ایران در حال ویرانی و ایرانیان غَرق در تَعصبِ مُضحکِ آریایی! ۲۵

– نژاد پرستی چیست؟

نژادپرستی نوعی تبعیض بسیار مخرب میان انسانها و یک رفتار بسیار تند و خشن و پر قدرت بر اساس نژادشان است. باوری را میتوان نژادپرست نامید که ادعا کند یک گروه از انسانها بصورت ذاتی و درونی و غیر اکتسابی نسبت به بقیه انسانها والاتر یا پست ترند و لذا شایسته احترام و برخورداری از حقوق برابر با سایر انسانها نیستند.

نگارنده بر این باور است که این پندار بسیار عقب افتاده و مشمئز کننده است و تنها و تنها به جدایی ها و نفرت ها و دشمنی ها پر و بال بخشیده و  می تواند میان انسان ها و به خصوص میان مردمان کشوری همانند ایران که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است اختلاف و جدایی بیاندازد و منجر به تجزیه کشور و از بین رفتن دوستی، عشق و اتحاد میان مردمان یک سرزمین شود.

شوربختانه مردم ما به جای میهن دوستی، میهن پرستی را برگزیده اند! ایده ای که با فاشیسم و نژادپرستی همراه بوده و همان راه و روش هیتلر نازی است!  سیروس پارسا

شوربختانه مردم ما به جای میهن دوستی، میهن پرستی را برگزیده اند! ایده ای که با فاشیسم و نژادپرستی همراه بوده و همان راه و روش هیتلر نازی است!
سیروس پارسا

هیچ کسی نمی تواند به خاطر نژادش، رنگ پوستش، زبان مادری اش و یا کشوری که در آن متولد شده، از شخص دیگری بالاتر و بهتر باشد؛ برتری انسان نسبت به سایرین به دلیل پیشینه تاریخی و ایل و تبارش یک پندار واپسگرا و متحجرانه است که بایستی شکست نازی ها در جنگ جهانی دوم، نقطه پایان آن می بود اما شوربختانه این پندار مغشوش و مخرب، همچنان در میانِ مردمان ابله دنیا، رایج است.

اینکه شخصی بابت نژاد، رنگ پوست، زبان، قوم، لهجه، شکل ظاهری و یا کشورش از حقوقی خاص بهره مند یا محروم شود، عین بی عدالتی است و جامعه ای که در برابر این رفتارها، از سوی هر کس و گروه و تباری که باشد، نایستد، یک اجتماع واپسگرا، بی دانش و بی کفایت است.

از آنجا که به لطف دانش ژنتیک و حقیقت فرگشت ثایت شده که تَبار یکایک انسان های جَهان به آفریقا می رسد و انسان از آنجا مهاجرت را آغاز کرده و سپس توانسته با کوچ های متعدد و گاهن اجباری در سراسر جَهان پراکنده شود و در هَر نقطه ای از کره زمین نیز بر اساس شرایط و نیازهایی که محیط پیرامونش به وی اجبار می کرده، دچار فرگشت ها و تغییرهای اساسی شده است، نتیجه می گیریم که تمامی انسان ها هم ریشه بوده و بَرتری نژادی کمترین پایه و اساس علمی و منطقی ندارد.

– نژاد آریایی در ایران:

طبق تحقیقات دانشمندان و با تکیه بر علم روز به جرأت می توان گفت که تَنها درصد بسیار ناچیزی از ایرانیان آریایی می باشند و اکثریت مردم ایران را نژادی مخلوط از تمامی نژاد ها تشکیل می دهند، به هر روی سخن گفتن از نژاد و تبار برتر به دلیل مهاجرت ها و کوچ ها و جنگ های گوناگون و سرانجام در هم آمیخنگی اقوام و ژن های مخصوص ایشان با یکدیگر، کاری ابلهانه و نابخردانه است!

آنچه از فرد یک انسان خوب و وارسته می سازد، انسانیت و دانش اوست و نه تبار و پیشینه ی نژادی اش! شوربختانه از آنجا که مردم ما نه تولید کننده دانش اند و نه فرهنگ چشم گیری دارند و نه زاینده ی ارزش های درست و منطقی اند و نه حتی امروزه ادبیات و هنر قوی و خاصی دارند، برای فکر نکردن به تمامی این دردها و مصیبت ها، به مسکن نژادپرستی و تاریخ پرستی و آریایی گری روی آورده اند!

