اینکه :”موسیقی حرام ولی برده داری حلال ؟” ننگ است مسلمانی و ماندن بر مسلمانی البته ننگی بیشتر است!

پیامبر اسلام : « اول کسی که به غنا (موسیقی شاد) روی آورد شیطان بود !»

علی بن ابی طالب : «رب لهو یوحش حرا» چه بسا که شادی و سرگرمی به احساس تنهایی یبانجامد !

امام علی گفته : شادی و سرگرمی باعث احساس تنهایی می شود! اما قتل و جنایتهای خودش او را به تنها ترین انسان کوفه بدل ساخت که به چاه پناه آورده بود. در اسلام بشدت شادی کردن  ناشایست دانسته شده است. از قرآن و احادیث مختلف می توان دریافت که مسلمانی و شاد بودن در یک جهان  نگنجد!

امام علی گفته : شادی و سرگرمی باعث احساس تنهایی می شود! اما قتل و جنایتهای خودش او را به تنها ترین انسان کوفه بدل ساخت که به چاه پناه آورده بود.
در اسلام بشدت شادی کردن ناشایست دانسته شده است. از قرآن و احادیث مختلف می توان دریافت که مسلمانی و شاد بودن در یک جهان نگنجد!

احادیث بسیار دیگر درباره ی حرام بودن موسیقی وجود دارد. در برابر آن چند روایت ضعیف هم درباره کاربرد موسیقی و دف اعراب وجود دارد که مهم ترین آن درباره عروسی فاطمه است که  با بررسی تاریخ به نظر می رسد اصلاً این مراسم وجود هم نداشته؛ چه برسد به موسیقی در آن.

بنابر این متن قرآن و احادیث با استواری فرمان به پرهیز از شادی و موسیقی شاد داده اند. این در حالیست که چیز ساده ای مانند برده داری را حرام نکردند و فقط گاهی بصورت تبلیغاتی نصیحت به آزادی برده ای  را داده اند. به گواهی تاریخ  پیامبر و خلفا و امامان خود از بزرگترین مشتریان بازار برده فروشی بوده اند.

تشیّع با اندوه و خاکبرسری زنده است !

اگر به تقویم تشیع نگاه کنیم متوجه می شویم که ۶ ماه از ۱۲ ماه قمری از ماههای عبادت و نوحه و ناله است. یعنی آخوند و  روضه خوان که بیکار و علافی بیش نیستند در این ۶ ماه به جمع کردن مزد گریه سازی و خاک بر سر کردن مردم مشغولند. ایجاد غم و اندوه در تشیع با خرافات و مراسمی هم همراه است.

شیوه ناله و مرثیه خوانی مختلف است.  به غیر از مراسم محرم و صفر که بیشتر شبیه لشکر کشی است تا عزاداری (که همین لشکر کشی  هم بوده) انواع مراسم ناله و اندوه در تشیع وجود دارد. شیعیان براستی گمان برده اند که با ناله و گریه به خدا نزدیکترند! چراغ مساجد و تکیه ها را خاموش می نمایند و مانند حیوانات شروع به ناله و زوزه زدن می نمایند. در ادامه به گریه و زاری خاکبرسری می پردازند! بله این است نزدیکی به خدا و پرورش روح! یعنی عقده و اندوه و مشکل روانی داشته باشیم و گریه و زاری کنیم و بر سر و صورت بکوبیم، برای پرورش روح و روان!

فرتور یک ایرانی را در حال عزاداری برای حسین ابن علی نشان می دهد. آن مرد ایرانی به تاریخ، تمدن، فرهنگ و هویت ملی خویش پشت پا زده و آنان را فراموش کرده و غرق در نیرنگ ها و دروغ های آخوندی گشته و خرافات و جهل فرمانروایان مغز وی هستند. آیا به راستی چنین شخصیتی که سمبل قشر عظیمی از جامعه ایرانی است، توانایی تشخیص بد از خوب را دارد؟ آیا وی آگاهی کافی برای انتخاب یک حکومت برای آینده ایران را دارد؟

خاکبر سری باعث نزدیکی به خداست! چرا؟ نمی دونم! عزاداری برای حسین!  براستی نیاکان ما که بدست اعراب قتل عام شدند درباره ی فرزندانشان چه می اندیشند؟ در دین زرتشت عزاداری بسیار ناشایست دانسته شده است  تقویم زرتشتی پر است از شادی و پایکوبی.. اما عاقبت ایرانیان زرتشتی به خاکبرسری رسید!

هویت تشیع با این مراسم غم و اندوه پیوند خورده است. اگر مراسم عزاداری و توسری زدن شیعیان را از ایشان بگیریم، قسمت بزرگی از تشیع را حذف نموده ایم!

چرا اندوه و غم در اسلام مهم است؟

همانطور که گفتیم اندوه و غم مهمترین روش مسخ انسان در دین است و مخصوصاً در اسلام این زجر و اندوه که ناشی از نپرداختن به شادی است به مشکلات روحی و روانی می انجامد. علم روانشناسی شاد بودن را یک مزیت انسانی می داند ولی اسلام آن را تقبیح نموده است. روانشناسی سعی دارد انسانهایی شاد و امیدوار به زندگی بسازد ولی اسلام  زندگی را بیهوده می داند و  به انسان وعده ی شادی در جهان دیگر را می دهد.  اینگونه است که افرادی چون خلخالی و داعش و طالبان از اسلام زاده می شوند. انسانهایی که معنی شادی و انسانیت را نفهمیده اند و سعی دارند با خشونت و کشتار این عقده ها را خالی کنند! امیدشان به دنیا نیست و برای جهان دیگر است که می کشند تا رستگار شوند!

آری.. مردم ما گمان می برند که با توسری زدن و گریه و زاری به چیزی می رسند! اما حقیقت این است که عزاداری و گریه و زاری هیچ ندارد بجز عقده های روانی و سنگدل شدن. این سنگدلی را می شود در درگیری های سال 88 دید!

آری.. مردم ما گمان می برند که با توسری زدن و گریه و زاری به چیزی می رسند! اما حقیقت این است که عزاداری و گریه و زاری هیچ ندارد بجز عقده های روانی و سنگدل شدن. این سنگدلی را می شود در درگیری های سال ۸۸ دید!

 

سردمداران اسلام  از این افراد روانی شده برای رسیدن به اهداف خود بهره برده اند. با تحقیر مسلمانان بایشان خشم می دهند و مسلمانان هم خشم خود را بر دگر اندیشان و حتی بر یکدیگر خالی می کنند!

چه می شود کرد؟

در این مورد بخصوص اکثریت مردم ایران چندان توجهی به تبلیغات رژیم شیعه ندارند و همواره از مراسم عزاداری برای مسافرت و گشت و تفرّج بهره برده اند. ذات انسان از اندوه بیزار است و به شادی علاقه دارد. پس از ۳۶ سال حکومت ارتجاع سیاه بر ایران می بینیم که توجه مردم به رقص و موسیقی بسیار بیش از اول انقلاب است و هنرمندانی که مردم نادان به غلط مطرب می خواندنشان و بسان دلقک بایشان می نگریستند، امروز از چنان محبوبیتی برخوردارند که رژیم بارها به کنسرتهای ایشان حمله کرده است.

شش میلیارد دلار را  از اوایل دهه 90 تا کنون به ساختن قبر برای خمینی قاتل قرار دادند و بجای آبادانی خوزستان جنگ زده و دیگر استانهای جنگ زده به ساختن قبر برای یک خائن به ایران پرداختند. آن هم با 6 میلیارد دلار  که معادل 10 میلیارد دلار امروز است! ملت ایران اما کاری به این قبر ندارند و میانه خرداد بهترین زمان برای سفر و گشت و گذار پایان بهار است!

شش میلیارد دلار را از اوایل دهه ۹۰ تا کنون به ساختن قبر برای خمینی قاتل قرار دادند و بجای آبادانی خوزستان جنگ زده و دیگر استانهای جنگ زده به ساختن قبر برای یک خائن به ایران پرداختند. آن هم با ۶ میلیارد دلار که معادل ۱۰ میلیارد دلار امروز است! ملت ایران اما کاری به این قبر ندارند و میانه خرداد بهترین زمان برای سفر و گشت و گذار پایان بهار است!

 

شش میلیارد دلار را  از اوایل دهه ۹۰ تا کنون به ساختن قبر برای خمینی قاتل قرار دادند و بجای آبادانی خوزستان جنگ زده و دیگر استانهای جنگ زده به ساختن قبر برای یک خائن به ایران پرداختند. آن هم با ۶ میلیارد دلار  که معادل ۱۰ میلیارد دلار امروز است! ملت ایران اما کاری به این قبر ندارند و میانه خرداد بهترین زمان برای سفر و گشت و گذار پایان بهار است!

اما باید بیش از پیش به مراسم دروغین عزاداری شیعیان بی اعتنایی نمود. این مراسم انسانی نیست و باعث سنگدلی می شود. شادی است که قلب را رقیق می نماید و اندوه و عقده ها باعث سنگدلی و مرگ روحیه انسانی است. بیش از پیش به مراسم عزاداری نرویم و بیش از پیش به کودکانمان بیاموزیم که این شادی است که برای زندگی مفید است و در غم و زاری کردن فایده ای نیست.

  • شیعه علی ع

    سوگند به خدایی که هر صدایی را می شنود! هر کس دلی را شاد کند خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید.

    متن حدیث:

    یا کمیل مر اهلک ان بروحوا فی کسب المکارم و یدلجوا فی حاجة من هو نائم فوالذی وسع سمعه الاصوات ما من احد اودع قلبا سرورا الا و خلق الله له من ذلک السرور لطفافاذا انزلت به نائبة جری الیها کالماء فی انجداره حتی یطردها عنه.این یه نمونه از احادیث مولا علی ع هست . در مورد ایه قران چرا الکی سفسطه می کنید . مشخصه منظور قران شادی همراه با فخر فروشی برای دیگران و شادی که انسان رو از یاد خدا غافل می کنه . هر چی داریم و نداریم از ان خداست . و منظور قران اینه که شادی باید از عمق دل باشه و وابسته به عوامل بیرونی نباشه . ما که خیلی لذت می بریم و شادیم . محرم و صفر و فاطمیه عزاداری نیست بلکه کانکت شدن با معدن امیدواری و زندگی یعنی امامان هست . محرم و صفر نیری محرکه ما شیعه هاست برای زندگی بهتر تو دنیا . انگیزه رو صد چندان می کنه . نعمت و برکت فراوون داره . شیعه تو قلب اروپا و امریکا هم برپا کننده عزاداری سیدالشهداس . هر کسی تو بریتانیا بوده و هست یه سر به هییت امام حسین ع منچستر بزنه . واقعا زیباس . یا علی

    • سیده

      منم تو ماه ژانویه به سوپرمن و آیرون من کانکت میشم آقای رافضی!

      • dad

        خیرکم عند سوپرمن

        • nadad

          فعلا که حکومت و قدرت دست شیعه هاست شما ها هم تواین جا و اونور خاک اینقدر از این اراجیف وچرت وپرت خود ساخته بگید تا علف زیر پا تون سبز بشه و بمیرید و برید به جهنم .مردم ایران اکثرشون شیعن نه تنها ایران بلکه خیلی از همسایه های اطراف ایرانم شیعن واونقدر دین شیعه استدلال و دلیل ومدرک محکم در مقابل چرت وپرتای امثال شما داره که اگه تا قیامتم از این زرای الکی بزنید نمی تونید اونارواز دینشون برگردونید تازه عقیده شیعه تو منطقه به کوری چشمتون در حال کسترشه حالا این قدر عصبانی بشید تا بمیرید..خخخخخخخ.راستی بعد از کامنت من زر زدنا توو راجع به من وانچه نوشتم شروع کنیدسعی کنید منو هم بی عقل ونادان جلوه بدین چون مسلمونم وشیعه خخخخخخخخخ راستی هر فوشیم که بدید اون فوش لایق خودتونه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

      • شیعه علی ع

        تعجبم از اینه که منو به جا نیاوردی خانوم عرب سیده . من همون سوپر من هستم دیگه . یادت نیست بهم کانکت شدی ؟اها حواسم نبود با بتمن و اسپایدرمنم کانکت بودی . یه خورده به خودت استراحت بده . این کانکشن ها عوارض بدی در دراز مدت داره . زود پیر میشی دیگه کسی جز مگامن سراغت نمیادا .

        • dad

          با دیلدو بهت کانکت شده بود بردار؟

        • دوستدار انسانیت

          شیعه ی علی متاسفم برات قد جلبک شعور نداری.من کاری به بی دینی و بی خدایی یا با دینی و با خدایی ندارم.ولی انسان باش بحث میکنی کم میاری دست به فحاشی و بی احترامی نزن…اینه اسلامت؟

        • مرگ بر جمهوری اسهالی

          شیعه جون بیا من با بتمن و اسپایدرمن بهت کانکت بشم درت بذارم طوری که نتونی بلند شی .

        • faraz

          bache kon fekr kardi ke khily zernagi, zerang sange mostrahe ke koso kone majani did meyzaneh, to halh biy ino begir bemek ta zerang beshi

    • dad

      هو الشدید الفشار
      برادر گرام
      احسنت بر شما که چشم دلتان را باز کرده اید و انچه نادیدنی است را دیده اید.
      اما برای آن که به ذات حق متصل شوید، علاوه بر چشم دل باید چشمه دیگری را هم بگشایید.
      ببینید اتصال دو گونه است. یکی آن که مثلا شما دو سر سیم لخت را به هم نزدیک می کنید. این یک جور اتصال است که طبعا سست و متزلزل است.
      یک موقع هم هست که شما یک فیش و یک سوکت دارید و اتصال را به وسیله آن ها برقرار می کنید و آن همان اتصال دائمی و ملکوتی و با ارزش است. البته خود این ها هم ممکن است سری باشد یا موازی.
      سری آن است که یک نفر (در اینجا رسول الله ضرت) به واسطه حضرت جیرئیل به خدا متصل شده و بقیه یکی یکی به آن حضرت متصلند و این همان اتصالی است که سادات را به خدا متصل می کند.
      اما موازی آن است که مومنین و مومنات (مثل طلبه های حوزه ها) با یکی از شیوخ و سادات اتصال برقرار می کنند.
      لذا شما هم اگر طالب وصل هستید، باید تشریف ببرید در یکی از حوزه ها تا یکی از علمای گرام فیشش را در سوکت شما بکند تا متصل شوید.

