چرا سرانجام ما به این بدبختی رسید؟ ۴

چرا و چگونه به این فلاکت رسیدیم؟!

نخست، پیش از به چالش گرفتن “ما”، باید “بدبختی” را تعریف کنم. بدبختی بنا بر معنای واژه، یعنی بخت و اقبالی که خوب نیست و بد است و البته این تعریفی کلی و گنگ است، چرا که خوب و بد، صفات و اموری نسبی هستند و از اینرو بدبختی نیز نسبی خواهد بود؛ بدین معنا که یک بدبختی می تواند برای برخی بدبختی نباشد و خوشبختی نیز به همین گونه. این را بارها در زندگی روز مره می بینیم. کوری که ۱۰ درصد بینایی کسب کرده احساس خوشبختی می کند ولی بینایی که ۵۰ درصد بیناییش را از دست داده احساس بدبختی دارد.

اما به ناچار باید بدبختی را تعریف نمود. از اینرو، بدبختی را اینگونه تعریف می کنم: ”آغازی که چه نیک پنداشته شود و چه بد، سرانجام به نتیجه ای دلخواه یا مورد قبول یا خرسند کننده نمی رسد و فرد دچار اندیشه و احساسی می شود که آن را نمی پسندد و از برای نداشتن احساس خرسندی و رضایت، خود را در شرایطی می بیند که از آن تعبیر به بدبختی می کند”.

اکنون که بدبختی را چکیده وار تعریف کرده ام و اینگونه می پندارم که کم و بیش با این تعریف همسو هستید، نگاهی به زندگی اجتماعی ایرانیان می اندازیم تا دریابیم که آیا ما ایرانیان در مجموع روابط خود با خودمان، جهان و تاریخ، آیا احساس خوشبختی داریم یا نه. و اگر نه چرا؟

آنچه بعنوان فرهنگ و آموزش بخورد ما دادند چیزی بجز خشونت و بدبختی بر جای نگذاشته است.

آنچه بعنوان فرهنگ و آموزش بخورد ما دادند چیزی بجز خشونت و بدبختی بر جای نگذاشته است.

ایران و سرانجام بد آن

اینکه ایران کشوری بوده است پیوسته در تلاطم و آشوب و جنگ، امری است که از زمان باستان وجود داشته و تاکنون نیز ادامه دارد. یعنی جنگ و آشوب (از جمله انقلاب و کودتا)، اهریمنی است همزاد تمدن ما و تمدن های همسایه که سایه جنگ را پیوسته بر سر ایران افکنده بوده اند.دوران باستان عجیب نیست اینکه اینکه ما (مثل همه ) همیشه به دنبال ایجاد جنگ یا دفاع از میهن خود بوده ایم، فرایند جنگ و تجاوز به ایران اما در فرهنگ گذشته ما جا افتاده و ما را با خشونتی نهادینه (زیر ظلم و آشنا با خشونت) بار آورده است؛ ما میراث دار تمدنی پر از جنگهای و تجاوزات به ایران نیز هستیم و حتی بدون آنکه الزاماً در روزگار خود و زندگی شخصیمان به آن روی آورده باشیم، یک تاریخ از چنین رفتاری و یک فرهنگ باستانی از جنگهای بی پایان را در کارنامه ی تاریخی میهن خود داریم.

اما آیا می توان پذیرفت آنچه که در درازنای تاریخ پر خشونت بر ما گذشته است، همچنان نیز عنصری تعیین کننده در رفتار زندگی کنونی ما باشد، برای آینده و سرنوشت ما تصمیم بگیرد و نقش تعیین کننده ای در دیگر رویکردهای ما داشته باشد ؟

خشونت دشمن امروزین ماست

آیا خشونت طلبی گذشته و دفع خطر با ابزار خشونت که اوج آن در یک جنگ متبلور می شود، ما را به سرانجام مقصود رسانده است ؟ آیا کشور ما را از تجاوز و تجزیه نجات داده است ؟ آیا نهادهای آزادی خواه، ملی و فرهنگی توانسته اند جوانه زده، رشد کنند و بقا یابند ؟ آن هم  به دور از خشونت در جهنم خون و آتشی که خشونت به پا کرده و می کند؟

