بایگانی

آیا اعضای شورای ملی، آنقدر بلوغ سیاسی ندارند تا بدانند که آقای فخرآور شیاد است؟۲

نگارنده وقتی مشاهده می کند که هنوز اپوزسیون خارج نشین، آنقدر آگاه نیست تا بتواند شیادی به نام فخرآور را از جمع خود بیرون کند، از شدت افسردگی، به مرز جنون می رسد! چرا که می بیند، نه تنها یک شیخ، کشور باستانی ما را به یغما می برد، بلکه می بیند به اپوزسیون ایرانی نیز نمی توان امید چندانی داشت.

گزارشی از حزب رستاخیز شاهنشاهی شاهزاده در پاریس۱۳

ما ملت پای بند شیخ و شاه، همواره از برکت دستورات و راهنمایی های حزب رستاخیز برخوردار بوده و هستیم. این حزب که به دستور شاهنشاه سرتاپامهر پایه گذاری شد، مقرر کردید هر آن که به اصول مقدس آریامهری معتقد نبوده باشد، می بایست گذرنامه خود را دریافت داشته و از کشور همایونی بیرون رود.

چرا شاهپرستان هرگونه انتقادی را دشمنی با شاهزاده خوانده و به گروه های مردمی، برچسب مزدوری می زنند؟۱۲

لازمه رسیدن به آزادی و دموکراسی، پذیرفتن انتقادها است. انتقاد، دروازه رسیدن به آزادی است و تا انتقاد کردن نباشد، جامعه به سوی دموکراسی گام بر نمی دارد. چنانکه دیکتاتورها و خودکامه ها در برابر هرگونه انتقادی جبهه گیری می کنند. قلم ها را می شکنند، اعتراض و خرده گیری رسانه ها را سرکوب می سازند،

پاسخ گمنامیان به سهراب ارژنگ درباره شورای ملی۹

نگارنده به تازگی مقاله انتقادی در باره شورای ملی ایران نوشتم که مورد انتقاد دوست و همکار ما در سایت بسیار فعال و میهنی گمنامیان گردید. از این روی، برای احترام و گرامی داشت به آزادی و دموکراسی، عین نامه این هم میهن گرانمایه در این مقاله به چاپ می رسد و قضاوت آن را بر عهده خوانندگان محترم می گذارد.

مُلایِ بی وَطن، دفاع از سوریه را مُهم تر از نجاتِ خوزستان می داند!۲۴

دشمنی حکومت اسلامی با تاریخ، فرهنگ، تمدن و سنت های اصیل ایران و همچنین سَر ستیزِ این اهریمن بَد سیرت با مردمانِ شریفِ ایران زمین پایانی ندارد؛ در طیِ سه دهه ننگین گذشته، رژیم از هَر تَرفتندی برای ویران ساختن میهن مان که یادگارِ هزاره ها جان فشانی و فداکاری است، استفاده نموده.

ما هیچ گروه سیاسی بی عیبی نداریم؛ تنها راه نجات ما، ایجاد یک شورای ملی از میان همین گروه های پر عیب و ایراد است۵

می توان با هر گروه و یا حزب سیاسی متحد شد، هر عیبی نیز که داشته باشد، اهمیتی ندارد، فقط تا زمانی که یک گروه سیاسی، حاضر است اجازه دهد دیگران نیز گزینه خود را بر روی میز بگذارند، تا زمانی که به اصول مشخص دموکراسی، یعنی حق رای مردم پایبند است، می توان با او برای ایجاد یک تشکل سیاسی ملی، متحد شد.

چرا شورایِ ملی نباید از کشورهایِ خارجی و یا یک سرمایه دار، کمکِ مالی دریافت کند؟۸

تامین پول برای برگزاری اجلاس شورای ملی، پاشنه آشیل این شورا است؛ چه آنکه اگر از کشورهای خارجی کمک بگیرد، دیگر مستقل نخواهد بود و اگر از یک اسپانسر به عنوان سرمایه گذار بپذیرد، تا اَبد در زیر دین آن سرمایه گذار باقی خواهد ماند و زمینه فساد فراهم می شود.

این خودخواهی است که اجازه دهیم رژیم ادامه حیات دهد، اما حاضر به اتحاد با دیگر دموکراسی خواهان نباشیم!۶۴

به یاد داشته باشیم که حتی همان نظام پادشاهی پارلمانی نیز، نظامی دمکراتیک است. به هر حال نمی توان منکر این شد که پادشاهی پارلمانی نیز، طرفدارانی دارد، آیا نادیده گرفتن آنها، خود نقض دموکراسی محسوب نمی شود؟