نه غزه، نه لبنان، نه آخوند، نه بشار؛ جانم فدای آذرآبادگان ۱۴

آیا برگزاری روز قدس بجای کمک رسانی به بازماندگان فاجعه زمین لرزه، خیانت و وطن فروشی رژیم نیست؟. گویا ملت کشتی به گل نشسته و به غل و زنجیر بسته ما آن چنان شادمان و سرفراز است که نه تنها آهنگ و صدایی، و یا آهی از دل بر نمی آورد، بلکه آماده است با طوق بندگی و بردگی به دست و پای خود، ماهها و سالیانی دگر در مجلس تحمیر و خرافه گرایی آخوند شرکت جوید و دم بر نیاورد!‍‍‍.
ملتی که برای سربلندی و پیشرفت غزه، لبنان، فلسطین، که کمترین ارتباط و نفعی به حال ما و کشورمان ندارد، بی خردانه به خواست آخوند خیانت کار و ضد ایرانی بنام روز کذایی قدس، به خیابان آمده، و برخلاف خواست ملی و مردمی خود، شعار های دشمن تراش ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی سر می دهند!.

امت خردباخته و وطن فروش ایران را فراموش کرده  و به دنبال تازیان دشمنان همیشگی میهنمان می گردند.

امت خردباخته و وطن فروش،  ایران را فراموش کرده و به دنبال تازیان دشمنان همیشگی میهنمان می گردند.

امت خردباخته و وطن فروش ایران را فراموش کرده  و به دنبال تازیان دشمنان همیشگی میهنمان می گردند.

برای آن که بتوانیم موقعیت و وضعیت خود را بهتر ارزیابی کنیم، باید به چند پرسش زیر پاسخ گو باشیم:
۱- آیا در رژیم گذشته ما از آزادی های اجتماعی، فردی، و فامیلی برخوردار نبودیم؟.
۲- آیا درگذشته مشکل دینی و یا کم و کسری در اجرای مراسم آن داشتیم؟.

۳- آیا انقلاب ما تنها برای رسیدن به آزادی سیاسی و حکومت دموکراسی سکولار مردمی نبود؟.
۴- آیا هدف آن نبود که ادیان مختلف که بافت اجتماع ما را تشکیل می دهند در هرزمینه با یکدیگر مساوی و برابر باشند؟.
۵- آیا برنامه و یا خواست قلبی ما نبود که هر فرد باورهای دینی اش را در درون خود، و درخانه بدون هرگونه تظاهر و تبلیغاتی اجراء کند و بدادن هرگونه شعار و تبلیغ دینی خودداری کند؟.

۶- آیا به عنوان آزادی و دموکراسی نمی خواستیم و نمی بایست واژه های “اقلیت”، و”اکثریت”، را که بار تبعیض و نژاد پرستی به همراه دارد، از میان ما و از فرهنگمان برداشته شود؟.
۷- آیا  هدف آن نبود که بانوان کشورمان بتوانند پا به پا و برابر مردان در کارهای سیاسی و سازندگی کشور شرکت داشته باشند؟؟.آیا آگاهی دارید که  اکنون زنان اسلام زده  کشورمان، در چه وضع اسفناک به سر می برند؟؟!.

در این ویدیو، خانم دکتر وفا سلطان اندیشمند و پژوهشگر دینی، به بررسی زن ستیزی اسلام  می پردازد.

همه ما به خوبی می دانیم که به هیچ کدام از هدف های خود نرسیدیم و به گفته ای؛ “آنچه رشته ایم، پنبه شد’. برای دریافت به این حقیقت تلخ، باید بازهم بتوانیم به پرسش های زیر پاسخ دهیم:
۱- آیا این آرزوی ما بود که آخوند مفتخور سربار جامعه بر جان، مال و ناموس ما حکومت کند؟.
۲- آیا این خواست قلبی ما بود که دخترانمان را مانند حمله تازیان به ایران، به کشورهای عربی برند و در بازار به فروش رسانند؟!.
۳- آیا این خواست ما بود که جوانانمان را معتاد کرده، و یا شستشوی مغزی دهند تا در مشکلات و دردهای خود غوطه ور شوند، و نتوانند مسائل سیاسی و اجتماعی روز را ارزیابی کنند؟.

۴- آیا هدف این بود که به جای ساختن ایرانی بزرگ و سربلند، همه سرمایه های ملی و مردمی، به عنوان حاتم بخشی به تازیان داده شود، و یا در کارهای تروریستی، و یا ساختن  ۶۳ روستای ویران شده، و  ۲۰۰  مدرسه و  ۱۵۰ مسجد در لبنان، و  مانند آن در سوریه، آفریقای جنوبی، ونزویلا، تاجیکستان، و دیگر نقاط پرت افتاده  به کار برده شود؟.

بابک خرمدین نماد میهن پرستی و پایداری در مقابل اعراب و بیگانگان است، بر ماست تا کودکان و نوجوانان مان را با بابک، اسطوره ملی مان آشنا کرده و بدان ها بیاموزیم که قهرمان و دلاور راستین بابک است و نه حسین و حسن و اصغر و علی.

بابک خرمدین، دلاور مردی از سرزمین پاک آذرآبادگان، نماد میهن پرستی و پایداری در مقابل تازیان و بیگانگان  بود. بر ما ضروری است تا کودکان و نوجوانان مان را با بابک، اسطوره ملی امان آشنا کرده، و بدان ها بیاموزیم که قهرمان و دلاور راستین بابک است و نه حسین و حسن و اصغر و علی. جنایتکارن تازی.

۵- آیا می دانید، و هرگز به لیست دزدی های این نا انسان ها و موجودات ضد فرهنگ، ضد تمدن، و ضد ایرانی و سپردن در بانک های خارج نگاه کرده اید؟.
۶-  آیا ما ایرانیان، لیاقت سرداران و سلحشورانی بزرگ چون یعقوب لیث، آریو برزن و خواهرش یوتاب، بابک خرم دین، ابومسلم خراسانی، ستارخان، باقرخان، سردار اسعد بختیاری، یپرم خان ارمنی، شاهپوربختیار، فروغ فرخ زاد،  فریدون فرخ زاد، و صدها ابر انسان دیگر را داشته ایم که آنچنان صمیمانه و شجاعانه در برابر ظلم و ستم و بیگانگان ایستادند، مبارزه کردند، و یا جان دادند، و یا باید در سوگ گدایان و متجاوزین تازی مانند حسن، حسین، رضا، و مانند آن  سر به زانوی غم گذاریم؟.

۷- آیا مردم سلحشور و با فرهنگ خراسان خجالت نمی کشند و از خود شرم ندارند که استان همیشه به یاد و زرخیز خراسان که مهد آزادگان و دلاوران بوده است، به نام یک عرب پا برهنه به عنوان “استان رضوی’، نام گذاری شود و در آمد املاک، زمین، کشاورزی، و باغداری این سرزمین همیشه ایرانی، به نام یک عرب، و به کام آخوندهای تازی مسلک مفتخور فرو می رود؟.

۸- مردم تهران چه طور؟، آیا سر بلند و مفتخرند که نام خیانت کارانی چون، علی شریعتی، آیت الله کاشانی، شیخ فضل الله، مطهری، نواب صفوی، و مانند آن  زینت بخش بزرگراهها، و خیابان ها شده است؟.
۹- جاده دوم شمیران در دوران گذشته ساخته شده، و به نام پهلوی نامگذاری کرده اند. آیا این سرشکستگی و خواری برای هر ایرانی نیست که به نام موهوم و خرافاتی ولی عصر که کلاهبرداری دیگر آخوند است، نام گذاری شده باشد؟.

این فرتور دلخراش و غمگساری است که از قربانیان زمین لرزه آذربایجان گرفته شده. در همین حال، همه تلاش رژیم جنایتکار آخوندی آنست که تا می تواند بشار اسد هم جنایت کارش را بر سر قدرت نگاه دارد. به راستی، شرم و نفرین بر این رژیم ضد بشری باذ.

این فرتور دلخراش و غمگساری است که از قربانیان زمین لرزه آذربایجان گرفته شده. در همین حال، همه تلاش رژیم جنایتکار آخوندی آنست که تا می تواند بشار اسد هم جنایت کارش را بر سر قدرت نگاه دارد. به راستی، شرم و نفرین بر این رژیم ضد بشری باذ.

این فرتور دلخراش و غمگساری است که از قربانیان زمین لرزه آذربایجان گرفته شده. در همین حال، همه تلاش رژیم جنایتکار آخوندی آنست که تا می تواند بشار اسد هم جنایت کارش را بر سر قدرت نگاه دارد. به راستی، شرم و نفرین بر این رژیم ضد بشری باذ.

۱۰- آیا رژیم ضد ایرانی، اگر کمی شرافت و انسانیت داشت نمی بایست همه کارهای خود را در هر زمینه تعطیل کند، و با همه وجود، با همه امکانات به وضع مصیبت زدگان، آوارگان، درماندگان، و زخمی های زمین لرزه  آذرآبادگانمان برسد؟.

۱۱ – آیا در این موقعیت حساس و ناگوار، رفتن احمدی نژاد تازی نسب و چند تن از جیره خوارانش به عربستان و چاپلوسی تازیان برای نگهداری بشار اسد جنایتکار بر سر قدرت، از خواسته های انقلابی ما در سال ۵۷ بود، و یا پرداختن به ویرانی ها، و نیازمندی های بازماندگان زمین لرزه آذربایجان؟.
۱۲ – آیا این خواست و آرزوی ما بود که در هر شهر، بخش، بجای ساختن بیمارستان، دبستان، دبیرستان، و دانشگاه سطح بالا و با کیفیت ممتاز ( نه دانشگاههای قلابی مسخره و تنها پول ساز اسلامی)، مسجد و  حسینیه و یا یا گور هر آخوندی را به نام امام زاده آیینه کاری نموده، و در مغز امت خردباخته فرو کنند؟.

ساختمان امامزاده ارزیل ورزقان به بهره برداری رسید-

این ها که گفته شد، خواست ها و آرزوهای بر باد رفته ملتی است که تسلیم و نوکری را پیش گرفته، و همواره به مجلس آخوند، دشمنان دیرین میهنمان روشنایی و زینت می بخشد. از آن چه گذشت آیا نباید گفت ننگ و نفرین بر هر ایرانی نما که حیثیت، تاریخ، فرهنگ، آیین، آداب، ناموس و شرف ایرانی را به آخوند بفروشد، در مجلس آخوند حضور یابد، و در برابر آنهمه خیانت و جنایت سکوت نماید؟.

برای ساختن  این گور یک آخوند که از ۹ماه قبل آغاز شده بود با اعتباری بالغ بر ۹۰۰ میلیون ریال از جیب مردم دربند ایران به غارت رفته است. باید این را افزود که در  ورزقان ۵۰ امام زاده (گور آخوندها) وجود دارد، در جایی که یک بیمارستان در آن جا نیست!.