آیا ما از جنگ سود برده ایم یا زیان ؟ آیا جنگ با همسایگان و ورود الله پرستان شمشیر به دست که مسیر بهشتشان بر خون های ریخته شده ی ما ایرانیان هموار می شد و سپس جنگ های داخلی در قالب مقاومت های ملی یا محلی، ما را از شر دشمنان غیر بومی، غیر هم زبان و غیر هم کیش، رهانیده است یا نه ؟ اگرنه ؟ شاید چیزی باید تغییر می نمود.

با پاسخی صادقانه و نگاهی به تاریخ، پاسخ همه ی این موارد منفی است. بدین معنی که استفاده و کاربرد خشونت و پرداختن جنگ، چه در قالب یورش و پدافند، ما را شاید و شاید در برهه ای کوتاه از تاریخ خرسند کرده باشد، اما پس از آن و با گذشت چند  سال، ما درمی یابیم که به دستاورد دلخواه و نتیجه ی مطلوب نرسیده ایم. اینکه، بتوانیم در صلح و آرامش، به چیزهایی ارزشمند و ماندگار برسیم که امروزه آنها را به عنوان حقوق بشر، آزادی بیان و چیزهایی از این دست می شناسیم. چیزهایی که هرگز با موشک بدست نخواهد آمد!

آبروی ایران و ایرانی بدست رژیم جمهوری اسلامی رفته، ما چه داریم بجز چند موشک با تکنولوژی شوروی سابق؟

آبروی ایران و ایرانی بدست رژیم جمهوری اسلامی رفته، ما چه داریم بجز چند موشک با تکنولوژی شوروی سابق؟

آیا خشونت طلبی و روح کینه ورزی و انتقام نیست که در مقیاسی کوچک تر، خواهان کشتن یک انسان در قالب اعدام به بهانه ی دادگری است ؟ آن هم عدلی که از قرآنی ستبر در اندود خرافات و سنگدلی و شقاوت هزار و چهارصد ساله اش ریشه می گیرد ؟ آیا با این همه اعدام دست کم در یک سده ی گذشته، توانسته ایم ذره ای از تجاوزها، دزدی ها، قاچاق، قتل ها و … بکاهیم ؟ (هرگز!)

اگر به جای خشونت، به راهکارهایی دیگر و جایگزین اندیشیده بودیم و دست کم تنها یک بار آنها را در تاریخ دراز خود آزموده بودیم تا نتیجه ای دیگر را نیز تجربه کرده باشیم، آیا نمی توانستیم امروز به استناد آن تجربیات، سخنی تازه زده و تعبیری داشته باشیم که ما را به جهت برون رفت از بحران کنونی خشونت گرایی و خشونت طلبی، یاری سازد ؟

پس اشکال ما به مانند بسیاری دیگر از تمدن ها، خشونت سنتی و نهادینه، قانونی و توجیه شده ای است که از دیرباز تا اکنون عرف فرهنگ ما از بعد سیاسی، دینی، اقتصادی، اجتماعی و ملی ما شده است!

آیا اکنون باید همچنان همان رویه ای را ادامه داد که سده هاست است ادامه داده ایم و با نداشتن تجربه هایی کارکرد پذیر و ملموس در گذشته، همچنان کژدار و مریض با این معضل، یعنی ابراز و تجویز خشونت در هر گونه و شکل و مقیاسش،  آیا رفتار کنیم ؟ آیا نمی توانیم از تجربیات دیگر تمدنها و بلکه از تجربیات موفق دیگران بهره مند شویم ؟

