آقای رضا پهلوی، شما پیش از هراقدام سیاسی نیاز به یک خانه تکانی دارید ۳۸

شاهزاده رضا پهلوی، میهن دوست ایرانی که با تلاشی خستگی ناپذیر می خواهد راه آزادی مردم ایران را هموار کند. شوربختانه در طلسم ناآگاهان و سودجویانی گرفتار شده، که موجب انحراف ایشان از مسیر درست و راه مردمی کشورمان است

شاهزاده رضا پهلوی، میهن دوست ایرانی که با تلاشی خستگی ناپذیر می خواهد راه آزادی مردم ایران را هموار کند. شوربختانه در طلسم ناآگاهان و سودجویانی گرفتار شده، که موجب انحراف ایشان از مسیر درست و راه مردمی کشورمان است

امروز روی سخن ما با شاهزاده رضا پهلوی است. بی تردید از دید ما تلاش بیش از دو دهه شاهزاده در چالش و مبارزه با رژیم ضد مردمی اسلامی در خور ستایش است. ولی این نکته نیز قابل بیان و یادآوری است که شاهزاده با امکانات گسترده و فراوانی که در اختیار خود داشته است، می توانست سالیانی پیش، پیشگام پیروزمندانه آزادی بخش میهنمان باشد.

دلیل این کوتاهی و یا کجروی شاهزاده را می توان بدین شرح بیان نمود:
۱- شاهزاده مانند پدر خود از روز نخست تنها توجه و کوشش خود را در در خواست همکاری و کمک از رهبران و سیاستمداران کشورهای دیگر نموده است، که به دلیل بهره برداری آنان از رژیم کنونی بی نتیجه مانده، و در حقیقت می توان اینگونه تلاش ها را بیهوده، و آب در هاون کوبیدن دانست.

۲- بر این اساس، شاهزاده از تجربه و گوشزدهای مفید و ارزشمند گروههای دیگر اعم از سیاسی، رسانه ای، وبلاگ نویس، روشنفکران آزاد و بسیاری هم گمنام ولی کارآزموده برکنار مانده، و تنها توجه و برداشت خود را به مشاورین، بستگان و کسان گرداگرد خود نمودند، که تاکنون نتوانستنه اند راه درست و بهتری را در رویارویی رژیم اسلامی به ایشان نشان دهند.

۳- اگر شاهزاده رضا پهلوی باز هم به دنبال تحلیل های سیاسی وابستگان و دست اندرکاران رژیم گذشته بخواهد این چنین برداشت کند که پدرش در راه سازندگی به خوبی پیش می رفت، و این مصدق بود که یاغی شد، آنگاه کارتر برای سرنگونی پدرشان به ایران آمد، در واقع ایشان نیز به حقیقت آنچه گذشته ماله کشی می کند، و کارش به جایی نخواهد رسید.
خوبست شاهزاده به رستاخیز و جنبش سال ۵۷ نگاه کند. فیلم های آن سال نشان می دهد که در چند ماه نخست سوای انقلاب و رستاخیز مردمی، آخوندی در کار نبود و نوشته ها و شعارها صرفاً  علیه شاه و به سوی او بود. آنگاه آخوندها به میدان آمدند و کشورهای خارجی نیز با آنها همراه و هم صداشدند.

۴- آیا این خیزش سال ۵۷ به چه معنا بود؟. رضایت مردم از شاه، و یا مخالفت آنان با شاه؟. البته همه می دانند که ما از چاله درآمدیم و به درون چاه سرنگون شدیم و به گفته ای، از بد به بدتر رسیدیم. ولی هرچند هم که این رژیم بدترین باشد، که هست، ولی چیزی را از دیکتاتوری گذشته و خودکامگی شاه کم نمی کند.

۵- عیب بزرگ مصدق در آزادگی، آزادیخواهی، و آزادمنشی او بود. تا آنجا که او حتی به خود اجازه نمی داد توده ای ها را که دشمنان واقعی مردم ما بودند، از شعارهای خصومت آمیز، تفرقه افکن، و خانمان برانداز باز دارد.
نباید فراموش کرد که مصدق فردی ملی، میهن پرست و بسیار شاهدوست بود. ولی حاضر نبود و نمی خواست مملکت را فدای شاه کند. نگارنده بر این باور است که مصدق به شعار مسخره و استبداد برانگیز؛ «خدا، شاه، میهن» اعتقادی نداشت، ولی به شعار؛ «خدا، میهن، و شاه»، باورمند بود. مصدق خود و شاه را فدایی میهن می دانست. به همین دلیل در برابر زورگویی و تمامیت خواهی شاه ایستادگی کرد.

شاهزاده بداند ؛ ما با بررسی های خود بر این باوریم  که هنوز هم بیشتر مردم ایران، مصدق را فردی آزادیخواه، میهن دوست، و قهرمان ملی خود به شمار می آورند. فرار از این حقیقت تاریخی، فرار و دورشدن از ملت ایران است.

شاهزاده بداند ؛ ما با بررسی های خود بر این باوریم که هنوز هم بیشتر مردم ایران، مصدق را فردی آزادیخواه، میهن دوست، و قهرمان ملی خود به شمار می آورند. فرار از این حقیقت تاریخی، فرار و دورشدن از ملت ایران است.

۶- گرچه قانون اساسی به شاه اجازه می داد که نخست وزیر خود را آنهم با رأی مجلس برکنار کند، ولی نه مجلس و نه مردم ، هیچکدام با برکناری مصدق خشنود و موافق نبودند. از این روی، برای مصدق پذیرفتنی نبود که شاه بدون همراهی مجلس، و برخلاف خواسته مردم، او را که خادم ملت بود، و پوزه بریتانیای غارتگر را به خاک مالیده بود، از خدمت و وظیفه خود برکنار سازد.

در گفتگوهای شاهزاده با گزارشگرانی چون شهرام اسلامی، معصومه قمی و یا افراد گوناگون دیگر که همگی بر مبنای آزادی، دموکراسی، حکومت سکولار مردمی، عدالت اجتماعی، رسیدگی به کارگران، بهبود فرهنگ کشور، فرهنگی که آش و لاش شده، و رسیدگی و پیشرفت دادن به زندگی قومیت های گوناگون، پرداختن حقوق اجتماعی از دست رفته دیگر باوران، و همچنین بانوان گرامی کشورمان است، همه و همه قابل ستایشند. ولی تا زمانی که شاهزاده نتواند و نخواهد خود را مانند هرشهروند ایرانی از سیاست های اشتباه گذشته جدا کند، و به درستی دادگری نماید، مردم ایران را با خود همراه و هم سو نخواهد دید.

۷- اگر گفته های شاهزاده و همکیشان ایشان در مورد مصدق درست باشد که مصدق فردی خودخواه، خودسر و یاغی بود و بهتر شد که شاه او را برکنار نمود، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا انقلاب سال ۱۳۵۷، یعنی در این ۲۵ سال که مملکت کاملاً در اختیار شاه بود و همه به فرمان وی چپ و راست می شدند و به خاک می افتادند، با اجازه او لب به سخن می گشودند، و یا لب بر هم می بستند، آیا دوره ای را می توان نام برد که در کشورمان یک دموکراسی نیمه بند پیاده شده، و مردم از فرمایش ملوکانه و خدایگان، آریامهر در امان بوده باشند؟.
آیا در این دوران، که همه چیز و همه کس در کف اختیار خدایگان، قبله عالم بود، سیاستمدار و یا سیاستمندانی خردمند، بیباک، میهن دوست، ومهربان و  مردمی مانند مصدق دیده ایم؟!. آیا شما می توانید ما را راهنمایی کنید و یکی دو نفر آنان را نام ببرید؟. حقیقت آنست که این دوران  ۲۵ ساله حکومت استبدادی شاهنشاه آریامهر،سکوت مطلق در همه جا حکمفرما بوده است. فیلم ها، و روزنامه های گآن زمان  همگی نشانگر این واقعیت تلخ است.

شاهزاده با سخن های ناجور و نادرست خود در باره گذشته، و پرده پوشی در باره کودتای ۲۸ مرداد در گفتگو با معصومه قمی، به جای آن که خود را به مردم نزدیک کند، از آنان بیشتر فاصله می گیرد.
آیا برکناری مصدق از کار، و محکوم کردن وی در دادگاه نظامی برای سه سال کافی نبود؟. پس تبعید و زندانی کردن او در خانه اش درون یک دهکده دور افتاده تا دم مرگ، نشانه ای از چیست؟. از دموکراسی؟، یا دیکتاتوری؟ و یا نفرت و انزجار و خوی انتقام؟.
آیا چه اشکال  و ایراد داشت که پدر شاهزاده اجازه می داد تا پیکر بیجان آن پیرمرد در کنار کشته شدگان ۳۰ تیر آن چنان که  خود وصیت کرده بود به خاک سپرده می شد؟. پس چه تفاوتی وجود داشت و دارد میان شاه و سید علی خامنه ای که آنچنان بر بهاییان مهربان و میهن دوست کشورمان ظلم و ستم رواداشته که یک هم وطن بهایی به ناچار پیکر بی جان پدرش را در باغچه خانه خود به خاک می سپارد؟!.

شاهزاده رضاپهلوی، ما بر این باوریم که چنانچه خود را از کارهای نادرست گذشته دور نگاه دارید، اشتباهات و کجروی های گذشته هیچگونه ارتباط و بستگی به شما نخواهد داشت و شما می توانید سمبل آزادی، افتخار،  و دموکراسی کشور باشید. باید برای شما محمد رضا شاه پهلوی پدری مهربان، و خوب ولی پادشاهی  همراه با اشتباهات و کجروی ها باشد که سرانجام با قهر ملت خود روبرو شد.

