تحلیلی بر سنگدلی و جنایت های علی که به غلط “عدالت” تعبیر شده است ۴۵۴

این صحیح ترین فرتور علی ابن ابی طالب است که در موزه فرانسه موجود است. علی همان رلی برای پیامبر داشت، که خلخالی برای خمینی. علی سرتاسر عمرش را به کشتن دیگران گذارند. هنگام مرگش او را شبانه به خاک سپردند تا مورد حمله دشمنان بسیار زیادشان قرار نگیرند. زیرا علی دوستی در جهان نداشت. این است دروازه علم و دانش برای شیعیان ایران.

این صحیح ترین فرتور علی ابن ابی طالب است که در موزه فرانسه موجود است. علی همان رلی برای پیامبر داشت، که خلخالی برای خمینی. علی سرتاسر عمرش را به کشتن دیگران گذارند. هنگام مرگش او را شبانه به خاک سپردند تا مورد حمله دشمنان بسیار زیادشان قرار نگیرند. زیرا علی دوستی در جهان نداشت. این است دروازه علم و دانش برای شیعیان ایران.

هر جا که سخن از عدالت و مهر گستری و مردم داری در میان است، مسلمانان عزیز هموطن ما، بدون اندکی درنگ و تفکّر و متاسفانه بدون داشتن اندک مطالعه ای، نام علی ابن ابو طالب، امام اوّل شیعیان و رفیق گرمابه و گلستان محمّد ابن عبدالله را به زبان می رانند و از او و خاندانش برای خویش بتی ساخته اند، که هیچ کس اجازه ی رد شدن از فاصله ی چندین کیلومتری آن را نیز ندارد، چه برسد به نقد و تحلیلی منطقی از آن.

از آنجا که وظیفه ی ما روشنگری و آگاهی دادن به هموطنان عزیز مان است، و از همان روز اوّلی که قدم بدین راه نهادیم، از آخر و عاقبت و خطرهایی که در این راه است، آگاه بودیم، باز هم، به احترام دموکراسی و اصل آزادی بیان، دست بر قلم می بریم و حقایق این اسلام خانمان سوز را به روی کاغذ می آوریم، باشد که هم میهنان مسلمان در بند خرافات و اسیر چنگال الله نیز، اندکی در اندیشه فرو روند، و دست از این دین مالیخولیایی و بی خردی بردارند، و به اصل خویش بازگردند.

علی ابن ابی طالب، سربازی دلاور، غلامی جان نثار ولی سنگدل و بی احساس:
علی برای پیامبر یک عموزاده نبود، بلکه غلامی فرمانبردار، بنده ای حق شناس، و در حقیقت نوکری بی اختیار. او قدی کوتاه و شکمی فربه، و صورتی خشن داشت که قصاوت و بی رحمی در آن موج می زد.

علی چون قدی کوتاه داشت، در مبارزات و جنگ هایش، ابتدا با ضربه ای، پاهای حریف را قطع می کرد، سپس بی چون چرا، و بی رحمانه، سر دشمن را از بدن جدا می کرد، این بود که علی به «شوالیه ی پا»، معروف شده بود. علی انسان کوته فکر و نادانی بود و هیچ گونه دانشی نداشت ولی راستگو بود و هیچگاه دروغ بر زبان نمی راند.

علی حتّی فرمانده خوبی نیز نبود و در میدان جنگ توانایی فرماندهی و مدیریت را نداشت و در زمان خلافت او، بیشترین برادر کشی و مسلمان کشی اتّفاق افتاد و به دستور او، اعراب مسلمان زیادی را به خاک و خون کشاندند.
او به قدری نادان و ساده لوح بود که عمرو عاص با زیرکی، توانست او را از خلافت برکنار کند و معاویه را بر مسند قدرت نشاند.
علی به سبب جنایات و برادر کشی هایی که در بین اعراب راه انداخته بود، هیچ گونه دوست و رفیق و همراهی نداشت و به ناچار، همچون دیوانه ها، با چاه درد و دل می کرد و حرف می زد.

آیا انسان عاقلی که رفتاری معقول دارد، و به سبب رفتار و کردار مناسبش، دوستانی نیز دورش را گرفته اند، به جای سخن گفتن با یاران، به چاه و سنگ برای هم صحبتی پناه می برد؟. آری علی کاملاً تنها بود و همه قبیله های عرب چه مسلمان و یا نامسلمان از او خاطره و دل خوشی نداشتند. تا آن جا که وصیت کرد پس از مرگ، پیکرش را شبانه در جایی گمنام به خاک سپارند.

نکته ی دیگر این که، دوستان مسلمان و شیعه ی ما، بر این باور و عقیده اند که این امام معصوم بود. استناد معصوم بر خاندان علی اشتباه است، زیرا هر انسانی در زندگی اشتباه و گناه می کند.
همچنان گفته شده که علی سراسر شب را مشغول عبادت بوده، و لحظه ای نیز از یاد خدا و نماز و نیایش غافل نبوده است.

این هم یورش خانمان برانداز و جانسوز تازیان  به کشورمان است که پیامد آن تجاوز به زنان، به کنیزی و بردگی گرفتن دختران، و پسران، ویرانی کشور، از میان بردن آیین و فرهنگ بزرگ ایرانی، و جایگزینی آن با فرهنگ غارت، چپاول، و خونخواری بیابان گردان عربستان بود. چیزی که از آنان به جای ماند، ویرانی، عقب افتادگی، بی فرهنگی، و یک مشت زالو صفتان، به نام آخوند، و مزدوران، و خردباختگان وابسته به آنان است.

این هم یورش خانمان برانداز و جانسوز تازیان به کشورمان است که پیامد آن تجاوز به زنان، به کنیزی و بردگی گرفتن دختران، و پسران، ویرانی کشور، از میان بردن آیین و فرهنگ بزرگ ایرانی، و جایگزینی آن با فرهنگ غارت، چپاول، و خونخواری بیابان گردان عربستان بود. چیزی که از آنان به جای ماند، ویرانی، عقب افتادگی، بی فرهنگی، و یک مشت زالو صفتان، به نام آخوند، و مزدوران، و خردباختگان وابسته به آنان است.

در این مورد بهتر است که به کتاب تاریخ طبری نگاهی کنیم: “به نوشته محمد بن جریر طبری، فرزندان علی ۱۴ پسر و ۱۷ دختر بودند. علی جمعاً ۹ زن رسمی داشت که عبارتند از: فاطمه دختر محمد، خوله دختر جعفر، لیلی دختر مسعود، ام البنین دختر حزام، اسماء دختر عمیس، الصهبا ام حبیب دختر ربیعه، امامه دختر ابی العاص، ام سعید دختر عروه، محیاه دختر امری.
علاوه بر آن ها، وی کنیزانی نیز داشت، و چند تن از دختران وی از این کنیزان زاده شده‌اند: ام هانی، میمونه، زینب صغری، رمله صغری، ام کلثوم صغری، فاطمه، امامه، خدیجه، ام کرام، ام سلمه، ام جعفر، جمانه، نفیسه. (۱)

علی همچنین با پسرش حسن اینگونه وصیت می‌کند:
هر یک از کنیزانم را که با آنان بوده‌ام و از من فرزندی آورده یا آبستن می‌باشد به فرزند خود ملحق کنند، و بابت بهره ارث او به شمار آرند. اگر در زمان حیات او فرزندی از او که از کنیزی زاییده شده بمیرد، آن کنیز از قید کنیزی آزاد است. (۲)

دوستان عزیز، آیا یک انسانی که تمام وقتش را صرف راز و نیاز با خدای خویش می کند و ثانیه به ثانیه ی شب را مشغول نماز خواندن است، قادر به تولید این همه فرزند می باشد؟.
این هایی که نوشته شده، فرزندان معلوم و مشخّص ایشانند. علی، خود گفته است که با کنیزان و بردگان نیز بوده اند و فرزندانی نیز از آن ها دارند، شما خودتان حساب کنید که ایشان صاحب چه تعداد فرزند است؟.

دکاندارا ن اسلام، به نام دین، و برای الله مدینه، با شقاوت و بی رحمی، نیمی از مردم جهان آن روز را به خاک و خون کشاندند، و به جرم مسلمان نبودن، و مسلمان نشدن، همه را از دم تیغ گذرانده، و  آنان را به اسلام اجباری و اطاعت از الله مدینه واداشتند.

دکاندارا ن اسلام، به نام دین، و برای الله مدینه، با شقاوت و بی رحمی، نیمی از مردم جهان آن روز را به خاک و خون کشاندند، و به جرم مسلمان نبودن، و مسلمان نشدن، همه را از دم تیغ گذرانده، و آنان را به اسلام اجباری و اطاعت از الله مدینه واداشتند.

اگر بدین جریان، فارغ از بعد تبعیض و تبعیض و بی حرمتی به حقوق زنان نگاه کنیم، علی بازتاب سیاسی عاقلانه ای نیز ندارد. چرا که ایشان همواره یا یک مرد سیاسی و تاثیرگذار در اسلام بوده است، و یا در  حال تلاش برای به دست آوردن قدرت و جایگاه سیاسی.
آیا یک مرد سیاسی، این همه به زیر شکم خود می اندیشد، و فرزندان بیشمار تولید می کند، و یا اینکه سر و ته ماجرا را با یکی دو فرزند پسر (منظور از داشتن پسر اینست که در آن زمان زنان اجازه ی هیچگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشتند و بدیهی است که فرزند پسر به منزله ی دنباله رو و ادامه دهنده ی راه پدر است) هم می آورد و وقت بیشتری را صرف بهتر تربیت کردن فرزندانش می نمود؟.

قضاوت با خود شما خواننده ی گرامی است. نگارنده از هم میهنان ارجمند اجازه در خواست می کنم که در این بخش، به پاره ای از نمونه های عدالت و بشر دوستی علی ابن ابو طالب توجّه فرمایند تا به میزان و درجه نوع دوستی این عرب پی ببرند:
۱- کشتار خاندان “ازد”:
علی و یارانش در یک روز، تعداد ۲۵۰۰ نفر از خاندان “ازد” را سر برید، به نحوی که کسی زنده نماند تا دیگری را دلداری دهد (مروج الذهب، جلد اوّل، صفحه ی ۷۲۹).

۲- نبرد “لیل الحریر”:
علی در نبردی به نام “لیل الحریر” حدود ۵۰۰ تا ۹۰۰ نفر را از دم تیغ گذراند.
(منتهی الامال، جلد یک، صفحه ۱۵۳)

۳- قبیله ی “بنی قریظه”:
بنا به دستور پیامبر، پس از پیروزی بر قبیله ی “بنی قریظه”در زمین گودالی بزرگ کندند، علی و زیبر در حضور پیامبر، تعداد ۹۰۰ نفر از مردان قبیله را که اسیر و تسلیم شده بودند،گردن زدند و درون چاله افکندند. جرم آنان، با قیماندن در دین خود، و نپذیرفتن اسلام بود (تاریخ طبری، جلد سوم، صفحه ۱۰۸۸)

۴- کشتار “خوارج”:
در نهم صفر سال ۳۸ هجری، در محلّی واقع در دشت نهروان، جنگ خونینی در گرفت که در آن لشگریان علی، تعداد ۱۸۰۰ نفر از خوارج را که مسلّح نیز نبودند، به قتل رساندند.

آثار شکنحه و ضرب و شتم روی بدن علی کروبی، پسر مهدی کروبی که در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بازداشت شده بود. طبیعت آخوند، اسلام است، و اسلام هم جنایتکار است. آقای خمینی هم می گفت که آخوند یعنی اسلام. بنابر این، همی جنایتی را می توان از آخوند انتظار داشت. شکنجه کردن فرزند آخوند دیگر، و حتی اگر لازم باشد تجاوز به او نیز مرام آخوند، و از دستورات اسلام است.

آثار شکنحه و ضرب و شتم روی بدن علی کروبی، پسر مهدی کروبی که در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بازداشت شده بود. طبیعت آخوند، اسلام است، و اسلام هم جنایتکار است. آقای خمینی هم می گفت که آخوند یعنی اسلام. بنابر این، همین جنایت را می توان از آخوند انتظار داشت. شکنجه کردن فرزند آخوند دیگر، و حتی اگر لازم باشد تجاوز به او نیز مرام آخوند، و از دستورات اسلام است.

۵- کشتار “عبدالله خرّمی و یارانش”:
عبدالله خرّمی و هفتاد تن از یارانش از بیم جان، به قلعه ای پناه بردند.
به دستور علی، قلعه به آتش کشیده شد و تمامی این افراد در آتش سوختند به طوری که بوی گوشت بریان شده ی آن ها، آنچنان در هوا پخش شده بود که مردم را آزار می داد. (علی مرز نامتناهی، صفحه ی ۱۹۹)

علی نیز هماند دیگر مسلمانان افراطی و خردباخته، خط فکری و راه و منش زندگانی خود را از قرآن گرفته بود. تمام این جنایات و اعمال ضدّ بشری انجام شده توسط ایشان، از قرآن و دستورات خشن و بی گذشت آن سرچشمه می گیرد. همان گونه که “الله” در قرآن، خود این چنین سخن می گوید:
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خداببرید، و خداوند توانا و حکیم است، سوره مائده آیه ۳۸.
زمانی که “الله” چنین دستورات و راهنمایی هایی برای اذیت و آزار بشر، صادر می کند، از علی، که نمونه ی کامل یک مرد مسلمان است، چه انتظاری می رود؟.

عدّه ای از عزیزان هم وطن، به ما می گویند که شما جنایات این رژیم را به اسلام گرانقدر نسبت ندهید، اسلام دین پاک و کاملی است و بهترین روش ها را برای زندگی معرّفی می کند و دینی است که با خواست و نیاز های روز، تعبیر و تفسیرهای متفاوتی می توان از آن کرد و این آخوند ها اسلام را به گند کشیده اند.

در پاسخ به آن دسته از گرامیان، باید گفت، «آقا یا خانم مسلمان دو آتشه ی عزیز»، آیا شما اسلام را بهتر و کاملتر از خمینی و خامنه ای و یزدی و دیگر آخوندهایی که عمر خویش را در مکتب اسلام گذرانده اند، می شناسید؟
آیا اطّلاعات و آگاهی که شما از دینتان دارید بیشتر از خمینی است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس چرا یک رساله منتشر نمی کنید تا دیگر مسلمانان نیز از اطّلاعات شما بهره ببرند؟ و اگر پاسخ منفی است که باید بپذیریم پیامبر و علی، و مریدان آنان؛ خمینی و خامنه ای، همه جنایت ها را به نام اسلام انجام داده اند.
از این روی، بهتر است که شما خواننده مسلمان گرامی، مطالعه ی خود را بالا ببرید و حداقل برای دینی که می پرستید، ارزش قائل شده و تاریخ این دین و سخنان بزرگان آن را بهتر بررسی فرمایید.

دوران خلافت نایب امام زمان بر زمین، دورانی است که اسلام ناب محمدی باردیگر در ایران شکوفا می شود. دسترنج و برداشت از این اسلام، که با اسلام ملای متقیان علی ابن علی طالب مطابقت دارد، شکنجه، آزار زندانیان، و تجاوز به زنان و اعدام آنان می باشد.

دوران خلافت نایب امام زمان بر زمین، دورانی است که اسلام ناب محمدی باردیگر در ایران شکوفا می شود. دسترنج و برداشت از این اسلام، که با اسلام ملای متقیان علی ابن علی طالب مطابقت دارد، شکنجه، آزار زندانیان، و تجاوز به زنان و اعدام آنان می باشد.

هموطن گرامی، آیا در مسلمان بودن آقای خامنه ای شک دارید؟.
ما نیز مانند شما، هیچ گونه شک و شبهه ای در مسلمان بودن آقای خامنه ای و دیگر هم فکران و مریدانشان نداریم و اطمینان داریم که سعی و تلاش ایشان بر آن است تا حکومتی اسلامی که مورد قبول الله باشد، در ایران پیاده کنند.

حکومت اسلامی خواست خمینی و خامنه ای، و یا بیشترآخوندها، کشتار و به خاک و خون کشیدن جوانان خوش فکر و آزادی خواه ایرانی است که ما شاهد گوشه ای از آنیم. وای به حال ما و ایران ما، اگر ایشان موفّق به پیاده کردن اصل اسلام که نمونه های کوچک و قابل لمسش اسلام طالبانی است، در ایران بشوند. اگر این فاجعه در ایران رخ دهد، باید به حال سرزمین مادریمان و مردمان بینوایش، خون بگرییم.

و یا هموطن دیگری، که متاسفانه کمترین مطالعه و دانشی در این زمینه ندارند و فقط و فقط حرف هایی را که از دوران کودکی اشان شنیده اند طوطی وار تکرار می کنند، پس از هزاران توهین و هتّاکی که به ما کرده اند، نطق فرمودند که:
“تو را به خدا به خودتان بیایید، ما و شما در حدی نیستیم که بخواهیم اسلام را نقد کنیم و به پیامبر گرامی توهین کنیم، همین روزها مهدی(عج) ظهور می کند.
به خدا اسرائیل تک تیر اندازهایی را استخدام کرده که به محض ظهور آقا، او را بکشند، اسلام و دروس اسلامی و سخنان پیامبر و ائمه ی اطهار در بهترین دانشگاه های جهان تدریس می شود و….”

هموطن گرامی که این خزعبلات را همراه با هزار توهین و ناسزا برای ما نوشتی، شما به خودت بیا، کمی مطالعه کن، شاید شما خود را در حدی نمی بینید که این دین را به زیر سوال ببرید، چرا که اوّلا می ترسید و نمی خواهید به تابوهایی که برای خود درست کرده اید و پیله ی اسلامی که به دور خود تنیده اید، ضربه بزنید و خود را رها سازید، و دیگر این که سواد و مطالعه ی کافی را برای این امر ندارید.

اسرائیل تک تیرانداز استخدام کرده است برای کشتن مهدی موعود؟!.
بر اساس کدامین سند و مدرک شما چنین مزخرفاتی را تعریف می کنید و به زور و با دیکتاتوری که در خون اسلامی تان در جریان است، می خواهید این جملات مزحک را به خورد ما هم بدهید؟.

همان اسرائیل، در حال کشت گندم زیر دریاست و شما هنوز در دایره ی کوچک و مضحکی که به دور خود رسم کرده اید، در حال گردشید و بزرگترین دغدغه ی ذهنیتان، تک تیراندازهای اسرائیلی هستند که مبادا به حضرت موهومی و خیالاتی شما که از دایره هر خرد و اندیشه درستی به دور است، صدمه ای وارد کنند.
در ضمن، اگر حضرت شما، از طرف خدا میاید و قدرت مافوقی نیز دارد، خود می تواند از خود دفاع کند، به شما و امثال شما هیچ نیازی نیست.

لطفاً بفرمایید کدام دانشگاه دنیا، به غیر از دانشگاه امام جعفر صادق ایران و چند خراب شده ی دیگر دراندونزی و بونگیلافاسو، دروس اسلامی به خورد دانش آموزان و دانشجویان می دهند؟.
چه کسی به توصیه و حدیث های پیامبر اسلام و دیگر سخنان دینی، در جهان تکنولوژی و دنیای فنّاوری و عصر اینترنت، احتیاج دارد جز “ما هایی” که اصل خود را گم کرده ایم و در جهان سوم و دنیای عقب افتادگی دست و پا میزنیم؟.

دیگر زمان آن فرا رسیده که شما نیز، دین و مکتب اسلام را بازنشسته کرده و به فکر پیشرفت و آزادی باشید و عقاید مزخرفات دینی تان را در خانه ی خود نگاه دارید، و فضای جامعه را به عطر زهرآگین اسلام آلوده نفرمایید.

بن مایه ها، (منبع های تحقیق شده):
۱-تاریخ الرسل و الملوک، نوشته محمد بن جریر طبری، برگردان توسط ابولقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، ISBN ۹۶۴-۳۳۱-۱۹۹-۶، جلد ۶، صفحه ۲۵۹۵ تا ۲۵۹۷.
۲-سخنان علی بن ابی طالب، گرد آوری توسط سید رضی، ترجمه حسین انصاریان نامه، صفحه ۴۵.
۳- مروج الذهب، جلد اوّل، صفحه ی ۷۲۹.
۴- منتهی الامال، جلد یک، صفحه ی ۱۵۳.
۵- تاریخ طبری، جلد سوم، صفحه ی ۱۰۸۸ و تاریخ طبری، جلد سوم، صفحه ی ۱۰۹۳.
۶- علی مرز نامتناهی، صفحه ی ۱۹۹
۷- ترجمه ی پارسی قرآن

  • Mahmoud_8943

    agha mishe begeen moavye cheturi alio gool zad ???jalebe bedoonam please

  • Mahmoud_8943

    agha mishe begeen moavye cheturi alio gool zad ???jalebe bedoonam please

  • http://www.facebook.com/mohamad.zoghi Mohamad Zoghi

    دوست عزیز
    به صورت کلی درست گفتی، اما مضحک هست، نه مزحک !!

    • Shshshs

      شما هم ملای نقته کیر شدی

  • http://www.facebook.com/mohamad.zoghi Mohamad Zoghi

    دوست عزیز
    به صورت کلی درست گفتی، اما مضحک هست، نه مزحک !!

    • Shshshs

      شما هم ملای نقته کیر شدی

      • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

        شما هم از فرهنگ تازی که برایتان به ارث رسیده بهره گرفتی، وگرنه یک ایرانی پاکزاد این چنین فرهنگ باخته نیست که به هم میهن پاسدار آیین و روش خود چنین جسارتی کند.

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

      بادرود به شما گرامی، اشتباهی است که به دلیل شتاب در پخش پیداشده. این واژه بی مسمای تازی را نیخ ما در گذشته داشتیم، ولی از اشتباه به دور بودیم. باسپاس

  • Tafvizi

    motasefam ke dar avval eddea kardi ba mostanadat mikhai in harfaro sabet koni, vali na tanha hich sanadiati nadasht balke kamelan bi paye o asas bud.

  • Tafvizi

    motasefam ke dar avval eddea kardi ba mostanadat mikhai in harfaro sabet koni, vali na tanha hich sanadiati nadasht balke kamelan bi paye o asas bud.

  • Farmokh

    kheili moghrezane bood…………

  • Farmokh

    kheili moghrezane bood…………

  • samanian

    khili jaleb bod az anjai k maghle hai ghablitonam khonde bodam va ba motalee ghaboleshon daram ba edame bedid vali goshi bedhkar nist mashala dige kasi savade qurani ham nadare

  • samanian

    khili jaleb bod az anjai k maghle hai ghablitonam khonde bodam va ba motalee ghaboleshon daram ba edame bedid vali goshi bedhkar nist mashala dige kasi savade qurani ham nadare

  • Mohsen_mirzai7

    mikham bedunam farghe shoma ba daro dasteye khameneyi chie!? unam var midaran az ghoran ayeye koshtane kofaro mikhunano mizanan ru lebase basijiyao sepahia,vali nesfe,baghie aye ke mige age taslim shodan hagh azar resundano nadarino nemizaran,shomam ye harfayi zadi vali paso pishesho nemigi,badam migi man aslan moghrezane harf nemizanam

  • Mohsen_mirzai7

    mikham bedunam farghe shoma ba daro dasteye khameneyi chie!? unam var midaran az ghoran ayeye koshtane kofaro mikhunano mizanan ru lebase basijiyao sepahia,vali nesfe,baghie aye ke mige age taslim shodan hagh azar resundano nadarino nemizaran,shomam ye harfayi zadi vali paso pishesho nemigi,badam migi man aslan moghrezane harf nemizanam

  • Mehran

    cheqadar gerifty enaro naweshty boro az tamame donyay ka peshrafte ast ba qaule to yek mawloui razi khayam pida kon man dino wel mikonam agar natonesty jafang nago

  • Mehran

    cheqadar gerifty enaro naweshty boro az tamame donyay ka peshrafte ast ba qaule to yek mawloui razi khayam pida kon man dino wel mikonam agar natonesty jafang nago

  • Guest

    khoda shafa bede. faghat hamino mitunam begam.

  • Guest

    khoda shafa bede. faghat hamino mitunam begam.

  • Info

    ei baba yasin too gooshe khar mikhoondim in hame sal adam mishod bavar konid, yek mosht bisavade lajbaz ke harchi migi nare baz mige bedoosh. in che fazie? baba baradare man klidi ghorAno paso pish neveshti? baba in khane az paybast viranast. ghorAn o vel kon bebin oun 4ta kalamei ke vasat tazegi dare ya to barAxesh fek mikardi o az koja avorde? cheghadr etebar dare? roo savadetoonkar konin lamasaba ke keshvaro farhango hamechimoon intori be lajan keshide nashe ke har ghabrestooni mikhai beri bayad too ye safe joda vaisi too froodgahesh.

  • Info

    ei baba yasin too gooshe khar mikhoondim in hame sal adam mishod bavar konid, yek mosht bisavade lajbaz ke harchi migi nare baz mige bedoosh. in che fazie? baba baradare man klidi ghorAno paso pish neveshti? baba in khane az paybast viranast. ghorAn o vel kon bebin oun 4ta kalamei ke vasat tazegi dare ya to barAxesh fek mikardi o az koja avorde? cheghadr etebar dare? roo savadetoonkar konin lamasaba ke keshvaro farhango hamechimoon intori be lajan keshide nashe ke har ghabrestooni mikhai beri bayad too ye safe joda vaisi too froodgahesh.

  • Info

    ei baba yasin too gooshe khar mikhoondim in hame sal adam mishod bavar konid, yek mosht bisavade lajbaz ke harchi migi nare baz mige bedoosh. in che fazie? baba baradare man klidi ghorAno paso pish neveshti? baba in khane az paybast viranast. ghorAn o vel kon bebin oun 4ta kalamei ke vasat tazegi dare ya to barAxesh fek mikardi o az koja avorde? cheghadr etebar dare? roo savadetoonkar konin lamasaba ke keshvaro farhango hamechimoon intori be lajan keshide nashe ke har ghabrestooni mikhai beri bayad too ye safe joda vaisi too froodgahesh.

  • ABLAZM

    دوست عزیز من چندتا از منابع ذکر شده رو تا جایی که میتونستم چک کردم.باید بگم به صورت مغرضانه ای متن کتب منبع رو تغییر دادید.شرمنده ام که اینو میگم،ولی شما به دلیل غرض ورزی که میکنید،صلاحیت نقد رو از دست میدید.آیه ای که از قرآن ذکر کردید یک آیه بود.در صورتی که قرآن اونقدر آیه داره که محبت و… را بیان میکنه که شما اصلا طرفشم نرفتید.بنده واقعا متاسفم.

    • Code

      والا من که چیزی از مهر و محبت تو اسلام ندیدم ، فقط از اول تا آخر تهدید شدیم که آخرتی هست و عذابتون میدیم!!! مهر و محبتشم فقط مخصوص آقایون شده که اگه خوب باشید اون ور هفت هشتا حوری بهتون میرسه!!! یکی نیست بگه مگه اونجا نایت کلابه

    • Shshsh

      دوست عزیز چرا در همه حال به نکات منفی نگاه میکنی ولی در قران نکات مثبت . بر دقت کن

      • Petros_katoozian

        dni ke hatta yek noktehye manfi dashte basha ro barad andakht satle ashghal va in dine azize eslam karesh az yeki 2 ta gozashte
        Dar zemn kasi be din ehtaj nadare ke behesh bege chi khoobe va chi bade, ta zamani ke aghlanegi jaye dine ro nagire bishtar az in liaghatemoon nist

  • ABLAZM

    دوست عزیز من چندتا از منابع ذکر شده رو تا جایی که میتونستم چک کردم.باید بگم به صورت مغرضانه ای متن کتب منبع رو تغییر دادید.شرمنده ام که اینو میگم،ولی شما به دلیل غرض ورزی که میکنید،صلاحیت نقد رو از دست میدید.آیه ای که از قرآن ذکر کردید یک آیه بود.در صورتی که قرآن اونقدر آیه داره که محبت و… را بیان میکنه که شما اصلا طرفشم نرفتید.بنده واقعا متاسفم.

    • Code

      والا من که چیزی از مهر و محبت تو اسلام ندیدم ، فقط از اول تا آخر تهدید شدیم که آخرتی هست و عذابتون میدیم!!! مهر و محبتشم فقط مخصوص آقایون شده که اگه خوب باشید اون ور هفت هشتا حوری بهتون میرسه!!! یکی نیست بگه مگه اونجا نایت کلابه

      • Ehsan esmaeili

        اسلام هیچ وقت در برابر کار خوب کسی رو تهدید نکرد. همش در برابر بدی ها تحدید کرد که عذابی هست. نه در این دنیا در یک جای دیگه.

        • Syrusaria

          ایا قبول نداشتن محمد به عنوان فرستاده خدا کار بدیه که در اغلب آیه های قران تحدید کرده که اگر محمد را بعنوان فرستاده خدا قبول نکنید پوستتونو میکنم ودوباره درست میکنم دوباره میکنم ودر آتش جهنم میسوزونم وخلاصه هر بلائی که میتونم سرتون میارم شما باور میکنید که این حرف ها گفته خدای مهربان است من که میگم این حرف ها گفته مخالف خدا است شما ازادید میتونید یگید بله اینها حرفهای خدا است و باید پای عذابش هم بایستید 

      • Narsis_s56

        دوست عزیز مطالبتون رو خوندم اما ناعادلانه قضاوت کرده بودین وفقط یک روی سکه رو دیدید قرآن ۱۱۴  سوره داره که هر سوره با به نام خداوند بخشنده مهربان شروع می شه می دونین قدرت خیلی جنبه می خواد  که متأسفانه آ خوندها اصلأ ظرفیتشو نداشتن وگند زدن اما حساب خدا جداست از شما خواهش می کنم همه قرآن رو بخونید نه تنها یک آیه رو قرآن هزاران آیه داره ویکی از آیه های قرآن کتب علی نفسه الرحمه است که خدا می فرماید من بر خودم رحمت را واجب کردم و فراموش نکنید قرآن در ۱۴۰۰ سال پیش در بین بی فرهنگ ترین انسان های روی کره زمین نازل شده و بعضی آیه ها مخصوص همان آدمهای بی فرهنگ بوده که فقط با زبان تهدید اصلاح می شدند ما اصلأ در شرایط اون زمان نبودیم پس قضاوت بسیار مشکل است
          

        • Tequiero_tequiero2000

          درود بر اهورا مزدا خدای پاک ایرانیان و جهانیان
          درست میگی دوست عزیز این قرآن مال ۱۴۰۰ سال پیش و شرایط اون زمانو داشته پس بدرد این زمان نمی خوره تاریخ مصرفش گذشته بهتره اونو بندازیم دور و زیبا به زندگی نگاه کنیم چون اگر بخوایم قرآن رو الان اجرا کنیم کسی میشم مثل بن لادن و غیره

          • 123

            دوست دانشمند اگر قران مال ۱۴۰۰ سال قبل هست و بدرد امروز نمی خوره این اهورامزدا که گفتی مال چند هزار سال قبله؟؟؟ این خوبه دیگه نه؟! … اصلا همین اهورا مزدا که گفتی رو می شناسی و بهش باور داری؟؟؟

            عیسی مسیح مال چند سال قبله؟
            مسیحیت مال اورشلیم بود پس توی آمریکا و اروپا و … کسی نباید طرفدار مسیح باشه؟ یهودی و … چطور؟ شاید شما کلا با دین دار بودن مخالف هستی؟

            متاسفانه ۴ تا آیه از قران و ۳ تا حدیث از این کتاب و اون کتاب ناقص و نصفه نیمه یاد گرفتی و فکر می کنی اسلام شناسی؟؟ نه بابا جان … همین فحش ها و لحن تند و بی ادبانه ای که داری نشون می ده  هیچی بارت نیست. کسی که علم داره و منطق می دونه هیچ وقت به نظر مخالف خودش ( حتی اگر کاملا اشتباه هم باشه) توهین نمی کنه.
            نوشته هایت را خوندم و افسوس خوردم. امیدوارم روزی آگاه بشی قبل از اونکه دیر بشه!

          • Syrusaria

            دوست عزیز یک دونه حرف شیطانی کافیه که ثابت کنه بقیه اش هم شیطانیه ولی برای گمراه کردن اون چندتا حرف خوب هم زده شده

        • Sweety Alireza

          درود ، فردید (منظور) همین است که شما با سخنی شیوا گفتید. برخی از آساهای (قوانین) قرآن با سالیان دور پیوند دارد که نمیشود در این زمانه بانجام برسد . ولی دوست گرامی ، کجاست گوش شنوا . هر گاه که این سخنان را برای خشک مغزان (متعصبان) که بدرستی سواد و اندیشه فهم قرآن را ندارند باز گو میکنی درجا به شما میتازند و شما را کافر و مزدور و دشمن قلمداد میکنند . و اینکه این را بدان که آخوندهائی که نام بردی شناسنامه دین تو میباشند . اگر آنها را کنار بگذاری باید دوباره اسلام و دیگر دینها را به دیده ژرف و پژوهشگرانه بررسی کنی . آخوند ها و دکانداران دین هر آنچه را که با روش شان یک راه نباشد از خود میرانند و به هر کس و هر اندیشگاهی (مکتبی) انگ گمراهی و فساد و بدی میزنند .

        • Syrusaria

          دوست عزیز جواب شما را در بالا داده ام کسی که افکار الهی داره به هیچ عنوان حرفهای شیطانی نمیزنه ولی کسی که افکار شیطانی داره گاهی وقتی هم برای گمراه کرن حرف های خوب در لابلای حرفهای شیطانی میزنه باید شنونده یا خواننده قران عاقل باشه تا بتونه این مطلب را درک کنه پس بنا به گفته شما قران الان در این زمان دیگه اعتباری نداره چون ۱۴۰۰ سال پیش صادر شده و اون هم برای اعراب وحشی که با همان توحش به همه جا حمله کردند و همان قوانین توحش را به دیگران تحمیل کردند

      • Syrusaria

        ان هم اقایان مسلمان نه همه انسان ها از نظر قران غیر مسلمان اگر هم که نه دروغ بگه نه دزدی کنه نه مردم آزاری کنه وهیچ خلاف اخلاقی یا انسانی انجام نده به اندازه بیظه یک مسلمان که تمام روز دروغ میگه تا میتونه جنایت میکنه از دزدی کوتاهی نمیکنه وهمه جور خلاف انجام میده ارزش نداره 

      • Niloofar

                                                 به نام یگانه هستی بخش

        قرآن با چه جملاتی شروع میشه؟بسم الله الرحمن الرحیم      به نام خداوند رحمتگر مهربانالحمد لله رب العالمین         ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان استالرحمن الرحیم                 رحمتگر مهربان (که رحمتش همه جارو فرا گرفته)مالک یوم الدین                 [و] خداوند روز جزاست (یعنی الکی آفریده نشدیم، یه حسابو                            کتابی در کاره و نمی تونیم هر جرم وجنایتی که خواسیتم انجام بدیم)در ۳ عبارت (آیه) اول قرآن ۴ بار اشاره شده به رحمت و مهربانی خدا و هیچ تهدیدی در کار نیست.دوستان به این مسئله فکر کنین که این غذایی که می خورین و این هوایی که تنفس می کنین و این آبی که می نوشین و این دست و انگشتی که این کارها رو باهاش انجام میدین و این چشم و گوشی که باهاش می بینین و میشنوین و پایی که باهاش راه میرین و … کی اینارو بهتون داده؟ آیا این رحمت و مهربانی نیست؟ چه کسی مهر و محبت شما رو در دل مادر و پدرتون گذاشته؟ آیا این رحمت نیست؟زمانی که تازه دنیا اومده بودین و دندون نداشتین تا چیزی بخورین و باید از گرسنگی تلف می شدین چه کسی از بین چرک و خون کثیف شیر به اون سفیدی رو از سینه مادرتون آورد بیرون تا سیرتون کنه؟ آیا مادرتون قدرت این کارو داشت؟ و و و …..وای بر ما که این همه رحمت و مهربانیو نمی بینیمخدا یک سری وظایفی بر عهده ی ما گذاشته تا ما با انجام اونا لیاقت خودمونو نشون بدیم و پاداشهای بی حد و حصری در اختیارمون بذاره و این یعنی رحمت.حالا اگر کسی در جواب این همه رحمت بیاد و شاخ و شونه بکشه واسه خدا و مخالف دستوراتش شروع کنه به گناه کردن و هم به خودش ضرر بزنه و هم به دیگران مثل کسی که توی جاده چالوس داره ویراژ میده و لایی میکشه آیا پلیس نباید با اون برخورد کنه و تنبیهش  بکنه و ماشینشم بخوابونه چون داره ملت رو به کشته میده؟ عذاب هم برای کسی که گناه کنه و نه کسی که با سرعت مطمئن و بدون سبقت غیر مجاز رانندگی میکنه.چه خوبه که وقی چیز رو که نمی دونیم راجعبش بدون پیش داوری از کسانی که واردن چه موافق و چه مخالف تحقیق کنیم و بترسیم از اینکه دچار جهل مرکب باشیم و ندونیم و ندونیم که نمی دونیم.برای همگان آرزوی هدایت میکنماهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ.

    • Shshsh

      دوست عزیز چرا در همه حال به نکات منفی نگاه میکنی ولی در قران نکات مثبت . بر دقت کن

      • Petros_katoozian

        dni ke hatta yek noktehye manfi dashte basha ro barad andakht satle ashghal va in dine azize eslam karesh az yeki 2 ta gozashte
        Dar zemn kasi be din ehtaj nadare ke behesh bege chi khoobe va chi bade, ta zamani ke aghlanegi jaye dine ro nagire bishtar az in liaghatemoon nist

      • http://profile.yahoo.com/MXW7JC4TG5UDD5VWBA6F6VEKQ4 reza

        نکات مثبت قرآن : خوابیدن ،کرد ن ،خوردن ، آدم فروختن و هزاران  هزار کس کشی کردن دیگر!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • Man

      “دوست عزیز من چندتا از منابع ذکر شده رو تا جایی که میتونستم چک کردم” khob dorostesh koo?

    • Syrusaria

      بله شما درست میگید قرآن خیلی آیه داره ولی کسی که خوب فکر میکنه بخصوص خدا مطلقا افکار  و حرف های  پلید وجنایتکارانه در وجودش نیست ولی در قران برای رد گم کردن وعوام فریبی گاهی وقتی هم حرف های محبت آمیز زده شده ولی در عمل هیچوقت نظر قران محبت به نوع بشر نیست اگر هم چیزی گفته شده در رابطه با مسلمانان گفته شده و در مورد غیر مسلمان فقط کشتن وتجاوز و غارت  و سوزاندن و خیلی چیز های دیگر که همه آنها امیال شیطانی است به همین دلایل خداوند هیچ وقت موجودی را خلق نمیکند که او را آزار دهد بلکه خداوند تمام موجوداتی را که خلق کرده عاشقانه دوست دارد و این شیطان است که به این وسیله بین مخلوقات خدا نفاق افکنی میکند تا آنهارا از راه راست دور کند

    • http://profile.yahoo.com/MXW7JC4TG5UDD5VWBA6F6VEKQ4 reza

      من کیرم  لای قرآن  خونتون

    • Giv

      پس با اجازه من هم دو تا آیه مثال میزنم:
      ۱-و قاتلوا هم حتی لا تکون فتنه
      ۲-توی سوره بقره صراحتا دستور میده در صورت نافرمانی زنهاتون رو کتک بزنید. بله  …فاضربو هن

      هر چقدر هم آیه مهر و محبت داشته باشه این مزخرفات رو توجیه نمیکنه
       

  • Massi

    دست نویسنده درد نکنه! هر چی‌ از این فجایع تاریخی‌ گفته شود، هنوز کمه! به نظر من این بحث‌ها و نظر دادن‌ها خیلی‌ مثبته. باید این تابو را شکست و “قهرمان”‌های اسلامی را شناساند. بالاخره این “قرون وسطی” در ایران باید از هم بپاشه.

  • Massi

    دست نویسنده درد نکنه! هر چی‌ از این فجایع تاریخی‌ گفته شود، هنوز کمه! به نظر من این بحث‌ها و نظر دادن‌ها خیلی‌ مثبته. باید این تابو را شکست و “قهرمان”‌های اسلامی را شناساند. بالاخره این “قرون وسطی” در ایران باید از هم بپاشه.

  • پویان

    متنتون خیلی خوب بود ذهن نسل امروز واقعا به این روشنگریها نیازمنده

    بالاخره باید این اسلامی که این سرزمینو به این شکل به زوال فرستاده شناخته بشه تا نسل آینده هرگز مثل گذشتگان خودش نیندیشد.

  • پویان

    متنتون خیلی خوب بود ذهن نسل امروز واقعا به این روشنگریها نیازمنده

    بالاخره باید این اسلامی که این سرزمینو به این شکل به زوال فرستاده شناخته بشه تا نسل آینده هرگز مثل گذشتگان خودش نیندیشد.

    • behzad

      salam agahay e ahmaq midonin age yeki khar bashe digar ha ra ham khar fikr mikonad ahmaq jan to khary na hamegy wa in aghay e newisanda k nejasaty khorda to ham bokhor ama digaran mesle shoma wa amsale shoma  nejasat khor nistand

    • behzad

      salam agahay e ahmaq midonin age yeki khar bashe digar ha ra ham khar fikr mikonad ahmaq jan to khary na hamegy wa in aghay e newisanda k nejasaty khorda to ham bokhor ama digaran mesle shoma wa amsale shoma  nejasat khor nistand

  • Mansor123

    be nazare man kasi ke mikhad rajebe ye masale sohbat koneo nazaratesho be digaran bayan kone aval az hame osolio ke bayad raayat kone ine ke kamale bi tarafio raayat kone vali shoma neshon dadi ke na tanha in osolo raayat nakardi balke ye jori sokhan gofti ke doshman shad kon bod ta inke bekhad agahi beresone!!!!!!
    ye kam molayem tar benevis yehoo mokhatabeto be shok nareson!
    jomlehat kamelan moghrezaneo paso pish bod va har anche ke dos dashti bayan kardi ba mostanadate tarikhie nadorostet ke khode in ketabaei ke nam bordi jaye be chalesh keshidano bahs dare ke kojahaye tarikho be meilo mezaje khodeshon taghir dadan!!!!!!!!!!
    bishtar motalee kon ta dorost agahi resani koni doste aziz.