      • شیعه علی

        ماشالله اخوندا بد جور درت مالوندن و فیش کردن بهت و کلاس توجیهی هم برات گذاشتن که انقد عین بلبل از خاطراتت و دروس پاس کرده حرف می زدی . حالا اگه کلاس عملی ازمایشگاه الکترونیک بود این طوری تو ذهنت نمی موندا . شما ملت رو باید با زبون خودتون حالی کرد . حالا بگو اتصال پارالل کدومشونه ؟می خوام علمتو محک بزنم ببینم اخوندای ایران چه کردن

        • dad

          هو الفاکر
          و تبارک الله و احسن ساندیس خور علم ما در سوزش شما خلاصه میشود برادر راستش را بخواهی ما در حوضه تدریس نمیکردیم اما حوضویان را چرا این اطلاعات بی نقص هم از جانب پیغمبرت محمد کستفی(صد لوات) هست چراکه هر بار که به غار حرا میرفت علی را نیز با خود میبرد تا اتصال قوی تری بین خود و الله ش برقرار کند پس اگر خواهی از کسی تشکر کنی از او تشکر کن نه من اطلاعاتت هم که ناقص است برادر کس گیجی محمد به بدنسازی و ژیمناستیک احتیاج نداشت چون الله او قدحی از منی شتر و گاو برای او فراهم آورده بود تا به هنگام جماع توان ۴۰ خر رم کرده از فلفل را داشته باشد اگر هم منظورت اتصال کامپیوتریست که ما با یکی از حوضویان این اتصال روحانی را انجام داده ایم باور کن از انرژی درمانی هم بیشتر جواب میدهد فکر کنم یادت رفته ساندیست را تا ته بخوری

    • آریابد

      روز مرگم هرکه شیون کند از دور وبرم دور کنید همه را مست وخراب از می انگور کنید

      مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

      برمزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

      جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

      روی قبرم بنویسد وفادار برفت آن جگر سوخته خسته از این دار برفت

      به امید آزادی میهن وهم میهنان در بندم که آن روز واقعا زیباس.یا انسانیت

      • dad

        زنده باشی که منا یاد رضا فاظلی انداختی

  • faghat kherad

    حزن و اندوه راهی برای تسلط بر افراد و اعمال نظرات خود بر انان است. کار اخوند در نوحه و عزاداری این است که ابتدا به شخص مخاطب میقبولاند که فردی گنهکار و دور از رحمت الاهی است و این کار باعث میگردد فرد به حزن و نا امیدی برسد .ایا میتوان در شادی به کسی قبولاند که فردی بد فرجام و سیاه روز است؟؟!!!!
    پس از انکه فرد خود را گناهکار و مقصر دید بدنبال راه نجات میگردد ،انوقت اخوند با زیرکی و حیله گری راه نجات را در توصل ،اعتکاف،دخیل،خمس،زکات و……… به مغز مخاطب نگون بخت تزریق میکند. این روش نه مختص اسلام بلکه راهکار مشترک تمام ادیان ابراهیمیست .
    انسان در شادی به پویایی میرسد .امید به زندگی با اندوه و غم در تضاد است.

  • Farzad

    Ahhh shiehe Ali, jon madaret inja kos sher nago,omiedvaram on khodai ke besh sogand khordi yek Aghleh drost va yek poley be man bedeh,bro kos kholi ke sarmayeh nemeykhad

  • فرزند کوروش

    فقط باید گفت خاک بر سر امت عقب افتاده

    خاک برسر اسلام پرستان ایرانی نما

  • آرش آریانی

    نویسنده محترم بحث جالبی را پیرامون ارتباط میان اندوه و افسردگی و غم با مقوله خشونت مطرح کردند که از زاویه روانشناسی اجتماعی قابل بررسیه اما متاسفانه دائما سیر کامنتها به سمت ابتذال و حرفهای بی سرو ته هدایت میشه و این جای تاسف داره
    در چندین مقاله قبل خانم بهاری مطلبی را تحت عنوان خطای راهبردی استوار کردن اخلاق بر مقوله دین و نه قانون مطرح کردند که من بهره شایانی از آن برده و میبرم و امیدوارم بتوانم روزی آنرا به شکل مقاله ای علمی عرضه کنم مطلب این مقاله نیز قابل توجه است که آیا رایطه معنی داری میان غمناکی و خشونت وجود دارد یا خیر امیدوارم سیر مباحث در این سایت روشنگر بیشتر وجهه علمی بخود گیرد تا سیاسی و ایدئولوژیک

    • Baran Bahari

      با سپاس از درک بالای شما. نوع نوشتار ما انتقاد نسبت به اجتماع ،فرهنگ و حکومت است. ما منتقد امریکا و اسرائیل هم هستیم. اینکه شما دیدگاه اجتماعی و علمی مقاله را درک می فرمایید جای خشنودیست.

  • sharam

    inam Casino Akhonda hast va melateh bikharadam ghomarbazashand, baz dar Casino mamoli baz yek shanse bord hast

  • ….

    ببخشید
    شما این آیه رو نصفه نوشتید من تعجب کردم آیه رو کامل بخونید تا شبهه ذهنی
    تون برطرف بشه ضمناً اگر به اشتباه به ما یاددادند اسلام دین گریه و غم
    کاملا این احادیث اشتباه و رد باطل است و در این آیه چون قارون فرد ستمگری
    بوده قومش به اون گفتن حالا که تمام گنجینه ها رو برداشتی شادی نکن در این
    صورت که تو این کار اشتباه کردی خدا شادی کردن (به این گونه) رو دوست نداره
    مثل اینکه دوستی برای شما تعریف میکنه که من دزدی کردم و برای این خطای
    بزرگش کلی هم شادی میکنه شما در جوابش میگید شادی کن کار خوبی نکردی خدا
    شادی کنندگان را دوست نداره، نه اینکه منظور شما این باشه که خدا اصلاً با
    شادی کردن مخالفه منظور اینه که در اشتباه کردن شادی کردن جایز و پسندیده
    نیست. دوست عزیز لطفاً در آیات قرآن تدبر کنید و یا از اهل فن بپرسید و آیه
    و کامل بخونید تا دچار این کج فهمی نشید چون هر کسی که به واسطه اشتباه
    فهمیدن شما مطلبی رو از خدا و پیامبرانش اشتباه بفهمه و انتشار بده
    مادامیکه اون جملات در جایی گفته میشه و مردم رو از خدا دور میکنه گناه
    اشتباه اون افراد به گردن شماست.دوست عزیز لطفاً در انتشار مطالب دقت لازم
    را عنایت فرمایید.متشکرم. این ایه رو بخونید إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن
    قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ
    مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ
    قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ﴿۷۶﴾ قارون
    از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینهها آن قدر به او داده بودیم
    که کلیدهاى آنها بر گروه نیرومندى سنگین مىآمد آنگاه که قوم وى بدو گفتند
    شادى مکن که خدا شادىکنندگان را دوست نمىدار۷۶ سوره قصص)

  • kir tu koune nevysande

    اتفاقن در قرآن آمده, مؤمن نه ترسو نه اندوهگین است. بیسواد اول کتاب ر ا بخو ن بعد نظر بگذار

    • پارسا

      آره مومن موقع آدم کشتن،گردن زدن،قطع دست وپا،قطع انگشتان،سنگساروکارهای وحشیانه ی دیگرنه ترسوونه اندوهگین می شودبلکه باقصاوت قلب وصف ناپذیری به سلاخی همنوعانش که بااوهم عقیده نیستند میپردازدوچون قراره به خاطراین جنایات به حوری خونه ببرنش وبراش حوری ردیف کنندخیلی هم خوشحاله!تازی نامه (قزآن)روبه پارسی بخونین عزیزان.

      • dad

        درود بر شما

  • دانشجو

    فقط افراد ساده و بی سواد میتونن این چرندیاتی که اینجا نوشته رو باور کنند.کسی که با اهداف شخصی و پلید خودش این چرندیات رو اینجا مینویسه خوبه که بدونه تا من و امثال من هستند به هیچ طریقی اجازه نمیدیم این تفکرات رو خورد ذهن مردم بدید.شما انقدر ناشیانه عمل میکنید که نه اطلاعات مستند میذارید و نه ایه رو کامل مینویسید و نه تفسیر ایه رو میذارید.مسلما با ذهن مریض و جهت دار خودتون هم قضاوت میکنید که به همچین نتایجی می رسید…در اسلام شادی حرامه؟؟!!شادی در اسلام نهی شده؟؟؟!!خیر اقا…خیر خانم…افرادی که فکر میکنند اسلام دین اندوه و گریه ست مسلمان نیستند و شما همه ی یک دین رو با ان دسته از پیروانش قضاوت میکنید که بویی از دین شان نبردند.لااقل برید بگردید چندتا مسلمان واقعی پیدا کنید اگر چه واقعا سخته واقعا سخته و عملا یک در هزار پیدا میشه مسلمان واقعی….هر هدفی که دارید از انتشار مطالب ضایعتون تا ما هستیم نمیذاریم به هدفتون برسین….

    • dad

      فقط افراد ساده و بی سواد میتونن این چرندیاتی که اینجا نوشته رو باور نکنن کسی که با اهداف مردمی و رفیع خودش این مطالب گرن بها را اینجا مینویسه خوبه که بدونی برای تو امثال تو مینویسه و از مشتی جیره خور هم نمیترسه من اونقدر ناشی هستی که قران را حتی یه بار هم به فارسی بدون ماله کشی و تفسیر نخوندی حتی وقتی صیغه هم میشدی یک بار معنی اون جمله عربی را نخوندی فقط گفتی قبلتم دین اسلام دین شادی است منتهی برای بعد از کشتار کفار به راستی که چه خوب گفتن آدم قبل از ورود به دانشگاه انسانه بعد میشه حیوان خب حیوان انسان نما ازت سوالی دارم ۳ آیه یا بیشتر در قرآن داریم مبنبی بر اینکه الله زمین و اسمان را در ۶ روز آفرید و یک ایه هم گفته در ۸ روز یعنی زمین و اسمان ۴ روز و آنچه بین آندوست ۴ روز یهنی ۸ روز کاری به این تناقض نابهنجار ندارم اما سوال من اینکه الله کیری تو جنده قبل از آفرینش زمین و آسمان چه گهی میخورد و اصولا کجا زندگی میکرد و کجا بود یا در زمان دایناسور ها اون کجا بود چون برای ادعات حاضری کس خودتم جر بدی جواب بده و گرنه جل و پلاستا جمع کن که در دفعه های بعد با این متینی باهات برخود نخواهم کرد

  • دانشجو

    اقای dad!!من فقط یک چیز میگم و قضاوت رو با شما و خوانندگان میذارم!!ادمی که اهل مطالعه و خوندن و گشتن پی موضوع باشه برای به کرسی نشوندن حرفش متوسل به فحاشی نمیشه…دراثبات بر حق نبودن و مستند نبودن و درست نبودن ادعای شما همین بس که راهی جز توهین و فحاشی و تمسخر ندارید..شما خودتون غیرمسقیم توپ و انداختین تو زمین من…پیروان این عقیده امثال شمان؟یه مشت بددهن توهین کن ؟اقا بس کن این مسخره بازیا رو…هرجای دنیام که بری با این لحن،حق و تمام و کمال ازت میگیرن،مثل بازیکنی که تو زمین کارت قرمرز گرفته…هه….کارمو خیلی راحت کردین…دیگه حتی نیاز نیست جواب سوالتونو بدم تا ثابت کنم…گرچه من باوجود مطالعه مقالات دراین زمینه پاسخ دادن به سوالات شمارو وظیفه ی خودم نمیدونم.اینکار وظیفه ی دانشمندان دین منه.دانشمندان دین من،نه این آخوند هایی که شما ازش حرف میزنید.اخوندی که نوحه میخونه و مردم و به گریه میندازه تا خمس و زکات بدن مسلمان که هیچ انسان هم نیستند همه ی مشکل شما اینه که چند اخوند که حتی انسان هم نیستند گیر میارید و با رفتار اونها یک دین رو قضاوت میکنید و بعدش میگید دیدید اسلان فلانه؟!!اسلام بهمانه؟!!ادمی که درود میفرسته بر اندیشه ی مخالفش و چنین فحش هایی میده برای اندیشه های مخالفش اوضاعش مشخصه!!فکر نمیکردم این سایت اینقدر ناشی باشه….در جوابتون بگم اون تعداد روزی که شما نوشتید روز نیست اقای محترم!!دوره هست!در ضمن اونقدر ذهنت محدوده که کل حبات و محدود به سیاره زمین میدونید و از من میپرسید خب خدای شما قبل از زمین کجا بوده…!!هه….در ضمن ایرادی که به قران میگیرند که چرا تضاد نظریه ی تکامل حرف زده هم باید بگم قران از ادم و حوا بعنوان اولین انسان ها یاد نکرده!بلکه بعنوان اولین انسان های تکامل یافته و خردمند یاد کرده و اشاره ی کامل هم در خود قران هم در تفسیرش ،به افراد پیش از اونها شده.شما که برخلاف!!!من قران میخونی!باشمام.کدوم ادمی با ترجمه ی قران درباره متنش قضاوت میکنه؟شما تاالان تفسیر خوندی؟البته ممکنه عالم قرانی باشی و متخصص در فهم ترجمه ی قران و نیاز به تفسیر نباشه برات!!که البته بعید میدونم از لحنت.ولی تاحالا تفسیر خوندید؟!!المیزان!!المیزان خوندید؟!!فکر نمیکنم اصن ادمی مثل شما،حاضر باشه اونقدری پول بده و المیزان بخره و بخونتش!من مجبور نبودم به ادم ناشی در مباحثه مثل شما جواب بدم و حتی حاضر نیستم وارد سایت سطح پایین و ناشی مثل این بشم…این چیزایی که اینجا نوشتید هیچکی رو توجیح نمیکنه که هیچ بقیه موقع خوندنش میخندن بهش..جز عده ی معدودی امثال خودتون…پس کسی که باید جل و پلاسشو جمع کنه من نیستم شمایید….