این ها که گفته شد، خواست ها و آرزوهای بر باد رفته ملتی است که تسلیم و نوکری را پیش گرفته، و همواره به مجلس آخوند، دشمنان دیرین میهنمان روشنایی و زینت می بخشد. از آن چه گذشت آیا نباید گفت ننگ و نفرین بر هر ایرانی نما که حیثیت، تاریخ، فرهنگ، آیین، آداب، ناموس و شرف ایرانی را به آخوند بفروشد، در مجلس آخوند حضور یابد، و در برابر آنهمه خیانت و جنایت سکوت نماید؟.

برای آن که ملت ایران شرافت، انسانیت، آزادگی، و میهن دوستی خود را نشان دهد، باید فردا آخرین جمعه رمضان، ۲۷ مرداد، همانگونه که شماری از هم میهنان گرانمایه امان پیشنهاد کرده اند، برای جدا شدن از روز لعنتی قدس و پشتیبانی عزیزان درمانده و داغدارمان در آذربایجان، با سر دادن شعار؛ نه سوریه نه لبنان، آذربایجان ایران ، هیکل جنایت کار آخوند را مانند زمین لرزه آذربایجان، به لرزه در آورند.

  • برای آن که ملت ایران شرافت، انسانیت، آزادگی، و میهن دوستی خود را نشان
    دهد، باید فردا آخرین جمعه رمضان، ۲۷ مرداد، همانگونه که شماری از هم
    میهنان گرانمایه امان پیشنهاد کرده اند، برای جدا شدن از روز لعنتی قدس و
    پشتیبانی عزیزان درمانده و داغدارمان در آذربایجان، با سر دادن شعار؛ نه سوریه نه لبنان، آذربایجان ایران ، هیکل جنایت کار آخوند را مانند زمین لرزه آذربایجان، به لرزه در آورند. موافقم
    ولی با واژههای کله پوک و… مخالفم

  • Sahameddinghiassi

    برای خاتمه ناراحتی ها بایست دکان سو استفاده چیان از ادیان الهی بسته شود؟

    فکر کنم که دیگر ذکر مصیبت کافی است بایست مشگل را حل کرد. اگر ریگی به کفشها
    نباشد بایست کل مشگل در جهان حل گردد.

    بهاییان در آمریکا دارای قدرت و نفوذ هستند و ظاهرا هم همه گونه آزادی دارند.
    مسلمانان آمریکا هم که نه چندان کم هستند و نه بدون معلومات علمی و دینی و ماشاالله
    این همه دکتر علوم دینی و آیت الله های عظمی در آمریکا ساکن هستند چرا این مشگل را
    یکباره حل نمیفرمایند.

    مسلم است که در راه دین عده ای به نوایی میرسند و گروهی هم قربانی میشوند. گروهی
    در کاخهای زرین زندگی میکنند و گروهی هم سرشان بریده شده و در زندانها بسر میبرند.
    حضرت مسیح در خیابانها میخوابیدند و مقلدانشان در کاخهای باشکوه بسر میبرند و از
    صدقه سر حضرت مسیح میلیونها نفر از این رهگذر دین به ثروت مکنت و قدرت رسیده اند.
    همچنین شیوخ عرب در ناز و نعمت و قدرت و ثروت غرق شده اند و در کاخهای افسانه ای
    هزار یکشبی بسر میبرند و شهرزاده های کمر باریک زیبا کنیزیشان را میفرمایند و بچه
    مسلمان دیگری در فلاکت و بیماری و فقر دست و پا میزند.

    پیرمردی وارسته تمامی شب و روز خود را به دعا خواندن میگذارند و مسلمانی خوب و
    نیک است و پیرزن بهایی دیگر با ریختن اشگ تاریخ شهدای بهایی و یا بابی را میخواند.
    ایمان های محکم پسر بچه های مسلمان را به آغوش مرگ میکشاند تا برای رسیدن به محبوب
    و یا شاید هم آغوشی حوریان مه پیکر به بهشت موعود راه یابند. و مونا ها هم طناب دار
    را میبوسند و بر گردن می نهند و عاشقانه در راه باور و معشوق خود با طناب دار در
    بین هوا و آسمان میرقصند تا جان دهند و پر پر شوند.

    جوانان ایرانی و دخترکان و پسران ایرانی به علت رانده شده از میهن در کشورهای
    مثلا پیشرفته در پی آزادی و زندگی بهتر و امکانات بیشتر با هزار گرفتاری دست
    بگریبان میباشند و آنانکه حساس ترند و طاقت کمتری دارند خود کشی میکنند.

    دزدان و هیزان هم به جمع آوری ثروتهای غیر مشروع مشغولند و میگویند پانزده
    میلیون ایرانی تنها در ایران معتادند.

    و آقایان دانشمندان ما سر مطالب صد تا یک غاز بحث و جدل دارند.

    آقایان علمای دین و آیت الله های نخبه و معظم شما که به کتابهای ادبی و علمی
    دسترسی دارید و مثلا مولوی و سعدی و ابن سینا را خوانده اید و دریایی از علم دین و
    دانش در وجود خود دارید چرا به حل مشگلات اقدام نمیفرمایید؟

    این همه ثروت نفت و این همه درآمدهای سهم امام را برای مردم و علم بکار ببندید.

    در امریکا میلیونها مسلمان زندگی میکنند و در بین آنان دانشمندان علوم دینی و
    آیت الله یا حج اسلامی کم نیستند بیایید این مشگل ها را حل کنید. مشگل شیعه و سنی
    بهایی و مسلمان و…

    با ترتیب یک میز گرد بیایید اختلافات بین ادیان را روشن کنید یا همدیگر را قبول
    کنید تا مقلدان شما به آزار همدیگر نپردازند و یا با آوردن دلیلهای منطقی طرفهای
    مقابل را رهنمایی بفرمایید میدانید که درغیر اینصورت این مشگل همچنان باقی میماند
    و بهانه ای به دست سوادگران جنگ و قاچاق و مواد مخدر و مواد ممفجره داده اید و بی
    جهت تعدادی از مردم کشته و قربانی خواهند شد چه بسا که خود شما و حتی فامیل خود شما
    هم قربانی این بی انصافی ها بشوند پس تا دیر نشده با ارشاد و بحث مشگل را حل کنید.

    اجازه ندهید که با کشتن و بستن مردم بهانه غارت به دیگران را بدهند تا دکان
    جدیدی بیآرایند.

    فساد و کلاهبرداری سو استفاده از دین و مذهب دارد بصورت یک حرفه در میآید و دود
    آن به چشم همه خواهد رفت. در راه وحدت و یگانگی قدم بردارید و با مکالمه و گفتگو
    با همتایان خودتان دریک میز گرد به اینهمه جدل و جنگ پایان بدهید.

    نگذارید که شیادان دینی و بی دینان در لباس دین از دین سو استفاده کنند
    همانطوریکه دیدید آنان حتی نوه پیامبر را هم سر میبرند پس به کسان دیگر هم رحم
    نخواهد کرد. فکر نکیند که شما را امان هستید فردا ممکن است لبه تیغ بر گردن شما هم
    قرار بگیرد؟

  • Sahameddinghiassi

    ایران را ویران کردم مغول عربان عصر عمر یا اسکندر؟

    شما به این نوشته نگاه کنید. در کشوری مثل آمریکا که بیشتراز دویست ملت و بیشتر
    از شش هزار مذهب وجود دارد همه در کنار هم با تحمل و تساهل زندگی میکنند و ظاهرا هم
    کاری بکار هم ندارند ولی در کشورهاییکه که درقدیم یکی بودند و توسط استعمار بین
    المللی برای غارتگریهای پاره پاره شده اند و از هم جدا باز هم کسانی دانسته و یا
    ندانسته بر طبله تفرقه و دوییت و دشمنی و نفرت میکوبند و میخواهند ملتهای ساکن
    ایران بزرگ و یا فلات ایران را باز هم بیشتر تجزیه و کوچکتر کنند.ما امروز
    امپراتوری پارسی نداریم وملتهای ساکن در فلات ایران همه در هم آمیخته شده اند. در
    حالیکه بیشتر از دویست ملت و بیشتر از شش هزار مذهب در آمریکا یک متحده ایالات و
    ولایات آمریک را بوجود آورده اند و سیاه سفید زرد سرخ خود را یک ملت میدانند آنوقت
    بین کرد و دیگران در ایران تفرقه میاندازند. خودتان نوشته را ببیند که یا از روی
    ابلهی است و یا از روی وابستگی که کانون غارتگران بین المللی برای نفع شخصی. خودتان
    قضاوت کنید.

  • Sahameddinghiassi

    شیادی و کلاهبرداری رشوه گیری و فساد در تمامی دنیا دارد پاگیر میشود.

    نمیدانم شما هم هر روز ده ها و شاید صد ها نامه های ایمیلی دریافت میکنید که در
    آن برای کلاهبرداری استفاده میکنند. مثلا میخواهید خانه ای را اجاره بدهید سی ایمیل
    میآید که میخواهد خانه را اجاره کند بعد هم در حدود چند هفته وقت شما را میگیرند
    بعد از فرستادن مقدار زیادی عکس و توضیح آخر سر یک چک برایتان ارسال میکنند شما چک
    را به بانک میبرید و بحساب خودتان میگذارید بانک به اعتیار شما چک را نقد میکند و
    یا به آن اعتبار میدهد تا وصول شود. وصول چک ممکن است بیست روز طول بکشد و در این
    مدت صاحب مثلا چک از شما میخواهد که مقداری از پول را توسط یونیون و … برایش
    ارسال کیند. یک عالمه هم سر شما منت میگذارد که بشما اطمینان کرده است و برایتان
    جلو پول فرستاده است. بعد اگر شما برایش پولی بفرسیتد همان پول از کیسه شما رفته
    است زیرا بعد از بیست روز چک بیمحل است و برگشته و بانک از حساب شما برداشت کرده
    است.

    راه دیگر نامه های عاشقانه است که درآخر منتهی به دروغ میگردد. ولی یک راه جدید
    را برایتان مینویسم تا مواظب باشید. کسی از طریق ایمیل با شما دوست میشود و بعد
    میخواهد با شما همکاری کند و یا مثلا به محل زندگی شما بیاید.

    تاره ترین این شگرد که دوست من محمد میگفت این است که شرکت ها بزرگ مقداری دختر
    و یا مرد استخدام میکنند که از طریق اینترنت با مردم دوست شوند ومثلا بخواهند با هم
    شریک تجاری شوند بعد میگویند در شب یک شنبه با هواپیمای مثلا دلتا و شماره پرواز
    فلان به شهر شما میآیند. شما میگویید که خوب وقتی رسیدید به من تلفن کنید تا شما را
    از فرودگاه بخانه ببرم. شما به فرودگاه میروید آنان آنجا نیستند فرودگاه هم که
    اجازه ندارد به شما اطلاعات بدهد که فلانی آمده یا نه شما چندین ساعت وقت تلف
    میکنید و دنبال نخود سیاه میگردید به تلفن یا سلفون داده شده مرتب زنگ میزنید و با
    شما صحبت میکنند بعد که به خانه آمدید به شما باز زنگ میزنند و بعد قطع میکنند شما
    که دلتان شور افتاده است زنگ میزنید و بالاخره بعد از یک روز علافی و یک عالمه صحبت
    کردن تلفنی بین المللی میبینید که یک صورت حساب بزرگ برای تلفن شما آمده است کار
    آنان همین بوده است که شما با تلفن صحبت کنید و آنان پول بسازند. آدمی که قرار بوده
    به شهر شما بیاید و با شما یک کار تجاری شروع کند شاید اصلا پایش را به شهر شما
    نگذاشته باشد و تماما از تلفن استفاده کرده و شما را خوب دوشیده است.