  • Mansor123

    be nazare man kasi ke mikhad rajebe ye masale sohbat koneo nazaratesho be digaran bayan kone aval az hame osolio ke bayad raayat kone ine ke kamale bi tarafio raayat kone vali shoma neshon dadi ke na tanha in osolo raayat nakardi balke ye jori sokhan gofti ke doshman shad kon bod ta inke bekhad agahi beresone!!!!!!
    ye kam molayem tar benevis yehoo mokhatabeto be shok nareson!
    jomlehat kamelan moghrezaneo paso pish bod va har anche ke dos dashti bayan kardi ba mostanadate tarikhie nadorostet ke khode in ketabaei ke nam bordi jaye be chalesh keshidano bahs dare ke kojahaye tarikho be meilo mezaje khodeshon taghir dadan!!!!!!!!!!
    bishtar motalee kon ta dorost agahi resani koni doste aziz.

  • hb

    akhe martike miyay 4ta kalame ke benafete bar midari minevisi o ba jomle bazi mikoni fekr mikoni kheyli barete.in hame adam tu tarikh budan kheyliyashun ke esmi azashun namund unayiyam ke mund enghadr maruf budan ke moshakhas bud chikaran ali age addel nabud in hame sal mazhare edalat nemishod.to boro harchi be nafete az mataleb begir benevis hamatun saro tah mesle hamin ham ina ham amsale to

    • علیرضا

      کی علی رو مظهر عدالت کرده؟ چرا ما چند نوع علی داریم؟ چرا اونقدر که ایران شیعه زده ی بعد از صفویه علی علی میکنه، علی این قدر و منزلتن رو در زمان حیات خودش و حتا تا به امروز در سرزمین مادری خود و در بین اعراب ندارد؟ چرا علی عرب با علی ایرانی فرق دارد؟
      اگر این مظهر عدالت بوده پس چرا اکثر ایرانیان تا قبل از صفویه این مظهر عدالت را نشناخته بودند و اکثرا سنی مذهب بودند؟
      اگر عثمانی ها نبودند و تا قلب اروپا پیش نمی رفتند و با تکنیک انگلیس یک امپراطوری شیعه برای زد و خورد با آنها علم نمیشد، آیا تو اینچنین علی در خونت رفته بود و علی میشناختی؟

      تو خیلی ساده به تاریخ نگاه میکنی که یک عده آدم معروف بودند و یکسری که خوب بودند معلومه و یک سری هم که بد بودند معلومه و علی اگه بد بود که مظهر عدالت نمیشد، نه عزیز جان باید دید طبق چه مستنداتی و با چه جریانهای پشت پرده ای آن خوبها خوب شدند؟ آیا واقعا خوب بودند یا خوب سازی شدند؟

  • hb

    akhe martike miyay 4ta kalame ke benafete bar midari minevisi o ba jomle bazi mikoni fekr mikoni kheyli barete.in hame adam tu tarikh budan kheyliyashun ke esmi azashun namund unayiyam ke mund enghadr maruf budan ke moshakhas bud chikaran ali age addel nabud in hame sal mazhare edalat nemishod.to boro harchi be nafete az mataleb begir benevis hamatun saro tah mesle hamin ham ina ham amsale to

  • parsa

    درود
    من کاری ندارم که این آقا کینه توز (مغرض ) است یا نه ، ولی با پیام این جستار بسیار همسازم (موافقم).دوستان گرامی ببینید که ما اسلام رو آوردیم تو خیابون آوردیم تو کشور داری (سیاست ) آوردیم تو پیوند هامون و دیدیم که چه گندی زدیم هم به دین و هم به کشور و هم به پیوند های همبودمون (جامعه ) . باورهای قدیمی و کهنه رو دور نریختیم به یاوه ها (خرافات) خیلی ارزش دادیم . به هیچ روی (اصلا) به خرد و اندیشه بها ندادیم. و هرکس از باورهای ما خرده گیری (انتقاد) کرد کوبیدیم و گفتیم که اون بیگانه است .خوب حال و روزمون هم بهتر از این نمیشه .مائی که چشم براه کسی هستیم که بیاد و برامون کاری بکنه ،به هیچ روی نمیتونیم زندگی خوبی داشته باشیم. ایرانی که در درازای (طول ) سال پرسه (مراسم مذهبی) داره و همواره تو سرش میزنه و همیشه غمگینه و ناراحته که حضرت زهرا درگذشته و یا اینکه جانباخته و پرسش اندیشه اش ( سئوال ذهن) اینه ، و در گذشته فکر و زندگی میکنه ، نمیتونه که به مهرورزی و خوبی و بزرگیمنشی خدا برسه . دوستان خرد و اندیشه خیلی خوبه .بازم میگم که دوستمون راست میگه ما هر چی بدبختی داریم از اسلام داریم اسلامی که بن لادن و خمینی و خامنه ای ، آل سعود و مانده هاشون (بقیه ) سر دسته اون هستن و حکمشو رو از قرآن میگیرن . به امید روزی که همه ما با خرد ورزی و اندیشه و پنداری پاک ایرانی بسازیم که دوباره بر تارک گیتی بدرخشد

    • Petros_katoozian

      dada kash 4 ta adam ye name roshan mesle to too in mamlekat bood

  • parsa

    درود
    من کاری ندارم که این آقا کینه توز (مغرض ) است یا نه ، ولی با پیام این جستار بسیار همسازم (موافقم).دوستان گرامی ببینید که ما اسلام رو آوردیم تو خیابون آوردیم تو کشور داری (سیاست ) آوردیم تو پیوند هامون و دیدیم که چه گندی زدیم هم به دین و هم به کشور و هم به پیوند های همبودمون (جامعه ) . باورهای قدیمی و کهنه رو دور نریختیم به یاوه ها (خرافات) خیلی ارزش دادیم . به هیچ روی (اصلا) به خرد و اندیشه بها ندادیم. و هرکس از باورهای ما خرده گیری (انتقاد) کرد کوبیدیم و گفتیم که اون بیگانه است .خوب حال و روزمون هم بهتر از این نمیشه .مائی که چشم براه کسی هستیم که بیاد و برامون کاری بکنه ،به هیچ روی نمیتونیم زندگی خوبی داشته باشیم. ایرانی که در درازای (طول ) سال پرسه (مراسم مذهبی) داره و همواره تو سرش میزنه و همیشه غمگینه و ناراحته که حضرت زهرا درگذشته و یا اینکه جانباخته و پرسش اندیشه اش ( سئوال ذهن) اینه ، و در گذشته فکر و زندگی میکنه ، نمیتونه که به مهرورزی و خوبی و بزرگیمنشی خدا برسه . دوستان خرد و اندیشه خیلی خوبه .بازم میگم که دوستمون راست میگه ما هر چی بدبختی داریم از اسلام داریم اسلامی که بن لادن و خمینی و خامنه ای ، آل سعود و مانده هاشون (بقیه ) سر دسته اون هستن و حکمشو رو از قرآن میگیرن . به امید روزی که همه ما با خرد ورزی و اندیشه و پنداری پاک ایرانی بسازیم که دوباره بر تارک گیتی بدرخشد

  • Bdmdusa

    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت
    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت

    راستی یادم رفت بنویسم که حضرت علی آنطور که ما در کتابهای درسی زمان شاه خوانده ایم یک گونی بدوشش میانداخت و بدر خانه های زنان بیوه میرفت و خوراکی به آنها میداد که مثلا یک میلیونم در آمد روزانه اش هم نمیشدمردم عادی خیلی بیشتر از این بفقرا کمک میکنند.ما باید هر چیزی را باتفکر درست بسنجیم.تفکر درست چیست؟استفاده درست از عقل و خردhttp://efsha.squarespace.com/blog/2010/2/16/303615225111.html حضرت علی با این درآمد چه میکرده است؟آنوقت او اینهمه درآمد سالیانه را چه میکرده است؟ آیا کاخی و حرمسرایی داشته و بساط می و مطرب راه میانداخته؟ انگشتر و برده میخریده زندگی و حال میکرده است.میگویند بیش از ۲۰ بچه داشته است.حرف علی را شما پیش کش…یدید نه من.علی و اعمال او اتحاد آور نیست.لازمه اتحاد چیست؟ http://efsha.squarespace.com/blog/2008/3/14/585875922280.html

    جواب اسلامیست به بندهبی عقلی و خالی بندی هم حدی داره !وزن و جنس آن انگشتر چقدر بوده ؟اصلا می دانید که شام آنروز، چقدر وسعت داشته و چقدر مهم و درآمد زا بوده؟ و به حساب امروز هر سال خراجش چقدر می شده است ؟…یک نگین چند ده گرمی ، اگر از جنس الماس – که گرانترین نگین دنیاست – هم باشد ، به پول امروز ، حداکثر چند میلیون تومان می ارزد؟خالی بندی و بی عقلی دوم شما :چهار میلیارد دلار آمریکائی ، تقریبا معادل ۴ تریلیارد تومان است . (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۰ ریال)و این کمتر از درآمد ِ ثروتمندترین مرد جهان بیل گیتس است .جناب حاشا !۱- بفرمائید که امام علی این درآمدهای افسانه ای را از کجا داشته اند ؟۲- بعد از شهادتشان ، بر سر این چند صد تریلیارد تومان ثروت امام علی چه آمده است ؟!۳- حد بی شرمی در مرام شما تا چه حد است ؟جواب از بنده به آن دوست اسلامیست:پاسخ از افشاپس از مرگ محمد و در زمان خلافت خلفای تبهکار راشدین، دامنه تجاوز به سایرین به خارج از مرزهای عربستان گسترش یافت و متجاوزان مسلمان به ثروت های کلانی رسیدند. دکتر علی میر فطرس در کتاب مقدمه ی در اسلام شناسی علی میرفطروس (بابک دوستدار) (http://www.efsha.co.uk/farsi/books/eslam_shenasi.htm)پوشینه دوم برگ ۹۰ تا ۹۹ روایت های تاریخی متعددی از ثروت علی که شامل پول نقد، برده های متعدد، دهات و نخلستانهای علی می‌شود آورده است. از جمله جالب ترین آنها از این قرار است:در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه ۴۰ هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص ۱۳)وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش ۵ مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص ۱۳۷، به روایت امام صادق)در آمد سالیانه فعالیت های “تولیدی” علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل ۲۳۰ کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص ۹۶)علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه + (http://www.yasoob.com/books/htm1/m012/09/no0966.html))هرگاه تنها یکی از این منابع حقیقت را گفته باشند، فقر علی نیز به روضه خوانی های ملایان محدود می‌شود. روشن است که نه علی فقیر بوده است و نه فقر افتخاری برای علی است. علی اگر فقیر بوده باشد فقر او شرمی برای او است نه یک افتخار. البته این به آن معنی نیست که هر ثروتی افتخار است. بخشی از ثروتی که علی به دست آورده است از راه غنیمت گیری و از اموال مردمانی است که آنها را به جرم نامسلمانی خود غارت کرده است یا همدستان و سایر تبهکاران مسلمان چنین کرده اند و او از چپاولگرایی های آنها سهمی برده است.گویند یک سوم نخلستانهای عراق از آن علی بوده استثروت بیل گیتس هم خیلی بیشتر از ۴ میلیارد دلار است تا آنجا که شنیده ام حداقل ۲۰ بار بیشتر است
    بعلاوه در مورد اینکه حکومت از آن مردم است.”اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاوران بر من تمام نمیشد، افسار شتر خلافت را بر پشت آن میانداختم”حضرت علی (ع)در جوابش نوشتم کهخیلی ممنون از اندیشه عالمانه و منطقی شما در مورد این که حکومت از آن مردم است.بعقیده من مردم بر اساس عقل و عدالت که حداقل عدالت هم حقوق بشر است باید برای پیدا کردن حاکم و حکومت مناسب تلاش کنند.اما علی عادل نبوده است که از او برای ما حجت میآورید علی برده دار و ضد حقوق بشر بوده است .علی مرتد کش بوده است.علی شکنجه گر بوده است مثلا در ماجرای جنسی مربوط بشایعه خیانت جنسی عایشه برده او را بی محابا کتک زده است تا تخلیه اطلاعاتی نماید.زمان حکومت علی بی گناهان زیادی کشته شده اند.علی متجاوز بزنان برده و یکی از ثروتمندان زمان خود بوده است (میگویند در آمد سرانه اش ۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار آمریکایی بوده است و انگشتری که در دستش میکرد قیثمتش معادل دوسال خراج شام که سوریه امروزی میشود بوده است.) این حرفها که علی عادل بوده است خرافات است

  • Bdmdusa

    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت
    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت

    راستی یادم رفت بنویسم که حضرت علی آنطور که ما در کتابهای درسی زمان شاه خوانده ایم یک گونی بدوشش میانداخت و بدر خانه های زنان بیوه میرفت و خوراکی به آنها میداد که مثلا یک میلیونم در آمد روزانه اش هم نمیشدمردم عادی خیلی بیشتر از این بفقرا کمک میکنند.ما باید هر چیزی را باتفکر درست بسنجیم.تفکر درست چیست؟استفاده درست از عقل و خردhttp://efsha.squarespace.com/blog/2010/2/16/303615225111.html حضرت علی با این درآمد چه میکرده است؟آنوقت او اینهمه درآمد سالیانه را چه میکرده است؟ آیا کاخی و حرمسرایی داشته و بساط می و مطرب راه میانداخته؟ انگشتر و برده میخریده زندگی و حال میکرده است.میگویند بیش از ۲۰ بچه داشته است.حرف علی را شما پیش کش…یدید نه من.علی و اعمال او اتحاد آور نیست.لازمه اتحاد چیست؟ http://efsha.squarespace.com/blog/2008/3/14/585875922280.html

    جواب اسلامیست به بندهبی عقلی و خالی بندی هم حدی داره !وزن و جنس آن انگشتر چقدر بوده ؟اصلا می دانید که شام آنروز، چقدر وسعت داشته و چقدر مهم و درآمد زا بوده؟ و به حساب امروز هر سال خراجش چقدر می شده است ؟…یک نگین چند ده گرمی ، اگر از جنس الماس – که گرانترین نگین دنیاست – هم باشد ، به پول امروز ، حداکثر چند میلیون تومان می ارزد؟خالی بندی و بی عقلی دوم شما :چهار میلیارد دلار آمریکائی ، تقریبا معادل ۴ تریلیارد تومان است . (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۰ ریال)و این کمتر از درآمد ِ ثروتمندترین مرد جهان بیل گیتس است .جناب حاشا !۱- بفرمائید که امام علی این درآمدهای افسانه ای را از کجا داشته اند ؟۲- بعد از شهادتشان ، بر سر این چند صد تریلیارد تومان ثروت امام علی چه آمده است ؟!۳- حد بی شرمی در مرام شما تا چه حد است ؟جواب از بنده به آن دوست اسلامیست:پاسخ از افشاپس از مرگ محمد و در زمان خلافت خلفای تبهکار راشدین، دامنه تجاوز به سایرین به خارج از مرزهای عربستان گسترش یافت و متجاوزان مسلمان به ثروت های کلانی رسیدند. دکتر علی میر فطرس در کتاب مقدمه ی در اسلام شناسی علی میرفطروس (بابک دوستدار) (http://www.efsha.co.uk/farsi/books/eslam_shenasi.htm)پوشینه دوم برگ ۹۰ تا ۹۹ روایت های تاریخی متعددی از ثروت علی که شامل پول نقد، برده های متعدد، دهات و نخلستانهای علی می‌شود آورده است. از جمله جالب ترین آنها از این قرار است:در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه ۴۰ هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص ۱۳)وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش ۵ مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص ۱۳۷، به روایت امام صادق)در آمد سالیانه فعالیت های “تولیدی” علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل ۲۳۰ کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص ۹۶)علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه + (http://www.yasoob.com/books/htm1/m012/09/no0966.html))هرگاه تنها یکی از این منابع حقیقت را گفته باشند، فقر علی نیز به روضه خوانی های ملایان محدود می‌شود. روشن است که نه علی فقیر بوده است و نه فقر افتخاری برای علی است. علی اگر فقیر بوده باشد فقر او شرمی برای او است نه یک افتخار. البته این به آن معنی نیست که هر ثروتی افتخار است. بخشی از ثروتی که علی به دست آورده است از راه غنیمت گیری و از اموال مردمانی است که آنها را به جرم نامسلمانی خود غارت کرده است یا همدستان و سایر تبهکاران مسلمان چنین کرده اند و او از چپاولگرایی های آنها سهمی برده است.گویند یک سوم نخلستانهای عراق از آن علی بوده استثروت بیل گیتس هم خیلی بیشتر از ۴ میلیارد دلار است تا آنجا که شنیده ام حداقل ۲۰ بار بیشتر است
    بعلاوه در مورد اینکه حکومت از آن مردم است.”اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاوران بر من تمام نمیشد، افسار شتر خلافت را بر پشت آن میانداختم”حضرت علی (ع)در جوابش نوشتم کهخیلی ممنون از اندیشه عالمانه و منطقی شما در مورد این که حکومت از آن مردم است.بعقیده من مردم بر اساس عقل و عدالت که حداقل عدالت هم حقوق بشر است باید برای پیدا کردن حاکم و حکومت مناسب تلاش کنند.اما علی عادل نبوده است که از او برای ما حجت میآورید علی برده دار و ضد حقوق بشر بوده است .علی مرتد کش بوده است.علی شکنجه گر بوده است مثلا در ماجرای جنسی مربوط بشایعه خیانت جنسی عایشه برده او را بی محابا کتک زده است تا تخلیه اطلاعاتی نماید.زمان حکومت علی بی گناهان زیادی کشته شده اند.علی متجاوز بزنان برده و یکی از ثروتمندان زمان خود بوده است (میگویند در آمد سرانه اش ۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار آمریکایی بوده است و انگشتری که در دستش میکرد قیثمتش معادل دوسال خراج شام که سوریه امروزی میشود بوده است.) این حرفها که علی عادل بوده است خرافات است

  • Bdmdusa

    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت
    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت

    راستی یادم رفت بنویسم که حضرت علی آنطور که ما در کتابهای درسی زمان شاه خوانده ایم یک گونی بدوشش میانداخت و بدر خانه های زنان بیوه میرفت و خوراکی به آنها میداد که مثلا یک میلیونم در آمد روزانه اش هم نمیشدمردم عادی خیلی بیشتر از این بفقرا کمک میکنند.ما باید هر چیزی را باتفکر درست بسنجیم.تفکر درست چیست؟استفاده درست از عقل و خردhttp://efsha.squarespace.com/blog/2010/2/16/303615225111.html حضرت علی با این درآمد چه میکرده است؟آنوقت او اینهمه درآمد سالیانه را چه میکرده است؟ آیا کاخی و حرمسرایی داشته و بساط می و مطرب راه میانداخته؟ انگشتر و برده میخریده زندگی و حال میکرده است.میگویند بیش از ۲۰ بچه داشته است.حرف علی را شما پیش کش…یدید نه من.علی و اعمال او اتحاد آور نیست.لازمه اتحاد چیست؟ http://efsha.squarespace.com/blog/2008/3/14/585875922280.html

    جواب اسلامیست به بندهبی عقلی و خالی بندی هم حدی داره !وزن و جنس آن انگشتر چقدر بوده ؟اصلا می دانید که شام آنروز، چقدر وسعت داشته و چقدر مهم و درآمد زا بوده؟ و به حساب امروز هر سال خراجش چقدر می شده است ؟…یک نگین چند ده گرمی ، اگر از جنس الماس – که گرانترین نگین دنیاست – هم باشد ، به پول امروز ، حداکثر چند میلیون تومان می ارزد؟خالی بندی و بی عقلی دوم شما :چهار میلیارد دلار آمریکائی ، تقریبا معادل ۴ تریلیارد تومان است . (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۰ ریال)و این کمتر از درآمد ِ ثروتمندترین مرد جهان بیل گیتس است .جناب حاشا !۱- بفرمائید که امام علی این درآمدهای افسانه ای را از کجا داشته اند ؟۲- بعد از شهادتشان ، بر سر این چند صد تریلیارد تومان ثروت امام علی چه آمده است ؟!۳- حد بی شرمی در مرام شما تا چه حد است ؟جواب از بنده به آن دوست اسلامیست:پاسخ از افشاپس از مرگ محمد و در زمان خلافت خلفای تبهکار راشدین، دامنه تجاوز به سایرین به خارج از مرزهای عربستان گسترش یافت و متجاوزان مسلمان به ثروت های کلانی رسیدند. دکتر علی میر فطرس در کتاب مقدمه ی در اسلام شناسی علی میرفطروس (بابک دوستدار) (http://www.efsha.co.uk/farsi/books/eslam_shenasi.htm)پوشینه دوم برگ ۹۰ تا ۹۹ روایت های تاریخی متعددی از ثروت علی که شامل پول نقد، برده های متعدد، دهات و نخلستانهای علی می‌شود آورده است. از جمله جالب ترین آنها از این قرار است:در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه ۴۰ هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص ۱۳)وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش ۵ مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص ۱۳۷، به روایت امام صادق)در آمد سالیانه فعالیت های “تولیدی” علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل ۲۳۰ کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص ۹۶)علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه + (http://www.yasoob.com/books/htm1/m012/09/no0966.html))هرگاه تنها یکی از این منابع حقیقت را گفته باشند، فقر علی نیز به روضه خوانی های ملایان محدود می‌شود. روشن است که نه علی فقیر بوده است و نه فقر افتخاری برای علی است. علی اگر فقیر بوده باشد فقر او شرمی برای او است نه یک افتخار. البته این به آن معنی نیست که هر ثروتی افتخار است. بخشی از ثروتی که علی به دست آورده است از راه غنیمت گیری و از اموال مردمانی است که آنها را به جرم نامسلمانی خود غارت کرده است یا همدستان و سایر تبهکاران مسلمان چنین کرده اند و او از چپاولگرایی های آنها سهمی برده است.گویند یک سوم نخلستانهای عراق از آن علی بوده استثروت بیل گیتس هم خیلی بیشتر از ۴ میلیارد دلار است تا آنجا که شنیده ام حداقل ۲۰ بار بیشتر است
    بعلاوه در مورد اینکه حکومت از آن مردم است.”اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاوران بر من تمام نمیشد، افسار شتر خلافت را بر پشت آن میانداختم”حضرت علی (ع)در جوابش نوشتم کهخیلی ممنون از اندیشه عالمانه و منطقی شما در مورد این که حکومت از آن مردم است.بعقیده من مردم بر اساس عقل و عدالت که حداقل عدالت هم حقوق بشر است باید برای پیدا کردن حاکم و حکومت مناسب تلاش کنند.اما علی عادل نبوده است که از او برای ما حجت میآورید علی برده دار و ضد حقوق بشر بوده است .علی مرتد کش بوده است.علی شکنجه گر بوده است مثلا در ماجرای جنسی مربوط بشایعه خیانت جنسی عایشه برده او را بی محابا کتک زده است تا تخلیه اطلاعاتی نماید.زمان حکومت علی بی گناهان زیادی کشته شده اند.علی متجاوز بزنان برده و یکی از ثروتمندان زمان خود بوده است (میگویند در آمد سرانه اش ۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار آمریکایی بوده است و انگشتری که در دستش میکرد قیثمتش معادل دوسال خراج شام که سوریه امروزی میشود بوده است.) این حرفها که علی عادل بوده است خرافات است

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

      با درود به شما گرامی، اطلاعاتی که در این جا دادید، بسیار خوب، و در خور اندیشیدن و در خود فرو رفتن هرانسان فریب خورده مکتب آخوند جنایتکار است. البته یک یا دو خردباخته و مزدور کرایه ای رژیم هستند که چیزی سوای سفسطه ندارند، به خواسته رژیم کشتارگر تلاش می کنند که نوشتار ارزنده شما، ما، و دیگران را به هم زنند ولی دیگر آخر خط و پایان عمر سیاه این رژیم کشتارگر است و مزدوران آن به جایی نخواهند رسید .باسپاسی دیگر

  • Bdmdusa

    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت
    حکومت عدل علی یعنی چه؟آیا در زمان علی مردم در عدالت کامل بوده اند؟آیا دزدی در زمان حکومت علی نبود؟آیا مردم کشتار نمیشدند توسط زورگویان؟…و…………زمان علی زمان دزدیها؛فساد ؛ زورگویی و…بوده است ولی چرا میگویند حکومت عدل علی؟این کاربرد کلمه عدل در واقع ربطی به عدلی که من و شما میفهمیم ندارد و بلکه برای گول زدن مردم و انحراف فکر آنان است.عدل علی از نظر شیعه ؛ یعنی ملایان و آیت آلله های شیعه به این معناست که حکومت حق علی بوده است و علی دارد حکومت میکند و علی را چون خدا و پیامبر خدا تایید و تعیین کرده اند هر چه کند درست و عادلانه است حتی جنگ و کشتار هم بکند باز هم عادلانه است و حکومت عدل علی است.این نوع کاربرد کلمه عدل در واقع به هم ریختن مرز بین حق و باطل و برای فریب است و ربطی بمبارزه مردم برای عدل و عدالت ندارد.عدل و عدالت بر آمده از عقل منطقی و آزاد و نقاد است که همش پی گیری منافع انسانیت در تمام زمانها و مکانها باشد و نه این که بر اساس افسانه های من در آوردی علی را و محمد را خدا تایید کرده است .خدا ربطی به خرافات اسلامی ندارد و الله یک بت ذهنی است با یک اسلامیستی که ده سال قبل بحث داشتم او این گونه گفت

    راستی یادم رفت بنویسم که حضرت علی آنطور که ما در کتابهای درسی زمان شاه خوانده ایم یک گونی بدوشش میانداخت و بدر خانه های زنان بیوه میرفت و خوراکی به آنها میداد که مثلا یک میلیونم در آمد روزانه اش هم نمیشدمردم عادی خیلی بیشتر از این بفقرا کمک میکنند.ما باید هر چیزی را باتفکر درست بسنجیم.تفکر درست چیست؟استفاده درست از عقل و خردhttp://efsha.squarespace.com/blog/2010/2/16/303615225111.html حضرت علی با این درآمد چه میکرده است؟آنوقت او اینهمه درآمد سالیانه را چه میکرده است؟ آیا کاخی و حرمسرایی داشته و بساط می و مطرب راه میانداخته؟ انگشتر و برده میخریده زندگی و حال میکرده است.میگویند بیش از ۲۰ بچه داشته است.حرف علی را شما پیش کش…یدید نه من.علی و اعمال او اتحاد آور نیست.لازمه اتحاد چیست؟ http://efsha.squarespace.com/blog/2008/3/14/585875922280.html

    جواب اسلامیست به بندهبی عقلی و خالی بندی هم حدی داره !وزن و جنس آن انگشتر چقدر بوده ؟اصلا می دانید که شام آنروز، چقدر وسعت داشته و چقدر مهم و درآمد زا بوده؟ و به حساب امروز هر سال خراجش چقدر می شده است ؟…یک نگین چند ده گرمی ، اگر از جنس الماس – که گرانترین نگین دنیاست – هم باشد ، به پول امروز ، حداکثر چند میلیون تومان می ارزد؟خالی بندی و بی عقلی دوم شما :چهار میلیارد دلار آمریکائی ، تقریبا معادل ۴ تریلیارد تومان است . (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۴۰ ریال)و این کمتر از درآمد ِ ثروتمندترین مرد جهان بیل گیتس است .جناب حاشا !۱- بفرمائید که امام علی این درآمدهای افسانه ای را از کجا داشته اند ؟۲- بعد از شهادتشان ، بر سر این چند صد تریلیارد تومان ثروت امام علی چه آمده است ؟!۳- حد بی شرمی در مرام شما تا چه حد است ؟جواب از بنده به آن دوست اسلامیست:پاسخ از افشاپس از مرگ محمد و در زمان خلافت خلفای تبهکار راشدین، دامنه تجاوز به سایرین به خارج از مرزهای عربستان گسترش یافت و متجاوزان مسلمان به ثروت های کلانی رسیدند. دکتر علی میر فطرس در کتاب مقدمه ی در اسلام شناسی علی میرفطروس (بابک دوستدار) (http://www.efsha.co.uk/farsi/books/eslam_shenasi.htm)پوشینه دوم برگ ۹۰ تا ۹۹ روایت های تاریخی متعددی از ثروت علی که شامل پول نقد، برده های متعدد، دهات و نخلستانهای علی می‌شود آورده است. از جمله جالب ترین آنها از این قرار است:در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه ۴۰ هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص ۱۳)وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش ۵ مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص ۱۳۷، به روایت امام صادق)در آمد سالیانه فعالیت های “تولیدی” علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل ۲۳۰ کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص ۹۶)علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه + (http://www.yasoob.com/books/htm1/m012/09/no0966.html))هرگاه تنها یکی از این منابع حقیقت را گفته باشند، فقر علی نیز به روضه خوانی های ملایان محدود می‌شود. روشن است که نه علی فقیر بوده است و نه فقر افتخاری برای علی است. علی اگر فقیر بوده باشد فقر او شرمی برای او است نه یک افتخار. البته این به آن معنی نیست که هر ثروتی افتخار است. بخشی از ثروتی که علی به دست آورده است از راه غنیمت گیری و از اموال مردمانی است که آنها را به جرم نامسلمانی خود غارت کرده است یا همدستان و سایر تبهکاران مسلمان چنین کرده اند و او از چپاولگرایی های آنها سهمی برده است.گویند یک سوم نخلستانهای عراق از آن علی بوده استثروت بیل گیتس هم خیلی بیشتر از ۴ میلیارد دلار است تا آنجا که شنیده ام حداقل ۲۰ بار بیشتر است
    بعلاوه در مورد اینکه حکومت از آن مردم است.”اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاوران بر من تمام نمیشد، افسار شتر خلافت را بر پشت آن میانداختم”حضرت علی (ع)در جوابش نوشتم کهخیلی ممنون از اندیشه عالمانه و منطقی شما در مورد این که حکومت از آن مردم است.بعقیده من مردم بر اساس عقل و عدالت که حداقل عدالت هم حقوق بشر است باید برای پیدا کردن حاکم و حکومت مناسب تلاش کنند.اما علی عادل نبوده است که از او برای ما حجت میآورید علی برده دار و ضد حقوق بشر بوده است .علی مرتد کش بوده است.علی شکنجه گر بوده است مثلا در ماجرای جنسی مربوط بشایعه خیانت جنسی عایشه برده او را بی محابا کتک زده است تا تخلیه اطلاعاتی نماید.زمان حکومت علی بی گناهان زیادی کشته شده اند.علی متجاوز بزنان برده و یکی از ثروتمندان زمان خود بوده است (میگویند در آمد سرانه اش ۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار آمریکایی بوده است و انگشتری که در دستش میکرد قیثمتش معادل دوسال خراج شام که سوریه امروزی میشود بوده است.) این حرفها که علی عادل بوده است خرافات است

    • رضا

      من از این اسلام اخوندا زیاد خوشم نمیا معتقدم فقد خدا در ضمن خدای مسلمانها با خدای مسیحیایا یهودیا هیچ فرقی نداره یکیست ….فقط یه سوال دارم اگه به قول شما محمد ادم بدی بوده جنایت کاربوده تو اون زمان رسم بوده دختراشونو زنده به گور میکردن چرا این اقا مانع این کار شده مگه این کار هم دفاع از حقوق زنها نبوده ؟ خواهشا به سوالم جواب بدیدممنون

      • علیرضا

        خامنه ای هم قاچاقچی را اعدام میکند، پس خودش آدم خوبی است چون قاچاقچی را اعدام میکند؟

  • V_araee

    nemidoonam valla, shishe keshidi ina be zehnet khotoor karde?? chi shode? chera bi gharari mikoni??

  • V_araee

    nemidoonam valla, shishe keshidi ina be zehnet khotoor karde?? chi shode? chera bi gharari mikoni??

  • V_araee

    nemidoonam valla, shishe keshidi ina be zehnet khotoor karde?? chi shode? chera bi gharari mikoni??

  • babak

    برو کتاب جورج جرداق مسیحی را بخوان-برو کتای مولوی را بخوان تا بفهمی که خیلی بی شعور و نفهم و مغرض هستی.

  • babak

    برو کتاب جورج جرداق مسیحی را بخوان-برو کتای مولوی را بخوان تا بفهمی که خیلی بی شعور و نفهم و مغرض هستی.

  • babak

    برو کتاب جورج جرداق مسیحی را بخوان-برو کتای مولوی را بخوان تا بفهمی که خیلی بی شعور و نفهم و مغرض هستی.

  • hossein shahdoost

    متن جالبی بود، ولی به نظر من باید بی طرفانه تر می نوشتی و بخش بد بیرا گویی به علی و محمد رو میسپردی به عهده ی خواننده

  • hossein shahdoost

    متن جالبی بود، ولی به نظر من باید بی طرفانه تر می نوشتی و بخش بد بیرا گویی به علی و محمد رو میسپردی به عهده ی خواننده

  • hossein shahdoost

    متن جالبی بود، ولی به نظر من باید بی طرفانه تر می نوشتی و بخش بد بیرا گویی به علی و محمد رو میسپردی به عهده ی خواننده

  • hossein shahdoost

    متن جالبی بود، ولی به نظر من باید بی طرفانه تر می نوشتی و بخش بد بیرا گویی به علی و محمد رو میسپردی به عهده ی خواننده

  • Sekk98

    خیلی مغرضانه بود و نویسنده ظاهرا معلومات خوبی هم ندارد. درست است آزادی بیان خوب است و از این بابت هم انتشار این نوشته را بد نمی دانم ولی اینطور اعتبار سایت شما زیر سوال می رود. هر مجله ای هم که هر نوشته ای را چاپ نمی کند. به هر حال نوشته سخیف بود و بی ارزش بودن نویسنده را نشان می دهد نه چیز دیگر

  • Sekk98

    خیلی مغرضانه بود و نویسنده ظاهرا معلومات خوبی هم ندارد. درست است آزادی بیان خوب است و از این بابت هم انتشار این نوشته را بد نمی دانم ولی اینطور اعتبار سایت شما زیر سوال می رود. هر مجله ای هم که هر نوشته ای را چاپ نمی کند. به هر حال نوشته سخیف بود و بی ارزش بودن نویسنده را نشان می دهد نه چیز دیگر

  • Sekk98

    خیلی مغرضانه بود و نویسنده ظاهرا معلومات خوبی هم ندارد. درست است آزادی بیان خوب است و از این بابت هم انتشار این نوشته را بد نمی دانم ولی اینطور اعتبار سایت شما زیر سوال می رود. هر مجله ای هم که هر نوشته ای را چاپ نمی کند. به هر حال نوشته سخیف بود و بی ارزش بودن نویسنده را نشان می دهد نه چیز دیگر

  • ali sag kosh

    درست و حقیقت بود ممنون دست شما درد نکنه همه ایرانیها باید علی سگ کش رو بشناسند

  • ali sag kosh

    درست و حقیقت بود ممنون دست شما درد نکنه همه ایرانیها باید علی سگ کش رو بشناسند

  • ali sag kosh

    درست و حقیقت بود ممنون دست شما درد نکنه همه ایرانیها باید علی سگ کش رو بشناسند

  • ali sag kosh

    درست و حقیقت بود ممنون دست شما درد نکنه همه ایرانیها باید علی سگ کش رو بشناسند

  • 13631982

    قبول ندارم

    خیلی افراط توش بود مثل مسلمانان افراطی این زمونه

    کاری با عقاید دیگران ندارم اما یه طرفه به قاضی بری راضی برمیگردی . حتما

    تو انتقاداتون مرام داشته باشید و فقط به فکر تخریب نباشید به فکر تصحیح باشید

    وسلام

    خدا پشت و پناه همتون باشه (امیدوارم

    • Kaveh

      دقیقا دوسمون درست میگه. خیلی مغرضانه و بعضی جاها تندروی بی منطقی داشت

  • 13631982

    قبول ندارم

    خیلی افراط توش بود مثل مسلمانان افراطی این زمونه

    کاری با عقاید دیگران ندارم اما یه طرفه به قاضی بری راضی برمیگردی . حتما

    تو انتقاداتون مرام داشته باشید و فقط به فکر تخریب نباشید به فکر تصحیح باشید

    وسلام

    خدا پشت و پناه همتون باشه (امیدوارم

    • Kaveh

      دقیقا دوسمون درست میگه. خیلی مغرضانه و بعضی جاها تندروی بی منطقی داشت

  • 13631982

    قبول ندارم

    خیلی افراط توش بود مثل مسلمانان افراطی این زمونه

    کاری با عقاید دیگران ندارم اما یه طرفه به قاضی بری راضی برمیگردی . حتما

    تو انتقاداتون مرام داشته باشید و فقط به فکر تخریب نباشید به فکر تصحیح باشید

    وسلام

    خدا پشت و پناه همتون باشه (امیدوارم

    • Kaveh

      دقیقا دوسمون درست میگه. خیلی مغرضانه و بعضی جاها تندروی بی منطقی داشت

  • Hokhoshdel

    اینقدر تند نرو عزیزم تو هم اگر ۱۴۰۰سال پیش جایی زندگی می کردی که اوضاعش اون طوری بود همون طور رفتار میکردی اعراب در اون موقع به هیچ چیز و هیچ کسی رحم نمیکردند توی اون جامعه فقط شمشیر حکم میکرده حالا اگر ما هنوز به روز نشدیم تقصیر دین چیه

  • Hokhoshdel

    اینقدر تند نرو عزیزم تو هم اگر ۱۴۰۰سال پیش جایی زندگی می کردی که اوضاعش اون طوری بود همون طور رفتار میکردی اعراب در اون موقع به هیچ چیز و هیچ کسی رحم نمیکردند توی اون جامعه فقط شمشیر حکم میکرده حالا اگر ما هنوز به روز نشدیم تقصیر دین چیه

  • Hokhoshdel

    اینقدر تند نرو عزیزم تو هم اگر ۱۴۰۰سال پیش جایی زندگی می کردی که اوضاعش اون طوری بود همون طور رفتار میکردی اعراب در اون موقع به هیچ چیز و هیچ کسی رحم نمیکردند توی اون جامعه فقط شمشیر حکم میکرده حالا اگر ما هنوز به روز نشدیم تقصیر دین چیه

  • Hokhoshdel

    اینقدر تند نرو عزیزم تو هم اگر ۱۴۰۰سال پیش جایی زندگی می کردی که اوضاعش اون طوری بود همون طور رفتار میکردی اعراب در اون موقع به هیچ چیز و هیچ کسی رحم نمیکردند توی اون جامعه فقط شمشیر حکم میکرده حالا اگر ما هنوز به روز نشدیم تقصیر دین چیه

  • Arvand

    آقای نویسنده عزیز منم مثل شما علاقه ای به اسلام ندارم چون که بیشترین احکام غیر انسانی را در بر دارد و دینی که به عربهای وحشی منسوب باشد به درد من پارسی نمی خورد . منم مثل خیلیا نمی تونم با عقل و خرد اسلام رو درک کنم چون هیچ منطقی توش وجود ندارد ولی بهتر بود مثل یک انسان باسواد با مستندات محکمتری صحبت کنید نه اینکه حالا که دلت پره از روی عصبانیت صحبت کنی که زبون یک مشت جیره خور و خود باخته که افتخارات ایرانی خود را به رسومات عصر حجری عربها فروختند این طور دراز بشه

  • Arvand

    آقای نویسنده عزیز منم مثل شما علاقه ای به اسلام ندارم چون که بیشترین احکام غیر انسانی را در بر دارد و دینی که به عربهای وحشی منسوب باشد به درد من پارسی نمی خورد . منم مثل خیلیا نمی تونم با عقل و خرد اسلام رو درک کنم چون هیچ منطقی توش وجود ندارد ولی بهتر بود مثل یک انسان باسواد با مستندات محکمتری صحبت کنید نه اینکه حالا که دلت پره از روی عصبانیت صحبت کنی که زبون یک مشت جیره خور و خود باخته که افتخارات ایرانی خود را به رسومات عصر حجری عربها فروختند این طور دراز بشه

  • Arvand

    آقای نویسنده عزیز منم مثل شما علاقه ای به اسلام ندارم چون که بیشترین احکام غیر انسانی را در بر دارد و دینی که به عربهای وحشی منسوب باشد به درد من پارسی نمی خورد . منم مثل خیلیا نمی تونم با عقل و خرد اسلام رو درک کنم چون هیچ منطقی توش وجود ندارد ولی بهتر بود مثل یک انسان باسواد با مستندات محکمتری صحبت کنید نه اینکه حالا که دلت پره از روی عصبانیت صحبت کنی که زبون یک مشت جیره خور و خود باخته که افتخارات ایرانی خود را به رسومات عصر حجری عربها فروختند این طور دراز بشه

  • sam

    kos shere vaghean niazi be in takhiba nist man hich dinio ghabool nadaram ama in haqrfam ghabool nadaram,chon kasio nadashte mirafte ba chah razo niaz mikarde????!!!! bikhial lotfan a in shero vera dg nanevisin harchan mellat kootah fekre ma khorakeshoon ine ke shero ver bere too mokheshoon che intori che tarafdaraye hokoomat

  • sam

    kos shere vaghean niazi be in takhiba nist man hich dinio ghabool nadaram ama in haqrfam ghabool nadaram,chon kasio nadashte mirafte ba chah razo niaz mikarde????!!!! bikhial lotfan a in shero vera dg nanevisin harchan mellat kootah fekre ma khorakeshoon ine ke shero ver bere too mokheshoon che intori che tarafdaraye hokoomat

  • sam

    kos shere vaghean niazi be in takhiba nist man hich dinio ghabool nadaram ama in haqrfam ghabool nadaram,chon kasio nadashte mirafte ba chah razo niaz mikarde????!!!! bikhial lotfan a in shero vera dg nanevisin harchan mellat kootah fekre ma khorakeshoon ine ke shero ver bere too mokheshoon che intori che tarafdaraye hokoomat

  • Mostafa_salehi_67

    سلام شما از برای این گفته هاتون مدرکی هم دارید!
    شما میگید علی نادان بوده خب یه ادم نادان چطور میتونه فرامینی همچون نهج البلاغه رو صادر کنه!
    ادمی که توانایی جنگ نداشته چطور میتونسته تو جنگ ها پیروز بشه
    واقعا برات متاسفام که همیچین دید ناقصی داری و حتا گفته های خودت رو مبنی بر احترام به عقاید دیگران نادید می گیری !تا وقتی افراد کوته فکری همچون شما مخالف این نظام هستند هیچ کاری انجام نمی گیره

  • Mostafa_salehi_67

    سلام شما از برای این گفته هاتون مدرکی هم دارید!
    شما میگید علی نادان بوده خب یه ادم نادان چطور میتونه فرامینی همچون نهج البلاغه رو صادر کنه!
    ادمی که توانایی جنگ نداشته چطور میتونسته تو جنگ ها پیروز بشه
    واقعا برات متاسفام که همیچین دید ناقصی داری و حتا گفته های خودت رو مبنی بر احترام به عقاید دیگران نادید می گیری !تا وقتی افراد کوته فکری همچون شما مخالف این نظام هستند هیچ کاری انجام نمی گیره

    • ramona hassanzadeh

      ba shoma movafegham dar zemn kasikesavad nadarad chet0r mitavanad khate zibaye ko0fi ra negaresh konad.