آیا رویکرد ضد حکومت دینی (سنت الهی)  یعنی سکولاریسم و جدایی دین از نهاد دولت، و بلکه جدایی کامل دیانت خدافروش و آخرت فروش از سیاست، نمی تواند به ما در این راهبرد کمک نماید ؟ اینکه برای جان انسان ها  بر خلاف آیه های قرآنی و حتی دیگر متون خرافه و پوسیده ی دیگر، ارزش زندگی و حقوق انسانی قائل شویم ؟

به این بیندیشیم که اعدام، حتی اگر اعدام متجاوز و قاتلی هم باشد، نه از میزان جرم و جنایت کاسته است و نه خواهد کاست. در واقع، اجرای اعدام، نه از برای کاهش جرم و جنایت، بلکه صرفاً یک خونخواهی احساسی و بازتولید کینه است که سامانه ی نفرت پراکن دین و سنت بنیانگذار و مشوق آنست.

موشکهای سپاه همانطور که گفته شد توان و دقت هدف گرفتن کافی را ندارند و یک دایره بزرگ بعنوان هدف انتخاب می شود. این هم بخاطر قدیمی بودن فن آوری آنهاست . پیش از ایران ، صدام حسین هم با ساختن موشکهای العباس و الحسین ، دقیقا همین برنامه را اجرا نموده بود و چند موشک به عربستان و اسرائیل در جنگ خلیج فارس پرتاب کرد که دقت کافی را نداشتند.

موشکهای سپاه همانطور که گفته شد توان و دقت هدف گرفتن کافی را ندارند و یک دایره بزرگ بعنوان هدف انتخاب می شود. این هم بخاطر قدیمی بودن فن آوری آنهاست . پیش از ایران ، صدام حسین هم با ساختن موشکهای العباس و الحسین ، دقیقا همین برنامه را اجرا نموده بود و چند موشک به عربستان و اسرائیل در جنگ خلیج فارس پرتاب کرد که دقت کافی را نداشتند.

علوم انسانی در ایران مهجور ماند

به این بیندیشیم که هیچ انسانی مجرم زاده نمی شود، بلکه این فرهنگ و تمدن و هازمان(جامعه) ماست که از آنها چنین اهریمنانی می سازد و سرانجام از آنها انتقام کشی می کند؛ آن هم هنگامی که دیگر کار از کار گذشته است و نمی توان خسران ریختن خون و یا تجاوز یا هر ویرانی دیگری از سوی بزهکار و مجرم را جبران کرد. نوشدارویی پس از مرگ سهراب… مایه ی تاسف است که ملت ما با آن همه ادعای تمدن چند هزار ساله، در عرصه هایی از کشورهایی دیگر عقب افتاده است که نه پیشینه ی تاریخی بیش دارند و نه حتی کارنامه ای درخشان تر از ما در رویارویی با این مسائل. اما از سده ی هژدهم و به طور مشخص نوزدهم میلادی، این ملت ها دچار تحولات بنیادی در ساختار اندیشه، چارچوب ذهنی و طرح مطالبات خود شدند، فرهیختگی یافتند و به علوم انسانی پرداختند. علمی که در ایران استبداد زده و آشوب زده از خرافه و دستگاه تحمیق حوزه های علمیه ی اسلامی به عنوان بنگاه های شستشوی ذهنی توده های مردم و دین فروشی و ایجاد ترس از جهنم موهوم و طمع به بهشت موهوم، علمی بسیار مهجور ماند و نه بومی رشد کرد و نه بومی دیده شد و نه بومی توانست به عرصه ی کار وارد شود.