    در آمریکا این قبیل کلاهبراریها زیاد است. در ایران مثلا کسی بایست بقول خودش ده
    سالی روی شما سرمایه گذاری کند و خودش را آدم خوب و پاکی نشان دهد تا بتواند از شما
    مبالغی بعنوان قرض بگیرد و پس ندهد و کارتان را به دادگستری بی تفاوت و بمن چه
    گویان ها بیاندازد و تا شما پول خود را بتوانید پس بگیرید تورم حساب پول را رسیده
    است. در اینجا برعکس است بانک بشما پول میدهد و بهره های سنگین میخواهد و چون تورم
    که نیست هیچ بلکه ضد تورم هم هست یعنی سرمایه شما نابود میشود. در آنجا با تورم و
    در اینجا با ضد تورم. خوب یک شرکتی هم میگوید که من میتوانم برای شما وام بدون
    بهره ویا حتی کمک پولی برایتان بگیرم چون شما مثلا خارجی هستید ویا سیاه پوست ویا
    زن. در یکی از هتلها جلسه ای سنگین برگزار میکنند و ده ها آدم میایند و صحبت میکنند
    که این شرکت مثلا گراند کنفرانس توانسته است برای آنان وامهای ارزان ویا بلاعوض
    بگیرد و آنان وضعشان خیلی خوب شده است. بعد از آن همه تشویق و تبلیغ شمارا گول
    میزنند و مقداری پول مثلا هزار دلار از شما از طریق کردیت کارتتان میگیرند و یک مشت
    کتاب میدهند و چند شماره تلفن ولی بعدا معلوم میشود که جز خواندن همان کتابهای هیچ
    کاری برایتان نمیتوانند بکنند.

    یابشما میگویندکه میتوانید در خانه ماهی ده هزار دلار بسازید ولی بایست این
    مدارک و نوشته ها را از من بخرید و بشما میفروشند و بعد هم هیچ درآمدی در کار نیست.

    خوب اینها را برایتان گفتم که حواس شما جمع بشود که آمریکا معدن شیادی حقه بازی
    و کلاهبرداریها ی مثلا قانونی است و همه یا اکثر مردم سعی دارند با کاغذ بازی پول
    بسازند و از هر چیزی برای ساختن پول سواستفاده میکنند. یک روز بنام گرفتن مرگج
    ارزان و یک روز بنام میدیفیکیشن ( وام ارزان و یا تعییر در وام و یا کم کردن مقدار
    بهره) با شما تماس میگیرند و پول خوبی هم جلو میخواهند ولی هیچ کاری نمیکنند و چون
    مثلا قانوی کارشان بوده دزدی هایشان هم قانونی است. حتی اگر شماره حسابتان را
    بدانند سعی میکنند از آن حساب برداشت کنند. بدین ترتیب آمریکایی ها خیلی بدگمان
    هستند و به کسی باین زودیها اعتماد نمیکنند

  • Sahameddinghiassi

    درد دین در انسانها  و سو استفاده شیادان از حربه دینکاری؟  شاید انسان از روزهای نخست زندګی خود به فکر این بوده که چرا به دنیا آمده و چرا بایست بمیرد  ؟ و از دادن پاسخ به این پرسش ها ناتوان بوده است این بوده که درفکر خود موجوداتی ساخته است که بسیار توانا تر از او  بوده اند و فنا ناپذیری هم یکی از صفتهای آنان میبوده   خدایان اساطیری روم و یونان  الهه های زیبایی جنګ  عشق و… خدای خدایان  همه ساخته فکر بشر بوده است  و در ملتهایی دیګر بصورت بت پرستی و احترام بی حد به بت هایی که خودشان سازنده آن بوده اند.  برای اکثر ایرانیان که در بستر دین اسلام بزرګ شده اند و از کودکی از پدر مادر و سایر مومنان از دین اسلام آموزه هایی از عفو  بزرګواری و محتب و انصاف و عدل شنیده اند و در ذهن خود برای آدم مومن والایی و بزرګ منشی فرض کرده اند حالا با موجی دیګر روبرو شده اند  حمله به باورهای آنان و یا آزار دیدن از باروهایشان  باحتمال سیستم هدایت کننده دنیا هم در این فکر است که این نفرت را هرچه بیشتر شعله ور تر سازد   جدال بین دیندار و بی دین   مسلمان و غیر مسلمان  بهایی و شیعه   شیعه و سنی  و لامذهب و متظاهر به مذهب  و  درست مثل جنګ و نزاع و نفرت بین ترک  فارس  عرب عجم  رشتی و تهرانی  و… است  که با سایه جوک ها و بی احترامی ها همراه است.

     

      آنچه که مسلم است کسانی از این بل بشو و از این آب ګل آلوده شده دارند ماهی ګیری میکنند  و بسیار کسانی هستند که از برکت سر دعوای بین ادیان الهی به مقامهای شامخ و زر و زور فراوان رسیده اند  اګر دین برای عده ای نکبت بدبختی و دربدری و آوارګی و بی خانوادګی به ارمغان میآورد  برای عده ای هم تلا ثروتهای نجومی  دلبران زیبا قصرهای تلایی و حمام ها عاج هدیه میآورد   متاسفانه تنها چیزی که این وسط قربانی میشود  انسانهایی ساده دل و مظلوم هستند که طمعه ګرګان هر دو طرف میګردند. ظاهرا تمامی آموزه های دینی کم بیش بهم نزدیک هستند و همه آنان به انصاف  دوستی و برادری و برابری و عدل داد و اخلاق و درستی و پاکی رهبری کرده اند  مثلا هیچ دینی نګفته آدم های بینوا را بکش  و یا دزدی کن و یا با زن مردم رابطه غیر مشروع برقرار کن   ولی آنچه که مسلم است عده ای شیاد از دین به عنوان یک حربه سو استفاده کرده مردم ساده دل را غارت میکنند ویا بصورت آدمک از آنان سو استفاده میفرمایند و حتی آنان را بصورت آدمکش حرفه اسیر باورهایشان میکنند؟  حضرت مسیح اینطور که در فیلمها نشان میدهند خانه ای نداشت و در کوچه ها یا در بیابان ها میخوابید  و در سی سه سالګی هم به بوسیله  چهار میخ یا صلیب اعدام شد  ولی دیګران این را نوعی دیګر نشان دادن و ګفتند که او خودش میخواسته چون بره قربانی خطاهای بشر شود  حضرت امام حسین را بانهایت بی انصافی و قساوت اینطور که بما ګفته اند شهید کردن و سراو را  بر نیزه نهادند و بدنش بدون سرش  را زیر آفتاب سوزان کربلا سه روز رها کردند؟
       اکنون بیش از یک میلیارد نفر به حضرت محمد ایمان دارند   وی دارای نبوغ نظامی و تشکیلاتی خیره کننده ای بود   او توانست که ملتهای عرب را متحد کند و ملتهای زیادی را هم عرب کند ګرچه دیګران به حتی خانواده او هم رحم نکردند و نوه های اورا کشتند و یا مسموم کردند  ولی حتی اکنون بعداز ۱۴۰۰ سال هنوز هم ثروت عظیمی در درست پیروان اوست  و کسانی هستند که حاضرند در راه او کشته شوند ویا بکشند؟  چرا دیګران توانایی های او را نداشتند شیوخ عرب هم اکنون هم برروی میلیاردها دلار و ثروتهای عظیم خوابیده اند و از صدفه سر همان حضرت محمد بهترین زندګانی ها را دارند و درقصرهای تلا و حمام های عاج و در کنار زیباترین دلبران بین المللی زندګی میکنند  دین برای عده ای بهشت روی زمین را هدیه میآورد و برای عده ای هم جهنم روی زمین  کسانی همه چیز خود را در راه دین از دست میدهند و کسانی دیګر از ثروت قدرت و شهوت رانی از دین به عنوان حربه ای برنده استفاده میکنند  در این ماجری تقصیر کیست؟