    • Sweety Alireza

      درود . دوست من نهج البلاغه ۴۰۰ سال پس از علی بدست ابن ابا الحدید نگاشته شده . مسلمانان همه این کتاب را از علی نمیدانند .

  • Mostafa_salehi_67

    سلام شما از برای این گفته هاتون مدرکی هم دارید!
    شما میگید علی نادان بوده خب یه ادم نادان چطور میتونه فرامینی همچون نهج البلاغه رو صادر کنه!
    ادمی که توانایی جنگ نداشته چطور میتونسته تو جنگ ها پیروز بشه
    واقعا برات متاسفام که همیچین دید ناقصی داری و حتا گفته های خودت رو مبنی بر احترام به عقاید دیگران نادید می گیری !تا وقتی افراد کوته فکری همچون شما مخالف این نظام هستند هیچ کاری انجام نمی گیره

  • Mahshadgm

    شما خودتون “شکم فربه” علی رو به چشم دیده بودین ؟! یه چیزایی نوشتین که حتی قسمتای “نسبتا درست” مقاله رو هم زیر سوال می بره و خواننده رو به شک می ندازه که شاید اونجاها هم غلو کرده باشین.اصلا گیریم یارو واقعا اینجوری بوده، تا کی نفرت ؟ تا کی می خوایم اینو و اونو بی ارزش و اعتبار کنیم و از راه کینه و غرض ورزی خودمونو، عقایدمونو به کرسی بنشونیم ؟!‌منطق، شفافیت و صداقته که کمک می کنه مردم به شناخت بهتری دست پیدا کنن. اگه واقعا کسی بر حق باشه، فقط کافیه حرف و عقیده خودشو بزنه و نیازی به ابراز نفرت و کینه به این و اون نیس.

  • Mahshadgm

    شما خودتون “شکم فربه” علی رو به چشم دیده بودین ؟! یه چیزایی نوشتین که حتی قسمتای “نسبتا درست” مقاله رو هم زیر سوال می بره و خواننده رو به شک می ندازه که شاید اونجاها هم غلو کرده باشین.اصلا گیریم یارو واقعا اینجوری بوده، تا کی نفرت ؟ تا کی می خوایم اینو و اونو بی ارزش و اعتبار کنیم و از راه کینه و غرض ورزی خودمونو، عقایدمونو به کرسی بنشونیم ؟!‌منطق، شفافیت و صداقته که کمک می کنه مردم به شناخت بهتری دست پیدا کنن. اگه واقعا کسی بر حق باشه، فقط کافیه حرف و عقیده خودشو بزنه و نیازی به ابراز نفرت و کینه به این و اون نیس.

  • Mahshadgm

    شما خودتون “شکم فربه” علی رو به چشم دیده بودین ؟! یه چیزایی نوشتین که حتی قسمتای “نسبتا درست” مقاله رو هم زیر سوال می بره و خواننده رو به شک می ندازه که شاید اونجاها هم غلو کرده باشین.اصلا گیریم یارو واقعا اینجوری بوده، تا کی نفرت ؟ تا کی می خوایم اینو و اونو بی ارزش و اعتبار کنیم و از راه کینه و غرض ورزی خودمونو، عقایدمونو به کرسی بنشونیم ؟!‌منطق، شفافیت و صداقته که کمک می کنه مردم به شناخت بهتری دست پیدا کنن. اگه واقعا کسی بر حق باشه، فقط کافیه حرف و عقیده خودشو بزنه و نیازی به ابراز نفرت و کینه به این و اون نیس.

  • Ahmad

    بیچاره ما که یا اسیره حماقت و افراط اینها می شویم یا زمینگیر خیانت و تفریط شما.هیچ کس هم نیست حرف درست و منطقی رو بزنه.

    معنی این جو گرفتگی رو نمی فهمم که روشنفکری و عاقل بودن یعنی مخالفت با فرهنگ ناب اسلامی و بالخص فرهنگ اصیل ایرانی.

    حدودا” ۹۰%‌این نوشته چه از نظر مذهب و چه از نظر تاریخ اشتباه و دروغه.آزاردهنده اونجایی هست که آدم مطمئن می شه پشت این غلط نمایی تعمدی در کار باشه.

  • Ahmad

    بیچاره ما که یا اسیره حماقت و افراط اینها می شویم یا زمینگیر خیانت و تفریط شما.هیچ کس هم نیست حرف درست و منطقی رو بزنه.

    معنی این جو گرفتگی رو نمی فهمم که روشنفکری و عاقل بودن یعنی مخالفت با فرهنگ ناب اسلامی و بالخص فرهنگ اصیل ایرانی.

    حدودا” ۹۰%‌این نوشته چه از نظر مذهب و چه از نظر تاریخ اشتباه و دروغه.آزاردهنده اونجایی هست که آدم مطمئن می شه پشت این غلط نمایی تعمدی در کار باشه.

  • Ahmad

    بیچاره ما که یا اسیره حماقت و افراط اینها می شویم یا زمینگیر خیانت و تفریط شما.هیچ کس هم نیست حرف درست و منطقی رو بزنه.

    معنی این جو گرفتگی رو نمی فهمم که روشنفکری و عاقل بودن یعنی مخالفت با فرهنگ ناب اسلامی و بالخص فرهنگ اصیل ایرانی.

    حدودا” ۹۰%‌این نوشته چه از نظر مذهب و چه از نظر تاریخ اشتباه و دروغه.آزاردهنده اونجایی هست که آدم مطمئن می شه پشت این غلط نمایی تعمدی در کار باشه.

  • Aaa

    خدا انشا الله این همه بغض و کینه را از وجود شما بیرون کند تا لذت ازادگی را حس کنید و اگر مقدور نیست ان شاالله وجودتان از عشق علی سرشار شود و نجات پیدا کنید دعای خیر کردم برای شما که هدایت شوید چون علی هم برای توهین کنندگان به خود خیر و هدایت می خواست ….اگر هدایت پذیر هم نیستید که عقوبت خواهید شد

  • Aaa

    خدا انشا الله این همه بغض و کینه را از وجود شما بیرون کند تا لذت ازادگی را حس کنید و اگر مقدور نیست ان شاالله وجودتان از عشق علی سرشار شود و نجات پیدا کنید دعای خیر کردم برای شما که هدایت شوید چون علی هم برای توهین کنندگان به خود خیر و هدایت می خواست ….اگر هدایت پذیر هم نیستید که عقوبت خواهید شد

  • Aaa

    خدا انشا الله این همه بغض و کینه را از وجود شما بیرون کند تا لذت ازادگی را حس کنید و اگر مقدور نیست ان شاالله وجودتان از عشق علی سرشار شود و نجات پیدا کنید دعای خیر کردم برای شما که هدایت شوید چون علی هم برای توهین کنندگان به خود خیر و هدایت می خواست ….اگر هدایت پذیر هم نیستید که عقوبت خواهید شد

  • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

    کسانی که اسلام دونی اشان ثه به دلیل منافعی که دارند و وابسته به رژیمند درد می کند، ویا از خرد و اندیشه بدورند و کتاب هایی را مثال می زنند و اطلاعاتشان از دروازه قم و قبر تازیان متجاوز در ایران بیرون نمی رود، می خواهند با گروه فرهنگی ما که سالیانی زیاد به مطالعه این اسلام کشتارگر پرداخته ایم،چالش کنند.

    حرف هایی که در دفاع از این دین انسان ستیز، زن ستیز، برده فروش، و اسلام خون و شمشیر می زنند، بسیار بچه گانه، و بسیار کودکانه و موجب نفرت و بیزاری است. در این جا نوشته، خط، روش نوشتن، نحوه استدلال همه و همه دلیل بر آنست که همه نوشته ها از یک و یا دونفر است که دم او یا آن ها، به دم ولایت وقیح متصل است.
    برای آگاهی این فرد مزدور و، بی مایه به آگاهی می رسانیم که این مقاله تا کنون ۱۳۹۶ بار تنها در سایت ما پخش شده است. و هر پخش به اطلاع صدها نفر خواهد رسید. هرچه بیشتر این مزدور، و یا مزدوران بخواهند در باره این دین کشتارگر با ما چالش کنند، ما بیشتر تشویق می شویم که مقاله های زیادی بنویسیم.

  • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

    کسانی که اسلام دونی اشان ثه به دلیل منافعی که دارند و وابسته به رژیمند درد می کند، ویا از خرد و اندیشه بدورند و کتاب هایی را مثال می زنند و اطلاعاتشان از دروازه قم و قبر تازیان متجاوز در ایران بیرون نمی رود، می خواهند با گروه فرهنگی ما که سالیانی زیاد به مطالعه این اسلام کشتارگر پرداخته ایم،چالش کنند.

    حرف هایی که در دفاع از این دین انسان ستیز، زن ستیز، برده فروش، و اسلام خون و شمشیر می زنند، بسیار بچه گانه، و بسیار کودکانه و موجب نفرت و بیزاری است. در این جا نوشته، خط، روش نوشتن، نحوه استدلال همه و همه دلیل بر آنست که همه نوشته ها از یک و یا دونفر است که دم او یا آن ها، به دم ولایت وقیح متصل است.
    برای آگاهی این فرد مزدور و، بی مایه به آگاهی می رسانیم که این مقاله تا کنون ۱۳۹۶ بار تنها در سایت ما پخش شده است. و هر پخش به اطلاع صدها نفر خواهد رسید. هرچه بیشتر این مزدور، و یا مزدوران بخواهند در باره این دین کشتارگر با ما چالش کنند، ما بیشتر تشویق می شویم که مقاله های زیادی بنویسیم.

  • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

    کسانی که اسلام دونی اشان ثه به دلیل منافعی که دارند و وابسته به رژیمند درد می کند، ویا از خرد و اندیشه بدورند و کتاب هایی را مثال می زنند و اطلاعاتشان از دروازه قم و قبر تازیان متجاوز در ایران بیرون نمی رود، می خواهند با گروه فرهنگی ما که سالیانی زیاد به مطالعه این اسلام کشتارگر پرداخته ایم،چالش کنند.

    حرف هایی که در دفاع از این دین انسان ستیز، زن ستیز، برده فروش، و اسلام خون و شمشیر می زنند، بسیار بچه گانه، و بسیار کودکانه و موجب نفرت و بیزاری است. در این جا نوشته، خط، روش نوشتن، نحوه استدلال همه و همه دلیل بر آنست که همه نوشته ها از یک و یا دونفر است که دم او یا آن ها، به دم ولایت وقیح متصل است.
    برای آگاهی این فرد مزدور و، بی مایه به آگاهی می رسانیم که این مقاله تا کنون ۱۳۹۶ بار تنها در سایت ما پخش شده است. و هر پخش به اطلاع صدها نفر خواهد رسید. هرچه بیشتر این مزدور، و یا مزدوران بخواهند در باره این دین کشتارگر با ما چالش کنند، ما بیشتر تشویق می شویم که مقاله های زیادی بنویسیم.

    • N110ak

      من البته وظیفه عالمان دین میدانم که به شبهات شما جواب علمی و متقن بدهند و فقط به این بسنده می کنم که ادبیات خودتان را مرور کنید. دم از علم و تحقیق و اگاهی زده اید و هزاران هنر دیگه ولی دریغ از یک پراگراف ادبیات عالمانه جدا همین چند بند بالا را شما عالمین تازه به دوران رسیده نوشتید!!! وای بر مردمی که پیروی کنند از بی ادبانی مثل شما!! تهمت، دورغ و …

  • http://www.fozoolemahaleh.com/ Fozoole Mahaleh

    کسانی که اسلام دونی اشان ثه به دلیل منافعی که دارند و وابسته به رژیمند درد می کند، ویا از خرد و اندیشه بدورند و کتاب هایی را مثال می زنند و اطلاعاتشان از دروازه قم و قبر تازیان متجاوز در ایران بیرون نمی رود، می خواهند با گروه فرهنگی ما که سالیانی زیاد به مطالعه این اسلام کشتارگر پرداخته ایم،چالش کنند.

    حرف هایی که در دفاع از این دین انسان ستیز، زن ستیز، برده فروش، و اسلام خون و شمشیر می زنند، بسیار بچه گانه، و بسیار کودکانه و موجب نفرت و بیزاری است. در این جا نوشته، خط، روش نوشتن، نحوه استدلال همه و همه دلیل بر آنست که همه نوشته ها از یک و یا دونفر است که دم او یا آن ها، به دم ولایت وقیح متصل است.
    برای آگاهی این فرد مزدور و، بی مایه به آگاهی می رسانیم که این مقاله تا کنون ۱۳۹۶ بار تنها در سایت ما پخش شده است. و هر پخش به اطلاع صدها نفر خواهد رسید. هرچه بیشتر این مزدور، و یا مزدوران بخواهند در باره این دین کشتارگر با ما چالش کنند، ما بیشتر تشویق می شویم که مقاله های زیادی بنویسیم.

  • roter

    اگر از علی تعریف می کردید من به علی و اعتقاداتم شک می کردم حال که این همه حرف بی پایه و اساس زدید می فهمم هنوز شمشیر علی درد دارد شما یا علی را نشناخته اید و دارید تعصبی رفتار می کنید یا درد شخصیت والا و دست نیافتنی و ناشناخته ( و ناشناخته و ناشناخته و نا شناخه ) علی را می کشید آخر اگر شما خود را به عنوان یک دموکرات و آزادی طلب معرفی می کنی این نکته را نمی دانی که اولین اصل دموکراسی احترام به عقاید مردم. که نه جمهوری اسلامی اینو فهمید نه شما. امید وارم همه یه روزی علی رو بشناسد. مردی رو که هنگام مرگ به پسرش می گه با قاتل من به درستی و مهربانی و همانند یک اسیر رفتار کنید و اگر مردم به عدالت قصاصش کنید. ..

  • roter

    اگر از علی تعریف می کردید من به علی و اعتقاداتم شک می کردم حال که این همه حرف بی پایه و اساس زدید می فهمم هنوز شمشیر علی درد دارد شما یا علی را نشناخته اید و دارید تعصبی رفتار می کنید یا درد شخصیت والا و دست نیافتنی و ناشناخته ( و ناشناخته و ناشناخته و نا شناخه ) علی را می کشید آخر اگر شما خود را به عنوان یک دموکرات و آزادی طلب معرفی می کنی این نکته را نمی دانی که اولین اصل دموکراسی احترام به عقاید مردم. که نه جمهوری اسلامی اینو فهمید نه شما. امید وارم همه یه روزی علی رو بشناسد. مردی رو که هنگام مرگ به پسرش می گه با قاتل من به درستی و مهربانی و همانند یک اسیر رفتار کنید و اگر مردم به عدالت قصاصش کنید. ..

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

      آقای محترم، ما علی را بسیار از روی تعقل، منطق، و بدون تعصب با مطالعه تاریخ اسلام نوشته دانشمندان اسلامی شناخته ایم .سالیان سال است که مطالعه می کنیم ولی در پای منبر آخوند نمی نشینیم، کتاب های بی محتوا و بی مایه آخوند و علمای اعلام شما که برایتان رساله نوشته اند نمی خوانیم. شما بهتر است فکری به حال خود کنید. کمی به خود آیید و ایرانی فکر کنید، جنایت تازیان همچنان ادامه دارد، و تفیلی های آن با دستمزد خوب ۱۴۰۰ سال است که به جان مردم و این کشور افتاده اند،. علی برای همه خاندان عرب هم فردی منفور به شمار می رفت. فامیلی از اقوام عرب نبود که از دست این کشتارگر در امان بوده باشد. جسد علی را به ناچار شبانه در نقطه دورافتاده ای مخفیانه به خاک سپردند. اکنون ۱۶۰۰ میلیون مسلمان در جهان است ۱۵۷۰ میلیون آن برای علی تره خورد نمی کند. دست از این خیمه شب بازی بردارید.

  • roter

    اگر از علی تعریف می کردید من به علی و اعتقاداتم شک می کردم حال که این همه حرف بی پایه و اساس زدید می فهمم هنوز شمشیر علی درد دارد شما یا علی را نشناخته اید و دارید تعصبی رفتار می کنید یا درد شخصیت والا و دست نیافتنی و ناشناخته ( و ناشناخته و ناشناخته و نا شناخه ) علی را می کشید آخر اگر شما خود را به عنوان یک دموکرات و آزادی طلب معرفی می کنی این نکته را نمی دانی که اولین اصل دموکراسی احترام به عقاید مردم. که نه جمهوری اسلامی اینو فهمید نه شما. امید وارم همه یه روزی علی رو بشناسد. مردی رو که هنگام مرگ به پسرش می گه با قاتل من به درستی و مهربانی و همانند یک اسیر رفتار کنید و اگر مردم به عدالت قصاصش کنید. ..

  • Sweety Alireza

    درود بر دوستان گرانمایه . نکته خود حضرت علی نیست . پیام این جستار بر ورجاوند سازی (مقدس سازی)از حضرت علی و دیگران است . آقای روتر نگاره ای (تصویر) از علی در یاد دارد انگار که هیچ کس دیگری در آنزمان این کارها را نمیکرده . به کهن نگاری (تاریخ) که بنگرید تمام نکته هائ راستینی (واقعی ) که درباره علی گفته شد در باره دیگر یاران پیامبر (ص) گفته شده ولی ما ایرانیان آنچنان درباره منش و کردار و پندار علی گفتگو میکنیم که انگار در مورد فرشته صحبت میکنیم . میخواهم به این نکته اشاره کنم که تازیها (عربها) به آنچه که ما در مورد علی و فرزندانش حماسه سازی و ورجاوند سازی میکنیم ، یاوه هایی (خرافات) که ما در مورد ایشان و فرزندانش میگوییم ، رفتاری که ما در سوگواری و اندوه درگذشت آنها انجام میدهیم ، به هیچکدامش باور ندارند . هم میهنان نازنین ، اگر علی اکنون میبود باید رفتار و کردار و پندار خود را با جهان کنونی همسو میکرد . آساهایی(قوانینی) که برای ۱۴ سده پیش بوده اکنون اجرا نشدنی است. سنگسار و بریدن دست و پا و ناپاک شمردن دیگر آدمیان بر روی کره خاکی و سوگواری و گریه و زاری و قبر پرستی و مرده پرستی ،….. و دیگر آساهای اسلامی چندی است که کارایی خود را از دست داده اند .یک بانوی چینی در باره ایرانیان چنین گفته است “” ایرانیان برای کسانی که نیاکانشان را کشته و به کشورشان دست درازی کرده هر ساله بر سر و فرق خود میکوبند در حالی که تازیها( اعراب )خو د این کار را نمیکنند. هیچ مردمی پیدا نمیشود که تا این اندازه به فرهنگ و تمدن و نیاکانش یکسان انگار (بی تفاوت) باشد . آنها روی خوشبختی نمیبینند چون در درازای سال غمگین و اندوهگین هستند و از کسان خود که بسیار خردمند و دانشمند بوده اند رویگردان هستند . آنها از خرد ورزی و اندیشه کردن گریزانند “” ما آن اندازه که از اعراب و چونی زندگانیشان و رفتار و کردار و پندارشان آگاهیم ، از نیاکان خود ناآگاه و گریزانیم .ما کوروش و داریوش و خشایار و انوشیروان و آریو برزن و دیگر نامداران همچون فردوسی و خیام را نمی شناسیم .جهانیان با تکیه بر آنچه که خود نداشته اند به این پایه (درجه) از رشد و آگاهی رسیده اند و ما با نادیده انگاشتن آنچه که خود داشته ایم به پایین ترین جایگاه در همبود(جامعه)جهانی رسیده ایم . دروغ ، بیزاری از همدیگر ،انگ زدن(تهمت) ، سیه روانی (هرزگی) همه این ویژگیها را در همبود خود به تماشا نشسته ایم و دم از علی وفاطمه و فرزندانش میزنیم . ای وای بر ما . آفریدگار توانا فرموده ” من برای هر تباری ( قومی )پیامبری فرستاده ام ” آیا این است آموزه های زرتشت و اسلام به ایرانیان .ما از خلقیات ناب ایرانی بسیار دور شده ایم . هم میهن ، زمان علی گذشته من و تو باید با خرد و اندیشه خود که نشانه آفریدگار نزد ماست به فکر جهانی بهتر برای خودمان و دیگر آدمیان باشیم “این کاری است که بیگانگان میکنند، یافته های نوین ،سفر به ژرفای آسمان ، هویدا کردن راههای رسیدن به خوشبختی ، این است آنچه ایزد یکتا از ما خواسته ” آیا وخت آن نشده که به خود بازگردیم و خلقیات ناب را بشناسیم و همدیگر را به آن رخشند ( تشویق) کنیم .
    به امید رسیدن به روزی که هر ایران با بزرگمنشی و ارج نهادن به دادیک(حقوق ) دیگران و با کارگیری (استفاده ) از خرد و اندیشه دوباره بر چکاد (قله) دانش و پیشرفت بایستاد .
    بدرود

    • nikta fatemi

      اقای پارسا ی عزیز اگر ممکن است راهتپنمایی بفرمایید که من چطوری می توانم کلمات تازی را از فارسی تشخیصض داده و کلمات درست را جایگزین کنم. اگر کتابی یا نرم افزاری وجود دارد با ایمیل به من اطلاع دهید.
      بسیار سپاسگذارم.
      ادرس ایمیل من هست:
      delnia_88@yahoo.com

    • Behnammodiri

       
      doste gerami mishe be man yad bedin  vaghti mikham maslalan ba( amam ) ahval porsi konam be jaye (salam amme jan) che bayad begham ke farsi bashe??  darzemn  esme  shoma ke aghr  eshtebah nakonam alireza hast moadele parsish chiye?  ba sepas  

  • Sweety Alireza

    درود بر دوستان گرانمایه . نکته خود حضرت علی نیست . پیام این جستار بر ورجاوند سازی (مقدس سازی)از حضرت علی و دیگران است . آقای روتر نگاره ای (تصویر) از علی در یاد دارد انگار که هیچ کس دیگری در آنزمان این کارها را نمیکرده . به کهن نگاری (تاریخ) که بنگرید تمام نکته هائ راستینی (واقعی ) که درباره علی گفته شد در باره دیگر یاران پیامبر (ص) گفته شده ولی ما ایرانیان آنچنان درباره منش و کردار و پندار علی گفتگو میکنیم که انگار در مورد فرشته صحبت میکنیم . میخواهم به این نکته اشاره کنم که تازیها (عربها) به آنچه که ما در مورد علی و فرزندانش حماسه سازی و ورجاوند سازی میکنیم ، یاوه هایی (خرافات) که ما در مورد ایشان و فرزندانش میگوییم ، رفتاری که ما در سوگواری و اندوه درگذشت آنها انجام میدهیم ، به هیچکدامش باور ندارند . هم میهنان نازنین ، اگر علی اکنون میبود باید رفتار و کردار و پندار خود را با جهان کنونی همسو میکرد . آساهایی(قوانینی) که برای ۱۴ سده پیش بوده اکنون اجرا نشدنی است. سنگسار و بریدن دست و پا و ناپاک شمردن دیگر آدمیان بر روی کره خاکی و سوگواری و گریه و زاری و قبر پرستی و مرده پرستی ،….. و دیگر آساهای اسلامی چندی است که کارایی خود را از دست داده اند .یک بانوی چینی در باره ایرانیان چنین گفته است “” ایرانیان برای کسانی که نیاکانشان را کشته و به کشورشان دست درازی کرده هر ساله بر سر و فرق خود میکوبند در حالی که تازیها( اعراب )خو د این کار را نمیکنند. هیچ مردمی پیدا نمیشود که تا این اندازه به فرهنگ و تمدن و نیاکانش یکسان انگار (بی تفاوت) باشد . آنها روی خوشبختی نمیبینند چون در درازای سال غمگین و اندوهگین هستند و از کسان خود که بسیار خردمند و دانشمند بوده اند رویگردان هستند . آنها از خرد ورزی و اندیشه کردن گریزانند “” ما آن اندازه که از اعراب و چونی زندگانیشان و رفتار و کردار و پندارشان آگاهیم ، از نیاکان خود ناآگاه و گریزانیم .ما کوروش و داریوش و خشایار و انوشیروان و آریو برزن و دیگر نامداران همچون فردوسی و خیام را نمی شناسیم .جهانیان با تکیه بر آنچه که خود نداشته اند به این پایه (درجه) از رشد و آگاهی رسیده اند و ما با نادیده انگاشتن آنچه که خود داشته ایم به پایین ترین جایگاه در همبود(جامعه)جهانی رسیده ایم . دروغ ، بیزاری از همدیگر ،انگ زدن(تهمت) ، سیه روانی (هرزگی) همه این ویژگیها را در همبود خود به تماشا نشسته ایم و دم از علی وفاطمه و فرزندانش میزنیم . ای وای بر ما . آفریدگار توانا فرموده ” من برای هر تباری ( قومی )پیامبری فرستاده ام ” آیا این است آموزه های زرتشت و اسلام به ایرانیان .ما از خلقیات ناب ایرانی بسیار دور شده ایم . هم میهن ، زمان علی گذشته من و تو باید با خرد و اندیشه خود که نشانه آفریدگار نزد ماست به فکر جهانی بهتر برای خودمان و دیگر آدمیان باشیم “این کاری است که بیگانگان میکنند، یافته های نوین ،سفر به ژرفای آسمان ، هویدا کردن راههای رسیدن به خوشبختی ، این است آنچه ایزد یکتا از ما خواسته ” آیا وخت آن نشده که به خود بازگردیم و خلقیات ناب را بشناسیم و همدیگر را به آن رخشند ( تشویق) کنیم .
    به امید رسیدن به روزی که هر ایران با بزرگمنشی و ارج نهادن به دادیک(حقوق ) دیگران و با کارگیری (استفاده ) از خرد و اندیشه دوباره بر چکاد (قله) دانش و پیشرفت بایستاد .
    بدرود

    • nikta fatemi

      اقای پارسا ی عزیز اگر ممکن است راهتپنمایی بفرمایید که من چطوری می توانم کلمات تازی را از فارسی تشخیصض داده و کلمات درست را جایگزین کنم. اگر کتابی یا نرم افزاری وجود دارد با ایمیل به من اطلاع دهید.
      بسیار سپاسگذارم.
      ادرس ایمیل من هست:
      delnia_88@yahoo.com

      • Delniami_88

        کلمات تشخیص و راهنمایی را تصحیح می کنم

    • Behnammodiri

       
      doste gerami mishe be man yad bedin  vaghti mikham maslalan ba( amam ) ahval porsi konam be jaye (salam amme jan) che bayad begham ke farsi bashe??  darzemn  esme  shoma ke aghr  eshtebah nakonam alireza hast moadele parsish chiye?  ba sepas  

  • Sweety Alireza

    درود بر دوستان گرانمایه . نکته خود حضرت علی نیست . پیام این جستار بر ورجاوند سازی (مقدس سازی)از حضرت علی و دیگران است . آقای روتر نگاره ای (تصویر) از علی در یاد دارد انگار که هیچ کس دیگری در آنزمان این کارها را نمیکرده . به کهن نگاری (تاریخ) که بنگرید تمام نکته هائ راستینی (واقعی ) که درباره علی گفته شد در باره دیگر یاران پیامبر (ص) گفته شده ولی ما ایرانیان آنچنان درباره منش و کردار و پندار علی گفتگو میکنیم که انگار در مورد فرشته صحبت میکنیم . میخواهم به این نکته اشاره کنم که تازیها (عربها) به آنچه که ما در مورد علی و فرزندانش حماسه سازی و ورجاوند سازی میکنیم ، یاوه هایی (خرافات) که ما در مورد ایشان و فرزندانش میگوییم ، رفتاری که ما در سوگواری و اندوه درگذشت آنها انجام میدهیم ، به هیچکدامش باور ندارند . هم میهنان نازنین ، اگر علی اکنون میبود باید رفتار و کردار و پندار خود را با جهان کنونی همسو میکرد . آساهایی(قوانینی) که برای ۱۴ سده پیش بوده اکنون اجرا نشدنی است. سنگسار و بریدن دست و پا و ناپاک شمردن دیگر آدمیان بر روی کره خاکی و سوگواری و گریه و زاری و قبر پرستی و مرده پرستی ،….. و دیگر آساهای اسلامی چندی است که کارایی خود را از دست داده اند .یک بانوی چینی در باره ایرانیان چنین گفته است “” ایرانیان برای کسانی که نیاکانشان را کشته و به کشورشان دست درازی کرده هر ساله بر سر و فرق خود میکوبند در حالی که تازیها( اعراب )خو د این کار را نمیکنند. هیچ مردمی پیدا نمیشود که تا این اندازه به فرهنگ و تمدن و نیاکانش یکسان انگار (بی تفاوت) باشد . آنها روی خوشبختی نمیبینند چون در درازای سال غمگین و اندوهگین هستند و از کسان خود که بسیار خردمند و دانشمند بوده اند رویگردان هستند . آنها از خرد ورزی و اندیشه کردن گریزانند “” ما آن اندازه که از اعراب و چونی زندگانیشان و رفتار و کردار و پندارشان آگاهیم ، از نیاکان خود ناآگاه و گریزانیم .ما کوروش و داریوش و خشایار و انوشیروان و آریو برزن و دیگر نامداران همچون فردوسی و خیام را نمی شناسیم .جهانیان با تکیه بر آنچه که خود نداشته اند به این پایه (درجه) از رشد و آگاهی رسیده اند و ما با نادیده انگاشتن آنچه که خود داشته ایم به پایین ترین جایگاه در همبود(جامعه)جهانی رسیده ایم . دروغ ، بیزاری از همدیگر ،انگ زدن(تهمت) ، سیه روانی (هرزگی) همه این ویژگیها را در همبود خود به تماشا نشسته ایم و دم از علی وفاطمه و فرزندانش میزنیم . ای وای بر ما . آفریدگار توانا فرموده ” من برای هر تباری ( قومی )پیامبری فرستاده ام ” آیا این است آموزه های زرتشت و اسلام به ایرانیان .ما از خلقیات ناب ایرانی بسیار دور شده ایم . هم میهن ، زمان علی گذشته من و تو باید با خرد و اندیشه خود که نشانه آفریدگار نزد ماست به فکر جهانی بهتر برای خودمان و دیگر آدمیان باشیم “این کاری است که بیگانگان میکنند، یافته های نوین ،سفر به ژرفای آسمان ، هویدا کردن راههای رسیدن به خوشبختی ، این است آنچه ایزد یکتا از ما خواسته ” آیا وخت آن نشده که به خود بازگردیم و خلقیات ناب را بشناسیم و همدیگر را به آن رخشند ( تشویق) کنیم .
    به امید رسیدن به روزی که هر ایران با بزرگمنشی و ارج نهادن به دادیک(حقوق ) دیگران و با کارگیری (استفاده ) از خرد و اندیشه دوباره بر چکاد (قله) دانش و پیشرفت بایستاد .
    بدرود

    • nikta fatemi

      اقای پارسا ی عزیز اگر ممکن است راهتپنمایی بفرمایید که من چطوری می توانم کلمات تازی را از فارسی تشخیصض داده و کلمات درست را جایگزین کنم. اگر کتابی یا نرم افزاری وجود دارد با ایمیل به من اطلاع دهید.
      بسیار سپاسگذارم.
      ادرس ایمیل من هست:
      delnia_88@yahoo.com

  • Ehsan_esmaeili

    حالا مگه قبلیا به خاک و خون نکشیدن. هوه حکومت های دنیا ظالم اند. و شما اگه می خوای شکایت کنید به نظر من بقیه رو هم بگید .شاه هم میکشت. اما من نمیگم این دلیلیه که هر حکومتی این کار رو بکنه ولی شما بگید که ربطی به اسلام نداره . اسلام هیچ جایی بکشید اما آدمهایی ک سوئ استفاده کردن زیادن.

  • Ehsan_esmaeili

    حالا مگه قبلیا به خاک و خون نکشیدن. هوه حکومت های دنیا ظالم اند. و شما اگه می خوای شکایت کنید به نظر من بقیه رو هم بگید .شاه هم میکشت. اما من نمیگم این دلیلیه که هر حکومتی این کار رو بکنه ولی شما بگید که ربطی به اسلام نداره . اسلام هیچ جایی بکشید اما آدمهایی ک سوئ استفاده کردن زیادن.

  • Ehsan_esmaeili

    حالا مگه قبلیا به خاک و خون نکشیدن. هوه حکومت های دنیا ظالم اند. و شما اگه می خوای شکایت کنید به نظر من بقیه رو هم بگید .شاه هم میکشت. اما من نمیگم این دلیلیه که هر حکومتی این کار رو بکنه ولی شما بگید که ربطی به اسلام نداره . اسلام هیچ جایی بکشید اما آدمهایی ک سوئ استفاده کردن زیادن.

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

      شما بهتره به اسلامت بچسبی که رزق و روزی و بودجه ات کم نشه شما اگر تازی نژادی، حق داری که از خودت این چنین دفاع کنی، وگرنه یک ایرانی پاک نژاد، منصف، و باعدالت هرگز این چنین از تازیان آدم کش و اسلام سلطه گر تعریف و تمجید نمی کند.
      این اسلامی که شما آن را روی سر گذاشته حلوا حلوا می کنید،پس از حمله و تصرف تیسفون، همه مردان و زنان مسن را کشتند، دخترها و و پسرها را گروه گروه به کنیزی و بردگی به مدینه بردند،، به زنان بی دفاع شهر همگی تجاوز کردند، به طوری که در سال نخست چند صد هزار بچه حرام زاده در تیسفون به دنیا آمد. آنگاه شهر را ویران کردند، و اموال قیمتی و منقو ل مردم را غارت کردند، و با بیش از ۷۰۰ شتر به مدینه بردند.ک حال، اگر شما ایرانی نژادی، باید بنشینی و گریه کنی، وگرنه مزد دنباله روی خودت از اسلام از آخوند بگیری.
      این پاسخ برای همه تازی نژادهایی است که نان مزدوری می خورند و از اسلام کشتارگر حمایت می کنند.

  • Ehsan_esmaeili

    حالا مگه قبلیا به خاک و خون نکشیدن. هوه حکومت های دنیا ظالم اند. و شما اگه می خوای شکایت کنید به نظر من بقیه رو هم بگید .شاه هم میکشت. اما من نمیگم این دلیلیه که هر حکومتی این کار رو بکنه ولی شما بگید که ربطی به اسلام نداره . اسلام هیچ جایی بکشید اما آدمهایی ک سوئ استفاده کردن زیادن.

  • Tezol21

    ageh mikhahi Islam ro beshnasi boro soraghe Molavai va eshgh!!!!!!

    Siasat besyar kasif ast!!!!!!!!

    baba khodeto loo dadi keh! La aghal ye meghdar yavash mirafti ta bavaremoon beshe.

    In khozavalaat ro bahram moshiri sar ham kardeh to ham balghoor mikoni!

  • Tezol21

    ageh mikhahi Islam ro beshnasi boro soraghe Molavai va eshgh!!!!!!

    Siasat besyar kasif ast!!!!!!!!

    baba khodeto loo dadi keh! La aghal ye meghdar yavash mirafti ta bavaremoon beshe.

    In khozavalaat ro bahram moshiri sar ham kardeh to ham balghoor mikoni!

    • Britishpeyman

      tezol 21: perfect very good khosham oomad saf ba mosht sadi too dahane admin….!!!

  • Tezol21

    ageh mikhahi Islam ro beshnasi boro soraghe Molavai va eshgh!!!!!!

    Siasat besyar kasif ast!!!!!!!!

    baba khodeto loo dadi keh! La aghal ye meghdar yavash mirafti ta bavaremoon beshe.

    In khozavalaat ro bahram moshiri sar ham kardeh to ham balghoor mikoni!

  • Irany

    Islam 1400 sal rouye kar oumade va tu in 1400 sal ta be hal hichjaro abad nakarde balke hameja faghro,Khoshkio,Khuno khunrizi barjaye gozashte dini ke payambaresh 109ta zan dashte kesi ke 1 dokhtare 9 salero(Ayeshe) karde che tavaghohe mardunegi bayad azash dasht?

  • Irany

    Islam 1400 sal rouye kar oumade va tu in 1400 sal ta be hal hichjaro abad nakarde balke hameja faghro,Khoshkio,Khuno khunrizi barjaye gozashte dini ke payambaresh 109ta zan dashte kesi ke 1 dokhtare 9 salero(Ayeshe) karde che tavaghohe mardunegi bayad azash dasht?

    • Britishpeyman

      Irany: fuck off man pls…..!!! 

  • Irany

    Islam 1400 sal rouye kar oumade va tu in 1400 sal ta be hal hichjaro abad nakarde balke hameja faghro,Khoshkio,Khuno khunrizi barjaye gozashte dini ke payambaresh 109ta zan dashte kesi ke 1 dokhtare 9 salero(Ayeshe) karde che tavaghohe mardunegi bayad azash dasht?

  • Farshid_here

     ایران اگر دوستانی مثل شما داشته باشد دیگر به دشمن نیازی ندارد .ما افتخار می کنیم که عمر رهبر دینی ما نیست و به جای او علی رهبر ماست .شما و ما جان در جانمان کنند اخر مسلمان هستیم یا باید دین را عوض کنیم یا منکر هر دینی باشیم .مشکل اینجاست که با عوض کردن دین هم دلیلی برا نثار کردن فحش به مردم و دینشان نمی یابیم .بپزیرید که ۱۴۰۰ سال است مسلمانیم ولی عرب نه .عمری نه .شما به ایران سوگند این مرز اهورایی را در برابر اسلام قرار ندهید اگر دل سوز ایران هستید.فرق شما با اسلامگرایان درچیست؟انها هم ایران را خاکی می دانند که بدون اسلام هیچ ارزش ندارد.به خود ایید دست برای ایران.
     

  • Farshid_here

     ایران اگر دوستانی مثل شما داشته باشد دیگر به دشمن نیازی ندارد .ما افتخار می کنیم که عمر رهبر دینی ما نیست و به جای او علی رهبر ماست .شما و ما جان در جانمان کنند اخر مسلمان هستیم یا باید دین را عوض کنیم یا منکر هر دینی باشیم .مشکل اینجاست که با عوض کردن دین هم دلیلی برا نثار کردن فحش به مردم و دینشان نمی یابیم .بپزیرید که ۱۴۰۰ سال است مسلمانیم ولی عرب نه .عمری نه .شما به ایران سوگند این مرز اهورایی را در برابر اسلام قرار ندهید اگر دل سوز ایران هستید.فرق شما با اسلامگرایان درچیست؟انها هم ایران را خاکی می دانند که بدون اسلام هیچ ارزش ندارد.به خود ایید دست برای ایران.
     