آدولف هیتلر با داشتن باورهای نژاد پرستانه، میلیون ها نفر انسان بیگناه را به قتل رساند، نژاد پرستی و اینکه کسی گمان کند به دلیل نژادش و یا رنگ پوستش از شخص دیگری بهتر و والاتر است، دیوانگی محض است.  _ سیروس پارسا

آدولف هیتلر با داشتن باورهای نژاد پرستانه، میلیون ها نفر انسان بیگناه را به قتل رساند، نژاد پرستی و اینکه کسی گمان کند به دلیل نژادش و یا رنگ پوستش از شخص دیگری بهتر و والاتر است، دیوانگی محض است.
_ سیروس پارسا

ما با ملتی رو به رو هستیم که هیچ ندارد، هیچ نیست و تمام هستی اش نیز هیچ شُده! این ملت که ده ها سال است نادیده گرفته شده و می شود و در سطح جهان تَنها مصرف کننده است، از فرط شرمندگی و خجالت و پریشان حالی، به دنبال مسکنی می گردد که این درد جانسوز را تسکین دهد و چه مسکنی بهتر از نژادپرستی و خودبزرگ بینی؟

دردآور است که تمام هَستی مردم ایران در گذشته هزاران سال پیش نیاکان شان خلاصه شده و این ملت به جز افتخار به منشور کوروش و تاریخ امپراتوری بزرگش، چیزی برای ارائه ندارد! جامعه ایرانی همانند فردی در حال غرق شدن است که به آخرین چیزی که روی آب نگاهش داشته، یعنی تاریخ، چنگ زده است!

– ما ملت خودشیفته و خود بزرگ بین:

بیش از سه دهه است که ما گرفتار طاعون حکومت اسلامی شده ایم؛ بیش از سه دهه است که خفقان، جهل، خرافات، بی عدالتی و جنایت در سراسر این مُلک گوهر بار، بیداد می کنند. بیش از سه دهه است که مُشتی آخوند، پاسدار و انسان های فرومایه بر جان و مال و هستی و تمام دارایی ایرانیان حکومت کرده و مردم شریف ایران را در نزد جهانیان به قدری خوار و پست و بی آبرو ساخته اند که یک ایرانی، از اظهار ایرانی بودنش احساس شرم و خجالت می کند.

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است! ایرانیان مردمانی خودشیفته و نژادپرست اند!

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است! ایرانیان مردمانی خودشیفته و نژادپرست اند!

عده زیادی از اندیشمندان ایرانی نیز طلای میهن را به مس غربت و تنهایی فروخته اند و ترک دیار کرده اند تا بلکه بتوانند در آزادی کامل و به دور از سانسور و خفقان، حرف دل شان را زده و ماهیت راستین حکومت توتالیتر ایران را نشان مردم ایران و جهان دهند و راه چاره ای برای رهایی مام میهن، از چنگال حاکمانِ مرتجع و طرفداران خردباخته شان بیابند.

اما چرا این حکومت همچنان برقرار است؟ پاسخ به گمان نگارنده، نداشتن اتحاد و نبودن همدلی میان ایرانیان و همچنین وجود یک سری اخلاق های ناپسند میان مردمان ایران زمین است. خودشیفتگی و دیکتاتوری دو تا از خصوصیات اخلاقی ایرانیان هستند. هر ایرانی خود را بهتر و برتر از هم میهنان دیگرش می شمارد و بر این باور است که دیدگاه هایش درست ترین و دقیق ترین نظرات هستند و هیچ کس، بهتر از وی توانایی شناختن مشکلات و یافتن راه حل برای آن ها را ندارد.

غرور و تکبر بیجا نیز، نمونه  دیگری از خصایص اخلاقی زشت ما ایرانیان است. ما ملتی مغروریم که در حین غرق شدن در بیچارگی ها و بد بختی ها، لبخندی ساختگی بر لب می زنیم و با سینه ای ستبر و گردنی برافراشته از امپراتوری بزرگ خود در هزاران سال پیش سخن می گوییم.

