جبرئیل و چگونگی خلق او به دست محمد ابن عبدالله – بخش نخست ۲۵

ابن عباس و قتاده می گویند: جبرئیل سلامتی و حسن خلق دارد و بعضی گفته اند: دارای جسمی سالم و دور از آفات است. جبائی گوید: جبرئیل قادر است از هوا عبور کند، از روی هوا می رود و می آید و فرود آمده اوج می گیرد. می گویند: جبرئیل همیشه به صورت انسان هایی بر محمد بن عبدالله نازل می شد.

در فرتور محمد در حال ملاقات با جبرئیل دیده می شود، مسیحیان پیش از مسلمانان و محمد چنین فرشته ای را خلق کرده اند و او را گابریل می نامند. محمد نیز که از سلمان تازی درباره مسیحیت آموخته بود و گابریل را می شناخت، از گابریل مسیحیان برای خودش رفیق گرمابه و گلستانی خلق کرد به نام جبرئیل که همواره با او و در کنارش بوده است.

در فرتور محمد در حال ملاقات با جبرئیل دیده می شود، مسیحیان پیش از مسلمانان و محمد چنین فرشته ای را خلق کرده اند و او را گابریل می نامند. محمد نیز که از سلمان تازی درباره مسیحیت آموخته بود و گابریل را می شناخت، از گابریل مسیحیان برای خودش رفیق گرمابه و گلستانی خلق کرد به نام جبرئیل که همواره با او و در کنارش بوده است.

حضرت از او خواست به صورت اصلی خودش که آفریده شده بر او نازل شود؛ جبرئیل نیز دوبار خودش را به صورت واقعی اش نشان داد؛ یک بار در زمین و یک بار در آسمان. در زمین، هنگامی بود که حضرت در غار حراء بود که جبرئیل از طرف مشرق بر حضرت ظاهر شد و تمام سطح افق را تا مغرب پوشانید!!.

پیامبر اسلام با دیدن او غش کرد و افتاد. آن گاه جبرئیل به صورت انسانی ظاهر شد و حضرت را در آغوش گرفت. عبداله بن مسعود گوید: رسول الله، جبرئیل را دید در حالی که ۶۰۰ بال داشت.(ترجمه تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج ۲۳ ص ۳۸۰)
آنچه را که خواندید تنها گوشه ای از تخیلات و تراوشات ذهنی محمد ابن عبدالله است که به خورد امت ساده و زودباور و خنگ تازیان داد و همه اعراب، بدون پرسیدن کوچکترین پرسشی این مزخرفات را باور کرده و به محمد و جبرئیل ایمان آوردند.

این صحیح ترین فرتور علی ابن ابی طالب است که در موزه فرانسه موجود است. علی همان رلی برای پیامبر داشت، که خلخالی برای خمینی. علی سرتاسر عمرش را به کشتن دیگران گذارند. هنگام مرگش او را شبانه به خاک سپردند تا مورد حمله دشمنان بسیار زیادشان قرار نگیرند. زیرا علی دوستی در جهان نداشت. این است دروازه علم و دانش برای شیعیان ایران.

این صحیح ترین فرتور علی ابن ابی طالب است که در موزه فرانسه موجود است. علی همان رلی برای پیامبر داشت، که خلخالی برای خمینی. علی سرتاسر عمرش را به کشتن دیگران گذارند. هنگام مرگش او را شبانه به خاک سپردند تا مورد حمله دشمنان بسیار زیادشان قرار نگیرند. زیرا علی دوستی در جهان نداشت. این است دروازه علم و دانش برای شیعیان ایران.

نکته قابل توجه در متن ابتدای مقاله آنجاست که جبرئیل تنها دو بار خودش را با چهره واقعی اش به محمد نشان داده و یک بارش در زمین و در غار حراء بوده است و دیگر بار در آسمان و پیش الله و دیگر فرشتگان؛ این جمله بدان معناست که تنها خود محمد شاهد حضور جبرئیل بوده است و هیچ کس دیگری در طول تاریخ اسلام، این فرشته که به قول محمد ششصد بال دارد و با پرهایش شهر های قوم لوط و سبا را نابود کرده است را ندیده است و همه به سخنان محمد اعتماد کرده و باورش داشته اند.

محمد انسان زیرکی بوده است، تمام این نقشه ها را جوری در ذهن مخدوشش ترسیم کرده بود که کسی نتواند به او شک کند و اگر هم شک و تردیدی در کسی وجود داشت، آن فرد جرأت اظهار نظر و پرسش از محمد را به دلیل وجود گردن کشان و لات هایی چون عمر و علی و ابوبکر نداشته است.