    • Rebwarfathi

       دوست عزیزخدمتتان عرض کنم هم علی دشمن ایران است هم عمر وهرکی از انها دفاع کند باید بگویم که الاغی به تمام معناواسطوره نوکری وبرده داری هستند ازاین گنداب دور شوید 

    • Rebwarfathi

       دوست عزیزخدمتتان عرض کنم هم علی دشمن ایران است هم عمر وهرکی از انها دفاع کند باید بگویم که الاغی به تمام معناواسطوره نوکری وبرده داری هستند ازاین گنداب دور شوید 

    • parsa

      فرشید نازنین درود . پیچش و سختی کار اینجاست که خود را عمری نمیدانیم و علی را رهبر میدانیم . اگر از داد و دادگری (عدل ) میگویی بدان که بیشتر مسلمانان چهان نزدیک به ۱۴۰۰ میلیون تن حضرت عمر را در بانجام رساندن داد و دادگری برتر از علی میدانند . عمر پسر خود را که می نوشیده بود را در گاهی که بیمار بود و در تب میسوخت با تازیانه به آن اندازه زد که مرد. عمر یار پیامبر بود پدر زن پیامبر و داماد حضرت علی . در پی شناساندن و خوشگویی هیچ کس نیستم  . ولی مسلمانی را  که اکنون مینگریم به همه گوشه و کنج(زوایای) زندگی تو رسوخ میکند و با همه آنها کار دارد . خرد و اندیشه ترا ، پیوند تو با  همسرت ، با فامیلت ، با دوستانت ، با همکارانت، هتا (حتی) در رختخواب تو میاید .مگر آدمیان دیگر  در جهان  بدون اسلام چگونه زندگی میکنند  . درست میگویی بایسته نیست که دهان به ناسزا بگشاییم و همه دینها و اندیشگاهها (مکاتب ) را بکوبیم ولی میتوانیم که خرده گیری (انتقاد) کنیم . توانایی ساختن دنیایی بهتر و زیباتر را برای توده خودمان را که داریم .فرشید گرامی این زمان هنگام نازش (افتخار) به عمر یا علی یا هر کس دیگری که از نژاد تو نباشد  نشان فر و شکوه یک ایرانی نیست . هنگامی که گذشتگان خود را خوب شناختی و به آنها بالیدی و تلاش در ساختن ایرانی سربلند و پرشکوه نگرانی (دغدغه) تو بود. آن گاه میتوانی به مسلمانیت و به رهبرت و به تمام فرنشینان (مقامات ) دینی خود نازش کنی .پریشانی و نگرانی تو باید در پایه اول  پاس داشتن انسانیت و آدمیت که پیام تمام دینهای آسمانی است  و در پایه دوم پاس داشت اسلام  ویا هر دین دیگری که داری باشد . دین و باور و آیین  تو برای خودت  بسیار ارجمند و برای من هم . و خرد و اندیشه و باور و آیین من هم برای خودم ارجمند است 
      شاید من هم به اسلام باور داشته باشم ولی نه بدینگونه که تو میخواهی و باور داری پس من میتوانم آزاد بیاندیشم و خرده گیری کنم . بدرود  

  • Farshid_here

     ایران اگر دوستانی مثل شما داشته باشد دیگر به دشمن نیازی ندارد .ما افتخار می کنیم که عمر رهبر دینی ما نیست و به جای او علی رهبر ماست .شما و ما جان در جانمان کنند اخر مسلمان هستیم یا باید دین را عوض کنیم یا منکر هر دینی باشیم .مشکل اینجاست که با عوض کردن دین هم دلیلی برا نثار کردن فحش به مردم و دینشان نمی یابیم .بپزیرید که ۱۴۰۰ سال است مسلمانیم ولی عرب نه .عمری نه .شما به ایران سوگند این مرز اهورایی را در برابر اسلام قرار ندهید اگر دل سوز ایران هستید.فرق شما با اسلامگرایان درچیست؟انها هم ایران را خاکی می دانند که بدون اسلام هیچ ارزش ندارد.به خود ایید دست برای ایران.
     

  • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

     آنهای که اسلام دونی اشان درد گرفته بدانند هرکس از ایران از این جنایات اسلام دفاع کند دشمن مردم و کشور ایران است.  شما مثل این که تب دارید و هزیان می گویید .این مقاله شخصی نیست و نظر یک فرد و دو فرد نمی باشد مأخد و بن مایه های تاریخی که مقاله از برگرفته شده، در پایان مقاله است.تنها دوگروه از این مقاله انتقاد می کنند: ۱- وابستگان و جیره خوران رژیم کشتارگر اسلامی، ۲- خردباتگان که کمترین اطلاع تاریخی ندارند و معلومات آنان از کتاب های آخوندها است. به هرحاال، هیچکدام از این دو گروه ایرانی نیستند. گفتار و رفتارشان خیانت به ایرانی پاک نژاد و پاک سرشت است.

  • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

     آنهای که اسلام دونی اشان درد گرفته بدانند هرکس از ایران از این جنایات اسلام دفاع کند دشمن مردم و کشور ایران است.  شما مثل این که تب دارید و هزیان می گویید .این مقاله شخصی نیست و نظر یک فرد و دو فرد نمی باشد مأخد و بن مایه های تاریخی که مقاله از برگرفته شده، در پایان مقاله است.تنها دوگروه از این مقاله انتقاد می کنند: ۱- وابستگان و جیره خوران رژیم کشتارگر اسلامی، ۲- خردباتگان که کمترین اطلاع تاریخی ندارند و معلومات آنان از کتاب های آخوندها است. به هرحاال، هیچکدام از این دو گروه ایرانی نیستند. گفتار و رفتارشان خیانت به ایرانی پاک نژاد و پاک سرشت است.

  • http://www.fozoolemahaleh.com/ Fozoole Mahaleh

     آنهای که اسلام دونی اشان درد گرفته بدانند هرکس از ایران از این جنایات اسلام دفاع کند دشمن مردم و کشور ایران است.  شما مثل این که تب دارید و هزیان می گویید .این مقاله شخصی نیست و نظر یک فرد و دو فرد نمی باشد مأخد و بن مایه های تاریخی که مقاله از برگرفته شده، در پایان مقاله است.تنها دوگروه از این مقاله انتقاد می کنند: ۱- وابستگان و جیره خوران رژیم کشتارگر اسلامی، ۲- خردباتگان که کمترین اطلاع تاریخی ندارند و معلومات آنان از کتاب های آخوندها است. به هرحاال، هیچکدام از این دو گروه ایرانی نیستند. گفتار و رفتارشان خیانت به ایرانی پاک نژاد و پاک سرشت است.

  • Markusmat

     دوست عزیز ممنون از صحبتها و اطلاعات با ذکر منبع!
    من واقعا خوشحالم که میبینم یک نفر پیدا شد که مردم رو به واقعیات تاریخ آشنا کنه. و امیدوارم دوستان به جای گفتن نظر شخصی اول مطالعه داشته باشند بعد شروع به صحبت کنند. من ۲ سال هست که در خارج از کشور تحصیل میکنم و اینجا واقعا اگر کسی بدون منبع معتبر حرفی بزنه حرفش بی ارزش تلقی میشه
    در صورتی که ما در ایران به خودمون اجازه میدیم هر  حرفی رو مه از یک مداح در مجلس روزه خونی شنیدیم با صراحت کامل برای دیگران بیان کنیم.

    البته نحوه برخورد با این آدمها هم درست انجام نمیشه به جای اینکه به این آدمها بگوئید “برو اسلامت رو بچسب ” بهتره بگید آقا شما این حرف رو چطور میتونید اثبات کنید یا از لحاظ علمی و تاریخی حرف شما رد شده

    نظر شخصی خود بنده این است که خداوند بسیار فراتر از دین میباشد. و شناخت خدا تنها با راهی به جایی نمیبرد فقط باعث میشود چشم خود را نسبت به بسیاری از حقایق ببندیم

  • Markusmat

     دوست عزیز ممنون از صحبتها و اطلاعات با ذکر منبع!
    من واقعا خوشحالم که میبینم یک نفر پیدا شد که مردم رو به واقعیات تاریخ آشنا کنه. و امیدوارم دوستان به جای گفتن نظر شخصی اول مطالعه داشته باشند بعد شروع به صحبت کنند. من ۲ سال هست که در خارج از کشور تحصیل میکنم و اینجا واقعا اگر کسی بدون منبع معتبر حرفی بزنه حرفش بی ارزش تلقی میشه
    در صورتی که ما در ایران به خودمون اجازه میدیم هر  حرفی رو مه از یک مداح در مجلس روزه خونی شنیدیم با صراحت کامل برای دیگران بیان کنیم.

    البته نحوه برخورد با این آدمها هم درست انجام نمیشه به جای اینکه به این آدمها بگوئید “برو اسلامت رو بچسب ” بهتره بگید آقا شما این حرف رو چطور میتونید اثبات کنید یا از لحاظ علمی و تاریخی حرف شما رد شده

    نظر شخصی خود بنده این است که خداوند بسیار فراتر از دین میباشد. و شناخت خدا تنها با راهی به جایی نمیبرد فقط باعث میشود چشم خود را نسبت به بسیاری از حقایق ببندیم

  • Markusmat

     دوست عزیز ممنون از صحبتها و اطلاعات با ذکر منبع!
    من واقعا خوشحالم که میبینم یک نفر پیدا شد که مردم رو به واقعیات تاریخ آشنا کنه. و امیدوارم دوستان به جای گفتن نظر شخصی اول مطالعه داشته باشند بعد شروع به صحبت کنند. من ۲ سال هست که در خارج از کشور تحصیل میکنم و اینجا واقعا اگر کسی بدون منبع معتبر حرفی بزنه حرفش بی ارزش تلقی میشه
    در صورتی که ما در ایران به خودمون اجازه میدیم هر  حرفی رو مه از یک مداح در مجلس روزه خونی شنیدیم با صراحت کامل برای دیگران بیان کنیم.

    البته نحوه برخورد با این آدمها هم درست انجام نمیشه به جای اینکه به این آدمها بگوئید “برو اسلامت رو بچسب ” بهتره بگید آقا شما این حرف رو چطور میتونید اثبات کنید یا از لحاظ علمی و تاریخی حرف شما رد شده

    نظر شخصی خود بنده این است که خداوند بسیار فراتر از دین میباشد. و شناخت خدا تنها با راهی به جایی نمیبرد فقط باعث میشود چشم خود را نسبت به بسیاری از حقایق ببندیم

  • Soroushiii

    فوق العاده مزخرف بود . اونقدر کوتاه فکر و کودنی که ارزش بحث کردن نداری . ازت متنفرم فضول محله

  • Soroushiii

    فوق العاده مزخرف بود . اونقدر کوتاه فکر و کودنی که ارزش بحث کردن نداری . ازت متنفرم فضول محله

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

      از یک مزدور رژیم خون و شمشیر، ویا خردباخته مکتب آخوند جز دشنام دادن، و سرپوش روی حقیقت ها گذاشتن انتظار دیگری نمی توان داشت.

      • Britishpeyman

        shut up man pls…..age be fosh dadane ke u bishtar fosh dadi ke….!!!
        age be sar poosh gozashtane ke to ke bishtar sar posh va cap gozashti ham rooye 
         facts va ham rooye aghl va wisdom khodet….!!! garche i think age ma oon cap ro ham vardarim baeed midoonam chizi be onvane wisdom va maghz peida konim….!!! lol

  • Soroushiii

    فوق العاده مزخرف بود . اونقدر کوتاه فکر و کودنی که ارزش بحث کردن نداری . ازت متنفرم فضول محله

  • Abdola

      

    مطلب نخست – تمدن ساسانی و غرب
    آنروز، کهنه و طولانی و قرنها انسان را سنگ کرده بود و انسانیت مرده بود زیرا راکد
    بود و مانند حیوانات و جمادات. در این میان بزرگان و خلاقهائی پیدا میشدند و نو
    آوری میکردند. مثلن مانی و مزدک. اما در داخل یک سازمان بزرگ و تشکیلات قوی گیر می
    افتادند  و رژیمها در داخل چرخهای خود بکلی خردشان میکرد. پس ناچار برای ریشه
    گرفتن و رشد نوآوری و اکتشافات خود و ایجاد فکر و سازمان بندی جدید و تغییر در
    اجتماع بشری به گوشه ای دور از دسترس حکومتهای امپراطوری شرق و غرب نیاز بود. که
    پس از ریشه گرفتن به سروقت تمدنهای کهنه و پوسانندۀ انسان  بتازند و از بین ببرند و جهان نو بسازند. این افراد
    با استعداد و بامخ و متفکر و نو آور، عربستان را بهترین جا یافتند
    چه که سرزمینی مورد توجه نبود و اخبار آن به گوش امپراطورها نمیرسید.  نام بسیاری
    از اینها در تاریخ نمانده و بخصوص که میکوشیدند گمنام فعالیت بکنند ولی بهرروی نام
    نوفل عموی خدیجه و بحیرا و سلمان برجای مانده. نخستین کاری که اینها لازم بود
    انجام دهند یک بانک پولی که هزینه های ایجاد مکتب را بتوانند تا مدتی تامین کنند
    داشته باشند. این بانک را نزد خدیجه جفت و جور کردند . کار دوم آنها این بود که
    کسی را آموزش دهند که با استعداد هم باشد در این میان محمد را یافتند و سالهائی با
    او کار کردند و سپس هم به خدیجه و سرمایه وصل کردندش. . از
    اینجا مدت پانزده سال ماجرای زندگی محمد گم است و تاریخ چیزی نمیداند جز اینکه  روزها و هفته ها در غار حرا گوشه نشینی میکرده.
    معلوم است که با گروه مخفی مکتب ساز کار میکرده و آموزش میدیده . بلی یک عنصر
    مناسب هم مانند علی برای کمک که فداکار و غلامی جان نثار و قاطع باشد لازم داشت که
    در کنار خود آوردش و بخود وابسته کردش. سپس تحول اجتماعی را در مکه با ادعای
    پیامبری از سوی خدا شروع کرد.

     مطلب دوم  - مطالب آموخته و تفکر یاد گرفته را در مکه
    بصورت آیات مکی قرآن اعلان میکرد و الحق و انصاف که از معارف و انسان مداری بالائی
    بر خوردار و ارزش عرفانی بزرگی دارد و و پیداست که از معارف گذشتگان و اکتشافات
    انسانشناسی و رشد انسانها پر است.  بویژه اصالت
    انسان و حقوق بشر و مقام بالا و کریم انسان را هسته معرفت خود قرار داده. تا جائی که
    مقامی مطلق و بینهایت و مقدس مانند خدا را به تمنا در خانۀ انسان  و ارادۀ انسان آورده که همه جا خدا استدعا میکند
    و از انسان میخواهد که ارادۀ انسان به سوی او توجه کند. گاه با تطمیع و بشارت و
    گاه با تهدید و انذار و گاه با سخنی تعلیلی و گاه با سختی تدلیلی و گاه با کلامی
    احساس بر انگیز به ناز کشی انسان می افتد. معنی تمام این برخوردها این است که خدا
    در مقابل ارادۀ انسان خاضع است و در آنجا راهی ندارد و گرنه اینهمه در یوزگی
    نمیخواست. این یعنی پذیرش اصالت انسان یا اصالت ارادۀ انسان و استقلال و آزادی و
    پادشاهی و خدائیت انسان. در ته سیزده سال کار در مکه دیگر سرمایۀ خدیجه ته کشیده و
    مبانی مکتب بیان شده  و عده ای آموزش دیده
    . تنها مانده یک سازمان دارای قدرت که با پشتوانه این ایدئو لوژی جهان را برهم
    بزند. رسالت محمد تمام و جهانگیری شروع.

    مطلب سوم محمد در مدینه است. محمد در مدینه همان
    کار و روش خمینی را انجام داد . یعنی نخست با سالوسی گروه های مختلف را فریفت و
    هرگاه که آنها را غافل یافت از میان برداشت. و عربستان را به صورت حکومت واحد
    دراورد. که بعدن جانشینانش توانستند از این هسته قدرت یافته و سازمان دار سود برده
    بر دنیا بتازند و بکنند آنچه را که کردند. این بخش از ماجرا را از کتاب بیست وسه
    سال علی دشتی مطالعه باید کرد که با قلم نرم و استدلالات غیر قابل انکار از خود
    قرآن و اقرار آخوندها ، نوشته است.

    اما برویم بر سر مقاله و سخن نویسنده فوق.  باری اگر در جزئیات بخواهیم حضرت علی را
    بشناسیم به خطا رفته ایم زیرا بد و خوب و درست و غلط و گناه و ثواب رخداده ها را
    باید در ظرف زمانی خود سنجید. در جامعه ای که کشتار و شمشیر کشی و جنگاوری همان
    شجاعت و شرف شناخته میشده و علی و فداکاری های جنگی و کشتارش مایۀ رشد اسلام و
    ایجاد یک کشور متحد عربی بحساب میامده نمیتوان چندان نشانۀ تخطئۀ او باشد گو اینکه
    تا اندازه ای هم شاید باشد. اما علی را باید از کلیتی که امروز نمایندۀ آن شناخته
    میشود براورد کرد . تازه براورد هم مهم نیست بلکه بهره برداری کرد. بیشتر علی در
    زندگی غیر حکومتی اش نباید برای ما شخصیت مهم باشد . زیرا هرچه که باشد برای الگو
    بودن موضوعیتی ندارد. اما در زندگی حکومتی اش داستانهای جدی و ماجراهای معیاری
    برای تثبیت و اهمیت عدالت دارد و و بسیار گفته و اینک جا افتاده است و میتوان با
    وجود راست ودروغ او را و مشرب او را عدالت شدید و غلیظ مطرح و به سود عدالت در نزد
    شیعیان بهره برداری کرد. این میتواند چنان موثر باشد که اینک همه مردم آخوندها و رژیم
    خامنه ای و نظام اسلامی ایران را به کل ضد علی و رژیم را نامشروع  و فاسد و جنایتکار محظ میدانند.

  • Abdola

      

    مطلب نخست – تمدن ساسانی و غرب
    آنروز، کهنه و طولانی و قرنها انسان را سنگ کرده بود و انسانیت مرده بود زیرا راکد
    بود و مانند حیوانات و جمادات. در این میان بزرگان و خلاقهائی پیدا میشدند و نو
    آوری میکردند. مثلن مانی و مزدک. اما در داخل یک سازمان بزرگ و تشکیلات قوی گیر می
    افتادند  و رژیمها در داخل چرخهای خود بکلی خردشان میکرد. پس ناچار برای ریشه
    گرفتن و رشد نوآوری و اکتشافات خود و ایجاد فکر و سازمان بندی جدید و تغییر در
    اجتماع بشری به گوشه ای دور از دسترس حکومتهای امپراطوری شرق و غرب نیاز بود. که
    پس از ریشه گرفتن به سروقت تمدنهای کهنه و پوسانندۀ انسان  بتازند و از بین ببرند و جهان نو بسازند. این افراد
    با استعداد و بامخ و متفکر و نو آور، عربستان را بهترین جا یافتند
    چه که سرزمینی مورد توجه نبود و اخبار آن به گوش امپراطورها نمیرسید.  نام بسیاری
    از اینها در تاریخ نمانده و بخصوص که میکوشیدند گمنام فعالیت بکنند ولی بهرروی نام
    نوفل عموی خدیجه و بحیرا و سلمان برجای مانده. نخستین کاری که اینها لازم بود
    انجام دهند یک بانک پولی که هزینه های ایجاد مکتب را بتوانند تا مدتی تامین کنند
    داشته باشند. این بانک را نزد خدیجه جفت و جور کردند . کار دوم آنها این بود که
    کسی را آموزش دهند که با استعداد هم باشد در این میان محمد را یافتند و سالهائی با
    او کار کردند و سپس هم به خدیجه و سرمایه وصل کردندش. . از
    اینجا مدت پانزده سال ماجرای زندگی محمد گم است و تاریخ چیزی نمیداند جز اینکه  روزها و هفته ها در غار حرا گوشه نشینی میکرده.
    معلوم است که با گروه مخفی مکتب ساز کار میکرده و آموزش میدیده . بلی یک عنصر
    مناسب هم مانند علی برای کمک که فداکار و غلامی جان نثار و قاطع باشد لازم داشت که
    در کنار خود آوردش و بخود وابسته کردش. سپس تحول اجتماعی را در مکه با ادعای
    پیامبری از سوی خدا شروع کرد.

     مطلب دوم  - مطالب آموخته و تفکر یاد گرفته را در مکه
    بصورت آیات مکی قرآن اعلان میکرد و الحق و انصاف که از معارف و انسان مداری بالائی
    بر خوردار و ارزش عرفانی بزرگی دارد و و پیداست که از معارف گذشتگان و اکتشافات
    انسانشناسی و رشد انسانها پر است.  بویژه اصالت
    انسان و حقوق بشر و مقام بالا و کریم انسان را هسته معرفت خود قرار داده. تا جائی که
    مقامی مطلق و بینهایت و مقدس مانند خدا را به تمنا در خانۀ انسان  و ارادۀ انسان آورده که همه جا خدا استدعا میکند
    و از انسان میخواهد که ارادۀ انسان به سوی او توجه کند. گاه با تطمیع و بشارت و
    گاه با تهدید و انذار و گاه با سخنی تعلیلی و گاه با سختی تدلیلی و گاه با کلامی
    احساس بر انگیز به ناز کشی انسان می افتد. معنی تمام این برخوردها این است که خدا
    در مقابل ارادۀ انسان خاضع است و در آنجا راهی ندارد و گرنه اینهمه در یوزگی
    نمیخواست. این یعنی پذیرش اصالت انسان یا اصالت ارادۀ انسان و استقلال و آزادی و
    پادشاهی و خدائیت انسان. در ته سیزده سال کار در مکه دیگر سرمایۀ خدیجه ته کشیده و
    مبانی مکتب بیان شده  و عده ای آموزش دیده
    . تنها مانده یک سازمان دارای قدرت که با پشتوانه این ایدئو لوژی جهان را برهم
    بزند. رسالت محمد تمام و جهانگیری شروع.

    مطلب سوم محمد در مدینه است. محمد در مدینه همان
    کار و روش خمینی را انجام داد . یعنی نخست با سالوسی گروه های مختلف را فریفت و
    هرگاه که آنها را غافل یافت از میان برداشت. و عربستان را به صورت حکومت واحد
    دراورد. که بعدن جانشینانش توانستند از این هسته قدرت یافته و سازمان دار سود برده
    بر دنیا بتازند و بکنند آنچه را که کردند. این بخش از ماجرا را از کتاب بیست وسه
    سال علی دشتی مطالعه باید کرد که با قلم نرم و استدلالات غیر قابل انکار از خود
    قرآن و اقرار آخوندها ، نوشته است.

    اما برویم بر سر مقاله و سخن نویسنده فوق.  باری اگر در جزئیات بخواهیم حضرت علی را
    بشناسیم به خطا رفته ایم زیرا بد و خوب و درست و غلط و گناه و ثواب رخداده ها را
    باید در ظرف زمانی خود سنجید. در جامعه ای که کشتار و شمشیر کشی و جنگاوری همان
    شجاعت و شرف شناخته میشده و علی و فداکاری های جنگی و کشتارش مایۀ رشد اسلام و
    ایجاد یک کشور متحد عربی بحساب میامده نمیتوان چندان نشانۀ تخطئۀ او باشد گو اینکه
    تا اندازه ای هم شاید باشد. اما علی را باید از کلیتی که امروز نمایندۀ آن شناخته
    میشود براورد کرد . تازه براورد هم مهم نیست بلکه بهره برداری کرد. بیشتر علی در
    زندگی غیر حکومتی اش نباید برای ما شخصیت مهم باشد . زیرا هرچه که باشد برای الگو
    بودن موضوعیتی ندارد. اما در زندگی حکومتی اش داستانهای جدی و ماجراهای معیاری
    برای تثبیت و اهمیت عدالت دارد و و بسیار گفته و اینک جا افتاده است و میتوان با
    وجود راست ودروغ او را و مشرب او را عدالت شدید و غلیظ مطرح و به سود عدالت در نزد
    شیعیان بهره برداری کرد. این میتواند چنان موثر باشد که اینک همه مردم آخوندها و رژیم
    خامنه ای و نظام اسلامی ایران را به کل ضد علی و رژیم را نامشروع  و فاسد و جنایتکار محظ میدانند.

    • http://www.fozoolemahaleh.com Fozoole Mahaleh

       هم میهن گرامی در مورد آیات قرآنی محمد در مکه  که ملایم و با مهربانی و کمی هم  کرامت اخلاقی است، به دلیل ضعف محمد و نبودن در قدرت درست است. به همین دلیل جمعاً در مدت ده سال ۶۰ نفر آن هم از دوستان، بستگان، و افراد هم قبیله به دور او جمع شدند. این آیات بسیار معمولی و پیش پا افتاده بود و هیچگونه جنبه عرفانی نداشت. ولی در مدینه که مردم را به قافله زنی، و تصرف زنان اسیر و تقسیم مال تشویق کرد، ناگهان بیابان گردان فقیر و بیکاره عربستان به دور او جمع شدند، و جمعیت اسلام اولیه را تشکیل دادند. کسانی که بعدها برای رسیدن به مناطق خوش آب و هوای ایران که برای آنان بهشت بود، و تصرف زنان ایرانی، به ایران یورش آوردند.در مورد علی و کشتارهای بی حد و حصر او، و وحشت قبائل عرب از او، همه چیز تمام و کمال در کتاب های تاریخ اسلام نوشته تاریخ نویسان عرب موجود است. شما کمی شکسته نفسی کردید، و سنگ تمام نگذاشتید. با سپاس از توجه و همکاری شما گرامی، سهراب ارژنگ

  • Abdola

      

    مطلب نخست – تمدن ساسانی و غرب
    آنروز، کهنه و طولانی و قرنها انسان را سنگ کرده بود و انسانیت مرده بود زیرا راکد
    بود و مانند حیوانات و جمادات. در این میان بزرگان و خلاقهائی پیدا میشدند و نو
    آوری میکردند. مثلن مانی و مزدک. اما در داخل یک سازمان بزرگ و تشکیلات قوی گیر می
    افتادند  و رژیمها در داخل چرخهای خود بکلی خردشان میکرد. پس ناچار برای ریشه
    گرفتن و رشد نوآوری و اکتشافات خود و ایجاد فکر و سازمان بندی جدید و تغییر در
    اجتماع بشری به گوشه ای دور از دسترس حکومتهای امپراطوری شرق و غرب نیاز بود. که
    پس از ریشه گرفتن به سروقت تمدنهای کهنه و پوسانندۀ انسان  بتازند و از بین ببرند و جهان نو بسازند. این افراد
    با استعداد و بامخ و متفکر و نو آور، عربستان را بهترین جا یافتند
    چه که سرزمینی مورد توجه نبود و اخبار آن به گوش امپراطورها نمیرسید.  نام بسیاری
    از اینها در تاریخ نمانده و بخصوص که میکوشیدند گمنام فعالیت بکنند ولی بهرروی نام
    نوفل عموی خدیجه و بحیرا و سلمان برجای مانده. نخستین کاری که اینها لازم بود
    انجام دهند یک بانک پولی که هزینه های ایجاد مکتب را بتوانند تا مدتی تامین کنند
    داشته باشند. این بانک را نزد خدیجه جفت و جور کردند . کار دوم آنها این بود که
    کسی را آموزش دهند که با استعداد هم باشد در این میان محمد را یافتند و سالهائی با
    او کار کردند و سپس هم به خدیجه و سرمایه وصل کردندش. . از
    اینجا مدت پانزده سال ماجرای زندگی محمد گم است و تاریخ چیزی نمیداند جز اینکه  روزها و هفته ها در غار حرا گوشه نشینی میکرده.
    معلوم است که با گروه مخفی مکتب ساز کار میکرده و آموزش میدیده . بلی یک عنصر
    مناسب هم مانند علی برای کمک که فداکار و غلامی جان نثار و قاطع باشد لازم داشت که
    در کنار خود آوردش و بخود وابسته کردش. سپس تحول اجتماعی را در مکه با ادعای
    پیامبری از سوی خدا شروع کرد.

     مطلب دوم  - مطالب آموخته و تفکر یاد گرفته را در مکه
    بصورت آیات مکی قرآن اعلان میکرد و الحق و انصاف که از معارف و انسان مداری بالائی
    بر خوردار و ارزش عرفانی بزرگی دارد و و پیداست که از معارف گذشتگان و اکتشافات
    انسانشناسی و رشد انسانها پر است.  بویژه اصالت
    انسان و حقوق بشر و مقام بالا و کریم انسان را هسته معرفت خود قرار داده. تا جائی که
    مقامی مطلق و بینهایت و مقدس مانند خدا را به تمنا در خانۀ انسان  و ارادۀ انسان آورده که همه جا خدا استدعا میکند
    و از انسان میخواهد که ارادۀ انسان به سوی او توجه کند. گاه با تطمیع و بشارت و
    گاه با تهدید و انذار و گاه با سخنی تعلیلی و گاه با سختی تدلیلی و گاه با کلامی
    احساس بر انگیز به ناز کشی انسان می افتد. معنی تمام این برخوردها این است که خدا
    در مقابل ارادۀ انسان خاضع است و در آنجا راهی ندارد و گرنه اینهمه در یوزگی
    نمیخواست. این یعنی پذیرش اصالت انسان یا اصالت ارادۀ انسان و استقلال و آزادی و
    پادشاهی و خدائیت انسان. در ته سیزده سال کار در مکه دیگر سرمایۀ خدیجه ته کشیده و
    مبانی مکتب بیان شده  و عده ای آموزش دیده
    . تنها مانده یک سازمان دارای قدرت که با پشتوانه این ایدئو لوژی جهان را برهم
    بزند. رسالت محمد تمام و جهانگیری شروع.

    مطلب سوم محمد در مدینه است. محمد در مدینه همان
    کار و روش خمینی را انجام داد . یعنی نخست با سالوسی گروه های مختلف را فریفت و
    هرگاه که آنها را غافل یافت از میان برداشت. و عربستان را به صورت حکومت واحد
    دراورد. که بعدن جانشینانش توانستند از این هسته قدرت یافته و سازمان دار سود برده
    بر دنیا بتازند و بکنند آنچه را که کردند. این بخش از ماجرا را از کتاب بیست وسه
    سال علی دشتی مطالعه باید کرد که با قلم نرم و استدلالات غیر قابل انکار از خود
    قرآن و اقرار آخوندها ، نوشته است.

    اما برویم بر سر مقاله و سخن نویسنده فوق.  باری اگر در جزئیات بخواهیم حضرت علی را
    بشناسیم به خطا رفته ایم زیرا بد و خوب و درست و غلط و گناه و ثواب رخداده ها را
    باید در ظرف زمانی خود سنجید. در جامعه ای که کشتار و شمشیر کشی و جنگاوری همان
    شجاعت و شرف شناخته میشده و علی و فداکاری های جنگی و کشتارش مایۀ رشد اسلام و
    ایجاد یک کشور متحد عربی بحساب میامده نمیتوان چندان نشانۀ تخطئۀ او باشد گو اینکه
    تا اندازه ای هم شاید باشد. اما علی را باید از کلیتی که امروز نمایندۀ آن شناخته
    میشود براورد کرد . تازه براورد هم مهم نیست بلکه بهره برداری کرد. بیشتر علی در
    زندگی غیر حکومتی اش نباید برای ما شخصیت مهم باشد . زیرا هرچه که باشد برای الگو
    بودن موضوعیتی ندارد. اما در زندگی حکومتی اش داستانهای جدی و ماجراهای معیاری
    برای تثبیت و اهمیت عدالت دارد و و بسیار گفته و اینک جا افتاده است و میتوان با
    وجود راست ودروغ او را و مشرب او را عدالت شدید و غلیظ مطرح و به سود عدالت در نزد
    شیعیان بهره برداری کرد. این میتواند چنان موثر باشد که اینک همه مردم آخوندها و رژیم
    خامنه ای و نظام اسلامی ایران را به کل ضد علی و رژیم را نامشروع  و فاسد و جنایتکار محظ میدانند.

  • Sre

    علی بیسواد و کوته فکر بوده؟؟؟؟!!! تا حالا نهج البلاغه رو خوندی؟؟؟

  • Sre

    علی بیسواد و کوته فکر بوده؟؟؟؟!!! تا حالا نهج البلاغه رو خوندی؟؟؟

    • Britishpeyman

      khob jigare man ina age NAHJOO BALAGHE ro bekhoonan their brains and wisdoms become hanged up azize man ….!!! garche yek bar already goftam ke age mokh dashte bashand…..!!!  

    • Britishpeyman

      khob jigare man ina age NAHJOO BALAGHE ro bekhoonan their brains and wisdoms become hanged up azize man ….!!! garche yek bar already goftam ke age mokh dashte bashand…..!!!  

  • Sre

    علی بیسواد و کوته فکر بوده؟؟؟؟!!! تا حالا نهج البلاغه رو خوندی؟؟؟

  • saeed

    نویسنده گرامی
    بنده مقاله شما را خواندم. باید بگویم که مقاله شما مغرضانه بود. دلایل خود را می نویسم. در ابتدا باید بگویم که من نه بچه آخوندم نه طرفدار حکومت جهل و جور و فساد که به اسلام ستیزان بهترین بهانه ها را داد. من عاشق فرهنگ ایرانی و اسلامیم و به رزتشت کوروش داریوش خشایار و هرچه ایرانی است عشق دارم. در عین حال هم مسلمانم.
    لازم به ذکر است که تمامی شبهات شما را قبلا در سایتهای ضد اسلامی خوانده بودم.
    دلایل من:۱ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ادعا کرده اید که امام (علیه السلام) بعد از به خلافت رسیدن بارها دستور قتل‌عام مردم بی‌گناه ایران را صادر کرده است». این نیز دروغی دیگر است. شبهه‌گر با چنان هیجانی از اسناد و مدارک مکشوفه !! سخن می‌گوید که گویا نیروی جاذبۀ زمین را کشف کرده است، اما در ذیل، بی‌پایه بودن آن اسناد و مدارک ادعایی را اثبات می‌کنیم. وی برای اثبات این ادعا به گزارشی از فتوح البلدان بلاذری استفاده کرده است که می‌گوید: «مردم آذربایجان در زمان خلافت امام شوریدند و امام با سپاهی عظیم این شورش را خاموش کرد». ». این واقعه مربوط به دوران عمر بوده است و نه دوران خلافت امام علی (علیه السلام)، ولی شبهه‌گر ناجوانمردانه و به دروغ و به احتمال قوی به علت ناآشنایی با زبان عربی گمان کرده اید که این واقعه در زمان امام (علیه السلام) رخ داده است. . ۳)ادعا کرده است که امام (علیه السلام) در جنگ صفین حدود ۴ تا ۵ هزار نفر از کسانی که در جنگ صفین با ایشان همراهی نکردند به فرماندهی رابع [صحیح: ربیع] بن خثیم برای جنگ به دیلمان فرستاد؛ آن‌گاه چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) این عده را برای کشتار مردم بی‌گناه بدانجا گسیل داشته است، اما حقیقت آن است که گزارش بلاذری تنها بدین نکته اشاره دارد که امام چهار هزار سپاهی را به فرماندهی وی برای جهاد در منطقۀ دیلم فرستاد. از این گزارش به هیچ‌روی دانسته نمی‌شود که این عدّه برای سرکوب مردم بی‌گناه بدان منطقه رفته‌اند..۴)
    شما با ذکر مواردی از شورش برخی مناطق در زمان امام علی (علیه السلام) چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) تنها برای گرفتن خراج و رسیدن به منافع اقتصادی به جنگ با مردم ایران آن زمان دست زده‌اند؛ در‌ حالی‌که امام (علیه‌السلام) در دستورهایی که به حاکمان منصوب از طرف خود می‌دادند بر ضرورت عدالت‌محوری و رعایت حقوق مردمان در ابعاد مختلف تأکید می‌کردند. کافی است نامه‌ای را که آن حضرت (علیه السلام) به أشعث ‌بن قیس، که آن روز کارگزار ایشان در آذربایجان بود، بخوانیم: [ترجمۀ نامه]: ]: پُست فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان [و لقمه‌ای چرب و نرم] نیست، بلکه این امانتی در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو را حق آن نیست که نسبت به رعیت استبداد بورزی و بدون دستور به کار خطرناکی دست بزنی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه‌دار آنی تا آن را به من برسانی؛ (نهج البلاغه، نامۀ ۵). ). ۵)شبهه‌گر در بخشی از شبهۀ خود چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) زیاد بن ابیه را با اطلاع از جنایات و اعمال ناشایست او به حکومت برخی نواحی گماشت، اما باید دقت داشت که زیاد بن ابیه تا زمان امام (علیه السلام) چهره‌ای ظاهر ‌الصلاح در میان مسلمانان به شمار می‌آمد و آنچه به عنوان جنایات وی مشهور است غالباً مربوط به دوران پس از شهادت امام (علیه السلام) است. آن‌گاه که از سوی معاویه سالها حاکم کوفه بود و در آنجا به جنایتهای هولناکی دست یازید..۶)شما گویا چنین انتظار دارد که هیچ حکومتی از مردم خود خراج (= مالیات) نگیرد؛ زیرا خراج گرفتن از مردم را در زمان امام (علیه السلام) نشانۀ ظلم و ستم امام (علیه السلام) بر مردم دانسته است و این نکته حقیقتاً مضحک است. . ۷)در نمونه‌ای دیگر شبهه‌گر به استناد یک گزارش تاریخی، از یک منبع دست چندم تاریخی، ادعا می‌کند که امام (علیه السلام) گروه فراوانی از زنان و مردان ایرانی را به بردگی گرفت. این گزارش نیز بسیار مخدوش است و مورد اعتماد نیست. به ویژه آن‌گاه که آن را در کنار سخنانی از امام در همین موضوع که در منابع معتبر روایت شده است قرار می‌دهیم و میان آن دو مقایسه می‌کنیم. به عنوان نمونه امام (علیه السلام) در نامه‌ای که به مردمان شهرهایی که در مسیر عبور سپاهیان ایشان قرار دارند می‌نویسد، چنین می‌فرماید: … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ : … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ و نیز امام (علیه السلام) در نامه‌ای دیگر که با سپاهیان خود پیش از جنگ صفین می‌نویسد چنین می‌فرماید: با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. : با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. ). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. . دلیل این نکته که ایرانیان با اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) هیچ‌گاه دشمنی نداشتند و اهل‌بیت (علیهم السلام) نیز هیچگاه به ایرانیان ستمی نکرده‌اند آن است که همین ایرانیان در قیامهای دهه‌های میانی سدۀ اول هجری بر ضد بنی‌امیه بیشترین نقش را داشتند. آنان در قیام مختار، که به خون‌خواهی امام حسین (علیه السلام) پا گرفت، از هسته‌های مرکزی به شمار می‌آمدند (لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل کلمۀ ایران؛ به نقل از : ابوالفضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار؛ محمدمهدی شمس‌الدین، ثورة الحسین، ص ۲۷۴؛ به نقل از: ماهیت قیام مختار). نیز چنان‌که می‌دانیم همین ایرانیان در قیام عباسیان به فرماندهی ابومسلم خراسانی رکن اساسی بودند و سر‌لوحۀ قیام عباسیان نیز تلاش برای رسیدن حکومت به “الرضا من آل محمد (صلی الله علیه و آله)”؛ آن‌که آل‌محمد او را بپسندند، بود. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبیدر پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی
     

  • saeed

    نویسنده گرامی
    بنده مقاله شما را خواندم. باید بگویم که مقاله شما مغرضانه بود. دلایل خود را می نویسم. در ابتدا باید بگویم که من نه بچه آخوندم نه طرفدار حکومت جهل و جور و فساد که به اسلام ستیزان بهترین بهانه ها را داد. من عاشق فرهنگ ایرانی و اسلامیم و به رزتشت کوروش داریوش خشایار و هرچه ایرانی است عشق دارم. در عین حال هم مسلمانم.
    لازم به ذکر است که تمامی شبهات شما را قبلا در سایتهای ضد اسلامی خوانده بودم.
    دلایل من:۱ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ادعا کرده اید که امام (علیه السلام) بعد از به خلافت رسیدن بارها دستور قتل‌عام مردم بی‌گناه ایران را صادر کرده است». این نیز دروغی دیگر است. شبهه‌گر با چنان هیجانی از اسناد و مدارک مکشوفه !! سخن می‌گوید که گویا نیروی جاذبۀ زمین را کشف کرده است، اما در ذیل، بی‌پایه بودن آن اسناد و مدارک ادعایی را اثبات می‌کنیم. وی برای اثبات این ادعا به گزارشی از فتوح البلدان بلاذری استفاده کرده است که می‌گوید: «مردم آذربایجان در زمان خلافت امام شوریدند و امام با سپاهی عظیم این شورش را خاموش کرد». ». این واقعه مربوط به دوران عمر بوده است و نه دوران خلافت امام علی (علیه السلام)، ولی شبهه‌گر ناجوانمردانه و به دروغ و به احتمال قوی به علت ناآشنایی با زبان عربی گمان کرده اید که این واقعه در زمان امام (علیه السلام) رخ داده است. . ۳)ادعا کرده است که امام (علیه السلام) در جنگ صفین حدود ۴ تا ۵ هزار نفر از کسانی که در جنگ صفین با ایشان همراهی نکردند به فرماندهی رابع [صحیح: ربیع] بن خثیم برای جنگ به دیلمان فرستاد؛ آن‌گاه چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) این عده را برای کشتار مردم بی‌گناه بدانجا گسیل داشته است، اما حقیقت آن است که گزارش بلاذری تنها بدین نکته اشاره دارد که امام چهار هزار سپاهی را به فرماندهی وی برای جهاد در منطقۀ دیلم فرستاد. از این گزارش به هیچ‌روی دانسته نمی‌شود که این عدّه برای سرکوب مردم بی‌گناه بدان منطقه رفته‌اند..۴)
    شما با ذکر مواردی از شورش برخی مناطق در زمان امام علی (علیه السلام) چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) تنها برای گرفتن خراج و رسیدن به منافع اقتصادی به جنگ با مردم ایران آن زمان دست زده‌اند؛ در‌ حالی‌که امام (علیه‌السلام) در دستورهایی که به حاکمان منصوب از طرف خود می‌دادند بر ضرورت عدالت‌محوری و رعایت حقوق مردمان در ابعاد مختلف تأکید می‌کردند. کافی است نامه‌ای را که آن حضرت (علیه السلام) به أشعث ‌بن قیس، که آن روز کارگزار ایشان در آذربایجان بود، بخوانیم: [ترجمۀ نامه]: ]: پُست فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان [و لقمه‌ای چرب و نرم] نیست، بلکه این امانتی در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو را حق آن نیست که نسبت به رعیت استبداد بورزی و بدون دستور به کار خطرناکی دست بزنی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه‌دار آنی تا آن را به من برسانی؛ (نهج البلاغه، نامۀ ۵). ). ۵)شبهه‌گر در بخشی از شبهۀ خود چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) زیاد بن ابیه را با اطلاع از جنایات و اعمال ناشایست او به حکومت برخی نواحی گماشت، اما باید دقت داشت که زیاد بن ابیه تا زمان امام (علیه السلام) چهره‌ای ظاهر ‌الصلاح در میان مسلمانان به شمار می‌آمد و آنچه به عنوان جنایات وی مشهور است غالباً مربوط به دوران پس از شهادت امام (علیه السلام) است. آن‌گاه که از سوی معاویه سالها حاکم کوفه بود و در آنجا به جنایتهای هولناکی دست یازید..۶)شما گویا چنین انتظار دارد که هیچ حکومتی از مردم خود خراج (= مالیات) نگیرد؛ زیرا خراج گرفتن از مردم را در زمان امام (علیه السلام) نشانۀ ظلم و ستم امام (علیه السلام) بر مردم دانسته است و این نکته حقیقتاً مضحک است. . ۷)در نمونه‌ای دیگر شبهه‌گر به استناد یک گزارش تاریخی، از یک منبع دست چندم تاریخی، ادعا می‌کند که امام (علیه السلام) گروه فراوانی از زنان و مردان ایرانی را به بردگی گرفت. این گزارش نیز بسیار مخدوش است و مورد اعتماد نیست. به ویژه آن‌گاه که آن را در کنار سخنانی از امام در همین موضوع که در منابع معتبر روایت شده است قرار می‌دهیم و میان آن دو مقایسه می‌کنیم. به عنوان نمونه امام (علیه السلام) در نامه‌ای که به مردمان شهرهایی که در مسیر عبور سپاهیان ایشان قرار دارند می‌نویسد، چنین می‌فرماید: … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ : … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ و نیز امام (علیه السلام) در نامه‌ای دیگر که با سپاهیان خود پیش از جنگ صفین می‌نویسد چنین می‌فرماید: با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. : با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. ). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. . دلیل این نکته که ایرانیان با اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) هیچ‌گاه دشمنی نداشتند و اهل‌بیت (علیهم السلام) نیز هیچگاه به ایرانیان ستمی نکرده‌اند آن است که همین ایرانیان در قیامهای دهه‌های میانی سدۀ اول هجری بر ضد بنی‌امیه بیشترین نقش را داشتند. آنان در قیام مختار، که به خون‌خواهی امام حسین (علیه السلام) پا گرفت، از هسته‌های مرکزی به شمار می‌آمدند (لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل کلمۀ ایران؛ به نقل از : ابوالفضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار؛ محمدمهدی شمس‌الدین، ثورة الحسین، ص ۲۷۴؛ به نقل از: ماهیت قیام مختار). نیز چنان‌که می‌دانیم همین ایرانیان در قیام عباسیان به فرماندهی ابومسلم خراسانی رکن اساسی بودند و سر‌لوحۀ قیام عباسیان نیز تلاش برای رسیدن حکومت به “الرضا من آل محمد (صلی الله علیه و آله)”؛ آن‌که آل‌محمد او را بپسندند، بود. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبیدر پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی
     