در یک کلام، تمامی مشکلات و بد بختی های ما ایرانیان، از بی فرهنگی و بی اخلاقی سر چشمه میگیرد و درد مملکت ما، فقر فرهنگی و ویرانی سجایای اخلاقی است. ملت ما شایسته غارت شدن، تحت استعمار قرار گرفتن و تحمیق شدن است؛ به قول معروف جامعه گوسفندی شایسته حکومت گرگ های درنده است. صد و پنجاه سال از قدمت جنبش آزادی خواهی و استبداد ستیزی مردم ما می گدرد و هنوز ما اندر خم یک کوچه ایم.

ملتی که روشنفکران و آزادی خواهان شان را به خاطر یک گونی سیب زمینی می فروشند؛ ملتی که برای چند هزار تومان ننگ آدم فروشی را به جان می خرند، ملتی که در سراسر تاریخش هر آنکه برای آبادانی و رهایی شان آمد و تلاش کرد، به خاطر چند سکه طلا، فرد میهن دوست را زدند، زندانی کردند و کشتند و در ازای هر امیر کبیری که در این مرز و بوم زاده شده است، ده ها افشین نیز سر از تخم بیرون آورده اند؛ فرجامی بهتر از نابودی و نیستی و ناپدید گشتن از جهان هستی انتظارش را نمی کشد.

ما زاده شده ایم تا حسرت بخوریم و آه بکشیم و خبر های جنایات و قصاوات حاکمین خانه ی پدری مان را هر روزه بخوانیم و سر انجام سکوت کنیم! سکوتی چندش آور به عمق همه ی خیانت های ایرانیان به خودشان در طول تاریخ. به راستی چرا ما ایرانیان اینقدر از خود متشکریم؟

  • irani

    Ma irania faghat baladim gozeh gondeh bekanim orzeh hich kari nadarim bebinid 4ta akhonde jakeshe kon nashosteh che damari az rozegaremon darovorde vali jekemonam dar nemeyad tazeh merim to khiybon meraghsiemo megim jakesh mochakerim

  • Cyrus Teezbin

    این بالیدن بخود وسر فراز بودن بگذشته و یا تاریخ خود در هر ملت و کشوری دیده میشود و تنها ویژه ما نیست. حتی کشورهای نو بنیاد و بی تاریخ با ساختن سرگذشتها و داستانهایی از دلاوریها و جان فشانیهای گذشته گان خود٬ بگونه ای برای خود تاریخ و شناسنامه ای ساختگی میافرینند که از دید من بسیار نیکو و هر کشوری برای پیشرفت و گذر از تنش ها٬ رویدادها و پایدار ماندن٬ بچنین تکیه گاه و نیروگیری روانی نیازمند است. اکنون شما میگویید که مردم ایران بایستی که این احساس بالیدن بخود و بتاریخ راستینن (نه ساختگی) خود را فرو خورند و بدور افکنند که چه شود؟ آیا بگمان شما این رواست که این تنها دلخوشی وتکیه گاهی که نیرو دهنده مردم ما برای پایدار ماندن است از آنها گرفته شود؟ آیا گمان ندارید که این خواسته شما با خواسته دشمنان کنونی چیره بر ایران بخوبی همخوانی دارد؟

    • ضیا

      من با این هموطن، آقای سیروس تیزبین کاملا موافق هستم. ضمن اینکه من با نژاد پرستی‌ و غرور و تکبر بیجا و خود بزرگ بینی‌ کاملا مخالف هستم، این مقاله آقای پارسا مثل خیلی‌ از مقالات دیگر ایشان را چرت محض و توهین به ایرانیان می‌دانم. آقای پارسا، ملت ایران بی‌ فرهنگ و بیدانش و بی‌ کفایت نیستند، خود این کلمات شما و یا جملات توهین آمیزی چون “ما با ملتی روبرو هستیم که هیچ ندارد، هیچ نیست،” خود بزرگ بینی‌ و بی‌ فرهنگی‌ خود شخص شما را می‌رساند نه تمامی‌ ملت ایران را. مقالاتی از این گونه فقط باعث خوشحالی‌ اطلاعاتی‌‌های رژیم ضّد مردمی کنونی می‌باشد. اگر گفته‌های دلگرم کننده و امیدوار کننده ندارید و یا سوادتان اجازه نمیدهد که از قسمت‌های خوب و انسانهای بزرگ تاریخمان بنویسید، چرا مینویسید؟!!!!! ضمنا هدف ما و نوک تیز سر نیزه ما در این نقطه عطف تاریخ باید به طرف حکومت ضّد ایرانی‌ و جنایتکار جمهوری اسلامی باشد نه ملت ایران.

