از هرکس مخالفه پاسپورتش بگیره بره تا هرکس در انتخابات شرکت نکنه ضد رژیم و خائنه ۱۵

ملتی گوسفندوار اسیر خودکامگان تاریخ

تاریخ سیاه و تاریک چند هزار ساله گذشته ایران از خودکامگانی گفتگو می کند که ملتی را به عنوان ملت نجیب و مهربان، به زیر ستمگری های خود در آوردند و روزهای روشن را بر آنان شب تیره و تار ساختند. شاه سایه خداست، ملت، رعیت و گوسفند پادشاهند. اینها عنوان هایی بود که به کار می رفت، و روشهایی بود که پیاده می شد. شاهانی که هرزمان می خواستند املاک و هستی مردم را به عنوان مالیات و علاقه شخص شاهنشاه تصرف می کردند، مردم را بی خردانه و ناآگاهانه برا خودخواهی اشان به جنگ و نابودی می کشاندند، و برای دل هوس بازشان دست بر ناموس دیگران می گذاشتند.

خدای واهی، و نماینده خدا

از روباه پرسیدند شاهدت کیست، گفت دمم. اگر جرأت داشتی و پیش از مرگت از شاهی می پرسیدی؛ ” این تاج و تخت را چه کسی به شما داد؟!”. پاسخ این بود که؛ ” اهورامزدا، خداوند متعال، و یا الله مدینه“. در این جا اشاره به خدای ناشناخته که ساخته و پرداخته ذهن و تخلیلات رؤیایی انسان هاست، به شاه اختیار و مجوزی می داد که بر روی ملت دربند خود خط بکشد. زیرا ملت هرگز مطرح نبوده بلکه آنان گوسفندانی بی اراده در دست چوپانی چاقو به دست و یا قصاب بی رحم محل بوده اند.

گرد هم آمدن سران کشورهای جهان با هزینه ای سنگین بر دوش ملت بدبخت برای چی؟، برای نشان دادن ۲۵۰۰ سال دیکتاتوری و بیرحمی شاهان؟، برای زیر پاگذاشتن قانون مردمی مشروطیت که با خونبهای زنان و مردان سلحشور ایران به دست آمده بود؟، و یا جشنی که در آن کمترین فرهنگ ایرانی و ایرانیان شرکتی نداشتند. تا آنجا که خوراک و حتی بستنی را از پاریس آورده بودند!!.

گرد هم آمدن سران کشورهای جهان با هزینه ای سنگین بر دوش ملت بدبخت برای چی؟، برای نشان دادن ۲۵۰۰ سال دیکتاتوری و بیرحمی شاهان؟، برای زیر پاگذاشتن قانون مردمی مشروطیت که با خونبهای زنان و مردان سلحشور ایران به دست آمده بود؟، و یا جشنی که در آن کمترین فرهنگ ایرانی و ایرانیان شرکتی نداشتند. تا آنجا که خوراک و حتی بستنی را از پاریس آورده بودند!!.

دیکتاتوری در کشورما از ۲۵ سده پیش تا کنون نهادینه شده و روز به روز رو به افزایش است. گرچه شکل ظاهر همه چیز عوض شده ولی دیکتاتوری بر جای مانده است. در گذشته آخوندهای فرومایه دیکتاتوری خود را در لباس مذهب و دین به مردم تحمیل می کردند که به دیکتاتوری شاهانه افزوده می شد، و لی امروز این دیکتاتوری آخوندی علنی شده و می تواند هر آن و هرلحظه دستورات فاشیستی آن از دهان کثیف جنایتکاران رژیم مانند آخوند ۵ تومانی، احمد جنتی، مصباح یزدی، و چند گله آخوندهای شکم گنده مفتخور دیگر، و یا نوکرانشان در سپاه و بسیج صادر شود. همان دیکتاتوری فاشیستی اسلامی که ۱۴۰۰ سال است ملت ما را خاکستر نشین کرده است.