    • Britishpeyman

      EXCELLENT….PERFECT…. and FANTASTIC dear Saeed

    • Dfbvdsdsfsdfbdwsvq

      aghaye mohtaram inayi ro ke neveshti doaye komeil bood? chera enghadar tekrar karde bodid? ke bishtar bavaremon beshe aghaye akhoond? lool
       

  • saeed

    نویسنده گرامی
    بنده مقاله شما را خواندم. باید بگویم که مقاله شما مغرضانه بود. دلایل خود را می نویسم. در ابتدا باید بگویم که من نه بچه آخوندم نه طرفدار حکومت جهل و جور و فساد که به اسلام ستیزان بهترین بهانه ها را داد. من عاشق فرهنگ ایرانی و اسلامیم و به رزتشت کوروش داریوش خشایار و هرچه ایرانی است عشق دارم. در عین حال هم مسلمانم.
    لازم به ذکر است که تمامی شبهات شما را قبلا در سایتهای ضد اسلامی خوانده بودم.
    دلایل من:۱ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ادعا کرده اید که امام (علیه السلام) بعد از به خلافت رسیدن بارها دستور قتل‌عام مردم بی‌گناه ایران را صادر کرده است». این نیز دروغی دیگر است. شبهه‌گر با چنان هیجانی از اسناد و مدارک مکشوفه !! سخن می‌گوید که گویا نیروی جاذبۀ زمین را کشف کرده است، اما در ذیل، بی‌پایه بودن آن اسناد و مدارک ادعایی را اثبات می‌کنیم. وی برای اثبات این ادعا به گزارشی از فتوح البلدان بلاذری استفاده کرده است که می‌گوید: «مردم آذربایجان در زمان خلافت امام شوریدند و امام با سپاهی عظیم این شورش را خاموش کرد». ». این واقعه مربوط به دوران عمر بوده است و نه دوران خلافت امام علی (علیه السلام)، ولی شبهه‌گر ناجوانمردانه و به دروغ و به احتمال قوی به علت ناآشنایی با زبان عربی گمان کرده اید که این واقعه در زمان امام (علیه السلام) رخ داده است. . ۳)ادعا کرده است که امام (علیه السلام) در جنگ صفین حدود ۴ تا ۵ هزار نفر از کسانی که در جنگ صفین با ایشان همراهی نکردند به فرماندهی رابع [صحیح: ربیع] بن خثیم برای جنگ به دیلمان فرستاد؛ آن‌گاه چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) این عده را برای کشتار مردم بی‌گناه بدانجا گسیل داشته است، اما حقیقت آن است که گزارش بلاذری تنها بدین نکته اشاره دارد که امام چهار هزار سپاهی را به فرماندهی وی برای جهاد در منطقۀ دیلم فرستاد. از این گزارش به هیچ‌روی دانسته نمی‌شود که این عدّه برای سرکوب مردم بی‌گناه بدان منطقه رفته‌اند..۴)
    شما با ذکر مواردی از شورش برخی مناطق در زمان امام علی (علیه السلام) چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) تنها برای گرفتن خراج و رسیدن به منافع اقتصادی به جنگ با مردم ایران آن زمان دست زده‌اند؛ در‌ حالی‌که امام (علیه‌السلام) در دستورهایی که به حاکمان منصوب از طرف خود می‌دادند بر ضرورت عدالت‌محوری و رعایت حقوق مردمان در ابعاد مختلف تأکید می‌کردند. کافی است نامه‌ای را که آن حضرت (علیه السلام) به أشعث ‌بن قیس، که آن روز کارگزار ایشان در آذربایجان بود، بخوانیم: [ترجمۀ نامه]: ]: پُست فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان [و لقمه‌ای چرب و نرم] نیست، بلکه این امانتی در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو را حق آن نیست که نسبت به رعیت استبداد بورزی و بدون دستور به کار خطرناکی دست بزنی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه‌دار آنی تا آن را به من برسانی؛ (نهج البلاغه، نامۀ ۵). ). ۵)شبهه‌گر در بخشی از شبهۀ خود چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) زیاد بن ابیه را با اطلاع از جنایات و اعمال ناشایست او به حکومت برخی نواحی گماشت، اما باید دقت داشت که زیاد بن ابیه تا زمان امام (علیه السلام) چهره‌ای ظاهر ‌الصلاح در میان مسلمانان به شمار می‌آمد و آنچه به عنوان جنایات وی مشهور است غالباً مربوط به دوران پس از شهادت امام (علیه السلام) است. آن‌گاه که از سوی معاویه سالها حاکم کوفه بود و در آنجا به جنایتهای هولناکی دست یازید..۶)شما گویا چنین انتظار دارد که هیچ حکومتی از مردم خود خراج (= مالیات) نگیرد؛ زیرا خراج گرفتن از مردم را در زمان امام (علیه السلام) نشانۀ ظلم و ستم امام (علیه السلام) بر مردم دانسته است و این نکته حقیقتاً مضحک است. . ۷)در نمونه‌ای دیگر شبهه‌گر به استناد یک گزارش تاریخی، از یک منبع دست چندم تاریخی، ادعا می‌کند که امام (علیه السلام) گروه فراوانی از زنان و مردان ایرانی را به بردگی گرفت. این گزارش نیز بسیار مخدوش است و مورد اعتماد نیست. به ویژه آن‌گاه که آن را در کنار سخنانی از امام در همین موضوع که در منابع معتبر روایت شده است قرار می‌دهیم و میان آن دو مقایسه می‌کنیم. به عنوان نمونه امام (علیه السلام) در نامه‌ای که به مردمان شهرهایی که در مسیر عبور سپاهیان ایشان قرار دارند می‌نویسد، چنین می‌فرماید: … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ : … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ و نیز امام (علیه السلام) در نامه‌ای دیگر که با سپاهیان خود پیش از جنگ صفین می‌نویسد چنین می‌فرماید: با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. : با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. ). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. . دلیل این نکته که ایرانیان با اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) هیچ‌گاه دشمنی نداشتند و اهل‌بیت (علیهم السلام) نیز هیچگاه به ایرانیان ستمی نکرده‌اند آن است که همین ایرانیان در قیامهای دهه‌های میانی سدۀ اول هجری بر ضد بنی‌امیه بیشترین نقش را داشتند. آنان در قیام مختار، که به خون‌خواهی امام حسین (علیه السلام) پا گرفت، از هسته‌های مرکزی به شمار می‌آمدند (لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل کلمۀ ایران؛ به نقل از : ابوالفضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار؛ محمدمهدی شمس‌الدین، ثورة الحسین، ص ۲۷۴؛ به نقل از: ماهیت قیام مختار). نیز چنان‌که می‌دانیم همین ایرانیان در قیام عباسیان به فرماندهی ابومسلم خراسانی رکن اساسی بودند و سر‌لوحۀ قیام عباسیان نیز تلاش برای رسیدن حکومت به “الرضا من آل محمد (صلی الله علیه و آله)”؛ آن‌که آل‌محمد او را بپسندند، بود. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبیدر پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی
     

    • Britishpeyman

      EXCELLENT….PERFECT…. and FANTASTIC dear Saeed

    • Dfbvdsdsfsdfbdwsvq

      aghaye mohtaram inayi ro ke neveshti doaye komeil bood? chera enghadar tekrar karde bodid? ke bishtar bavaremon beshe aghaye akhoond? lool
       

  • saeed

    نویسنده گرامی
    بنده مقاله شما را خواندم. باید بگویم که مقاله شما مغرضانه بود. دلایل خود را می نویسم. در ابتدا باید بگویم که من نه بچه آخوندم نه طرفدار حکومت جهل و جور و فساد که به اسلام ستیزان بهترین بهانه ها را داد. من عاشق فرهنگ ایرانی و اسلامیم و به رزتشت کوروش داریوش خشایار و هرچه ایرانی است عشق دارم. در عین حال هم مسلمانم.
    لازم به ذکر است که تمامی شبهات شما را قبلا در سایتهای ضد اسلامی خوانده بودم.
    دلایل من:۱ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ـ امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است امام علی (علیه السلام) هیچ‌گاه از روی میل با عمر و عثمان بیعت نکرد و نهج البلاغه آکنده از انتقادات امام (علیه السلام) نسبت به شیوۀ سه خلیفۀ نخست است و هیچ گزارش و سند تاریخی که نشان‌دهندۀ رضایت امام از بیعت با آنها و اقدامات آنها باشد وجود ندارد. تهمت شبهه‌گر مبنی بر رضایت امام به اقدامات آنان یک دروغ بی اساس است. ۲) ادعا کرده اید که امام (علیه السلام) بعد از به خلافت رسیدن بارها دستور قتل‌عام مردم بی‌گناه ایران را صادر کرده است». این نیز دروغی دیگر است. شبهه‌گر با چنان هیجانی از اسناد و مدارک مکشوفه !! سخن می‌گوید که گویا نیروی جاذبۀ زمین را کشف کرده است، اما در ذیل، بی‌پایه بودن آن اسناد و مدارک ادعایی را اثبات می‌کنیم. وی برای اثبات این ادعا به گزارشی از فتوح البلدان بلاذری استفاده کرده است که می‌گوید: «مردم آذربایجان در زمان خلافت امام شوریدند و امام با سپاهی عظیم این شورش را خاموش کرد». ». این واقعه مربوط به دوران عمر بوده است و نه دوران خلافت امام علی (علیه السلام)، ولی شبهه‌گر ناجوانمردانه و به دروغ و به احتمال قوی به علت ناآشنایی با زبان عربی گمان کرده اید که این واقعه در زمان امام (علیه السلام) رخ داده است. . ۳)ادعا کرده است که امام (علیه السلام) در جنگ صفین حدود ۴ تا ۵ هزار نفر از کسانی که در جنگ صفین با ایشان همراهی نکردند به فرماندهی رابع [صحیح: ربیع] بن خثیم برای جنگ به دیلمان فرستاد؛ آن‌گاه چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) این عده را برای کشتار مردم بی‌گناه بدانجا گسیل داشته است، اما حقیقت آن است که گزارش بلاذری تنها بدین نکته اشاره دارد که امام چهار هزار سپاهی را به فرماندهی وی برای جهاد در منطقۀ دیلم فرستاد. از این گزارش به هیچ‌روی دانسته نمی‌شود که این عدّه برای سرکوب مردم بی‌گناه بدان منطقه رفته‌اند..۴)
    شما با ذکر مواردی از شورش برخی مناطق در زمان امام علی (علیه السلام) چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) تنها برای گرفتن خراج و رسیدن به منافع اقتصادی به جنگ با مردم ایران آن زمان دست زده‌اند؛ در‌ حالی‌که امام (علیه‌السلام) در دستورهایی که به حاکمان منصوب از طرف خود می‌دادند بر ضرورت عدالت‌محوری و رعایت حقوق مردمان در ابعاد مختلف تأکید می‌کردند. کافی است نامه‌ای را که آن حضرت (علیه السلام) به أشعث ‌بن قیس، که آن روز کارگزار ایشان در آذربایجان بود، بخوانیم: [ترجمۀ نامه]: ]: پُست فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان [و لقمه‌ای چرب و نرم] نیست، بلکه این امانتی در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو را حق آن نیست که نسبت به رعیت استبداد بورزی و بدون دستور به کار خطرناکی دست بزنی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه‌دار آنی تا آن را به من برسانی؛ (نهج البلاغه، نامۀ ۵). ). ۵)شبهه‌گر در بخشی از شبهۀ خود چنین وانمود کرده است که امام (علیه السلام) زیاد بن ابیه را با اطلاع از جنایات و اعمال ناشایست او به حکومت برخی نواحی گماشت، اما باید دقت داشت که زیاد بن ابیه تا زمان امام (علیه السلام) چهره‌ای ظاهر ‌الصلاح در میان مسلمانان به شمار می‌آمد و آنچه به عنوان جنایات وی مشهور است غالباً مربوط به دوران پس از شهادت امام (علیه السلام) است. آن‌گاه که از سوی معاویه سالها حاکم کوفه بود و در آنجا به جنایتهای هولناکی دست یازید..۶)شما گویا چنین انتظار دارد که هیچ حکومتی از مردم خود خراج (= مالیات) نگیرد؛ زیرا خراج گرفتن از مردم را در زمان امام (علیه السلام) نشانۀ ظلم و ستم امام (علیه السلام) بر مردم دانسته است و این نکته حقیقتاً مضحک است. . ۷)در نمونه‌ای دیگر شبهه‌گر به استناد یک گزارش تاریخی، از یک منبع دست چندم تاریخی، ادعا می‌کند که امام (علیه السلام) گروه فراوانی از زنان و مردان ایرانی را به بردگی گرفت. این گزارش نیز بسیار مخدوش است و مورد اعتماد نیست. به ویژه آن‌گاه که آن را در کنار سخنانی از امام در همین موضوع که در منابع معتبر روایت شده است قرار می‌دهیم و میان آن دو مقایسه می‌کنیم. به عنوان نمونه امام (علیه السلام) در نامه‌ای که به مردمان شهرهایی که در مسیر عبور سپاهیان ایشان قرار دارند می‌نویسد، چنین می‌فرماید: … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ : … امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ امّا بعد من سپاهیانی گسیل داشته‌ام که از شهرهای شما ـ ان‌شاء‌الله ـ می‌گذرند. من آنان را به حقوق الهی که بر عهده‌شان است سفارش کرده‌ام؛ از جمله به این که [به هیچ بی‌گناهی] آسیبی نرسانند و آسیب خود را باز دارند. من در حضور شما اعلام می‌کنم که از اذیتهای احتمالی که ممکن است از این لشکریان به شما برسد بیزارم [و آنان را به آن هرگز فرمان نداده‌ام]، نهج البلاغه، نامۀ ۶۰٫ و نیز امام (علیه السلام) در نامه‌ای دیگر که با سپاهیان خود پیش از جنگ صفین می‌نویسد چنین می‌فرماید: با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. : با آنان به کارزار بر نخیزید، مگر آن‌گاه که ابتدا آنان به جنگ دست گشایند. که شما ـ بحمدالله ـ بر حقید و دارای دلیل روشن هستید… و آن‌گاه که به جنگ برخاستید به کسی که قدرت دفاع از خود ندارد یورش مبرید و بر زخمی نتازید. به زنان آزاری نرسانید؛ حتی اگر به ناموس شما و فرماندهانتان ناسزا گفتند…( نهج البلاغه، نامۀ ۱۴). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. ). نکته‌ای دیگر که باید بدان توجه داشت آن است که اگر در دهه‌های ابتدای تاریخ اسلامی شورشی از ناحیۀ ایران دیده می‌شود، غالباً نه ناشی از مخالفت ایرانی با عرب بوده است و نه تلاشی برای مخالفت با اسلام، بلکه این قیامها ـ جز آن دسته که تنها بر پایۀ ناسیونالیسم ایرانی شکل‌گرفت ـ حرکتی در جهت رهایی مردم ایران از ظلم بنی‌امیه بود و ما بارها گفته‌ایم که تکلیف بنی‌امیه از اسلام جدا است و جنایتها و ظلمهای حاکمان اموی را نباید به پای اسلام نوشت. آنان خلافت اسلامی را به ناحق به سرقت بردند و نام خود را بر آن نهادند و نه تنها بر ایرانیان که حتی بر اعراب نیز ستمهای فراوان روا داشتند. اهل‌بیت (علیهم السلام) خود اولین و مظلوم‌ترین اهداف سیاستهای خصمانۀ اموی بودند. . دلیل این نکته که ایرانیان با اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) هیچ‌گاه دشمنی نداشتند و اهل‌بیت (علیهم السلام) نیز هیچگاه به ایرانیان ستمی نکرده‌اند آن است که همین ایرانیان در قیامهای دهه‌های میانی سدۀ اول هجری بر ضد بنی‌امیه بیشترین نقش را داشتند. آنان در قیام مختار، که به خون‌خواهی امام حسین (علیه السلام) پا گرفت، از هسته‌های مرکزی به شمار می‌آمدند (لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل کلمۀ ایران؛ به نقل از : ابوالفضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار؛ محمدمهدی شمس‌الدین، ثورة الحسین، ص ۲۷۴؛ به نقل از: ماهیت قیام مختار). نیز چنان‌که می‌دانیم همین ایرانیان در قیام عباسیان به فرماندهی ابومسلم خراسانی رکن اساسی بودند و سر‌لوحۀ قیام عباسیان نیز تلاش برای رسیدن حکومت به “الرضا من آل محمد (صلی الله علیه و آله)”؛ آن‌که آل‌محمد او را بپسندند، بود. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی. در پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبیدر پایان امید دارم که این پاسخ من آغاز یک راه در گفتگوی دو هم وطن باشد. به امید آزادی ایران از چنگال حکومت استبداد مذهبی
     

    • Dfbvdsdsfsdfbdwsvq

      aghaye mohtaram inayi ro ke neveshti doaye komeil bood? chera enghadar tekrar karde bodid? ke bishtar bavaremon beshe aghaye akhoond? lool
       

  • http://www.facebook.com/profile.php?id=1100258565 Hamed Gilani

     مرسی خیلی عالی بود… 
    یه نکته خیلی ظریفی در انتقاد از حضرت علی در این مقاله اومده نویسنده مقاله برای اینکه حضرت علی را بد جلوه بده در ابتدای مقاله آن حضرت را  کوتاه و فربه و …. نامیده؛ بر فرض صحت آن چه دخلی  به مقاله داره آیا هرکی کوتاه و فربه است آدم بدی؟؟ آیا فقط باید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد؟؟؟؟ نویسنده خواسته با تمسخر ظاهری در شروع مقاله کل ذهن خوانده را منحرف منه و این عین سفسته و مغلطه کردن است

    • Britishpeyman

      exactly hamed,,exactly…!!!

  • http://www.facebook.com/profile.php?id=1100258565 Hamed Gilani

     مرسی خیلی عالی بود… 
    یه نکته خیلی ظریفی در انتقاد از حضرت علی در این مقاله اومده نویسنده مقاله برای اینکه حضرت علی را بد جلوه بده در ابتدای مقاله آن حضرت را  کوتاه و فربه و …. نامیده؛ بر فرض صحت آن چه دخلی  به مقاله داره آیا هرکی کوتاه و فربه است آدم بدی؟؟ آیا فقط باید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد؟؟؟؟ نویسنده خواسته با تمسخر ظاهری در شروع مقاله کل ذهن خوانده را منحرف منه و این عین سفسته و مغلطه کردن است

    • Britishpeyman

      exactly hamed,,exactly…!!!

    • Britishpeyman

      exactly hamed,,exactly…!!!

  • http://www.facebook.com/profile.php?id=1100258565 Hamed Gilani

     مرسی خیلی عالی بود… 
    یه نکته خیلی ظریفی در انتقاد از حضرت علی در این مقاله اومده نویسنده مقاله برای اینکه حضرت علی را بد جلوه بده در ابتدای مقاله آن حضرت را  کوتاه و فربه و …. نامیده؛ بر فرض صحت آن چه دخلی  به مقاله داره آیا هرکی کوتاه و فربه است آدم بدی؟؟ آیا فقط باید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد؟؟؟؟ نویسنده خواسته با تمسخر ظاهری در شروع مقاله کل ذهن خوانده را منحرف منه و این عین سفسته و مغلطه کردن است

    • Britishpeyman

      exactly hamed,,exactly…!!!

  • Bh

    متاسفانه نقد و بررسی نیست
    چرا که اگر می خوای علی را بشناسی برو سراغ انان که مسلمان نیستن ولی علی را چنان مدح کردند کقویی در علی محو شدن
    دشمانان علی خیلی زیادن و این نویسنده یکی دیگر از انان
    امیدوارم خداوند تو را به راه حق هدایت کند
    تا مسلمان و مسلمان واقعی بشوی

  • Bh

    متاسفانه نقد و بررسی نیست
    چرا که اگر می خوای علی را بشناسی برو سراغ انان که مسلمان نیستن ولی علی را چنان مدح کردند کقویی در علی محو شدن
    دشمانان علی خیلی زیادن و این نویسنده یکی دیگر از انان
    امیدوارم خداوند تو را به راه حق هدایت کند
    تا مسلمان و مسلمان واقعی بشوی

  • Bh

    متاسفانه نقد و بررسی نیست
    چرا که اگر می خوای علی را بشناسی برو سراغ انان که مسلمان نیستن ولی علی را چنان مدح کردند کقویی در علی محو شدن
    دشمانان علی خیلی زیادن و این نویسنده یکی دیگر از انان
    امیدوارم خداوند تو را به راه حق هدایت کند
    تا مسلمان و مسلمان واقعی بشوی

  • Bh

    متاسفانه نقد و بررسی نیست
    چرا که اگر می خوای علی را بشناسی برو سراغ انان که مسلمان نیستن ولی علی را چنان مدح کردند کقویی در علی محو شدن
    دشمانان علی خیلی زیادن و این نویسنده یکی دیگر از انان
    امیدوارم خداوند تو را به راه حق هدایت کند
    تا مسلمان و مسلمان واقعی بشوی

  • Bsh

    man fekr mikonam shoma kolan motalee nadarin  ye seri matalebo migin vali be ghole dostemon saro tahe manba ro mizanin o baad edeaa mikonin ke manbaa darin. tarikh mojode berin dorane irane bastan dar zaman sasanian ro bekhonin feshare tabaghati enghadr ziad bod ke mardom ba aghoshe baz eslam ro paziroftan vali un eslami ke ba shoare barabari va baradari omad badha shod nejad parastie arabi.
    dar ghazie ghom ba gharize ham ke hakam khode unha dastor be sar boridan dad va dalilesham moraje be ketabe yahodian ke age peiman baste bashi va peiman ro beshkani zanha be esarat va mardha gardan zade mishan.
    sharmande keyboard farsi nadashtam

  • Bsh

    man fekr mikonam shoma kolan motalee nadarin  ye seri matalebo migin vali be ghole dostemon saro tahe manba ro mizanin o baad edeaa mikonin ke manbaa darin. tarikh mojode berin dorane irane bastan dar zaman sasanian ro bekhonin feshare tabaghati enghadr ziad bod ke mardom ba aghoshe baz eslam ro paziroftan vali un eslami ke ba shoare barabari va baradari omad badha shod nejad parastie arabi.
    dar ghazie ghom ba gharize ham ke hakam khode unha dastor be sar boridan dad va dalilesham moraje be ketabe yahodian ke age peiman baste bashi va peiman ro beshkani zanha be esarat va mardha gardan zade mishan.
    sharmande keyboard farsi nadashtam

  • Bsh

    man fekr mikonam shoma kolan motalee nadarin  ye seri matalebo migin vali be ghole dostemon saro tahe manba ro mizanin o baad edeaa mikonin ke manbaa darin. tarikh mojode berin dorane irane bastan dar zaman sasanian ro bekhonin feshare tabaghati enghadr ziad bod ke mardom ba aghoshe baz eslam ro paziroftan vali un eslami ke ba shoare barabari va baradari omad badha shod nejad parastie arabi.
    dar ghazie ghom ba gharize ham ke hakam khode unha dastor be sar boridan dad va dalilesham moraje be ketabe yahodian ke age peiman baste bashi va peiman ro beshkani zanha be esarat va mardha gardan zade mishan.
    sharmande keyboard farsi nadashtam

    • MEHRAN JANATAN

       MAN BESIYAR KHOSHHALAM KE EMROZ MITAVAN RAHAT DAR BAREH ESLAM VA SHIEH ENTEGHAD KARD VA NAZAR DAD . IN NESHAN DAHANDEH BOLOGHE FEKRI DAR KESHVARHAYE ESLAMI VA BEKHOSOS IRAN AST. MAN AZ KOLIYEH DOSTAN KHAHESH MIKONA KE DAR SORTI KE MIKHAHAND BE NATIJEH BERSAND BEHTR AST KE  TAASOB RA KENAR BEGOZRND.     

    • MEHRAN JANATAN

       MAN BESIYAR KHOSHHALAM KE EMROZ MITAVAN RAHAT DAR BAREH ESLAM VA SHIEH ENTEGHAD KARD VA NAZAR DAD . IN NESHAN DAHANDEH BOLOGHE FEKRI DAR KESHVARHAYE ESLAMI VA BEKHOSOS IRAN AST. MAN AZ KOLIYEH DOSTAN KHAHESH MIKONA KE DAR SORTI KE MIKHAHAND BE NATIJEH BERSAND BEHTR AST KE  TAASOB RA KENAR BEGOZRND.     

  • Bsh

    man fekr mikonam shoma kolan motalee nadarin  ye seri matalebo migin vali be ghole dostemon saro tahe manba ro mizanin o baad edeaa mikonin ke manbaa darin. tarikh mojode berin dorane irane bastan dar zaman sasanian ro bekhonin feshare tabaghati enghadr ziad bod ke mardom ba aghoshe baz eslam ro paziroftan vali un eslami ke ba shoare barabari va baradari omad badha shod nejad parastie arabi.
    dar ghazie ghom ba gharize ham ke hakam khode unha dastor be sar boridan dad va dalilesham moraje be ketabe yahodian ke age peiman baste bashi va peiman ro beshkani zanha be esarat va mardha gardan zade mishan.
    sharmande keyboard farsi nadashtam

  • ایرانی

    سیروس پارسا (جالبه که همه اونایی که می خوان حس ملی گرایی ایرانیارو فعال کنن اسمشون یا داریوش هخامنشی یا سیروس پارسا و … مثل آخوندا که فامیلشون معمولا اسلام دوست و علی و محمد و… است)من چندتا از منابعت رو چک کردم که متوجه شدم متاسفانه خودتم هنوز نخوندیشون
    راستی اسم منابعت رو از کی پرسیدی؟
    تو عمرت سر جمع چند صفحه کتاب خوندی؟
    اسم نوشتت جذاب بود ولی وقتی خوندم دیدم تو هم مثل آخوندایی فقط فرقت با اونا اینکه از این ور بوم افتادی
    تو هم مثل اونا مطالعه نداری ولی ادعا یه دنیا داری
    سعی کن تو نوشتنت کمتر عصبانی بشی چون مبتدی بودنت رو تابلو می کنه
    کمتر مردمو به تفکر وادار کن آخه اگه زیاد فکر کنن به بی سوادی و حماقتت پی میبرنا
    تو هم دنبال منافع خودتی پست فطرت و من به عنوان یه ایرانی به تو و امثال تو تف میندازم همونجور که به آخوندا تف می ندازم

    • Britishpeyman

      Congratulations ,irany 13Another tight fist on nosy (admin) mouth…..!!!
      bravo…!!!

    • Britishpeyman

      perfect ,perfect and perfect 
      bravo
      in too omresh ba ketab saro kar dare vali be jaye inke oona ro bekhoone oonaro mikhore va az oonjayi ke ghodrate hazmesh ro nadashte…mizane be sare bi mokhesh va shooroo mikone be hazion va prate goftan
      fekr konam behtarin commenti ke man dar morede in matlabe ahmaghanash khoondam hamin bood damet garm ,,,Irany 13 

  • ایرانی

    سیروس پارسا (جالبه که همه اونایی که می خوان حس ملی گرایی ایرانیارو فعال کنن اسمشون یا داریوش هخامنشی یا سیروس پارسا و … مثل آخوندا که فامیلشون معمولا اسلام دوست و علی و محمد و… است)من چندتا از منابعت رو چک کردم که متوجه شدم متاسفانه خودتم هنوز نخوندیشون
    راستی اسم منابعت رو از کی پرسیدی؟
    تو عمرت سر جمع چند صفحه کتاب خوندی؟
    اسم نوشتت جذاب بود ولی وقتی خوندم دیدم تو هم مثل آخوندایی فقط فرقت با اونا اینکه از این ور بوم افتادی
    تو هم مثل اونا مطالعه نداری ولی ادعا یه دنیا داری
    سعی کن تو نوشتنت کمتر عصبانی بشی چون مبتدی بودنت رو تابلو می کنه
    کمتر مردمو به تفکر وادار کن آخه اگه زیاد فکر کنن به بی سوادی و حماقتت پی میبرنا
    تو هم دنبال منافع خودتی پست فطرت و من به عنوان یه ایرانی به تو و امثال تو تف میندازم همونجور که به آخوندا تف می ندازم

    • Britishpeyman

      Congratulations ,irany 13Another tight fist on nosy (admin) mouth…..!!!
      bravo…!!!

    • Britishpeyman

      perfect ,perfect and perfect 
      bravo
      in too omresh ba ketab saro kar dare vali be jaye inke oona ro bekhoone oonaro mikhore va az oonjayi ke ghodrate hazmesh ro nadashte…mizane be sare bi mokhesh va shooroo mikone be hazion va prate goftan
      fekr konam behtarin commenti ke man dar morede in matlabe ahmaghanash khoondam hamin bood damet garm ,,,Irany 13 

  • ایرانی

    سیروس پارسا (جالبه که همه اونایی که می خوان حس ملی گرایی ایرانیارو فعال کنن اسمشون یا داریوش هخامنشی یا سیروس پارسا و … مثل آخوندا که فامیلشون معمولا اسلام دوست و علی و محمد و… است)من چندتا از منابعت رو چک کردم که متوجه شدم متاسفانه خودتم هنوز نخوندیشون
    راستی اسم منابعت رو از کی پرسیدی؟
    تو عمرت سر جمع چند صفحه کتاب خوندی؟
    اسم نوشتت جذاب بود ولی وقتی خوندم دیدم تو هم مثل آخوندایی فقط فرقت با اونا اینکه از این ور بوم افتادی
    تو هم مثل اونا مطالعه نداری ولی ادعا یه دنیا داری
    سعی کن تو نوشتنت کمتر عصبانی بشی چون مبتدی بودنت رو تابلو می کنه
    کمتر مردمو به تفکر وادار کن آخه اگه زیاد فکر کنن به بی سوادی و حماقتت پی میبرنا
    تو هم دنبال منافع خودتی پست فطرت و من به عنوان یه ایرانی به تو و امثال تو تف میندازم همونجور که به آخوندا تف می ندازم

  • ایرانی

    سیروس پارسا (جالبه که همه اونایی که می خوان حس ملی گرایی ایرانیارو فعال کنن اسمشون یا داریوش هخامنشی یا سیروس پارسا و … مثل آخوندا که فامیلشون معمولا اسلام دوست و علی و محمد و… است)من چندتا از منابعت رو چک کردم که متوجه شدم متاسفانه خودتم هنوز نخوندیشون
    راستی اسم منابعت رو از کی پرسیدی؟
    تو عمرت سر جمع چند صفحه کتاب خوندی؟
    اسم نوشتت جذاب بود ولی وقتی خوندم دیدم تو هم مثل آخوندایی فقط فرقت با اونا اینکه از این ور بوم افتادی
    تو هم مثل اونا مطالعه نداری ولی ادعا یه دنیا داری
    سعی کن تو نوشتنت کمتر عصبانی بشی چون مبتدی بودنت رو تابلو می کنه
    کمتر مردمو به تفکر وادار کن آخه اگه زیاد فکر کنن به بی سوادی و حماقتت پی میبرنا
    تو هم دنبال منافع خودتی پست فطرت و من به عنوان یه ایرانی به تو و امثال تو تف میندازم همونجور که به آخوندا تف می ندازم

  • Harandi

    با سلام

    جناب نویسنده خوبه که همانطور که با حوصله نوشتید با حوصله هم بخوانید
    انسان برای قضاوت حتی زمانهایی را که خود شاهد ماجرایی است نمی تواند خوب قضاوت کند که این عدم قضاوت به سرعت اتفاق ، پیچیدگی ، و… عوامل مختلفی بستگی دارد و بر این اساس قضاوت پیرامون هزارو اندی پیش چنان ساده نیست که شما یه نگارش در آوردید
    برای قضاوت صحیح می بایست چند روش رو در نظر گرفت اول مطالعه ونه بک تاریخ بلکه همه تاریخ های مورد استناد و روش دوم بررسی آثار بجامانده از شخص مورد نظر است و هر دو اینها می بایست با در نظر گرفتن عقل سلیم وانصاف وبدون گرایش و تعلق خاصی صورت پذیرد
    جناب نویستنده شما چند تاریخ خوانده ای که براحتی قضاوت میکند

    در هیج جای تاریخ های اسلام و حتی نگاه تاریخ نویسان مکاتب دیگر ندیدم شک داشته باشند علی اولین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد
       چه کسی جای پیامبر در قنل گاه خوابید ؟
    چه کسی بر شانه های پیامبر بت ها از کعبه بیرون انداخت ؟
    آیا غلام داماد پیامبر قریشی میشود ؟
    آیا در عدیر که بحث تفسیر وصی امت و وصی خانواده بین شیعه وسنی بحث است نه اصل دست کی بالا رفت ؟
    چرا خلفای باسیاست دیگر از علی مشورت می گرفتند ؟
    عمرعاص زیرک چرا خود را جلوی علی لخت کرد چرا با زبان  این بی سیاست رو قانع نکرد ؟
    اگر خشونت برابر دشمن و نرمی وخضوع برابر مستمندان عین عدالت نیست ؟
    چرا علی را خلیفه چهارم کردند ؟
    آیا سخنان وی ار خوانده اید ؟
    آیا روشنگری ها و خطابه ها و پیشگویی ها حتی بحث بر سر پیشدایش هستی  را خوانده اید ؟
    این فرد خشن چرا چنین  نامه ای به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر مینویسد که آیا خوانده ای ؟
    آیا دنیا را از نگاه این بی سیاست دیده ای ؟
    آیا ندانستن فرهنگ اجتماعی اعراب و تعداد زوجین و کنیزان و فرزندان  ایراد علی است ؟
    .
    .
    .
    .
    آیا مظلوم تر از علی دیده ای که بعد از سالها مظلومیت هنوز که دشمنی با او تمامی ندارد

  • Harandi

    با سلام

    جناب نویسنده خوبه که همانطور که با حوصله نوشتید با حوصله هم بخوانید
    انسان برای قضاوت حتی زمانهایی را که خود شاهد ماجرایی است نمی تواند خوب قضاوت کند که این عدم قضاوت به سرعت اتفاق ، پیچیدگی ، و… عوامل مختلفی بستگی دارد و بر این اساس قضاوت پیرامون هزارو اندی پیش چنان ساده نیست که شما یه نگارش در آوردید
    برای قضاوت صحیح می بایست چند روش رو در نظر گرفت اول مطالعه ونه بک تاریخ بلکه همه تاریخ های مورد استناد و روش دوم بررسی آثار بجامانده از شخص مورد نظر است و هر دو اینها می بایست با در نظر گرفتن عقل سلیم وانصاف وبدون گرایش و تعلق خاصی صورت پذیرد
    جناب نویستنده شما چند تاریخ خوانده ای که براحتی قضاوت میکند

    در هیج جای تاریخ های اسلام و حتی نگاه تاریخ نویسان مکاتب دیگر ندیدم شک داشته باشند علی اولین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد
       چه کسی جای پیامبر در قنل گاه خوابید ؟
    چه کسی بر شانه های پیامبر بت ها از کعبه بیرون انداخت ؟
    آیا غلام داماد پیامبر قریشی میشود ؟
    آیا در عدیر که بحث تفسیر وصی امت و وصی خانواده بین شیعه وسنی بحث است نه اصل دست کی بالا رفت ؟
    چرا خلفای باسیاست دیگر از علی مشورت می گرفتند ؟
    عمرعاص زیرک چرا خود را جلوی علی لخت کرد چرا با زبان  این بی سیاست رو قانع نکرد ؟
    اگر خشونت برابر دشمن و نرمی وخضوع برابر مستمندان عین عدالت نیست ؟
    چرا علی را خلیفه چهارم کردند ؟
    آیا سخنان وی ار خوانده اید ؟
    آیا روشنگری ها و خطابه ها و پیشگویی ها حتی بحث بر سر پیشدایش هستی  را خوانده اید ؟
    این فرد خشن چرا چنین  نامه ای به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر مینویسد که آیا خوانده ای ؟
    آیا دنیا را از نگاه این بی سیاست دیده ای ؟
    آیا ندانستن فرهنگ اجتماعی اعراب و تعداد زوجین و کنیزان و فرزندان  ایراد علی است ؟
    .
    .
    .
    .
    آیا مظلوم تر از علی دیده ای که بعد از سالها مظلومیت هنوز که دشمنی با او تمامی ندارد

  • Harandi

    با سلام

    جناب نویسنده خوبه که همانطور که با حوصله نوشتید با حوصله هم بخوانید
    انسان برای قضاوت حتی زمانهایی را که خود شاهد ماجرایی است نمی تواند خوب قضاوت کند که این عدم قضاوت به سرعت اتفاق ، پیچیدگی ، و… عوامل مختلفی بستگی دارد و بر این اساس قضاوت پیرامون هزارو اندی پیش چنان ساده نیست که شما یه نگارش در آوردید
    برای قضاوت صحیح می بایست چند روش رو در نظر گرفت اول مطالعه ونه بک تاریخ بلکه همه تاریخ های مورد استناد و روش دوم بررسی آثار بجامانده از شخص مورد نظر است و هر دو اینها می بایست با در نظر گرفتن عقل سلیم وانصاف وبدون گرایش و تعلق خاصی صورت پذیرد
    جناب نویستنده شما چند تاریخ خوانده ای که براحتی قضاوت میکند

    در هیج جای تاریخ های اسلام و حتی نگاه تاریخ نویسان مکاتب دیگر ندیدم شک داشته باشند علی اولین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد
       چه کسی جای پیامبر در قنل گاه خوابید ؟
    چه کسی بر شانه های پیامبر بت ها از کعبه بیرون انداخت ؟
    آیا غلام داماد پیامبر قریشی میشود ؟
    آیا در عدیر که بحث تفسیر وصی امت و وصی خانواده بین شیعه وسنی بحث است نه اصل دست کی بالا رفت ؟
    چرا خلفای باسیاست دیگر از علی مشورت می گرفتند ؟
    عمرعاص زیرک چرا خود را جلوی علی لخت کرد چرا با زبان  این بی سیاست رو قانع نکرد ؟
    اگر خشونت برابر دشمن و نرمی وخضوع برابر مستمندان عین عدالت نیست ؟
    چرا علی را خلیفه چهارم کردند ؟
    آیا سخنان وی ار خوانده اید ؟
    آیا روشنگری ها و خطابه ها و پیشگویی ها حتی بحث بر سر پیشدایش هستی  را خوانده اید ؟
    این فرد خشن چرا چنین  نامه ای به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر مینویسد که آیا خوانده ای ؟
    آیا دنیا را از نگاه این بی سیاست دیده ای ؟
    آیا ندانستن فرهنگ اجتماعی اعراب و تعداد زوجین و کنیزان و فرزندان  ایراد علی است ؟
    .
    .
    .
    .
    آیا مظلوم تر از علی دیده ای که بعد از سالها مظلومیت هنوز که دشمنی با او تمامی ندارد

  • Harandi

    با سلام

    جناب نویسنده خوبه که همانطور که با حوصله نوشتید با حوصله هم بخوانید
    انسان برای قضاوت حتی زمانهایی را که خود شاهد ماجرایی است نمی تواند خوب قضاوت کند که این عدم قضاوت به سرعت اتفاق ، پیچیدگی ، و… عوامل مختلفی بستگی دارد و بر این اساس قضاوت پیرامون هزارو اندی پیش چنان ساده نیست که شما یه نگارش در آوردید
    برای قضاوت صحیح می بایست چند روش رو در نظر گرفت اول مطالعه ونه بک تاریخ بلکه همه تاریخ های مورد استناد و روش دوم بررسی آثار بجامانده از شخص مورد نظر است و هر دو اینها می بایست با در نظر گرفتن عقل سلیم وانصاف وبدون گرایش و تعلق خاصی صورت پذیرد
    جناب نویستنده شما چند تاریخ خوانده ای که براحتی قضاوت میکند