جمله ای که همیشه تکرار می کنید که ؛« اگر مردم به ما پشت کردند، ما به آنان پشت نمی کنیم»، کاملاً نادرست و بیشتر موجب گسستن مردم از شما می شود، تا پیوستن آنان. به دلیل آن که در این جمله شما همه انتقاد ها و عیب جویی ها را به مردم نسبت می دهید، و سیاست خانودگی خود را تبرئه می کنید. اگر می خواهید منصف باشید و راه درست بروید، می توانید این گفته را به گونه ای دیگر تغییر دهید: « اگر مردم به دلیل اشتباهات گذشته از ما پشت کردند، ما با تجربه از تاریخ و دورجستن از چنین اشتباهاتی، به سوی آنان می رویم».

این ویدیو گفتگوی شاهزاده با شهرام اسلامی است که دیدگاههای نامبرده را در باره کشورمان مورد پرسش قرار می گیرد.

۸- نکته آخر که یادآوری آن در این جا ضروری است آنکه؛ نگارنده بارها و بارها، در سراسر کشور در مورد تلاش وکوشش شاهزاده برای رسیدن به آزادی بامردم ایران به گفتگو نشستم، ولی وابستگی و پرده پوشی ایشان نسبت به اشتباهات گذشته را عامل اصلی دلسردی مردم دیدم. همانگونه که میرحسین موسوی با توجیه بی مورد جنایات خمینی و اعتبار دادن به او، چند میلیون ملت برخاسته و انقلابی را به آسانی پراکنده، و یا به خانه های خود فرستاد. در نتیجه مردم یک روزه از دور او پراکنده شدند، و دیگر سراغ او نگرفتند، و  آنان نمی خواهند نام او را بشنوند، و یا در کنار او باشد.
در واقع این رژیم اسلامی نبود که خیزش مردمی سال ۸۸ را په شکست انجامید و موسوی را خانه نشین کرد. بلکه این جدایی موسوی از مردم و ارج دادن به خمینی بود.
از این روی، چنانچه شاهزاده نیز نخواهد و یا نتواند خود را از گذشته تلخ تاریخ کشورمان جدا کند، باری به پیش نمی برد و به جایی نخواهد رسید و به همین دلیل است که شماره طرفداران شاهزاده در ایران چنین اندک و ناچیز  است.

اعلام دورغین سخنرانی شاهزاده در دادگاه لاهه، یکی از ندانم کاری و کوتاهی های ایشان در تصمیم گیری و برگزیدن دوستان و همکاران ناشی و نادرست است. از آنچه گفته شد، شاهزاده نیاز به یک خانه تکانی دارد. خانه تکانی فکری، که افکار و اوهام دورغین پیشرفت و آزادی در گذشته را به کنار گذارد، و با مردم همراه شود، خانه تکانی دیگر تجدید نظر در اطرافیان و وابستگان است که اطلاعات جمع آوری می کنند، به ایشان تجربه و پند و اندرز می فروشند، و خود را یار و غمخوار می دانند. تا آن زمان، تلاش فراوان، و سختی های شاهزاده همچنان از میان می رود و به نتیجه خواسته شده نخواهد رسید.

بهرام مشیری کودتای ۲۸ مرداد را به روشنی به روایت اسناد و تاریخ و کسانی که همکاری داشته و یا دیدگاهی دارند، برای هم میهنانمان بیان می کند. بازهم تکرار می شود، فرار از تاریخ، فرار ازحقیقت، و جدایی از مردم ایران است. بهتر است با وجدانی پاک و شرافتمندانه به آنچه گذشته بپردازیم. دروغگویی و سرپوش به روی واقعیت ها گذاشتن، ما را به جایی نمی رساند.

د

  • Agahan

    سهراب  کم کم داری مشکوک میشی ها ؟؟؟؟ این یکی هم که مونده بکوبی دیگه رژیم خیالش راحت میشهکمی به خودت بیا آقا جون ما اینجا برای این هستیم که با رژیم مبارزه کنیم ، کسی بهتر از رضا پهلوی سراغ داری ؟؟ آقا جون یکی یکی مخالفان را بکوبی یعنی به بودن رژیم کمک کردی ، اگه  جدا ضد آخوند هستی این کار صحیح  نیست وگرنه شاید هم دکان زده باشی .

    • دوست محترم، ما از شاهزاده انتقاد سازنده کردیم. کارهای خوب ایشان را ارج نهادیم، و اشتباهاتشان را یادآور شدی، دوست باید پیش از هر اشتباهی بگوید نه آن که روز بدبختی یادآور شود- سهراب ارژنگ

      • Hooshang lahooti

        doosteh aziz neveshteh shoma enteghadeh sazendeh nist belkeh kar shekeni  der moredeh zehmateh shahzadeh mibashed. Che ra saei mikonid gonahaneh doraneh gozeshteh ra be shazadeh nesbet bedehid , shahzadeh bar ha elam kerdend ker der zamaneh shahensha aryameh eshtebahti shodeh ast, veli ensafen tevejo konid beh pishrefet hayeh elmi, saneti vah ejtemai keshverman che der sateh dakhli ve der  sateh binolmelali. doosteh aziz ba gherez verzi, bokholo hesadet beh shazadeh negah nekonid. shahzadeh yek irani veten perset be meselh melion ha irani diger mibashed. shama az nevesheton ber miaied keh temameh moshkelateh shoma ba shahzadeh faghet be khaterh iynke shahzadeh az khandaneh pahlavi mibashed. iyn ra hem nebiad feramoosh kerd keh dr Mohmmad mosedegh  hem eshtebahateh ziadi kerd. on hem yek veten perset bood vah berayeh keshverman zehmet keshid vah tarykheh keshverehman berayeh Dr mosedegh hemisheh be onvaneh yek irani veten perset yad khad kerd. doosteh rejemend mikham tevejoh shoma ra beh iyn chend khatei keh doosteh azizi der Daily News chap kerdend. Ma bayed ensaf dashteh bashim va berayeh zehmeateh khanadeneh iransazeh pahlvai erj vah ehterma ghael shevim. ba teshekor 
        برنامه آموزش و پرورش، مبارزه با بی سوادی، چاپ کتب درسی ابتدایی و متوسطه، تربیت معلم، تنظیم و تامین اعتبار و نظارت در امر بورس های تحصیلی در خارج از کشور، ساختن بناهای مورد احتیاج دانشگاه ها، دانشکده ها، پلی تکنیک های مستقل، مدارس متوسطه، ابتدایی و روستایی در سطح کشور۴ بخشهایی از روند توسعه فرهنگی و آموزشی عصر پهلوی را بازگو می کند، اموری که مشیری همواره آنها را نادیده می گیرد. یا روند رو به رشد برنامه های بهداشتی مانند طرح های مبارزه با مالاریا، مبارزه و تلقیح سرم برای رفع بیماری های آمیزشی، آبله و سل در سراسر کشور، مبارزه با امراض بیلارزیور و تراخم در نواحی جنوبی، مبارزه با سل استخوانی اطفال، اجرای برنامه های آموزشی تربیت پرستاران و ساخت و تجهیز بیمارستان و درمانگاه در نقاط مهم کشور۵ بخشهایی دیگر از روند توسعه بهداشتی ایران در دوره پهلوی را نشان می دهد،آیا انجام این امور بی ارزش و بی اثر بوده؟ آیا یک مورخ نباید هنگام تحلیل یک دوره تاریخی همه جانبه و به دور از بغض های شخصی دستاوردها را هم بازگو کند؟

        در پایان برنامه هفت ساله دوم عمرانی در دوره پهلوی در بیش از یکصد و شصت شهر بزرگ و کوچک کارخانه و شبکه برق ایجاد و یا توسعه داده شد، در بیش از یکصد و هشتاد شهر کوچک و بزرگ لوله کشی آب آشامیدنی احداث شد، نزدیک به دو هزار مدرسه احداث گردید۶، آیا می توان تمام این دستاوردهای ارزشمند را با توجه به امکانات آن روز ایران نادیده گرفت و تحت عنوان «استبداد سابق» همه این خدمات را بی ارزش جلوه داد؟
        مشیری که در سیاه نمایی پهلوی ها هیچ حد و مرزی نمی شناسد هیچ انتقادی را از عملکرد و رفتار سیاسی محمد مصدق و جبهه ملی ایران۱۲ بر نمی تابد و هرگز از قانون شکنی های محمد مصدق، همپیمانی جبهه ملی با فداییان اسلام برای ترور رزم آرا، پشت کردن جبهه ملی به غلامحسین صدیقی و شاپور بختیار و نیز همپیمانی جبهه ملی با خمینی در تاسیس جمهوری اسلامی انتقاد نمی کند و گاهی انتقاد کنندگان به محمد مصدق را با برچسب «طرفداران استبداد» مورد خطاب قرار می دهد که در نوع خود مغلطه بزرگی است.
        بهرام مشیری در یک اظهار نظر شگفت انگیز دیگر برای توجیه قانون شکنی محمد مصدق مدعی می شود چون در مجلس شورای ملی دوره هفدهم خائنین بودند برای همین مصدق دستور انحلال مجلس را صادر کرد، این در حالی است که در علوم سیاسی چنین مساله ای بی معناست، خائنین یعنی چه؟ اگر این طور باشد هر دولتی به خود اجازه می دهد هنگامی که اکثریت مجلس از حزب یا احزاب مخالفش تشکیل شد آن را منحل کند باید بدانیم اساسا رفراندوم انحلال مجلس شورای ملی امری غیر قانونی بوده است۱۳، درباره ماجرای بیست و هشت مرداد نیز مشیری وارونه سازی کرده و از بیان همه واقعیت ها سر باز می زند، مشیری هرگز نمی گوید حکم عزل مصدق در نیمه شب ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ پذیرفته شد، ولی از دید یاران نزدیک نخست وزیر پنهان ماند، باشد که حکومت یاغی که درست شده بود، چند صباحی ادامه یابد، از آن فراتر، نخست وزیر معزول، علیرغم امضای رسید دریافت حکم که به معنی پذیرفتن آن است، عزل قانونی خود را “کودتا” خواند! و آورندگان حکم را، به عنوان عوامل کودتا، روانه زندان کرد، محمد مصدق نخست وزیر معزولی بود که چند روزی را به گونه ای غیر قانونی به حیات باقیمانده دولتش ادامه داد، کودتای واقعی را نخست وزیر وقت، آقای مصدق مرتکب شد که با تعطیل کردن همه ارکان نظام حکومتی وقت، و در راس همه آنها، با انحلال مجلس شورای ملی، عالی ترین مرجع حکومت مردمی را، در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ واژگون نمود.