  • Mihan Dust

    من نمیدانم که شما با خار کردن و همواره نکوهش و سر کوفت زدن بر این مردم ستمدیده بدنبال چه هستید و چرا ایرانیها نبایستی که خود را بزرگ بدانند و بزرگ ببینند؟ سد آفرین و درود باین مردم که با همه بلاها و ستمهایی که بر آنان رفته٬ اینچنین هنوز پا بر جا٬ استوار و امیدوار مانده اند.

  • Baran Bahari

    درود بر شما.. کاش گوش شنوایی باشد.نژاد آریایی یک شعار توخالی است. آن چه مهم است فرهنگ و تمدن است که ما در آن رو به زوالیم.

    • Cyrus Teezbin

      شما «نژاد پرستی» را بهانه کوبیدن٬ خار ونکوهش کردن پی در پی مردم ستم دیده ولی همچنان پابرجا٬ استوار و سرفراز ایران کرده اید. درهمه نوشته هایتان این ایرانی ستیزی بروشنی پیدا است. در یکی از نوشتارتان زیر نام بگمانم «فینگیلیسی» بکار گیری الفبای لاتین را در نوشتن نکوهش کرده اید ولی بگونه آشکارعربی نویسی و یا بگفته خودتان (رسم الخط) نویسی را هنر نامیده و ارج نهاده و همچنان دنباله روی از آن و وابستگی بآنرا بایسته دانسته اید. امیدوارم با هر روش و اندیشه ای که دارید در راه کمک بایران و ایرانی کوشا و پیروزباشید.

      • Baran Bahari

        آقای محترم بروید پژوهش فرمایید. خط امروز فارسی تغییر یافته همان خط آرامی است که ساسانیان بکار می برندند. خط عربی ساخته ایرانیان است و بزرگانی مانند سیبویه ی شیرازی آن را به شکل امروز در آوردند.

        • علی

          سیبویه در زمینه صرف و نحو و دستور زبان عربی کار کرده (چه ربطی به فارسی داره؟!) و علاماتی مانند فتحه و ضمه و کسره و تنوین را بنیان نهاده که امروزه استفاده بسیار محدودی در خط فارسی(عربی) دارند. ریشه خط لاتین هم خطوط فنیقی هست ولی کسی به خط لاتین نمیگه فنیقی! پس نمیشه خط عربی را بفرض اینکه ریشه در خطوط ساسانیان داشته (که البته این خطوط هم به گفته شما ریشه غیر ایرانی آرامی دارند) ایرانی نامید!

          ابوالاسود دوئلی، نصر بن عاصم ، خلیل بن احمد فراهیدی و یحی بن یعمر الدوانی کسانی که در تحول خط کوفی اولیه و تغییرش به شکل امروزی نقش داشتند، هیچ کدام ایرانی نبودند

          • Baran Bahari

            با استدلال بالا هیچ خطی نمی توان داشت! عجب استدلال مضحکی!
            ۱) اصل خط میخی از باپل است. طبق استدلال شما خط میخی ایرانی نیست و داریوش نباید استفاده می کرده!
            ۲) ریشه خط اوستا آرامی است. طبق استدلال شما ساسانیان نباید خط آرامی استفاده می کردند!