    در هیج جای تاریخ های اسلام و حتی نگاه تاریخ نویسان مکاتب دیگر ندیدم شک داشته باشند علی اولین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد
       چه کسی جای پیامبر در قنل گاه خوابید ؟
    چه کسی بر شانه های پیامبر بت ها از کعبه بیرون انداخت ؟
    آیا غلام داماد پیامبر قریشی میشود ؟
    آیا در عدیر که بحث تفسیر وصی امت و وصی خانواده بین شیعه وسنی بحث است نه اصل دست کی بالا رفت ؟
    چرا خلفای باسیاست دیگر از علی مشورت می گرفتند ؟
    عمرعاص زیرک چرا خود را جلوی علی لخت کرد چرا با زبان  این بی سیاست رو قانع نکرد ؟
    اگر خشونت برابر دشمن و نرمی وخضوع برابر مستمندان عین عدالت نیست ؟
    چرا علی را خلیفه چهارم کردند ؟
    آیا سخنان وی ار خوانده اید ؟
    آیا روشنگری ها و خطابه ها و پیشگویی ها حتی بحث بر سر پیشدایش هستی  را خوانده اید ؟
    این فرد خشن چرا چنین  نامه ای به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر مینویسد که آیا خوانده ای ؟
    آیا دنیا را از نگاه این بی سیاست دیده ای ؟
    آیا ندانستن فرهنگ اجتماعی اعراب و تعداد زوجین و کنیزان و فرزندان  ایراد علی است ؟
    .
    .
    .
    .
    آیا مظلوم تر از علی دیده ای که بعد از سالها مظلومیت هنوز که دشمنی با او تمامی ندارد

  • Harandi

    با سلام

    جناب نویسنده خوبه که همانطور که با حوصله نوشتید با حوصله هم بخوانید
    انسان برای قضاوت حتی زمانهایی را که خود شاهد ماجرایی است نمی تواند خوب قضاوت کند که این عدم قضاوت به سرعت اتفاق ، پیچیدگی ، و… عوامل مختلفی بستگی دارد و بر این اساس قضاوت پیرامون هزارو اندی پیش چنان ساده نیست که شما یه نگارش در آوردید
    برای قضاوت صحیح می بایست چند روش رو در نظر گرفت اول مطالعه ونه بک تاریخ بلکه همه تاریخ های مورد استناد و روش دوم بررسی آثار بجامانده از شخص مورد نظر است و هر دو اینها می بایست با در نظر گرفتن عقل سلیم وانصاف وبدون گرایش و تعلق خاصی صورت پذیرد
    جناب نویستنده شما چند تاریخ خوانده ای که براحتی قضاوت میکند

    در هیج جای تاریخ های اسلام و حتی نگاه تاریخ نویسان مکاتب دیگر ندیدم شک داشته باشند علی اولین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد
       چه کسی جای پیامبر در قنل گاه خوابید ؟
    چه کسی بر شانه های پیامبر بت ها از کعبه بیرون انداخت ؟
    آیا غلام داماد پیامبر قریشی میشود ؟
    آیا در عدیر که بحث تفسیر وصی امت و وصی خانواده بین شیعه وسنی بحث است نه اصل دست کی بالا رفت ؟
    چرا خلفای باسیاست دیگر از علی مشورت می گرفتند ؟
    عمرعاص زیرک چرا خود را جلوی علی لخت کرد چرا با زبان  این بی سیاست رو قانع نکرد ؟
    اگر خشونت برابر دشمن و نرمی وخضوع برابر مستمندان عین عدالت نیست ؟
    چرا علی را خلیفه چهارم کردند ؟
    آیا سخنان وی ار خوانده اید ؟
    آیا روشنگری ها و خطابه ها و پیشگویی ها حتی بحث بر سر پیشدایش هستی  را خوانده اید ؟
    این فرد خشن چرا چنین  نامه ای به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر مینویسد که آیا خوانده ای ؟
    آیا دنیا را از نگاه این بی سیاست دیده ای ؟
    آیا ندانستن فرهنگ اجتماعی اعراب و تعداد زوجین و کنیزان و فرزندان  ایراد علی است ؟
    .
    .
    .
    .
    آیا مظلوم تر از علی دیده ای که بعد از سالها مظلومیت هنوز که دشمنی با او تمامی ندارد

  • Sweety Alireza

     

     با آقای هراندی درباره تندروی نویسنده همسو هستم باید تمام تواریخ مطالعه شود و تمام کنش ها و واکنشها در همان زمان و مکان سنجیده شود . ولی خود آقای هرندی بدرستی همان راهی را رفته که نویسنده این نوشتار رفته است .
    نخست اینکه علی اولین نوجوان بوده که به اسلام گرویده است . اولین مرد بر پایه تمام کهن نگاران ابوبکر بوده است
    دوم اینکه خوابیدن بر جایگاه پیامبر فضیلیت کمتر از همراهی پیامبر در راه حجرت دارد و رفیق غار بودن بسیار با ارج تراست
    سوم اینکه داستان غدیر به این چگونگی که شیعه میگوید یک داستان وافسانه تخیلی است که بدور از خردورزی است   که نمیتوان در این جا به آن پرداخت .
    چهارم اینکه خلفای با سیاست از علی رایزنی میگرفتند برا اینکه علی مردی با هوش بوده است و از یاران خاص آنها بوده است مانند دیگر یاران پیامبر
    پنجم اینکه لخت شدن عمر وعاص یک یاوه و دروغ بیش نیست . اگر میخواهید در مورد این مرد پژوهش کنید پیشنهاد میکنم که به کتابهای اهل سنت و دیگر کتابهای کهن نگاری سر بزنید و همچنان که خودتان گفتید منصفانه داوری کنید
    ششم اینکه خشونت علی  به دشمنان و مهرورزی او به بینوایان برآیند پایبندی به قرآن و سنت پیامبر بوده که میتوان در تمام اصحاب پیامبر این منش را دید.
    هفتم اینکه علی را خلیفه چهارم نکردند بلکه او هتا گرایش به خلیفه شدن نداشته است . باز هم پشنهاد میکنم که به نهج البلاغه و کتابهای کهن نگاری سر بزنید . علی فرمانبردار انجمن رایزنی (شورا) بوده است
    هشتم اینکه نهج البلاغه ۴۰۰ سال دور تراز حضرت علی  بدست ابن ابا الحدید نوشته شده است و بیشتر مسلمانان همه این نسک را از علی نمیدانند .
    نهم اینکه   حضرت علی علم غیب نداشته است و هیچ گونه پیشگوئی نکرده است . دوست من در سده ۲۱ از شما روشنفکران و خردورزان دور است که به این یاوه ها و چرندیاتی که در نسکهای (کتابهای) ملا باقر مجلسی و کافی نوشته شده است باور داشته باشید.
    دهم اینکه نه بر  شمار همسران علی و نه تعداد فرزندان ایشان  خرده ای نیست . ولی دوست من این  آساهای (قوانین) قرآنی در باره شمار همسران میتواند بر آن زمان سازگارباشد .
    دوست من قرآن  در زمانی فرستاده شده که عرب در بدترین جایگاه آدمیت قرار داشت و چون آدم لجوج و یک دنده ای بود آفریدگار قرآن را به زبان او فرستاد . که او باور کند (ایمان بیاورد) در قرآن هم آمده که ایزد فرموده که من این کتاب را به زبان عربی فرستادم که شما ایمان بیاورید . من برای هر تباری (قومی )پیامبری فرستادم .این به چم( معنی ) اینکه هر تباری پیامبری دارد که به  زبان و شیوه های زندگی و دودمانی (قومیتی) و فرهنگی آن دودمان آشناست . 
    دوست من تو قرآن را خوانده ای؟ آیا دریافتی که چه میگوید. مگر اینکه به برگردان ( ترجمه ) و گزارش( تفسیر) آن  سر بزنی (مراجعه کنی) .ء
    و یازدهم اینکه : آزی دوست من ، از علی ستمدیده تر (مظلوم) دیده ام که برایت میگویم. 
     هیچ یک از مسلمانان به علی توهین نمیکنند مگر شیعیان و تندروها از هز دسته چه سنی و چه شیعه 
    ۱- زنان پیامبر که شیعه بعد از ۱۴۰۰ سال به دشنام و فحاشی به آنان گوی سبقت را ربوده است
    ۲- یاران پیامبر که با ز هم در پیش چشمان شیعه از هر دشمنی  دشمن ترند
    ۳- و ستمدیده تر و دور افتاده تراز همه اینها میدانی کیست ؟ خداوند است که با تمام آساها و آیین هائی که برای بهبود روزگار ما آفریده است ، مامسلمانان در پی کینه توزی به علی و یاران پیامبر و زنان پیامبریم که ۱۴۰۰ سال پیش در گذشته اند ، و در پی کینه توزی و بدخواهی برای همدیگر هستیم . و این در حالی است که آنها که به خدا و دین ، باور ندارند بر آنند که برای ما و تمام بندگان و باشندگان (موجودات) ایزد یکتا ابزار زندگی بهتر فراهم کنند ، مانند ادیسون – ماری کوری – پاستور و دیگردانشمندان و خردورزان گیتی .

    پوزش میخواهم . زیاده گفتم . دوست من به شما پیشنها د میکنم که  نسکهای کهن نگاری و دینی اسلامی و مسیحی و یهودی را بیشتر بخوانی تا بدانی که این علی که در یاد و انگار توست و تو دوستش داری ، همان علی است که در انگار نویسنده این نوشتار است که با علی دشمن است .ولی بااین ناهمسانی(تفاوت) که شما تنها آنچه که در ستایش علی است میخوانی ، و نویسنده این نوشتار  هم  آنچه که در نکوهش علی است میخواند .

    یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین). دیگر خجالت کشیدم که به این خانم در باره امام زمان و سید خراسانی و شعیب صالح و غیره چیزی بگویم. شما چه فکر میکنید؟این چکامه از فردوس بزرگ است .چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود/تبه گردد این رنج های دراز نشیبی دراز است پیشش فراز/نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر ز اختر همه تازیان راست بهر/ز پیمان بگردند و ز راستی گرامی شود گژی و کاستی/رباید همی این از آن آن از این ز نفرین ندانند باز آفرین/نهانی بتر ز آشکارا شود دل مردمان سنگ خارا شود/شود بنده ی بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید بکار/به گیتی نماند کسی را وفا روان و زبان ها شود پر جفا/از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اند میان/نه دهقان همه ترک و تازی بود سخن ها بکردار بازی بود/نه جشن و نه رامش نه کوهر نه نام بکوشش زهر گونه سازند دام/بریزند خون از پی خواسته شود روز گار بد آراسته/زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش/ز پیشی و بیشی ندارند هوش خورش نان کشکین و پشمینه پوش /چو بسیار از این داستان بگذرد کسی سوی آزادگان ننگرد/

    • Saeed

       دوست غزیز
      من بلاخزه نفهمیدم شما طرفدار علی هستی یا مخالف او؟

    • عشق حق

      نامم غلام “حسین” است و هویتم ، عاشق “اسپارتاکوس، مسیح، حسین، امیرکبیر، میرزاکوچک خان، مارتین لوتر کینگ، ژوردانو و همۀ حق جویان دیگر تاریخ بشر”

      یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین).
       
       
       من با شما بر سر آنچه بر آن جدل می کنید بحثی ندارم، مباحثۀ شما را بر سر حقانیت علی یا ابوبکر از اساس نمی فهمم و قبول هم ندارم. اختلاف علی و ابوبکر بر سر حکومت و خلافت نبوده و نیست و هر دو گروهی که چه بخاطر غصب خلافت و چه بخاطر حسرت از دست دادن آن به هم دشنام می دهند، برای من جذابیتی ندارند.
      از دیدگاه من اختلاف بر سر نگرش و روشی بوده است که پس از پیامبر می توانست در پیش گرفته شود یا اینکه همان پیمانی که بر سر عدالت و مبارزه با ظلم و جهل و تبعیض در آیین اسلام تجلی کرده بود، ادامه یابد یا دوباره رسوم جاهلیت و تبعیض و نابرابری و بیعدالتی و ظلم در چهره ای نورانی و قدسی احیا شود. هر کس که حسین وارث آدم مرحوم دکتر شریعتی را بخواند، صرفنظر از اینکه آن را بپذیرد یا نپذیرد، حداقل می تواند فضای آن انحراف و احیای ضد ارزش ها را در قالب مقدس مابی اسلامی کاملاً احساس کند. … و مهم هم همین است ، که بتوانیم فضایی را که در باره اش بحث و جدل می کنیم بشناسیم و احساس کنیم.
      بخصوص در فضای تضارب اندیشه های اسلامی و این هزار توی پیچیدۀ عقاید و نگرش ها و منش های رنگارنگ و بعضاً متضادی که به این روزها به نام اسلام به خورد مردم جای جای دنیای پهناور امروز داده می شود، درک کردن و تصور کردن تضاد های ان روزگار دیگر کار خیلی سختی نیست. نمی گویم که شبیه سازی کنیم. فقط می گویم که تلاش کنیم که منازعات آن روز را مستقل از اینکه چه کسی نمایندۀ کدام دیدگاه امروزی بوده است، درک کنیم. من به شخصه اصلاً برایم مهم نیست که بن لادن می توانست حکومت اسلامی به راه بیندازد و خود را زعیم عالم اسلام و قطب رهبری مسلمانان جهان قرار دهد یا خیر. اگر چه اگر می توانست بسیار متآثر و متاسف می شدم که چگونه مردم مسلمان جهان می توانند از لج غیر مسلمانان تمام گنچینۀ تعالیم الهی و تجربه های تاریخی خود را به لجن بکشند. اما آنچه برایم اهمیت داشت این بود که اسلام ، با هر تعبیر و برداشتی که دوست و دشمن از آن دارند، دستاویز بیماری های روانی و خود شیفتگی یک جنایتکار آدمکش که کمترین تفاوتی با جنایتکاران یهودی، مسیحی ، کمونیست، آتش پرست، گاو پرست و …دارد قرار گیرد.
      چنین تصوری بدون آنکه با بحث کردن در جزئیات آن خود و خانواده و حتی همسایگانم را در خطر قرار دهم امکان ندارد. این مباحثه بماند برای روزهایی روشن تر و فضایی بازتر و انسان هایی آزاده تر و با شهامت تر و تعصباتی آرام تر، اگر به عمرمان قد داد. اگر نداد هم ملالی نیست. خدا بر ابلاغ حقیقت و بلوغ امرش از من و شما توانا تر است.
      بحث بر سر اینکه شیعه چه بود و امروز چه هست و جدل بر سر اینکه چه تفاوت اساسی بین تفکر اهل سنت و شیعیان وجود داشت، در دوران ظلم و جهالت خلافت امویان و عباسیان و امروز به چه بحث و جدلی تبدیل شده است، ممکن است به مرتد شناخته شدن من منجر شود و واجب القتل بودنم، چه با شاخص هایی که احمقانه برای آن روز تصور کرده ایم و چه با شاخص های واقعی و طناب های دار و قمه ها و مسلسل های واقعی تر امروز.
       اما در باب آن خانم چینی سطحی نگر و بسیار احمق که مانند طوطی مولانا کچلی خود را با تمام کچل های جهان از یک ریشه می داند، متاسفم که عوام کالانعام خوراک فکر سطحی و بچگانۀ ایشان را با گل مال کردن خود و شکافتن سرشان و زنجیر زدن به سر و صورتشان فراهم آورده اند. …. بر ایشان حرجی نیست. حلالشان باد این خزعبلات و اراجیف. بعنوان یک عاشق تمام مظلومان و شهدای تاریخ بشر، از جمله سرور شهیدان جهان، از گناه ایشان می گذرم و عقوبت ایشان را بر گردن می گیرم.
      اما حرکت حسین بن علی هر که بود و هر چه کرد ، هر گز ، هرگز به سان قیام ژنرالی برای شکست دادن یک فرمانروا نبود و نیست، اگر چه اشکالی هم نداشت که باشد. حرکت حسین بن علی نه از چنین جایی آغاز شد و نه به چنین نبردی منتهی شد. انسان باید خیلی بی فرهنگ و خود شیفته باشد که تمام عناصر حقیقت را در یک حرکت و در یک پدیدۀ تاریخی و اجتماعی “نادیده بگیرد” تا بتواند آن را در حد برداشت شخصی خود و شبیه سازی های ساده انگارانۀ خود محدود کند.
      اگر اینطور بود که نیست تمام نبردهای حق طلبانه تاریخ جهان نقطۀ درگیری دو ژنرال می شدند که بخاطر قدرت در هم آویخته اند و بالاخره یکی پیروز شده و یکی شکست خورده اند. در اینصورت این همه تلاش بشریت برای جلوه گر شدن حق و ناحق، ستم و عدالت، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، و بخصوص تجلی تمام آنها در کتاب و شعر و موسیقی و ادبیات و هنر و فرهنگ، به ذباله دانی می رود و این خانم چینی هم خرسند از اینکه فرمول تمام پدیده های تاریخ بشر را یک جا و یک هویی پیدا کرده می رود به خور خواب و اورگاسمش می رسد.
      اما متاسفانه اینطور نیست، باور نکنید، یک لحظه توقف کنید، یک کمی تأمل کنید، اینطور نیست. 
      خیلی خیلی خیلی خلاصه، حسین بن علی سال ها در طول زندگی پر برکت برادرش و سال ها بعد از آن در سایۀ عهدنامۀ صلح برادر در داخل حکومت سفاک و جلاد معاویه زندگی کرد و خون دل خورد و احتمالاً مثل همۀ دیگر مردم فهیم جهان از بیرحمی های جلادان و جهالت مردمان و سیاهی دوران رنج کشید و رنج کشید. مردم هم که اگر به طمع نواله ای یا تهدید شغالان و گرگان خونریز، ساکت بودند و مطیع، راضی که نبودند، خون می خوردند و زندگی می کردند. تا اینکه معاویه مرد و یزید طمع خلافت کرد. حال لازم بود که یزید از همراهی و بیعت بزرگان کسب مشروعیت کند و به حساب تبعیت کسانی مانند حسین بن علی، ننگ پیمان شکنی پدر را از ذهن مردمان پاک کند. پس حسین باید می شد ابزار مشروعیت بخشیدن به حکومت نامشروع یزید. حکومتی که در سایۀ شمشیر های تیز جلادان می توانست حکم داشته باشد. اما در دل مردمان نمی توانست راه داشته باشد و بایستی که تمام عمر در ننگ نامشروع بودن و نابرحق بودن حکومت می کرد.
       بنابر این یزید به سراغ حسین بن علی فرستاد و بیعت او را طلب کرد و حسین در زمانی که مدینه را ترک می کرد، به برادر تنها یک جمله گفت که ” از مومنین مردانی (انسان هایی ) به عهد خود وفا کردند و برخی دیگر از آنان منتظرند و از سر پیمان خود بر نمی گردند”
      حسین بن علی می توانست اعتراض و سکوت خود را به جبر روزگار، مثل همۀ انسان هایی که ناچار در کنار و در زیر سلطۀ “زورمداران جباری که بر قدرت بازو و تیزی شمشیر و سرعت گلوله هایشان” تکیه کرده اند، زندگی می کنند، با همۀ رنج ها و خطرات و تهدیدهایش، ادامه دهد و تحمل کند. مگر نفرمود که ” هنگامی که از تدبیر بازمانده و چاره ای برایت نمانده بود، مدارا (با روزگار و خلائق) کلید گره گشای توست.”
      اما حسین بن علی نمی توانست خودش کلید طلایی مشروعیت مردمی را با دست های خود به دست حکومتی جبار و ستمگر و آدمکش و جنایتکار بدهد. واقعاً اگر هر یک از ما در روزگاری چنان آبرویی در نزد مردم داشتیم که می توانستیم آنها را به پذیرش ستم، متقاعد کنیم، تا کجا در مقابل این درخواست مقاومت می کردیم. تا به خطر انداختن ترفیع و امتیازاتمان، تا اخراجمان از اداره مان، …، تا خطر کشته شدنمان، تا به اسارت رفتن زن و فرزندانمان، تا کجا؟
      وقاحت چینی هم مثل تمام پدیده های دیگرش خیلی آشغال است، واقعاً. اما فعلاً چاره چیست. نطفه مان هم دارد چینی می شود یواش یواش.
       برای یک خانم چینی احتمالاً (قطعی نمی گویم) فمینیست (“انفعالاً فاشیست” جنسیت پرست)، و سکولار مدرن (ضد مذهب و نه غیر مذهبی) و بی خدای کمونیست ماتریالیست ژنتیک (همان لاادری  احمقانه تعمیم یافته به بی خدایی )، و … (حال می کنید که تعابیر چه چرک از مفاهیم شان فاصله گرفته اند)، زشت و زننده نیست که دعای عرفۀ حسین بن علی را در همان سفر حج ی که نیمه کاره رها می کند، نفهمد و هنوز به صدای طبل دو ژنرال قدرت طلب که بر سر ریاست در هم می آویزند،  دل خوش کند و از خوشحالی حل یکی از بزرگترین معماهای تاریخ رو در رویی جنایت و عدالت، حق و ظلم ، ظالم  و مظلوم، به زندگیش برسد.
      اما برای کسی که هر محرم و هر تاسوعا و هر عاشورا به جلوه های خوب و زشت و پاک و کثیف و …. این پدیدۀ ماندگار تاریخ پرسشگرانه نگاه می کند، و باز هم دوباره و دوباره دانسته هایش را و خوانده هایش را نقادانه مرور می کند و با تمام جنگ های عادلانه و ظالمانۀ تاریخ بشر مقایسه می کند و هیچ یک ، .. هیچ یک از آنها را نیز با دیگری مطلقاً یکسان نمی یابد. پذیرش اراجیف این خانم چینی غیر ممکن است.
      این خاصیت ما تنها نیست، اکثر قریب به اتفاق مسیحیان دنیا، که اتفاقاً خیلی هم مدرن تشریف دارند، هر هفته یک بار به مسیح بر صلیب کشیده شده خیره می شوند، بخشی از مردم مکزیک هنوز هم معتقدند زاپاتا در کوه هاست و روزی حق آنها را از ظالمان خواهد گرفت.
      دوستان من، بر من خرده مگیرید و اجازه دهید که در همین حماقت و خریت و جهالتم بمانم.
      اجازه دهید هر سال ، هر سال در عزای حسین برای تمام شهیدان نامدار و گمنام تاریخ بشر برای شهادت همۀ مظلومان حق طلب جهان به دست همۀ هم نژادان جلاد یزید اشک بریزم و بسوزم. برای حسین ، کنار حسین و با حسین.
      اجازه ام می دهید؟ بدون اجازۀ شما که نمی شود، خواهش می کنم. التماس می کنم. من به این حماقت عادت دارم، نه، عشق می روزم. این حماقت نفس من است. نخواهید که ببرمش. می میرم.

      • parsa

         آقای عشق حق بر تو درود . بار دادن (اجازه) بایسته نیست . هر کاری که میخواهی بکن ولی روا نیست (اجازه نداری ) که در روز عاشورا و تاسوا همه خیابان ها را  باز داری (قرق کنی)  و مردم دیگر را بیازاری .روا نیست  با این نگرش به اتاق خواب یک خانم چینی بروی و درمورد ارگاسمش بپرسی . اجازه نداری بدون پژوهش در مورد تاریخ  رویداد ها(وقایع ) ، آن روزگار را بازگو کنی . میدانی که بیش از ۹۰ در صد مسلمانان از رفتار و پندار تو بیزار هستند .و شاید تمام مردمان وقتی که این رفتار و بی خردی را از تو میبینند از اسلام متنفر میشوند . اسلامی که من و شما از پای منبر و از  نسکهای (کتابهای)  شیعی گرفته ایم ،  بدرد خودمان میخورد . آیا نمیبینی که در این سالها چگونه خوار و زبون شده ایم .دوست من حسین ۱۸۰۰۰ نامه از کوفیان برای فرمانبرداری(بیعت) دریافت کرد .حسین شیفته حکومت نبود برای همین هم پشت سر معاویه بعد از پیمان (بیعت ) نماز خواند . وقتی حر جلوی او را گرفت حسین سه خواسته داشت یک اینکه برگردد به مدینه دوم اینکه به جای دیگر برود و کاری نداشته باشد و سوم اینکه نزد یزید برود که او حسین را به یکی از نواحی برای جهاد بفرستد . از اینکه حسین مرد کنش و مرد خداجو و والایی بود دودلی نیست . ولی او هزاران سال پیش به رحمت ایزدی رفته و شهید شده و تو هم هزاران سال هست که بر سرت میزنی و گریه میکنی . آیا دگرگونی پدید آمده ؟ تو با این عبادتت به آسمانها رفتی یا دیگران ؟ تو با این اعمالت میکروبها را پیدا کردی  یا دیگران ؟ تو به درماندگی و مفلوکی بشر کمک کردی یا دیگران ؟ آیا من و تو خدا را بیشتر شناختیم یا ماری کوری و انیشتین یا دیگر اندیشمندان و دانشمندان ؟از تمام ابزارهایی (وسایلی ) که در زندگی کارگیری میکنی کدامیک را تو برای آسایش و امنیت دیگران پدید آورده ای؟ یا دیگرانی که یک بار هم برای حسین  گریه و سوگواری نکرده اند . دوست من اشکال کار کجاست ؟ در آن گاه تو چشمداشت بهشت داری و آنها را دوزخی و نجس و کافر میپنداری .مادام به خانم چینی بند کرده ای ولی به خودت نگاه نمیکنی . او به ما تلنگور میزند که ای ایرانی تو اول ایرانی هستی و بعد هر چه میخواهی باش مسلما و یهودی و مسیحی فرقی نمیکند ولی اول ایرانی هستی ، تو واژه های پارسی را از دست داده ای آیین و مراسم نیاکانت را به فراموشی سپرده ای خوی تازی گرفته ای . ای آدم تو ایرانی نیستی و عرب هم نیستی بلکه هیچ هستیم . آیا تازیان این کارها که ما میکنیم میکنند واقعا شرم آوراست که خود را ایرانی بنامیم  در جایی که فردوسی و خیام و سعدی داریم  .ء 

  • Sweety Alireza

     

     با آقای هراندی درباره تندروی نویسنده همسو هستم باید تمام تواریخ مطالعه شود و تمام کنش ها و واکنشها در همان زمان و مکان سنجیده شود . ولی خود آقای هرندی بدرستی همان راهی را رفته که نویسنده این نوشتار رفته است .
    نخست اینکه علی اولین نوجوان بوده که به اسلام گرویده است . اولین مرد بر پایه تمام کهن نگاران ابوبکر بوده است
    دوم اینکه خوابیدن بر جایگاه پیامبر فضیلیت کمتر از همراهی پیامبر در راه حجرت دارد و رفیق غار بودن بسیار با ارج تراست
    سوم اینکه داستان غدیر به این چگونگی که شیعه میگوید یک داستان وافسانه تخیلی است که بدور از خردورزی است   که نمیتوان در این جا به آن پرداخت .
    چهارم اینکه خلفای با سیاست از علی رایزنی میگرفتند برا اینکه علی مردی با هوش بوده است و از یاران خاص آنها بوده است مانند دیگر یاران پیامبر
    پنجم اینکه لخت شدن عمر وعاص یک یاوه و دروغ بیش نیست . اگر میخواهید در مورد این مرد پژوهش کنید پیشنهاد میکنم که به کتابهای اهل سنت و دیگر کتابهای کهن نگاری سر بزنید و همچنان که خودتان گفتید منصفانه داوری کنید
    ششم اینکه خشونت علی  به دشمنان و مهرورزی او به بینوایان برآیند پایبندی به قرآن و سنت پیامبر بوده که میتوان در تمام اصحاب پیامبر این منش را دید.
    هفتم اینکه علی را خلیفه چهارم نکردند بلکه او هتا گرایش به خلیفه شدن نداشته است . باز هم پشنهاد میکنم که به نهج البلاغه و کتابهای کهن نگاری سر بزنید . علی فرمانبردار انجمن رایزنی (شورا) بوده است
    هشتم اینکه نهج البلاغه ۴۰۰ سال دور تراز حضرت علی  بدست ابن ابا الحدید نوشته شده است و بیشتر مسلمانان همه این نسک را از علی نمیدانند .
    نهم اینکه   حضرت علی علم غیب نداشته است و هیچ گونه پیشگوئی نکرده است . دوست من در سده ۲۱ از شما روشنفکران و خردورزان دور است که به این یاوه ها و چرندیاتی که در نسکهای (کتابهای) ملا باقر مجلسی و کافی نوشته شده است باور داشته باشید.
    دهم اینکه نه بر  شمار همسران علی و نه تعداد فرزندان ایشان  خرده ای نیست . ولی دوست من این  آساهای (قوانین) قرآنی در باره شمار همسران میتواند بر آن زمان سازگارباشد .
    دوست من قرآن  در زمانی فرستاده شده که عرب در بدترین جایگاه آدمیت قرار داشت و چون آدم لجوج و یک دنده ای بود آفریدگار قرآن را به زبان او فرستاد . که او باور کند (ایمان بیاورد) در قرآن هم آمده که ایزد فرموده که من این کتاب را به زبان عربی فرستادم که شما ایمان بیاورید . من برای هر تباری (قومی )پیامبری فرستادم .این به چم( معنی ) اینکه هر تباری پیامبری دارد که به  زبان و شیوه های زندگی و دودمانی (قومیتی) و فرهنگی آن دودمان آشناست . 
    دوست من تو قرآن را خوانده ای؟ آیا دریافتی که چه میگوید. مگر اینکه به برگردان ( ترجمه ) و گزارش( تفسیر) آن  سر بزنی (مراجعه کنی) .ء
    و یازدهم اینکه : آزی دوست من ، از علی ستمدیده تر (مظلوم) دیده ام که برایت میگویم. 
     هیچ یک از مسلمانان به علی توهین نمیکنند مگر شیعیان و تندروها از هز دسته چه سنی و چه شیعه 
    ۱- زنان پیامبر که شیعه بعد از ۱۴۰۰ سال به دشنام و فحاشی به آنان گوی سبقت را ربوده است
    ۲- یاران پیامبر که با ز هم در پیش چشمان شیعه از هر دشمنی  دشمن ترند
    ۳- و ستمدیده تر و دور افتاده تراز همه اینها میدانی کیست ؟ خداوند است که با تمام آساها و آیین هائی که برای بهبود روزگار ما آفریده است ، مامسلمانان در پی کینه توزی به علی و یاران پیامبر و زنان پیامبریم که ۱۴۰۰ سال پیش در گذشته اند ، و در پی کینه توزی و بدخواهی برای همدیگر هستیم . و این در حالی است که آنها که به خدا و دین ، باور ندارند بر آنند که برای ما و تمام بندگان و باشندگان (موجودات) ایزد یکتا ابزار زندگی بهتر فراهم کنند ، مانند ادیسون – ماری کوری – پاستور و دیگردانشمندان و خردورزان گیتی .

    پوزش میخواهم . زیاده گفتم . دوست من به شما پیشنها د میکنم که  نسکهای کهن نگاری و دینی اسلامی و مسیحی و یهودی را بیشتر بخوانی تا بدانی که این علی که در یاد و انگار توست و تو دوستش داری ، همان علی است که در انگار نویسنده این نوشتار است که با علی دشمن است .ولی بااین ناهمسانی(تفاوت) که شما تنها آنچه که در ستایش علی است میخوانی ، و نویسنده این نوشتار  هم  آنچه که در نکوهش علی است میخواند .

    یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین). دیگر خجالت کشیدم که به این خانم در باره امام زمان و سید خراسانی و شعیب صالح و غیره چیزی بگویم. شما چه فکر میکنید؟این چکامه از فردوس بزرگ است .چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود/تبه گردد این رنج های دراز نشیبی دراز است پیشش فراز/نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر ز اختر همه تازیان راست بهر/ز پیمان بگردند و ز راستی گرامی شود گژی و کاستی/رباید همی این از آن آن از این ز نفرین ندانند باز آفرین/نهانی بتر ز آشکارا شود دل مردمان سنگ خارا شود/شود بنده ی بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید بکار/به گیتی نماند کسی را وفا روان و زبان ها شود پر جفا/از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اند میان/نه دهقان همه ترک و تازی بود سخن ها بکردار بازی بود/نه جشن و نه رامش نه کوهر نه نام بکوشش زهر گونه سازند دام/بریزند خون از پی خواسته شود روز گار بد آراسته/زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش/ز پیشی و بیشی ندارند هوش خورش نان کشکین و پشمینه پوش /چو بسیار از این داستان بگذرد کسی سوی آزادگان ننگرد/

    • Saeed

       دوست غزیز
      من بلاخزه نفهمیدم شما طرفدار علی هستی یا مخالف او؟

    • عشق حق

      نامم غلام “حسین” است و هویتم ، عاشق “اسپارتاکوس، مسیح، حسین، امیرکبیر، میرزاکوچک خان، مارتین لوتر کینگ، ژوردانو و همۀ حق جویان دیگر تاریخ بشر”

      یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین).
       
       
       من با شما بر سر آنچه بر آن جدل می کنید بحثی ندارم، مباحثۀ شما را بر سر حقانیت علی یا ابوبکر از اساس نمی فهمم و قبول هم ندارم. اختلاف علی و ابوبکر بر سر حکومت و خلافت نبوده و نیست و هر دو گروهی که چه بخاطر غصب خلافت و چه بخاطر حسرت از دست دادن آن به هم دشنام می دهند، برای من جذابیتی ندارند.
      از دیدگاه من اختلاف بر سر نگرش و روشی بوده است که پس از پیامبر می توانست در پیش گرفته شود یا اینکه همان پیمانی که بر سر عدالت و مبارزه با ظلم و جهل و تبعیض در آیین اسلام تجلی کرده بود، ادامه یابد یا دوباره رسوم جاهلیت و تبعیض و نابرابری و بیعدالتی و ظلم در چهره ای نورانی و قدسی احیا شود. هر کس که حسین وارث آدم مرحوم دکتر شریعتی را بخواند، صرفنظر از اینکه آن را بپذیرد یا نپذیرد، حداقل می تواند فضای آن انحراف و احیای ضد ارزش ها را در قالب مقدس مابی اسلامی کاملاً احساس کند. … و مهم هم همین است ، که بتوانیم فضایی را که در باره اش بحث و جدل می کنیم بشناسیم و احساس کنیم.
      بخصوص در فضای تضارب اندیشه های اسلامی و این هزار توی پیچیدۀ عقاید و نگرش ها و منش های رنگارنگ و بعضاً متضادی که به این روزها به نام اسلام به خورد مردم جای جای دنیای پهناور امروز داده می شود، درک کردن و تصور کردن تضاد های ان روزگار دیگر کار خیلی سختی نیست. نمی گویم که شبیه سازی کنیم. فقط می گویم که تلاش کنیم که منازعات آن روز را مستقل از اینکه چه کسی نمایندۀ کدام دیدگاه امروزی بوده است، درک کنیم. من به شخصه اصلاً برایم مهم نیست که بن لادن می توانست حکومت اسلامی به راه بیندازد و خود را زعیم عالم اسلام و قطب رهبری مسلمانان جهان قرار دهد یا خیر. اگر چه اگر می توانست بسیار متآثر و متاسف می شدم که چگونه مردم مسلمان جهان می توانند از لج غیر مسلمانان تمام گنچینۀ تعالیم الهی و تجربه های تاریخی خود را به لجن بکشند. اما آنچه برایم اهمیت داشت این بود که اسلام ، با هر تعبیر و برداشتی که دوست و دشمن از آن دارند، دستاویز بیماری های روانی و خود شیفتگی یک جنایتکار آدمکش که کمترین تفاوتی با جنایتکاران یهودی، مسیحی ، کمونیست، آتش پرست، گاو پرست و …دارد قرار گیرد.
      چنین تصوری بدون آنکه با بحث کردن در جزئیات آن خود و خانواده و حتی همسایگانم را در خطر قرار دهم امکان ندارد. این مباحثه بماند برای روزهایی روشن تر و فضایی بازتر و انسان هایی آزاده تر و با شهامت تر و تعصباتی آرام تر، اگر به عمرمان قد داد. اگر نداد هم ملالی نیست. خدا بر ابلاغ حقیقت و بلوغ امرش از من و شما توانا تر است.
      بحث بر سر اینکه شیعه چه بود و امروز چه هست و جدل بر سر اینکه چه تفاوت اساسی بین تفکر اهل سنت و شیعیان وجود داشت، در دوران ظلم و جهالت خلافت امویان و عباسیان و امروز به چه بحث و جدلی تبدیل شده است، ممکن است به مرتد شناخته شدن من منجر شود و واجب القتل بودنم، چه با شاخص هایی که احمقانه برای آن روز تصور کرده ایم و چه با شاخص های واقعی و طناب های دار و قمه ها و مسلسل های واقعی تر امروز.
       اما در باب آن خانم چینی سطحی نگر و بسیار احمق که مانند طوطی مولانا کچلی خود را با تمام کچل های جهان از یک ریشه می داند، متاسفم که عوام کالانعام خوراک فکر سطحی و بچگانۀ ایشان را با گل مال کردن خود و شکافتن سرشان و زنجیر زدن به سر و صورتشان فراهم آورده اند. …. بر ایشان حرجی نیست. حلالشان باد این خزعبلات و اراجیف. بعنوان یک عاشق تمام مظلومان و شهدای تاریخ بشر، از جمله سرور شهیدان جهان، از گناه ایشان می گذرم و عقوبت ایشان را بر گردن می گیرم.
      اما حرکت حسین بن علی هر که بود و هر چه کرد ، هر گز ، هرگز به سان قیام ژنرالی برای شکست دادن یک فرمانروا نبود و نیست، اگر چه اشکالی هم نداشت که باشد. حرکت حسین بن علی نه از چنین جایی آغاز شد و نه به چنین نبردی منتهی شد. انسان باید خیلی بی فرهنگ و خود شیفته باشد که تمام عناصر حقیقت را در یک حرکت و در یک پدیدۀ تاریخی و اجتماعی “نادیده بگیرد” تا بتواند آن را در حد برداشت شخصی خود و شبیه سازی های ساده انگارانۀ خود محدود کند.
      اگر اینطور بود که نیست تمام نبردهای حق طلبانه تاریخ جهان نقطۀ درگیری دو ژنرال می شدند که بخاطر قدرت در هم آویخته اند و بالاخره یکی پیروز شده و یکی شکست خورده اند. در اینصورت این همه تلاش بشریت برای جلوه گر شدن حق و ناحق، ستم و عدالت، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، و بخصوص تجلی تمام آنها در کتاب و شعر و موسیقی و ادبیات و هنر و فرهنگ، به ذباله دانی می رود و این خانم چینی هم خرسند از اینکه فرمول تمام پدیده های تاریخ بشر را یک جا و یک هویی پیدا کرده می رود به خور خواب و اورگاسمش می رسد.
      اما متاسفانه اینطور نیست، باور نکنید، یک لحظه توقف کنید، یک کمی تأمل کنید، اینطور نیست. 
      خیلی خیلی خیلی خلاصه، حسین بن علی سال ها در طول زندگی پر برکت برادرش و سال ها بعد از آن در سایۀ عهدنامۀ صلح برادر در داخل حکومت سفاک و جلاد معاویه زندگی کرد و خون دل خورد و احتمالاً مثل همۀ دیگر مردم فهیم جهان از بیرحمی های جلادان و جهالت مردمان و سیاهی دوران رنج کشید و رنج کشید. مردم هم که اگر به طمع نواله ای یا تهدید شغالان و گرگان خونریز، ساکت بودند و مطیع، راضی که نبودند، خون می خوردند و زندگی می کردند. تا اینکه معاویه مرد و یزید طمع خلافت کرد. حال لازم بود که یزید از همراهی و بیعت بزرگان کسب مشروعیت کند و به حساب تبعیت کسانی مانند حسین بن علی، ننگ پیمان شکنی پدر را از ذهن مردمان پاک کند. پس حسین باید می شد ابزار مشروعیت بخشیدن به حکومت نامشروع یزید. حکومتی که در سایۀ شمشیر های تیز جلادان می توانست حکم داشته باشد. اما در دل مردمان نمی توانست راه داشته باشد و بایستی که تمام عمر در ننگ نامشروع بودن و نابرحق بودن حکومت می کرد.
       بنابر این یزید به سراغ حسین بن علی فرستاد و بیعت او را طلب کرد و حسین در زمانی که مدینه را ترک می کرد، به برادر تنها یک جمله گفت که ” از مومنین مردانی (انسان هایی ) به عهد خود وفا کردند و برخی دیگر از آنان منتظرند و از سر پیمان خود بر نمی گردند”
      حسین بن علی می توانست اعتراض و سکوت خود را به جبر روزگار، مثل همۀ انسان هایی که ناچار در کنار و در زیر سلطۀ “زورمداران جباری که بر قدرت بازو و تیزی شمشیر و سرعت گلوله هایشان” تکیه کرده اند، زندگی می کنند، با همۀ رنج ها و خطرات و تهدیدهایش، ادامه دهد و تحمل کند. مگر نفرمود که ” هنگامی که از تدبیر بازمانده و چاره ای برایت نمانده بود، مدارا (با روزگار و خلائق) کلید گره گشای توست.”
      اما حسین بن علی نمی توانست خودش کلید طلایی مشروعیت مردمی را با دست های خود به دست حکومتی جبار و ستمگر و آدمکش و جنایتکار بدهد. واقعاً اگر هر یک از ما در روزگاری چنان آبرویی در نزد مردم داشتیم که می توانستیم آنها را به پذیرش ستم، متقاعد کنیم، تا کجا در مقابل این درخواست مقاومت می کردیم. تا به خطر انداختن ترفیع و امتیازاتمان، تا اخراجمان از اداره مان، …، تا خطر کشته شدنمان، تا به اسارت رفتن زن و فرزندانمان، تا کجا؟
      وقاحت چینی هم مثل تمام پدیده های دیگرش خیلی آشغال است، واقعاً. اما فعلاً چاره چیست. نطفه مان هم دارد چینی می شود یواش یواش.
       برای یک خانم چینی احتمالاً (قطعی نمی گویم) فمینیست (“انفعالاً فاشیست” جنسیت پرست)، و سکولار مدرن (ضد مذهب و نه غیر مذهبی) و بی خدای کمونیست ماتریالیست ژنتیک (همان لاادری  احمقانه تعمیم یافته به بی خدایی )، و … (حال می کنید که تعابیر چه چرک از مفاهیم شان فاصله گرفته اند)، زشت و زننده نیست که دعای عرفۀ حسین بن علی را در همان سفر حج ی که نیمه کاره رها می کند، نفهمد و هنوز به صدای طبل دو ژنرال قدرت طلب که بر سر ریاست در هم می آویزند،  دل خوش کند و از خوشحالی حل یکی از بزرگترین معماهای تاریخ رو در رویی جنایت و عدالت، حق و ظلم ، ظالم  و مظلوم، به زندگیش برسد.
      اما برای کسی که هر محرم و هر تاسوعا و هر عاشورا به جلوه های خوب و زشت و پاک و کثیف و …. این پدیدۀ ماندگار تاریخ پرسشگرانه نگاه می کند، و باز هم دوباره و دوباره دانسته هایش را و خوانده هایش را نقادانه مرور می کند و با تمام جنگ های عادلانه و ظالمانۀ تاریخ بشر مقایسه می کند و هیچ یک ، .. هیچ یک از آنها را نیز با دیگری مطلقاً یکسان نمی یابد. پذیرش اراجیف این خانم چینی غیر ممکن است.
      این خاصیت ما تنها نیست، اکثر قریب به اتفاق مسیحیان دنیا، که اتفاقاً خیلی هم مدرن تشریف دارند، هر هفته یک بار به مسیح بر صلیب کشیده شده خیره می شوند، بخشی از مردم مکزیک هنوز هم معتقدند زاپاتا در کوه هاست و روزی حق آنها را از ظالمان خواهد گرفت.
      دوستان من، بر من خرده مگیرید و اجازه دهید که در همین حماقت و خریت و جهالتم بمانم.
      اجازه دهید هر سال ، هر سال در عزای حسین برای تمام شهیدان نامدار و گمنام تاریخ بشر برای شهادت همۀ مظلومان حق طلب جهان به دست همۀ هم نژادان جلاد یزید اشک بریزم و بسوزم. برای حسین ، کنار حسین و با حسین.
      اجازه ام می دهید؟ بدون اجازۀ شما که نمی شود، خواهش می کنم. التماس می کنم. من به این حماقت عادت دارم، نه، عشق می روزم. این حماقت نفس من است. نخواهید که ببرمش. می میرم.