      • با دورود به شما دوست گرامی

        مردم انقلاب نکردند و این کشور های خارجی بودند که گروه سازماندهی کردند و هزینه کردند و توانستند یک انقلاب مخملی راه باندازند و آن را به اسم مردم زدند

  • Premiumnetsystem

     جناب آقای سهراب ارژنگ ،با سلام
    در خانه تکانی و غبار روبی در خانه و جسم و روح و اثرات نیک و پسندیده آن در هر شخص و تفکری
    حرفی نیست و این یاداوری شما را هم قدر میشناسیم و ارج می نهیم ، وفقط نظر شما را به چند نکته ظریف و آشکار جلب مینمایم ،که امیدوارم شما هم که منتقد خوبی هستید ، انتقاد پذیر خوبی هم باشید .//
    ۱- از کدام امکانات گسترده و فراوان سخن میگویید ؟ ارتش ، سازمانها ، رادیو تلویزیون ، نیروی زرهی ،همکاران خوب ، منتقدانی منصف و بیغرض، دلارهای نفتی ، ( یا شاید منظورتان ۴۰ ~۶۲ میلیون دلار پدر مرحومشان است که یک چندم ۳۰۰۰ میلیارد تومان ،یا ۳ میلیارد دلار اختلاس یک کارمند جز حکومت اسلامی میشود ؟)، یا نفوذ بر کارتلها و تراستهای نفتی ، و یا ۳۳ سال در جایگاه اول بودن لیست ترور وزارت اطلاعات ج.ا سلامی ؟ اگر ممکن است این دانسته و گفته خود را کمی روشنتر و با ذکر مثال بیان کنید .//
    ۲- این نوشته شما را با، همزمانی و همسوئی دشمنان ایشان در لجن پراکنی و تخریب در صورت اشتباهی کوچک از همکارانشان و برای به حاشیه بردن کارکرد و بازتاب به لاهه رفتن آقای رضا پهلوی منظور کنیم ،یا خوشبینانه حسن تصادفی اتفاقی و بی منظور قلمداد کنیم ؟
    ۳- دوست محترم رستاخیز و خیزش ۵۷ ؟ آیا قلبا و وجدانا به طغیان جهلی کورکورانه ،که تیشه به ریشه این مرز وبوم و مردمان آن زد و آتش آن هنوز هم نسلهای بعدی را میسوزند و بیگناه تباه میشوند را خیزش و رستاخیز یا انقلاب و انفجار نور میدانید ؟ دست مریزاد و آیا کسانی که این آتش را برپا کردند
    یک عذر خواهی کوچک از نسلهای بعدی کردند ؟ یا هنوز دربند و اسیر اما ها و اگر ها و شاید ها و باید ها و توهمات و جنون خودشان هستند ؟ که بقول خودتان از چاله به چاه ویل انداختند ؟
    وقت را که بسیار عزیز و گرانبهاست مغتنم میشمارم و روده درازی نمیکنم از جنبش سبز و اصلاح طلبی و موسوی و کروبی و خاتمی ووووووووو ….نمیگویم ،//
    و فقط میگویم : شاه و مصدق و خمینی و کوروش و محمد و هویدا و خلخالی و…مردند و به آن دنیا رفتند و امپراتوری پارس و حمله تازیان و چنگیز و کودتای ۲۸ مرداد و طغیان جهل ۵۷ ، هم گذشت و و امروز ،امروز بود و فردا هم فرداست و بجای نبش قبر و شخم زدن خاطرات ،بفکر خودمان و فرزندانمان باشیم ،راستی اگر مثل من در یک مانیتور ۱۵ اینچی گیر نکردید و تمام حرفها و الدرم پلدرم ها و بگو و مگو ها یتان در دنیای خیال و مجازی نیست بعنوان گوینده و پیشنهاد دهنده ،آستین های خود را بالا بزنید و در این خانه تکانی بجا و لازم به کمک آقای رضا پهلوی بروید و شرط و شروطی هم نگذارید و مرد و مردانه پای پیشنهاد و حرف خودتان بایستید ،تندرستی و آگاهی و شادی و روشنبینی را برایتان آرزومندم .//

    • با درود به شما گرامی، اکنون نزدیک ۵ سال است که رژیم قدرت دفاعی خود را به بالاترین رسانده و می تواند بیشتر خطرها رادفع کند. شاهزاده از ده سال پیش از امکانات گسترده خود که افراد معمولی چون من و شما هرگز نداشته ایم برخوردار بوده اند. به طور کوتاه می توان گفت:
      ۱- شناخته شده برای مردم ایران، و سیاستمدارهای جهان
      ۲-داشتن پول و ذخیره مالی برای برگزاری تشکیلات ملی
      ۳- توانایی ایجاد یک شبکه تلویزیون  مردمی با گویندگان آگاه،  بی طرف، با فرهنگ  برای همه مردم ایران
      ۴- ایجاد مراکز همکاری با ایرانیان برون مرز در کنار مرزهای ایران، و رسیدگی به زندگی پناهندگان سیاسی
      ۵- جداشدن از مشاورین و همراهان «بله قربان گو»، و «اعلیحضرت به سلامت باشند» ، و مفتخورهایی که همواره شعار می دهند؛ «قربان شما وارث تخت و سلطنتید و باید پادشاه باشید».
      ۶- گرویدن و ملحق شدن به مردم و به زبان  قومیت ها، دیگرباوران، کشاورزان، کارگران، معلمان، و به ویژه زنان صحبت کردن.

      چند سال پیش نگارنده نامه ای نوشتم و گفتم با تجربه طولانی در زندگی و آشنا بودن به خواست مردم و اشکالات رژیم گذشته می توانم چند ساعتی با ایشان به گفتگو بنشینم و راههایی را نشان دهم و شرایطی به وجود آورم که پس از یکسال تا ۱۸ ماه مردم ایران به ایشان گرایش پیداکنند، و یک خیزش ملی و مردمی  به نفع ایشان به وجود آید. ولی پاسخی از ایشان دریافت نکردم. 

      راههایی که ایشان تا کنون رفته است خسته کننده، ملال آور و بی فایده بوده است. با این روش شاهزاده هرگز به جایی نمی رسد. من در مقاله خود نوشتم که بارها، و بارها، نظریات چند شهر گوناگون و متفاوت ایران را در مورد ایشان پرسش کردم. تقریباً طرفدارانشان کمتر از ۸٪ است.
      این نوشته مرا داشته باشید تا سرانجام کار ایشان را ببینید. با روش کنونی، شاهزاده هرگز، و هرگز به جایی نمی رسد.

      طرفداران ایشان هم عده ای بی فرهنگ و فاقد منش انسانی هستند که به جای بحث و گفتگو، به دشنام دادن  می پردازند. در این مقاله از ایشان انتقاد سازنده شده، ولی ما را به فحش کشیدند.
      مثالی است در فارسی؛ « دوست گفت بهت گفتم، دشمن گفت بعدها در آینده به تو میگم.
      با آرزوی بهترین ها برایتان- پاینده و پیروز باشید- سهراب ارژنگ

      • Premiumnetsystem

        با تشکر از شما و با سلامی مجدد خدمت شما دوست عزیز
        یک سوال رک و خودمانی از شما میکنم ،
        آیا با توجه به مکاری و ترفندهای عوامل رژیم و حکایت فراوان از آنها ، خود شما بالشخصه حاضر هستید و میتوانید به هر شخصی که چندی خود را دوستدار و طرفدار شما نشان داد اطمینان کنید و دست همکاری بدهید و
        از اشتباه نکردن در آن انتخاب و همکاری و عواقب آن در فکر و دید مردم و طرفدارانتان برحذر بمانید و تاوان آن را بجان بخرید و چنین ریسکی بکنید ؟
        آیا این اشتباه مرگ سیاسی شما رقم نمیزند ؟
        آیا فرصتی برای جبران اشتباهتان دارید؟
        آیا از سواستفاده دشمنانتان در بهره گیری از فرصت بدست آمده و اثرات آن آگاهید ؟
        آیا به سرخوردگی و ناامیدی حاصله از آن در قلب باورکنندگان خودتان مطلع هستید ؟
        آیا پیشگیری به از درمان نیست ؟
        آیا از پاسخ های سران و مسئولین مجاهدین و شورای هماهنگی راه سبز امید ( و دیگران ) در مقابل دست دراز شده آقای رضا پهلوی برای همکاری و نجات ایران چیزی میدانید ؟ اولی با غرورایشان را دعوت به عضویت در گروهک خوشنام خودش کرد و دومی پس از سکوتی طولانی در جوابی همگانی راه خود از راه همه جدا کرد فریاد زد که ما نه برای براندازی ،بلکه برای بزک کردن عجوزه جمهوری اسلامی و غالب کردن آن بجای
        عروس میکوشیم!! اصلاحات ، و مابقی که پس از سلام منتظر کمک های مادی و میلیونی هستند!!
        آیا میتوانید و میکنید ؟ آیا دستی پر و بدون توقع کمک مادی و دستی قوی و کارامد و مستقل و پر طرفدار
        و پاک و بدور از هرگونه وابستگی و نیرنگ و ریا برای شخصی که به خاطر کارهای ( نیک یا بد و یا خدمت یا خیانت ) پدر مرحوم و پدر بزرگ بزرگوارشان مورد شماتت و توهین و تهمت قرار میگیرد و در زیر نه ذره بین بلکه میکروسکوپ های قوی نتقدانش هست ،تابحال به سوی ایشان دراز شده ؟ انصاف بدهید .//
        با تشکر و با آرزوی ایرانی آباد و آزاد و آرامش و آسایش برای ایرانیان ،مصطفی نیک کردار mostafa23

  • Betty

    جعل خبر در مورد سخنرانی در لاهه ؟ شما هم؟ خودتان و همینطور بقیه کاملا مستحضر هستید که رضا پهلوی همراه با تیمش در ابتدا با دادستان دادگاه بین اللملی  لاهه ملاقات داشته است  .. و پس از اتمام جلسه دادگاه بنا به عرف جهت پرسش و پاسخ به سالن کافه پلیتیک رفته است که فقط  این سالن به اشتباه دادگاه لآهه  نوشته شده بود.
    پرسش و پاسخ در کافه پلیتیک پس از جلسه با دادگاه بوده است. ۲ مورد کاملا متمایز .