حال این پرسش پیش می آید که چرا محمد، جبرئیل را خلق کرد؟ چرا نمی توانست واسطه ای بین خودش و الله مدینه به وجود نیاورد و مستقیما با الله در تماس باشد؟
نگارنده با وجود مطالعات عمیقی که در رابطه با تاریخ اسلام و زندگی و خصوصیات اخلاقی محمد داشته است، بر این باور است که اگر محمد، این ادّعا را می کرد که خود شخصن با الله در ارتباط است، امکان آشوب و پرسش و درخواست ملاقات با الله در میان دیگر دوستان و همراهانش وجود داشت. ممکن بود که برای مثال علی بن ابوطالب نیز از محمد درخواست کند تا با الله دیداری خصوصی داشته باشد و یا اینکه برای یک بار هم که شده الله را ببیند و با او سخن بگوید.

محمد به دلیل زیرکی و هوشیاری اش در امر دروغ گویی، ذهن امت اسلام و یاران حلقه به گوشش را از پیش خوانده بود و برای اینکه از درخواست دوستانش در رابطه با ملاقات با الله جلوگیری کند و آن امر را محال بخواند، دست به خلق جبرئیل، فرشته ای زد که قادر است الله را ببیند و چون بنا بر گفته های محمد، گوش و چشم انسان قادر به شنیدن و دیدن الله نیست، جبرئیل مسئول رساندن پیغام های الله به رسول برگزیده اش بوده است، بنابراین خود محمد نیز چون دیگر دوستانش بدون وجود جبرئیل امکان تماس داشتن با الله را نداشته است و اینکه محمد نیز با کسان دیگری چون علی و عمر در ندیدن و نشنیدن الله بدون واسطه گری جبرئیل یکسان و همانند است، باعث احساس آرامش و خشنودی در میان یاران شده بود.

جبرئیل مسئول رساندن پیام های الله مدینه به محمد بوده است، پیام هایی درگوشی، که هیچ کس به غیر از خود محمد آن ها را نشنیده است. این پیام ها را پیامبر مسلمین “وحی” نامید و عده ای از یاران محمد همواره با کاغذ و قلم در کنار او راه می رفتند و می نشستند و منتظر بودند تا محمد برای چند لحظه به اغماء برود و پیامی را از جبرئیل دریافت کند و بر زبان آورد و سپس آن دسته از یاران محمد، شروع به نوشتن هر آنچه که محمد بر زبان می آورد، می کردند و به “کاتبین وحی” معروف شدند.

در فرتور محمد ابن عبدالله را در حال سخ گفتن با کاتبین وحی می بینید، برخی اذ کاتبین که پیش از پیدایش اسلام ننگین شاعر و نویسنده بودند همواره نکاتی را برای زیباتر شدن نثر قرآن به محمد گوشزد می کردند و محمد نیز بدان ها اجازه می داد تا به آنگونه که صلاح می دانند سخنان الله مدینه را تغییر دهند تا زیباتر جلوه کند، بعدها این رفتار پیامبر اسلام سبب شک و تردید های بسیاری شد و برایش دردسر درست کرد.

در فرتور محمد ابن عبدالله را در حال سخن گفتن با کاتبین وحی می بینید، برخی از کاتبین که پیش از پیدایش اسلام ننگین شاعر و نویسنده بودند همواره نکاتی را برای زیباتر شدن نثر قرآن به محمد گوشزد می کردند و محمد نیز بدان ها اجازه می داد تا به آنگونه که صلاح می دانند سخنان الله مدینه را تغییر دهند تا زیباتر جلوه کند، بعدها این رفتار پیامبر اسلام سبب شک و تردید های بسیاری شد و برایش دردسر درست کرد.

اما حقیقت اینجاست که محمد همواره در حال نقش بازی کردن بوده است، هر آنجا که حرف خودش خریداری نداشته و کسی از سخنانش پیروی نمی کرده است و یا عده ای اقدام با مخالفت با او می کرده اند، محمد سریع خود را به حالت کما در می آورد و سپس هر آنچه را که می خواست و به صلاحش بود را از زبان جبرئیل به مردم تحمیق شده، تحمیل کرد و هیچ کسی جرأت مخالفت با سخنان جبرئیل را نداشته است، چرا که جبرئیل نزدیک ترین کس به الله خونخوار مدینه و دارای ششصد بال بزرگ که تنها چند پرش قادر به نابود کردن شهرها می باشند نیز بوده است.

