بایگانی

سالروز ۲۵ بهمن ۸۹ یادآور کشتار و خفقان حکومت اسلامی۳

جنبش انقلابی تونس در زمستان 89 بهانه ای بود که مردم دوباره برای اعتراض به نظام اسلامی به خیابانها بیایند. پیش از این تظاهرات بیشترین تهدیدها از طرف سران سپاه و قوه قضائیه برای ترسانیدن جوانان انجام گرفته بود. اما بنا به چند دلیل این جنبش به کمایی ناخواسته رفت.

غیرت و شرافت انسانی هندی ها کجا، و ما ایرانیان کجا!۹

در اجتماع ایران زنان، بیشترانسان هایی کاردان، نکته پرداز، مدیر و برنامه سازند. ولی آنان در طلسم زن ستیزی اسلام، زنبارگی آخوند، مردسالاری شماری از مردان، و بالاتراز همه؛ زن ستیزی گروهی اززنان خردباخته گرفتار، پشتشان خمیده و نمی توانند از زیر بار ظلم و ستم بیکران کمر راست کنند.

پایان همکاری میان آخوند بی دستار مجتبی واحدی، و کروبی شاگرد و مرید خمینی۹

اگر ما تا کنون با گذشت بیش از سه دهه هنوز نتوانسته ایم آخوند را درست بشناسیم و کارکرد ضد ملی و غیر مردمی آنان را بدانیم، بی تردید ما دچار نارسایی مغزی بوده، و ملت بدبخت و بیچاره ای بیش نیستیم و بر ما باید گریست. شاید هم به دنبال منافعی می گردیم که در کنار این گونه وطن فروشان امکان پذیر آن است.

با موسوی سبز پیشوای جوانان اصلاح طلبی که خود را فرزند خمینی کبیر می دانند، بیشتر آشنا شوید۹

خیانت کنونی جنبش سبز و وابستگان آن ،در تداوم و پایندگی رژیم ضد انسانی اسلامی است. سایت کلمه ۲۴ بهمن می گوید: جوانان اصلاح طلب فریاد می زنند:“هل من ناصر ینصرنی.." آیا جوانان اصلاح طلب در عربستان زندگی می کنند که شعارشان عربی است؟. در جای دیگر اصلاح طلبان خود را فرزند پیرجماران، خمینی کبیر می دانند.

اندیشه رسیدن به سکولاریسم از راه اصلاحات، پنداری پوچ و خواب و خیالی بیش نیست۴

زنده یاد صادق هدایت می گوید: «جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است، اگر به یک تکة آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد، تبرئه شدنی نیست، باید همه‌اش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد، چیز اصلاح شدنی نمی‌بینم.» این جمله با حال امروز مملکت ما سنخیت کامل دارد.

قیام و خیزش مردمی چه شد و به کجا رفت؟، چرا هم میهنان ما این چنین افسرده و بی حرکت شده اند؟۱۱

دوسال پیش مردم کشورمان به شمار میلیونی به خیابان ها آمدند، و جهانی را از خیزش و غرش خود به شگفتی درآوردند. این به خیابان آمدن ها، با وجود نیروی سرکش و خشونت بار رژیم کشتارگر بارها و بارها تکرار شد، ولی ناگهان مانند یخ ذوب بر زمین و در جویبارها، و گودال ها ناپدید گردید. این جنبش کجا رفت؟.

مبارزات مردمی برای رسیدن به آزادی، از وسط خیابان ها، به پشت رایانه ها کشانده شده است۲۲

اکنون به مدّت دو سال است که هر روز، سخنانی از قبیل اندکی صبر، سحر نزدیک است یا سال صبر و شکیبایی را، روزانه هزاران بار شنیده ایم. امّا حقیقت این است که مردم سوریه، توهمات و رویاها یشان را در اینترنت جستجو نمی کنند و بدون داشتن رهبر، با دادن صدها کشته و اسیر، قصد ترک کردن خیابان ها را ندارند.