  • داریوش

    نقد مثبت در مقابل افترا و تهمت زنی (در پاسخ مقاله “فضول محله” در مورد رضا پهلوی)

    http://khorshidneshan.blogspot.com/2012/06/blog-post_05.html

  • Premiumnetsystem

    با پوزش ،مصطفی نیک کردار یا mostafa23 هستم که به اشتباه premiumnetsystem نگاشته شد.

  • کورش کاویانی

     سهراب ارژنگ نابغه‌ای که در غربت درخشید، هنرمندی که در غربت طلوع کرد ، من
    فکر میکنم ارژنگ براستی یک بیمار روحی‌ ،یعنی‌ زمانی‌ که مینویسد ،آنقدر
    چرت و چرند و پرت و پلا مینویسد که آدمی‌ نمی‌داند از کجا شروع کند ، کسی‌
    که یک صافه کتاب تاریخ ایران را مطالعه نکرده چطور به خودش اجازه میدهد در
    باره تاریخ ایران توهومت و فنتازی‌های خود را به جای واقعیت‌های تاریخی روی
    کاغذ بیاورد؟مگر هر کس قلم به دست شد روشنفکر مییشوند ؟ هر کسی‌ عینک زد
    با سواد است؟ارژنگ که در تاریخ و سیاست  هره از بّر تشخیص نمیدهد مدعی هم
    است ، برای دیگران خط و نشان هم مکیشد ، خودش میبرد خودش میدزد خودش هم 
    تهیدید می‌کند، این هم حاصل مهاجرت یک مشت روانی‌ اسکول از بیکاری جنون زده
    شده ، تحلیلگر سیاسی هم شدند و طبق معمول اولین پرچم مصدق نیمه دیوانه ،
    آقا مکتب نرفته می‌خواهد به دیگران درس بدهد . لطفا نام پاک محمد رضا شاه
    را با نام شازده سید رضا آلوده نکنید ، شازده اصلا خود را ایرانی نمی‌داند .

  • سپاس از شما.با گوشه از نقدهای شما موافقم و با قسمتی هم نه.

    ما زیاد نباید در گذشته خود گیر کنیم.نگاه باید رو به جلو و برای نجات باشد. مشیری در نقد اسلام حرفی برای گفتن دارد اما در نقد زمان شاه یک طرفه و یک سویه و از روی حب  و بغض به قضیه نگاه میکند.

    فعلا مشکل اساسی اتحاد برای آینده است نه بازخواست برای گذشته.

    من با پیشنهادهای رو به جلو شما موافقم و پیشنهادهای رو به عقب شما را در این مقطع حساس زمانی نمیپسندم

    • این پاسخ به همه دوستان و هم میهنان عزیزم هست که در این جا از نوشتار من انتقاد کرده اند:
      این مقاله یک انتقاد سازنده و مستند به اطلاعات و مدارک صد در صد درست است. هدف ما خدای ناکرده خرد کردن شاهزاده و یا هیچ کس دیگری نیست. ما به همه هم میهنانمان از هر گروه، هردسته و با هر مرام سیاسی و یا باورهای گوناگون عشق می ورزیم و به وجود همه افتخار می کنیم.
      اگر در این جا از چند اشتباهات شاهزاده خرده گیری شده، به دلیل علاقه ما به راه و پیشرفت ایشان است. ما دوست نداریم و نمی خواهیم که شاهزاده در تلاش پیگیر خود به دلیل چند اشتباه لفظی و یا توصیه های نادرست مشاورانش دچار شکست شود. 
      نگارنده به شخص شاهزاده و آینده او چنانچه  نکات یادآور شده را رعایت نماید امید بسیار دارم. من آماده ام با ایشان بحث و گفتگوی ۲نفره داشته باشم تا ثابت کنم که آنچه نوشته ام در کمال دوستی و پشتیبانی از ایشان بوده است.  با آرزوی بهترین ها برایتان- سهراب ارژنگ

      • P Parsi

        دوست عزیز اگر شما به همه هموطنان عشق میورزید خواهش می‌کنم دست از این بهانه‌های بنی اسرائیلی بردارید و بگذارید رضا پهلوی کارش را بکند. این‌ها انتقاد نیست بلکه کار شکنی هست و به حکومت جهل و جورو فساد بیشتر بهانه میدهد ….

