کنکاشی پیرامونِ اَخلاقِ انسانی و زَمینی ۱۰

بشر در قرن ۲۱ هنوز هم گرفتار خرافات قدرت های آسمانی ادیان است که همگی از خدایان درون کهکشان ها به زمین می رسد. تنها چیزی که بدان توجه نمی شود، اخلاق، منش، خردمندی، انیشیدن و کرامت انسانی است.

بشر در قرن ۲۱ هنوز هم گرفتار خرافات قدرت های آسمانی ادیان است که همگی از خدایان درون کهکشان ها به زمین می رسد. تنها چیزی که بدان توجه نمی شود، اخلاق، منش، خردمندی، انیشیدن و کرامت انسانی است.

چه نیازی به خوب بودن است؟

دوستی پرسید: اگر اخلاقیات از دین نیامده و بهشت و جهنمی نیست چرا باید خوب بمانیم؟ چه دلیلی دارد افراد به بدترین جنایات دست نزنند؟ نگارنده می داند که این پرسش خیلی از دوستان دیندار حتی بی دین هم می باشد، برای همین تلاش کرده تا بطور خلاصه پاسخی دهد.

نخست اینکه سابقه ی اخلاق بیش از ادیان است، اگر پیش از آمدن ادیان ما اخلاق نداشتیم که باید نسل بشر منقرض می شد، حیوانات هم در حد خود اخلاقیات دارند؛ بیشتر کارهای بد و غیراخلاقی سود کوتاه مدت دارند و زیان بلند مدت و کارهای اخلاقی بیشتر در کوتاه مدت سودی ندارند و حتی ممکن است زیان داشته باشند اما در بلند مدت برای خود فرد و جامعه سودزا است.

یک نمونه عینی مثال می زنم: قوانین راهنمایی رانندگی را یک نمونه کار اخلاقی در نظر بگیریم که حتی دین درباره آنها سخنی نگفته است، در کوتاه مدت تخلف از آنها سودزا است، اینکه سبقت غیرمجاز بگیریم، از خیابان خارج از خط عابر پیاده رد شویم، چراغ قرمز را رعایت نکنیم و…! سود کوتاه مدت آن هم تنها تا زمانی است که ما تنها فرد یا از معدود افرادی باشیم که این تخلف را بکنیم ولی وقتی این کار غیراخلاقی تبدیل به عادت اجتماعی شد، اختلال در رفت و آمد معضل همه می شود و هر فردی حتی من نیز سود کوتاه مدت خود را از دست می دهم.

انسان خردباخته و بی اندیش اسیر خرافات و تحمیر ادیان آسمانی

انسان خردباخته و بی اندیش اسیر خرافات و تحمیر ادیان آسمانی

چون فرد دیگری هم از مسیر دیگر، چهارراه چراغ قرمز را عبور می کند یا دیگری جلوی من سبقت غیرمجاز می کند و ترافیک خیابان را دچار مختل می کند و زمان مسافرت من را افزایش می دهد. دروغ گفتن، دزدی، کشتار یا هر کار غیراخلاقی دیگر را می توانید در همین الگو ببینید. من اگر سر شما را یک ریال کلاه بگذارم و تنها فردی باشم که مرتکب این خلاف شوم سود برده ام، اما با تکرار آن و همه گیر شدن آن (نمونه ایران) من در دراز مدت بیش از آنکه کلاهبرداری کنم کلاهم برداشته می شود. پس در دراز مدت زیان بیشتری می کنم.

تجربه کشورهای پیشرفته از آشوب و بی قانونی تا جوامع مدرن کنونی

در جوامع مدرن مردم رفته رفته همین معضلاتی که ما در جامعه امروز ایران گریبان گیر آن هستیم را داشته اند و به اوج آشوب هم رسیده اند و آخر نشسته اند و با هم قوانین انسانی تری را گذاشه اند و مردم فهمیدند که باید بیشتر حقوق هم را رعایت کنند چرا که اگر نکنند دست بالای دست بسیار است. باز می گردم به سخن آغازین کشتن همنوع، تجاوز به مال و ناموس دیگری پیش از ده فرمان موسی هم کاری ناپسند بوده است. ادیان نقش قانون گذار سنتی و انسانی را بازی کرده اند.

بهشت آرزوها، وعده دکانداران دین به خردباختگان. بهشتی که  با حوریان لخت و عور و باکره در انتظار ملاها، حاجی بازاری ها، بسیجی و پاسداران آدم کش، و مزدوران ملای مشهدی است.

بهشت آرزوها، وعده دکانداران دین به خردباختگان. بهشتی که با حوریان لخت و عور و باکره در انتظار ملاها، حاجی بازاری ها، بسیجی و پاسداران آدم کش، و مزدوران ملای مشهدی است.