دیکتاتوری در کشورما از ۲۵ سده پیش تا کنون نهادینه شده و روز به روز رو به افزایش است. گرچه شکل ظاهر همه چیز عوض شده ولی دیکتاتوری بر جای مانده است. در گذشته آخوندهای فرومایه دیکتاتوری خود را در لباس مذهب و دین به مردم تحمیل می کردند که به دیکتاتوری شاهانه افزوده می شد، و لی امروز این دیکتاتوری آخوندی علنی شده و می تواند هر آن و هرلحظه دستورات فاشیستی آن از دهان کثیف جنایتکاران رژیم مانند آخوند ۵ تومانی، احمد جنتی، مصباح یزدی، و چند گله آخوندهای شکم گنده مفتخور دیگر، و یا نوکرانشان در سپاه و بسیج صادر شود. همان دیکتاتوری فاشیستی اسلامی که ۱۴۰۰ سال است ملت ما را خاکستر نشین کرده است.

سزای نافرمانی هرفرد مرگه

کمترین انتقاد و پرسشی در برابر یک شاه، نافرمانی، گستاخی، و پاداش آن مرگ بود. مرگ برای همگان، سلامت و تندرستی برای ذات اقدس ملوکانه. با آن که ملت ایران با سخت کوشی، فداکاری و از جان گذشتگی هزاران ابرزن و ابر مرد تاریخمان آن روزهای ننگین با انقلاب بزرگ مشروطیت خود اسارت و بردگی ملتی را پشت سر گذاشت و تفنگ پر را از دست شاهان خودکامه بیرون کرد، ولی عادت داشتن به دیکتاتوری و پای گذاشتن بر شانه و کتف مردم، پایان یافتنی نبود.

گرگهای چند صد ساله اجتماعمان

از شاهان زورگوی و خودکامه که بگذریم، به گروه لاشخور و مفتخور دیگر می رسیم که وبال گردن ملت و موی دماغ شاه بوده، روشهای تخریبی و فرسایش ملی خود را همواره بر شاه و مردم پیاده کردند. این کرمهای اجتماع، آخوند، یا به گفته احمقانه خودشان روحانی نام دارند. آخوندهایی که در غارت ملی، فرسایش، ویرانی، و تجزیه کشور در سراسر تاریخ سهم بزرگی داشته اند.

این ویدیو به خوبی نشان می دهد که خرافات مذهبی شاه و دور دادن به آخوندها به وسیله او، یکی از موجبات اصلی روی کار آمدن رژیم اسلامی در ایران بود.

شاهنشاه آریامهر

سرانجام ملت گوسفند شده و مصیبت کشیده ایران با کرم و لطف بی پایان چرچیل، روزولت، و استالین، سه تفنگدار غارتگر جهانی دارای چوپانی شدند که او خود را شاهنشاه آریامهر نامید و با شعار؛”خدا، شاه، میهن” به همگان نشان داد که ایشان برگزیده خدای ناشناخته بوده که شاید سه تفنگدار جهان را بتوان خدایی دانست که ایشان را بر روی کرسی حکومت نشانده است. در این جا خدا، و شاه حق تقدم دارند و میهن در پایین ترین ارزش است و اگر هم چندان ارزشی دارد به صورت ارث بنا به قانون مردم ستیزی اساسی ایران ارث پدری است که به ایشان رسیده و ملت هیچگونه رل و یا سهمی سوای همان رعیت بودن، باربری، برده بودن، و یا در سکوت گوسفند وار نداشته است.

در سرزمین آریامهری همه مرید و بندگانند

اینجاست که بازهم روحیه شاهنشاهی با سابقه چند هزار ساله آن در شاهنشاه آریامهر غلبه کرد. احساس برتر بودن خود، و ناچیز، نفهم، بی سواد بودن دیگران، و دریای خرد و اندیشه او را بر آن داشت که بر مخالفین بتازد، یورش برد و با صدای بلند فریاد زند؛ آنان که از دایره آریامهری بیرونند، و نتوانسته اند مقام شامخ و به همتای معظم له را درک کنند، باید گذرنامه های خود را بگیرند و از ملک آباء اجدادی ایشان بیرون روند.