  • Sghiassi_fhc

    شیادان مجهز به حربه های مختلفه دین و .. برعلیه مردم عادی و قربانیان آنان. گفته اند که کاپیتالیست و کمونیست هردو ظاهرا باهم مخالف هستند و برعلیه هم اقدام میکنند ولی درست مثل لبه های قیچی که برخلاف جهت حرکت میکنند ولی در یک زمان بهم میرسند و آنچه لای آنان هست خرد میکنند. این ما هستیم که در میان لبه یا تیغه های قیچی خرد و نابود میشویم. حالا اگر به این دو مکتب مشگل دینهای گوناگون و نژادها و یا قومیت ها و ملتها و زبانها و مذهب های من درآوردی را هم اضافه کنیم متوجه میشویم که برای پراکنده کردن ما و دسته بندی ما و بعد هم مارا بجان هم انداختن چه نقشه شومی طراحی شده است. مثلا یک کارگر ساده یک معلم یک کودک فلسطینی با یک کودک اسراییلی که عملا باهم پسر عموها هستند چه اختلافی میتواند داشته باشد که به جنگ هم بروند و همدیگر را بکشند؟ چرا مارا دسته بندی گروه بندی کرده بجان هم می اندازند؟ اکنون حتی مردم در دنیای اول هم فهمیده اند که بازیچه دستهای بانکها شرکتهای بیمه و شرکتهای غول دیگر هستند که از آنان مثال برده سو استفاده میکنند و تمامی سرمایه آنان را به یغما میبرند.
    بهار عربی میروند که به بهاری جهانی تبدیل شود. تعداد اندکی از مردم دنیا با دردست داشتن سرمایه های ملی و دولتی و عمومی که شاید کمتر از یک درصد از جمعیت زمین هم باشند تمامی امکانات گیتی را در اختیار دارند وبا فراست و استخدام بهترین دانشمندان بهترین نخبه ها و برنامه ریزیهای بلند مدت همه مارا برده خود کرده اند. آنان با دراختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی و مدیریت اقتصادی و مدیریت سیاسی دنیارا در اختیار خود گرفته اند و با سو استفاده از مشگلات مردم و تفرقه هایی که در بالا ذکر شد مردم را در مقابل هم قرار میدهند و خود آسوده به غارت همه مردم میپردازند. مثال آن حتی در قدیم هم فراوان بوده است خلفای حیله گر اموی و عباسی با تحریک سرداران عرب علیه ترکان و ترکان علیه پارسیان آنان را همیشه در تفرقه نگه می داشتند تا کسی جرات نکند بساط ظلم زور آنان را در هم بپیچد؟ آنان حتی سرداران ایرانی را هم علیه هم تحریک میکردند و نتیجه همین تفرقه برده شدن مردم بوده است و غارتگری آنان؟ آنان حتی سر نوه های همان پیامبرخودشان را بریدند و به آنان تهمت نامسلمانی زدند. دیکتاتور ها با دردست داشتن منابع ملی و محلی کشوری به مردمی که میخواهند پول میدهند و آنان را میخرند و به دستان اسلحه میدهند تا دمار از روزگار سایر برادران خود در آورند و بقول معروف از هر طرف که کشته شود برای آنان فرقی نمیکند. تمامیت خواهی فساد رشوه خواری دزدی و بی خردی حربه ای تیز است که در دست آنان است.
    مسلم است که یک تعداد افراد در اقلیت نمی توانند بدون داشتن برنامه ای همه دیگر مردم را در زنجیر اسارت خود بگیرند بلکه آنان با هوشیاری و برنامه ریزی و سو استفاده از مذهب و باورهای مردم و بکار گرفتن سرمایه غارت شده مردم علیه خود همان مردم وارد کارزار میشوند. آنان دانشمندان و بزرگان را به خدمت میگیرند و آنان را میخرند آنان حتی براحتی میتواند با سرمایه های نجومی خود حتی در کشورهای مثلا دمکراسی رییسان جمهور را خریداری کنند. چگونه آنان سرمایه های لازم را در اختیار شخصی که میخواهند میگذارند و او با صرف سرمایه و تبلیغ آرای مردم را میخرد و بعد هم ارباب اصلی خدمت میکند. آنان حتی اگر رییس جمهور هم مخالف آنان قدمی بردارد یا اورا ترور میکنند یا برکنار و یا لجن مال؟ بدین ترتیب مثل معروف تفرقه بیانداز حکومت کن غارت کن و برده کن را در نظر ما مجسم میسازند. البته مثالهای بسیاری در دست است ولی این تعداد کم غارتگران با سرمایه های غارت شده نجومی بوسیله خود ما برنامه های خود را پیاده میکنند آنان مارا مستاصل بیچاره و دربدر میکنند تا براحتی به استخدام آنان در آییم آنان گروهی را هم با شیادی که به بهشت میروند و با حوریان دمخور خواهند شد به خدمت میگیرند و دیگران را تنها بخاطر احیتاجی که به پول برای زیستن دارند به استخدام خود در میاورند. اکنون شاید با دردست داشتن اینترنت مردم بتوانند روشن گرا تر از گذشته شوند و به آسانی به دام آنان نیفتند. آنان حتی از معیارهای دینی افراد هم سو استفاده کرده و براحتی گروهی را علیه گروه دیگر وارد میدان میکنند. مثلا در اسلام ظاهرا سکس تابو است و دختران زیبا و زنان فتنه گر بایست خودشان را خوب بپوشانند. در صورتیکه غریزه زن بطور کلی دلبری است تا مردی را برا همسریابی بطرف خود جلب کند. عنصر جنسی و رابطه آن در هر پسر و دختری هست منتهی با این ترتیب به بیراهه کشانده میشود و خود ارضایی خشم و حتی جنون و تجاوز به محرمها و یا به حیوانان جایگزین یک غریزه طبیعی میشود حتی آنان که توانسته اند در کشورهای اسلامی بنا به درخواست سو داگران غریزه جنسی خود را بکشند یا بسوی دیگری راهنمایی کنند هم درگیر مشگلات خواهند بود چه بسا بعد از ازدواج مشگل جنسی با همسرشان خواهند داشت؟
    سرکوب جنسی شاید کاری خطرناک باشد و بارها شنیده اید که پسری حتی به مادر خودش تجاور جنسی کرده است وبعد از کارناشایست خود پشیمان شده حتی خود کشی کرده است. و یا مادر با کمک روان پزشک به فرزند ثابت کرده است که او بخشوده است. تجاور به خواهر خواهر زاده و عمه و غیره هم کم بیش در دهانها هست یا تجاوز به کودکان. مثلا مردی آلت خود را دهان کودک شیر خوار میگذارد تا بمکد؟ و شاید همه اینها در اثر همان گسست رابطه های سالم بین زن مرد همراه با عشق عاشقی باشد. این انحراف در بین مردم کم نیست بارها من شینده ام که زنی پسربچه ای را بنام اینکه شب می ترسد از مادرش قرض میکند بعد پسر بچه را وادار میکند که نوک سینه هایش را بمکد و یا اورا به خودش شهوت آلوده می فشارد و به پسربچه سفارش میکند که به مادرش چیزی در این باره نگوید. متاسفانه با پرده پوشی از این انحراف ها مشگل حل نخواهد شد. در اثر این فشار رابطه های سری بوجود میآید که زنان معشوق های جنسی میگیرند و خود را ارضا میکنند. واضح است که دربین ثروتمندان و افراد طبقه متوسط بالا این ها موجب آبرو ریزی نخواهد شد و همیشه قربانیان طبقه متوسط و فقیر هستند که بایست تاوان پس بدهند. ناصر دوست صمیمی من بود که به سبب اینکه مادرش بهایی بود از کار برکنار شد ناصر باوجود بهایی نبودن و نداشتن اطلاعاتی در باره این دین مارک بهایی خورده بود پدر ناصر به او هیچوقت اجازه نداده بود که با بهاییان معاشرت و رفت آمد داشته باشد. دوران سخت کودکی ناصر به کتک کاری با بچه های مسلمان به عنوان سگ بابی و عباس افندی و فحش های رکیک در موقع رفت آمد به دبستان همراه بود و بعد هم پدر ناصر اورا وادار میکرد که به پشت بام رود و اذان بگوید که این هم موجب مسخره شدن او توسط بچه های بهایی فامیلش میشد. بعد ها موقع ازدواج ناصر مشگل داشت دختران بهایی به عنوان اینکه پدرش مسلمان است زن او نمی شدند البته در سطح ناصر و دختران مسلمان هم به بهانه اینکه مادری بهایی دارد از همسری او فرار میکردند. ناصر مجبور شد بقول بعضی ها با یک دختر درجه چهارم ازدواج کند. ناصر به یکی از دوستان صمیمی مسلمانش کمک کرد و وی برای پس ندادن قرض خود اورا باصطلاح هو کرد که مادرش بهایی است و وی را درگیر مقامات و اوین کرد. بعد از اینکه دوست خاین مسلمان سرمایه اورا غارت کرد اورا به زندان انداخت و وی از کار اخراج شد.
    ناصر این بار به فامیل بهایی اش که با او خیلی مهربان شده بودند پناه برد ولی آنان هم همان کاری را با او کردند که دوست مسلمان کرده بود. ناصر به آمریکا رفت و با گرفتن قرض و وام برای خودش کارگاهی تاسیس کرد. ولی با آمدن مشگل اقتصادی در آمریکا وی باز تمامی سرمایه خود را به بانکها و شرکتهای بیمه پرداخت و آنان نیز قانونی مثلا اورا غارت کردند. مردم شیاد آمریکا نیز به نامهای گوناگون مثلا بنام گرفتن وام و امکانات دولتی تا توانستند اورا تیغ زدند. کارگاهی که او خریده بود ۵۰% افت قیمت داشت و بدین ترتیب درآمد او کم شده بود ولی بانگ و شرکتهای بیمه تمامی پول را میخواستند. درحالیکه اورا حتی مردم عادی آمریک غارت کرده و اموالش را دزدیده بودند بانک همان پولی را که داده بود با بهره بالا میخواست. پلیس و شرکتهای بیمه هم هیچ کاری برای دزدیهای که از کارگاه او شده بود نمی کردند. و کاملا بی تفاوت بودند . برای رفتن به دادگاه ها هم اواحتیاج به وکیل داشت و وکلا هم پول زیادی از پیش میخواستند تا مورد اورا قبول کنند. مردی با داشتن دکتری مهندسی و چهل سال سابقه کار اکنون هیچ در بساط نداشت بجز میلیونها دلار وام و کارگاهی که نصف وام را هم اگر فروش میرفت نمی پوشانید. با این مثال شاید متوجه شده باشیند که شرق غرب و انواع اقسام دینها تنها برای عده ای منفعت دارد. همه مومنان کلام زیبا میگویند ولی کار و عمل زیبایی در پی گفتارشان نیست.
    این است که امثال ناصر هم یا بایست بی تفاوت بشوند و یا قربانی سیستم جهانخوار و مردم خوار. اگر توجه کنید که شیوخ عرب در کاخهای افسانه ای زندگی میکنند ودر ماشینهای ساخته شده با تلای سفید رفت آمد میکنند و در هواپیماهای ساخته شده از تلای زرد مسافرت میکنند و در گرمابه های ساخته شده از عاج فیل غسل جنابت میفرمایند. و میلیاردها دلار ذخیره ارزی در بانکهای کافرستانها بقولی خودشان دارند و بهتری وزیبا ترین دختران وزنان را در بین همه نژادها برای کیف و شهوت رانی دستچین میکنند و در خور خواب شهوت و فساد غرق هستند و اربابان هم از اینان بعضی وقتها پشتیبانی میکنند وبعضی وقتها هم رویشان زیاد شد آنان را اعدام میفرمایند. بعد همین مثلا مسلمانان جوانان را به تزکیه نفس و خویشتن داری نصیحت میفرمایند خودشان در آغوش زیباتری و فتنه انگیز تری دلبران بین المللی میخوابند و در حمام ساخته شده از دندان فیل غسل جنابت اسلامی میکنند ولی جوانان مارا وعد وعید بهشت با حوریان چهل متری همیشه دوشیزه و باکره میدهند تا آنان به کشت کشتار دیگران و حتی خودشان مشغول شوند. تنور اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنی مسیحی مسلمان یهودی مسلمان بهایی مسلمان و ترک فارس عرب عجم کرد ترک و رشتی اصفهانی و… زن مرد بی دین با دین کمونیست کاپیتالیست را گرم نگه میدارند و خودشان در سرای تلایی خود و در آغوش مه پیکران سرخ سیاه سفید و زرد به عیش نوش مشغولند و به ریشه همه ما میخندند هم به ریش ناصر ها و هم به ریش کسانی که اورا آزار داده اند. تنها راه رهایی ما اتحاد در کثرت است وماباید با همه گوناگونی مذهبی فکری نژادی و قومی باهم متحد باشیم تا بازیچه دست غارتگران بین المللی و پادوهای محلی شان نشویم و آنان مارا مثل مهره ها شطرنج علیه یکدیگر بکار نبرند. جوان پارسی هندی ترک بلوچ پشتون کرد ترک لر و… همه ما یکی هستیم این آنان هستند که مارا روبروی هم برای غارت ما قرار میدهند.
    درقدیم میگویند دو نفر دزد خری دزدیدند سرتقسیم با هم جنگیدند آن دو چو بودند سرگرم زد خورد دزد سوم خرشان را زد برد. تعصب های کور و بدون پشتوانه علمی تمامیت خواهی ها منم منم کردن ها عقل کل بودنها مسخره دیگران سو استفاده از دوستی و اعتماد دیگران تیشه به ریشه همه ما خواهد زد آنان طالب همین بی اعتمادی و تفرقه بین ما هستند تا برنامه های غارتگرانه خود را پیاده کنند. به امید اتحاد و پیروزی همه ملت های دربند حتی ملتهای مثلا پیشرفته هم قربانیان غارتگریهای بنگاه های مالی و اداری خود هستند. بانکها بهره های کلان میخواهند . شرکتهای بیمه پولهای فراوان میگیرند ولی از بیمه خبری نیست. آنان تنها شرکتهایی هستند که پول میگیرند ولی خدماتی ارایه نمی کنند. بانکها هم به زور و تلقین وام میدهندو چون ضد تورم هم هست این هست که سرمایه کوچک براحتی از بین میرود. در ایران تورم سرمایه کوچک را نابود میکند و در اینجا ضد تورم . درایران بانکها وام نمی دهند ولی ایجا به زور وام میدهند. و با روزی ده بار تلفن کردن شما را وادار میکنند که وام بگیرید غافل از اینکه هرچه بخرید دزد می برد افت ارزش دارد ولی بانک پول را بابهره بالا پس میخواهد. مثلا برای خانه ای که اکنون شاید ۱۵۰۰۰۰ دلار بیارزد شما بیش از ۲۵۰۰۰۰ دلار قسط مالیات و بهره و تعمیر آن پرداخته اید ولی هنوز بیشتر از ۲۰۰۰۰۰ دلار به بانک مقروض هستید و اگر به موقع پول راندهید خانه را به ۱۰۰۰۰۰ دلار به شخص سومی می فروشند. این ها تنها نمونه های کوچکی هستند که ثروتمندان با ارقام نجومی نه مالیاتهای واقعی می پردازند و هم ثروتهای کوچک مردم طبقه متوسط را غارت میکنند تا همه مردم فقیر ودست به دهان باشند و براحتی در برابر برنامه های آنان تسلیم شوند. این برنامه با کم بیش تغییری در کل جهان میخواهد پیاده شود. کسانیکه سالها کار کرده اند ولی تمامی سرمایه آنان در اثر تورم یا ضد تورم غارت شده است. به امید آمدن بهار انسانی در همه دنیا و اتحاد همه مردم در بند و کناره گیری از بی تفاوتی مردم.
    چگونه دیکتاتور ها به مرض بیماری جنون دیکتاتوری مبتلا میشوند؟