            پس استدلال شما نادرست است.
            ایرانیان در ایجاد خط امروزی پرسیو ارابیک بیشترین تاثیر را داشته اند. پیش از اعراب ما از این خط استفاده کرده ایم و هنوز استفاده می کنیم. ضمن اینکه تغییرات سیاسی ۱۰۰۰ سال گذشته منطقه بین النهرین را از ایران جدا نموده است و ریشه های فرهنگ ایرانی و ساسانی همچنان در عراق دیده می شود. ضمن اینکه ساسانیان از به زبان آرامی هم سخن می گفتند و زبان آرامی یکی از زبانهای مرسوم ایران ساسانی بود.(می توانید به منابع تاریخی مختلف مراجعه فرمایید)
            چرا تصور می کنید که فرهنگ یک چیز ایزوله و مرزبندی شده است؟ قسمت اعظم آنچه تمدن اسلامی میخوانید از ساسانیان و ایران است.
            در فرهنگ عرب نه ساز موسیقی بود و نه معماری و نه گنبد و طاق. نکند باید گنبد مساجد را هم بخاطر نظر شما عربی بدانیم و گنبد کاخ اردشیر و طاق کسرا هم ایرانی ندانیم؟
            تاثیر ایران را در فرهنگ باصطلاح اسلامی بپذیرید و نفی نکنید.
            خط امروزین ما حاصل پذیرش این خط وسیله ساسانیان است. اعداد ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰ هم از ساسانیان به فرهنگ عرب رفت وگرنه رومیها و اعراب از حروف الفبا بعنوان عدد استفاده می کردند و صفر نداشتند.
            حتی بریتانیکا که معمولا نسبت به فرهنگ ایران و پارس بی مهر است بدلیل تاکید متخصصان بر نام : PersioArabic این نام را استفاده کرده است.

          • علی

            شما که همان استدلال مضحک! مرا بکار برده اید! بنده نوشتم که مثلا ریشه خط لاتین خطوط فنیقی هست ولی کسی به خط لاتین نمیگوید فنیقی و امروزه در بیشتر مناطق جهان از این خط استفاده میشود و کسی آنرا بخاطر ریشه فنیقی آن دور نینداخته!این استدلال مضحک! بنده بود طبق همین استدلال مضحک! خط میخی هخامنشیان به رغم ریشه بابلیش ایرانی است و خط اوستایی هم که ریشه آرامی دارد ایرانی است یعنی همان فرمایشات شما(نمیدانم از کجای سخن من این پیام استنباط میشود که مثلا خط میخی ایرانی نیست وداریوش نباید از آن استفاده میکرد و… . تقریبا تمام خطوط حال حاضر جهان بجز خطوط شرق آسیا ریشه فنیقی دارند،یعنی بنده گفتم باید این خطوط را دور بیندازیم واز آنها استفاده نکنیم؟!). اما باز طبق همین استدلال مضک! که در راستای استدلال خود شماست خط عربی اگرچه ریشه در خطوط منطقه بین النهرین (که آن زمان بیشتر در قلمرو ساسانیان قرار داشته و البته گاهی هم بدست روم می افتاده) دارد اما نمیتوان آنرا به نام ایران مصادره کرد همانطور که طبق فرمایشات شما نمیتوان خط اوستایی را آرامی نامید یا خطوط میخی ایرانی را بابلی نامید. ایرانی نامیدن خط عربی دقیقا مثل غیر ایرانی نامیدن خط اوستایی مضحک است! البته من منکر آن نمیشوم که ایرانیها در تکامل آن نقش داشته اند اما اعراب هم(همین ها که در کامنت قبلی ام نامشان را اوردم و شما راجع به انها هیچ نگفتید) نقش پر رنگی داشته اند و بنظر من بریتانیکا عنوان درستی را بکار برده اما شما در کامنت قبلیتان نوشتید”خط عربی ساخته ایرانیان است” و آنرا تماما به نام ایران مصادره کردید و اعراب را برگ چغندر در نظر گرفتید.

            ضمن اینکه ریشه خط عربی همانطور که گفتم منطقه بین النهرین و خطوط نبطی و سریانی(و نه خط پهلوی ساسانی و نه خط اوستایی) بوده است. اگرچه بین النهرین غالبا جز قلمرو ساسانیان بوده اما از دیرباز اکثرا محل سکونت اقوام سامی تبار بوده است.