      • parsa

         آقای عشق حق بر تو درود . بار دادن (اجازه) بایسته نیست . هر کاری که میخواهی بکن ولی روا نیست (اجازه نداری ) که در روز عاشورا و تاسوا همه خیابان ها را  باز داری (قرق کنی)  و مردم دیگر را بیازاری .روا نیست  با این نگرش به اتاق خواب یک خانم چینی بروی و درمورد ارگاسمش بپرسی . اجازه نداری بدون پژوهش در مورد تاریخ  رویداد ها(وقایع ) ، آن روزگار را بازگو کنی . میدانی که بیش از ۹۰ در صد مسلمانان از رفتار و پندار تو بیزار هستند .و شاید تمام مردمان وقتی که این رفتار و بی خردی را از تو میبینند از اسلام متنفر میشوند . اسلامی که من و شما از پای منبر و از  نسکهای (کتابهای)  شیعی گرفته ایم ،  بدرد خودمان میخورد . آیا نمیبینی که در این سالها چگونه خوار و زبون شده ایم .دوست من حسین ۱۸۰۰۰ نامه از کوفیان برای فرمانبرداری(بیعت) دریافت کرد .حسین شیفته حکومت نبود برای همین هم پشت سر معاویه بعد از پیمان (بیعت ) نماز خواند . وقتی حر جلوی او را گرفت حسین سه خواسته داشت یک اینکه برگردد به مدینه دوم اینکه به جای دیگر برود و کاری نداشته باشد و سوم اینکه نزد یزید برود که او حسین را به یکی از نواحی برای جهاد بفرستد . از اینکه حسین مرد کنش و مرد خداجو و والایی بود دودلی نیست . ولی او هزاران سال پیش به رحمت ایزدی رفته و شهید شده و تو هم هزاران سال هست که بر سرت میزنی و گریه میکنی . آیا دگرگونی پدید آمده ؟ تو با این عبادتت به آسمانها رفتی یا دیگران ؟ تو با این اعمالت میکروبها را پیدا کردی  یا دیگران ؟ تو به درماندگی و مفلوکی بشر کمک کردی یا دیگران ؟ آیا من و تو خدا را بیشتر شناختیم یا ماری کوری و انیشتین یا دیگر اندیشمندان و دانشمندان ؟از تمام ابزارهایی (وسایلی ) که در زندگی کارگیری میکنی کدامیک را تو برای آسایش و امنیت دیگران پدید آورده ای؟ یا دیگرانی که یک بار هم برای حسین  گریه و سوگواری نکرده اند . دوست من اشکال کار کجاست ؟ در آن گاه تو چشمداشت بهشت داری و آنها را دوزخی و نجس و کافر میپنداری .مادام به خانم چینی بند کرده ای ولی به خودت نگاه نمیکنی . او به ما تلنگور میزند که ای ایرانی تو اول ایرانی هستی و بعد هر چه میخواهی باش مسلما و یهودی و مسیحی فرقی نمیکند ولی اول ایرانی هستی ، تو واژه های پارسی را از دست داده ای آیین و مراسم نیاکانت را به فراموشی سپرده ای خوی تازی گرفته ای . ای آدم تو ایرانی نیستی و عرب هم نیستی بلکه هیچ هستیم . آیا تازیان این کارها که ما میکنیم میکنند واقعا شرم آوراست که خود را ایرانی بنامیم  در جایی که فردوسی و خیام و سعدی داریم  .ء 

    • عشق حق

      نامم غلام “حسین” است و هویتم ، عاشق “اسپارتاکوس، مسیح، حسین، امیرکبیر، میرزاکوچک خان، مارتین لوتر کینگ، ژوردانو و همۀ حق جویان دیگر تاریخ بشر”

      یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین).
       
       
       من با شما بر سر آنچه بر آن جدل می کنید بحثی ندارم، مباحثۀ شما را بر سر حقانیت علی یا ابوبکر از اساس نمی فهمم و قبول هم ندارم. اختلاف علی و ابوبکر بر سر حکومت و خلافت نبوده و نیست و هر دو گروهی که چه بخاطر غصب خلافت و چه بخاطر حسرت از دست دادن آن به هم دشنام می دهند، برای من جذابیتی ندارند.
      از دیدگاه من اختلاف بر سر نگرش و روشی بوده است که پس از پیامبر می توانست در پیش گرفته شود یا اینکه همان پیمانی که بر سر عدالت و مبارزه با ظلم و جهل و تبعیض در آیین اسلام تجلی کرده بود، ادامه یابد یا دوباره رسوم جاهلیت و تبعیض و نابرابری و بیعدالتی و ظلم در چهره ای نورانی و قدسی احیا شود. هر کس که حسین وارث آدم مرحوم دکتر شریعتی را بخواند، صرفنظر از اینکه آن را بپذیرد یا نپذیرد، حداقل می تواند فضای آن انحراف و احیای ضد ارزش ها را در قالب مقدس مابی اسلامی کاملاً احساس کند. … و مهم هم همین است ، که بتوانیم فضایی را که در باره اش بحث و جدل می کنیم بشناسیم و احساس کنیم.
      بخصوص در فضای تضارب اندیشه های اسلامی و این هزار توی پیچیدۀ عقاید و نگرش ها و منش های رنگارنگ و بعضاً متضادی که به این روزها به نام اسلام به خورد مردم جای جای دنیای پهناور امروز داده می شود، درک کردن و تصور کردن تضاد های ان روزگار دیگر کار خیلی سختی نیست. نمی گویم که شبیه سازی کنیم. فقط می گویم که تلاش کنیم که منازعات آن روز را مستقل از اینکه چه کسی نمایندۀ کدام دیدگاه امروزی بوده است، درک کنیم. من به شخصه اصلاً برایم مهم نیست که بن لادن می توانست حکومت اسلامی به راه بیندازد و خود را زعیم عالم اسلام و قطب رهبری مسلمانان جهان قرار دهد یا خیر. اگر چه اگر می توانست بسیار متآثر و متاسف می شدم که چگونه مردم مسلمان جهان می توانند از لج غیر مسلمانان تمام گنچینۀ تعالیم الهی و تجربه های تاریخی خود را به لجن بکشند. اما آنچه برایم اهمیت داشت این بود که اسلام ، با هر تعبیر و برداشتی که دوست و دشمن از آن دارند، دستاویز بیماری های روانی و خود شیفتگی یک جنایتکار آدمکش که کمترین تفاوتی با جنایتکاران یهودی، مسیحی ، کمونیست، آتش پرست، گاو پرست و …دارد قرار گیرد.
      چنین تصوری بدون آنکه با بحث کردن در جزئیات آن خود و خانواده و حتی همسایگانم را در خطر قرار دهم امکان ندارد. این مباحثه بماند برای روزهایی روشن تر و فضایی بازتر و انسان هایی آزاده تر و با شهامت تر و تعصباتی آرام تر، اگر به عمرمان قد داد. اگر نداد هم ملالی نیست. خدا بر ابلاغ حقیقت و بلوغ امرش از من و شما توانا تر است.
      بحث بر سر اینکه شیعه چه بود و امروز چه هست و جدل بر سر اینکه چه تفاوت اساسی بین تفکر اهل سنت و شیعیان وجود داشت، در دوران ظلم و جهالت خلافت امویان و عباسیان و امروز به چه بحث و جدلی تبدیل شده است، ممکن است به مرتد شناخته شدن من منجر شود و واجب القتل بودنم، چه با شاخص هایی که احمقانه برای آن روز تصور کرده ایم و چه با شاخص های واقعی و طناب های دار و قمه ها و مسلسل های واقعی تر امروز.
       اما در باب آن خانم چینی سطحی نگر و بسیار احمق که مانند طوطی مولانا کچلی خود را با تمام کچل های جهان از یک ریشه می داند، متاسفم که عوام کالانعام خوراک فکر سطحی و بچگانۀ ایشان را با گل مال کردن خود و شکافتن سرشان و زنجیر زدن به سر و صورتشان فراهم آورده اند. …. بر ایشان حرجی نیست. حلالشان باد این خزعبلات و اراجیف. بعنوان یک عاشق تمام مظلومان و شهدای تاریخ بشر، از جمله سرور شهیدان جهان، از گناه ایشان می گذرم و عقوبت ایشان را بر گردن می گیرم.
      اما حرکت حسین بن علی هر که بود و هر چه کرد ، هر گز ، هرگز به سان قیام ژنرالی برای شکست دادن یک فرمانروا نبود و نیست، اگر چه اشکالی هم نداشت که باشد. حرکت حسین بن علی نه از چنین جایی آغاز شد و نه به چنین نبردی منتهی شد. انسان باید خیلی بی فرهنگ و خود شیفته باشد که تمام عناصر حقیقت را در یک حرکت و در یک پدیدۀ تاریخی و اجتماعی “نادیده بگیرد” تا بتواند آن را در حد برداشت شخصی خود و شبیه سازی های ساده انگارانۀ خود محدود کند.
      اگر اینطور بود که نیست تمام نبردهای حق طلبانه تاریخ جهان نقطۀ درگیری دو ژنرال می شدند که بخاطر قدرت در هم آویخته اند و بالاخره یکی پیروز شده و یکی شکست خورده اند. در اینصورت این همه تلاش بشریت برای جلوه گر شدن حق و ناحق، ستم و عدالت، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، و بخصوص تجلی تمام آنها در کتاب و شعر و موسیقی و ادبیات و هنر و فرهنگ، به ذباله دانی می رود و این خانم چینی هم خرسند از اینکه فرمول تمام پدیده های تاریخ بشر را یک جا و یک هویی پیدا کرده می رود به خور خواب و اورگاسمش می رسد.
      اما متاسفانه اینطور نیست، باور نکنید، یک لحظه توقف کنید، یک کمی تأمل کنید، اینطور نیست. 
      خیلی خیلی خیلی خلاصه، حسین بن علی سال ها در طول زندگی پر برکت برادرش و سال ها بعد از آن در سایۀ عهدنامۀ صلح برادر در داخل حکومت سفاک و جلاد معاویه زندگی کرد و خون دل خورد و احتمالاً مثل همۀ دیگر مردم فهیم جهان از بیرحمی های جلادان و جهالت مردمان و سیاهی دوران رنج کشید و رنج کشید. مردم هم که اگر به طمع نواله ای یا تهدید شغالان و گرگان خونریز، ساکت بودند و مطیع، راضی که نبودند، خون می خوردند و زندگی می کردند. تا اینکه معاویه مرد و یزید طمع خلافت کرد. حال لازم بود که یزید از همراهی و بیعت بزرگان کسب مشروعیت کند و به حساب تبعیت کسانی مانند حسین بن علی، ننگ پیمان شکنی پدر را از ذهن مردمان پاک کند. پس حسین باید می شد ابزار مشروعیت بخشیدن به حکومت نامشروع یزید. حکومتی که در سایۀ شمشیر های تیز جلادان می توانست حکم داشته باشد. اما در دل مردمان نمی توانست راه داشته باشد و بایستی که تمام عمر در ننگ نامشروع بودن و نابرحق بودن حکومت می کرد.
       بنابر این یزید به سراغ حسین بن علی فرستاد و بیعت او را طلب کرد و حسین در زمانی که مدینه را ترک می کرد، به برادر تنها یک جمله گفت که ” از مومنین مردانی (انسان هایی ) به عهد خود وفا کردند و برخی دیگر از آنان منتظرند و از سر پیمان خود بر نمی گردند”
      حسین بن علی می توانست اعتراض و سکوت خود را به جبر روزگار، مثل همۀ انسان هایی که ناچار در کنار و در زیر سلطۀ “زورمداران جباری که بر قدرت بازو و تیزی شمشیر و سرعت گلوله هایشان” تکیه کرده اند، زندگی می کنند، با همۀ رنج ها و خطرات و تهدیدهایش، ادامه دهد و تحمل کند. مگر نفرمود که ” هنگامی که از تدبیر بازمانده و چاره ای برایت نمانده بود، مدارا (با روزگار و خلائق) کلید گره گشای توست.”
      اما حسین بن علی نمی توانست خودش کلید طلایی مشروعیت مردمی را با دست های خود به دست حکومتی جبار و ستمگر و آدمکش و جنایتکار بدهد. واقعاً اگر هر یک از ما در روزگاری چنان آبرویی در نزد مردم داشتیم که می توانستیم آنها را به پذیرش ستم، متقاعد کنیم، تا کجا در مقابل این درخواست مقاومت می کردیم. تا به خطر انداختن ترفیع و امتیازاتمان، تا اخراجمان از اداره مان، …، تا خطر کشته شدنمان، تا به اسارت رفتن زن و فرزندانمان، تا کجا؟
      وقاحت چینی هم مثل تمام پدیده های دیگرش خیلی آشغال است، واقعاً. اما فعلاً چاره چیست. نطفه مان هم دارد چینی می شود یواش یواش.
       برای یک خانم چینی احتمالاً (قطعی نمی گویم) فمینیست (“انفعالاً فاشیست” جنسیت پرست)، و سکولار مدرن (ضد مذهب و نه غیر مذهبی) و بی خدای کمونیست ماتریالیست ژنتیک (همان لاادری  احمقانه تعمیم یافته به بی خدایی )، و … (حال می کنید که تعابیر چه چرک از مفاهیم شان فاصله گرفته اند)، زشت و زننده نیست که دعای عرفۀ حسین بن علی را در همان سفر حج ی که نیمه کاره رها می کند، نفهمد و هنوز به صدای طبل دو ژنرال قدرت طلب که بر سر ریاست در هم می آویزند،  دل خوش کند و از خوشحالی حل یکی از بزرگترین معماهای تاریخ رو در رویی جنایت و عدالت، حق و ظلم ، ظالم  و مظلوم، به زندگیش برسد.
      اما برای کسی که هر محرم و هر تاسوعا و هر عاشورا به جلوه های خوب و زشت و پاک و کثیف و …. این پدیدۀ ماندگار تاریخ پرسشگرانه نگاه می کند، و باز هم دوباره و دوباره دانسته هایش را و خوانده هایش را نقادانه مرور می کند و با تمام جنگ های عادلانه و ظالمانۀ تاریخ بشر مقایسه می کند و هیچ یک ، .. هیچ یک از آنها را نیز با دیگری مطلقاً یکسان نمی یابد. پذیرش اراجیف این خانم چینی غیر ممکن است.
      این خاصیت ما تنها نیست، اکثر قریب به اتفاق مسیحیان دنیا، که اتفاقاً خیلی هم مدرن تشریف دارند، هر هفته یک بار به مسیح بر صلیب کشیده شده خیره می شوند، بخشی از مردم مکزیک هنوز هم معتقدند زاپاتا در کوه هاست و روزی حق آنها را از ظالمان خواهد گرفت.
      دوستان من، بر من خرده مگیرید و اجازه دهید که در همین حماقت و خریت و جهالتم بمانم.
      اجازه دهید هر سال ، هر سال در عزای حسین برای تمام شهیدان نامدار و گمنام تاریخ بشر برای شهادت همۀ مظلومان حق طلب جهان به دست همۀ هم نژادان جلاد یزید اشک بریزم و بسوزم. برای حسین ، کنار حسین و با حسین.
      اجازه ام می دهید؟ بدون اجازۀ شما که نمی شود، خواهش می کنم. التماس می کنم. من به این حماقت عادت دارم، نه، عشق می روزم. این حماقت نفس من است. نخواهید که ببرمش. می میرم.

  • Sweety Alireza

     

     با آقای هراندی درباره تندروی نویسنده همسو هستم باید تمام تواریخ مطالعه شود و تمام کنش ها و واکنشها در همان زمان و مکان سنجیده شود . ولی خود آقای هرندی بدرستی همان راهی را رفته که نویسنده این نوشتار رفته است .
    نخست اینکه علی اولین نوجوان بوده که به اسلام گرویده است . اولین مرد بر پایه تمام کهن نگاران ابوبکر بوده است
    دوم اینکه خوابیدن بر جایگاه پیامبر فضیلیت کمتر از همراهی پیامبر در راه حجرت دارد و رفیق غار بودن بسیار با ارج تراست
    سوم اینکه داستان غدیر به این چگونگی که شیعه میگوید یک داستان وافسانه تخیلی است که بدور از خردورزی است   که نمیتوان در این جا به آن پرداخت .
    چهارم اینکه خلفای با سیاست از علی رایزنی میگرفتند برا اینکه علی مردی با هوش بوده است و از یاران خاص آنها بوده است مانند دیگر یاران پیامبر
    پنجم اینکه لخت شدن عمر وعاص یک یاوه و دروغ بیش نیست . اگر میخواهید در مورد این مرد پژوهش کنید پیشنهاد میکنم که به کتابهای اهل سنت و دیگر کتابهای کهن نگاری سر بزنید و همچنان که خودتان گفتید منصفانه داوری کنید
    ششم اینکه خشونت علی  به دشمنان و مهرورزی او به بینوایان برآیند پایبندی به قرآن و سنت پیامبر بوده که میتوان در تمام اصحاب پیامبر این منش را دید.
    هفتم اینکه علی را خلیفه چهارم نکردند بلکه او هتا گرایش به خلیفه شدن نداشته است . باز هم پشنهاد میکنم که به نهج البلاغه و کتابهای کهن نگاری سر بزنید . علی فرمانبردار انجمن رایزنی (شورا) بوده است
    هشتم اینکه نهج البلاغه ۴۰۰ سال دور تراز حضرت علی  بدست ابن ابا الحدید نوشته شده است و بیشتر مسلمانان همه این نسک را از علی نمیدانند .
    نهم اینکه   حضرت علی علم غیب نداشته است و هیچ گونه پیشگوئی نکرده است . دوست من در سده ۲۱ از شما روشنفکران و خردورزان دور است که به این یاوه ها و چرندیاتی که در نسکهای (کتابهای) ملا باقر مجلسی و کافی نوشته شده است باور داشته باشید.
    دهم اینکه نه بر  شمار همسران علی و نه تعداد فرزندان ایشان  خرده ای نیست . ولی دوست من این  آساهای (قوانین) قرآنی در باره شمار همسران میتواند بر آن زمان سازگارباشد .
    دوست من قرآن  در زمانی فرستاده شده که عرب در بدترین جایگاه آدمیت قرار داشت و چون آدم لجوج و یک دنده ای بود آفریدگار قرآن را به زبان او فرستاد . که او باور کند (ایمان بیاورد) در قرآن هم آمده که ایزد فرموده که من این کتاب را به زبان عربی فرستادم که شما ایمان بیاورید . من برای هر تباری (قومی )پیامبری فرستادم .این به چم( معنی ) اینکه هر تباری پیامبری دارد که به  زبان و شیوه های زندگی و دودمانی (قومیتی) و فرهنگی آن دودمان آشناست . 
    دوست من تو قرآن را خوانده ای؟ آیا دریافتی که چه میگوید. مگر اینکه به برگردان ( ترجمه ) و گزارش( تفسیر) آن  سر بزنی (مراجعه کنی) .ء
    و یازدهم اینکه : آزی دوست من ، از علی ستمدیده تر (مظلوم) دیده ام که برایت میگویم. 
     هیچ یک از مسلمانان به علی توهین نمیکنند مگر شیعیان و تندروها از هز دسته چه سنی و چه شیعه 
    ۱- زنان پیامبر که شیعه بعد از ۱۴۰۰ سال به دشنام و فحاشی به آنان گوی سبقت را ربوده است
    ۲- یاران پیامبر که با ز هم در پیش چشمان شیعه از هر دشمنی  دشمن ترند
    ۳- و ستمدیده تر و دور افتاده تراز همه اینها میدانی کیست ؟ خداوند است که با تمام آساها و آیین هائی که برای بهبود روزگار ما آفریده است ، مامسلمانان در پی کینه توزی به علی و یاران پیامبر و زنان پیامبریم که ۱۴۰۰ سال پیش در گذشته اند ، و در پی کینه توزی و بدخواهی برای همدیگر هستیم . و این در حالی است که آنها که به خدا و دین ، باور ندارند بر آنند که برای ما و تمام بندگان و باشندگان (موجودات) ایزد یکتا ابزار زندگی بهتر فراهم کنند ، مانند ادیسون – ماری کوری – پاستور و دیگردانشمندان و خردورزان گیتی .

    پوزش میخواهم . زیاده گفتم . دوست من به شما پیشنها د میکنم که  نسکهای کهن نگاری و دینی اسلامی و مسیحی و یهودی را بیشتر بخوانی تا بدانی که این علی که در یاد و انگار توست و تو دوستش داری ، همان علی است که در انگار نویسنده این نوشتار است که با علی دشمن است .ولی بااین ناهمسانی(تفاوت) که شما تنها آنچه که در ستایش علی است میخوانی ، و نویسنده این نوشتار  هم  آنچه که در نکوهش علی است میخواند .

    یک خانم چینی در باره ما ایرانیان و مذهب شیعه چیزهای جالبی میگفت. شما هم بخوانید: “… من این قدر فهمیدم که دو ژنرال از میان فاتحین سرزمین شما با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند. برنده این جنگ ژنرال یزید بود که ژنرال حسین را از میان برداشت. اکنون شما ایرانیان برای ژنرال حسین هر سال بر خود زنجیر و شمشیر میزنید.آیا اعراب هم برای شما چنین میکنند؟ آیا در تاریخ بشر هیچ مردمی برای فاتحین خویش جشن و عزا گرفته؟ شما برای کشندگان نیاکانتان جشن و عزا میگیرید و پدران خویش را کافر خطاب میکنید. دین شما نیکی بوده, شما آن را با خون و شمشیر جایگزین کردید. شما ایرانیان نمیتوانید و نباید خوشبخت باشید. زیرا نیاکان تکه تکه شده شمااکنون در گور بر خود میپیچند که فرزندانشان در آیین کشندگانشان از ایشان آتشین ترند. به به چشم پدرانتان روشن! این خانم چینی میگفت این ننگ تا ابد بر ما ایرانیان خواهد ماند. ما همیشه مردمی خواهیم بود که به نیاکان خویش پشت نمودیم و نام فرزندمان را نهادیم غلام قاتلین پدرانمان(غلام – علی، حسن، حسین). دیگر خجالت کشیدم که به این خانم در باره امام زمان و سید خراسانی و شعیب صالح و غیره چیزی بگویم. شما چه فکر میکنید؟این چکامه از فردوس بزرگ است .چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود/تبه گردد این رنج های دراز نشیبی دراز است پیشش فراز/نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر ز اختر همه تازیان راست بهر/ز پیمان بگردند و ز راستی گرامی شود گژی و کاستی/رباید همی این از آن آن از این ز نفرین ندانند باز آفرین/نهانی بتر ز آشکارا شود دل مردمان سنگ خارا شود/شود بنده ی بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید بکار/به گیتی نماند کسی را وفا روان و زبان ها شود پر جفا/از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اند میان/نه دهقان همه ترک و تازی بود سخن ها بکردار بازی بود/نه جشن و نه رامش نه کوهر نه نام بکوشش زهر گونه سازند دام/بریزند خون از پی خواسته شود روز گار بد آراسته/زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش/ز پیشی و بیشی ندارند هوش خورش نان کشکین و پشمینه پوش /چو بسیار از این داستان بگذرد کسی سوی آزادگان ننگرد/

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • British peyman

     perfect dear Mr Harandi 
    but i think ina yasin too gooshe GOOSALE khoondane…..!!!

  • mehmane 2

    آقای پارسا خیلی خوب نوشتید/ مرسی/ برای بیجارگی خودمان ،گذشتگان و ایندگان مان دلم سوخت
    همزمان با خواندن این نوشته صدای اذان شروع شده وجقدر تلخ است این لحظه ….
    انچه در فکر و دلمان کاشته شده از معنویات به یکباره فرو میریزد با ا این حقایق تلخ  ،
    کاش هیجگاه این حقایق روشن نمی شد که سخت است بر من یاد و خاطر ات معصومانه به نماز ایستادنم و روزه گرفتنم در ۹ سالگی  با انچه گریبانم را گرفته در سی سالگی !
    دین افیون توده هاست و بس

  • mehmane 2

    آقای پارسا خیلی خوب نوشتید/ مرسی/ برای بیجارگی خودمان ،گذشتگان و ایندگان مان دلم سوخت
    همزمان با خواندن این نوشته صدای اذان شروع شده وجقدر تلخ است این لحظه ….
    انچه در فکر و دلمان کاشته شده از معنویات به یکباره فرو میریزد با ا این حقایق تلخ  ،
    کاش هیجگاه این حقایق روشن نمی شد که سخت است بر من یاد و خاطر ات معصومانه به نماز ایستادنم و روزه گرفتنم در ۹ سالگی  با انچه گریبانم را گرفته در سی سالگی !
    دین افیون توده هاست و بس

  • mehmane 2

    آقای پارسا خیلی خوب نوشتید/ مرسی/ برای بیجارگی خودمان ،گذشتگان و ایندگان مان دلم سوخت
    همزمان با خواندن این نوشته صدای اذان شروع شده وجقدر تلخ است این لحظه ….
    انچه در فکر و دلمان کاشته شده از معنویات به یکباره فرو میریزد با ا این حقایق تلخ  ،
    کاش هیجگاه این حقایق روشن نمی شد که سخت است بر من یاد و خاطر ات معصومانه به نماز ایستادنم و روزه گرفتنم در ۹ سالگی  با انچه گریبانم را گرفته در سی سالگی !
    دین افیون توده هاست و بس

  • nima57

     moteasefam waseye mardomi ke az ghoran baraye olgoo dar zendegishoon estefade mikonan hich kodom az in mosalmoonaye 2ateshe ke migan eslam mohamad ba khamenei fargh mikone tahala hata baraye yek bar awesta ro khondan arabhaye sosmar khore oon zaman ehtiaj dashtan be yeki mesle mohamad baraye inke adam beshan wali iranike 300sal ghabl az hakhamanesh  yegane parast bood oonam ba oon farhag o tamadon be eslam o mohamad ehtiaj dasht?onaei ke migan eslam hamash azab o tars o shekanje wa…nist to kodoom din o aein enghadr khoda birahm o shekanjegar neshon dade mishe?ta zamani ke be ghole khodeshoon eslame nabe mohamadi hast waz e in mamlekat az in behtar nemishe

  • nima57

     moteasefam waseye mardomi ke az ghoran baraye olgoo dar zendegishoon estefade mikonan hich kodom az in mosalmoonaye 2ateshe ke migan eslam mohamad ba khamenei fargh mikone tahala hata baraye yek bar awesta ro khondan arabhaye sosmar khore oon zaman ehtiaj dashtan be yeki mesle mohamad baraye inke adam beshan wali iranike 300sal ghabl az hakhamanesh  yegane parast bood oonam ba oon farhag o tamadon be eslam o mohamad ehtiaj dasht?onaei ke migan eslam hamash azab o tars o shekanje wa…nist to kodoom din o aein enghadr khoda birahm o shekanjegar neshon dade mishe?ta zamani ke be ghole khodeshoon eslame nabe mohamadi hast waz e in mamlekat az in behtar nemishe

  • nima57

     moteasefam waseye mardomi ke az ghoran baraye olgoo dar zendegishoon estefade mikonan hich kodom az in mosalmoonaye 2ateshe ke migan eslam mohamad ba khamenei fargh mikone tahala hata baraye yek bar awesta ro khondan arabhaye sosmar khore oon zaman ehtiaj dashtan be yeki mesle mohamad baraye inke adam beshan wali iranike 300sal ghabl az hakhamanesh  yegane parast bood oonam ba oon farhag o tamadon be eslam o mohamad ehtiaj dasht?onaei ke migan eslam hamash azab o tars o shekanje wa…nist to kodoom din o aein enghadr khoda birahm o shekanjegar neshon dade mishe?ta zamani ke be ghole khodeshoon eslame nabe mohamadi hast waz e in mamlekat az in behtar nemishe

  • nima57

     moteasefam waseye mardomi ke az ghoran baraye olgoo dar zendegishoon estefade mikonan hich kodom az in mosalmoonaye 2ateshe ke migan eslam mohamad ba khamenei fargh mikone tahala hata baraye yek bar awesta ro khondan arabhaye sosmar khore oon zaman ehtiaj dashtan be yeki mesle mohamad baraye inke adam beshan wali iranike 300sal ghabl az hakhamanesh  yegane parast bood oonam ba oon farhag o tamadon be eslam o mohamad ehtiaj dasht?onaei ke migan eslam hamash azab o tars o shekanje wa…nist to kodoom din o aein enghadr khoda birahm o shekanjegar neshon dade mishe?ta zamani ke be ghole khodeshoon eslame nabe mohamadi hast waz e in mamlekat az in behtar nemishe

  • Check

     haminaai ke alaan daran javoonhaaye maro mikoshan wa be dar avizan mikonand beheshun migan yazid. Eslam dine ahmaghaaneye bisawadane zurgu hast ke tanha harfi ke mitunan bezan koshtan ast o degar hich. Faghat zurgui wa tajavoz be namuse digaran. An ruz ro mibinam ke hame be paaye daar berid kesafataye harumzade ke be maadare khodetun ham rahm nemikonin. 

  • Check

     haminaai ke alaan daran javoonhaaye maro mikoshan wa be dar avizan mikonand beheshun migan yazid. Eslam dine ahmaghaaneye bisawadane zurgu hast ke tanha harfi ke mitunan bezan koshtan ast o degar hich. Faghat zurgui wa tajavoz be namuse digaran. An ruz ro mibinam ke hame be paaye daar berid kesafataye harumzade ke be maadare khodetun ham rahm nemikonin. 

  • Check

     haminaai ke alaan daran javoonhaaye maro mikoshan wa be dar avizan mikonand beheshun migan yazid. Eslam dine ahmaghaaneye bisawadane zurgu hast ke tanha harfi ke mitunan bezan koshtan ast o degar hich. Faghat zurgui wa tajavoz be namuse digaran. An ruz ro mibinam ke hame be paaye daar berid kesafataye harumzade ke be maadare khodetun ham rahm nemikonin. 

  • Amir S Ghiassi

    آیا اساس دین ها مقصر این همه ظلم و غارت و فساد تمامیت خواهی ها هستند؟ یا متظاهران و شیادان دینی؟ اکنون بایست برای خیلی ها کاملا روشن شده باشد که شیادان متظاهران و جانماز آبکش ها متقلبان در لباس زهد و ریا با سو  استفاده از باورهای قلبی مردم و ساده دلی و پاکی آنان به دزدی غارت تمامیت خواهی و حتی جنایت دست میزنند و این بار ګناه را بردوش دینهای الهی می اندازند  و عده ای که بوسیله این غارتګران و دزدان و دیکتاتوران غارت شده اند  پیکان خود را به دین ها نشانه میروند و به باورهای مردمی که دین را به ارث برده اند می تازند  و با آتش زدن کتابهای دینی آنان عملا در خدمت غارتګران اصلی رل بازی میکنند یا دانسته و یا ندانسته  مردم خاورمیانه بهر جهت همه مسلمان هستند چه از نوع شیعه و یا سنی و چه از نوع دیګر آن نظیر شیعه اسماعیلی یا هفت امامی و صوفی و درویش و غیره که همه به نوعی با اسلام درګیر هستند  حالا تاختن به اسلام و باورهای صادقانه مردم که دین همراه با خرافه ها و تعصبات شدید تا مغز استخوانهایمان فرو رفته است چه دردی را دوا میکند؟

      این تعصبات شدید حتی وقتی کسی به دین دیګری هم ګرایش دارد نیز بشدت به چشم میخورد  عده ای دین را وسیله کسب کار و درآمد و ثروت اندوزی به ارقام نجومی کرده اند و ظاهرا هم در کارهای خود موفق هستند  و عده ای هم بی مهابا به این باورهای مردم حمله میکنند و با آتش زدن قرآن شاید بدون اینکه حتی آنرا خوانده باشند  به خرمن تعصب و تفرقه های مرد افکن و بیهوده دامن میزنند  اربابان هم که تنها طالب منافع خود هستند تا اسلحه ها و وسایل انبار شده شان را بفروش برسانند   همه دینها مردم را به خوبی پاکی سالم بودن کم بیش راهنمایی کرده اند و محتاج به توضیح نیست که همه دینها برای این آمده اند که مشګلات را تا حدی حل کنند حالا اګر شیادان از این رهنګذر سو استفاده کرده اند و آنرا بصورت حربه ای برای کسب منافع خود در دست ګرفته اند که اساس دین مقصر نمی باشد یا؟ هست؟  مثلا رهبران بسیاری از دینها دیندار بودن اعضای خودرا در این می پندارند که بایست با سایر دینها و یا مکتبهای اجتماعی مخالف و حتی دشمن باشند  مثلا یک مسلمان بایست ازنظر بسیاری از تندروها دشمن بهاییت باشد تا مسلمان شناخته شود و بقول مسلمانان بایست با بهاییان مثل کارد و پنیر باشد  همین طور یک مسیحی افراطی مسلمانان را شیطان پرست و بی دین میداند و یا در همان مسیحیت کلیساهایی هستندکه سایر کلیساها را وابسته به شیطان می دانند و مردم آن کلیساها را مسیحی نمی دانند زیرا آنان میخواهند ګروهی برای خود داشته باشند تا خودشان مفسر سخنګو  و یا واعظ باشند  و کلیسای آنان از نظر شماره و نفرات بالا باشد تا بتوانند شاید بیشتر پول به دست بیاورند یا سنګینی اجتماعی بیشتری حس کنند.  ګروهی که خودرا مثلا زرنګ میدانند با تکیه به باورها و خرافه ها و جهالت مردم آنان را دور خود جمع و دستګاهی و ثروتی برای خودشان دست پا میکنند.