    • dad

      خانم دانشجو بگذار روشنت کنم از ۴ سفسطه رایج استفاده کردی برای اینکه بگی من بدو و تو آدم خوبه هستی اسلام دینه کاملیه و آخوندا بدن-قران را باید متخصص بررسی کنه و نیاز به تفسیر و ماله کشی داره-به عقاید مردم توهین نکنید اما قبل از بررسی این سفسطه ها هر جای دنیا با این لحن حرف بزنم حقا ازم میگیرن؟هر جای دنیا دینش اسلام نیست و افرادش هم مسلمان نیستن من هم با غیر عرب سر جنگ ندارم پس خیالت از این بابت راحت دانشمندان دین درست شنیدم الله تو با ۲ تا سوال میره زیر سوال پایه های دینت به باد بنده اگه بگوزی پایه های دینت(نماز) خراب میشه اونوقنت حرف از دانشمند میزنی که بیاد حرف های یک عرب نارسیست سادومازوخیسم پدوفیلیای بچه باز را تفسیر کنه خیل یپرتی خواهر…..اگر کلمه ایام را دوره معنی میکنی از بیسوادی خودته به من ربطی نداره اگه سواد داری برو به آیه های سجده ۴-فصلت ۹تا ۱۲ و ….گویا شما در آن زمان بودید و قبل از اینکه سیاره زمین بوجود امده باشه الله را در کهکشان راه شیری مشاهده کردید که به قصد آفرینش زمین میومده درسته احمق جون گفتم زمین چون هیچ جای قرآن حرفی از دیگر سیاره ها زده نشده به راستی که ماله کش پرروریی هستی به این آیات نگاه کن بعد گه خوریتا ادامه بده اعراف ۱۷۲ اعراف ۲۲ و کهف ۵۰-حجر ۳۰-و …همچنین در بایبل هم اومده فاطی جان .(کدوم ادمی با ترجمه ی قران درباره متنش قضاوت میکنه) فک کنم کلیپستو سف بستی خود محمد گفته قران را به عربی واضح و روشن نازل کردیم پس احتیاجی به تفاسیر صد من یه غاز نداره ماله کش جان یعنی فهم قرآن برات اینقد سخته وقتی در طارق ۵ تا ۷و اعراف ۱۷۲ میگه منی از بین ستون فقرات و دنده و سینه ها خارج میشه تفسیر میکنی ن منظورش لگن خاصره و کیسه بیضه بوده یا وقتی میگه شیر از سرگین و خون بوجود میاد نحل ۶۶ بیرون میاد میگی منظور خون بوجود اموده از غذا درون سینه هست بیسواد جان مسلمه که پول تفسیر المیزان نمیدم حتی پول قرآن هم نمیدم خرگوش خانم خب حالا که جوابت را دادم میرسیم به سفسطه هات من این ها را برای تو نمینویسم چون تو اصلا در اون حد نیستی واسه کسانی مینویسم که امکان داره خام حرفهای قشنگت شده باشن

      • dad

        سفسطه هات:

        شما حق ندارید به عقاید مردم توهین کنید!

        پیشگفتار

        اینکه نباید به مقدسات توهین کرد و نباید به دین مردم کاری داشت سخنی است که شبانه روز از مسلمانان، اسلامگرایان و سمپاتهای ایشان میتوان شنید. قبل از نوشتن این نوشتار واژه «توهین» را در گوگل جستجو کردم، از ۲۰ مورد نخست، ۹ مورد در مورد «توهین به مقدسات» بود. البته بیشتر اوقات وقتی کسی میگوید به مقدسات مردم توهین نکنید منظورش این است که به مقدسات من توهین نکنید، برخی آدمها علاقه دارند خود را پشت نامهای بزرگتر مخفی کنند. افزون بر این باید توجه داشت که دین مال التجاره طبقه ملایان است و آنان نیز همانند دیگر کسبه مایل نیستند کسی به محصولشان اهانت کند چرا که این اهانت ممکن است رونق را از بازار کار ایشان بگیرد.

        هدف من در این نوشتار نقد این ایراد و انتقاد است، من معتقدم درخواست احترام به مقدسات درخواست بیجایی است و اساساً احترام به مقدسات اسلامی کاری غیر اخلاقی و نادرست است. افزون بر این معتقدم مسلمانان در پس این درخواست چیزهای دیگری را میطلبند که کاملاً نابجا و نا عادلانه هستند. در این نوشتار ابتدا مفاهیم قداست و اهانت را بطور مختصر معرفی خواهم کرد، سپس به این پرسش پاسخ خواهم داد که آیا باید به مقدسات اهانت کرد یا نه، در بخش بعدی توضیح خواهم داد که چرا این مسئله برای مسلمانان اینقدر اهمیت دارد، پس از آن نشان خواهم داد که مسلمانان خود احترامی برای دیگران قائل نیستند، و در پایان توضیح خواهم داد که در چه صورتی مسلمانان میتوانند برای خود احترام کسب کنند.

        پیش از آغاز نوشتار بد نیست به این مسئله اشاره شود که اینطور باید و نباید ها یا میتوانند حقوقی باشند یا اخلاقی. بنابر این از کسی که میگوید به مقدسات نباید توهین کرد باید پرسید که این باید حقوقی است یا اخلاقی؟ به این معنی که آیا او میگوید بر اساس قوانین نباید به مقدسات توهین کرد یا اینکه میگوید از نگر اخلاقی خوب نیست که به مقدسات توهین کرد یا خوب است که به مقدسات احترام گذاشت. در کشوری که من در آن زندگی میکنم اهانت به اسلام جرم نیست، و در بیشینه کشورهای متمدن نیز همینگونه هست. اما در دیدگاه من اخلاق جایگاه بالاتری از قانون دارد یعنی اگر کاری اخلاقی باشد بهتر است اگرچه خلاف قانون باشد آنکار را یک حق شمرد، و اگر کسی کاری را انجام داده است، این توجیه که «اینکار حق من بوده است» کافی نیست، بلکه باید دلیلی اخلاقی نیز ارائه شود. فرض کنید قانوناً در کشوری موظف باشید گردن کسی که در جمع خمیازه میکشد را بزنید، آیا از این قانون پیروی خواهید کرد؟ در چنین مواردی بحث اخلاقی در مورد این باید و نباید ها اهمیت پیدا میکند و موضوع این نوشتار نیز از همان دست موارد است. لذا روشن شد که قانوناً اهانت به اسلام حق من و سایر ساکنین کشورهای متمدن است، ولی بر اساس قوانین کشورهایی که قوانین اسلامی در آنها رواج دارند اهانت به اسلام جرم است و چنین حقی وجود ندارد و این موضوع نسبتاً ساده ای است. اما بحث اخلاقی کمی پیچیده تر است و در اصل این نوشتار به بررسی اخلاقی این قضیه میپردازد. روشن است که اگر اخلاقاً اهانت به اسلام خوب باشد و یا احترام گذاشتن به اسلام بد باشد (این دو گزاره لزوماً یکسان نیستند)، من توصیه میکنم که اگر حتی اینکار غیر قانونی باشد، یک حق فرض شده و به آن احترام گذاشته شود، یعنی من اگر ساکن ایران هم بودم تنها به دلیل اینکه قانون میگوید به اسلام باید احترام گذاشت، حاضر به احترام به اسلام نمیشدم. همانطور که توصیه میکنم گردن کسی را به علت خمیازه کشیدن نباید زد حتی اگر در قوانین کشوری باشد که در آن ساکنید.

        چرا مسلمانان نگران اهانت شدن به باورهایشان هستند؟

        کسی که به محمد رسول الله اهانت کند و با وی به دشمنی بپردازد حکمش از نظر علمای اسلامی مرگ است و خونش حلال است، البته حکم کسی که به امامان، خدا و حتی به فرشته ها نیز توهین کند باید به سرعت کشته شود و پیاده شدن این حکم نیاز به دادگاه و قاضی ندارد، یک مسلمان خود میتواند این حکم را در هر شرایطی پیاده کند و فقها در این مسئله با یکدیگر «اجماع» دارند، ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی ایران در این مورد میگوید:

        اگر توهینی مشمول ساب النبی باشد، مجازات آن اعدام است و در این مورد هر که بشنود براو کشتن واجب است و نیازی به اذن امام و رهبر شرعی نیست، مسئله مورد اجماع، فقیهان، و از جرائم غیر قابل گذشت است. و اگر مشمول حکم ساب النبی نباشد، به حبس از یک تا پنج سال محکوم می‌گردد، و این جرم، بازهم غیر قابل گذشت است و مشمول ماده‌ی (۷۲۷) نیست.

        باورهای دینی بقیه مردم و دینداران نیز گاهی مورد اهانت قرار میگیرد، مثلاً چند سال پیش در نیویورک امریکا مردی مجسمه ای شکولاتی از بدن عریان مسیح ساخته بود، او که خود یک مسیحی بود میگفت مسیح چیزی شیرین است و شکولات هم چیزی شیرین است و من فکر میکنم این اثر هنری خیلی مناسب باشد. مسیحیان زیادی از این کار او دلخور و ناراحت شدند ولی نه کسی دستور قتل برای او صادر کرد نه به او فحشی داده شد نه کسی او را تهدید به مرگ کرد. کمترین خشونتی نسبت به او از جانب یک مسیحی وارد نشد، کاری که تندرو ترین مسیحی ها انجام دادند این بود که تلاش کردند پشتیبانان مادی او را بایکوت کنند. سرانجام نیز این مجسمه در موزه ای به نمایش در آمد و کسی هم تنوانست جلوی آنرا بگیرد (۱۷). همه روزه اشعار و آهنگها و فیلمها و کلیپها و کتابهایی که در آنها مستقیم یا غیر مستقیم به مسیحیت، مسیح و مسیحیان توهین میشود در غرب منتشر میشود ولی مسیحیان با متانت و بزرگواری تمام آنها را نه تنها تحمل میکنند بلکه این اهانت ها را حق هر کسی میدانند. آیا مسیحیان از این اهانت ها ناراحت نمیشوند؟ البته که میشوند! ولی هیچکس از مسیحیان خشونت ویژه ای در این زمینه نمیبیند، چرا مسلمانان نیز در این مورد مانند مسیحیان رفتار نمیکنند؟

        براستی دلیل این همه توحش و حساسیت شدید در میان مسلمانان چیست؟ به فرض اینکه خدایی وجود داشته باشد و نبوت محمد نیز قابل دفاع باشد آیا این قابل دفاع است که مسلمانان بخواهند از اهانت به خدا و پیامبر و دینشان آزرده شوند و به دفاع از آنها بپردازند؟ به نظر نمیرسد خداوندی قدیر و علیم که همه چیز را میداند و همه کاری را میتواند انجام دهد از اهانت یک انسان به خود ناراحت شود، و یا اینکه از انسان دیگری کمک بخواهد، اگر خدا از اهانت ناراحت شود میتواند خودش از خودش دفاع کند نیاز به دفاع انسانها ندارند، پس برای پرسش بالا باید پاسخهایی غیر از اینکه مسلمانان در حال دفاع از خدا و پیامبر و غیره هستند را جستجو کرد. چند پاسخ قابل تصور را در زیر مرور میکنیم.

        یکم – به نظر میرسد مسلمانان باورهای دینیشان را بیش از حد جدی میگیرند، برای شخصیتهای مقدسشان از جمله خدا، پیامبران و امامان قدرتهای ماوراء طبیعی بسیار زیادی توهم میکنند و انتظار یاری زیادی از آنها دارند. شخصیت های مقدس مذهبی برای مسلمانان همانند بت برای بت پرستان هستند، وقتی کسی به بتهای آنها اهانت میکند انگار بتهای آنها را شکسته است، مسلمانان تمام عمر خود را در ترس از قدرت این بتها زندگی میکنند، ولی وقتی میبینند شخصی به این بت ها اهانت میکند و این بتها نمیتوانند از خود دفاع کنند طبیعتاً متوجه عجز و بی خاصیتی این بت ها میشوند یا دستکم ایمانشان تضعیف میشود. این است که روحانیون برای جلوگیری از وقوع این شک، اهانت به اسلام را جدی میگیرند، چون اهانت به اسلام، حال آنکه باوری که با اهانت دیگران سست شود مسلماً باور سست مایه و بیهوده ایست و ما میدانیم که اسلام حقیقتاً چنین است. وقتی مادربزرگ شما ببیند که شما بعد از اهانت به اسلام به سوسک تبدیل نمیشوید در دین خود و درستی اراجیفی که به آنها اعتقاد داشته است رفته رفته شک میکند. شاید اگر من هم قرار بود از یک مشت اراجیف مانند اراجیف قرآن دفاع کنم مجبور بودم دست به خشونت ببرم.

        این خود مارا یاد داستان ابراهیم و نابود کردن بتهای قوم خود می اندازد، ابراهیم بت هارا میشکند و میگوید ببینید این بتها حتی از خود نمیتوانند دفاع کنند، پس نیرویی ندارند، به عبارت دیگر ابراهیم از بتها یک عمل را انتظار داشت و میخواست از آنها امتحان بگیرد، در مورد مسلمانان نیز دقیقا همین مسئله است. بت نامرئی و آسمانی آنها الله چون موجودی خیالی و غیر حقیقی است هیچ کاری را در واقع نمیتواند انجام دهد و حتی قدرت دفاع از خود را نیز ندارد. اگر کسی به او توهین کند او نمیتواند هیچ کاری بکند. این مسلمانان هستند که باید به یاری الله بیایند و از او دفاع بکنند و دشمنانش را بکشند، و این خود بسیار مضحک است. بنابر این توهین کردن به اسلام، یک خدا شکنی است که شباهت بسیاری با بت شکنی ابراهیم سامی دارد، روشن است که از نگر ما فرق چندانی میان بت پرستی و خداباوری نیست، و همانگونه که خداباوران، خداباوری را برتر از بت پرستی میدانند ما نیز بیخدایی را برتر از خداباوری میدانیم. هردو در جهت مبارزه با خرافات و جهل انجام میگیرند و هردو یک نتیجه میدهند، اگر مسلمانان کار ابراهیم را تایید میکنند، این منافقانه است که کار اهانت کنندگان به اسلام را تقبیح کنند!

        دوم – اسلام مروج فرهنگ مرگ و ستیزه جوییست، به همین دلیل برای زنده نگه داشتن خود همواره به دشمن نیاز دارد. در فرم شیعی اسلام حتی زمانی که این دشمن وجود ندارد هم یاد دشمنان پیشین (معاویه، یزید، بنی امیه و…) زنده نگه داشته میشود تا این فرهنگ مرگ و تنفر زنده بماند. همانطور که نشان داده شد اهانت به اسلام جرمی است که به سادگی میتوان هر کسی را به آن محکوم کرد. بنابر این «اهانت به مقدسات» ابزاریست که به درد روحانیت میخورد. چون همواره میتوانند هر عملی را اهانت تلقی کرده و دشمنان فرضی برای خود بوجود بیاورند که بتوانند خود را مشغول به جنگ با دشمنان نشان داده و مقلدانشان را بیشتر بچاپند.

        سوم – ملایان انتقاد از خود را در بسیاری از موارد دشمنی و اهانت به اسلام میدانند و میتوانند از این روش منتقدین خود را ساکت کنند. این شیوه را خود محمد بنیانگذاری کرد، خلفای بعدی نیز آنرا ادامه دادند و هنوز هم تداوم دارد. رژیم جنایتکار اوباش اسلامی «محارب با خدا» را در لیست اتهامات بسیاری از قربانیان خود آورده بود. در میان روحانیون هم رایج است که روحانیون ادامه دهنده رسالت هستند و اهانت به یک روحانی (توسط یک جسمانی!) در صورتی که رسالت را زیر سوال ببرد همانند اهانت به پیامبر و در نتیجه مجازاتش مرگ است.