  • علی حسن

    بنام خدا
    آقا سلام . الان نزدیک ۴ میلیون افغانی در ایران زندگی می کنند و عوامل دولتی با گرفتن رشوه و پول آنها را وارد ایران

    کرده اند و اکثر آنها با ازدواج با دختران ایرانی صاحب زن و بچه شدهاند. من با ماندن آنها در ایران به دلایل زیر مخالف هستم .
    ۱- حکومت افغانستان یک ایرانی را هم در افغانستان برای اقامت کردن در افغانستان راه نمی دهد.و شاید فقط تعداد انگشت شماری را آنهم با سر و صدا و ویدئو گرفتن از آنها ( که مثلا جماعت ایرانی ببینید که ما مثلا این فرد را برای اقامت در افغانستان راه دادهایم ؟!!) و این کار شامل اکثریت ایرانی ها نمی شود و از دو سه نفر تجاوز نمی کند.
    ۲- الان دیگر جنگ در افغانستان تمام شده است و باید برگردند به افغانستان و دولت ایران باید به اجبار و بدون وقت تلف کردن و ضربالعجل آنهارا به کشورشان بر گرداند.
    ۳- این گروه عظیم افغانها در ایران برای جوانان ایرانی دردسر درست کرده و جوانان ایرانی را بی کار کردهاند و جای ایرانی ها را از نظر کار و شغل گرفته اند.
    ۳- دولت جمهوری اسلامی ایران باید بدانند که آوردن افغانها به ایران و بازکردن در مرزهای بی در و پیکر ایران به روی

    افغانها یا عربها ساختار جمعیتی ایران را از نظر نژادی و فرهنگی و دینی بهم می ریزد ( نژاد مغولی و سامی با دین سنی)
    یعنی افغانها با زاد و ولد با ایرانیها به تعداد سنی های ایران اضافه می کنند.البته من هم وطنان سنی ام را دوست دارم و هم همسایگان سنی ام را دوست دارم . هم عربهای هموطنم را دوست دارم و هم عربهای همسایه ام را دوست دارم ، و

    این صحبت بنده اینشاالله باعث سوه تفاهم نباشد.
    ۴- اکثر این افغانها در ایران دست به جنایت و تجاوز جنسی با ایرانیان می زنند. بهر حال جنگ در افغانستان تمام شده است و باید آنه بر گردند به کشورشان .
    دولت ایران و آخوندهای ایران باید بدانند که اگر بیگانگان را هر چه زوتر از ایران بیرون نکنند ممکن است عواقب آن
    متوجه حکومت آنها از طرف جوانهای بیکار ایران و مردم ایران بشوندو حتی همین بیگانگان به ناموس خودشان هم رحم
    نکنند.

    ۵- چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.اول جوانان و مردم هم وطن خودمان بعد اگر کم و کسری داشتیم از

    آنها آنهم بطور قانونی و کنترل شده و به تعداد کم نه جهار میلیون .

    • عبید زاکانی

      جناب علی حسن با نظری که شما دادید خران قرن ۱۹ هم از شما بهتر اند. واقعا که از خر هم خرتری…..

    • Baran Bahari

      تمام پاسخهای شما نژاد پرستانه و نشان از خود بزرگ بینی دارد. افغانها و عراقیها سده هاست که در مرزهای ایران ساکن هستند و کسی نمی تواند ریشه ایرانی این دو همسایه گرانمایه ایران را انکارکند. مشکل رژیم ایران است و گرنه درهای ایران هم باید مانند انگلیس و امریکا بسوی مهاجران باز باشد و از حقوق انسانی برخوردار باشند.. این که چه نژادی داریم و چه دینی که نشانه فرهنگ یا برتری ما نیست.