 اما از سده ی هژدهم و به طور مشخص نوزدهم میلادی، این ملت ها دچار تحولات بنیادی در ساختار اندیشه، چارچوب ذهنی و طرح مطالبات خود شدند، فرهیختگی یافتند و به علوم انسانی پرداختند. علمی که در ایران استبداد زده و آشوب زده از خرافه و دستگاه تحمیق حوزه های علمیه ی اسلامی به عنوان بنگاه های شستشوی ذهنی توده های مردم و دین فروشی و ایجاد ترس از جهنم موهوم و طمع به بهشت موهوم، علمی بسیار مهجور ماند

اما از سده ی هژدهم و به طور مشخص نوزدهم میلادی، این ملت ها دچار تحولات بنیادی در ساختار اندیشه، چارچوب ذهنی و طرح مطالبات خود شدند، فرهیختگی یافتند و به علوم انسانی پرداختند. علمی که در ایران استبداد زده و آشوب زده از خرافه و دستگاه تحمیق حوزه های علمیه ی اسلامی به عنوان بنگاه های شستشوی ذهنی توده های مردم و دین فروشی و ایجاد ترس از جهنم موهوم و طمع به بهشت موهوم، علمی بسیار مهجور ماند

تماشای اعدام، نشان از فرهنگی تاریک

اینکه هنوز تنبیه بدنی در مدرسه های ایران رواج دارد و اینکه مردم با فرهنگ اما الله زده، بدبختی خود را بامدادان با خود به دوش می کشند و صف می بندند تا اعدام یک انسان دیگر را با شادی و ذوق و لذت تماشا کنند، نشان دهنده ی ژرفای فاجعه ی موجود در فرهنگ ماست و اینکه ما راه بسیاری در بهبود این وضعیت در پیش داریم.

اینکه هنوز تنبیه بدنی در مدرسه های ایران رواج دارد و اینکه مردم با فرهنگ اما الله زده، بدبختی خود را بامدادان با خود به دوش می کشند و صف می بندند تا اعدام یک انسان دیگر را با شادی و ذوق و لذت تماشا کنند، نشان دهنده ی ژرفای فاجعه ی موجود در فرهنگ ماست و اینکه ما راه بسیاری در بهبود این وضعیت در پیش داریم.

اینکه هنوز تنبیه بدنی در مدرسه های ایران رواج دارد و اینکه مردم با فرهنگ اما الله زده، بدبختی خود را بامدادان با خود به دوش می کشند و صف می بندند تا اعدام یک انسان دیگر را با شادی و ذوق و لذت تماشا کنند، نشان دهنده ی ژرفای فاجعه ی موجود در فرهنگ ماست و اینکه ما راه بسیاری در بهبود این وضعیت در پیش داریم.

اما میانبری نیز وجود دارد. میانبری به نام سرنگونی باورها و سرنگونی این دستگاه دین فروش و واژگونی تمامیت ولایت فقیه و از ریشه برکندن همه ی خمینی هایی که هم خونمان را ریخته اند و هم تاریخمان را مصادره کرده اند و زهر دین اسلام را پیوسته در شریان های خسته از جور ایرانیمان تزریق ها کرده اند و به ما خورانده اند همه دروغ ها و یاوه هایشان را. اینکه ما نخست باید سر مار را بزنیم…

روزگار مردم آن هنگام درست می شود که از نهادهایی همچون آموزش و رسانه ها تا حکومت ملی و فراگیر، نسلی را بپرورانند که بدانند خشونت خشونت را نفی نمی کند و باور کنیم که نمی توان خون را با خون شست.