        چهار- فرهنگ استبدادی و عقب مانده مسلمانان تفکر انتقادی و اساساً انتقاد را برنمی‍‌‍ تابد و همواره آنرا مضر می پندارد. البته اگر منصفانه به این قضیه نگاه کنیم بقیه طیف های مردم خاور میانه نیز همینگونه هستند. تشبیه انتقاد به اهانت و در نتیجه امتناع از پاسخگویی به انتقاد روشی رایج در فرهنگهای خاور میانه ای است و نامسلمانان نیز همواره از آن استفاده میکنند.

        پنجم- مسلمانان در کل شاید به دلیل اینکه دینشان وسط بیابان شکل گرفته است و زندگی بیابانی در مقابل زندگی در دشتهای سر سبز و آب و هوای خوب زندگی بسیار خشنی است به نظر میرسد در تمامی موارد خشن و وحشیانه برخورد میکنند، این نخستین توحش و خشونت از جانب مسلمانان نیست که ما شاهد آن هستیم، مسلمانان در کل فرهنگی خشن و وحشی دارند، روحی که در کالبد جامعه اسلامی وجود دارد روحیه خشونت و ستیز و توحش را ترویج میدهد، از همین رو سم هریس یکی از اندیشمندان غربی اسلام را «فرقه مرگ» نام نهاده است. من فکر میکنم این خشونت ذاتی اسلام که هم ریشه جغرافیایی دارد هم ریشه تاریخی از آنرو که محمد یک فرد نظامی و جنگجو بوده است، میتواند پاسخ خوبی به پرسش مطرح شده در ابتدای این بخش بدهد.

        • dad

          آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران احترام میگذارند؟

          از حق که نگذریم، دعوت به احترام در بیشینه موارد دعوت خوبی است، کسی که شما را به احترام دعوت میکند شما را به کاری نیک و بهتر بودن فرا میخواند، به همین دلیل هرگاه کسی از من میخواهد که به چیزی توهین نکنم من درخواست او را جدی میگیرم چون دعوت او، دعوت به نیکیست! اما این دعوت یا صادقانه و خیر خواهانه است یا موزیانه و منافقانه و زیاده خواهانه است. حال دعوت مسلمانان به احترام به مقدسات و اسلام از کدام دسته است؟ آیا مسلمانان میگویند «بیایید به یکدیگر و مقدسات یکدیگر احترام بگذاریم؟» یا میگویند «بیایید به مقدسات ما بدون توجه به اینکه ما به شما و مقدسات شما و دیگران احترام میگذارند احترام بگذارید؟». برای پاسخ به این پرسش باید به رفتار خود مسلمانان نگاه کرد، آیا مسلمانان نیز بطور متقابل به مقدسات دیگران و یا باورهای افراد دیگر احترام میگذارند؟ از نگر من روشن است که مسلمانان چنین نمیکنند و به همین دلیل دعوت مسلمانان به احترام یک دعوت صادقانه و خیر خواهانه نیست بلکه مسلمانان بخاطر دو رویی و از روی نفاق و پلیدی است که چنین انتظاری از دیگران علی رغم بی احترامیشان به آنها دارند. در اثبات این ادعا در این بخش به سه موضوع خواهم پرداخت، نخست اهانت های قرآن و حدیث به نامسلمانان، دوم رفتار محمد با دگر اندیشان و سوم خشونت اسلام نسبت به نامسلمانان.

          همانطور که گفته شد، باید دید آیا مسلمانان خود به دیگران احترام میگذارند یا نه؟ برای یافتن پاسخ این پرسش یک راه نگاه به رفتار مسلمانان است، اما هر مسلمانی که به دیگران و مقدسات دیگران اهانت کند را اگر ملاک تشخیص قرار دهیم ممکن است به حق یا ناحق گفته شود که او مرجع اسلام نیست، و کار او لزوماً به اسلام ربطی ندارد. اما از آنجا که کسی نمیتواند بگوید قرآن به اسلام ربطی ندارد، بهتر است بجای رفتار مسلمانان قرآن را بررسی کنیم، آیا قرآن به دیگران و مقدساتشان احترام میگذارد؟

          فرض کنید روزی در خیابان در حال قدم زدن هستید که اعلامیه ای از شخصی دریافت میکنید. این اعلامیه مربوط به گروه «پیروان» است و در آن از شما دعوت میشود که شما هم به این گروه با سابقه و قدیمی بپیوندید. در این اعلامیه همچنین شرح مختصری از باورهای مشترک این گروه آمده است که از این قرار هستند:

          مسلمانان همانند خرهایی هستند که کتاب حمل میکنند

          مسلمانان نجس هستند

          مسلمانان بدترین جنبندگان روی زمین هستند

          خدا مسلمانان را بکشد

          لعنت خدا و فرشتگان بر مسلمانان باد

          مسلمانان مانند حیواناتی هستند که کسی در گوششان چیزی بگوید و آنها جز بانگی نشنوند، مسلمانان کر و کور و لالند و هیچ نمیفهمند

          اکثر مسلمانان مثل چهارپایان یا بدتر از آنها هستند، نه میفهمند نه میشنوند

          اکثر مسلمانان فاسق (نافرمان، تبهکار، زناکار، گناهکار) هستند

          مسلمانان مثل حیوان غذا میخورند

          مسلمانان مانند خران وحشی هستند که از شیر میگریزند

          مسلمانان حرامزاده هستند

          تف بر مسلمانها!

          مسلمانان بیمار هستند

          مسلمانان ابله هستند ولی خودشان نمیدانند

          مسلمانان شعور ندارند

          طرفداران گروه پیروان بهترین مردم هستند، بین مسلمانها هم آدم خوب به ندرت پیدا میشود ولی اکثرشان آدمهای عوضی و تبهکاری هستند

          نظر شما راجع به گروه «پیروان» پس از آگاهی از افکارشان چه خواهد بود؟ آیا به نظر شما این گروه به مسلمانان اهانت کرده است؟ شما این ۱۵ مورد را یا بخشی از آنها را فحش و اهانت میدانید یا نه؟ آیا این گروه، گروهی فاشیست و ستیزه جو نیست؟ مهمتر از اینها، آیا مسلمانان باید به این گروه و پیروانش احترام بگذارند؟ فکر نمیکنم هیچ انسان عاقلی، بالغ و منصفی به این پرسش آخری پاسخ مثبت بدهد. با توحش و بربریتی که از اسلام و مسلمانان سراغ داریم، اگر دست مسلمانان به پیروان این گروه برسد با آنها چکار خواهند کرد؟ از همه اینها جالب تر، اگر پیروان از مسلمانان بخواهند که به عقاید و باورهای گروه پیروان و خود ایشان احترام بگذارند، به نظر شما هواداران گروه پیروان زیاده خواه، دو رو و حتی دیوانه نیستند؟ آیا مسلمانان باید این درخواست گروه پیروان را از روی حسن نیت بدانند؟

          ممکن است بپرسید نقل این داستان تخیلی چه سودی دارد؟ پاسخ این است که این داستان کاملاً تخیلی نیست بلکه مبتنی بر واقعیتی انکار ناشدنی است، تمامی ۱۵ مورد بالا در قرآن آمده است با این تفاوت که مخاطب این دشنامها در قرآن نامسلمانان یا دگراندیشان از زمینه های فکری مختلف هستند، با این اوصاف آیا مسلمانانی که خدایشان اینگونه همانند انسانی فرومایه و دهن دریده زشت ترین دشنامها را به دیگران داده است از دیگران انتظار احترام داشته باشند؟ در ادامه منبع این فحاشی ها به ترتیب همان شماره ای که در اعلامیه بالا آمد، از قرآن ذکر خواهم کرد:

          آیه ۵ سوره الجمعة (۶۲:۵)

          مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ

          مثل کسانی که تورات بر آنها تحمیل گشته و بدان عمل نمی کنند مثل آن خراست که کتابهایی را حمل می کند بد داستانی است داستان مردمی که آیات خدا را دروغ می شمرده اند و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند (ترجمه آیتی).

          آیه ۲۸ سوره التوبة (۹:۲۸)

          یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

          ای کسانی که ایمان آورده اید ، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر از بینوایی می ترسید ، خدا اگر بخواهد به فضل خویش بی نیازتان خواهد کرد زیرا خدا دانا و حکیم است (ترجمه آیتی)

          آیه ۵۵ سوره الانفال (۸:۵۵)

          إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ

          هر آینه بدترین جنبندگان در نزد خدا آنهایند که کافر شده اند و ایمان نمی آورند : (ترجمه آیتی)

          آیه ۳۰ سوره التوبة (۹:۳۰)

          وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ

          یهود گفتند که عزیر پسر خداست ، و نصاری گفتند که عیسی پسر خداست این ، سخن که می گویند همانند گفتار کسانی است که پیش از این کافر بودند خدا بکشدشان به کجا باز می گردند ؟ (ترجمه آیتی)

          آیه ۱۶۱ سوره البقرة (۲:۱۶۱)

          إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ

          بر آنان که کافر بودند و در کافری مردند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم باد (ترجمه آیتی)

          آیه ۱۷۱ سوره البقرة (۲:۱۷۱)

          وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ

          مثل کافران ، مثل حیوانی است که کسی در گوش او آواز کند ، و او جز بانگی و آوازی نشنود اینان کرانند ، لالانند ، کورانند و هیچ در نمی یابند (ترجمه آیتی)

          آیه ۲۲ سوره الانفال (۸:۲۲)

          إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ

          بدترین جانوران در نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمی یابند (ترجمه آیتی)

          آیه ۵۹ سوره المائدة (۵:۵۹)

          قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فاسِقُونَ

          بگو : ای اهل کتاب ، آیا ما را سرزنش می کنید ؟ جز این است که ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل شده است ایمان آورده ایم و شما بیشترین نافرمان هستید ؟ (ترجمه آیتی)

          آیه ۱۲ سوره محمد (۴۷:۱۲)

          إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَْنْهارُ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الأَْنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ

          خدا کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته می کنند ، به ، بهشتهایی که نهرها در آن جاری است داخل خواهد کرد ولی کافران از این جهان متمتع می شوند و چون چارپایان می خورند و جایگاهشان آتش است (ترجمه آیتی)

          آیه ۵۰ سوره المدثر (۷۴:۵۰) (به آیات ۴۸ و ۴۹ نیز نگاه شود)

          کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ

          مانند خران وحشی (ترجمه آیتی)

          آیه ۱۳ سوره القلم (۶۸:۱۳)

          عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنِیمٍ

          کسانى که متکبر و سرکشند و اصل و نسب خود را بدیگران منسوب میسازند. (حرام زاده- اند). (ترجمه کاویانپور)

          آیه ۶۷ سوره الانبیاء (۲۱:۶۷)

          أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

          اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستید! پس آیا نمى‏اندیشید؟ (ترجمه حلبی)

          آیه ۱۰ سوره البقرة (۲:۱۰)

          فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ

          در دلهاشان مرضی است و خدا نیز بر مرضشان بیفزوده است و به کیفر دروغی که گفته اند برایشان عذابی است دردآور (ترجمه آیتی)

          آیه ۱۳ سوره البقرة (۲:۱۳)

          وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ

          و چون به آنان گفته شود که شما نیز همانند دیگر مردمان ایمان بیاورید، ،می گویند : آیا ما نیز همانند بیخردان ایمان بیاوریم : آگاه باشید ، که آنان خود بیخردانند و نمی دانند (ترجمه آیتی)

          «لا یشعرون» در مورد نامسلمانان در آیه های زیر آمده است:
          النحل: ٢۶، النمل: ١٨، الأعراف: ٩۵، یوسف: ١۵، القصص: ٩،الأنعام: ١٢٣، النحل: ۴۵، العنکبوت: ۵٣، یوسف: ١٠٧، النمل: ۶۵، آلعمران: ۶٩، الأنعام: ٢۶، البقرة: ٩، الزمر: ٢۵، الزخرف: ۶۶، القصص: ١١، النحل: ٢١، البقرة: ١٢، النمل: ۵٠، المؤمنون: ۵۶، الشعراء: ٢٠٢.

          • dad

            آخوندها اسلام را خراب کرده اند!سلام به ذات خود ندارد عیبی، هرچه عیب است از مسلمانی ماست! اسلام خودش مشکلی نداره، این آخوند ها خرابش کرده اند، اسلام ربطی به آخوند نداره، اینها برای خودشون همه چیز رو عوض کرده اند! حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی نیست!

            این یکی از رایج ترین سفسطه های رایچ در بین مسلمانان است. مسلمانان از تاریخ عملی دین خود فرار میکنند، زیرا این تاریخ به قدری وحشتناک و زشت است و این کارنامه بقدری سیاه است که آبرویی برای اسلام نمیگذارد. در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچوقت و در هیچ یک از سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا اکثریت بوده اند، اسلامگرایان نتوانسته اند یک نظام مردمسالار و انسان محور را پدید بیاورند که بتوانند به وجود آن افتخار کنند و آنرا نشانه ای از ایده آل خود بدانند. بلکه همواره اسلامگرایان شعار حکومت اسلامی را میدهند و بعد از اجرای قوانین غیر کاربردی و روشهای نابخردانه اسلامی مشاهده میکنند که گند به بار آورده اند، و بعد از آن ادعا میکنند که این اسلام نبوده است، اشکال از ما بوده است.

            پرسش اساسی این است که، دینی که ۱۴۰۰ سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت ۱۴۰۰ سال در بیش از ۲۰ کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود آیا اندیشه ای بدرد نخور و مزخرف نیست؟ چگونه است که اسلامگرایان اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را سمبل کمونیسم میدانند و نابود شدن آنرا نشان بی ارزش بودن عقاید کمونیستی میدانند، اما نابودی و فلاکتی که اسلام در تمام مدت حیات خود به بار آورده است و نتیجه رقت آوری را که همیشه در اثر اجرا کردن قوانین اسلامی حاصل میشود را نشان غیر کاربردی و بدرد بخور نبودن عقاید دینی خود نمیدانند؟

            اشکال کار اینجا است که مسلمانانی که این ادعا را میکنند اسلام را نمیشناسند. این افراد تنها نام ایده آل های خود را اسلام میگذارند، اسلام را به رنگ افکار خود میبینند، نه اینکه خود رنگ اسلام بگیرند. براستی به افرادی که به نظام آیت الله ها که هرکدام چند دهه را به تحصیل و تدریس علوم دینی پرداخته اند، اتهام نفمیدن اسلام را میزنند باید چه گفت؟ چگونه ممکن است شخصی که خود را روشنفکر میداند، چون ریش و پشم ندارد و یا روسری و چادر ندارد، و یا اینکه مشروب میخورد و یا دوست پسر و دوست دختر دارد، شخصی که در تمام عمر خود به اندازه انگشتان دستش در مورد اسلام کتاب نخوانده، افرادی مثل آیت الله مطهری را که بیش از ۵۰ کتاب راجع به اسلام نوشته است، متهم به کج فهمی اسلام کنند؟ اشکالی که این افراد دارند این است که از آخوند ها بخاطر ریش بلند آنها و شکم گنده آنها بدشان می آید، لذا اسلام آنها را دروغین میدانند، در حالی که این افراد وجود تخیلاتی مثل امام زمان را مدیون همین آخوند ها و روضه خوان ها هستند و باید بسیار ممنون و شاکر آقایان علمای حوزه علمیه قم بدانند، زیرا اکثر مفاهیمی که از آنها برای دفاع از اسلام سود میبرند ساخته و پرداخته همان آخوندها هستند، و این آخوندها هستند که دین آنها را تئوریزه کرده اند و این لقمه جویده شده را در دهان آنها گذاشته اند.