      • اسی

        عزیزم پس نشانه ی چیه..میشه بپرسم پیشینه ی امریکا که انقد سنگشو به سینه میزنی چیه…اصلا امریکا یعنی چی که حالا بخاد در مرزهاشو ببنده. مگر نه اینکه امریکارو همین مهاجرها ساختن…. بحث بازکردن بازنکردن مرزها چیزی فراتر ازاین حرفهای بچگانه ی توه..چندتا کتاب بیشتر از کتابهای اطرافت بخون…کجا سده ها با ایران هم مرز هستن.عراق رو به من بگو چندساله از ایران جداشده. که صحبت از سده ها میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و شاید تو ایران نبودی یا از پشت کوه اومدی..در اوج کشتار در افعانستان. این اساتید به کجاپناه بردن؟؟که مردم ایران رو به نژادپرستی متهم میکنی… مستاجر خودم یک افغانیه از ایران به عنوان بهشت یاد میکنه…سرزمینی که بهش همه چیز داد. عروسش هم ایرانیه. دامادش هم ایرانیه..لطفی که مردم بزرگوارایران در حق اتباع خارجی کردن..خصوصاافغانیها هیچ کشوری در حق هیچ همسایه ای نکرد…به جرات میگم مردم ایران ذره ای نژادپرست نبودن و نیستن…..و خیلی هم عاشق گذشته و بزرگان کشورشون هستن…بله احتمالا میفرمایی پاسخت نژادپرستانس

        • Baran Bahari

          شما مصداق تیتر این مقاله هستید….

  • Mousavi

    The subject of discussion is very much valid, but I believe the writer has gone too far by generalizing the fact over every Iranian. It is true that; Pride should come from personal acheivements, not the coincident of place of birth, language or color of skin, etc. However, the history of a nation or even a tribe should be remembered and be thaught as a reference to the generations to come.

    • Hamid Sadeghi

      May I ask which history are you referring to? Because, the one I know is pretty horrible. As I said, these are the people who demographically replaced the Persians after invading their land, not Persians. These are Arabs, Azeries, Pakies, Mongols, and Afghans.

  • irani

    baba fekr non bashid ke kharbozeh abast,ariay in harfa hamesh gozeh gondeh kandaneh fekr in bashid ke chetori in akhondaye ozgalo az ghotrat payien biyarid ve mamlekato az virani nejat bedid

  • فریدون رزم جو

    من متوجه نشدم کجاى این نوشته ها برخورنده است که حضرات چنین عنان اختیار از دست داده و نویسنده را به باد انتقاد گرفته اند؟
    نگاهى به کتاب ” جامعه شناسى نخبه کشى در ایران ” بیاندازیدتا صدق گفتار نویسنده بر همگى معلوم شود .
    در کتاب ” امیر کبیر و ایران ” نوشته زنده یاد دکتر فریدون آدمیت به نکته بسیار جالبى بر میخوریم که از دو جنبه حائز أهمیت است :
    استقلال فکرى و وجدان بیدار ” امیر کبیر ” در مقابل بیگانگان که به قول وزیر مختار وقت انگلیس: ” رشوه ها و پول هایى را که امیر دریافت نکرد خرج کشتن و از صحنه خارج کردنش شد!”
    دوم: بى همتى و عدم داشتن عرق ملى و وطن دوستى رجل سیاسى و بى توجهى مردم ایران به این مهم . نتیجه کشورى که در طول تاریخ وجودش به قول نویسنده کتاب جامعه شناسى نخبه کشى در ایران ، تنها به تعداد انگشتان یک دست نخبه داشته که آنهم توسط همین مردم و دسیسه أجانب کشته شده است چه جاى نازیدن به گذشته اش دارد . ما مردم اگر نخواهیم أخلاق و عادات خود را موردبازنگرى قرار دهیم هرگز موفق نخواهیم شد ایرانى آباد و مترقى با مردمانى شاد و موفق داشته باشیم

  • مصطفی نیک کردار

    جناب آقای سیروس پارسا آیا همین یادآوری تاریخی و افتخار به آن تمدنی که وجود داشته و برشمردن آنها و زنده نگهداشتن میل بازگشت به آن اقتدار که بنظر شما نژاد پرستی !میباشد نمیتواند راهی برای مبارزه با استیلای دینی و برتری نژادی اعراب حاکم بر ایران ( چه در گذشته و چه در حال حاضر) باشد و مد نظر جنابعالی قرار بگیرد ؟
    مصطفی نیک کردار

  • Hamid Sadeghi

    باور کنید ما آریایی نیستیم. ما اقوام وحشیی هستیم که آریایی ها رو کشتند، کشورشون رو تسخیر کردند، و جمعیتشون رو جایگزین کردند.