برای تکمیل این دستورات، پلیس ساواک و حزب فردی و خصوصی رستاخیز را به وجود آمد. در این جا که عرصه بر ملت پا برهنه و همیشه در بند به تنگ آمده بود، دریافتند که برای پاسخ گویی به این توهین های آشکار در برابر خودکامگی شاهنشاه در حیف و میل بیت المال در خود بزرگ بینی به عنوان جشن های دوهزار و پانصد ساله، باید ایستادگی کرد و از گوسفند بودن بیرون آمد. و این پدیده ای بود که در انقلاب سال ۱۳۵۷ رخ داد.

ما ملت گوسفند نژاد، با آن که می دانیم بازیچه دست آخوند شده و سند بردگی خود را در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ امضاء کرده ایم، به این برده بودن و نوکری احترام می گذاریم و بازهم در انتخابات (افتضاحات) ریاست جمهوری گوسفند وار به صف می ایستیم و باردیگر نوکر بودن و بربریت خود را به اثبات می رسانیم.

ما ملت گوسفند نژاد، با آن که می دانیم بازیچه دست آخوند شده و سند بردگی خود را در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ امضاء کرده ایم، به این برده بودن و نوکری احترام می گذاریم و بازهم در انتخابات (افتضاحات) ریاست جمهوری گوسفند وار به صف می ایستیم و باردیگر نوکر بودن و بربریت خود را به اثبات می رسانیم.

ما از یک دیکتاتوری، به دیکتاتوری دیگر رسیدیم. چیزی تغییر نیافته، و شرایطی عوض نشده. ما از تاج به عمامه، و از پوتین نظامی به نعلین رسیدیم. خرافات مذهبی، آمامان، تازیان، آخوند، روضه خوانی، حسین و شمر در سرجای خود مانده اند و همچنان وبال گردن مردمند. در گذشته شاه از معجزات و خواب های طلایی و دست یافتن به سلامت و رفع خطر از خود گفتگو می کرد، هم اکنون روضه خوان مشهدی و احمدی تیر خلاص زن آن وظیفه را بر عهده دارند.  طرفداران و و کشتی به گل نشستگان رژیم گذشته انقلاب بزرگ میهنی و مردمی سال ۱۳۵۷ را فتنه سال ۵۷ می نامند، و مزدوران و لاشخوران ولایت وقیح رستاخیز بزرگ ملی و مردمی سال ۱۳۸۸ را فتنه ۸۸ می نامند. آیا شما تفاوتی میان عملکرد و افکار رژیم گذشته و بازماندگانشان با رژیم کنونی می بینید؟. ما که نتوانستیم.

ما از یک دیکتاتوری، به دیکتاتوری دیگر رسیدیم. چیزی تغییر نیافته، و شرایطی عوض نشده. ما از تاج به عمامه، و از پوتین نظامی به نعلین رسیدیم. خرافات مذهبی، آمامان، تازیان، آخوند، روضه خوانی، حسین و شمر در سرجای خود مانده اند و همچنان وبال گردن مردمند. در گذشته شاه از معجزات و خواب های طلایی و دست یافتن به سلامت و رفع خطر از خود گفتگو می کرد، هم اکنون روضه خوان مشهدی و احمدی تیر خلاص زن آن وظیفه را بر عهده دارند. طرفداران و و کشتی به گل نشستگان رژیم گذشته انقلاب بزرگ میهنی و مردمی سال ۱۳۵۷ را فتنه سال ۵۷ می نامند، و مزدوران و لاشخوران ولایت وقیح رستاخیز بزرگ ملی و مردمی سال ۱۳۸۸ را فتنه ۸۸ می نامند. آیا شما تفاوتی میان عملکرد و افکار رژیم گذشته و بازماندگانشان با رژیم کنونی می بینید؟. ما که نتوانستیم.