     این دیګر یک موضوع مشګل و پیچیده سیاسی نیست  اینطور که مینویسند  تنها آمریکا در جنګ این چند سال اخیر تریلیونها دلار خرج کرده است  التبه ګفتن تریلیون دلار خیلی ساده است  ولی این پول چندین برابر بودجه کشورهایی نظیر مثلا ترکیه است  که با این تریلیون دلار ها  میتوانستند  سطح دانش و فرهنګ مردم را بالا ببرند  کار ایجاد کنند برای جوانان حرفه و فن راه اندازی کنند تا جذب جنګ و کشت کشتار و طالبان های دیوانه و همکاران القاعده شان  نشوند  جوانانی که برای خاطر یک وعده بهشت و یا مقداری پول به استخدام طالبانها در میآیند  با این تریلیون دلارها میتوانستند ریشه ظلم  حق کشی بیکاری و بی برنامګی مردم را مثلا در افغانستان و عراق ریشه کن کنند  ولی ګویا آڼان بجای ایجاد کار دانشګاه  مدرسه های فنی هنری پیشرفت کشاورزی و تولید ترجیح میدهند  که برادران افغانی ما اسلحه به دست با جهل و تعصب های کور بجنګ یکدیګر بروند  شاید مردمی که به جنګ روی آورده اند از دزدیها و بی انصافی ها و رشوه خواریها خسته و دلګیر شده اند  اما طالبانی که کودکان و زنان دربند افغانستان را میکشد  آیا میخواهد به این وسیله  مثلا از دین اسلام دفاع کند  یا نفرتی بیشتر بین مردم پرورش دهد و تخم بدی و دشمنی و نفرت را بکارد و آبیاری کند؟   آنچه که روشن است سیستم بین المللی میکوشد که بیشتر به جنګ و نفرت دامن بزند  تا برای خدمت به مردم کمر همت ببندد؟  آیا جوانی که کار و امکان رشد و تحصیل و مسکن و امکان ازدواج و تشکیل خانواده و رفاه نسبی را داشته باشد حاضر خواهد شد اسلحه بدست ګرفته با سایر برادران خود به آدمکشی و قتل غارت بپردازد؟  
     این تریلیون دلارها که خرج جنګ و نفرت میشود براحتی میشود آنها را برای ایجاد کار و دانش هزینه کرد و سدی محکم جلوی فساد  رشوه خواری و دزدی بست  ولی متاسفانه اینطور به نظر میرسد که مشګل این استکه  سیستم تصمیم دارد ریشه طبقه متوسط را برکند و مالیاتهایی که از طبقه متوسط میګیرد را صرف نفرت پراکنی و ظلم و جور بکند  فرستادن یک سرباز مثلا آمریکایی به افغانستان که حتی زبان و فرهنګ و دین و شرایط زندګی مردم آن کشور را نمی داند و نمی تواند با مردم عادی ارتباط برقرار کند آیا برای مالیات دهندګان آمریکایی نفعی در بر خواهد داشت؟  اینطور که می نویسند بیشتر طالبانها از مردمی هستند که از فشار بیکاری و از فرط ناچاری مجبورند که اسلحه بدست بګیرند و برادر کشی کنند.  و دیګران هم از فرط بیچارګی رشوه خواری مستخدمان دولت به طالبانها پناه میبرند؟  ملیتهایی که در جهل و فقر فرهنګی بیسوادی و بیکاری غوطه میخورند  مسلم است که آدمک کسانی خواهند شد که با پول و دروغ براحتی میتوانند آنان را فریب دهند  و نادانی و بی اطلاعی مشګلی است که ګریبان مردم را ګرفته است  ایجاد نفرت و خشم از شګردهای استعمار و استحمار بین المللی است  کسانی نظیر صدام حسین دیوانه  طالبانهای دیوانه و سرهنګ قذافی را سر کار میګذارند و بعد هم به آنان اسلحه میفروشند تا بجنګ ملتهای دربند شده شان بروند ملیتهایی که از فقر و جهل در مرز دیوانګی های مخصوصی قرار دارند و تخم نفرت و جدایی و خشم را در آنان به ودیعه میګذارند تا رشد کنند؟
      مثلا حس خشم و نفرت نسبت به  صوفیان و درویشان و سایر مکتبهای عرفانی را کی در ذهن مردم می پروراند و کی مردم ابله را بسیج میکند تا خانه ها و اقامتګاه ها و حتی مسجدها و حسینه های آنان را ویران کند.  کسانی هستند که بدون داشتن هیچګونه اطلاعی از روش و آموزه های  فرقه ها و یا دینهای دیګر تنها بدون دلیل و بدون معلومات و بدون خواندن حتی یک کتاب دشمن آنان هستند؟  
    مسلمانانی که حتی قراڼ را هم نخوانده اند ادعای مسلمانی میکنند و خودشان را مقلد فلانی میدانند  یادم هست که مرجعی میګفت  که یهودیت کتاب دارد و تورات نام کتاب دینی آنان است  مسیحیت هم کتاب دارد و نام آن کتاب مقدس انجیل است  خوب اسلام هم که کتاب دارد و آن قرآن کریم است ولی بهاییان لاکتاب هستند و کتاب ندارند  درحالیکه کتابهای دینی بهاییت بسیار زیاد است  و  این دین به تنهایی یک کتابخانه کتاب و اثر نوشتاری دارد؟  حالا چګونه آن مرجع میګفت این دین کتاب ندارد  خوب معلوم است که از  ندانستن و نخواندن کتابهای نوشته شده پیامبر این دین بوده است؟  کسی اګر منصفانه کتابهایی که در همه امور در بهاییت نوشته شده است بخواند براحتی میتواند بفهمد که دستورهایی تازه و مطابق روز برای مردم به ارمغان آورده اند؟  یا ګفتن فرقه ضاله  ای دوست در روضه قلب جز ګل عشق مکار   کجای این کلام ضاله است  انصاف هم خوب چیزی است  یا ای اهل عالم سراپرده یګانګی دربه اهتزاز در آمده است  به چشم بیګانګی در هم ننګرید  که همه شما برګهای یک درخت  هستید و شاخه های یک شاخسار و ګلبرګهای یک ګلبن   یا تساوی زن مرد  و یا وحدت در کثرت  یعنی با قبول اختلاف باهم باهم وحدت و دوست داشتن هم   کنار ګذاردن تمامیت خواهی و مشاوره  و تشکیل هیتهای  نه نفره  در هر ګوشه ای که بهاییان جمع شده اند؟

     یا داشتن زبان واحد بین المللی و یا تحقیق در باره حقیقت و علم دین بایست باهم موافق و سازګار باشند   ترک تقلید و جستجوی حقیقت؟  شاید اګر حضرت بهاالله به عنوان یک تنها جامعه شناس نوشته های خود را ګفته بود اینقدر هم مورد بی مهری واقع نمی شد؟  تعصب کور بدون پشتوانه علمی خانه خراب کن است  درست مثل جهل مرکب عمل میکند.  متاسفانه  دینکاران و شیادان دینی حتی به کسانی مثل مولوی هم حمله میکردند و در زمان زندګی او عرضه را براو هم تنګ کرده بودند  و اینطور که من خواندم بارها توسط علمای بی علم آن زمان تکفیر شده بود؟   در صورتیکه دنیا دربرابر عظمت فکر و اندیشه او اکنون سر تعظیم فرود آورده است و برای بزرګی او سرهای بسیاری از فرهنګ پژوهان خم میګردد ؟  به امید روزی که خودخواهی و فساد و تمامیت خواهی و دشمنی های بدون پایه  جایش را به دوستی ها و محبت ها و همکاری ها بدهد و تا همه بتوانیم از این مرداب که در آن غوطه ور هستیم نجات پیدا کنیم    الهی آمین  

    این موضوع کاملا روشن است که دانش ما و ذهن ما و افکار ما به ما توانایی اینکه مشګل هار احل کنیم را ندارد  و لاجرم به افسانه و فلسفه  دست نیاز دراز کرده ایم  .  تعصب و جهل در جامعه هایی تا مغز استخوان مردم آن فرو رفته و بعضی ها بدون داشتن حتی یک دانش معمولی خود را علامه های دهر و علما و دانشمندان نخبه فرض کرده و مردم را به تمکین و اطاعت کامل خود  میخوانند؟   بعضی ها هم تیشه به دست ګرفته و میخواهند بنیان دین و دینداری را از پایه تخریب کنند؟  و متاسفانه جدال این دوګروه هم به نفع مردم نیست و باز این مردم هستند که در وسط این جدال باوری  قربانی میشوند   آیا بهتر نیست که هرکس آزاد باشد تا هرچه میخواهد بخواند و باور کند؟ و بهمه عقیده ها احترام بګذاریم ؟

  • Sahameddinghiassi

    آیا مشگل و سبب اصلی درماندگی انسانها اکنون تنها دینها هستند؟

    اکنون بسیاری از مردم نوک تیز پیکان حمله خود را برای مشگلات و ناراحتی های
    کنونی متوجه دین کرده اندو فکر میکنند اگر بی دینی و مثلا اخلاق جایگزین دین ها
    شوند مشگل همه حل خواهد شد. اگر ما منصف باشیم می بینیم که دین ها مشگل ساز نبوده
    اند بلکه کسانی که از دینها سو استفاده فرموده اند مشگل ساز بوده اند. مثلا کجای
    این گفته عیب دارد که بایست گفتار نیک کردار نیک و پندار نیک را سر آغاز زندگی
    خود بکنیم فکر کنید که اگر مردم به همین سه جمله کوتاه توجه کرده و آنرا اجرا کرده
    بودند بسیاری از مشگلات کنونی اصلا وجود نداشت . این گفته اشو زرتشت پیامبر گرامی
    زرتشتیان است ولی آیا همان موبدان دوره ساسانی به این گفته عمل میکردند؟ بقول
    عربان لاوالله؟ قدرت طلبی تمامیت خواهی فساد و پادشاهی موروثی بدون دقت و تحقیق
    باعث شاید شده بود که عربان به ایران آن زمان مسلط شوند و کتابخانه هارا بسوزانند و
    مردم را برده خود کنند.

    امروز هم دینداری یا حتی بی دینی پایه بر اخلاق شاید نتواند مردم را نجات دهد.
    آن چیز که میتواند مردم را رها کند تنها دانش و بینش و مطالعه است که انسانها
    بتوانند دید وسیعی داشته باشند نه در یک محدوده زندانی بمانند. دانستن زبانهای
    خارجی مطالعه زندگی و تلاشهای دیگران برای رسیدن به آزادی میتواند مشگل گشای همه
    مردم باشد.

    همینطور حضرت مسیح که اینقدر مردم را به عشق و دوستی نصیحت و وصیت کرد و گفت
    همدیگر را دوست بدارید همانطوریکه من شما را دوست داشته ام و یا بهم کمک کنید و بی
    تفاوت و خودخواه و تمامیت طلب نباشید. بخشش کنید و نسبت به دیگران بزرگوار باشید
    ظلم و بی تفاوتی را کنار بگذارید و همه را مثل برادران و دوستان خود دوست بدارید
    خدا عشق است و پدر آسمانی شما. حالا آیا حتی همه کشیشان به این دستورها عمل
    میکنند؟ لاولله؟ آنان در قصر های سلطنتی زندگی میکنند و دیگران را به وعده وعید و
    داشتن صبر ایوب دلالت میکنند. بنای ظلمی که همان روحانیون مسیحی در دوره قرون وسطی
    بنیاد نهادند غیر قابل بخشش است؟ از دین کشت کشتار قتل و جنایت را تیلیغ فرمودند و
    مردم را بجان هم انداختند. خوب همانطوریکه دین زرتشتی در اثر شاید ظلم موبدان مورد
    حمله مسلمانان واقع شد همانطور هم دین مسیحیت به ظلم و جور خود توسط روحانیون شیاد
    و شاید بدون ایمان مردم را تاراج و کشتار میکرد.

    گرچه اسلام و مسلمانان هم اول بنام برادری و برابر پیش آمدند ولی بعد وضع فرق
    کرد و عرب و قریش آقا شد و دیگران برده و بنده. شیوخ ثروتمند و خلیفه های غدار و
    شهوت پرست و تمامیت خواه و مادیگرا از دین اسلام بعنوان یک حربه برای نابودی دیگران
    و فربه شدن خود شان کمال سو استفاده را کردند حتی که فرزندان همان پیامبر خودرا که
    میگفتند که با او ایمان دارند سر بریدند؟ دین اسلام هم با شعار خوبی عدل انصاف
    برادری و برابری و اینکه طلب علم بر هر زن ومرد مسلمان واجب است و به دنبال دانش
    بروید ولو اینکه در کشور چین آموزش داده میشود به میدان آمده بود به دست یک مشت
    شیاد و تمامیت خواه و شهوت پرست نظیر یزید و معاویه و ابوسفیان به ملعبه و بازی
    گرفته شد. و تا همین اواخر هم شاهان بت پرست و زن پرست و شهوت پرست نظیر فتح علی
    شاه و ناصر الدین شاه با داشتن ده ها زن به عیش و نوش و شهوترانی مشغول بودند و
    مردم را یا بحال خود رها کرده بودند و یا از آنان مالیاتهای سنگین برای زندگی پر
    زرق برق و مملو از شهوت رانی خود می ستاندند. همه اینان بنام مسلمان به مردم ظلم
    میکردند ونام دین را به بازی گرفته بودند و روحانیون اسلامی هم کم بیش از آنان
    حمایت میفرمودند.

    اگر به زندگی همه پیامبران نگاه کنیم حضرت مسیح که به چهار میخ کشیده شد و در سن
    سی سالگی اعدامی فجیع گردید خوب از دین و مزایای آن او هیچ استفاده ای نکرد. ولی
    خوب دیگران از صدقه سر وی در کاخها و درکنار دلبران مه روی زندگی کردند و میکنند.
    سهم مردم عادی هیچ بوده است یا ظلم و ستم و غارت و کشت و کشتار.