نویسنده : داریوش افشار

  • bamdadan.rousi@mazdak.net

    این تحلیل فقط به حمله اعراب تازه مسلمان شده به رهبری عمر جانشین دوم پیامبر اسلام به ایران به عنوان تحمیل کننده خشونت به فرهنگ ایرانیها اشاره مستقیم دارد . اما حقیقت این است که خشونت های اعراب تازه مسلمان در حمله به امپراتوری بزرگ ساسانیان در مقایسه با خشونت های زیر چندان قابل توجه نیست .
    چون عده زیادی از ایرانیان حتا شهر بانان و استانداران حکومت ساسانی خیانت کردند و راه را برای ورود اعراب بدون جنگ باز کردند . سردار بزرگ ملی ایران که مردی دانشمند و فرهیخته بود هم ان چنان غرق مذاکره با نیروهای بدوی و متعجب از چرایی حمله آنها به یکی از بزرگترین ارتش های جهان آنروز ( مثل اینکه کره شمالی امروز بخواهد امریکا را تهدید اتمی کند ) بود که هیچ دفاعی نکرد و سرانجام کشته شد و شاه شاهان فرار کرد و به دست آسیابان فقیری که طمع در لباس او کرده بود کشته شد. هما نگونه که ارتش سر تا پا مسلح به سلاح های روز و فیل های جنگی و منجنیق ها که لرزه بر اندام ارتش قوی آتن و روم می انداخت و چینی ها حتا جرات حمله به آنرا در سر نداشتند و در لجستیک سر آمد روزگار خود بود نتوانست در برابر مشتی بدوی مدعی که تنها سلا ح شان شمشیر ساده ( کلاشینکف ) بود و تانک شان دودی و کند ( شتر ها و تعدای اسب ) و اکثرا پیاده بودند و تعلیم جنگ ندیده بودند ظرف چند روز به کلی فرو ریخت چون سربازان و افسران انگیزه جنگ نداشتند و یا به فکر خیانت به سیستمی بودند که بر خلاف سیستم قوای مدعی که شعار برابری میداد ( البته مثل ما رکسیست ها دروغ میگفت ) طبقاتی و فاسد بود و طبقه برتر برخوردار از همه چیز داشت. گوش شاه شاهان به تنها چیزی که عادت نداشت شنیدن نصیحت بود از سوی دلسوزان و اندیشمندان .
    بقیه داستان را میدانید . مثل شوروی از بی اخلاقی سیاسی متکبرانه خدا گونه و فریب کار و نا کار آمدی و ترویج فقر و تبعیض و دروغ و نفاق و عدم توجه به اکثریت و مشارکت مردم و حقوق اجتماعی فرو ریخت . خشونتی بالاتر از سایر خشونت های معمول ان زمان لازم نداشت . اما غارت چرا . گرسنگان عرب تازه مسلمان با فتوای دین جدید همه چیز را بردند . حرمسرای هزار زن مدل خسرو پرویز شاه شاهان هم رفت به کنیزی .
    اما خشونت های قبل و بعد از ان
    حمله روم و اسکندر
    حمله چنگیز خان مغول ( به سگ و گربه نیشابور , پاریس ان دوران و مرکز علم و دانش هم رحم نکردند . از کله ها منار ساختند که با پل پت و کامبوج برابری میکرد )
    حمله تیمور ( این یکی فقیه بود و سنی ) هر فقیهی را که نمی توانست جواب سوال فقهی او را بدهد سر میبرید تا چه رسد به مردم عادی
    مشهور است که به قبر حافظ که رسید از شدت خود بزرگ بینی و خود خدا پنداری شبه آخوندی تفعلی زد و با نیشخند که تو آیا میتوانی چنین سیاه بختی را هم پیش بینی کرده باشی ؟ جواب او شعری آمد از حفظ که ما از این چیزها قبلا هم دیده ایم و این نیز بگذرد و ما میمانیم . مشهور است که عصبانی قبر حا فظ را ترک کرد .
    محمود افغان اصفهان را محاصره کرد . مردم زیادی از گرسنگی جان دادند . باز داستان خیانت به سیستم فاسد حاکمه و تحویل شهرها یکی پس از دیگری اینجا هم وجود داشت . افغانستان ماقبل تاریخ ایران متمدن و مهد علم و دانش اما گرفتار در یک حکومت زن باره فاسد مذهب زده را به آسانی گرفت . زنان حرمسرای شاه سلطان حسین که سالها از برخوردی طبیعی از سکس بی نصیب بودند هم دعا میکردند ارتش متجاوز بیاید و انها را آزاد کند . چون شاه اگر میخواست و میتوانست سه سال طول میکشید تا به هر زنی یک شب برسد
    در مثل مناقشه نیست اما جوانان امروز ایرانی و زنانی که به هیچ گماشته میشوند و از بدیهی ترین حقوق انسانی و اجتماعی محروم هستند بدیهی است اگر به ارتش خارجی و رژیم های خواهان حمله به ایران به عنوان ناجی نگاه کنند .
    اگر نیروی اتم و دومین قدرت نظامی و فضایی جهان بودن رژیم شوروی را از فروپاشی نجات داد این سیب زمینی های گندیده کره و روسیه هم که به عنوان موشک به ملاها با قیمت هزار برابر فروخته شده و رژیم بی خرد ملاها را صد در صد به روسیه وابسته کرده هم میتوانند تخت و تاج خا منه ای و قشون تا خرخره در فساد رفته قزاق های سپاه روس را نجات دهد .
    مردمی نمانده اند که بخواهند بجنگند برای این رژیم نامشرو ع حتا در میان هوادران و بچه آخوندها مثل مطهری و فا ئزه و خزعلی و …و حتا این سرداران بی سپاه و افسران جنگ نرم و گرم که حالا آنها هم به عنوان جاسوس امریکا و اسرائیل زیر تیغ هستند
    به تلنگری فرو میریزد حتا فرصت شلیک ۶ موشک که صدام در دقایق آخر عمر به سمت اسرائیل زد برای حیله گری را هم نخواهند یافت. و گنبد آهنین اسرائیل به آنها نیشخندی خواهد زد که در تاریخ جهان برای عبرت همه موشک بازان ابله و فریب خوردگان روسیه درسی فراموش نشدنی باشد

