بایگانی

پیروزی طرح “نَرمش قهرمانانه” و سودایِ سکولار دموکراسی در ایران۸

رابطه با غرب از هر لحاظ به نفع مردم ایران است، شرایط معیشتی سخت و طاقت فرسای مردم مَجالِ اندیشیدن به هیچ چیز دیگری به جز "پول"، "نان" و پوشاک را بدان ها نمی دهد، رابطه با غرب یعنی برداشته شدن تَحریم ها، یَعنی ارزان تر شدنِ مواد خوراکی! یَعنی یک نفس راحت برای مردمی که هشت سال است شدیدن تحت فشارند.

حمله به موسیقی و رواج آه و ناله ی حسینیه، ملت را روانی کرده است۸

چرا شادی و لذت دنیوی در ادیان الهی حرام است؟ در این ادیان مشخص نیست چرا رقص و پایکوبی و شادیهای کودکانه ، اگر از بالغ سر بزند گناه است؟موسیقی بد است و عروسی را باید یا در کلیسا گرفت و مارش عزا در عروسی پخش می شود؟ اصولا جایگاه دین در شادی انسان کجاست؟ چرا شادی از نظر آخوند و خاخام و کشیش گناه است؟.

امام حَسن عسگری “خواجه” بوده و مَهدی موعودی در کار نیست!۶۱

داستان کودکانه امام زمان را اگر به مرغ پخته بگویید، از دیس غذا بلند شده و قاه قاه می خندد. این داستان موهوم که برای تحمیق امت مسلمان سَر هَم شده، تنها آبشخور و دکان رزق و روزی برای روحانیونی است که زمانی نه چندان دور، برای یک کاسه آبگوشت، روزی چهل بار امام حسین را زنده کرده و بعد سر می بریدند.

چه تفاوتی میان حکومت اسلامی و رژیم شاهنشاهی وجود دارد؟۴۳

چرا کسانی با حسرت ادعا دارندکه شاهنشاهی پایان یافته؟. زیرا آنچه پایان یافت مشروطه و اصلاحات آریامهری بود.گویی به قاجار یا صفویه بازگشته ایم. ژمانی که شاه عباس خود را "سگ درگاه علی " می نامید،فتحعلی شاه قبله عالم بود و دور و برش چاپلوسانی بودند که ایران را مرکز جهان و شاه را قدرت اول دنیا می نامیدند.

دولتِ تَدبیر و اُمید، حبیب الله گلپری پور را به جُرم کتاب خوانی کُشت!۲

شوربختانه پاسخ اکثریتِ قاطع مردم ایران به این جنایت ها سکوتی سرسام آور است! بی تفاوتی مردم کشورمان، ما را سیاه بَخت و تیره روز گردانیده و سبب گشته تا روحیه امیدواری، انسان دوستی و آزادی خواهی از چهار گوشه مملکت مان رَخت بر بسته و به دور دست ها کوچ کند و اینچنین زَمین گیر و درمانده مان نموده است.

کَشفِ سیستم عَصبی نیم میلیارد ساله، اَفسانه خُدایان را نابود می کند۱۳

هر روز که می گذرد پژوهشگران به اَبعاد وَسیع تری از چیستی و هَستی زندگی بر روی زَمین دست می بایند و این اکتشافاتِ علمی، هریک همچون میخی است که بَر تابوتِ پوسیده خدایی که "نیچه او را مُرده خواند" فرو می رود. چگونه یک خُدای شش هزار ساله می تواند پاسخگویِ کشفِ سیستم عَصبی جانداری نیم میلیارد ساله باشد؟

آیا اعضای شورای ملی، آنقدر بلوغ سیاسی ندارند تا بدانند که آقای فخرآور شیاد است؟۳

نگارنده وقتی مشاهده می کند که هنوز اپوزسیون خارج نشین، آنقدر آگاه نیست تا بتواند شیادی به نام فخرآور را از جمع خود بیرون کند، از شدت افسردگی، به مرز جنون می رسد! چرا که می بیند، نه تنها یک شیخ، کشور باستانی ما را به یغما می برد، بلکه می بیند به اپوزسیون ایرانی نیز نمی توان امید چندانی داشت.

دیوانِ عدالتِ حکومتِ مَذهبی، مرگ را بیش از هَر چیزی ستایش می کند۲

مُجرمی یک روز پَس از اعدام دوباره زنده می شود و قاضی حکم به اعدام دوباره اش می دهد! این عدالت مذهبی است، خونخواهی و خونریزی در راه و نام خدایی که مرگ را می ستاید و برای زندگی پشیزی ارزش قائل نیست. اعدام قتل عمد است و حکم به اعدام دوباره یک مجرم دادن، از خاموشی انسانیت در مملکتی حکایت می کند.