            از این گذشته این افراد دیدگاهی شبهه-نژادپرستانه نسبت به آخوند دارند، به گونه ای صحبت میکنند گویا که این لباس آخوندی معجزه میکند و مغز انسان را مختل میکند، هرکس این لباس را بپوشد تبدیل به آدمکش و دزد و جانی خرافی میشود. این افراد از این واقعیت غافل هستند که آخوند اسلام را خراب نکرده است بلکه اسلام آخوند را خراب کرده است. آخوند نیز یک انسان است با این تفاوت که اسلامگرایی حرفه ای است و اسلامگرایی شغل و تخصص او حساب میشود. آخوند یک دانشمند اسلامی است. هرکس دیگر نیز با اسلام به اندازه آخوندها که در این زمینه تحصیلات رسمی دارند آشنا شود به موجودی پست و نفرت انگیز همچون آخوند تبدیل میشود، کسی که عربی بیاموزد و با تفسیر و حدیث و فلسفه اسلامی و اخلاق اسلامی آشنایی علمی داشته باشد و در این زمینه مطالعه دقیق زیر نظر استاد انجام داده باشد خودبه خود یک آخوند میشود. بدون توجه به اینکه لباس آخوندی را بپوشد یا نپوشد. آخوند منفور است زیرا اسلامگرایی حقیقی است، اگر آخوندی اسلام را کنار بگذارد به انسانی مانند انسانهای دیگر تبدیل میشود، از این گذشته اگر آخوندها را با پیامبر اسلام و یا امام علی مقایسه کنیم و رفتارهای آنها را در کنار یکدیگر بگذاریم خواهیم دید که رفتار آخوندها اگر انسانی تر و بهتر از این دو نباشد، معمولاً بدتر از آنها نیست و آخوند منهای اسلام یک موجود قابل احترام است.

            متاسفانه بسیاری از مردم ایران از اسلام تصوری کاملا خیالی و غیر واقعی در ذهن دارند، این اشخاص بدون اینکه بدانند اسلام چیست و قرآن چه میگوید و پیامبر اسلام چه کرده است و چه نکرده است، تنها نام زیباترین تفکرات و ایده آل های خودشان را اسلام میگذارند، و وقتی میگویند اسلام واقعی منظورشان آن اسلامی نیست که قرآن می آموزد و محمد پیامبرش است، بلکه منظورشان اسلامیست که خودشان پیامبر آن هستند و از تخیلات و ایده آل های خود آنرا در ذهن پرورانده اند. هرچه زیبایی است به اسلام نسبت میدهند و هرچه زشتی است اسلام را از آن بری میدانند و این مطلق اندیشی و جزمیت است که این قوم را به اوج جهالت میرساند. این درحالی است که روش علمی و درست مطالعه یک اندیشه هرگز اینگونه نیست، ما برای درک یک اندیشه باید تمایلات خود را کنار گذاشته و فرضیات پیشین خود را ابطال پذیر فرض کرده، آنگاه به سراغ آن اندیشه برویم، و جوهر آنرا درک کنید، حال اگر این جوهر صحیح (و نه لزوماً خوش آیند) است آنرا پذیرفته و در غیر اینصورت آنرا رد کنید.

            از همان اولین روزهای ظهور اسلام در جزیره العرب، اسلام فرم سیاسی داشته است تا به همین امروز، بعد از محمد که خود حکومت اسلامی تشکیل داد تا زمان ابوبکر، عمر، عثمان،علی، بنی امیه، بنی عباس و تمامی سالهایی که ترکها، عربها، افغانها و مغولها بر ایران حکومت کرده اند همواره اسلام نقش اساسی داشته و خیلی از قوانین و مفاهیم اسلامی پیاده میشده است، مگر در دورانهای بسیار کوتاه مدتی مثل دوران نادر شاه و یا امیرکبیر و اواخر دوران محمد رضا شاه و اواخر دوران محمد رضا شاه. اما مسلمانان هیچ کدام از اینها حکومت ها و حاکمین را مسلمان یا اسلامی نمیدانند، البته جای شکرش باقی است که حداقل عده ای از اسلامگرایان حداقل حکومت جمهوری اسلامی را اسلامی و بنیانگذار آن روح الله خمینی (اولین نماینده خداوند بر روی زمین بعد از ۱۴۰۰ سال) را مسلمان میدانند! دلیلی که پشت این قضیه وجود دارد این است که تاریخ این حکومتها و حاکمین بقدری کثیف و زشت و ناپسند است که اکثر مسلمانان از بر عهده گیری این حقیقت که این افراد مسلمان بوده اند وحشت دارند!

            اسلامی بودن جمهوری اسلامی را در دو عرصه تئوری و عملی میتوان سنجید. حکومت جمهوری اسلامی کاملا از لحاظ تئوری بر اساس قوانین اسلامی بنا نهاده شده است، کسانی که به این مسئله شک دارند میتوانند اصول اسلامی قوانین اساسی نظام خلافت اسلامی را مطالعه کنند و ببینند که تمام چهارچوب های این حکومت مبتنی بر اسلام است، کلمه اسلام در این ۱۷۷ اصل بیش از ۱۵۰ بار کلمه اسلام استفاده شده است، یعنی حدودا در ۸۵% اصول قوانین اساسی کلمه اسلام استفاده شده است، لذا قوانین و نرم افزار حکومت جمهوری اسلامی کاملاً اسلامی هستند. از طرفی دیگر مراجع دینی در نظارت بر این حکومت نقش اساسی دارند، نیمی از شورای نگهبان را فقها تشکیل میدهند و این فقها بر کلیه امور انتخاباتی و همخوان بودن قوانین مجلس با اصول اسلامی نظارت مستقیم دارند، لذا در تولید نرم افزار های حکومت نیز از در تئوری این حکومت کاملاً اسلامی است. تمامی قوانین وحشیانه ای که در جمهوری اسلامی بکار برده میشوند که نمونه هایی از آنها را میتوانید در کتاب مجموعه قوانین مجازات اسلامی گردآورنده بیابید، بطور مستقیم از اصول فقهی اسلامی گرفته شده اند.

            اما در عرصه عمل چگونه باید در مورد جمهوری اسلامی حکم داد؟ چگونه میتوان دانست که این حکومت بر اساس قوانین و اصول اسلامی رفتار کرده است یا نه؟ برخی از قوانین و اصول اسلامی به دلیل اینکه بعضاً بسیار مضحک و نابخردانه هستند اساساً قابل پیاده شدن نیستند، بعنوان مثال مسئله حرمت ربا را در نظر بگیرید. اگر قرار باشد ربا حذف شود اصولا اقتصاد یک کشور ویران میشود و نظام بانکی آن کشور مختل میشود، از همین رو است که پیاده کردن چنین قانون بی خردانه ای اساسا میسر نیست و همواره باید برای آن بهانه تراشید و به روشهایی نشان داد که بهره بانکی و سود سپرده و غیره مغایرتی با اسلام ندارند، درحالی که میدانیم اینگونه نیست. لذا از هیچ حکومتی نمیتوان انتظار داشت اسلام را بطور دقیق پیاده کند.

            از این گذشته اساساً اسلام چیست که کسی بخواهد آنرا پیاده کند یا نکند؟ همانگونه که گفته شد دیدگاه عوام نسبت به اسلام بسیار آرمانگرایانه است، این افراد هرآنچه خود نیک میدانند به اسلام میچسبانند و هرآنچه نیک نمیپندارند آنرا بی ارتباط با اسلام میدانند. به همین دلیل ده ها و هزاران و میلیونها تفسیر مختلف از اسلام وجود دارد. اسلام در حقیقت خود نمیتواند بیش از یک معنی و اسلوب و روش باشد اما به دلیل بی در و پیکر بودن و مبهم بودن و مبین نبودن اسلام، هزاران و ده ها فرقه و روش و قرائت مختلف از اسلام وجود دارد. حال هرکدام از این قرائتهای مختلف قرار باشد پیاده شود، از آنجا که همه این قرائت ها به دلیل وجود مشترکات بسیار بسیار مضر و ناکار آمد، همیشه در عرصه عمل با شکستی مفتضحانه روبرو میشوند، باقی مسلمانان که برداشت و قرائی متفاوت با این برداشت پیاده شده داشته اند، خواهند گفت که آن اسلام، اسلام واقعی نبوده است.

            جدا از اینکه آنچه مسلمان میکند و آنچه اسلام است میتواند متفاوت باشد، اما تاریخ اسلام مسلماً آن چیزیست که مسلمین انجام داده اند! بنابر این تاریخ اعمال زشت و پلید اسلامگرایان را ثبت کرده است و در جلوی ما گذاشته است و ما خود در عصری زندگی میکنیم که پلیدی و زشتی آنچه دانشمندان اسلامی انجام داده اند را شاهد بوده ایم! حال مسلمانان بسیار تلاش دارند تاریخ اسلام را از ماهیت اسلام جدا کنند و به شدت معتقدند تاریخ اسلام ربطی به اسلام ندارد، و حتی جنایات امام علی و محمد و عمر و بعدها بنی امیه و بنی عباس و…. تا سر انجام دستگاه خلافت اسلامی خمینی ربطی به اسلام نداشته و ندارند. چرا ندارند؟ آیا آنچه امروز وضعیت مسلمانان است نتیجه تربیت و محیطی نیست که اسلام برایشان پدید آورده؟ فصل مشترک تمامی کشورهای اسلامی که در فقر و فلاکت و بدبختی یکی بدتر از دیگری هستند چه چیزی به غیر از اسلام میتواند باشد؟ آیا غیر از این است که درهر کشوری که اسلام وجود دارد از دموکراسی و حقوق بشر خبری نیست؟

            حال برداشت واقعی اسلامگرایانی که از تاریخ اسلام فرار میکنند از اسلام چیست که اسلام خود را اسلامی و بقیه اسلام ها را غیر اسلامی میدانند؟ خود تفسیری دیگر و قرائتی دیگر با اندکی تفاوت با اسلامی که پیاده شده است. از همین رو است که تمام مسلمانان تنها خود را مسلمان واقعی میدانند و باقی مسلمانان را به شرک، کفر و نفاق و داخل کردن امیال شخصی در قرائت آنها از اسلام متهم میکنند. همه گمان میکنند که تنها خود آنان به اسلام راستین دست یافته اند و باقی از این گنجینه بدور هستند. جالب است بی پایه و اساس بودن اسلام تا حدی است که اختلافات بسیار فاحش در برخی موارد دیده میشود. مثلا عده ای معتقد به ازدواج موقتی هستند اما عده ای آنرا زنا میدانند. عده ای معتقدند تئوری تکامل با قرآن سازگار است، عده ای این عقیده را باطل میدانند و حتی در هر مذهب و فرقه ای نیز اختلافات شدید وجود دارد. این است که در کل هیچ چیز مشخصی بعنوان اسلام وجود ندارد. اسلام یک دین بدون چهارچوب های مشخص و با ستون های تق و لق است.

            مسلمانان هر روز نماز میخوانند، اما در مورد روش خواندن این نماز با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پیامبر اسلام ۲۳ سال پیامبری کرده است یعنی تقریباً ۸۰۰۰ هزار روز زندگی کرده است، و در اگر روزی ۵ بار نماز خوانده باشد در کل ۴۰ هزار بار نماز خوانده است، و هر نماز نیز چند رکعت بوده است، اما مسلمانان هنوز سر این مسئله با یکدیگر اختلاف نظر دارند که آیا دستهای محمد هنگام نماز خواندن جمع بوده است یا آویخته بوده است، آیا بر روی مهر نماز میخوانده است یا نه. و حال آنکه نماز ستون دین است، وقتی اساسی ترین مسئله و ستون یک دین اینقدر تق و لغ باشد، چه انتظاری میتوان از سایر مسائل داشت؟

            شاید یکی از راهکارهایی که بتوان برای حل این مشکل از دیدگاه سکولار یافت این باشد که اسلامی را ملاک اسلام بدانیم که قرائت اکثریت اسلامگرایان کشورمان است. و آن اسلام بدون شک اسلام سنتی، یعنی همان اسلامی است که در حوزه ها و توسط آیت الله ه و حجت الاسلامها و در یک کلام آخوندها، تئوریزه، تبلیغ و پیاده میشود. اکثریت مردم همان برداشتی از اسلام را دارند که آخوندها دارند، یعنی برداشت سنتی شیعه دوازده امامی. باید توجه کرد که این انتخاب به معنی اسلام اصیل خواندن این قرائت و برداشت از اسلام نیست، بلکه به این معنی است که اگر قرار باشد اسلامی در این مملکت پیاده شود، قطعاً نظر اکثریت اسلامگرایان ملاک تعریف این اسلام خواهد بود، و آشکار است که تعداد اینگونه اسلامگرایان بسیار بسیار بیشتر از تعداد اسلامگرایانی است که اسلام سنتی را قبول ندارند و مدعی برداشتی جدید و صحیح تر از دین هستند. اگر قرار باشد اسلامی در ایران پیاده شود مطمئناً از آخوندها و آیت الله ها کسی تخصص و علم بیشتری در این زمینه نخواهد داشت و حرف آنها نهایتاً بر کرسی خواهد نشست و همین افراد خبیث و د بشر هستند که باید حکومت شیعه را بگردانند، و البته این جدا از این مسئله است که برداشت اسلامگرایان سنتی (آخوندها) از دین در واقع علی رغم بسیار ضد بشر بودن و غیر انسانی بودن آن، برداشت و قرائتی کاملاً خالصانه و علمی و بدون دخالت امیال از منابع اسلام (قرآن و حدیث) است که توسط هزاران دانشمند و محدث و فیلسوف و فقیه و مفسر تا به امروز در کلاسهای درس و مباحث و مناظرات مختلف توسعه یافته شده است و به شکل امروزی خود رسیده است، و این قرائت از اسلام واقعاً از اصالت و قدرت بسیار بسیار بیشتری نسبت به سایر قرائتهای اشخاصی که خود را «روشنفکر» دینی میدانند برخوردار است، و اسلامی است.