    بغیر از حضرت محمد که به مرگ طبیعی وفات فرمودند اکثر پیشوایان بخصوش شیعه با
    مرگ طبیعی وفات نفرمودند بلکه به ضرب شمشیر بیرحمانه کشته شدند و یا مسموم گردیدند
    و گویا با وجود علم لدنی خود به خوردن انگور و غذای مسموم ادامه دادند. معجزاتی که
    به حضرت مسیح نسبت میدهند هم در هیچ کتاب تاریخی دیگری به جز همان انجیل ذکر نشده
    است که شاید همه آن معجزات سمبولیک باشند. ولی آنچه که مسلم است گفته ها و روش ها
    و دستورات حضرت مسیح اگر به آنان عمل شوند بسیار نیکو و خوب هستند.

    حضرت باب نیز در سن بسیار جوانی توسط دولت ناصرالدین شاه اعدام و تیرباران شد. و
    دعوی امامت دوازدهمی برایش فایده ای دنیوی نداشته بود. گرچه در تاریخ های غیر بهایی
    نیز معجزه ای از وی ذکر شده است که یک گروه سرباز ارمنی به وی تیراندازی کردند در
    حالیکه او به چوبی بسته شده بود ولی به گفته وی چون خدای نمی خواست او کشته نشد. که
    اهالی تبریز میگویند از این واقعه بسیار دگرگون گشته بسیاری از آنان بابی شدند. بهر
    حال گفته ها و نوشته های وی هم برای جامعه کنونی جهان تازگی داشت و حتی بسیاری از
    نویسندگان غیر بهایی اورا انقلابی و پیشرو دانسته اند. در بابیان نیرویی بود که
    براحتی کشته شدن و شکنجه را می پذیرفتند و نمونه آن سلیمان خان وزیر است که شمع
    آجین شد و دستهای جلاد که برای سوراخ کردن بدن او آمده بود میلرزیده و او خنجر را
    از دست جلاد میستاند و خودش بدنش خود را سوراخ سوراخ میکندو بعد هم در آن سوراخها
    شمع های گداخته روشن گذاشته میشود و او شعر عاشقانه معبود خود را میخواند و قدم
    میزند. این مثل راه رفتن حضرت مسیح روی آب و یا شفای بیماران و مردگان از گذشته
    های دور نیست و شاید هستند کسانی که این موضوع را از دینندگان آن شنیده اند. حالا
    اگر کتابهای نوشته شده حضرت باب نه بعنوان یک امام یا رسول خدایی بلکه بعنوان یک
    متفکر و یک نویسنده مورد ارزیابی بیطرفانه قرار بگیرد شاید بسیاری از مشگلات حل
    شوند.

    حضرت بهاالله که هم که یک متفکر بزرگ بوده اند کتاب هایی نوشته اند که بایست
    بدون غرض و مرض مورد بررسی قرار بگیرد که در باره اقتصاد و زندگی و غیره است و کلام
    وی که ای اهل عالم به چشم بیگانگی هم ننگرید که سراپرده یگانگی در دنیا بلند شده و
    همه شما بار یک دارید و برگهای یک شاخسار. تا اینجا همه پیامبران جز دادن دستورات
    انسانی و خوب کاری دیگری نکردند و اکثر آنان هم به نحووحشیانه ای کشته و یا مسموم
    شده اند.

    متاسفانه وارثان آنان از دین یک حرفه و یک دکان ساخته اندو با غارت مردم ساده دل
    و آزار و اذیت آنان و بی تفاوتی و ظلم از همه دینها سو استفاده میکنند. گناه شاید
    از دین نباشد بلکه از مردمی است که از آن سو استفاده میکنند. حالا اگر مردم همه
    باسواد و مطلع و با دانش و خوب باشند مسلم است که شیادان دینی و ستمکاران با حربه
    دین نمی توانند از آنان مثل آدمکها و عروسکها سو استفاده برای پرکردن جیبهای خودشان
    بکنند. بطور خلاصه دین هم مورد ظلم شیادان قرار گرفته و خودش هم یک مظلوم است که
    حتی رهبران اصلی آن و خانواده هایشان هم مورد ظلم و جور واقع شده اند. تا مادامیکه
    دین برای راحتی و آسایش و علم و دانش بکار گرفته میشود و اخلاق و دوستی را تقویت
    میکند ضرری ندارد ولی هنگامیکه از آن برای قتل غارت و سو استفاده و کشت کشتار سو
    استفاده میشود بایست با تاملبه به آن نگاه کرد؟

  • Sahameddinghiassi

    عربستان ایران یا عربستان سعودی؟ دریای عمان یا
    دریای ایران؟ در
    کتابی خواندم که نام عربستان سعودی در ګذشته عربستان ایران بوده است.
    با تکیه به اینکه در ګذشته عربستان بهر حال توسط پادشاهان ایرانی اداره
    میشده است بایست به این نکته هم متوجه باشیم که باحتمال بسیاری از لغات و واژه های عربی میبایست ریشه پارسی و یا لااقل سانسکریت
    داشته باشند زیرا وقتی کشوری در تحت نظر کشور دیګر هدایت میشود امکان
    اینکه واژه های بسیاری وارد کشور دوم شود زیاد است. پس اینکه بګوییم
    که بسیاری از واژه های کنونی فارسی عربی است شاید درست نباشد.
    و این واژه ها به زبان عربان ایران وارد شده و بعد بصورت معرب به زبان
    پارسی داخل شده اند. فعلا که قدرت سیاسی و بین
    المللی عربان بسیار بیشتر از ماست زیرا آنان با تمامی کشورها داد ستد دارند و با
    همه میسازند حتی شنیده ام که با کشور اسراییل هم بده
    بستانهایی دارند.

    و حتی میخواهند بر ضد ایران با هم متحد
    شوند. صرف نظر از اینکه دین و مذهب و زبان و ملیت بصورت حربه ای در
    دست ستمکاران و غارتګران بین المللی است بایست متوجه این نکته باشیم که مثلا در
    آمریکا تمامی ملتهای تشکیل دهنده ایالات متحده از سرخ و سیاه ګرفته تا زرد و سفید
    با فشار قانون با هم مدارا میکنند که البته اختلافات نژادی و مذهبی و زبانی آنان به
    مراتب بیشتر از ماست. ولی آنان با دسته بندی بین شیعه و سنی
    یهودی و مسلمان و ترک لر عرب و پارسی مارا
    میخواهند بجان هم بیاندازند. اکنون شاید کسی یا ګروه بزرګی خالص از یک نژاد دیګر
    نباشد قرنها زندګی در کنار هم ترک فارس و لر و کرد را در هم مخلوط کرده است.
    مثلا مادر رضا شاه ګرجستانی بود و همسر شاه هم شهبانو فرح
    آذری و ترک. بهمین طریق اګر پیش برویم در همه خانواده های
    ما ریشه های از نژادهای ایرانی و یا تورانی وجود دارد. مثلا شاید
    سهراب فرزند رستم هم نیمه پارسه و نیمه تورانی بوده است.
    بدین
    ترتیب تمامی مردمی که در فلات قاره ای ایران زندګی میکنند با هم فامیل و از یک
    خانواده هستند. و این اختلافات ریشه استعماری و استحماری دارد . اګر
    وحدت بد است پس چرا در مثلا آمریکا اینقدر به آن اهمیت میدهند
    و کسی اګر به ریشه و نژاد و مذهب کسی توهین نماید تعقیب میشود و تحت پیکرد قانونی
    قرار میګیرد. در تمامی خانواده ایرانی عروس آذری و یا از سایر
    ملتهای ایرانی و یا تورانی و یا حتی عرب ایران وجود داشته و دارد.
    نګذارید که بنام دین مذهب شیعه و سنی و ملیتها و زبانها و
    ګویش ها شمارا قطعه قطعه کنند و کشورهایی کوچکتر از این برایمان برنامه ریزی
    نمایند. حسادتها تمامیت خواهی ها
    تعصبهای غیر علمی و غیر قابل ثبوت را همراه با خرافات افسانه ای و احمقانه
    را ریشه کن کنیم تنها راه پیشرفت ما علم و
    دانش وحدت و همکاری است.

    ما که در داشتن سعدی حافظ
    مولوی و ابن سینا با هم یکی هستیم بایست کلام آنانان را هم رهنمای خود
    بسازیم و به ګفتار آنان برای رسیدن به دوستی و وحدت استفاده کنیم که
    رسد آدمی بجایی که بجز خدای نبیند نګر که تاکجاست مقام
    آدمیت. بایست تمامی ملتهای خاورمیانه و فلات ایران دوباره با هم متحد شوند و برادر
    وار کشورهایمان را از نو بسازیم و به استعمار و استحمار بین الملل اجازه ندهیم که
    با فرومایګان خاین کشورهای مارا نابود و به کشورهای سوخته شده ای تبدیل
    کنند. خیانت خیانت است
    همانطوریکه یک ایرانی به سورن و یا آریو برزن خیانت کرد و ایران را تسلیم
    اسکندر کرد. سلمان فارسی یا روزبه چه کرد و یا چرا مهاجمان به کشور
    ایران تسلط یافتند عیب از کجا بود و چرا؟ اکنون آنچه مسلم است دولتهای
    استعمار ګر در صدند که تفرقه هایی ایجاد کنند برماست که
    مشګلات خودرا بین خودمان حل کنیم و نګذاریم دیګران با دخالتهای بینان سوز خود همه
    مارا به پایین بکشند. آن کسانیکه برای زندګی
    راحت چند روزه شان کشوری را میفروشند بایست شناخته شوند و مردم را روشن کرد که روش
    پیروزی در وحدت است نه در اختلاف. باری ملتهای
    شرق و فلات قاره ای ایران با هم متحد شوید تا فرزندان خودرا از آوارګی و دربدری
    نجات بدهید. مردمانی دلسوز و دانشمند انتخاب بکنید تا کشورهایتان را
    برباد ندهند؟ اسکندر مقدونی ګفت اګر میخواهی برکشوری مسلط
    باشی کارهای برزګ را به اشخاص پست واګذار کن و کارهای پست را به اشخاص بزرګ. نګذارید که دین و ملیت و زبان
    بصورت حربه ای علیه خود شما توسط استعمارګران مورد بهره وری قرار ګیرد.
    آنان دولت عثمانی را که درحد یک قدرت بین المللی بود نیز از هم پاشانیده
    اند. نګذارید که از تفرقه بیانداز و حکومت کن دوباره سو استفاده
    کنند همانطوریکه تا اکنون کرده اند. خوب تمامی کشورهای مثلا عرب اکنون یا عربی در ګذشته نزدیک
    توسط امپراتوری عثمانی اداره میشد که از توران زمین
    آمده بودند. ترکان سلجوقی و عثمانی. و این هم کعبه ای در آمریکا ؟ که میګویند
    میکده است. همه میدانیم که اسم سعودی بعد از عربستان خیلی تازه است و شاید به
    یکصدسال پیش هم نرسد باری سعودی نام خانوادګی یک ګروه است که بجای عربستان ایران
    برګزیده شده است؟