وحی و ارتباط با عالم روحانی و فرشتگان یکی از بزرگترین دروغ های محمد است، در واقع وحی، تصمیمی بوده که محمد بنا بر صلاح جامعه و شرایط امت مسلمین می گرفته ولی چون می ترسیده است که مردم از او پیروزی نکنند، با نام الله و به زبان جبرئیل بیان می کرده است. محمد برای اینکه اعتماد یاران نزدیکش را نسبت به وجود جبرئیل جلب کند و اجازه بازخواست و پرسش و تردید را بدان ها ندهد، به دوستانش می گوید که جبرئیل هر بار با چهره یکی از شما بر من ظاهر می شود!.

با توجه به سخن پیامبر مبنی بر اینکه جبرئیل هر بار خودش را به شکل یکی از اصحاب پیامبر در می آورده است، این فرتور باید متعلق به جبرئیل باشد زمانی که خود را به شکل علی یا عمر و یا خالد ابن ولید در آورده است.

با توجه به سخن پیامبر مبنی بر اینکه جبرئیل هر بار خودش را به شکل یکی از اصحاب پیامبر در می آورده است، این فرتور باید متعلق به جبرئیل باشد زمانی که خود را به شکل علی یا عمر و یا خالد ابن ولید در آورده است.

با این حیله، نه تنها جایی برای شک و تردید در بین یارانش به وجود نمی آید بلکه آنها خشنود نیز می گردند که حضرت جبرئیل، خودش را به چهره آنان در می آورد و آنان نیز دارای جایگاه و مرتبه ای در نزد الله و جبرئیل و بهشتیان برخوردار هستند. برای درک بهتر این جریان، ماجرای زیر را بخوانید:

“جبرئیل به صورت دحیه کلبی بر پیامبر ظاهر می شد. دحیه، صحابی مشهور پیامبر در مدینه به اسلام مشرف شد و در جنگ بدر و احد حاضر بود.
این صحابی همان است که نامه ی پیامبر را به سوی هراکلیوس ، قیصر روم برد و بر او عرضه کرد. طبق روایات مورخان اسلام، هراکلیوس آن را پذیرفت و تمایل خود را به دین شریف اسلام نشان داد!!.
وقتی صحابه شکل جبرئیل را از پیامبر سئوال می کردند می فرمودند: جبرئیل شبیه دحیه است.”( ترجمه تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج ۲۳ ص  ۳۸۰)

جبرئیل دوست خیالی محمد ابن عبدالله برای تحمیق بیشتر و تحمیل بهتر خواسته هایش بر مردم تحت سلطه اش، توسط خود محمد خلق شده است. هرگاه که محمد عرصه را بر خودش تنگ می دید و می پنداشت که در آن تصمیم یارانش او را همراهی نخواهند کرد، پای جبرئیل را وسط می کشید و سخن از دهان او می گفت، برای درک واقع بینانه تر این حقیقت، خواهشمند است مقاله بعدی نگارنده، که به چگونگی روند حرام شدن شراب در اسلام می پردازد را بخوانید.

  • نسل سوخته

    یک سوال از مومنین دارم
    چرا فرشتگان بال دارند
    موگویند فرشتگان مانند ما انسانها بعد مادی ندارند پس چرا بال دارند
    آیا جوابی برای این سوال دارید؟
    شاید میگین لابد خدا اینطوری خواسته ما تو کار خدا نمیتونیم دخالت کنیم

    • Mohsen Lgvm

      فرشتگان جسم ندارند یعنی مادی نیستند.پس نمی توان آنها را دید.فرشته در قالب یک انسان در می آید و پیامبر او را می بیند. فرشتگان بال ندارند. این یک مثل است.
      فرشته یک معنی و یک حقیقت است.

      • نسل سوخته

        سوره فاطر آیه ۱
        و خداوند فرشتگان را آفرید و به آنها ۲ و ۳ و ۴ بال داد
        لطفا با ذکر منبع به من بگو کجا گفته شده فرشتگان بال ندارند و این یک معنی است.ضمنا
        در بعضی از کتاب های حدیث گفته شده جبرئیل برای بار اولدر غار حراء در صورت ظاهری خود نمایان شد که محمد بیهوش شد و اینبار جبرئیل در کالبد انسان ظاهر میشه
        که همونجا گفته میشه جبرئیل ۶۰۰ بال داره

      • Iutuyt

        اونوقت خود شما چطور فهمیدی که فرشته حقیقت داره؟
        واقعا که حماقت انسانها بی انتهاست!

  • Ykhodabandehloo

    منشأ
    فساد

     یزدان خدابنده لو

    فساد
    چیست ؟

    فساد ، انفعالیست که در ساختار یک پدیده ایجاد میشود « پدیده ایکه در ساختمان
    آن عنصر کربن شرکت دارد » و بناگزیر، هر انفعالی با حرکت همراه است ، یعنی اگر
    حرکت را از انفعال بیرون بکشیم ، فرایند آن متوقف میشود .