            از کسانیکه مدعی پیاده نشدن دین اسلام در طول تاریخ هستند و برداشت سنتی را قبول ندارند باید پرسید که، اگر اسلام اندیشه ایست که ۱۴۰۰ سال است وجود دارد، و در این همه کشور مسلمان دنیا در طول این مدت وجود داشته و همانطور که خود مسلمانان معترف هستند نتیجه خوبی نداده و هیچ کدام از چنین جوامع اسلامی را به سعادت نرسانده است، و کشورهای اسلامی همه فقیر و جهان سومی و استبدادی و یکی بدبخت تر از دیگری هستند، آیا این بدان معنی نیست که این اندیشه غیر قابل اجرا و بدرد نخور است؟! آیا نباید اندیشه ای که چنین نتایج وحشتناکی را بوجود آورده است و هرجا به قدرت رسیده است اختناق و فقر و پلیدی به بار آورده است را مضر خواند و آنرا دور انداخت؟ آیا بهتر نیست دنبال مفاهیمی باشیم که قابل اجرا باشند؟ و حداقل به کرات نتایج بد ببار نیاورده باشند؟ اگر این همه آدم در این همه کشور دنیا نتوانسته اند اسلام را پیاده کنند، مسلماً این دسته از اسلامگرایان نیز بر اساس قوانین احتمال ریاضی نخواهید توانست! یا احتمال پیاده شدن اسلامی باب میل این افراد آنقدر کم است که در عرصه عمل این ایدئولوژی آنها کاملا مخرب و غیر مفید است. آن اسلام خیالی که مسلمانان از آن حرف میزنند و مدعی آن هستند در واقع پیاده شدنش تلخ ترین نتایج را بوجود خواهد آورد. خودشان نیز آینرا میدانند، میگویند امام زمان با ظهور خود آنقدر آدم خواهد کشت که تا زیر لگام اسبش یا در برخی از روایات تا زیر گردن اسبش خون جمع خواهد شد! اسلامی تر شدن یک جامعه و یک حکومت یعنی چی؟ اسلامی تر شدن یعنی دست دزد را بیشتر قطع کردن، بیشتر سنگسار کردن، بیشتر حکم ارتداد را پیاده کردن، آیا مسلمانان واقعا اینقدر کودن هستند که فکر میکنند با پیاده شدن بیشتر مفاهیم دینیشان، کشور ما پیشرفت خواهند کرد؟

            نتیجه آنکه اگر قرار باشد پیاده شدن اسلام در جامعه را بسنجیم باید اصل را برداشتی از اسلام قرار دهیم که برداشت اکثریت و معروف به برداشت سنتی از دین است، یعنی همان نظرات آیت الله های انسان ستیز و دایناسور حوزه علمیه قم. با قبول این اصل حال باید دید آیا رفتارهای جمهوری اسلامی کاملاً مبتنی بر این برداشت از دین بوده است یا نه؟

            پاسخ به این سوال نه است، از نظر فقه سنتی ربا حرام است، موسیقی حرام است، زناکار را باید سنگسار کرد، دست و پای دزد را باید برید، مرتد را باید کشت، همجنسگرا را باید کشت، اما این قوانین بقدری نابخردانه و غیر انسانی هستند که به دلیل مبارزات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی آیت الله ها هرگز نتوانسته اند آنها را به جامعه تحمیل کنند، از طرفی این قوانین بعضاً بسیار مضر هستند، اما به مرور زمان منسوخ شده و از بین خواهند رفت، لذا پیاده کردن این نوع اسلام پرداخت هزینه های زیادی را میطلبد که جامعه ایرانی حاضر به پرداخت آن نشده است، و ما باید بسیار خوشحال و مغرور باشیم که اجازه نداده ایم اسلامگرایان این قوانین وحشیانه را در کشور ما پیاده کنند.

          • dad

            قرآن را باید متخصص قرآن بررسی کند!رآن را باید متخصصان قرآن بررسی کنند، اینها معنی سمبلیک دارند، منظور قرآن رو باید از مفسران قرآن پرسید نباید به خود قرآن نگاه کرد!

            علمای اسلامی وقتی سوتی های ملکوتی و یا آیات جنایی قرآن را میشنوند، آنچه میشنوند را باور نمیکنند، و چون دست برداشتن از خرافات و آنچه سالها بدان خوش بوده اند را سخت و دشوار میابند، میگویند اینها این معانی را نمیدهند، اینها معانی دیگری دارند، مثلا اگر تازینامه گفته گلابی سیب خیار، منظورش هندوانه، سیب زمینی و انگور است!

            این سفسطه مسلمانان را میتوان با آیه های زیر رد کرد، ای کاش بخوانند این کتاب تازینامه خویش را!

            سوره مریم آیه ۹۸ صفحه ۳۱۳

            این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی

            سوره الدخان آیه ۵۸ صفحه ۴۹۹

            ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.

            سوره القمر آیه ۱۷ صفحه ۵۳۰

            و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

            سوره القمر آیه ۲۲ صفحه ۵۳۰

            و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟ (احتمالا خط رو خط افتاده جبرئیل دوبار یک آیه رو برای محمد در یک سوره نازل کرده)

            سوره القمر آیه ۳۲ صفحه ۵۳۱

            و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟ (احتمالا حضرت محمد مشغول عمل خیر نکاح بودند و متوجه پیغام خداوند نمیشده اند و برای همین جبرئیل ۳ بار همین آیه رو نازل میکند تا مطمئن شود حضرت متوجه آیه شده)

            سوره القمر آیه ۴۰ صفحه ۵۳۱

            و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟ (پروردگارا، سوزنت گیر کرده؟! فهمیدیم! چرا اینقدر تکرار میکنی؟ آیا فکر میکنی با مشتی بقره طرفی؟)

            بنابر این همانطور که خواندید، پروردگار قرآن را به زبان ساده فرستاده و کلام خداوند نیازی به تفسیر ندارد! کتابهای تفسیر بخشی از کار و کسب دین فروشان است، به قول زنده یاد کسروی، مگر محمد بهاء الله است که زبان عرب نداند؟! بنابر این معانی کلمات قرآنی نیازی به تفسیر ندارند و همان معنی ای را میدهند که در عربی معنی میدهند، مثلا در قسمتی از سوتی های ملکوتی خداوند میفرماید ما ستارگان را به سمت شیاطین پرتاب میکنیم، خداوند واقعا منظورش همین بوده است و مفسران برای اینکه مضحک بودن و مسخره بودن این آیات را بپوشانند برای خودشان معانی و تعاریف جدیدی داده اند. مسلمانان بیچاره فکر میکنند خواندن تفسیر مشکلات قرآن را حل میکنند در حالی که خواندن تفاسیر و جزعیات بیشتری که در آنها ارائه میشود باعث هرچه بیشتر عریان شدن چهره زشت و ضد بشر پدید آوردندگان و خود روحانیت (تاجران دینی) این دین میشود.

            اما دلیل اینکه این اشخاص چنین حرفی میزنند آن است که اصولا مذهب بیزینس و تجارت مخصوص عده ای مشخص (روحانیون) است و بنابر این خوششان نمی آید که کسی پا توی کفششان بگذارد و قرآن را به فارسی بخواند و مزخرفاتش را بیرون بریزد! تنها خود باید قرآن را برای مردم عربی بخوانند و مردم تکبیر بفرستند و آخرش هم روضه بخوانند و خلق را بگریانند. توجه داشته باشیم که انجیل به زبان لاتینی بود که هیچ کس نمیفهمید و روحانیون مسیحی با ترجمه شده آن بسیار مخالف بودند! دلیلش هم واضح است! نمیواستند موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را از دست بدهند، حتی اولین شخصی که انجیل را به زبان انگلیسی روان ترجمه کرد، زنده زنده سوزانده شد.

            قرآن را به فارسی بخوانید و به دیده خرد آنرا بازرسی کنید!

          • dad

            اسلام دین کاملی است

            من بقیه دینها رو هم بررسی کردم و به این نتیجه رسیده ام که اسلام دین کاملیه! شما هم اگر قرآن رو بخونید خودتون متوجه میشید که چقدر دین کاملیه!

            متاسفانه ما خیلی از مفاهیم را بدون اینکه روی آنها فکر بکنیم و یا تحقیقی بکنیم به عنوان یک سری اصول و پیش فرضها قبول میکنیم و هیچ چیز به اندازه پیش فرضهای غلط خط فکر انسان را به سوی منجلاب جهل امتداد نمیدهد. یکی از مفاهیمی که هر روزه شنیده ایم و قبول کرده ایم این است که اسلام دین کاملی است. آیا هرگز به این فکر کرده ایم که این کمال اسلام به چیست؟! چرا اسلام کامل است؟ آیا دین ناقصی وجود دارد؟

            در اکثر موارد افراد مذهبی مفاهیمی که به آنها توسط سوداگران مذهب تلقین و تزریق شده است میمون وار تکرار میکنند، خود این افراد از ریشه و پشت پرده این مفاهیم مذهبی اطلاعی ندارند، کمال دین اسلام یکی از همین مفاهیم است. مسیحیان و یهودیان در تمام شاخه هایشان دین و علم را دو پدیده جدا میداند و از دین انتظاراتی دارند که از علم ندارند! از دین انتظار ندارند به دنیای فیزیکی آنها بپردازد و روش های زندگی زمینی را به آن ها بیاموزد و این دست آورد سالها تلاش و مبارزه انواع و اقسام دانشمندان و مبارزان و آزادیخواهان این مردم است، تکلیف و جایگاه دین در میان ملل پیشرفته جهان بسیار روشن و ثابت است. کلیسای مسیح هرگز خود را در مقابل مجامع علمی دنیا قرار نمیدهد، بعنوان مثال واتیکان در مقابل ادعاهایی که در مورد پدیده تکامل میشد، اظهار میکند که داستانهای انجیل و آموزه های دینی تنها میتوانند دانسته های اخلاقی و آموزشی باشند، و به عنوان مثال داستان آدم و حوا را یک داستان سمبلیک میدانند، و اعتقاد ندارند که این ماجرا ها واقعا در دنیا و زمان فیزیکی اتفاق افتاده باشد.

            اما در جوامع اسلامی چون همواره اندیشه کشی و تکفیر اشخاص و مردتد خواندن وجود داشته و عده کثیری از دانشمندان این جوامع مثل راضی، الکندی، پور سینا، فارابی، حافظ و سایر این متفکران همگی در زمان خود تکفیر شده اند و از طرف مذهبیون تندرو زمان خود همواره مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند پیشرفت چندانی در فلسفه و طرز فکر این جوامع پیش نیامده است. مسلمانان امروزی مثل مسلمانان ۶۰۰ سال پیش فکر میکنند و هنوز تکلیف و جایگاه علم و مذهب در بین این افراد هنوز مشخص نیست! حال اگر پیشرفتهایی در این جوامع دیده میشود، مثلا اگر در ایران زنان آنقدر که زنان در عربستان از طرف مردان به رعایت حجاب مجبور نمیشوند، این ریشه در تک روی های افرادی دارد که خواسته اند این مردم را به زور پیشرفت دهند، و الا اندیشمند و نخبه و دانشمند و دگر اندیش در میان این مردم جایگاهی نداشته اند که بخواهند پیشرفتی حاصل کنند!

            به همین دلایل مسلمانان هنوز ننشسته اند فکر بکنند و تصمیم بگیرند که آیا نوح و یونس و موسی و خضر، آدم و حوا و یوسف و ذوالقرنین شخصیت های اسطوره ای ملل سامی هستند که به کتب و افکار آنها اضافه شده اند یا شخصیت های تاریخی و واقعی ای که روزی روی این زمین راه میرفته اند؟! هنوز نمیدانند که آیا ۷ آسمان وجود دارد یا این تنها یک معنای استعاره ای دارد؟! از دل همین آشوب زدگی تفکر مذهبیست که مفاهیمی همچون کمال دین اسلام بر می آید و کسی نمیداند که این ناگهان از کجا آمده است. حقیقت این امر این است که کامل بودن دین اسلام در اصل در مقابل ناقص بودن علم و خرد بشری مطرح میشود.

            یعنی اسلام کامل است چون علم ناقص است! و به همین دلیل بهترین برنامه برای زندگی و جهانبینی همانا اسلام است و نه علم و عقل!

            مسلمانان و سایر مذهبیون بر روی این مسئله پافشاری دارند که عقل بشر ناقص است و این نقص شایستگی خرد و عقل را برای راهنما و ریشه تفکرات بودن نفی میکند. در مورد این موضوع در شرح سفسطه ای با عنوان «عقل بشر ناقص است! علم ناقص است!» توضیحات کامل داده شده است.

            البته شایان ذکر است که بسیاری از مسلمانان دلیل کامل بودن اسلام را این میدانند که در اسلام از طریقه شکار ملخ و آداب شستشوی مدخل و استبراء گرفته تا طریقه نزدیکی حرف به میان آورده شده است و علمای اسلام جدول لگاریتمی دقیقی در مورد شکیات نماز بوجود آورده اند. اما این افراد باید بدانند که در ادیان دیگر نیز اشخاصی مثل مجلسی ها یافت شده اند که این مزخرفات را در دینشان گسترش دهند. بعنوان مثال یهودیان نیز آداب و سنن کاملی برای مراسم دستشوئی رفتند دارند که کمتر به آن توجه میکنند و تشابه میان آن قوانین مضحک یهودی و قوانین اسلامی که در رساله های علما(!) ی دینی یافت میشود مثال زدنیست!. مثلاً در میان یهودیان ارتودکس لمس آلت تناسلی برای پاکیزه کردن بعد از تخلی جایز نیست، چون ممکن است موجب تحریک جنسی شود. بنابر این اگر کمال اسلام به این مزخرفات است که ادیان دیگری پارا بسیار فراتر نهاده اند. چگونه است که اسلام کامل است و بقیه ادیان ناقص هستند؟ بازهم همان داستانی که ادیان مکمل یکدیگر هستند و مسیحیت یهودیت را کامل میکند و اسلام مسیحیت را و این ها در امتداد یکدیگرند؟ در سفسطه «ادیان همه یک چیز میگویند» به این مسئله اشاره خواهیم کرد.