ملت ناکام، در بند و زنجیر شیخ و شاه

پیامد انقلاب مردمی سال ۱۳۵۷، اسیر و گرفتار شدن ملت ستم کشیده ایران در چنگال خونین آخوند بود که در این جریان، ما همزمان دربند شیخ زنگوله پا که رل شاهنشاه را نیز انجام می دهد، گرفتار شده ایم. حقه بازی و شیادی خمینی این شیخ افسونگر، حتی پیش کسوتان و سیاستمداران اجتماع ما را شستشوی مغزی کرده، همگان را به لب آب برد و تشنه بازگرداند. نمونه بزرگ این حقه بازی را می توان چشم بندی در رأی گیری ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ دانست. آنچنان که در مقاله پیشین رفت، در این حقه بازی به اصطلاح انتخابات جمهوری اسلامی ناشناخته و بی محتوا را در برابر رژیم شاهنشاهی که مردم بدان دلخوش نبودند، قرار داده بود. نکته دیگر، در این همه پرسی گفته بودند که قانون اساسی با رأی گیری و تصویب مردم به اجراء در می آید که هرگز اتفاق نیفتاد.

کرکری روضه خوان مشهدی

آخوند ۵ تومانی که تا پیش از انقلاب آه نداشت با ناله سودا کند، با ۳۴ سال جنایت بیشمار و غارتگری مملکت، در رجز خوانی خود هنگام سال نو در مشهد، با وقاحت و بیشرمی شرکت در انتخابات را نشانه علاقه و دلبستگی مردم به رژیم کشتارگر، و میهن دوستی آنان می داند. بنا به این شعار ضد انسانی، اگر کسی در انتخابات شرکت نکند، ضد رژیم و خائن به کشور است. این گفته زشت و ناپسند که یک نوع تهدید است، راهی را به مزدوران رژیم نشان می دهد تا کسانی که در افتضاحات ریاست جمهوری شرکت نداشته اند، مورد بازجویی قرار دهند. این نوع تهدید ملی، با تهدید آریامهری که هرکس مخالف ما است، گذرنامه اش را بگیرد و از کشور بیرون رود، تفاوتی نداشته، هردو در یک راستا و از خودکامگی و زورگویی فردی گفتگو می کند.

نکته پایانی

از آنچه گذشت به خوبی آشکار و پیدا است که ما وارث یک دیکتاتری تاریخی هستیم و در سال ۱۳۵۷، از یک دیکتاتوری با همان هویت، و با همان اندازه ولی در شکل ظاهری متفاوت به دیکتاتوری دیگر رسیدیم. دانستن و آگاهی داشتن از آنچه گذشت و در تاریخ کشورمان اتفاق افتاد، می تواند چراغ راهنمای ما برای تصمیم گیری و اقدام سیاسی و فرهنگی امان در زمان حال، و آینده باشد. ناآگاهی و بی اطلاعی از تاریخ گذشته مانند راهپیمایی در تاریکی شب بدون همراه داشتن یک چراغ و یا مشعل فروزان است.

این ویدیو طنزی است از خودکامگی روضه خوانی که یک شبه بر سرنوشت ملت و مملکتی سوار شده و به جنایت و غارتگری می پردازد.
  • mardi aziran

    مقایسه شاه با آخوند‌ها چندان واقع بینانه نیست. درست است که رژیم پهلوی دیکتاتوری بود ولی‌ این کجا و آن کجا. دیکتاتوری جزئی از فرهنگ ۳۰۰۰ ایران است. انتظار این که شاهان پهلوی یک شبه دمکرات میشدند آن طور که شما می‌پسندید خیلی‌ از واقعیت‌های جامعه و تاریخ ایران به دور است.
    به گفته دیگر پس از مشروطیت، در ایران با آن ساختار اقتصادی و اجتماعی به هر حال یک رژیم دیکتاتوری به روی کار می‌آمد. باز جای شکرش باقی‌ است که رژیم پهلوی روی کار آمد که راه سازندگی و پیشرفت ایران را در پیش گرفت.