    این در حالیست که طبق استراتژی های امنیتی مدرن کشورهای کوچکی مثل سنگاپور و سویس نیازی به این موشک و شیمیایی و اتمی ندارند .
    همه چیز بستگی دارد به اینکه شما زیر مجموعه امنیتی کدام بلوک هستید . اگر با امریکا بودید نیازی به این همه اتلاف منابع ملی را نداشتید . همان شاه که میگویید آمریکایی بود و نوکر امریکا و همش سلاح میخرید انگشت کوچک شما نمی شد در اتلاف اموال و منابع ملی کشور . و حتا بازده رژیم او بسیار عالیتر از شما . کوبا ، سوریه ، عراق ، عربستان ،کویت ، مصر ، پاکستان ، ویتنام ، کره شمالی ، ترکیه ، لیبی , ارمنستان ، قزاقستان ، بلغارستان ، رومانی ، اردن ، مراکش ، مغولستان ،قرقیزستان ، ازبکستان ، ونزوئلا ، کلمبیا ، نیکاراگوا ، و بسیاری از کشورهای دیگر بود .
    سقوط او به دلیل با ز گذاشتن دست کمونیست ها و اسلامیست ها و مارکسیست های اسلامی بود . وگرنه اگر مثل سوهار تو و قذافی و صدام و اسد و جمال عبدالناصر کمونیست ها را سر به نیست میکرد الان فرخ و کشتگر و زر افشان و رییس دانا و عمویی و تابان و زار ع قنواتی و دولت آبادی و سحر و ابراهیم گلستان و عباس میلانی و آبراهام پروند و میرفطروس و علی جوادی و رجوی ها و فتاه پور و ممبینی و حیدری و منیره برادران و ملیحه محمدی و توکلی و بهزاد کریمی و طاهری پور و علیزاده و اشکوری و کدیور و تقی رحمانی ها و خیل آخوند های مخالف او زنده نبودند که هنوز علیه او دروغ پردازی کنند انهم بیخ گوش کنگره و سنا و تینک تنک های همان امریکا و متحدان اروپایی او ، انهم به قصد حفاظت از منافع دولت فخیمه روس .
    و اما روس ها :
    روس ها از صفویه تا قاجاریه ، تا پهلوی و تا هم اکنون همواره به ایران حمله ، اشغال ، کشتار ، ضمیمه سازی سر زمینهای ما ، غارت بدتر از مغول و به زیر یوغ استعمار روسی کشاندن مملکت ما و در برابر جهان قرار دادن ما ایرانیها را در پرونده خشونت سازی خود دارند مضافا به اینکه با جاسوسان مارکسیست روسی خود و تشکیل و نفوذ فراما سونری مارکسیست های روسی در دولت های قاجار و پهلوی و خصوصا فقاهت ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی شیخ با کثیف ترین توطیه ها از بستن مجلس مشروطه به توپ تا حمله های قزاق ها ، تا تشکیل فرقه های تروریستی دموکرات آذربایجان و خیابانی و کومله و دموکرات و فدایی و توده ای و مجاهد و ملی مضحکی و آخوندهای فاسد مثل رفسنجانی و خامنه ای و برادران فاسد لاریجانی و مالیخولیایی کیهان شریعتمداری و شکم گنده های یاوه گوی سپاه پاسداران و حسن چاخان و خاتمی بزدل و احمدی مشنگ و موسوی فریب کار عصر طلایی اسب تروا و تروریست بمب گزار بهزاد نبوی و همدستان مجاهد انقلاب او فساد و خشونت و بیراهه رفتن را در فرهنگ سیاسی و امنیتی ما ایرانیها آنچنان نهادینه کرده که حتا اگر همه دنیا ما را رها کنند و بگویند هر غلطی میخواهید بکنید ، هر رژیمی میخواهید داشته باشید ، بکشید ، اعدام کنید ، قوانین ضد زن . ضد بشر ، ضد آزادی ، دینی ، مارکسیستی ، مخلوط بگذارید ، موشک بسازید ، بمب اتم درست کنید ، هر مزخرفی میخواهید در داخل کشور خودتان انجام دهید مثل چین و ویتنام و کوبا . اما به کشور های ما تروریست نفرستید و به کشور های تحت حمایت ما حمله نکنید !
    من به شما تضمین میدهم که این عمله اکره روس در ایران باز میخواهند در سوریه و لبنان و عراق و افغانستان و یمن و بحرین که هیچ در اتاق خواب آمریکایی ها و اسرائیلی ها و فرانسوی ها و انگلیسی ها هم دخالت کرده و این کثافت روسی را ببرند داخل خاک کشور های غربی و هر روز یکی از آنها را هدف موشک خود و بمب اتمی و تروریسم قرار دهند