            گروهی نیز بر این باورند که کمال اسلام از آن جهت است که اسلام تمامی قوانین و مفاهیم لازم را برای زندگی بشر در تمام جنبه های زندگی وی در خود دارد؛ و بنابر این نیازی به هیچ مفهوم غیر اسلامی ای برای زندگی وجود ندارد. بسیار جالب است که بدانیم کتابخانه های ایران و سایر بلاد دیگر نیز با استناد به مفاهیم مشابهی توسط عمر خلیفه دوم مسلمین به آتش کشیده شد. عمر معتقد بود هر آنچه ما بدان نیاز داریم در قرآن وجود دارد. بنابر این در بقیه کتابها اگر چیزهای خوبی نوشته شده است، حتما آن چیزها در قرآن هم وجود دارد، و اگر هم چیز خوبی نوشته نشده است، پس ما نیازی بدان کتابها نداریم. همانطور که در بخش دموکراسی چیست؟ شرح داده شد، دلیل اصلی تضاد اسلام با دموکراسی همین جزم اندیشی و مطلق اندیشی و جهالتی است که در اسلام نهفته است.اما نکته این است که اگر معنی کامل را بدین تفسیر و مفهوم دریافت کنیم، دیگر عبارت «اسلام کاملترین دین است!» معنی نخواهد داد و از لحاظ منطقی غلط است. زیرا کامل تر و کاملترین با توجه به این معنی غلط میباشند. کامل در این حالت یک صفت عینی (Objective) و یک مفهوم مطلق است، و پسوند تر را نمیتوان بدان چسباند. و البته لازم به توضیح نیست که این ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه اسلام بدین مفهوم نیز کافی است، تا چه حد بی اساس و بی پایه است.

          • dad

            پس جل و پلاستا جمع کن تا بیشتر از این دین و الله تا به لجن نکشیدم
            جنده خانم

  • دانشجو

    خیلی عالیه….همه چی همونطور که میخواستم پیش رفت…من اصلا نخوندم که شما چی نوشتید فقط با اولین فحاشی که دوباره کردید خوشحال شدم…زحمت منو راستش خودتون کم میکنید…به عمرم درگیر همچین جدال مسخره و البته “سهل”ی نشدم که نیاز نباشه حتی کوچیکترین زحمتی به خودم بدم…پس باید بگم بهتون که خواننده ها حتی اگه نخوان خام حرفای من بشن ،بازم میشن(.جز اون دسته که کلا باخودتونن…که منو یاد همون جیره خورایی که خودتون گفتین میندازن…مثل “نخودی” تو بازیای ۵سالگیام…که میان وسط هو میندازن جو میدن سرو صدا میکنن که انگاراینجا خبریه…مثل فحاشی خود شما…)چون گفتم که عقیده ی شما درست باشه یا غلط که درست و غلطش برای من مشخصه،با لباس خوبی ظاهرنشده….توی یه بحثی با یک آتئیست بودم.اون بیچاره میگفت آتئیست ها،کاملا باسند و مدرک حرف میزنن،عقل گران،با زبان منطق میان جلو،نه مثل شما مسلمان ها که تا یکی تون میشه دوتا میبندین طرف و به فحش…بهش ادرس اینجا رو دادم تا این مکالمات و بخونه…هه…شما شرمندش کردین بیچاره رو…از شوخی بگذریم حرفای شما منو عصبانی نمیکنه که هیچ خوشحالم میشم که میبینم پیروان این عقیده خودشون با زبان بی زبانی حسابی نبودن خودشون و عقیدشون و به معنای واقعی جااااار میزنن….همه ی مشکل شما اینه که یه دین رو نه صرفا اسلام،با پیروانش قضاوت میکنید…میگید مسلمونا فلانن پس اسلامم فلانه…بی توجه به اینکه در این زمان،توی این عصر میتونم به جرئت بگم شاید ۹۹درصد از پیروان اون دین هیچ بویی ازش نبردن…شناسنامه ای مسلمان یا مسیحی هستند …وقتی شما اسلام و مسیحیت رو با این افراد قضاوت میکنید اگه من هم جاتون بودم اگه خوشبین ترین افراد هم جاتون بودن به نتایجی مشابه شما میرسیدند…با فحاشی شما،من تغییر ماهیت نمیدم،من “جنده” ای که شما گفتین نمیشم،قضاوت با شماست،من ادعای مسلمانی ندارم،اما افتخار میکنم که خودم،نه با شناسنامه،بلکه خودم پی اش رفتم و مسلمان بودن و با کمال میل و افتخار انتخاب کردم…من مسلمان ۲۰ساله،فحاشی هایی رو تو این سایت،از شما شنیدم،که وقتی خوندن رفتم دنبال معنیش بعد فهمیدم که اینا فحش و ناسزا هست…و مرتبا چندبار از کسی که ازش معنی این فحاشی هایی که اینجا نوشتید وپرسیدم،سوال میکردم مطمئنی اینا فحشه؟!!اشتباه نمیکینی؟!!آتئیست عقل گرا و با سند و مدرک حرف بزن و محترم !!!لطفا از این به بعد اگه خواستید خودتون و عقیدتونو با فحاشی بی اعتبار کنید و مسخره نشون بدید لااقل توصیه میکنم از فحش های +۲۵استفاده نکنید تا امثال منم بفهمند شما دارید فحش میدید…قضاوت باشماست ….و ….با تشکر

    • dad

      اول اینکه بعد از اینکه میای توی سایت وضو یادت نره چون فک کنم باطل کردی تا حدی که بوش هنوز میاد گرچه فک کنم روزت هم باطل شد دوم اینکه من تا ۲۰ خط پایین تر اصلا فحشی ندادم همش تیکه بود که معلوم میشه متنا دقیق خوندی سوم اینکه اصلا توضیح سفسطه هات برای تو نبود برای خوانندگان بود کسی هم برات دعوتنامه نفرستاده که بیای اینجا چهارم اینکه خب خوشحال شو ادبیات من بگونه ای نبود که فکر کنی کون من سوخته خوشحالی تصنعی تو ریشه در چیز دیگریست اگه بخوام بازم فحش میدم اصولا یک مسلمان مخصوصا اگر زن باشه ارزشش در دین اسلام برابر با تخم چپ مرده بنابراین من حتی تو را تخم چپمم حساب نمیکنم در کل زیاد وانمود نکن باشعوری چون هم من میدونم هم خودت که ایت تریپ اصلا بهت نمیاد پنجم اینکه من کمی از تو خوشم اومده و اگه امکان داشته باشه میخوام حضوری ملاقاتت کنمD:

  • دانشجو

    درضمن من وقت این رو ندارم که اون همه چیزی که اون پایین نوشتید و بخونم،یعنی اگه با آدم حسابی طرف بودم حتی اگه نیاز بود تا فردا بشینم و نوشته هاتونو بخونم و بحث کنیم اینکارو میکردم..اما شما “جدال احسن” بلد نیستی..گفتم که تو بحث کردن کمی ناشی عمل میکنی..بنابراین سکوت من دربرابر چیزایی که این پایین نوشتید به معنی نداشتن جواب براشون نیست…مثلا یه لحظه چشمم خورد به سوالی که اون پایین نوشتید”چرا مسلمان ها نگران اهانت شدن به باورهایشان هستند؟!” شما از دیروز تاحالا انواع فحاشی های +۲۵ رو به دین من،خدای من،پیامبرمن،کردید،ایا من گفتم خون شما حلاله؟ایا حتی پاسخ فحاشی هاتونو بهتون پس دادم؟لبخند زدم و در حدو توان و دانشم پاسخ دادم و اشاره کردم که بقیه پاسخ در محدوده دانش من نیست .در پیشگفتار کتاب توهم خدای ریچارد داوکینز این استاد زیست شناسمون نوشتند:در واقع مطمئن ام – که خیلی از کسانی که مذهبی بار آمده اند، دل خوشی از دین ندارند، به آن
    بی اعتقاد اند، یا نگران خباثت هایی هستند که به نام دین انجام می گیرد؛ این دسته اشتیاق گنگی برای ترک دین
    والدین شان را دارند و آرزو می کنند که کاش می توانستند دین را ترک کنند، اما درنمی یابند که گزینه ی ترک
    دین هم پیش رویشان است.
    وقتی به این قسمت رسیدم خندیدم گفتم آخه استاد،خیلی ببخشید ولی چرا چرند میگی؟!واقعا چرا؟یعنی ریچارد داوکینز با همه ابهتش هم برای نوشتن کتابی که جز کتاب های معتبر محسوب میشه هم نرفته سراغ پیروان واقعی ادیان یا به عبارتی مذهبی های واقعی…من خودمو از پیروان واقعی اسلام نمیدونم اما همینقدر میدونم که من مذهبی هستم،و با میل و اراده خودم مذهبی شدم ونه شناسنامه و دین اجدادی،و نه حتی خانواده (که باید بگم خانواده من هم حتی مذهبی نیستند)و به مذهبی بودنم افتخار میکنم و هیچ کدام ازاون توهماتی که استاد اونجا نوشته رو ندارم و nنفر دیگه رو هم میشناسم که با میل و علاقه قلبی خودشون مذهبی هستند،افراد تحصیل کرده و نه عامه ی مردم،و نه مردم عادی و بی اطلاع و بی سواد که نشه رو عقیده ای که دارند حساب کرد…استادواقعا چرا همچین سوتی بزرگی همین اول کتاب دادی؟!!واقعا چرا؟با عذرخواهی از اقای dadمن نخوندم کامل چی نوشتید اما چون تا اینجا خیلی ماهیت خوبی از خودتون نشون دادین!!!از کسایی که میخونند این چیزایی که اقای dadنوشتند رو خواهش میکنم باحرف های یک ذهن جهت دار هیچ قضاوتی اعم از قضاوت خوب یا بد به عمل نیارند،چرا دروغ بگم خب ذهن من هم جهت داره و جهتش سمت عقیده ی خودمه همونطور که ذهن شما جهت داره برای همین خواهش میکنم از خواننده ها که با یه ذهن خالی کاملا خالی و بدون هرگونه جهتی برن دنبالش،از سایت ها مطلب برندارید و نخونید این توصیه ی اکید منه ،چون معتبر نیست،مطلبی که وارد سایت میشه تحت تحریف ذهن نویسنده ی مطلب قرار میگیره و اون مطلب جهت داره و به ذهن شما جهت میده،برای رسیدن به یه اندیشه ی درست قرار ه که از هر چیز جهت داری اکیدا پرهیز کنید.برید کتابای معتبر و دانشگاهی از هر دو عقیده پیدا کنید و بخونید.دقت کنید که گفتم معتبر!!منظورم از معتبر و دانشگاهی مثلا این نیست که برید کتاب” وصیت نامه ی امام خمینی “رو که دانشجو ها میخونند رو بردارید بخونید،اونو منم میخونم به اسلام بدبین میشم…هه…سوال دارید نرید از حجت الاسلام والمسلمین مسجد محله تون نپرسید!!!برید علامه حسن زاده آملی رو( که البته چندین ساله در رسانه ها ظاهر نمیشن و فقط مشغول نوشتن و مطالعه هستند) پیدا کنید و از ایشون بپرسید .اگه مهم ترین عقیده ی زندگیتون اونقدر براتون مهم باشه از اون سر دنیا هم تا آمل محل زندگی علامه میاید…کتاب هایی هم که مطالعه میکنید باید کتاب های توصیه شده از طرف همین بزرگان باشه…برای عقیده ی دیگرهم،اول فکر میکردم مطالعه ی اثار ریچاردداوکینز میتونه خوب باشه بعد خودم با خوندنش فهمیدم خیلی با قصد و عقیده و سلیقه شخصی نگاه شده به قضیه..خودم زمانیکه دردوران دبیرستان برای المپیاد زیست شناسی کتاب های تکامل رو مطالعه میکردم،اول تکامل رو از یه کتاب عمومی مثل بیولوژی کمپبل یا بیولوژی سولومون خوندم تا صرفن اشنا شم بعد کتابای تخصصی تر و خوندم،شما میتویند هرکتابی که بطور علمی نظریه تکامل رو باز کرده و توضیح داده رو بخونید،کتابی که خود اقای داروین هم نوشتند رو حتما بخونید.”منشا انواع” میتونید اکولوژی رفتارنوشته ی کربز و دیویس و ترجمه وهاب زاده رو هم بخونید.اینو وقتی ددبیرستان بودم برای المپیادم خوندم البته زیاد ربطی به موضوع نداره و بیشتر درباره علت تکاملی رفتار سایر جانوران اشاره کرده و خیلی تخصصی درباره رفتار انسان بحث نکرده،اینو بعنوان اولویت اخرتون قرار بدید،میتونید از یک استاد تکامل در دانشگاه هم بپرسید چه کتابی بخونید بهتره اگه واقعا مهمه براتون این عقیده و درستیش اگه واقعا میخواید وقتی بهش رسیدید مطمئن باشید بهترین و درست ترین و انتخاب کردید،اگه تناقضی بین دو عقیده وجود داشت،مستقیما مراجعه کنید به همون افرادی که گفتم و نه شیخ مسجد محلتون!و در نهایت پس از طی این پروسه که فکر میکنم حداقل یک سال طول بکشه اگه خیلی سریع عمل کنید؛به هر عقیده ای که رسیدید این عقیده ی شماست و کسی حق توهین به اون رو نداره…و شما هم اینو به خاطر داشته باشید چه مسلمان چه آتئیست شما مسئول تبلیغ عقیده ی خودتون نیستید،اینکار به عهده ی افراد دیگه ای هست…عقیده ی شما مال شماست…من هرچیزی که از دستم برمیومد رو با نیت خالص براتون نوشتم …پایدار باشید

    • dad

      چیزی نگفتی چون جوابی نداری از نظر من تمام مسلمان ها خونشون حرامه حالا میخوای فحش بدی یا هر چیز دیگه مختاری توی بررسی سفسطه به عقاید مسلمانان توحین نکنید هم به طور کامل توضیح دادم پس باز هم فحش میدم کم پیغمبر و الله تو کافر را مسخره کرده کم توی قرآن فحاشی شده اگه به خودت زحمت میدادی توی سفسطه هات هم آیه و هم معنی را نوشته بودم هر چند شما تنها دلیلت با اومدن به این سایت اینه که افرادی را به دین اسلام تشویق کنی یا بگی مسلمون واقعی اینجوریه و اسلام به خودی خود خوبه سفسطه ای که در بارش توضیح دادم هر چن به نظر من باطل شده هستی و اصلا برات کاری نمیشه کرد تو روحت را به کیر پیغمبر و جسمت را به کیر امام فروختی اگه دروغ میگم بگو با این همه ایه ای که اون پایین نوشتم اگه خر هم به جای تو اینجا بود لااقل عر عر میکرد(اصطلاح) سخن پایانی به یاد داشته باش به شعور من یا خوانندگان توهین نمیکنی (منظورم فحش نیس) فقط به شعور خودت توهین میکنی و خودتا گول میزنی واقعا برات متاستف هستم گرچه شاید حتی ارزش تاسف هم نداشته باشی اما بیاد آر دینی که ازش طرفداری میکنی بهت میگه فاحشه و حتی نمیگذاره بری والیبال یا فوتبال تماشا کنی یعنی هر گونه حق انسانی نداری عزیزم حالا به دینت ببال که ارزش فرج تو با مرد یکیه اما ارزش خو تو با بیضه چپ مرد برابری میکنه