    حال ، چون حرکت در کاروزار، انفعال شرکت دارد ، باید نوع آنرا شناسائی کنیم .

    در جهان فیزیک حرکت را به انواع ِ مکانیکی ، فیزیکی ،شیمیائی ، بیولوژیک و
    سیبرنتیک تقسیم کرده اند که هر یک از انواع آن میتواند متعالی یا انفعالی باشد .

    در این مرحله باید مشخص کنیم که فساد نزد چه پدیده ای صورت میگیرد . گیاهان؟
    حیوانات؟ یا انسانها؟ که در پیکرِ همۀ آنها عنصر کربن حضور دارد ، البته فساد ِ
    مورد بحث ما پدیده ایست  در نزد انسان و
    باید توجه کنیم در کدام بخش از وجود او حرکت انفعالی صورت میگیرد . در جسم او یا
    در ساختار روحی و روانیش ؟

    البته منظور ما انفعال جسمی نیست که در نهایت به مرگ و قطع حیات منجر میشود
    بلکه  انفعالیست که در کارکرد روحی و روانی
    او اتفاق می افتد . یعنی هوشمندی او را فرومیگاهد .

    ساختار
    روحی و روانی انسان هوشمند از چه مقولاتی تراکم یافته و سامانمند شده است ؟

    ساختار فکری انسان مجموعه ایست از علائم ، نشانه ها ، معادله ها ، سنبولها ،
    مقررات وهزارها کدُ دیگر، که در مجموع جهانبینی او را تشکیل میدهد ، که تکاپوی آن
    در حوزۀ حرکت ِ سیبرنتیک قرار دارد . چون سیبرنتیک بر مبنای علائم و نشانه ها
    استوار گشته است .

    جهانبینی
    انسان ایرانی و مسلمان چه نوع جهانبینی است ؟

    جهانگری ِ او جهانبینی ایست دینی و برخاسته از سنت محمدی و اسطوره های کهنتر .

     حال سنت چیست ؟

    سنت یعنی مظهر ایستائی و سکون ، یعنی عامل اصلی ِعدم تغییر و تحول .