    در تداوم خشونت ، عراق صدام هم حمله کرد و به دختران سوسنگردی تجاوز کرد . حالا همان عراقی ها به اسم زیارت و ضیافت و سیاحت می آیند خود مختار مشهد و ترتیب دختران ایرانی را میدهند و کمی پول هم به آنها میدهند که صنعت سیاحت و جهانگردی بی رونق نباشد . درست مثل کوبا . همه مردان شهوتران از کشورهای غربی می آیند آنجا پیرمردها با دختران جوان به بهای ناچیز حد اکثر ۲۰ دلار میخوابند که با وعده پیامبر اسلام در مورد بهشت و حوری فقط ۲۰ دلار تفاوت دارد . تازه برای ان حوری باید خودت را منفجر کنی اما برای این حوری ها قیمت دو تا همبرگر میدهند . فشار خون و کلسترول و وزنشان هم بالا نمیرود .

    صدام با همدستی با خمینی – رفسنجنای -کیانوری , برخی شهر ها را نابود و همه زیر ساخت های اقتصادی را نابود کرد . با همکاری ملا رفسنجنایی و روسیه جنگ را ۸ سال کش داد تا شیرازه اقتصاد کشور با دولت نادان و ندانم کار کوپنی موسوی گسیخته ، صندوق ارزی ۱۴ میلیارد دلاری شاه نابود و تخم فساد و رشوه و فربه کردن اخوند زاده ها را بکارد تا بعد از او رفسنجنایی با مانور تمدن بیاید و اختیار تام و سلطه طبقه نومن کلا تورا را با مانور تمدن به مافیای سپاه – بچه آخوند کامل کرده و شیاطینی مثل بابک زنجانی و دزدان دیگر کارپرداز این شیطان جدید الولاده روسی گردند و از خیر سر بازی اتمی و تحریم و اقتصاد سیاه زیر زمینی دمشان را به مافیای روسیه و ترکمنستان و قزاقستان و ارمستان و آذربایجان گره بزنند
    فساد سازان روسی و فساد پردازان روسی به یک جنگ طولانی نیاز داشتند و دو دیوانه . دولتی کردن اقتصاد و مافیایی کردن انحصاری ان کاملا نسخه رونویسی شده دولت سرمایه داری اولیگارشیک به سبک روسیه بود و پوتین .