    • محمود

      من متولد ۱۳۷۰ هستم زمان زضا شاه و محمد زضا نبودم ولی از فیلم هایی که دیدم چیز هایی که شنیدم همین قدر بگم اون زمان اگه هم دیکتاتوری بوده لااقل مردم تو رفاه بودن ایران ازاد بود ایران تو وجهه بین الملل جایگاهی داشت . افغانی ها پناهنده ایران میشدند الن برعکسه ایرانی یعنی تروریست الان ایرانی ها پناهنده افغانستان میشن

      مادر بزرگم یه چیزی میگه به نظر من درسته : میگه اون زمان مردم از سیری انقلاب کردن الان از گرسنگی

  • OptionSam

    گفتمان شما در پیوند با تاریخ پیش از اسلام در ایران، کپی گفتمان
    آخوندها و ملّاهای بی‌ سرو پا می‌‌ماند. این واژها تنها می‌‌تواند از دهان
    مطهری، و سید علی‌ گدا بیرون بیاید!!!

    شما باید پادشاهان هخامنیشی، و
    ساسانی پیش از اسلام را به بزرگی‌ و دانش و دوراندیشی خودتان عفو کنید، که
    به دموکراسی لیبرالی، امنیستی اینترنشنال، و اعلامیهٔ جهانی‌ حقوق بشر
    سازمان ملل اعتنایی نداشتند، و کشور ایران را در فقر و واپسماندگی فرهنگی
    نگاه داشته بودن.

  • OptionSam

    گفتمان شما در پیوند با تاریخ پیش از اسلام در ایران، کپی گفتمان
    آخوندها و ملّاهای بی‌ سرو پا می‌‌ماند. این واژها تنها می‌‌تواند از دهان
    مطهری، و سید علی‌ گدا بیرون بیاید

    شما باید پادشاهان هخامنیشی، و
    ساسانی پیش از اسلام را به بزرگی‌ و دانش و دوراندیشی خودتان عفو کنید، که
    به دموکراسی لیبرالی، امنیستی اینترنشنال، و اعلامیهٔ جهانی‌ حقوق بشر
    سازمان ملل اعتنایی نداشتند، و کشور ایران را در فقر و واپسماندگی فرهنگی
    نگاه داشته بودن.

    • آقای محترم، ما آنچه گفته ایم و می گوییم همگی بامدرک و استنادهای تاریخی است. برای آگاهی اتان، در بایگانی خود صدها کتاب و مطالب تاریخی داریم که انکار ناپذیر است. ما حقایق تاریخی را می گوییم و برای ایران و ایرانی دل می سوزانیم. نه وابسته به شاه هستیم، و نه به شیخ و نه وابسته به گروه سیاسی خاصی. ما خدمات بعضی از شاهان را در مقاله های گوناگون خود نوشته ایم. ولی از این که همگی به جز دوران بعضی شاهان اشکانی، یا کوروش کبیر، و یا کریمخان زند، مردم ایران هرگز آزادی نداشته اند. حرفی نیست. بهتر است سنجیده سخن بگویید و ما را با رژیم جنایتکار اسلامی همسو و یکسان ندانید- سهراب ارژنگ