    عنوان ِ « سنت و تجدد » که تاکنون ایرانی ها دها جلد کتاب و صدها مقاله
    در بارۀ آن نوشته اند ، بدون کوچکترین اشاره به نقش سکونزائی سنت و متضاد آن یعنی
    پویایی و تحرک آفرینی ِ تجدد … . سنتی که ایستائی را تحمیل میکند و تجددی که
    همواره میل به تغییر دارد ، میلی که حرکت در فطرت آن نهفته است . یعنی بدون حرکت
    هیچ میلی صورت نمیگیرد . این حرکت ِ هدفمند است که  کار ایجاد میکند و ثروت بوجود می آورد . این را
    میگویند ، فقدان ِ تفکر فلسفی در بین روشنفکران ایرانی ، باذهنیتی ایستا و ناپرسا
    که در انقیاد سنت ، با تناقض بیگانه است و آنرا نمی شناسد و به نقش مخرب و
    بازدارندۀ سنت بعلت دینخوئی ، دینبارکی و دلبستگی به اسلام و سلطۀ شریعت وطریقت و
    جهانبینی دینی و نگاه اسطوره ای که ساختار روحی و روانی ِ او را در قبضیۀ فلجزای
    خود دارد و در مقاطع گوناگون ، رنگ و بوی ایدئولوژی و فرقه های همسو و هم کنش با
    اسلام بخود میگیرد ، توجه نمیکنند ، که عامل اصلی ِ عقب افتادگی ِ فاجعه بارتاریخی
    ما در همین گِل ِسنت گیرکردن است . توجه اکثریت آنها به شعرگوئی و مُهمل بافیست و
    تمایلی هم ندارند که از گهواره کودکی شعربرخواسته و آنرا  بعنوان ابزار و وسیله ای در رسیدن به هدف بکار
    گیرند ، آنگونه که حکیم ِ بزرگ توس در جهت پایداری وایجاد استقلال واحیای هویت ملی
    بکار گرفت و مورد استفاده قرار داد و شاهنامه را بوجود آورد . اگر بخواهیم در
    کالبد شکافی ِ فساد فکری ، ناپرسایی اندیشه و فروکاهی هوشمندی راه بجائی ببریم ،
    باید آنرا در حاکمیت و سلطۀ سنت و استیلای آن بر جوامع مسلمان جستجو کنیم که ریشه
    در ساختارتفکر اسطوره ای انسان ایرانی دارد . سنت با احرم ایستائی ، وقتی حاکم بر
    تفکر و پویائی آن شد ، یعنی تاروپود ، موزائیکها و اجزای بنیادین آنرا از سمبولهای
    خود انباشت ، آنچه از میان میرود حرکت ِمتعالی و سازندۀ آن جهانبینیست . یعنی آن
    جهانگری تحت سلطۀ سنت به ایستائی وعقیم شدن دعوت میشود و بتدریج تطور و پویا ئی
    خود را از دست میدهد ، از این روست که جوامع مسلمان تولید ِ مادی ومعنوی قابل توجه
    ای در حوزۀ فرهنگ بجز مذهب اسلام که تنها دستاورد مدنی آنهاست چیز دیگری به تمدن
    بشری تقدیم نکرده اند و اگر چیزی ارائه داده اند ، سهمشان بسیار اندک بوده به نسبت
    ازآنچه که تاکنون از محصول مدنیت بر خوردار بوده اند . با این وجود ، جهانبینی
    انسان ایرانی که از ذاویۀ دین به دنیا مینگرد و صد البته بیشتر به آسمان و نه به
    زمین و طبیعت، از خود تحّرکی دارد ، یعنی 
    جنُبوجوشی میکند ، ولی این جنبیدن ، فاقد پویائی و آفرینند گیست . اگر
    حرکتی در آن مشاهده میشود ، حرکتیست انفعالی که فاقد زایائیست . یعنی او ناگزیر
    است در شیاری حرکت و درجازند که سنت ایجاد و اجازه داده است . مانند حیوانی یوغ
    برگردن به گرد محور زندگی بگردد . « در این مورد نگاه کنید به مبحث جبر و اختیار
    در جهانبینی اسلامی که حوزۀ جبر آن ، بزرگ به توان بینهایت ، با هزاران ابزار برای
    کنترل  و حوزۀ اختیار آن ، یعنی جائیکه
    انسان میتواند ارادۀ خود را اعمال و سرنوشت خود را در دست گیرد ، کوچک بتوان
    بینهایت است » و فساد ، تجلیّ این حرکت ِ انفعالی در شیارِ جبر سنتیست و منشأ این
    حرکت ِ انفعالی ، تضادیست که در ساختار جهانبینی اسلامی نهفته است . این جهانبینی
    از یکطرف به هستی ِ روبه افول خود میخواهد ، بدون تغییر و تحول ادامه دهد و توجه
    ندارد که ادامه به حیات و حضور در هستی در درازای زمان و گسترۀ مکان ، بدون تغییرو
    منطبق کردن خود با روح زمان ، امکان پزیر نیست و از سوی دیگر بر سلطۀ سکونزای خود
    پای میفشا رد ، چون اقتدار و مشروعیت خود را از سنت رسول الله میگیرد و بدون
    تکیهگاهی همچو او، تمامّیت خواهیش بی پایه و بی بنیاد میگردد . از یکطرف دُُم خود
    را به کهنه میبندد وافتخارمیکند که وفادار و مزّین به سنت است ، از طرف دیگر
    میخواهد در عصر اکتشافات فضایی ، تحقیقات میکربی و قرن رایانه ها ، انقلاب
    الکترونیک و نانو تکنیک ، صدر نشین باشد ، از این روست که انسان ایرانی در اسارت
    سنت ِمحمدی و برودت ِ انجمادزای آن ، مجال جنبیدن و راه به رهائی ، آزادی و نوشدن
    در اثر سکون وایستائی که سنت بر هستی او تحمیل میکند ، نمی برد ، و بی دلیل نیست
    که پس از ظهور اسلام در ایران ، پدیدۀ سنت و تجدد بصورت جدی مطرح شد که قبل از آن
    چنین موضوعی در افکار و اندیشۀ ایرانیان 
    پر رنگ نبود . « چون برای خود هم دولت ملی داشت هم دیانت ایرانی هم زبان
    مستقل که  محصول و فرآوردۀ فلات ایران زمین
    بود »

    انسان ایرانی موجودیست حیاتمند و تلاش میکند خود را با فرایند هستی همگام کند
    امّا تحرک و پویائی ذهنی ِ اورا چهار چوب سنت محدود میکند ، این محدودیت و جود
    اورا مانند برکۀ آب ، که روزنه های ورود و خروج را بر آن ببندند ، عمل میکند و
    طبیعیست وقتی عنصر حیاتمند ، یعنی حرکت و جاری بودن را از او بگیرند ، پس از مدتی
    به مرداب و سرانجام به گنداب تبدیل میشود . منشأ فساد را دراین گندابگاۀ ساخته و
    پرداختۀ سنت که جمیع فراورده ها و تولیدات آن که جز زیان بر زندگی انسان ایرانی
    ندارد جستجوکنیم .

