بایگانی

تَعریف سکولاریسم و انسانِ سکولار به زَبانی ساده!۰

سکولاریسم تنها به جدایی دین از سیاست ختم نمی شود، رفتار آدمی نیز در شرایط گوناگون می تواند سکولار باشد! دیدگاه آدمی نسبت به هر مسئله ای می تواند سکولار باشد. شوربختانه در طی سال های اخیر کنشگران سیاسی ما تنها به یک جنبه سکولاریسم که به معنای جدایی دین از سیاست است پرداخته اند که تعریفی ناقص می باشد.

مَذهب و اَخلاقِ شرافتمندانه؛ دو پادشاه که دَر یک اِقلیم نَگنجند۱

آلبرت انیشیتن: اَخلاقيات بر پايه هَمدلی، آموزش و نيز هَنجارهایِ اجتماعی شِكل می گيرند؛ تَنها يک انسانِ بَدبخت ممكن است به خاطرِ تَرس از مُجازات و يا به اميدِ پاداش پَس از مرگ به دنبالِ پايبندی به اصولِ اخلاقی باشد.

کَنکاشی بَر سیاهچاله ها و بی اعتباری بُرهان علیت!۴

علیت که یک قانون تجربیست تنها در دنیای ماکروسکپیک کاربرد دارد و در دنیای کوانتوم و ریز ذرات صادق نیست ؛ در این مطلب سعی شده بدون برخورد کوانتومی با آن و تنها با استفاده از آنچه که در سیاهچاله ها رخ می دهد و شباهت آن با کائنات در زمان وقوع بیگ بنگ، بی اعتباری این برهان قدیمی و ریشه دار نشان داده شود.

تفاوت دو نگرش ضد دین و پَسادین (پَسا خداباوری) به زَبانی ساده!۱

پساخداباوران با وجود دین مشکلی ندارند و با آن به مقابله نمی پردازند، اما وجود سکولاریسم و جدایی دین از سیاست و کنترل دیدگاه های تندروی دینی را لازمه ی یک جامعه سالم می دانند. بنا به این دیدگاه دین و دینداری متعادل تا زمانی که به سکولاریسم پایبند باشد قابل تحمل است.

کَنکاشی بَر مَسیحیت؛ بَخش نُخست: مَغلطه “مَسیحیت، دین نیست”!۳

مَسیحیت یک دین است و آنچه نوکیشانِ مسلمان زاده مَسیحی طوطی وار تکرار می کنند، کمترین پایه و اساسی ندارد و صرفن یک مغلطه و بازی با کلمات به منظور گمراه نمودنِ انسان خردگرایِ شکاک می باشد، در بخش های بَعدی مقاله، دین مَسیحیت از جنبه های مختلف، به چالش کشیده خواهد شد.

بررسی خدا و اندیشه دینی در نگر فروید۰

انسان کنجکاو است و می خواهد بداند دنیا از کجا بوجود آمده و چه خواهد شد؟ بستگی روح و جسم چگونه است؟ چون دامنه دانشها به اندازه ایی گسترش نیافته است، که بتواند این چیستان های شگرف را پاسخ گوید به اوهام مذهبی پناه می برد.

اَفسانه خُدایان؛ با الهه هایِ باستانی هندوستان آشنا شوید!۰

در دُنیایِ ما هزاران هزار مَذهب مختلف وجود دارد و پیروانِ هر دَسته نیز قویاً باور دارند که خُدای خودشان، خُدای حقیقی است و سایرین همگی در گمراهی و تاریکی به سر می برند و به دلیل باور نداشتن به خُدایِ واقعی، به بهشت برین و ملکوت خداوند راه پیدا نخواهند کرد.

آیا خُدایی که در برابر بی عدالتی سکوت می کند، شایسته ستایش است؟۵

هر ذهن بیداری با خواندن افسانه های هر کناب مقدسی به میزانِ بی سوادی، حماقت و کوته فکری نویسندگان آن پی می برد و بدین نتیجه می رسد که امکان ندارد خدایی دانایِ به کل، گوینده آن سخن های غلط باشد؛ نویسندگان کتاب های مقدس همان هایی اَند که گفتند زمین صاف است و از مارهایِ سخنگو، سخن به میان آوردند!