  • Sahameddinghiassi

    گناه تازیان یا گناه ما؟ اکنون طوری شده که هرکس سعی دارد مقصر اصلی
    را بشناسد و در باره او سخن بگوید. یک چرا دولت ساسانی از عربان شکست
    خورد؟ جنگهای بیهوده با روم و یا ظلم و ستم و بی تفاوتی به ایرانیان
    معمولی از شینده های من این است که سربازان دوره ساسانی از جنگ خسته شده بودند و
    حتی آنان را با زور و زنجیر به میدانهای جنگ روانه میکردند در ضمن پادشاهان در عیش
    و نوش بسر میبردند و در کنار مه رویان و سمین بدننان زندگی میکردند و کاری بکار
    مردم نداشتند جز گرفتن مالیاتهای سنگین و آزار آنان ودر حقیقت آنان پدری نمیکردند
    بلکه تنها فکر آسایش خود و لعو و لعب و کیف خودشان بودند و مردم در فشار و ناراحتی
    بسر میبردند. آنوقت هم عربان با گفته برادری و برابری پای پیش نهاده
    بودند و وعده ها و وعیدهای پر زرق و برقی میدادند. البته در آن زمان
    تلفن و ضبط صوت نبود و یا روزنامه و شب نامه ای هم نبود که مردم را در جریان امور
    قرار دهد همان شایعه ها و دهان به دهان گشتن ها مردم را مثلا مطلع
    میکرد. باحتمال زبان پهلوی و زبان ساسانیان بسیار برتر و والاتر و سنگین تراز زبان
    عربی آن روزگار بوده است و امکان اینکه لغت ها و واژه های بسیاری از زبانهای ایرانی
    به زبان عربان رفته باشد بسیار است که بعد ها نیز همان کلمات پارسه بصورت معرب شده
    به زبان های ایرانی بازگشته اند و از این جهت بسیاری از واژه های بکار رفته در زبان
    پارسه یا معرب آن فارسی میتوانند که ریشه ایرانی و یا سانسکریت داشته
    باشند که میتوان در باره آنان هم تحقیقاتی انجام شود.

    آنچه که مسلم است تعداد عربان بسیار کم
    بوده است و شاید تنها محدود به عربستان ایران بوده است ولی به علت
    شاید ندانم کاریهای پادشاهان ساسانی و اینکه پادشاهی موروثی بوده و امکان اینکه
    پادشاه بعدی لیاقت و درایت پادشاه قبلی را نداشته است بسیار زیاد است و این بوده که
    عربستان ایران تبدیل به مرکزی برای امپراتوری جدیدی میشود. مثلا مصر
    و سوریه و عراق و بسیاری دیگر از کشورهایی که امروزه خودرا عربی میخوانند در واقع
    عرب شده یا معرب شده ای هستند. عربان سعی داشتند که علاوه
    برپیروزیهای جنگی مغز و فکر و زبان و رفتار کشورهای مغلوب را تغییر دهند و حتی خط و
    نگارش آنان را و چون از دو حربه خدایی و زور هم استفاده میکردند این است که
    توانستند ملل مغلوب را زیرکانه از بیغ و بن مغلوب کنند. گرچه هدف آنان در ازبین
    بردن تمدنهای گذشته زیاد کارساز نبوده است ولی می بینیم که چگونه تعدادی کمی عرب از
    صحرای عربستان ایران توانستند که کشورهایی عربی درست کنند مثلا کشور عربی سوریه و
    یا کشور عربی مصر در حالیکه هیچکدام از آنان واقعا عرب نبوده اند.

    البته ما هم انسان هستیم و قاعدتا نبایست
    فرقی بین انسانها باشد یک عرب خوب و پاک هم درست مثل یک ایرانی خوب
    بایست قابل احترام محبت و علاقه باشد. حمله عربان به ایران برعکس حمله مغول و یا
    اسکندر که در ایران محو شد و یا حتی مغولان و یویانیان با ایرانیان مخلوط شدند و تا
    اندازه ای فرهنگ ایرانی اسلامی گرفتند فرق دارد زیرا عربان خواستار
    پیروزی ذهنی و فرهنگی هم بودند. مثلا سعی داشتند که خود را برتر
    بدانند همانطوریکه هر ملت فاتحی خود را برتر از ملت مغلوب تصور میکند گرچه از اول
    بنام برادری و برابر پیش آمدند. بشری ناتوان که از مرگ و نیستی
    میهراسد ناگهان به بهشتی وعده داده شد که پراز حوریان و پریان و زیبایان است که
    بطور مجانی میتوانند مورد بهره وری قرار بگیرند و دوشیزه گانی که همیشه دوشیزه
    هستند و در جویهایی که شیر و عسل جریان دارد. و بشری که به دنبال خدایان بوده است و
    مثلا در مصر خدایانی را می پرستیدند و یا در یونان و هند آنهمه خدایان و خدای
    خدایان داشته اند به کلام عربان برای پرستیدن الله شان سر تعظیم فرود
    میآورند. همه بیچاره گان و همه فقرا به دنیای دیگر حواله داده میشوند
    در هند میگویند که اگر آدم خوبی باشی دور بعدی که تولد یافتی در خانواده ثروتمندی
    متولد خواهی شد و یا در دینهای دیگر میگویند که اگر این آن باشی و از ما اطاعت کنی
    به بهشت میروی و اگر از دستورات ما اطاعت نمایی از شر جهنم خلاص خواهی
    شد.

    همه ادیان الهی با گفتار های زیبا و وعده
    های سنگین و قشنگ مردم را بخود مجذوب کرده اند. ولی در عمل گروهی از دینها سو
    استفاده یا استفاده های کلان برده اند و گروهی دیگر هم بازنده گان دینها بوده
    اند. مثلا در قرون وسطی دین مسیح که مثلا بایست آورنده مهر محبت و
    عشق و دوستی و کمک و انسانی باشد تبدیل به یک حربه برای کشت کشتار ها وغارتها شده
    بود و هم اکنون هم گروهی بنام دین مسیحیت در قصرهای تلایی و در کنار مه پیکران
    زندگی لذیذی دارند و گروهی هم در فلاکت و بد بختی و حتی کشته شدن و از بین رفتن دست
    پا میزنند. مثلا کشیش هایی هستند که مثل سلاطین زندگی میکنند و حتی
    خود حضرت مسیح جایی و خانه ای نداشته بود و در بیابانها بنا به نوشته و یا فیلمها
    زندگی میکرده است. دینها دو صورت دارند و هر صورت آنان میتوانند مورد
    استفاده و یا سو استفاده قرار بگیرند مثلا دین مسیحیت دارای گفتارها
    و اندرزها و نشان دادن راه های بسیار خوب انسانی و اجتماعی است ولی
    باز هم براحتی میتواند مورد سو استفاده قرار بگیرد و باوریها مذهبی مردم برای سو
    استفاده مورد بهره وری واقع شوند. که مثالهای آن بسیار است و همه از یک ریشه سرچشمه
    میگیرند تعصب و خرافات و نداشتن علم و دانش. البته کنون ملتهای مسیحی بخصوص اروپایی
    بعلت داشتن سواد و دانش بیشتر کمتر مورد سو استفاده قرار میگیرند تا سایر معتقدین
    مذهب های دیگر. هنگامیکه پول داری و قدرت اقتصادی هستی کلسیا و رهبران آن با روی بسیار
    بازی با تو روبرو میشوند ولی هنگامیکه نداری ترا به صبر ایوب نصیحت میکنند.
    به عبارت دیگر دست بگیر آنان بسیار دراز و دست بده آن ها بسیار کوتاه
    است. در حالیکه خودشان برای یک جشن عروسی براحتی شش میلیون دلار
    هزینه میکنند دیگران را به قناعت و رستگاری هدایت میفرمایند که در آخرت بهره خواهند
    داشت و به دنیای دیگری حوالت میدهند. در حالیکه شیوخ عرب در ویلاهای و کاخهای افسانه ای زندگی میکنند و
    ثروتهای مردم خود را غارت و درقمارخانه شاهزادگان عرب بباد میدهند و در کنار مه
    رویان زندگی میکنند و دزدی و فساد مایه آنهمه ثروت بی حد آنان است
    اگر کسی برای دزدیدن قطعه نانی گرفتار شود بنام دین دست او قطع
    میکنند. به عبارت دیگر دزدان عظیم شان آزادند و مورد حمایت قانون دین
    ولی دزدان خرده پا و بیچارگان دردمند و درمانده بایست بسختی مجازات شوند.
    متاسفانه باز باورهای مذهبی مردم در این مورد بسیار مورد سو استفاده قرار
    گرفته است. شاید بسیار کسانی که ادعای دینداری میکنند و از راه دین
    به ثروتهای انبوه و عیش و عشرتهای بسیار رسیده اند به اصل دین هم اعتقادی نداشته
    باشند و تنها برای رد گم کردن و یا خر کردن مردم به این جانماز آبکشی بسنده
    میکنند. البته خودتان هم میدانید که چهره های بزرگ علمی و فلسفی و
    انسانی و متفکران انسان دوست هم مثل مولوی مورد تکفیر و خشم دینداران شاید خدعه گر
    بوده اند. زیرا دین بطور کلی با فکر اندیشه و علم در
    تضاد است. زیرا اطاعت محض میخواهد و به پرسش ها نمی تواند پاسخ بدهد و خشمگین
    میگردد. نمونه هایش همان یزید و معاویه و ابوسفیان هستند که شاید هیچ
    اعتقادی به اسلام و حتی حضرت محمد و الله نداشنه اند منتهی از حربه دین برای پیشبرد
    منافع خودشان و جمع ثروت و قدرت سو استفاده فرموده بودند همانطوریکه میدانید آنان
    با تظاهر به اینکه مسلمان هستند و دین اسلام را قبول دارند و حتی سر
    نوه های همان پیامبر را هم به نحو وحشیانه ای بریدند و حتی آب را برویشان بستند و
    غارت و کشتار شان کردند در حالیکه آنان نواده پیامبرشان
    بودند؟

    بهر حال دوستی و انسانیت و خوب بودن و زندگی را برای هم آسان کردن و به
    عقیده های احترام گذاشتن شاید بتواند تا حدی از مشگلات بکاهد. اکنون هم استعمار بین
    المللی و استحمار مربوط به آن از همان حربه ای استفاده میکنند که یزید کرد. یعنی با
    وعده وعید و اشاعه خرافات و تعصب های ابلهانه سعی دارند که پایه های سلطنت وغارت و
    عیش و نوش خود را محکم کنند و مردم را بجان هم بیاندازند و سو استفاده کنند.
    دینهایی که غارت دزدی و فساد و کشت و کشتار را ترویج میکنند و با سیاست های
    غیر انسانی آلوده شده اند و انسانها را علیه هم تحریک میکنند از عوامل آنان
    است. برای مقابله با این اختاپوس بایست انسانهای امروزی به دانش و
    بینش و دوستی و محبت مجهز شوند تا آلت دست ستمکاران و دزدان بین المللی و عواملشان
    واقع نشوند. این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است چون درون پاک کنی
    حرم دیر یکی کعبه و بت خانه یکی است می بخور منبر
    بسوزان مردم آزاری مکن ای بیخبران کجایید کجایید
    محبوب در اینجاست بیایید بیایید ای اهل عالم همه
    شما بار یک دارید و برگهای یک شاخسار به چشم بیگانگی بهم
    ننگرید که سراپرده یگانگی برپاشده است بنی آدم اعضای
    یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند تو کز محنت
    دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

  • Sahameddinghiassi

    کشورهایی در حال پاشیده شدن؟ دست اندازی به حتی نامها؟

    نمیدانم که در این موقعیت انسان بایست چه بکند. کاملا بی تفاوت و گوشه نشین یا
    ذکر مصیبت گفتن برای کسانیکه که دارند کاملا بی تفاوت و کاملا ظالم میشوند. در
    روزنامه ها میخوانیم که عربان میخواهند خلیج پارس را هم بنام خودشان ثبت کنند و چون
    ظاهرا موقعیت بهتری دارند و رابطه شان با آمریکا خوبست حتی نیروی دریایی بقول معروف
    اسم شو نبر و یا رابطه آمریکا را میخواهیم چه کنیم هم از اسم خلیج یا با نام دیگری
    سو استفاده میکند. در حالیکه عربان هم دریای عمان را بنام خودشان کرده اند که در
    مرز ایران است و بایست دریای ایران نامیده شود و بعد از آنرا هم بنام دریای عرب
    نامگذاری کرده اند. بقول یک اسراییلی اینان عربان اینهمه کشور دارند آنوقت یک کشور
    کوچک مارا هم میخواهند پس بگیرند.