    سنت یعنی مظهر سکون ، یعنی نماد ایستائی ، یعنی عامل بنیادین ِ عدم تغییر،
    تحول و پویائی . تحت سلطۀ سنت ، پیشرفت ، خیال و توهمی بیش نیست و حضور فساد در
    همه جا نمایان .

     

    یزدان خدابنده لو

    تلفن ۰۰۴۹٫۲۲۱٫۵۳۰۱۴۹۷

    ایمیل یا رایان نامه ykhodabandehloo@ymail.com

     

     

     

     

  • نسبیت و مطلق بودن دوستان عزیز ما مشګل های مهمتری داریم نظیر کار برای جوانان مکتب و خوراک سالم برای کودکان پوهنتون و پوهنزی برای مردم و مسکن و ازدواج برای نسل جوان خود. سرمایه کشوری و ملی ما که عملا تلف کشت کشتار میشود باید صرف این نوع کارها شوند. دین یا بی دین مشګل اساسی ما نیست بایست هرکس آزاد باشد و خودش تحقیق مطالعه کند و راه خودش را انتخاب نماید. مردم میتوانند قرآن کریم را بخوانند باترج…مه و بهمند و اګر خواستند قبول کنند یا سایر مکتبهای اجتماعی و یا مذهبی و همه ما بایست به عقاید وباروهای درست یا نادرست هم احترام بګذاریم تا از چنګال استعمار و استحمار بین المللی و پادوهای ملی محلی شان آسوده شویم تا مادامی که ما باهم سر مسایل مذهبی اجتماعی در ستیز هستیم به وحدت واستقلال دست نخواهیم یافت. تنهاکاری که میکنیم آب ریختن به آسیاب دشمنان اقتصادی ما است. شرکتهای بیمه و سازنده مواد صنعتی و نظامی که بایست بازار داشته باشند و تنها از تفرقه و جهالت ما سو استفاده میکنند. وحدت در کثرت بایست هدف ما باشد. تمامی ادیان با زمان ومکان خود را نوعی مطابقت داده اند و مطلق نیستند و قابل تفسیر و عوض شدن. مثلا حضرت آدم و حضرت حوا که هر دو ساخته دست خالق توانا بودند هر دو لخت مادر زاد بودند و اینکار در آن ایام بد نبود ولی از لحاظ شریعت بعدی کاری زشت بوده است؟ یا آنان به کودکان یا فرزندان خود اجازه دادند که با هم عمل جنسی کنند یعنی خواهران وبرادران باهم هم بستر جنسی شدند. و کودکانی جدید به دنیا آمدند. با معیارهای کنونی همه اینکار زشت و حتی در شریعت حکم اعدام رامیتواند همراه داشته باشد. نه حضرت حوا حجاب داشت و نه سایر دختران وی. همه لخت مادرزاد بودند و باحتمال عشقباریهای هم را مشاهده میکردند؟ زیرا در آنوقت اتاق خواب جداګانه ای نبود و همه زیر سقف آسمان زندګی میکردند و باهم عشقبازی در جلوی مردان جوان و زنان جوان دیګر کنجکاو میکردند. اسپرم ها در میلیونها در بدن مردها ساخته میشد و بایست به داخل رحمهای خواهران خود آنها را فرو برند. تا نسل حضرت آدم و حوا ادامه پیدا کند. بدین ترتیب عملا بایست عشقبازی و ریختن اسپرم به داخل زهدانها در آن زمان عملا عملی مقدس میبوده زیرا این خداوند توانا بوده که آنان را آفریده بود و راه تولید مثل هم همان ریختن اسپرمهای مرد به داخل زن بود ولو اینکه این زنان خواهران یا دختران و یا مادران نسلهای بعدی بودند. باحتمال هروقت مردی احساس ریختن اسپرمهایش را مینموده فورا اولین زنی راکه در کنارش بوده به زیر خود میکشیده است. نظیر اینکار هم اکنون در سرزمین های آفریقایی وجود دارد که عمل جنسی بسیار طبیعی و راحت است و زنان و مردان آنجا طوری تربیت شده اند که عمل جنسی برایشان مثل خوردن غذا است. شما میدانیدکه عمل آمیزش در سایر کشورها دارای قید بندهایی است و می بایست همراه با مراسمی باشد. حسادتهای جنسی و مشګل های ازدواج برای مردم فقیر و حتی طبقه متوسط کار ازدواج را بسیار پیچیده ومشګل کرده است در بعضی از کشورها ازدواج کردن کاری بسیار دشوار و شاق است. حالا بحث اینکه کی راه درست میرود وکی راه اشتباه نیز بستګی به معیارهای مختلف افراد دارد. مثلا در دهکده هایی است که دروغ و ګول زدن خود نوعی هنر بشمار میرود و عملا مردان این قبیله ها به شیادی خود و دروغګویی و ګول زدن خود افتخار میکنند. دورویی تظاهر به مذهب شیادی و جانماز آبکشی و تمامیت خواهی و خود خواهی و حتی دزدی ممکن است در جامعه ای بد نباشد مثل اینکه مثلا در بعضی کشورها دختران بایست باکره به خانه بخت بروند و در بسیاری از کشورهای دیګر اصلا مهم نیست؟ مشګل ما این است که ماراعلیه هم برای برنامه هایی که دارند میخواهند تحریک کنند تا برضد هم باشیم و وحدت در کثرت را دارا نباشیم. من میګویم که من درست میګویم و دیګران در خطا هستند. ازکجا معلوم که این من نباشم که در راهی اشتباه افتاده ام. تساهل و ګوش کردن به عقاید دیګران کاری است که ما بایست یاد بګیریم که انجام دهیم مرغ من یک پادارد کاری زننده است. و توهین مثلا سکولارها یا ضد دیندارها به دینداران بخصوص فرزانه و والا کاری نکوهیده است. احترام به باورهای دیګران و احترام به انسانیت باید مد نظر ماباشد. بت پرستی میګفت که شما به آسمان دست دراز میکنید و به هوا متوسل میشوید و ما به موجودی از سنګ و یا چوب نه به هوا؟ آفریقایی میګفت که شما برای خوردن از چنګګ فلزات استفاده میکنید و ما از دستهایی که خداوند با آنهمه زیبایی و هنر خلق کرده است. عده ای زن تحصیکرده زیبا ورزشکار قوی و مدرن و باهنررا دوست دارد دیګری ممکن است ضعیفه ای بی هنر پوشیده در برقعه بی هنر تحصیل نکرده و عامی و حتی خنګ را ترجیح دهد؟ یکی ممکن است زن را به عنوان یک دوست یک مشاور یک همراه بخواهد و دیګری تنها برای دفع شهوت؟ و تنها به او به چشم نیاز جنسی نګاه کند. اګر ما با عقاید دیګران موافق نیستیم بایست آنرا با کمال دوستی و محبت ابراز داریم و دلایل منطقی خود را بګوییم نه با فحش بدګویی ناسزا و حتی کتک کاری و ظلم کشت کشتار؟ که در آنصورت آدمکهایی شده ایم که اربابان از ما کمال سو استفاده را خواهند کرد.