  • Sghiassi_fhc

    چگونه دیکتاتور ها به مرض بیماری جنون دیکتاتوری مبتلا میشوند؟ مردی بیست هفت ساله که سرهنگ هم هست ناگهان به مقام رهبری میرسد وی پادشاه را سرنگون میکند و خودش جای او می نشیند بعد از مدتی مرض دیکتاتوری گریبانش را سفت سخت میچسبد و وی تبدیل به یک دیوانه زنجیری میشود که فکر میکند همه مردم دنیا برده او هستند و او بایست خدایی کند. او خودش را شاه شاهان آفریقا می خواند و غرور و نخوت و خود بزرگ بینی مثل خوره به جانش می افتد و عقل اورا میخورد؟ آیا غیر از این است؟ پسر بچه ای قبیله ای در سن بیست هفت سالگی سرهنگ میشود. او بسرعت شش درجه نظامی میگیرد در صورتیکه اگر بحساب ارتش زمان شاه ایران حساب کنیم لااقل وی می بایست در سن سی هشت سالگی سرهنگ میشد. ده سال عملا جلو زده بود. حالا هم رهبر و خدایگان شده بود و هیچ کس را قبول نداشت. کتاب سبز چاپ میکرد و دستور میداد. با کمال ابلهی همه آن مزایا را از دست و عملا یک دزد و جانی فراری شد که مردم دنبالش بودند و بالاخره هم در سوراخ لوله بتونی آب یا فاضل آب اورا دستگیر و شهیدش کردند چون خودش را انقلابی میدانست؟
    یکی مشاور نبود که به او بگوید بالام جان تو ۴۲ سال خدایی یا سلطنت بنام رهبری کرده ای بس است بیا برو و بگذار مردم خودشان یک نفر را انتخاب کنند. اکنون دوره اینترنت است و جوانان با هوش های نیروی جوانی شان با دنیا در ارتباط هستند تورا و دیکتاتور را نمی خواهند تمامی لیبی خانه و مال تو نیست پولهایی که برداشته ای عملا دزدی کرده ای حقوق یک رهبر و یا یک رییس جمهور معلوم است مردم ترا بخاطر دزدیهایت و ظلم هایت نخواهند بخشید. بسیار انسانهایی دیگر هم در همان لیبی هستند که از او دانا تر باخرد تر دانشمند تر و بهتر و مدیران بهتری هستند این دیوانه به آنان اجازه خدمت نمی داد. خوب عاقبتش را هم همه دیدند؟ متاسفانه این خوی و مشگل دیکتاتوری و ثروت وقدرت است که انسانها را دیوانه میسازد. آنان از سرنوشت اینهمه دیوانه دیکتاتور پند نمی گیرند. هیتلر چه شد ؟ موسولینی استالین و حتی رهبران ملایم تر مثل امپراتور حبشه ؟ صدام و… مثل اینکه اینان هم کر و هم کور میشوند و فکر میکنند که تا دنیا دنیاست مقام و زنده ماندن مال آنان است؟ یک بچه دبیرستانی هم می فهمد که کشور کوچکی مثل عراق توان جنگ با ابر قدرت صنتعی ونظامی مثل آمریکا را ندارد و سرشاخ شدن با آن مثل سرشاخ شدن با گاو نر وحشی با دست خالی است؟
    یا قذافی که میدید مردم اورا نمی خواهند و دنیا هم که اورا نمی خواهد و ناتو هم بکمک مردم او آمده است. او با ارتشی که عملا برای سرکوب مخالفان خود سرهم کرده بود بایست می فهمید که نمی تواند دربرابر موجهای فزاینده مردم و کمک و همراهی کشورهای غربی ناتو دوام بیآورد پس جنگ ابلهانه اورا چگونه میتوان توصیف کرد؟ معلوم میشود که درجه سرهنگی او الکی بوده است واین دیوانه هیچ معلومات حتی نظامی هم نداشته است. او که میتوانست با آنهمه ثروت وقدرت خود را محبوب مردمش کند عملا خود را منفور لااقل اکثریت مردم کشورش کرده بود. اگر گروه های بی تفاوت را کنار بگذاریم تنها کسانی که از او شاید پول می گرفتند از او دفاع میکردند و او هیچ پایگاه مردمی نداشت برای اینکه دزدی کرده بود. طمع کرده بود به حق و حقوق و مقام رسمی ودر آمد رسمی اش قانع نبود او همه چیز را میخواست میخواست که زیر رو را بخورد؟ متاسفانه ما در مقیاس کوچکتر هم همین طور رفتار میکنیم هنگامیکه دستمان به دم گاوی بند میشود و مثلا رییس میشویم میخواهیم همه را ترف تونا کنیم و زیر آب همه را بزنیم تا تنها گروه خود و فک فامیل خود را سرکار بیآوریم و دیگران را سر کوچه بگذاریم و در خیابان رها کنیم. وقتی مثلا حزب ایکس به قدرت میرسد میخواهند همه چیر مال اعضای حزب ایکس باشد و به دیگران هیچ امکان زندگی نمی دهند. حتی در این ماجری دین را هم مثل حربه بخدمت میگیریم. زیادت طلبی و بحق خود قانع نبودن از مزایای این جنون است. خیانت سو استفاده از مقام و اعتماد دوستان و مردم بی انصافی و بی شرمی و تمامیت خواهی؟
    حتی به کسی که مارا کمک میکند و بما اعتماد میکند و دست مارا میگیرد هم نارو میزنیم چون فکر می کنیم که دیگر به او احتیاج نداریم. حتما شما هم مثل هایی از این نوع را دیده اید وامتحان کرده اید. برادری خواهر را کمک میکند ولی خواهر بعد از اینکه زیر رو را برمیدارد برادر را از خود طرد میکند و لجن مالش می فرماید. مردی به پسر خاله اش اعتماد میکند او هم زیر رو را غارت میکند؟ و مرد را تهدید میکند که اگر بخواهد دنبالش را بگیرد برایش پاپوشی میدوزد؟ کسی به دوستش کمک میکند و دوست اورا لو میدهد که به من کمک کرده بود زیرا میخواست دین مرا عوض کند و فرزندان معصوم مرا به دین دیگری هدایت کند؟ تاروزی که میتوانی بدهی با تو خوب هستند روزی که نتوانی بد و اگر کمی از داده های خود را حالا که احتیاج داری پس بخواهی میگویند میخواستی ندی؟ خوب سرهنگ هم از همین جنس ما بود؟ ما دیگران را برای استفاده خودمان میخواهیم و اگر برای ما دیگر استفاده ای نداشته باشند براحتی کنارشان میگذاریم. پدری که همه ثروت خود را به دختران خود داد تا خوشبخت شوند در هنگام فرسودگی پدر را در خیابان رها کردند؟

  • Kouroshshahyad

     می‌گویند مصدق دموکرات بود، اما کمتر کسیست که بگوید این آقای دموکرات در آن بلوایی که به پا کرده بود و امید به پیروزی داشت چوبه‌های دار میدان حسن آباد را برای استمرار دموکراسی علم کرده بود؟کسی‌ که مجلس ملی‌ را غیر قانونی اعلام می‌کند و می‌بندد، دموکرات است؟همه می‌گویند مصدق تجدد گرا بود. سازمان فدائیان اسلام که بنیانگذار مکتب طالبانیزم بود به دستور مصدق از زندان آزاد شدند و عکس مصدق در حال بوسیدن پیشانی خلیل طهماسبی پس از آزادی از زندان موجود است.قانون مصونیت آخوندها از تعقیب قضائی به دستور مصدق خائن تصویب شد که همان قانون باعث نجات خمینی گشت و پای نحس آخوندها و روحانیت در ارکان کشوری از همان جا نشأت گرفت

  • Kouroshshahyah

    نظر خود را اینجا وارد نمایید. قضاوت در مورد ۲۸ مرداد به این شکل که شما مطرح می کنی ، چندان اصالتی ندارد . چرا که کشورما چندین دهه و صده هست که محل تاخت و تاز سیاستهای غرب و شرق هست . بنابراین طبیعیست در ۲۸ مرداد هم قدرتهایی که نگران جایگاه خود در سیستم فاسد دولتی بوده اند ، اعمالی انجام داده باشند . ولی نمی توانید که نقش مردم را در ۲۸ مرداد نادیده بگیرید . نمی توانید نقش خود دکتر مصدق را در نافرمانی و ایجاد این تنش نادیده بگیرید . بنابراین بیایید در این باره منصفانه قضاوت کنیم و همه تقصیرها را به گردن یک جبهه نندازیم . و در آخر هم به این منطق باور داشته باشیم که نا آگاهی و جهل مذهبی مردم ما خود بزرگترین عامل این گونه روزهها بوده اند .