  • tahdidhaye opposition rousi

    من یک سوال میپرسم و آنرا در همه رسانه های فارسی زبان میگذارم . همه آنها این نظر را که نه اهانتی به کسی یا گروهی است و نه مشکل حقوقی دارد , سانسور میکنند . حتا برخی از آنها که ادعای لیبرال بودن دارند و یا غربی بودن , بدتر از چپ ها و مذهبی ها تهدید هم میکنند
    زیتون میگوید ای پی آدرس شما میتواند علیه شما به کار رود
    تقاطع که تحکیم وحدتی های لیبرال مثلا هوادار ترامپ آنرا اداره میکنند به انگلیسی به من اخطار میدهد که جدا ای پی آدرس شما بلوکه میشود
    ظاهرا سطح تحمل راست ها و لیبرال ها و هوداران ترامپ در ایران از سطح تحمل چپ های آنارشیست هم پایین تر است
    چرا ؟
    چون همه رسانه های فارسی زبان بیش از هر رسانه دیگری در جهان (حتا راشا تودی ، خبر گذاری رسمی چین ، خبر گذاری رسمی ویتنام ، خبر گذاری رسمی کوبا ) سمپات ون جنگ ایل ، اسد ، مادرو ، و پوتین هستند . اصلا علیه اینها مطلبی نمی نویسند و هر خبر منفی هم باشد یا سانسور میکنند یا با لحن مثبت آنرا به شکلی وارونه منتقل میکنند
    فقط به این رسانه ها نگاه کنید ببینید چطور از بازی اتمی و موشک پرانی اون جنگ ایل ته دلشان قند آب میشود و ترامپ و امریکا را مورد حمله قرار میدهند . تو گویی رجز خوانی و دیوانه بازی دلقک کره شمالی که آغاز گر این جنگ لفظی خطرناک بوده و هست و خواهد بود اصلا اهمیتی ندارد .
    حالا اگر به سوال من جواب دهید
    سوال شما در مورد اینکه چرا ما به این بدبختی رسیدیم خود به خود جواب داده میشود
    چون ما مثل بقیه مردم جهان نیستیم و فقط شبیه کره شمالی فکر میکنیم و عمل مینماییم . اشتباه نکنید فقط رژیم ملاها نیست که عشق کره شمالی دارد . همه اپوزیسیون عشق کره شمالی هستند

    فضول محله هم این نظر را سانسور میکند در حالیکه هزاران کامنت مزخرف بی سرو و ته که حمایت از ضد آمریکایی گری و ضد اسرائیلی گری بی اندازه و مفرط در هر نقطه از جهان از سرو و کله ان بریزد را سخاوتمندانه پخش میکنند

  • ایرانی

    مرگ بر خامنه ای مزدور و حرومزاده و غارتگر
    مرگ بر رژیم دزد و غارتگر اسلامی اسهالی
    مرگ بر فلسطین
    مرگ بر روسیه
    مرگ بر لبنان
    مرگ بر عراق

  • Pro-Russian Marxists and Putin

    https://ir.voanews.com/a/russia-suadi-missile-iran-oil/4057798.html

    https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=138517
    روسیه به عربستان سعودی اس ۴۰۰ می فروشد / تولید اس ۴۰۰ و کلاشنیکوف در خاک عربستان

    Russian Militarism and pro-Russian Marxists quiet about it