    گویا عربان تافته جدا بافته هستند و بایست همه چیز مال آنان و بنام آنان باشد.
    تمامی کشورهای خلیج فارس مال ایران بود و ایران آنانرا به سبب سیاست های اروپایی و
    بی عرضگی پادشاهان زن باره و شهوتران از دست داد.

    در شمال هم وضع بهتر نیست دریای مازندران که نیمی از آن مال ایران بود حالا دبه
    درآورده اند و چون کشورما در حال درگیری است آنان هم میخواهند نیمه دریاچه را
    بگیرند. چرا آیا قوانین بین المللی وجود ندارد آیا نمیشود مثل زمان دکتر مصدق به
    دیوان لاهه شکایت برد؟ آیا هنوز شهر هرت است که بخواهند آبهای یک کشور را بگیرند و
    نامش را هم عوض کنند؟

    از طرف دیگر جوانان ایرانی کار میخواهند دانشگاه میخواهند مردم کار میخواهند
    زندگی میخواهند حداقل زندگی را میخواهند و متاسفانه فراهم کردن آن دشوار است .
    ظاهرا مردم را در فشار گذارده اند و اختلاف بین غنی و فقیر دارد زیادتر میشود
    جوانانی که دستشان به دم گاوی بند است میخواهند دزدی کنند رشوه بگیرند مال مردم را
    بخورند حلال را حرام کنند تا بتوانند گلیم خودشان را مثلا از آب بیرون بکشند. مردم
    از لحاظ حتی سیاسی هم با هم متحد نیستند و تفرقه شدیدی بین مردم افتاده است .
    جوانانی را علیه جوانانی دیگر و برادران و خواهرانشان بسیج میکنند که با آنان به زد
    خورد بپردازند و همه را علیه هم تحریک میکنند بین اقوام مختلف و زبانهای مختلف و
    ادیان مختلف و بی دنیان هم اختلاف انداخته اند همه راعلیه همدیگر تحریک وتشویق به
    کشتار و غارت میکنند.

    ریشه اعتماد و اطمینان از بین رفته و معیارها همه دارد مادی و پولی میشود. به هر
    کس که اعتماد کنید میخواهد زیر و رو را غارت کند و بحق خودش قانع نیست. دزدی و
    فساد را زرنگی میدانند و تمامیت خواهی را برگزیده اند. احترام و دوستی دارد جای
    خودش را به خشم و نفرت تمامیت خواهی میدهد. همکاری و همفکری و تعاون و همیاری دارد
    ریشه کن میشود. بیش از پنج میلیون ایرانی که بیشترشان هم تحصیکرده هستند از ایران
    خارج شده اند و اکثر آنان در خارج با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته اند. آنان به
    کارهای عمله گی و کارگری می پردازند در صورتیکه در ایران صاحب کارهای سازنده ای
    بوده اند.

    تمامی سرمایه ای که خرج تحصیل آنان شده است دارد بهدر میرود. هوای کشور آلوده
    شده مردم دارند مریض میشوند. بی انصافی و ظلم دارد حکمفرما میشود دیگر حتی برادر به
    برادر نمی تواند اعتماد کند. شهر تهران را بیش از حد شلوغ کرده اند دارند تمامی
    ساختمانهای زیبا و قدیمی را تخریب میکنند و بجایش برج میسازند تا بفروشند. دریاچه
    رضاییه یا اورومیه در حال نابودی است. سدهایی که در باره ایجادشان تحقیق نشده است
    دارد مکانهای مهم کشور را به زیر آب میکشد. بی تفاوتی و آدمکشی دزدی فساد رشوه
    خواری دارد قبج خود شرا از دست میدهد و مد روز میشود. مسخره کردن هم حسادت های
    بیش از حد بی احترام بهم و خورد کردن همدیگر هم دارد ریشه دار میشود.

    اگر به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که همه دیکتاتورها به بدترین وضعی کشته شده و
    یا به دار آویخته شده اند ولی متاسفانه دیکتاتورهای بعدی هیچ پندی از این تاریخ
    نگرفته اند. صدام مثل یک جانی بالفطره اعدام شد و میگویند که موقع اعدام هم به او
    کمال بی احترامی را کردند و حتی گفته میشود که سرش را کندند؟

    امپراطور روسیه در سردترین نقاط کشورش یعنی سیبریه در یک خانه خرابه در یک اتاق
    باهمه اعضای خانواده اش به گلوله و رگبار بسته شدند و همه آنان به گوشت و خون تبدیل
    شدند حتی یک سرباز ساده به جلوی تزار رفت و به صورتش یک سیلی در جلوی اعضای خانواده
    اش زد و امپراطور حتی اعتراض و واکنشی هم نتوانست بکند. هیتلر را کشتند و پیکرش را
    هم سوزاندند و حتی خانه زیر زمینی اورا هم با بمب منفجر کردند. موسیولینی دیکتاتور
    ایتالیا به دست میهن پرستان و پارتیزان ها در حال فرار اسیر شد و مثل جانیان خود
    و معشوقه اش وارنه و معمولی اعدام شدند و به طناب دار سپرده گردیدند. استالین
    دیکتاتوری که تقریباباندازه هیتلر آدم کشته بود و حکومت ترور و وحشت او بی سابقه
    بود مثل یک سگ وحشی مسموم شد و حتی پس از مرگش هم به او بی نهایت بی حرمتی شد.

    حتی دیکتاتورهای مردمی و محبوب مردم هم وضع بهتری نداشتند. حتی نادرشاه که
    ایران را به بزرگی و عظمت رسانیده بود نیز در چادر خود هنگامیکه خواب بود توسط
    سردارانش کشته شد. او که مثل شیری ژیان در جلوی ارتش خودش میجنگید و هیچ کس نمی
    توانست در جنگ با او مقابله کند حتی یک گروه را درهم میکوبید و مثل شیر در میان
    دیگران پیشرو بود.

    خوب با این مقدمه آیا بهتر نیست که ما هم مثل اروپاییان و آمریکاییان با هم متحد
    بشویم و دست از خودخواهی ها و تمامیت خواهی ها برد اریم و کشورها خود را بسازیم و
    باهم متحد باشیم و برای همه خاورمیانه کار کنیم؟ تا نظر شما چه باشد که سعدی و
    حافظ راه را بما نشان داده اند و مولوی و دیگر بزرگان ما مارا نصیحت و دلالت کرده
    اند بایست به کلام آنان گوش فرا دهیم.

    آنان کشورهای خاورمیانه را غارت میکنند وما داریم در باره غسل و نجاست و حجاب و
    شهوت رانی قلم فرسایی میفرماییم؟ آنان بین ما تفرقه میاندازند و خودشان از آب ګل
    آلوده شده ماهی میګیرند. در میان دو دختر دونده یکی خیس عرق و با لباس دست پاګیر
    باید بدود و دیګری آزاد و راحت حالا خدا پیغمیری کدامشان برای یک مرد بیشتر تحریک
    کننده هستند؟ صرف نظر از زیبایی هایشان؟

  • Sahameddinghiassi

    ایرانی که آنهمه مهمانواز و دوستدار دیگران بودند
    وقتی که فیلم خرس ایرانی رابا سربازان لهستانی میخواندم و اینکه چندین هزار نفر
    لهستانی آواره شده به ایران پناهنده شده بودند و ایرانیان با آغوش باز از آنان
    حمایت و پرستاری کردند احساس گرمی و شاد…ی به انسان دست
    میدهد که مردمان ما خوب و مهربان هستند ولی متاسفانه اکنون بر اثر فشار روز افزون
    زندگی خانواده ها دارد از هم میپاشد و مردم با هم بدهستند و برای تنازع بقا
    متاسفانه مجبورند دست بهر کاری حتی ناشایست هم بزنند. دیگران را لو میدهند تمامیت
    خواهی میکنند حسادتهای بیش از حد روا میدارند به حقوق خود قانع نیستند و به حق
    دیگران تجاوز میکنند رشوه میخواهند دزدی میکنند و دیگر با هم متحد نیستند و هرکسی
    که به آنان اعتماد کنند کاملا لختش میکنند.

    متاسفانه ایران با داشتن نفت همیشه مورد غارت قرار ګرفته است و سیاستمدداران
    خارجی و وابسته ګان داخلی آنان با یک برنامه ریزی بسیار پیشرفته راه را برای غارت
    ایران و شاید همه خاورمیانه هموار کرده اند که ما با هم متفق نباشیم کلاهبردار خود
    خواه خود باور تمامیت خواه مغرور الکی و متعصب بی مایه باشیم تا آنان سر فرصت مار ا
    غارت بفرمایند. دیوانه ګی های مردم و ظلم و ستم بهم و مسخره کرده هم و حسادت های
    ریشه دار همه شاید از این محور ریشه ګرفته باشد . در حالیکه سیاه سفید زرد سرخ در
    آمریکا یک ملت متحده و ولایات متحده هستند ما که همه دارای یک فرهنگ مثلا یک دین و
    یک ریشه هستیم خودرا از هم جدا و متحد نیستیم

    فکر کنم که تنها راه رهایی ما از این مخمصه همانا اعتماد و دوستی و مردی مردانگی
    یا زنی و زنانگی است باهم متحد باشیم برای هم کار کنیم برای رفاه عموم مردم سنگ به
    سینه بزنیم در فکر آسایش و پیشرفت و ترقی کل جامعه باشیم از فرد گرایی و بت پرستی و
    متملق گویی ها پرهیز کنیم شاید بتوانیم از این راه به پیشرفت نایل شویم
    خوب اګر
    ما با هم خوب نیاشیم و بسرکله هم بزنیم معلوم است که دیګران هم کوشش میکنند که مارا
    بیشتر و بیشتر غارت بفرمایند.

  • Sahameddinghiassi

    درحالیکه دنیا رو به وحدت میرود ما به تفرقه روی آورده ایم.