    • Pesare Parsi

      تو رو خدا شما تودهی- نفتی‌‌ها و فسیل شدهای ۵۰ – ۴۰ ساله پیش بیایید و از این ۲۸ مرداد و و اتفاقات به تاریخ سپرده شده بکشید بیرون. نسل امروز ایران از همه اینها گذشته .‌ای مرده پرستها دست از این مرده‌ها بکشید و بیایید کارایی آنهایی که برای ایران و ایرانی‌ کار میکنند ستایش کنید. دیگر بس است …

  • Kouroshshahyad

    یک سوال دارم ، در زمانی آقای مصدق والی فارس بود و نیروهای انگلیس از طریق بنادر جنوب به کشور وارد شده بودند . و اداره پلیس جنوب را تشکیل داده بودند ، مگر آقای مصدف نمیتوانستند به جای عضویت و حمایت در پلیس جنوب ، جانب دلیران فارس را بگیرند ؟ چرا هیچ کاری نکردند ؟

    • Pesare Parsi

      عزیزِ من جون هر کسی‌ که دوست داری بیا از مصدق و محمد رضا بکش بیرون اینها مردند …

  • Kouroshshahyad

    از کسانی که بنام هواداری از آقای مصدق در هر شرایطی برای مقابله با پهلوی ها استفاده می کنند ، یک سوال دارم . سی سال هست که حکومت پهلوی رفته . و حکومت دیگری جای آن نشسته که شما و رهبران شما در آوردن آن نقش بسزایی داشتنید و تاریخ و مستندات گواه آن هست . حال چرا هنوز به این دشمنی ادامه میدهید ؟ مگر مدعی نیستید دشمن مشترک همه رژیم ج.ا هست ؟ مگر نه اینکه به همه پرسی پس از آزادی اعتقاد دارید ؟ پس چرا به جای نبرد با دشمن مشترک ملت وقت خود را هنوز صرف مبارزه با پهلوی می کنید ؟ آیا خطر پهلوی از جمهوری اسلامی برای شما بیشتر هست ؟ یا بدین ترتیب هنوز بدنبال محکم کردن پایه های لرزان حکومت اسلامی هستید .؟

  • Kouroshshahyad

    قای مصدق ، که روزی با عبا و ردای آخوندی میگشت و روزی با لباس فرم حزب توده میگشت و برای کینه ورزی با حکومت با هر کسی اتحاد می کرد ، میتوانست یک میهن پرست باشد ؟ دادگاه لاهه ای که شما و دوستان شما به آن فخر می کنید ، چه دست آوردی برای ملت ایران داشت ؟ لایحه ملی شدن صنعت نفت که توسط آیت الله کاشانی تنظیم شده و بدست مصدق مرحله اجرا در آمد ، چه سودی برای نفت ایران داشت . قراردادهای شرکت نفت را که مربوط به آن دوران هست بخوانید متوجه میشوید که این عمل دقیقا در جهت حفظ موقعیت انگلیس در برابر کمپانی های نوپای آمریکایی بود که با قیمتهای کمتری ، خدمات بیشتری به صنعت نفت ما میکرد . کمی مطالعه کنید تا ببینید آیا واقعا جریانات همان طوری هست که به شما رسانده شده ؟

  • Cyrusrostami

    آقای سهراب ارژنگ
    نکات بسیار خوبی اشاره کردید ولی نکته اساسی اینکه ما دیگر به مدعیان دمکراسی اعتمادی نداریم. 
    یک دمکرات با هرگونه رژیم استبداد استبدادی مخالف باید باشد ولو توسط پدرش.  همه کودتاها را محکوم و رد کند چه ۱۳۸۸ و چه ۱۳۲۸. آقای رضا پهلوی با مردم رو راست تا نمیکند و بادمجان دور قاب چینانش هم هنوز چشمان خود را بسته و دنبال مصدق و دکتر فاطمی کشی هستند.  سیروس

  • Mehdiansari84

    منکه از اینگونه فرمایشات اقای رضا پهلوی در مورد مصدق و نهضت ملی و کودتا و غیرو را به نفع خود و پدرش ودربار سلطنتی کرده هیچ تعجب نکردم ..اگر بفرض مثال اقای رضا پهلوی فردا صبح زود از خواب بیدار بشود و هراسان شتابان با خودش بگوید ..ایداد بیداد عجب دسته گلی را به اب دادم و منشی و دفتر و کامپیوتر را در جهت اصلاح گفته هایش ردیف بکند..انوقت شما چه فکر میکنید؟؟(که من شک دارم به این چونکه اقای رضا پهلوی طرفدارانش را با این کار راضی کرده) فراموش نکنیم که خمینی هم شرایط خوبی را داشته انچه در پاریس گفته همه اش را بدون کم و کاست عمل میکرد،چرا این کار را نکرد؟چرا اقای رضا پهلوی که سالهاست در کشور های دمکرات جهان سفر و اقامت داشته و ازادیهای سیاسی را میشناسد و به دمکراسی اعتقاد دارد از تعریف کودتا و قیام ملی عاجز است؟؟

  • Mehdiansari84

    با درود،اقای سهراب ارژنگ یا فظول محله که همواره از مطالب فرهنگی این سایت لذت میبرم. ضمن تشکر از شما ،اما در مورد این ۶ شماره و ان نامه که بقولتان برای شاهزاده فرستادید البته کار خیلی خوبی کردید ولی همواره ادم را به تفکر و بیاد افسانه های قدیمی از درویشی وجوانمردی شاهزادگان و اعیان و از دلاوری و تهور انان می اندازد و براستی زیباست ولی دوست عزیز شما کار بزرگی از اقای رضا پهلوی خواسته اید و زمان نشانداده که این کار عملی نیست چرا که در وحله اول ایشان با طرفدارانش مشکل دارد، دوم اینکه این کار ریسک است بلفرض مثال ایشان اعم دارایی خود را صرف این راه کرده و در فردای سقوط رژیم جمهوری اسلامی ممکن است حتی بعنوان رییس جمهور هم انتخاب نشود و سوم اینکه دوران و عصر کاریزماتیک به قولی درحال زوال ونابودیست و ده ها دلیل دیگر………. 

    • هم میهن عزیزم، راههایی را که ما می توانستیم و می توانیم پیشنهاد کنیم چنانچه گوش شنوایی بود و شاهزاده از میان مشاوران کنونی اندکی بیرون می آمد پیروزی و موفقیت خود ایشان و کشورمان صد در صد قطعی و تضمین شده بود.

      عملکرد شاهزاده نیز عینن و دقیقن مانند کارهای سیاسی میرحسین موسوی است. هیچکدام از آندو نتوانستند همه گروهها و همه اقوام ایرانی را به دور خود گرد آورند. هردو شکست خورده اند. در ایران هم نه کسی از موسوی یاد می کند، و نه از شاهزاده. البته این خواست ما نیست ولی بدبختانه کوتاهی و روش نادرست سیاسی هردو ما را چنین شکست داده و خانه نشین کرده است. پاینده باشید- سهراب ارژنگ

  • farhad

    دوست عزیز با سلام

    ۳۴ سال است که حکومت فعلی بر سر کار است انتظار میرفت گروه های سیاسی این معظل را با اتحاد و تفاهم از سر راه بردارند مشکل اصلی این است که هر کدام قدرت را برای خود میخواهند و منافع شخصی آنها نسبت به منافع جامعه در اولویت است اغلب سازمانهای فرهنگی بخصوص آنها که در خارج از کشور قرار دارند نمیتوانند در داخل سازمان خود آن دمکراسی را که در ایران خواهان آنند بیاده کنند و همان رفتاری را نشان میدهند که سران حکومت دارند  حال شما بند کردید به شاهزاده رضا پهلوی!!که چرا از خوانواده اش یا پدرش بد گویی نمیکندایشان  به نظر میرسد فرد محترمی باشند بهتر نیست به جای اینکه دیگران را گل مالی کنید انرژی را در جای مناسبی به کار برید

    • Mehdiansari84

      دوست عزیز با سلام متقابل، این روزا همه ازادیخواه و طرفدار دمکراسی شده اند، البته که این منتهای ارزوی هر ایرانی است که دلش برای مردم محروم ایران می طپد که ازادیخوهی و دمکراسی طلبی همه گیر شود.. ولی اگر من یه سرم وصل باشه به پرویز ثابتی معلوملحال و یه سر دیگرم به کودتاچیان و سانسورچیان و ادمکشان قبل در عین حال ازادیخواه و دمکرات باشم  و شما را هم محکوم میکنم که چون با من متحد نمیشوی پس در جهت جمهوری اسلامی هستی انوقت شما در مورد من چه فکر خواهی کرد دوست عزیز ؟ شما که امییدوارم درست باشد که به مراحل دمکراسی درونسازمانی و تفاهم با دیگر گروه های سیاسی رسیده اید ! چطور است که با اینهمه تنوع بینشهای سیاسی جامعه ایران را دو قطبی میبینید ۱-جموری اسلامی ۲ -نضام پادشاهی و نیروهای سیاسی متحد رضا پهلوی -خوب اگر اینطور است تا الان که الحمدلاه خیلیها در دسته دوم قرار دارند پس  اتحاد شما چه تاثیری روی ج-ا داشته است ؟! دوست عزیز ازادی و دمکراسی یک نوعش بیشتر نیست در دنیا و مردم دنیا هم دو دسته بیشتر نیستند . یک دسته به ان اعتقاد دارند دسته دیگر ندارند تا الان هم نضام اسلامی و هم پادشاهی در ایران ثابت کرده اند که قانون و ازادی را حرمت نداشته و پایمال کرده اند. شما ایا به ازادی و دمکراسی اعتقاد دارید؟  تا الان توده های انبوه مردم ایران در عرض این ۳۴ سال نحث اسلام و شیخ و شاه انقدر در حرص وخوش لقمه نانی قرار داده شدند که گفتند صد مرحبا به کفن دزد اول ازین شکوه گلایه ها عده ای نضیر ثابتی و ساواک و اقوام و اربابانشان از سوراخها بیرون امدند و ادعا کردند خیلی هم خنده دارست که کتاب مینویسند غافل ازاینکه مردم اینها را کفن دوزد اولی میخوانند. حال یک عده ازادیخواه و دمکرات پیدا شدند که میگو یند از شاهزاده هیچی نپرسید! انتقاد نکنید ! گل مالی میشود انرژی مصرف نکنید چون ممکنه با این کارا به ج ا کمک بشه ………
        