آفرینش خدا و روز قیامت نتیجه ناتوانی فکر انسان ها

قوانین نانوشته و انسانی از دیدگاه “آن زمان” را کنار هم چیده اند و نظم داده اند و ضمانت اجرایی آن را برای مردمان چند هزار سال پیش که مسلمن کم فرهنگ تر بوده اند “لولو خورخوره ای” بنام خدا و پاداش و جزا را بهشت و جهنم نام نهادند. یک مادر کودکش را از “لولو” می ترسند، چرا؟ می خواهد کودک برای نمونه در تاریکی شب به حیاط خانه نرود که زمین بخورد یا اینکه دروغ نگوید و … همین کار را ادیان کرده اند. اما تقدس ادیان خود رفته رفته بزرگترین عامل بازدارنده ی اخلاق شد.

بیداری غرب پیامد اجرای قوانین ضد انسانی

قوانین سنگسار، شلاق، اعدام، بد دانستن همجنس گرایان (که یک طبیعت زاده شده با آنهاست) حکم های تکفیر، آتش زدن زنان به نام ساحره ، مبارزه با دانش و هزاران خرافات دیگر در قرون وسطا به جایی و آشوبی رساند که اروپاییان از خواب غفلت بیدار شدند و فهمیند دین و اخلاقیات دیکته شده ی آن مقدس نیست و خیلی جای هایش حتی ضد اخلاق است.

قوانین انسانی و زمینی، و نه مقدس و آسمانی

برای همین جای آن را با قوانین و قانونگذار جایگزین کردند و رفته رفته هم آنرا بهبود بخشیده اند و چون مقدس نمی دانند و آنرا امری کاملا انسانی می شناسند، همیشه در پی یافتن نقاط ضعف آن و بهبود آن و همچنین آموزش آن به جامعه خود هستند و اخلاق را سکولاریزه کردند یا حتی بهتر بگویم جایگاه اخلاق را که زمینی بود و در هزاره ی پیامبران به آسمان و امر قدسی رفته بود بار دیگر به زمین باز گرداندند.

برای رد دینی بودن اخلاق نمونه های دیگری هم هست؛ با اینکه از آخرین دین ابراهیمی ۱۵۰۰ سال می گذرد و از نخستین آن حدود ۳۵۰۰ سال ادیان نتنها میزان کشتار، تجاوز، دروغ، دزدی را کم نکردند بلکه با دادن اجازه تفسیر به رای (فتوا در اسلام و آتوریته در مسیحیت) و قانونی کردن خیلی از ضد اخلاق ها در پوشش دین بر بی اخلاقی هم افزوده اند. (نمونه های آن در جامعه ما و دیگر کشورها کم نیست)

دین داران واقعی کجایند تا منشاء اخلاق و انسانیت باشند؟

توجیه مدافعین اخلاق دینی هم معمولا این است که اینها دیندار واقعی نیستند که مغلطه ی معروف “اسکاتلندی واقعی” است که جای آن مسیحی، زرتشتی، مسلمان، بودایی، یهودی یا هر نام دیگر می خواهید بگذارید، که ارزش منطقی ندارد. توجیه دومی هم هست که ذات بشر بد است که آنهم تنها توجیه است، چراکه با دانش و ارزش های اخلاقی امروز خود کتاب این فرستادگان خدای خیالی دچار نقص فراوان است.

این هم آتش جهنم برای کسانی که تسلیم گفتار آخوند نشده و روضه خوان مشهدی را نادیده گرفته اند.

این هم آتش جهنم برای کسانی که تسلیم گفتار آخوند نشده و روضه خوان مشهدی را نادیده گرفته اند.

برای نمونه خدا نمی دانسته که همجنس گرایان با این ویژگی زاده می شوند! پس این بندگان بی گناهش را یا اینگونه نیافریند یا اگر اینگونه آفریده آنها را محکوم به عذاب نکند! این گفتمان طولانی است، اما تلاش شد در یک متن خلاصه افشره ی آن در اختیار شما بزرگواران قرار گیرد.

  • مهمان

    اگر کوچیکترین حقیقتی در دین بود این همه جنایت و قتل و غارت و تجاوز به اسم دین نمی شد
    اسلام یعنی دین وحشت . خرافات . سر بریدن . دست و پا قطع کردن . سنگسار کردن و ………

  • hasan

    az   shoma  khahesh mikonam   eslame  KASSSSSSSIFE  moahamadi  ro  ba  masihiat  ghati  nakonid  eslam  ro  mishenasid ok  vali  az  Masihiat  etelai  nadardi!!!

    • Taboo shekan

       مسیحیت یهودیت اسلام ، بودا و سایر ادیان دیگه همه دکانه و باعث میشه که شما دید منطقی خودتون رو نسبت به زندگی از دست بدید و نتونید درست و منطقی فکر کنید مسیحیت هم توش مزخرفه شما میتونید کتاب انجیل رو تهیه کنید و بخونید فقط تفاوت مسیحیت با اسلام و یهودیت اینه که مسیح در فلسطین که یکی از شهر های امپراتوری روم بود متولد شد وکمی مدنیت شهر نشینی داشت و مثل اسلام بیابانی نبود ولی این دلیل نمیشه که من خرد خودم رو بازیچه دست دکانداران مسیحی کنم چرا چون از اسلام و یهودیت یک پله بهتره!
      زنده یاد کوپرنیک ، کپلر ، ولتر ، رازی ، خیام و دیگر خردمندانی که باعث شدن انسان منطقی فکر کنه و ریشه ی خرافات رو سست کردند.