    • فرهاد

      ما وقتی گذشتمون مشکل داره چه جوری می خوایم ایندمونو بسازیم.
      قران که جز کشت و کشتار و داستان سرایی و بی احترامی نیست.و اگه کسی هم بهش باور داشته باشه انسان نیست

  • Mohsen Lgvm

    خب. دارید به آخر کارتون می رسید.همتون.

  • Mohsen Lgvm

    آرماگدون داره شروع می شه.
    دیگه این سایت واسم تفریح نداشت فقط الآن اومدم اینو بگمو برم که خیلی بی سواد و منگلی.

  • Farhad_persian68

    جبرئیل که همون سلمان فارسی کثافت بود.
    و همینطور که میدونید الله قبل از محمد تازی نیز بود.نام پدرش عبدالله بود .در چم نوکر الله میشه.که الله نیز جزو چهار بت بزرگ مکه بود.و کسانی هم که نمیدونن بدونن که بت پرستن.
    (الله.لات.منات.و عزا)اینها چهار بت بزرگ کعبه بودند.
    و اگه باز باور نمیکنید تو اذان که میگید الله اکبر.اکبر از کبیر میاد.کبیر که بزرگه و اکبر میشه بزرگ تر.الله بزرگتر است.از کی بزرگتره لات .منات و عزا

    • امریکایی

      عزیزان جوش نزنید
      اینارو چنتا جوان ایرانی ساکن امریکا مینویسن در ازای پول و گرین کارت برا دولت
      خودشونم باور ندارن به این چیزا