    • Mihan Dust

      این داستان را دیگه تو از کجا آوردی؟ گویا اینروزها مد شده که هر کی هرچی دلش میخواهد در باره این ملت بیچاره شکست خورده بنویسد. سرنوشت اینگونه بوده که ایران و ایرانی همواره با دشمنان و بدخواهان بیشماری چه خودی وچه بیگانه دست بگریبان باشد.

      • Hamid Sadeghi

        در توهم آریایی زندگی کردن بسی آسان است. اما برای رویارویی با حقایق شجاعت لازم است. تاریخ طبری را مطالعه بفرمایید لطفا. حمله عرب، حمله مغول، حمله ترک و تازی. پوست تیره، قامت کوتاه، و سیه مویی از خصوصیا آریایی نیست همانطور که اسلام و ارتجاع آریایی نیست. بیدار شو هموطن لعنتی، سرنوشت خرافه است، دشمنی غیر از خود نداریم.

        • Baran Bahari

          پوست تیره ثابت شده است که تنها در ۱۰ نسل ایجاد می شود و علت آن هم تکامل اکتسابی است. آریاییها موی سینه داشته اند و ابروهای پیوسته که این را می توان در همه جای اروپا و خاور میانه دید. نژاد مهم نیست… آنچه مهم است فرهنگ است که ما آن را فراموش کرده ایم. موسیقی، رقص و هنرهای ایرانی

      • اسی

        بانظرت موافقم دمت گرم.ایران از دوران باستان تا به امروزبه امروز بدترین و مخوفترین دشمنهارو داشته. قبلن یونانیها بودن به مدت ۹۰۰سال هم امپراطوریه جهانگیر روم. …االن هم غرب….چرا؟؟؟ چون ایران۴راه دنیاس پایتخت جهانه. ایران عراق نیست افقانستان نیست اوکراین نیست که بخان به این سادگیا فتحش کنن.اگرغیرازاین بود مدتها پیش حمله کرده بودن ایران بزرگترین امپراطوریهارو به زانو در اورد.و حتی دربدترینشرایط جنایتهای هلنیها رومیها عثمانیها روداریم که بعضا سرزمینمونو باخاک یکسان کردن ..اما هیچکدوم نتونستن فرهنگ والا و مینیاتوری ایران رو نابود کنن..یامدت طولانی تو ایران بمونن…… یکی بگه کدوم ایرانی ازاده و باخردی میتونه همچین تمدن و گذشته ی با شکوهی رو نادیده بگیره یا تحقیر بکنه…چطورمیشه فراموش کرد بزرگمردان این اب و خاک که رشادتها کردن تا این تکه کوچک از ایران برای ما بمونه. چقدر باید پست باشیم بخاییم اونهارو فراموش کنیم…از کوروش بزرگ تا اردوان پنجم. تا اردشیر بابکان تا شاهپورها قبادها و و و همه میهن پرست و ازاده بودن…… به هرحال شماکه نه گذشته رو قبول دارید نه تاریخ معاصر رو نه پهلوی هارو نه ای اخوندهارو…. حالاهم در نطق تازه ات به بزرگان ایران خورده میگیرید…مطمئنا از نوک دماغت جلوتر رو نمیتونی ببینی..اگرنه نمیگفتی//”ما با ملتی روبرو هستیم که هیچ ندارد، هیچ نیست،”//////اگرایران هیچ نبود از همونهایی که جیره میگیرید تاحالا۱۰۰بار به ایران حمله کرده بودن…بدگویی به حکومت یک چیزه اما ناسزا و بد گویی به مردم وپیشینه ملت یک چیزه دیگه……..هرکسی که بخاطر این سرزمین اهورایی جان عزیزشو فدا کردشهید و مهین پرسته. خاه در دوران اشکانیان باشه در جنگ با هلنی ها بیرون راندن بیگانه ها..چه در ۸ سال جنگ ایران و عراق. بیرون راندن ارتش صدام ملعون………..همیشه یادشون گرامی..باد…و لعنت بر تمام وطن فروشها و هرملعونی که دراوج خودفروشی به این خاک و مردم خیانت بکنه… هرکس که میخادباشه….به امید اون روزی که این خاک اهورایی..این هزارپاره ی عشق این زیبای باشکوه به دوران عظمت و اقتدارش برگرده.