  • میهمان

    با توجه به اینکه طبق ادعای شما فقط افراد عقب مانده به عالم ماورای طبیعت اعتقاد دارند جای یک سوال باقی می ماند که چرا در دنیای غرب اعتقاد به علام ماورای طبیعت اینقدر زیاد است که سالانه چند فیلم در این موضوع ساخته میشود البته من از فیلمهای اخیر خبری ندارم ولی فیلمهایی مانند: هری پاتر، ماتریکس، جن گیر، وکیل مدافع شیطان، پسر جهنمی و …
    آیا اعتقاد به بهشت و جهنم عقب ماندگی است یا اعتقاد به موجودات فضایی که سلانه تعداد بیشتری از فیلم های هالیوودی و سینماهای غربی در این رابطه ساخته میشود؟

    یک از چیزهایی که عالم ماورای طبیعت را تأیید میکند وجود مرتاض های هندی است که بعد از سالها ریاضت به قدرت هایی میرسند که به قول خودشان با عالم ماورای طبیعت ارتباط دارند؟ و همچنین اعتقاداتی که مردم جهان به جادو جنبل اعتقاد دارند از جمله این افراد یهودیان دنیا است که از بزرگترین جادوگران دینا هستند.
    در ضمن آیا اینکه ما نسبت به چیزی علم نداشته باشیم نشان از عدم وجود آن چیز است؟ برای مثال انسانها تا ۲۰۰ سال پیش از وجود بسیاری از سیاره ها بی خبر بودند، آیا این بی خبری آنها از این سیارات، نشان این است که این سیارات، وجود ندارند؟؟

    • Taboo shekan

       در اون کشور های غربی آزادی بیان وجود داره یعنی فرد معتقد فیلم خودش رو میسازه و فردی مثل استفن هاوکینگ میاد از علم میگه و بعضی از اون حرفا رو  نقض میکنه کسی نمیاد یقیه تو رو به جرم مجنگ با خدا و توهین به فلان بت بگیره این آزادی واقعیه
      و درمورد “آیا اینکه ما نسبت به چیزی علم نداشته باشیم نشان از عدم وجود آن چیز است؟”
      باید گفت ارتباطات متافیزیکی و جادوگری از ریشه مغاطه هست چون هیچ توضیح علمی و منطقی برای اون وجود نداره. به طور مثال معجزه راه رفتن مسیح روی آب: اگر قرار باشه همچین کاری انجام بشه باید چگالی انسان از آب کمتر بشه تا بتونه روی آب وایسه و این یعنی شکستن قوانین فیزیکی و شیمیای در اون لحظه و انجام کار غیر ممکن در زمان غیر ممکن و هم از نظر علمی و منطقی نادرسته.
      کار های مرتاض ها اکثرا علمی یا حقه زدن هست به طور مثال خوابیدن روی میخ به نظر غیر ممکن میاد اما از نظر فیزیکی وقتی سطح تماس بین جسم با نقطه ی تیز زیاد باشه فشار کم میشه در نتیجه میخ فرو نمیره .
      مثلا راه رفتن روی زغال هم علمیه چون مرتاض ها سریع روی زغال راه میرن و سطح تماس بین پا و زغال کمه و به خاطر اثر لیدن فراست این کار امکان پذیر هست و هر انسان دیگه ای قادر بهانجام اون هست .

      یا مثلا پیش گویی:
      تحقیقات روانشناسان نشان داده که هرگاه ما یک حرف رو به فردی تلقین میکنیم خواه ناخواه ذهن فرد به آن مسیر کشیده میشه یعنی اگر من بیام برای شما پیشگویی کنم و فال بگیرم چون من دارم حرف هام رو به شما تلقین میکنم باعث میشه که ذهن فرد رو نزدیک تر کنم .

      همه ی این چیز ها علمیه سعی کنید یکم سطح مطالعه ی خود رو افزایش بدید و دست متافیزیک رو از زندگیتون کوتاه کنید تا بتونید درست فکر کنید

  • مستراب الدنگ( زهراب گوه رنگ)

    این توله پارس سگ از اخلاق حرف میزنه فراموش کرده خود سگ صاحبشون با دختر خواهر مادر خود ازدواج میکنند

  • Behrooz-bruce

    اون تیکه بهشت آرزوهاتو خوب اومدی کلی خندیدم ( ملاهه تو رویای کون لخت حوریاست!)

  • محمد

    با سلام من خودم یک ادم تقریبا خدا ناباور هستم اما بعضی وقتها چیزهایی را از اسلام میبنم که شک میکنم مثلا نام خدا که در روی سنگ یا چیزهای دیگر نوشته میشه یا قران که تاحالا کسی چیز غلطی از اون به دست نیاورده وحتا قران چیزهای علمی گفته که در این چند سال تازه کشف شده

  • faghat kherad

    اون مثالی که در باره قوانین راهنمایی رانندگی زدید خیلی جالب و درست بود سعی میکنم منم در بحث با دیگران در مورد اخلاق اجتماعی حتما ازش استفاده بکنم.