    • هم میهن گرامی و ارجمند- انتقاد ما از شاهزاده انتقادی سازنده است. ما به ایشان امید داشتیم هنوز هم اندکی امیدواریم، ولی راهی که ایشان می روند، به ترکستان است. ما دوست و دوستدار ایشانیم، الکی و بی هوا به به و چهچه سر نمی دهیم، بلکه تلاش داریم اشتباهات ایشان را یادآور شویم. …. تندرست و پیروز باشید- سهراب ارژنگ

  • سعید حق جو

    سلام :
    بنده به عنوان شخصی که سالها بر علیه رژیم دیکتاتوری مبارزه کرده ام ، معتقدم که در حال حاضر هیچگونه آلترناتیو موثری بر علیه رژیم استثمارگر شبه اسلامی وجود ندارد . موسوی که کلا عددی نبود تا در مقابل رژیم ایستادگی کند . او خود سالهای سیاه دیکتاتوری را در پرونده داشت و قربانی اهداف شوم خاتمی و کروبی شد که خود کروبی سالها بدلیل سواستفاده هایی که کرده بود از طرف مردم بایکوت بود و همین چند رای را هم که آورده بود با همکاری اشخاصی مانند ساسی مانکن بود . موسوی اصلا جرات اینکه کلیت نظام را زیر سئوال ببرد نداشت چرا که خودش وامدار این رژیم بود . شاهزاده رضا پهلوی هم باید یواش یواش بفکر جانشین خودش باشد و بداند دنیا دیگر محل پادشاهی نیست . دردی که ما میکشیم از فرهنگ ریخته و پاشیده خودمان است و تا مردم ما *قضیه مرگ خوب است اما برای همسایه * را فراموش نکنند و بفکر منافع کوتاه مدت خود باشند ، هر دگرگونی یک فاجعه است . پس بیاییم روی تک تک خودمان کار کنیم و اول فرهنگ سازی کنیم و بعد بقیه کار خود بخود انجام میشود .
                                                                                      با احترام 

  • Nedairan28

    این هر دو شعار خدا شاه میهن – خدا میهن شاه از هر طرف که بخوانی و بیان کنی یک معنا را در خود نهفته دارد. گویا نه مصدق در این حد خردمند بود و نه شما هم میهن. چشمها را شست، جور دیگر دید. که البته بایدی هم وجود نداره، حق انتخاب داری. 
    شعار راستین اینست:
    خدا=شاه=میهن
    بله تساوی، اصل یگانگی.
    در صورت آگاهی، دست از قضاوت و داوری برمی داریم و همدل و همصدا با شاهزاده رضا پهلوی با اتحادمان آزادی را در ایران بزرگ جشن می گیریم.

    • همین شعار های نادرست که شاه را پیش از یک کشور اهمیت داده، موجب گسیختگی و جدایی مردم کشور می شود. شاهها همه رفتنی هستند و کسی جاودان نمانده، ولی میهن برای همیشه برجای خود میماند. بهتر است شما نیز از این تعصبات و شاهپرستی خود بردارید و کمی در اندیشه میهن باشید- سهراب ارژنگ

  • Nedairan28

    انتقاد و تبادل اندیشه راه و روش رشد و تکامل است، خصوصا از شاهزاده و برای آبادانی اما بوقتش. این لحظه ما هدف دیگری داریم. بیدار شیم.

  • Nedairan28

    حتما این نوشته برات آشناست.
    از قدیم گفته اند؛ «جلو ضرر را هرکجا که بگیری، منفعت است». این بدان معناست که چنانچه ما اشتباهی کردیم، و در حال زیان دادنیم، بهتر است که به خود آییم و بیش از آن، از هرز رفتن آبی که پس انداز نمودیم، جلو گیری کنیم. شوربختانه با آن که این یادواره نتیجه نادانی و ساده اندیشی خود ماست و ما خودمان ساختیم، ولی باز هم بدان توجه نداشته و همچنان در کنار منبع آب ایستاده ایم در حالی که آب کماکان از مجرایی به هدر می رود. به گفته ای؛ «دنیا را آب ببرد، ما را خواب می برد».

  • Nima_guitar2001

    dorood bar hakim bahrame moshiri,door bad estebdad zendeh bad azadi va kotah bad daste akhondo sheikho shaho nezamio mostabed az iranzamin,dar gharne 21om baraie alghabi chon ayatollah,hojatoleslam,shahzadeh prinz va …  bayad abjo kharido khordo khandid,in jenabe pahlavi kheili behtar az pedaresh miandishe vali onghadr ba savad va kara nist,hade aghal be tanhaiy -magar dar shamaiele yek tashkilate hezbie ghavi dar jameie democratice ati-ke bekhad baraie nasle ma va ayandegan tasmim begireh,agar dar fazaie demokracy be onvaneh raise jomhoor rai ovord ba kamale mail mipazirim vali bad ez etmame doreh bayad bereh,chon mandegarie fard ya hezb,ya ideologie khassi baese fesad va estebdad khahad bood,dar monazereie ati ba hakim moshiri be chalesh keshideh khahad shod,monazere ba ishoon mostalzeme agahie nesbie be olome physik,chimi,riaziat,astronomie,philosophie,tarikho hata teorie music va olome ejtemaist,in bedin mana nist ke ostad moshiri kamele,hich kas kamel va moghadaso asemani nist,chon edeaiy baraie ghodrat va siasat nadare va opositione tak nafarast,kheradmando aghl gerast. ghabele taghdire, … 

  • Babakpersa

    سخنی با همسنگران اسلام ستیز، در اینجا بخشی از نامه سر گشاده ” حاجی زاده آخوند پرست ” رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد ” بان کی مون ” را بخوانید و خودتان داوری کنید. او در زمینه سیاست دیکتاتوری خامنه ای نوشته است: برای رژیم تفاوتی نمیکند که صدای اعتراضات قانونی و اساسی باشد، ازخودی باشد یا ازغیرخودی، پاسخ رژیم سریع ستمکارانه تنبیه کننده است… در این مورد چه آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی باشد که یک روحانی بلند پایه است و چه آقای میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی، هیچکدام ازخشم وغضب رژیم درامان نیستند. این هردونفر در دورانی که زندانی سیاسی رژیم بوده اند شرایط جسمانی آنها رو به وخامت گذاشته است. در خصوص ایت الله بروجردی، اگر چه یک شخصیت روحانی است از شکنجه سنگین روزانه برکنار نمانده و سه سال حصر خانگی آقای میر حسین موسوی شامل شکنجه روانی و محرومیت از توجه پزشکی بوده است….( رضا پهلوی، ۲۵ آگوست ۲۰۱۲) حافظ میگوید :* من از بیگانگان دیگر ننالم که ،،، برمن هرچه کرد آن آشنا کرد * سوگند به خون پاک ندا و ندایان جانباخته راه آزادی، سوگند به ریزش چکه چکه اشکهای مادران گریان و دل سوخته” به رهروی از پیام نبرد دلاورانه بابک خرمدین، ما را نه تنها همدری وهمراهی وهمسازی با نماینده گان آیات شیطانی قرآن نیست، چه بسا که نبرد است و نبرد. درپاسخ به نوشتار ننگین رضا پهلوی از چنان دلسوزی و چاپلوسی برای دشمنان ایرانی وایرانی چه می توان گفت ؟؟… مگرآنکه: * خون میچکد ز ناله بلبل در این چمن .. فریاد از تو گل که به هر خار خو کنی * بسی فریاد و بسی افسوس { بابک پرسا }

  • Babakpersa

    سخنی با همسنگران اسلام ستیز، در اینجا بخشی از نامه سر گشاده ” حاجی زاده آخوند پرست ” رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد ” بان کی مون ” را بخوانید و خودتان داوری کنید. او در زمینه سیاست دیکتاتوری خامنه ای نوشته است: برای رژیم تفاوتی نمیکند که صدای اعتراضات قانونی و اساسی باشد، ازخودی باشد یا ازغیرخودی، پاسخ رژیم سریع ستمکارانه تنبیه کننده است… در این مورد چه آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی باشد که یک روحانی بلند پایه است و چه آقای میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی، هیچکدام ازخشم وغضب رژیم درامان نیستند. این هردونفر در دورانی که زندانی سیاسی رژیم بوده اند شرایط جسمانی آنها رو به وخامت گذاشته است. در خصوص ایت الله بروجردی، اگر چه یک شخصیت روحانی است از شکنجه سنگین روزانه برکنار نمانده و سه سال حصر خانگی آقای میر حسین موسوی شامل شکنجه روانی و محرومیت از توجه پزشکی بوده است….( رضا پهلوی، ۲۵ آگوست ۲۰۱۲) حافظ میگوید :* من از بیگانگان دیگر ننالم که ،،، برمن هرچه کرد آن آشنا کرد * سوگند به خون پاک ندا و ندایان جانباخته راه آزادی، سوگند به ریزش چکه چکه اشکهای مادران گریان و دل سوخته” به رهروی از پیام نبرد دلاورانه بابک خرمدین، ما را نه تنها همدری وهمراهی وهمسازی با نماینده گان آیات شیطانی قرآن نیست، چه بسا که نبرد است و نبرد. درپاسخ به نوشتار ننگین رضا پهلوی از چنان دلسوزی و چاپلوسی برای دشمنان ایرانی وایرانی چه می توان گفت ؟؟… مگرآنکه: * خون میچکد ز ناله بلبل در این چمن .. فریاد از تو گل که به هر خار خو کنی * بسی فریاد و بسی افسوس { بابک پرسا }