  • دانشجو

    اقای dad!طبق مشورت من باهمکاران پزشکم شما از اختلال یا اختلالات روانی رنج می برید..بنابراین بعنوان یک پزشک(آینده)وظیفه ی خودم میدونم بهتون توصیه کنم سریعا به نزدیکترین مرکز روان درمانی محل سکونت خود مراجعه کنید..شغل اینده ی من دوست و دشمن نمیشناسه…شما باید درمان بشی…درضمن فکر نمیکنم دیگه کسی به حرفاتون اینجا توجه کنه..بنابراین کلن زیاد حساس نشید….:D

    • dad

      پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس یک بار در زندگی خود متعه کند، درجه اش به مانند درجة امام حسن مجتبی علیه السلام خواهد بود و هر کس دوبار متعه کند، درجه اش به مانند امام حسین سید الشهداء‌علیه السلام خواهد بود و هر کس سه بار این کار را انجام دهد، به درجة امام علی مرتضی علیه السلام نائل می آید و هر کس چهار بار متعه بگیرد، درجه اش همانند من خواهد بود.لئالی الاخبار ج ۳ ص ۲۴۳

      صالح بن عقبه از پدرش نقل می‌کند :به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا متعه ثواب هم دارد؟ فرمودند : «‌اگر شخصی متعه کننده با این کار ،‌رضایت خداوند و مخالفت با منکران این کار را خواسته باشد، خداوند برای هر کلمه ای که با متعه صحبت می کند ،‌یک حسنه برایش می نویسد و با هر بار که دست خود را به سویش دراز می کند ، یک حسنه برایش ثبت می شود و هنگامی که نزدیکش می شود، خداوند یک گناه از او پاک می‌گرداند و در هنگام غسل ، خداوند به اندازة آبی که از موهایش می گذرد ، گناه او را پاک می کند» پرسید : به اندازة موهایش؟‌فرمودند« آری به اندازه موهایش» وسائل ج ۱۴/ لئالی ج۳/من لا یحضر ج ۳ .

      از امام صادق علیه السلام سئوال شد آیا رسول خدا متعه کرد؟ فرمودند: آری.

      پیامبر اعظم (ص)فرمودند:هر که یک بار متعه کند ،ایمن شود از خشم خدای تعالی و هر که دو بار متعه کند ،با نیکوکاران محشور شود وهر که سه بار متعه کند،در درجه روضه جنان، با من خواهد بود.

      امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسی که ازدواج موقت کند و بعد غسل کند، از هر قطره‌ای که از آب غسل می‌چکد ، خداوند هفتاد ملک را خلق می‌نماید که تا روز قیامت برای او طلب آمرزش و بخشش نمایند و تا روز قیامت بر کسی که از این عمل دوری کند لعنت می‌فرستند. وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۴۴۴-۴۴۷

      امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت، فرمود: جبرئیل نزد من آمده و گفت: ای محمد(ص) خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من گناهان زنانی را که از امت تو متعه شوند، بخشیدم. رسائل ج ۱۴/ لئالی ج ۳ / من لا یحضر ج ۳٫

      در خلاصه الاخبار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که یک روز به یارانش فرمود: «‌برادرم جبرئیل ، از پروردگارم برایم هدیه‌ای آورد که خداوند به هیچ یک از پیامبران پیش از من هدیه نکرده بود و آن متعه است. لئالی ج ۳ ص ۲۴۳

      پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند، کلام آن ها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد. هنگامی که یکی از آنان دیگری را می‌بوسد، خداوند برای هر بوسه، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که ازهم جدا می‌شوند خداوند برای هر دوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند، خداوند گناهان آنان را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند، مگر اینکه خداوند برای هریک از آن ها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد.همونطور که گفتم من از تو خوشم اومده و

      با توجه به این احادیث من میخوام شما را صیغه کنم شما هم اگر میخوای با فاطمه زهرا(س) هم جوار بشی دست دست نکن اگر هم مشکلت بی خدایی منه من حاظرم به خاطر تو مسلمان بشم حالا چی میگی؟

      • دانشجو

        ایهاالناس!!!!من! یک عدد!!!دانشجوی پزشکی،به همراه همکارانم،تشخیص دادیم این آقا (جناب dad)یا یک عدد روانی حاد ه !یا خودشو داره میزنه به جنون!!

        اگه انسانید(که مسلمن هیچکی ادعا نمیکنه حیوانه،خدارو شکر همه قبول دارند انسانند!!) این اطلاعاتی که این اقا اینجا مینویسه رو باور نکنید!اقا تحریف شده!!اقا غلطه!به چه زبونی بگم!تحریف محضه!!این بی پدر و مادر حاضره بخاطر یه صیغه عقیده شو بفروشه،شما میاید اینجا اطلاعات این ادم رو میخونید و باهاش هم عقیده میشید؟؟!!اقا شما بگو نهج البلاغه!!من میگم تحریف شده!!شما بگو بهارالانوار!من میگم تحریف شده!!وقتی اینا تحریف شده،این کتابایی که ازش حدیث اوردی که جای خود داره!!!منم یه حدیث از پیامبر بلدم:بهای نیمی از بهشت در خوردن پیاز است!!!!!!!ینی شما پیاز بخور،نیمی از بهشت و بگیر!!!باور کنید از خودم درنیوردم ها!!!حدیث پیامبره!!ولی تحریفه!یه عالم یهودی پس از یک هفته زندگی درکنار پیامبر وقتی ایشون رو ترک میکنه و میره محل زندگی خودش،یک کتاب تالیف میکنه و بیش از ۴هزار حدیث که گفته از پیامبر شنیده رو توش نوشته!!اقا من از شما میپرسم!!ادم درطول یک هفته سرجمع ۴هزار تا جمله میگه ؟؟؟؟؟خدا پدرمادرتو بیامرزه!!خب چه برسه به چهارهزار تا حدیث!!همین کتابها و امثال اینا نسل به نسل اومده رسیده به ما وشده یه کتاب معتبر چرا؟؟چون نویسندش دااااانشمند بوده دیگه!!ادم عادی نبوده که !!حالا ادم چقدر میتونه احمق باشه که به شنیده های یک شخص دیگه بگه حدیث پیامبر!!رک و راست بهتون بگم،اینا حدیث پیامبر نیست،حدیث همون افرادیه که شنیدند و از ظن خودشون نوشتند!!اینا حدیث شنونده ست!حدیث واسطه ست!حدیث شخص دوم،سوم،چهارم،نمیدونم شخص چندم،ولی حدیث شخص nامه!! نه شخص اول که همون پیامبره ،وگرنه من امروز سوپ پیاز خوردم الان فکر کنم مستقیم باید برم بهشت نه؟؟؟!!!!ههه……لعنت به جهالت مدرن! اون زمان یک پیامبر بود و بقیه اطرافیانش همه جاهل؛باز صد رحمت به جاهل،افرادی مه شتر و گاو و گوسفند میپرستیدند،پیامبر مرد!!از شما میپرسم!عقایدش به چه وسیله منتقل شد؟؟همون افراد جاهل شتر و گاو پرست دورش!!در هر دوره ای همین طور بوده اقا!!مگه نسبت انبیا و امامان ما در هر زمان به افراد دورشون چقدر بود؟؟؟یک به یک میلیون یا بیشتر!!وقتی اون یک نفر میمرد چی میشد؟؟خودتون پیش بینی کنید!!!!!اقای dad!من یه امل متعصب نیستم!خدارو شکر درحد خودم اونقدر اطلاعات دارم و اونقدر یاد گرفتم پردازش کنم و مثل این ااحمقایی که میان اینجا و میخونن حرفاتو بهت درود میفرستم نباشم!!اینا عامه ی مردم محسوب میشن!!عامه ی مردم با درود گفتنشون به حرفای شما،حتی با اتئیست شدنشون کاری رو از پیش نمی برند!چرا؟چون اسمشون عامه ی مردمه!!وقتی یه عقیده پیروز میشه که نخبگان یه ملت باهاش هم جهت شن!!من خودمو جز نخبگان حساب نمیکنم!گرچه اگه به اسم و لیست و کارت باشه هستم اما خودمو حساب نمیکنم!اما یه حرفی میزنم خوب تو گوشای کرت و عقل خاموشت فرو کن که میدونم بازم نمیفهمی!باید همه ی مارو بکشی تا حرفای بی پایه و اساستو به کرسی بنشونی!!ینی تا ما زنده ایم نمیذاریم عقیده ای که صاحبش اونو به یه صیغه میفروشه به کرسی بشینه!!کسی که خوابه لگد بزنی بش بیدار میشه!کسیکه خودشو زده به خواب هیچ وقت بیدار نمیشه!!من در متن قبلم گفتم هیچ اصراری بر اسلام و مسلمان شدن نیست!!اصرار من و امثال من بر عقل گرا بودنه!!بر گشتن دنبال اطلاعات درست و بدون تحریفه!!میدونی پیدا کردن این اطلاعات چقدر سخته؟؟!!نه اینکه همینجور تو این سایت ها ریخته باشه!ادم درست و حسابی دنبال این اطلاعات تو این سایتها نمی گرده!!شاید سالها طول بکشه دست یافتن بهش!ولی پیدا میشه!و من گفتم اگه با عقل درست(نه عقل شما اقای dad) و اون اطلاعات به هرعقیده ای رسیدید محترمه!پس دیدید که منه مسلمان هیچ اصرار و تحمیلی بر اسلام ندارم!!و این درسته!!نخبگان ایران جوانند و زنده،حالا حالا هم قصد مردن ندارند،(مگر اینکه مثل چندین نخبه ای که شهید شدند کشته بشن،)بنابراین تا زنده ند همه ی تلاش شما برای هدفی که شک ندارم چه پشت پرده ی شومی داره،عبثه…همین…

        • dad

          عزیزم خب نمیخوای بدی چرا اینقد رجز مخونی قرآنم تحریفه؟ اینا را ولش ببین آخه چرا عشق منا به سنت حسنه صیغه و البته خودت درک نمیکنی ببین اینا حاج آقا محمود ممتاز که دفتر رسمیش توی مشهده نوشته بازم بگو تحریفه صیغه ۵ ساعته ۵۰ تومان ۱روزه ۷۵ ت.۲روزه ۱۰۰٫۴ تا ۱۰ روزه ۳۰۰ برای برداشتن پرده هم ۱۰۰ تومن اضاف میگیری بیا از خر شیطون پایین و هم خودتا با فاطمه زهرا هم جوار کن هم مارا به فیض الهی برسون کیرم ۱۸ سانته قطرشم ۵ ۲ برابر اینیم که حاج آقا نوشته بهت میدم اهل حال هم هستم ۵۹ پوزیشن سکسی هم بلدم هر بار که میای کامنت میگذاری لحن نوشته هات منا حشری میکنه بیا تا حشر ما بالا نزده یجوری بخابونش.

          • دانشجو

            اقایی که ۵۹ پوزیشن سکسی بلدی،محض استعداد هات دارم میگم که اینجا داره تلف میشه،جات تو porn industryامریکاست نه اینجا…برو به رسالتت برس اینقدر نیا تو این سایتا مثل طوطی یه چرندیاتی و تکرار نکن خودتو مسخره ی خاص و عام نکن زحمت منو هم زیاد نکن که مجبورم هی به همه بفهمونم تو فقط یه دیوانه ای که رجز میخونه..برو همونجا کار کن پول دربیار زندگی کن دیگه…ضمنن بت بگم اونجا رفتی بگو بت شامپانزه ماده بدن…همین شامپانزه ماده هم واسه شما زیاده…از ما گفتن بود…والسلام..

          • دانشجو

            ضمنن من اونارو واسه شما ننوشتم که بخونی …شما که تکلیفت مشخصه و نسخه تو پیچیدم گفتم دیوانه ای تمام….اینارو واسه اون احمقایی نوشتم که خام حرفات میشن…

          • دانشجو

            اون پولایی هم که ازش حرف زدی همشو بریز تو قلکت پس انداز کن باش شامپانزه ماده بخر…کل زندگیت سرجمع چند؟؟؟؟هرچی داری و نداری….میخرم ازت کل زندگیتو!! جمع کن برو امریکا شامپانزه ماده بخر کارتو بکن دیگه…هه…حواست باشه از اینجا راحت شناسایی میشی…کارهرکسی نیس ولی میشی…من تذکر دادم…

        • dad

          خداییش خیلی خندیم به فکر خودت نیستی یه فکری به حال قلب قوه ای ما بکن

  • اسلام دوست

    سلام خسته نباشید !
    این جناب آقای dad یه بی پدر و مادر بیشتر نیست !!
    آخه احمق فک کردی ملت شاسگولن بیان این شر و ور هاتو باور کنن ؟؟ از خودت حدیث در میاری که چی بشه ؟؟ خخخ
    برای سلامتیت دعا میکنم
    امید وارم تو روز قیامت ببینمت و یه مشت گنده تو صورتت بخوابونم …
    هرچند ! به خاطر این حرفا توی روز قیامت به صورت خوک یا بوزینه در میای !!
    اسلام هراس مادر ****
    این جمله آخری خیلی خنده دار بود برام ! :))))))
    البته بگذریم که محمد خود از سنگدل ترین افراد تاریخ است که با سنگدلی گروه زیادی از اسیران در بند را کشته و شکنجه داده است و زنانشان را نیز در بازار برده ها فروخته است !!
    همه کسانی که این پست رو خوندند ! بیاید جوری این بی پدر و مادر رو نفرین کنیم که تا ۷ پشتش رو بگیره !! تا از این غلطا نکنه ! و این چرت و پرتارو تحویل نده !!
    برا پلیس فتا هم متاسفم !! این سایت باید بسته بشه و ادمینشم هم دستگیر !!

  • سید محمد

    عزیز معنای شادی متعارف با فرح در قرآن فرق دارد . فرحین که در قرآن آمده به معنای الکی خوش و خوشی بدون توجه به غم دیگران می باشد که حقیقتا مذموم است
    لطفا بدون درک معنای صحیح کلمات قرآن آن را به اشتباه به خورد مردم ندهید

  • آریا

    کدوم آیه قران گفته خدا شادی کنندگان

    رو دوست نداره؟دوما آیه قبل و بعدش رو هم بذار-مردم رو …فرض نکن