  • Skk1345

    وقتی جماعتی با تکیه بر ایدیولوزی می خواهد زورکی  جماعتی را به زیر استعمار عقیدتی ببرد و در این راه به اسم اینکه حق با اوست  . مخالف را زندانی و سر به نیست می کند .ثروت خدا دادیش را حیف و میل می کند . به نوامیسش  چه به مردان وچه به زنانش تجاوز می کند . ایا این مردم ستم دیده حق ندارن این عقیده را مورد برر سی قرار دهند . کاری که خیام و کسروی ها  ان را تا حدودی انجام دادند . (در جواب کسانی که از حرف راست بدشان می اید )

  • Aryo

    ببخشید فضولی می کنم عزیزم! جبرئیل صدها بلکه هم هزاران سال قبل از محمد توسط سامی ها “خلق” شده بود! کمی تحقیق کن پسر گلم! من هم بلدم “شعر” بنویسم ولی به شعور خودم و خواننده احترام می گذارم و “شعر”ها را برای خودم نگه می دارم! شما هم “شعر” که می گویی برای خودت نگه دار هر موقع از صحت حرفت مطمئن بودی یا حداقل یک ویکی پدیا گردی کردی مطلب را منتشر کن!!

  • Lottermartin

    خیلی جاکش هستید . شما مادر قحبه ها دم از دموکراسی میزنید در حالی که دین مردم رو مسخره میکنید . خواهر و مادرتون گاییده س اگر دست بچه مسلمونا بهتون برسه . کس کش

    • نسل سوخته

      از طرز حرف زدن و گفتارت معلوم هست که یک مسلمان واقعی هستی و با ادبت اسلام رو زنده نگه میداری

      • هه

        اقای نسل سوخته واسه این کسشرا چند بهت میدن

  • Salam

    این حرفها رو نزنید ممکنه یه وقت سوسک بشید!!

  • Bahareasmani

    الهم العن اوا ظالم ظلم حق محمد و ال محمد،اگر شما حیوان های به انسان ظاهر نبودید که حادثه تلخی مثل عاشورا پیش نمی آمد،به نازم به مولامون حسین که فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید،یا امام علی که فرمود یا اشباه الرجال یعنی ای شبیه مردان،البته بهتر هرچه شماها بیشتر بشید امید به بهشت رفتن ما بیشتره قرآن فرمود ما و شما به انتظار مینشینیم تا عاقبت هریک معلوم شود، دلم میخواد قیامت نویسنده این مزخزفات روببینم،شهدالله بینی و بینکم

    • Ensan

      Ba arze poozesh bayad begam ke kheyli bisavd va khorafat parast hasti, ke in harfha ro mizani… vaghe bin bash. to irani hasti na arab

      • Ensaan

        manzoore man be oonhayist ke khorafat in dine kasif ro bavar darand. mohammadbesiar zirak bood va midanest ba che mojoodati sar o kar darad. yeki az makartarin ensanhaye zaman khodash booode in mard.

  • Teezbeen

    Arabha harfe G nadarand va hamishe G ra J migooyand. Masalan Gorgan ra Jorjan  va hamangoone Gabrial ra Jabrail migooyand va in kamelan dorost ast ke name Jabrail ra az Gabrial gerefte ast. 
    Yek javane besyar zibarooy ke Johood ham boode doost Mohammad ya shayad hamkhabe’ash boodeh ast va har zaman ba Mohammad dar khalvat boodeh va kasi miporsideh , Mohammad migofte ke Jabrail boodeh ast.

  • Shah Pooraali

    زمانی یک نوشته قابل بررسی است که منبع ذکر شود. هرگاه سخنهایتان را به نفع خود بیان می کنید به نظر می رسد که ساخته خیال و ذهن نویسنده است بدون منبعی خاص.
    سخن تاریخی زمانی قابل بررسی است که منبع آن ذکر شود. مثلا اینکه پیامبر فرمود که جبرییل هر بار به صورت یکی از شماها بر من ظاهر می شود دروغ است بلکه به فرموده ایشان به شکل دحیه کلبی ظاهر می شد.
     در ضمن برای وارد شدن در دنیای ماده می بایست فرشتگان به شکل ماده درآیند. شما وقتی به فضا می روید بایست لباسی فضایی متناسب با فضا بپوشید.

  • Finishblack

    الان اگر خارجی ها بگن پری وجود داره همتون میگید بله چون خارجی ها گفتن اگر مسلمان بگه جبرئیل 

    وجود داره همه میگید نخیر چون روشن فکرید خاک تو سر ………..  اولا اون خنگی که تو این پست اون بالا گفتید جمیعا خودتون هستید برو علم و تفکرت و زیاد کن گاگولللللللللللللللللللللل

    آزاد مرد باشید 

  • نوجوان

    شرم کنین اینا چیه ؟

  • یونس

    بدبختا !!!