  • Taboo shekan

    اصلا قابل مقایسه نیستن
    سازندگی ها و خدمتی که حکومت پهلوی به ایران کرد قابل ستودنی است فقط یک مشکل داشتند اونم این بود که دیکتاتور بودن ولی حداقل این که اون ها یک سری آزادی به مردم میدادن و برای پیشرفت این سرزمین تلاش کردند به طور مثال ۱- بالا رفتن ارزش پول ملی ایران برعکس دوره آخوندی که ۱۰۰۰% ارزش ریال رو اینا پایین آوردند ۲-بالا رفتن سطح فرهنگ مردم فرهنگ مردم ایران در دوره ی قاجاریه اصلا با دوره ی پهلوی قابل مقایسه نیست و البته ایران کنونی با قاجار قابل مقایسه میباشد!.۳-بالا رفتن اعتبار ایران در جهان : در دوره ی پهلوی اعتبار جهانی ایران در بالاترین سطح خودش در جهان (بعد از یورش تازیان) بود و پاسپورت های ایرانی بسیار ارزشمند بود برعکس این دوره که لقب های تروریست و خرابکار به هم میهنان شریفمان میزنند و در هیچ جای دنیا پاسپورت ایران ارزشمند نیست. ۴-توسعه ی صنعت در زمان پهلوی ایران رو وارد مرحله ی جدیدی کرد به طوری که اکثر کارخانه ها و مراکذ صنعتی کنونی مربوط به دوره ی پهلوی میباشد اکثر راه ها راه آهن ها و حتی فرودگاه ها این رژیم هنوزنتوانسته یک بنزینی درست کند…از نظر آموزشی ایران داشت تازه پیشرفت میکرد در زمان قاجار هنوز مدرسه هم نبود!!و فقط علوم دینی در ایران تدریس میشد اونم توسط آخوند ها یا مردم مجبور بودن برن خارج درس بخوانند یا در ایران به سختی علم فرا میگرفتند
    درمورد دموکراسی هم باید گفت حکومت پهلوی داشت از این نظر پیشرفت میکرد به طور مثال دادن حق رای به زنان که خشم آخوند ها را بر انگیخت (البته تاسیس ساواک توسط حکومت پهلوی قابل بخشیدن نیست )بعد.
    از ذکر نکات بالا میتونید از رژیم پهلوی انتقاد کنید ولی لطفا این دو حکومت را در یک سطح در نظر نگیرید چون بی انصافی
    است و این را یاد آوری کنم که اکر خدمت های رضاشاه و محمدرضاشاه نبود ایران مانند افقانستان عقبمانده و گدا میشد
    گرچه من معتقدم دیگرایران درست بشو نیست و هیچ وقت به اقتصاد و اعتبار زمان شاه بر نمیگردد…و.

  • OptionSam

    کدام اسناد تاریخی‌؟ چه کسی این اسناد به گفته خودتان تاریخی‌ را نوشته؟
    لابد همان اسناد تاریخی‌ که آیت‌الله مطهری برای لجن پراکنی به تاریخ پیش
    از اسلام ایران به آن استناد میکرد. بیبین آقا دوستی و دلسوزی شما با ایران
    و ایرانیان مانند دوستی‌ خاله خرس می‌‌ماند. کسی شما را به گروه خاصی‌
    وابسته نکرد، این گفتمان شماست که شما را به واپسماند‌ترین نیروهای ضّد
    ایرانی‌ نزدیک می‌‌کند.

    • ما بیش از ۶ مقاله در مورد عملکرد رژیم گذشته پخش کردیم و اسناد آن را هم یادآور شدیم. می توانیم دهها مقاله دیگر هم بنویسیم. بدان ها مراجعه کنید- سهراب ارژنگ

  • OptionSam

    آقای ارژنگ، شما این بار خودتان را و وبسایت تان را با قرار دادن
    ملّاهای جنایتکار، خیانت پیشه و ایران ستیز و پادشاهان پهلوی در یک کفهٔ
    کمپلت از اعتبار انداختید

  • آرین

    خود گویی و خود خندی الحق که هنرمندی.

    البته بی شعوری و نفهمی چیز تازه ای در میان مثلا روشنفکران گوسفند صفت ما نیست که در زمان کودتای ۵۷ نیز همه دست به دست هم ما را به دامان ملایان بی همه چیز انداخته و به آن افتخار هنم می کردند ولی بعدها کی بود کی بود من نبودم را تکیه کلام خود قرار داده و به دیگران فحش می دادند و لی بازهم همانند بهرام مشیری السلطنه و … تمام توان خود را برای کوبیدن پهلوی ها به کار گرفتند.

    جناب نویسنده مقاله، با چشم بستن بر دوران طلایی پیشرفت علمی، صنعتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران همانند کبک که سر در برف دارد نمی توان نسل نوجوان و جوان ایران را به خوابی مجدد فرو برد و این بار کمونیسم و یا مجاهد خلقیسم و یا هر ایدئولوژی مسخره دیگری را بر ملت ایران تحمیل نمود بی گمان ما به دوران های پیش باز نخواهیم گشت و امروزه هر روز بیشتر از پیش به خدمات بزرگ رضا خان و محمدرضا شاه پی می بریم و اینان هرگز همانند رفیق استالین یا محمد و علی عرب برای ما مقدس نیستند و حتی قابل نقدند اما در کفه ترازو می توان رضا خان را همانند کرد با دو پادشاه بزرگ ایران زمین کوروش و داریوش هخامنشی.