    یک دختر تقریبا لخت که شکم و رانهایش و سینه هایش بخوبی نمایان بود و یک میکرو
    شلوار کوتاه پوشیده بود و یک نیمه تنه بسیار کوتاه که تنها قسمتی از سینه هایش را
    می پوشانید در کنار یک دختر ظاهرا مسلمان که میگفت از پدر سوریه ای و مادر آمریکایی
    است نشسته بودند و با هم با کمال دوستی صحبت میکردند. با وجود اینکه ظاهرا میبایست
    اختلاف عقیدتی شدیدی بین آنان موجود باشد. آنطرف دیگر یک دختر و پسر نشسته بودند
    که دختر میبایست یک ویتنامی بسیار سکسی میبود و پسر هم یک سیاه پوست آمریکایی و
    همین طور پسری با کلاه یهودی بسر داشت با یک دختر بسیار سکسی مکالمه میفرمود. حالا
    این همه نژاد و این همه مذهب و اینهمه اختلاف با هم این طور میسازند و ما که همه
    یکی هستیم به دنبال اختلاف میرویم. مادر رضا شاه گرجی بود و همسر محمدرضاشاه هم
    ترک یا آذریجانی . بیشتر مردم ما باهم مخلوط شده اند و این درست نیست که بقول
    آلمانی ها شما دنبال نژاد خالص آریایی میگردید.

    اینها همه حقه شرکتهای غول آسا هست که میخواهند مار اربجان هم بیاندازند و
    ماهی گیری کنند. ملتهای ما بایست هشیار باشند و ماهم این تفرقه ها را کنار بگذاریم
    و تمامی ملتهای ما که ظاهرا هم شکل هم هستند و اختلافهای ظاهری چندانی باهم ندارند
    یک قدرت بین المللی بسازند تا لااقل فرزندان ما از این آوارگی ها و از این عقب
    افتادگی ها نجات یابند و بیش از بازیچه دست ابرقدرتهای سیاست مدار نشویم که میگویند
    شما داد و بیداد راه بیدازید فحش بدهید دعوا کنید و ما اموال شما را بغارت میبریم.
    دو نفر دزد خری دزدیدند سر تقسیم با هم جنگیدند چون آن دو بودند سرگرم زد خورد
    دزد سوم خرشان را زد و برد. بیایید نفاق ملیتها زبانها مذهب ها را کنار بگذاریم ما
    که مولوی و حافظ داریم لااقل به خرد و گفته آنان گوش فرا دهیم. که از وحدت و
    یگانگی و عشق و دوستی گفته اند.

  • Sahameddinghiassi

    فرهنګ استعماری و سو استفاده از باورهای مذهبی و قومی یا
    سیاسی برای اینکه
    ملتی یا ملتهایی را به زانو در آورید تا متیوانید بین آنان اختلاف بیاندازید و بر
    آتش نفاق بدمید کارهای بزرګ را به اشخاص پست بدهید به
    عدالتی را ارج بنهید تا این ملت برده وار زندگی کنند و تنها در فکر منافع شخصی
    خودشان باشند وبه اجتماع کاری نداشته باشند. ظلمهای بسیار بر جامعه
    بهایی ایران روا شده است و بسیاری از آنان ناحق و ناروا کشته و یا شهید شده
    اند. باورهای عمیق دینی آنان باعث شده است که قربانیان بیشماری داشته
    باشند. متاسفانه با انصاف و عدالت با آنان برخورد نشده است.
    ولی آیا همه آنان با انصاف و عدالت با دیگران برخورد کرده اند.
    کسانی هستند که به بهاییان اعتماد و اطمینان کرده اند که متاسفانه آنان هم
    در همین شرایط سخت و دشوار توزرد از آب در آمده اند. مال دیگران را خورده اند و با
    بی انصافی از اعتماد دیگران سو استفاده کرده اند. همین گروهی که
    اینقدر زجر و ناراحتی وکشت کشتار کشیده اند براحتی از اعتماد دوستی و یا فامیلی سو
    استتفاده کرده اموال دیگران را ربود اند و ککشان هم نگزیده است.

    متاسفانه دین نمی تواند انسانهایی والا
    بسازد حتی در دوره ای که مردمان آن دین در فشار و بی عدالتی قرار دارند. یاد حرف
    ملا نصرالدین افتادم که داشت گاوی را میزد مردم گفتند که چرا این گاو بیچاره در بند
    را میزنی گفت که گاو دیگرم فرار کرده است گفتند خوب او فرار کرده اینرا چرا
    میزنی گفت این پدر سوخته هم را اگر ولی کنی و یا اگر امکانی بیاید
    کمتر از آن دیگر نیست. ایکاش بجای این همه دین ایمان و
    مسجد و کلسیا معبد و کینسه یک جو دوستی محبت وعشق وجود داشت و همه
    همدیگر را دوست داشتند و بهم کمک میکردند و زندگی را برای هم سخت نمیکردند.
    متاسفانه خودباوری و باوری های دینی عوض اینکه موجب دوستی سلام وسلامت باشد
    میرود تا بصورت حربه ای در دست استعمار و استحمار بین المللی در آید و همه را بجان
    هم بیاندازد. متاسفانه کسانی هستند که هم از طرف مسلمانان بنام بهایی
    غارت شده اند وهم بنام مسلمان از طرف بهاییان واین از همه دردناکتر است که انسان از
    طرف دو سیستم مورد جفا و جور قرار بگیرد. یاد گفته ای از استاد
    دانشگاه می افتم که گفت ایکاش که حضرت باب وحضرت بهاالله بجای ادعای پیامبری خدایی
    میگفتند که فیلسوف و نویسنده گانی هستند که برای آسایش و بهتر زیستن بسر راهنما
    میخواهند باشد واین است کتابهای ما و این است گفتار وکلام ما و اگر بدون غرض و مرض
    هم کتابهای ایشان خوانده شود همه پراز رهنمایی و گفتارهای ونوشته های آموزنده است
    منتهی نان روحانیون آجر نخواهد شد. زیرا در بهاییت روحانیت و شغلی بدین نام وجود
    ندارد و شاید علت اصلی مخالفت روحانیون هم همین است ولی در این میان این ما هستیم
    که قربانی ادیان الهی میشویم و زندگی دو روزه خود را با هزار ناراحتی دیگر توام
    میکنیم. از همان کودکی بایست مشگل دین را بکول بکشیم تا هنگامیکه پیر
    و افتاده می شویم؟ آیا این درست است که سر یا باور ما اینهمه درد سر
    داشته باشیم.

    آقایی تعریف میکرد که یک بار به اشتباه به
    پدرش که مسلمان بود الله ابهی میگوید در حالیکه فقط سه سال داشته پدر
    برای اینکه فرزندش به جنهم نرود یک سیلی آبدار به بنا گوش او مینوازد؟
    دیگری تعریف میکرد که معلم آنان یک توده ای دو
    آتشه ضد دین بوده و بچه ها را تحریک میکرده که با دین اسلام بد
    باشند. این آقا یک پدر مسلمان بسیار مذهبی داشته و خود بخود او هم
    تمایلاتی به اسلام میداشته است. معلم بچه ها را طوری تحریک میکند که وقتی میگوید
    کثیف ترین بدتری بدجنس ترین دزد تری و… کی ها هستند کلاس بایست با
    کور جواب بگوید که مسلمانان ولی او که در ردیف اول نشسته بود با صدایی رسا میگوید
    توده ایها ویک کشیده جانانه از آقای معلم بنام وقار دریافت میکند.
    هنگامیکه که
    انقلاب مثلا اسلامی که حالا دچار تشتت شده و انقلابیون سابق بجان هم افتاده اند
    ظهور کرد و آقای الخمینی الکبیر الامام الموسوی الروح الله قاعد اعظم
    و دانشمند قرن به کرسی ولایت و حکومت جلوس فرمودند همه کسانی که وابسته گی هایی حتی
    جزیی هم داشتند اخراج شدند میگویند که حدود پنج میلیون از بهترین درس خوانده ترین
    افراد ایران به خارج رفتند. تا در کافرستانها به دریوزگی بپردازند و
    مهمانان ناخوانده باشند. بغیر از تعداد محدودی از ثروتمندان با هوش و یا تیزهوشان
    بقیه در کارهای بدنی و یا حداکثر بقالی و داشتن یک مثلا بیزنس فعالیت میکنند و تمام
    انرژی آنان عملا بهدر میرود و تقریبا نیمه برده در کشورهای مثلا پیشرفته هستند و
    اینها همه از صدقه سر دین و مذهب است؟ ایکاش مدیران ومسولین دنیای
    سوم هم میتوانستند برای مردم کار کنند و مردم را نجات بدهند تا اینهمه بیسوادی
    بیکاری و … نداشته باشیم و کشورهای ما هم در ردیف کشورهای مثلا پیشرفته در
    آید. که از دیو دد
    ملولم انسانم آرزوست.مدتها پییش در نزدیک یک دبستان چند بچه
    سریک پسربچه دیګر ریخته بودند و با الفاظ بسیار رکیکی با او کتک کاری میکردند سګ بابی
    رید….. به تابوت بلور عباس افندی
    تو کو….. ګوجه فرنګی پسر بچه بینوا که ګیر
    یک مشت بچه تحریک شده افتاده بود نمیدانست با کدامیک بجنګد.

    او پشت به دیوار
    مدرسه داده بود تا از عقب مورد حمله قرار نګیرد و تا آنجا که میتوانست از خودش با
    کیف و ضربه های پاهایش دفاع میکرد. سروضع پسر بچه خونین مالین شده بود و کم کم داشت قدرت ایستادن را از دست
    میداد. خوشبختانه در این هنګام معلم کلاس رسید و بسرعت خودش را به
    بچه ها رسانید با زدن چند سیلی آبدار و تشر بچه ها را از دور پسر بچه که میبایست
    بهایی باشد دور کرد و اورا کمک کرده به دفتر مدرسه برد. در آنجا اورا
    تمیزکرد سرصورتش را شست و خاکهای لباسش را یاک کرد. یک لیوان بزرګ شربت به لیمو
    درست کرد و به پسر بچه تعارف کرد. ولی پسربچه ګفت آقا ماه مبارک رمضان است و من
    روزه هستم. ولی بچه ها بعنوان اینکه تو بهایی هستی با تو کتک کاری میکردند.
    آقا مادر ما بهایی است و پدرمان مسلمان و پدرم به من ګفت که بایست روزه
    بګیرم تا به بهشت بروم و خدا از من راضی باشد و او ګفت که با بچه ها هم دعوا نکنم
    وحرف بدی هم نزنم. معلم در حالیکه چشمانش پراز اشګ شده بود لیوان را
    روی میز ګذاشت و ګفت عجب بچه های نادان و بی شعوری تورا با زبان روزه
    آزار میدادند. معلم دست پسر بچه را ګرفت و به کلاس برد و ګفت هرکس
    اورا اذیت کند با من طرف خواهد بود. پسربچه از اینکه یک حامی پیدا
    کرده بود به طرف نیمکت خود رفت و نشست …

  • Sahandeazeri

    احمق های بیسواد پان فارس آزربایگان نه آذرآبادگان  این گفته های فردوسی دروغ گو رو بندازی دور
    در ضمن آزرباجان به خود می اندیشد نه به فارس و عرب

    • qwer

      oonvaght migi chera be hetton laghab midan migan……khar. Khob age amsaale to nabaashan , mardom ham in harfaro nemizanan.

      …… khar