    همچنین در زمانی که خیلی از کشورهای دنیا نمی دانستند رای چیست محمدرضا شاه پهلوی حق رای را برای زنان ایران به تصویب رساند که جالب هم هست بدانید فقط گروه های چپی(کمونیستها، توده ای ها، مجاهدین خلق، و فداییان خلق) + ملی مذهبی ها و نهضت آزادی + ملایان اسلامی با آن مخالفت کردند و شگفتا که چگونه می توان باور کرد خداباوران و خداناباوران با هم متحد شوند آن هم نه در یک دوره از تاریخ ایران که در ۲۰۰، ۳۰۰ سال اخیر بارها و بارها این کار را انجام داده اند.

    به هر حال با توجه به نفرت و کینه شدید این عزیز از مردم راستین ایران زمین که کاملا معلوم است از نوشتن این مقاله بیشتر به دوران رضا خان بزرگ و ممدرضا شاه فقید نظر داشته است می توان فهمید که یا ملایی این رانوشته است یا یک چپی دو آتشه.

    اکنون به همه اعلام می کنم که به یاد داشته باشید که آفتاب هرگز در پشت ابرها نمی ماند و راستی و درستی بدون اینکه شما کاری از دستتان برآید به زودی همه جا را فرا می گیرد، همانگونه که اکنون مردم ایران، آن دو بزرگمرد تاریخ ایران زمین را خدابیامرز و کسی همچون خمینی قائد اعظم کمونیستها و مسلمانان را گور به گور می خوانند.

    همچنین است نگاه نوجوانان و جوانان ایران به کسانی همچون شریعتی، کیانوری، احسان طبری، کوچک جنگلی، شیخ خزعل، مدرس، مصدق السلطنه قاجار و … که اکنون از نظر مردم ایران افتاده و بی ارزش شده اند.

    زیرا هیچ یک از آنان با مردم ایران نبودند و دنبال منافع خود بودند.

  • احمد

    گوسفند نویسنده این مقاله هست که به ملت نا آگاه توهین میکنه

  • OptionSam

    کدام انسان خردمند و با شرفی حاضر می‌‌شود که رضا شاه ، پدر ایران مدرن و
    نوین را با مشتی شیخ و ملاه برآمده از گورهای ۱۴۰۰ ساله را مقایسه بکند.
    این حرفها تنها می‌‌تواند از دهان آلوده یک ملاه، مجاهد و یا توده‌ای بیرون بیاید.

  • سگ محمدرضاشاه شرف داشت به بی وطن های خودفروخته ای مثل شما

  • mahmood

    من متولد ۱۳۷۰ هستم زمان زضا شاه و محمد زضا نبودم ولی از فیلم هایی که دیدم چیز هایی که شنیدم همین قدر بگم اون زمان اگه هم دیکتاتوری بوده لااقل مردم تو رفاه بودن ایران ازاد بود ایران تو وجهه بین الملل جایگاهی داشت . افغانی ها پناهنده ایران میشدند الن برعکسه ایرانی یعنی تروریست الان ایرانی ها پناهنده افغانستان میشن

    مادر بزرگم یه چیزی میگه به نظر من درسته : میگه اون زمان مردم از سیری انقلاب کردن الان از گرسنگی

  • K

    اگه توی نویسنده این سایت خودت چوپان و گوسفند چران نبودی هیچ وقت از رضا شاهی که در طی ۱۶ سال ایران را از لجن زاری که یک مشت قاجار حرام زاده مثل توی نویسنده ایجاد کرده بودند آباد نمی کرد مثل پل ورسک در شمال که بعد از ۸۰ سال تمام دنیا توش مانده و تا زمان انقلاب محمد رضا شاه ایران را به دومین قدرت برتر خاورمیانه بعد از اسرائیل تبدیل نمیکرد یا در زمان داریوش کبیر تا یونان جزو قلمرو وخاک ایران نبود پس خواهشا ای گاوچران اول برو تحقیق کن بعد بیا اینجا عر عر کن