      شاید بیشتر آنان در فکر و قلبشان به آنچه که میکنند اعتقادی هم  نداشته باشند  شاید بیشترین صدمه به دینها را همین متظاهران و جانماز آبکش ها به دینها زده و میزنند و مردمی که قربانی آنان شده اند لاجرم با اصل دین هم دشمن میشوند  ولی ما بایست در یابیم که اکثر مردم کشورهای خاورمیانه بهرحال مسلمان هستند و تا مادامیکه به این عقاید خود پای بند هستند و به کسی کاری ندارند و نمی خواهند عقیده های خود را زور چپان به دیګران کنند بایست آزاد باشند تا به نماز خواندن دعا نمودن خود ادامه دهند شاید به این ترتیب آنان شادتر و بهتر هم بشوند مشګل ما شیادانی هستند که بنام دین مردم را غارت میکنند و وعده های بهشت های خیالی وحوریان همیشه دوشیزه میدهند وخودشان با حوریان زمینی سرګرم عیش و عشرت هستند و دیګران را به حوریان بهشتی وعده میدهند  مثلا اګر ناصرالدین شاه به دین و حوریان بهشتی و آن دنیا واقعا اعتقاد داشت چرا در این دنیا هشتاد زن ګرفت و هر زنی زیبایی را که میدید میخواست تصاحب کند؟  این مشګل ماست که خود خواه تمامیت طلب و فاسد هستیم و دین را بهانه اینکارها میکنیم  اګر تنها دینها مایه بدبختی مردم بودند پس مردم دوره مرحوم استالین ګرجی ایرانی که تمامی روسیه و اتحاد شوروی را در اختیار داشت و عملا فاتحه دین را خوانده بودند بایست خوشبخت میشدند پس چرا نشدند؟ 

     و خودتان میدانید که شاید بیشتر از پنجاه میلیون انسان به دست این سګ مثلا غیر مذهبی کشته شدند  یا شهید ګردیدند و خودش هم در آخر مثل یک سګ مسموم شد خوب او که دین نداشت ومسلمان هم که نبود؟  اکنون هم دیوانه ګانی نظیر صدام ګور به ګور شده و دوست ابله دیګرش سرهنګ قذافی با توپ تفنګ و تانک ومسلسل بجان مردم افتاده اند و خود را قیم مردم و انقلابی میدانند که بر ضد امپریالیست ها جنګیده اند و کشورشان را و مردشان رامثلا از دست اربابان غربی نجات داده اند ولی خودشان بمراتب بدتر و وحشی تر از همان اربابانی هستند که ادعا دارند ملتهایشان را آزاد کرده اند باری مشګل در ماست  که زیاده طلب  قسی  دزد فاسد تمامیت خواه و شهوت پرست و خود خواه هستیم نه دینها و حتی مکبتهای اجتماعی؟  این مردمی که حتی سر نواده پیامبر خودشان را هم بریدند و این انسانهای که میلیونها نفر انسان را میکشند  آیا شرم نمی کنند که نام انسان بر روی خودشان میګذارند  متاسفانه هم دینها و هم مکبتهای ادبی در ساختن انسانهایی والا مردود شده اند ګروهی در همه دنیها و همه اجتماع ها ملیت ها و نژاد ها و مکتب های اجتماعی خوب هستند و ګروهی بد و بد سګال ؟  حال حمله به دینها چه فایده ای میتواند داشته باشد  آنکسی که مسلمان است  نماز میخواند روزه میګیرد دزدی نمی کند هیزی نمی کند مال مردم را نمی خورد کلاهبرداری و تجاوز نمی کند و تمامیت خواه هم نیست چه ضرری به اجتماع میرساند که با آتش زدن قرآن روح اورا میآزارند  و آنکسی که تنها فکر دزدی هیزی تمامیت خواهی غارت و فساد است و خودرا مسلمان میداند با آن اولی بقول قدیمی ها تومانی صنار فرق دارد؟ 

     شاید نفر دوم از آتش زدن قرآن ککش هم نګزد ولی دیګران را تحریک میکند که بایست همه مثلا کسانی که با آتش زده ګان قرآن هم ملت هستند بایست کشته شوند و بدین ترتیب نفرت را زیاد میکنند و به کسب و درآمد شرکتهای بزرګ بیمه مواد منفجره و مواد مخدر رونق می دهند؟ آیا غیر از این است؟ آیا با آتش زدن یک کتاب خرافات و جهل و بیسوادی و بی شعوری و ظلم و تمامیت خواهی از بین میرود  اګر چنین بود که بایست آقایان دیکتاتور ها درس از ګذشته میګرفتند و هیتلر را آتش زدند  و آنان بایست بترسند که مثل آن دیکتاتور آتش زده نشوند ولی آیا اینطور است  هم اکنون هم در خاورمیانه مردم از دست فساد دزدی غارت و بی انصافی جانشان به لب رسیده است زیرا از یک طرف شیوخ مسلمان عرب به روی ثروتها ملی مثل خرس خوابیده اند و آنها را می دزدند و باز بنام اسلام دست فقیر بینوایی را که تکه نانی دزدیده است قطع میکنند ولی خودشان میلیاردها دلار ثروت ملی مردم را می دزدند ولی هیچ کسی پاګیر آنان  نمی شود آیا این عدالت است  آنانی که در قصرهای تلا وعاج زندګی میکنند وهمه نوع فرشته های حوریان زمینی در حرمسراهایشان غل میزند آیا واقعا به اسلام متعقد هستند  که میګوید اګر همسایه ات ګرسنه است وظیفه داری به او رسیدګی کنی؟  آیا میلیونها مسلمان ګرسنه در جهان وجود ندارد  آیا این شیوخ غرق شده در ثروتهای میلیاردی و شاید تریلیونی نفت از این پولهای دزدی شده  برای صاحبان اصلی این ثروتها خرج میکنند  یا پولهای را در بانکهای بقول خودشان کافرستانها برای لابد دادن رشوه به حوریان بهشتی انبار کرده اند خوب این حرص و این فساد تقصر دین است؟ 

     مشګل همان تعصب  جهل و تمامیت خواهی و فساد است که ګریبان ګیر همه ما شده است  وګرنه اینهمه انقلابها شده است و مردمانی از طبقه مثلا کارګر و پایین به بالا کشیده شده اند ولی بلافاصله آنان هم مثل دیګران به جمع ثروتهای نامشروع و غارت همرزمان خود کوشیده اند معیار بایست خوبی و انسانیت باشد  وګرنه در همه اقشار اجتماعی و همه ملیتها و مذهب بدخوب در هم ګره خورده اند  مثلا صوفی هم ممکن است دزد و قاتل باشد و یا بهایی هم ممکن است بهمان نسبت دزد کلاهبردار و غارتګر باشد  ما بایست معیارمان را از روی مذهب نژاد ملیت برداریم وهمه انسان های والا را محترم بشماریم و به عقاید آنان احترام بګذاریم زیرا اګر اعتقادات آنان باعث خوبی است حمله کرده به اعتقادات آنان کاری ظالمانه و بیهوده است   دین که این همه در باره خوبی و انسانیت سفارش کرده است نمی تواند بد باشد  این مردم مثلا مومن به آن دین هستند که از آموزه های دینی خود استفاده نمیکنند بلکه از نام آن سو استفاده میکنند  و آنرا وسیله دزدی و غارت قرار میدهند   مثلا کسانی هستند که یکبار به عنوان بهایی توسط مسلمانان غارت شده اند ویک بار هم به عنوان مسلمان توسط بهاییان ؟ 

     آیا این تقصیر دینها است  نه زیرا آموزه های دینی برای بهتر کردن مردم وضع شده است و اګر کسی کاری زشت میکند او مقصر است نه دین کما اینکه بعضی از سیاهان میګویند که انسان سفید پوست آنان را به برده بودن کشانیده است  درصورتیکه میدانیم که این انسانهای بد بوده اند که برده داری و استعمار را پیشه خود کرده بودند و آنان حتی به سفیدان دیګر هم رحم نمیکردند  منظور این است که همه ما بایست برای ریشه کردن ظلم فساد تمامیت خواهی و دزدی با هم متحد شویم بدون در نظر ګرفتن دین  نژاد  ملیت زیرا که به نقل حضرت بهاالله ما هم بار یک داریم و برګهای یک شاخسار   که در روضه قلب نبایست بجز ګل عشق بکاریم  حالا کجای این فکر یک فکر ضاله است ؟
     بایست نوک پیکان حمله را متوجه دزدان و غارتګران و تمامیت خواهان و فاسدان کرد نه دینها که موجب آزردګی انسانها ساده دل و مومنان واقعی میشود  و بالاخره این دختر کوچولو هم برای شما نانای میکند تا دلتان را شاد کند؟

    قدرت بخشش
     

  • Amir S Ghiassi

    آیا اساس دین ها مقصر این همه ظلم و غارت و فساد تمامیت خواهی ها هستند؟ یا متظاهران و شیادان دینی؟ اکنون بایست برای خیلی ها کاملا روشن شده باشد که شیادان متظاهران و جانماز آبکش ها متقلبان در لباس زهد و ریا با سو  استفاده از باورهای قلبی مردم و ساده دلی و پاکی آنان به دزدی غارت تمامیت خواهی و حتی جنایت دست میزنند و این بار ګناه را بردوش دینهای الهی می اندازند  و عده ای که بوسیله این غارتګران و دزدان و دیکتاتوران غارت شده اند  پیکان خود را به دین ها نشانه میروند و به باورهای مردمی که دین را به ارث برده اند می تازند  و با آتش زدن کتابهای دینی آنان عملا در خدمت غارتګران اصلی رل بازی میکنند یا دانسته و یا ندانسته  مردم خاورمیانه بهر جهت همه مسلمان هستند چه از نوع شیعه و یا سنی و چه از نوع دیګر آن نظیر شیعه اسماعیلی یا هفت امامی و صوفی و درویش و غیره که همه به نوعی با اسلام درګیر هستند  حالا تاختن به اسلام و باورهای صادقانه مردم که دین همراه با خرافه ها و تعصبات شدید تا مغز استخوانهایمان فرو رفته است چه دردی را دوا میکند؟

      این تعصبات شدید حتی وقتی کسی به دین دیګری هم ګرایش دارد نیز بشدت به چشم میخورد  عده ای دین را وسیله کسب کار و درآمد و ثروت اندوزی به ارقام نجومی کرده اند و ظاهرا هم در کارهای خود موفق هستند  و عده ای هم بی مهابا به این باورهای مردم حمله میکنند و با آتش زدن قرآن شاید بدون اینکه حتی آنرا خوانده باشند  به خرمن تعصب و تفرقه های مرد افکن و بیهوده دامن میزنند  اربابان هم که تنها طالب منافع خود هستند تا اسلحه ها و وسایل انبار شده شان را بفروش برسانند   همه دینها مردم را به خوبی پاکی سالم بودن کم بیش راهنمایی کرده اند و محتاج به توضیح نیست که همه دینها برای این آمده اند که مشګلات را تا حدی حل کنند حالا اګر شیادان از این رهنګذر سو استفاده کرده اند و آنرا بصورت حربه ای برای کسب منافع خود در دست ګرفته اند که اساس دین مقصر نمی باشد یا؟ هست؟  مثلا رهبران بسیاری از دینها دیندار بودن اعضای خودرا در این می پندارند که بایست با سایر دینها و یا مکتبهای اجتماعی مخالف و حتی دشمن باشند  مثلا یک مسلمان بایست ازنظر بسیاری از تندروها دشمن بهاییت باشد تا مسلمان شناخته شود و بقول مسلمانان بایست با بهاییان مثل کارد و پنیر باشد  همین طور یک مسیحی افراطی مسلمانان را شیطان پرست و بی دین میداند و یا در همان مسیحیت کلیساهایی هستندکه سایر کلیساها را وابسته به شیطان می دانند و مردم آن کلیساها را مسیحی نمی دانند زیرا آنان میخواهند ګروهی برای خود داشته باشند تا خودشان مفسر سخنګو  و یا واعظ باشند  و کلیسای آنان از نظر شماره و نفرات بالا باشد تا بتوانند شاید بیشتر پول به دست بیاورند یا سنګینی اجتماعی بیشتری حس کنند.  ګروهی که خودرا مثلا زرنګ میدانند با تکیه به باورها و خرافه ها و جهالت مردم آنان را دور خود جمع و دستګاهی و ثروتی برای خودشان دست پا میکنند.

      شاید بیشتر آنان در فکر و قلبشان به آنچه که میکنند اعتقادی هم  نداشته باشند  شاید بیشترین صدمه به دینها را همین متظاهران و جانماز آبکش ها به دینها زده و میزنند و مردمی که قربانی آنان شده اند لاجرم با اصل دین هم دشمن میشوند  ولی ما بایست در یابیم که اکثر مردم کشورهای خاورمیانه بهرحال مسلمان هستند و تا مادامیکه به این عقاید خود پای بند هستند و به کسی کاری ندارند و نمی خواهند عقیده های خود را زور چپان به دیګران کنند بایست آزاد باشند تا به نماز خواندن دعا نمودن خود ادامه دهند شاید به این ترتیب آنان شادتر و بهتر هم بشوند مشګل ما شیادانی هستند که بنام دین مردم را غارت میکنند و وعده های بهشت های خیالی وحوریان همیشه دوشیزه میدهند وخودشان با حوریان زمینی سرګرم عیش و عشرت هستند و دیګران را به حوریان بهشتی وعده میدهند  مثلا اګر ناصرالدین شاه به دین و حوریان بهشتی و آن دنیا واقعا اعتقاد داشت چرا در این دنیا هشتاد زن ګرفت و هر زنی زیبایی را که میدید میخواست تصاحب کند؟  این مشګل ماست که خود خواه تمامیت طلب و فاسد هستیم و دین را بهانه اینکارها میکنیم  اګر تنها دینها مایه بدبختی مردم بودند پس مردم دوره مرحوم استالین ګرجی ایرانی که تمامی روسیه و اتحاد شوروی را در اختیار داشت و عملا فاتحه دین را خوانده بودند بایست خوشبخت میشدند پس چرا نشدند؟ 

     و خودتان میدانید که شاید بیشتر از پنجاه میلیون انسان به دست این سګ مثلا غیر مذهبی کشته شدند  یا شهید ګردیدند و خودش هم در آخر مثل یک سګ مسموم شد خوب او که دین نداشت ومسلمان هم که نبود؟  اکنون هم دیوانه ګانی نظیر صدام ګور به ګور شده و دوست ابله دیګرش سرهنګ قذافی با توپ تفنګ و تانک ومسلسل بجان مردم افتاده اند و خود را قیم مردم و انقلابی میدانند که بر ضد امپریالیست ها جنګیده اند و کشورشان را و مردشان رامثلا از دست اربابان غربی نجات داده اند ولی خودشان بمراتب بدتر و وحشی تر از همان اربابانی هستند که ادعا دارند ملتهایشان را آزاد کرده اند باری مشګل در ماست  که زیاده طلب  قسی  دزد فاسد تمامیت خواه و شهوت پرست و خود خواه هستیم نه دینها و حتی مکبتهای اجتماعی؟  این مردمی که حتی سر نواده پیامبر خودشان را هم بریدند و این انسانهای که میلیونها نفر انسان را میکشند  آیا شرم نمی کنند که نام انسان بر روی خودشان میګذارند  متاسفانه هم دینها و هم مکبتهای ادبی در ساختن انسانهایی والا مردود شده اند ګروهی در همه دنیها و همه اجتماع ها ملیت ها و نژاد ها و مکتب های اجتماعی خوب هستند و ګروهی بد و بد سګال ؟  حال حمله به دینها چه فایده ای میتواند داشته باشد  آنکسی که مسلمان است  نماز میخواند روزه میګیرد دزدی نمی کند هیزی نمی کند مال مردم را نمی خورد کلاهبرداری و تجاوز نمی کند و تمامیت خواه هم نیست چه ضرری به اجتماع میرساند که با آتش زدن قرآن روح اورا میآزارند  و آنکسی که تنها فکر دزدی هیزی تمامیت خواهی غارت و فساد است و خودرا مسلمان میداند با آن اولی بقول قدیمی ها تومانی صنار فرق دارد؟ 

     شاید نفر دوم از آتش زدن قرآن ککش هم نګزد ولی دیګران را تحریک میکند که بایست همه مثلا کسانی که با آتش زده ګان قرآن هم ملت هستند بایست کشته شوند و بدین ترتیب نفرت را زیاد میکنند و به کسب و درآمد شرکتهای بزرګ بیمه مواد منفجره و مواد مخدر رونق می دهند؟ آیا غیر از این است؟ آیا با آتش زدن یک کتاب خرافات و جهل و بیسوادی و بی شعوری و ظلم و تمامیت خواهی از بین میرود  اګر چنین بود که بایست آقایان دیکتاتور ها درس از ګذشته میګرفتند و هیتلر را آتش زدند  و آنان بایست بترسند که مثل آن دیکتاتور آتش زده نشوند ولی آیا اینطور است  هم اکنون هم در خاورمیانه مردم از دست فساد دزدی غارت و بی انصافی جانشان به لب رسیده است زیرا از یک طرف شیوخ مسلمان عرب به روی ثروتها ملی مثل خرس خوابیده اند و آنها را می دزدند و باز بنام اسلام دست فقیر بینوایی را که تکه نانی دزدیده است قطع میکنند ولی خودشان میلیاردها دلار ثروت ملی مردم را می دزدند ولی هیچ کسی پاګیر آنان  نمی شود آیا این عدالت است  آنانی که در قصرهای تلا وعاج زندګی میکنند وهمه نوع فرشته های حوریان زمینی در حرمسراهایشان غل میزند آیا واقعا به اسلام متعقد هستند  که میګوید اګر همسایه ات ګرسنه است وظیفه داری به او رسیدګی کنی؟  آیا میلیونها مسلمان ګرسنه در جهان وجود ندارد  آیا این شیوخ غرق شده در ثروتهای میلیاردی و شاید تریلیونی نفت از این پولهای دزدی شده  برای صاحبان اصلی این ثروتها خرج میکنند  یا پولهای را در بانکهای بقول خودشان کافرستانها برای لابد دادن رشوه به حوریان بهشتی انبار کرده اند خوب این حرص و این فساد تقصر دین است؟ 

     مشګل همان تعصب  جهل و تمامیت خواهی و فساد است که ګریبان ګیر همه ما شده است  وګرنه اینهمه انقلابها شده است و مردمانی از طبقه مثلا کارګر و پایین به بالا کشیده شده اند ولی بلافاصله آنان هم مثل دیګران به جمع ثروتهای نامشروع و غارت همرزمان خود کوشیده اند معیار بایست خوبی و انسانیت باشد  وګرنه در همه اقشار اجتماعی و همه ملیتها و مذهب بدخوب در هم ګره خورده اند  مثلا صوفی هم ممکن است دزد و قاتل باشد و یا بهایی هم ممکن است بهمان نسبت دزد کلاهبردار و غارتګر باشد  ما بایست معیارمان را از روی مذهب نژاد ملیت برداریم وهمه انسان های والا را محترم بشماریم و به عقاید آنان احترام بګذاریم زیرا اګر اعتقادات آنان باعث خوبی است حمله کرده به اعتقادات آنان کاری ظالمانه و بیهوده است   دین که این همه در باره خوبی و انسانیت سفارش کرده است نمی تواند بد باشد  این مردم مثلا مومن به آن دین هستند که از آموزه های دینی خود استفاده نمیکنند بلکه از نام آن سو استفاده میکنند  و آنرا وسیله دزدی و غارت قرار میدهند   مثلا کسانی هستند که یکبار به عنوان بهایی توسط مسلمانان غارت شده اند ویک بار هم به عنوان مسلمان توسط بهاییان ؟ 

     آیا این تقصیر دینها است  نه زیرا آموزه های دینی برای بهتر کردن مردم وضع شده است و اګر کسی کاری زشت میکند او مقصر است نه دین کما اینکه بعضی از سیاهان میګویند که انسان سفید پوست آنان را به برده بودن کشانیده است  درصورتیکه میدانیم که این انسانهای بد بوده اند که برده داری و استعمار را پیشه خود کرده بودند و آنان حتی به سفیدان دیګر هم رحم نمیکردند  منظور این است که همه ما بایست برای ریشه کردن ظلم فساد تمامیت خواهی و دزدی با هم متحد شویم بدون در نظر ګرفتن دین  نژاد  ملیت زیرا که به نقل حضرت بهاالله ما هم بار یک داریم و برګهای یک شاخسار   که در روضه قلب نبایست بجز ګل عشق بکاریم  حالا کجای این فکر یک فکر ضاله است ؟
     بایست نوک پیکان حمله را متوجه دزدان و غارتګران و تمامیت خواهان و فاسدان کرد نه دینها که موجب آزردګی انسانها ساده دل و مومنان واقعی میشود  و بالاخره این دختر کوچولو هم برای شما نانای میکند تا دلتان را شاد کند؟

    قدرت بخشش
     

  • Amir S Ghiassi

    آیا اساس دین ها مقصر این همه ظلم و غارت و فساد تمامیت خواهی ها هستند؟ یا متظاهران و شیادان دینی؟ اکنون بایست برای خیلی ها کاملا روشن شده باشد که شیادان متظاهران و جانماز آبکش ها متقلبان در لباس زهد و ریا با سو  استفاده از باورهای قلبی مردم و ساده دلی و پاکی آنان به دزدی غارت تمامیت خواهی و حتی جنایت دست میزنند و این بار ګناه را بردوش دینهای الهی می اندازند  و عده ای که بوسیله این غارتګران و دزدان و دیکتاتوران غارت شده اند  پیکان خود را به دین ها نشانه میروند و به باورهای مردمی که دین را به ارث برده اند می تازند  و با آتش زدن کتابهای دینی آنان عملا در خدمت غارتګران اصلی رل بازی میکنند یا دانسته و یا ندانسته  مردم خاورمیانه بهر جهت همه مسلمان هستند چه از نوع شیعه و یا سنی و چه از نوع دیګر آن نظیر شیعه اسماعیلی یا هفت امامی و صوفی و درویش و غیره که همه به نوعی با اسلام درګیر هستند  حالا تاختن به اسلام و باورهای صادقانه مردم که دین همراه با خرافه ها و تعصبات شدید تا مغز استخوانهایمان فرو رفته است چه دردی را دوا میکند؟

      این تعصبات شدید حتی وقتی کسی به دین دیګری هم ګرایش دارد نیز بشدت به چشم میخورد  عده ای دین را وسیله کسب کار و درآمد و ثروت اندوزی به ارقام نجومی کرده اند و ظاهرا هم در کارهای خود موفق هستند  و عده ای هم بی مهابا به این باورهای مردم حمله میکنند و با آتش زدن قرآن شاید بدون اینکه حتی آنرا خوانده باشند  به خرمن تعصب و تفرقه های مرد افکن و بیهوده دامن میزنند  اربابان هم که تنها طالب منافع خود هستند تا اسلحه ها و وسایل انبار شده شان را بفروش برسانند   همه دینها مردم را به خوبی پاکی سالم بودن کم بیش راهنمایی کرده اند و محتاج به توضیح نیست که همه دینها برای این آمده اند که مشګلات را تا حدی حل کنند حالا اګر شیادان از این رهنګذر سو استفاده کرده اند و آنرا بصورت حربه ای برای کسب منافع خود در دست ګرفته اند که اساس دین مقصر نمی باشد یا؟ هست؟  مثلا رهبران بسیاری از دینها دیندار بودن اعضای خودرا در این می پندارند که بایست با سایر دینها و یا مکتبهای اجتماعی مخالف و حتی دشمن باشند  مثلا یک مسلمان بایست ازنظر بسیاری از تندروها دشمن بهاییت باشد تا مسلمان شناخته شود و بقول مسلمانان بایست با بهاییان مثل کارد و پنیر باشد  همین طور یک مسیحی افراطی مسلمانان را شیطان پرست و بی دین میداند و یا در همان مسیحیت کلیساهایی هستندکه سایر کلیساها را وابسته به شیطان می دانند و مردم آن کلیساها را مسیحی نمی دانند زیرا آنان میخواهند ګروهی برای خود داشته باشند تا خودشان مفسر سخنګو  و یا واعظ باشند  و کلیسای آنان از نظر شماره و نفرات بالا باشد تا بتوانند شاید بیشتر پول به دست بیاورند یا سنګینی اجتماعی بیشتری حس کنند.  ګروهی که خودرا مثلا زرنګ میدانند با تکیه به باورها و خرافه ها و جهالت مردم آنان را دور خود جمع و دستګاهی و ثروتی برای خودشان دست پا میکنند.

      شاید بیشتر آنان در فکر و قلبشان به آنچه که میکنند اعتقادی هم  نداشته باشند  شاید بیشترین صدمه به دینها را همین متظاهران و جانماز آبکش ها به دینها زده و میزنند و مردمی که قربانی آنان شده اند لاجرم با اصل دین هم دشمن میشوند  ولی ما بایست در یابیم که اکثر مردم کشورهای خاورمیانه بهرحال مسلمان هستند و تا مادامیکه به این عقاید خود پای بند هستند و به کسی کاری ندارند و نمی خواهند عقیده های خود را زور چپان به دیګران کنند بایست آزاد باشند تا به نماز خواندن دعا نمودن خود ادامه دهند شاید به این ترتیب آنان شادتر و بهتر هم بشوند مشګل ما شیادانی هستند که بنام دین مردم را غارت میکنند و وعده های بهشت های خیالی وحوریان همیشه دوشیزه میدهند وخودشان با حوریان زمینی سرګرم عیش و عشرت هستند و دیګران را به حوریان بهشتی وعده میدهند  مثلا اګر ناصرالدین شاه به دین و حوریان بهشتی و آن دنیا واقعا اعتقاد داشت چرا در این دنیا هشتاد زن ګرفت و هر زنی زیبایی را که میدید میخواست تصاحب کند؟  این مشګل ماست که خود خواه تمامیت طلب و فاسد هستیم و دین را بهانه اینکارها میکنیم  اګر تنها دینها مایه بدبختی مردم بودند پس مردم دوره مرحوم استالین ګرجی ایرانی که تمامی روسیه و اتحاد شوروی را در اختیار داشت و عملا فاتحه دین را خوانده بودند بایست خوشبخت میشدند پس چرا نشدند؟ 

     و خودتان میدانید که شاید بیشتر از پنجاه میلیون انسان به دست این سګ مثلا غیر مذهبی کشته شدند  یا شهید ګردیدند و خودش هم در آخر مثل یک سګ مسموم شد خوب او که دین نداشت ومسلمان هم که نبود؟  اکنون هم دیوانه ګانی نظیر صدام ګور به ګور شده و دوست ابله دیګرش سرهنګ قذافی با توپ تفنګ و تانک ومسلسل بجان مردم افتاده اند و خود را قیم مردم و انقلابی میدانند که بر ضد امپریالیست ها جنګیده اند و کشورشان را و مردشان رامثلا از دست اربابان غربی نجات داده اند ولی خودشان بمراتب بدتر و وحشی تر از همان اربابانی هستند که ادعا دارند ملتهایشان را آزاد کرده اند باری مشګل در ماست  که زیاده طلب  قسی  دزد فاسد تمامیت خواه و شهوت پرست و خود خواه هستیم نه دینها و حتی مکبتهای اجتماعی؟  این مردمی که حتی سر نواده پیامبر خودشان را هم بریدند و این انسانهای که میلیونها نفر انسان را میکشند  آیا شرم نمی کنند که نام انسان بر روی خودشان میګذارند  متاسفانه هم دینها و هم مکبتهای ادبی در ساختن انسانهایی والا مردود شده اند ګروهی در همه دنیها و همه اجتماع ها ملیت ها و نژاد ها و مکتب های اجتماعی خوب هستند و ګروهی بد و بد سګال ؟  حال حمله به دینها چه فایده ای میتواند داشته باشد  آنکسی که مسلمان است  نماز میخواند روزه میګیرد دزدی نمی کند هیزی نمی کند مال مردم را نمی خورد کلاهبرداری و تجاوز نمی کند و تمامیت خواه هم نیست چه ضرری به اجتماع میرساند که با آتش زدن قرآن روح اورا میآزارند  و آنکسی که تنها فکر دزدی هیزی تمامیت خواهی غارت و فساد است و خودرا مسلمان میداند با آن اولی بقول قدیمی ها تومانی صنار فرق دارد؟ 

     شاید نفر دوم از آتش زدن قرآن ککش هم نګزد ولی دیګران را تحریک میکند که بایست همه مثلا کسانی که با آتش زده ګان قرآن هم ملت هستند بایست کشته شوند و بدین ترتیب نفرت را زیاد میکنند و به کسب و درآمد شرکتهای بزرګ بیمه مواد منفجره و مواد مخدر رونق می دهند؟ آیا غیر از این است؟ آیا با آتش زدن یک کتاب خرافات و جهل و بیسوادی و بی شعوری و ظلم و تمامیت خواهی از بین میرود  اګر چنین بود که بایست آقایان دیکتاتور ها درس از ګذشته میګرفتند و هیتلر را آتش زدند  و آنان بایست بترسند که مثل آن دیکتاتور آتش زده نشوند ولی آیا اینطور است  هم اکنون هم در خاورمیانه مردم از دست فساد دزدی غارت و بی انصافی جانشان به لب رسیده است زیرا از یک طرف شیوخ مسلمان عرب به روی ثروتها ملی مثل خرس خوابیده اند و آنها را می دزدند و باز بنام اسلام دست فقیر بینوایی را که تکه نانی دزدیده است قطع میکنند ولی خودشان میلیاردها دلار ثروت ملی مردم را می دزدند ولی هیچ کسی پاګیر آنان  نمی شود آیا این عدالت است  آنانی که در قصرهای تلا وعاج زندګی میکنند وهمه نوع فرشته های حوریان زمینی در حرمسراهایشان غل میزند آیا واقعا به اسلام متعقد هستند  که میګوید اګر همسایه ات ګرسنه است وظیفه داری به او رسیدګی کنی؟  آیا میلیونها مسلمان ګرسنه در جهان وجود ندارد  آیا این شیوخ غرق شده در ثروتهای میلیاردی و شاید تریلیونی نفت از این پولهای دزدی شده  برای صاحبان اصلی این ثروتها خرج میکنند  یا پولهای را در بانکهای بقول خودشان کافرستانها برای لابد دادن رشوه به حوریان بهشتی انبار کرده اند خوب این حرص و این فساد تقصر دین است؟ 

     مشګل همان تعصب  جهل و تمامیت خواهی و فساد است که ګریبان ګیر همه ما شده است  وګرنه اینهمه انقلابها شده است و مردمانی از طبقه مثلا کارګر و پایین به بالا کشیده شده اند ولی بلافاصله آنان هم مثل دیګران به جمع ثروتهای نامشروع و غارت همرزمان خود کوشیده اند معیار بایست خوبی و انسانیت باشد  وګرنه در همه اقشار اجتماعی و همه ملیتها و مذهب بدخوب در هم ګره خورده اند  مثلا صوفی هم ممکن است دزد و قاتل باشد و یا بهایی هم ممکن است بهمان نسبت دزد کلاهبردار و غارتګر باشد  ما بایست معیارمان را از روی مذهب نژاد ملیت برداریم وهمه انسان های والا را محترم بشماریم و به عقاید آنان احترام بګذاریم زیرا اګر اعتقادات آنان باعث خوبی است حمله کرده به اعتقادات آنان کاری ظالمانه و بیهوده است   دین که این همه در باره خوبی و انسانیت سفارش کرده است نمی تواند بد باشد  این مردم مثلا مومن به آن دین هستند که از آموزه های دینی خود استفاده نمیکنند بلکه از نام آن سو استفاده میکنند  و آنرا وسیله دزدی و غارت قرار میدهند   مثلا کسانی هستند که یکبار به عنوان بهایی توسط مسلمانان غارت شده اند ویک بار هم به عنوان مسلمان توسط بهاییان ؟ 

     آیا این تقصیر دینها است  نه زیرا آموزه های دینی برای بهتر کردن مردم وضع شده است و اګر کسی کاری زشت میکند او مقصر است نه دین کما اینکه بعضی از سیاهان میګویند که انسان سفید پوست آنان را به برده بودن کشانیده است  درصورتیکه میدانیم که این انسانهای بد بوده اند که برده داری و استعمار را پیشه خود کرده بودند و آنان حتی به سفیدان دیګر هم رحم نمیکردند  منظور این است که همه ما بایست برای ریشه کردن ظلم فساد تمامیت خواهی و دزدی با هم متحد شویم بدون در نظر ګرفتن دین  نژاد  ملیت زیرا که به نقل حضرت بهاالله ما هم بار یک داریم و برګهای یک شاخسار   که در روضه قلب نبایست بجز ګل عشق بکاریم  حالا کجای این فکر یک فکر ضاله است ؟
     بایست نوک پیکان حمله را متوجه دزدان و غارتګران و تمامیت خواهان و فاسدان کرد نه دینها که موجب آزردګی انسانها ساده دل و مومنان واقعی میشود  و بالاخره این دختر کوچولو هم برای شما نانای میکند تا دلتان را شاد کند؟

    قدرت بخشش
     

    • Behnammodiri

       agha damet gharm vaghean to hameye inayi ke inja chizi neveshtan shoma tanha kasi hasti ke ye analize dorost az in massael kardi bahat kamelan movafegham. jaye shokresh baghiye ke 1 nafar ro 100 nafar ba masael bitarafane va bedone tasob barkhord kard bazam darsade khopbiye haminjoori edame bedim fekr konam ye 100 sale dighe to keshvaremon be azadiye bayan va democrasi beresim

  • NAZ

    man faghat ino midonam ke agar kasi ghatelo jenayatkar bashe shamshiresh do sare va azasham khob estefade mikone hatman baraye lat bazi va tarsondane digaran va agar kasi adel bashe ba shamshiresh jest nemigire ke tasviresho sabt konan ba labkhandesh jest migire ke bishtar to dele mardom asar bezare mesle kheili as piambaran va rahbaran idologihaye mokhtalef dar donya ke hich kodom khoshonat nadashtan faghat eslam ba shamshiro koshtar shenakhte mishe!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • NAZ

    man faghat ino midonam ke agar kasi ghatelo jenayatkar bashe shamshiresh do sare va azasham khob estefade mikone hatman baraye lat bazi va tarsondane digaran va agar kasi adel bashe ba shamshiresh jest nemigire ke tasviresho sabt konan ba labkhandesh jest migire ke bishtar to dele mardom asar bezare mesle kheili as piambaran va rahbaran idologihaye mokhtalef dar donya ke hich kodom khoshonat nadashtan faghat eslam ba shamshiro koshtar shenakhte mishe!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • NAZ

    man faghat ino midonam ke agar kasi ghatelo jenayatkar bashe shamshiresh do sare va azasham khob estefade mikone hatman baraye lat bazi va tarsondane digaran va agar kasi adel bashe ba shamshiresh jest nemigire ke tasviresho sabt konan ba labkhandesh jest migire ke bishtar to dele mardom asar bezare mesle kheili as piambaran va rahbaran idologihaye mokhtalef dar donya ke hich kodom khoshonat nadashtan faghat eslam ba shamshiro koshtar shenakhte mishe!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • NAZ

    man faghat ino midonam ke agar kasi ghatelo jenayatkar bashe shamshiresh do sare va azasham khob estefade mikone hatman baraye lat bazi va tarsondane digaran va agar kasi adel bashe ba shamshiresh jest nemigire ke tasviresho sabt konan ba labkhandesh jest migire ke bishtar to dele mardom asar bezare mesle kheili as piambaran va rahbaran idologihaye mokhtalef dar donya ke hich kodom khoshonat nadashtan faghat eslam ba shamshiro koshtar shenakhte mishe!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • Sayahi_ayad

    تا به امروز چیزی به این مسخره ای نخونده بودم
    نه سندی، نه منطقی…کاملا مغرضانه و با تمسخر
    این روزا هرکی میخواد حرف بزنه با ادعای روشن فکری صحبت میکنه
    کدوم روشن فکر ؟؟ این حرفای یک فکر بیماره، یک منفعت طلب که پول میگیره تا حرف بزنه…متاسفم
    این نظام چه کرده که ابلحانی چون تو در مورد اسلام صحبت میکنه ……خدای من
     

  • Sayahi_ayad

    تا به امروز چیزی به این مسخره ای نخونده بودم
    نه سندی، نه منطقی…کاملا مغرضانه و با تمسخر
    این روزا هرکی میخواد حرف بزنه با ادعای روشن فکری صحبت میکنه
    کدوم روشن فکر ؟؟ این حرفای یک فکر بیماره، یک منفعت طلب که پول میگیره تا حرف بزنه…متاسفم
    این نظام چه کرده که ابلحانی چون تو در مورد اسلام صحبت میکنه ……خدای من
     

  • Sayahi_ayad

    تا به امروز چیزی به این مسخره ای نخونده بودم
    نه سندی، نه منطقی…کاملا مغرضانه و با تمسخر
    این روزا هرکی میخواد حرف بزنه با ادعای روشن فکری صحبت میکنه
    کدوم روشن فکر ؟؟ این حرفای یک فکر بیماره، یک منفعت طلب که پول میگیره تا حرف بزنه…متاسفم
    این نظام چه کرده که ابلحانی چون تو در مورد اسلام صحبت میکنه ……خدای من
     

  • Nashmil Noori

    Bashe….Shoma ke rast migid..dige nahayate felakate ke darid khodetunam gul mizanid..manam vaghan klhaste shodam baske shoma vaghihid ke dune dune matalebi ro ke neveshtid dast kari kardid..vaghan baratun motasefam chon shoma faghat adaye ensanhaye fahmidaro dar miarid va hazeram ghasam bokhoram ke hatta 10 ketab dar morede in neveshtehaye BI ASASETUN motale’e nakardid…man dige hichvaght be in page sar nemizanam.khialetun rahat bashe.hamin baraye man kafi bud ke shoma unghadr sathe daneshetun payineo cheshmetun bastast ru be haghayegh ke javabi nadarid baraye man va nacharid begid az in page beram.age ta alanam miomadam vase in bud ke behetun sabet konam cheghadr kutah fekr va ozr mikham amma bi savadid…ba hamun 200 nafari ke like mikonan neveshtehatuno khosh bashid.tayid konid ham digaro va tasavor konid alan hameye donya ba shoman…khoda negahdaretun…!!!!!

  • Nashmil Noori

    Bashe….Shoma ke rast migid..dige nahayate felakate ke darid khodetunam gul mizanid..manam vaghan klhaste shodam baske shoma vaghihid ke dune dune matalebi ro ke neveshtid dast kari kardid..vaghan baratun motasefam chon shoma faghat adaye ensanhaye fahmidaro dar miarid va hazeram ghasam bokhoram ke hatta 10 ketab dar morede in neveshtehaye BI ASASETUN motale’e nakardid…man dige hichvaght be in page sar nemizanam.khialetun rahat bashe.hamin baraye man kafi bud ke shoma unghadr sathe daneshetun payineo cheshmetun bastast ru be haghayegh ke javabi nadarid baraye man va nacharid begid az in page beram.age ta alanam miomadam vase in bud ke behetun sabet konam cheghadr kutah fekr va ozr mikham amma bi savadid…ba hamun 200 nafari ke like mikonan neveshtehatuno khosh bashid.tayid konid ham digaro va tasavor konid alan hameye donya ba shoman…khoda negahdaretun…!!!!!

  • Nashmil Noori

    Bashe….Shoma ke rast migid..dige nahayate felakate ke darid khodetunam gul mizanid..manam vaghan klhaste shodam baske shoma vaghihid ke dune dune matalebi ro ke neveshtid dast kari kardid..vaghan baratun motasefam chon shoma faghat adaye ensanhaye fahmidaro dar miarid va hazeram ghasam bokhoram ke hatta 10 ketab dar morede in neveshtehaye BI ASASETUN motale’e nakardid…man dige hichvaght be in page sar nemizanam.khialetun rahat bashe.hamin baraye man kafi bud ke shoma unghadr sathe daneshetun payineo cheshmetun bastast ru be haghayegh ke javabi nadarid baraye man va nacharid begid az in page beram.age ta alanam miomadam vase in bud ke behetun sabet konam cheghadr kutah fekr va ozr mikham amma bi savadid…ba hamun 200 nafari ke like mikonan neveshtehatuno khosh bashid.tayid konid ham digaro va tasavor konid alan hameye donya ba shoman…khoda negahdaretun…!!!!!

  • Nashmil Noori

    Bashe….Shoma ke rast migid..dige nahayate felakate ke darid khodetunam gul mizanid..manam vaghan klhaste shodam baske shoma vaghihid ke dune dune matalebi ro ke neveshtid dast kari kardid..vaghan baratun motasefam chon shoma faghat adaye ensanhaye fahmidaro dar miarid va hazeram ghasam bokhoram ke hatta 10 ketab dar morede in neveshtehaye BI ASASETUN motale’e nakardid…man dige hichvaght be in page sar nemizanam.khialetun rahat bashe.hamin baraye man kafi bud ke shoma unghadr sathe daneshetun payineo cheshmetun bastast ru be haghayegh ke javabi nadarid baraye man va nacharid begid az in page beram.age ta alanam miomadam vase in bud ke behetun sabet konam cheghadr kutah fekr va ozr mikham amma bi savadid…ba hamun 200 nafari ke like mikonan neveshtehatuno khosh bashid.tayid konid ham digaro va tasavor konid alan hameye donya ba shoman…khoda negahdaretun…!!!!!

  • Amir S Ghiassi

    Type your comment here.مشگل ما تمامیت خواهی و تعصبهای غیرعادی و بیش از اندازه هست؟ متاسفانه این مشگل گریبان گیر بسیاری از ما شده است در کوچکترین مقیاس تا در بزرگترینها.  ما فکر خود و کار خود و یا دین خود و افکار خود را برتر و بهتر از سایرین میدانیم و حاضر نیستیم در باره آن به بحث و گفتگو بنشینیم.  مثلا مدیری که مسولیت یک دبستان را به عهده گرفته اگر کار در این دبستان به مناسبت مثلا داشتن شاگردان ثروتمند و مثلا امکان درس دادن خصوصی زیاد باشد او بلافاصله دست بکار میشود و دیگران و معلمان پر سابقه همان دبستان را تارمار میکندو برای هر کدامشان با حیله و نیرنگ پاپوشی دست پا میکند و عقب نکته ها ضعف آنان میگردد و آنها را زیر ذره بین میگذارد .  مثلا اگر معلمی سخت گیر باشد و بخواهد خوب درس بدهد شاگردان تنبل واولیای آنان را به دور خود جمع میکند و راهی برای کله کردن معلم سخت گیر پیدا میکند و اگر معلمی شل ول و خوب نمره بده باشد باز شاگردان درس خوان و اولیای آنان را تحریک میکند تا معلم نگون بخت را کله پا کنند و با مکاتبه به اداره های خودش برای آنان آشی میپزد که رویش یک وجب روغن داغ باشد.

     بعدا از اینکه همه را دک کرد و دبستان را از وجود آنان پاک ساخت آنوقت دست بکار میشود و پسر عمو دختر عمه و شوهر خواهر و زن برادرش بعنوان کارمندان تازه خبره به آن دبستان وارد میشوند.  و او تمامی درآمد وکار آن دبستان را در دستهای خود قبضه میکند.  خانمی با معلومات بسیار کم و سطحی از اسلام که یک مثلا مسلمان دو آتشه بود بنا به شرایطی ناگهان مسیحی میشود و او که تا دیروز دیگران را که مسلمان نبودند کفار میخواند و گمراه حالا با مسیحی شدن دیگران غیر مسیحی را کفار میداند و لایق ورود به جهنم.  او میگفت که همه مسلمانان به جهنم میروند  گفتم مثلا حافظ سعدی  مولوی عطار و… که مسلمان بودند هم لایق جهنم هستند گفت آری ولی من فکر میکنم که آنان مسیحی بودند ولی جرات نداشتند که بگویند مسیحی هستند زیرا مسلمانان آن دوره به رهبری ملایان آن دوره آنان را می کشتند؟  شکنجه شده گانی بقول خودشان که بسیار شکنجه شده بودند ویا در حبس های طولانی بودند بعداز بیرون آمدن از زندانها و یا به قدرت رسیدن درست همان شکنجه ها را به دیگران که با آنان صددرصد همراه نبودند روا داشتند زیرا آنان با اصل بدی دزدی شکنجه و آزار دیگران مشگلی نداشتند  بلکه آنان این مشگل را داشتند که چرا خود آنان دزد شکنجه گر و غارتگر نیستند؟  به کسانیکه اعتماد میکنی زیر و رو راغارت میکنند و بعد از اینکه گلایه میکنی میگویند می خواستی ندی؟ و یا باید سر مالت میبودی؟  فرید از کار بیکار شده بود و فریدون که دید او احتیاج بکار دارد اورا بشرکت خود برد و تقریبا همه کاره اش کرد. فریدون به یک سفر میرود وکارها را به فرید میسپارد بعد از برگشت شرکت زیر و رو شده بود و فرید تا آنجا که توانسته بود شرکت را از بین برده بود یا خودش برده بود و یا با بی تفاوتی گذاشته بود که دیگران هم تاراج کنند. 

     فریدون که دید فرید از قبل غارت شرکت به مال منالی رسیده است گفت من بتو اعتماد کردی این چه کاری بود که کردی . فرید گفت مملکت قانون دارد و وزارت دادگستری برو شکایت کن و حقت را بگیر؟  ما بعد از اینکه کسی را غارت و به خاک سیاه نشاندیم باز برای اینکه نگوییم که لوطی نباخته است و ما کار بدی نکرده ایم طرف را لجن مال میکنیم.  متاسفانه نه ادیان الهی و نه برزگان ما با آنهمه نصیحت و دلالت هم نتوانسته اند که به این بیماری و بلای خانمانسور تمامیت خواهی غلبه کنند.  تعالیم همه ادیان الهی تنها خوانده میشود و کسی به آنها عمل نمیکند و اگر کسی هم عمل کند خامش میخوانند؟  مثلا ایرانیان ثروتمند وبسیار موفق هم در خارج از کشور بسیارند ولی هیچکدامشان برای گرد آوری فرزندان آواره ایران قدمی محکم برنداشته اند مثلا با تاسیس یک دانشگاه و یا یک شرکت بزرگ که از ایرانیان حمایت کند و یا تولید کار و فعالیتهای اجتماعی برای آنان.  مثل اینکه این همکاری و همیاری و اینکه بهم برسند شاید نزد یهودیان و کره ای ها ریشه داشته باشد ولی متاسفانه هنوز ما به این مرحله نرسیده ایم که فکرهای اجتماعی وسیع داشته باشیم و برای ایران کار کنیم  که البته ایران یک مشت خاک نیست همان جوانانی هستند که از زور مشگلات دهانهای خود را میدوزند ویا دست بخودکشی میزنند.  در جایی که فرزندان شاه خودکشی میکنند حساب دیگران روشن است.  ما یک خانواده بزرک هستیم که متاسفانه نسبت بهم بیگانه شده ایم و تنها حسادت و تمامیت طلبی و فرصت طلبی و فساد و رشوه خواری دارد زندگی مارا تباه میکند. در این شکی نیست که بیگانگان و سرویس های اطلاعاتی آنان برای ما برنامه ریزی کرده اند و با تبلیغات وسیعی هر راهی را که بخواهند جلوی پای ما میگذارند ولی اگر ما باهم متحد باشیم  آنان آنقدر نیرو ندارند که برای هر یک از ما یک مامور اجیر کنند.  که از ماست که برماست. 

     با امید که عشق به همنوع و عشق به سازندگی و داشتن ایرانی و یا شاید دنیایی خوب برای فرزندانمان در ما ریشه بدواندو با تاسی به بزرگان خود همانند مولوی و عطار و دیگران راه را از چاه باز شناسیم و برده وار به مادیات روی نیاوریم و همه چیز را فدای خور خواب  نکنیم. صدای مولوی در گوشمان زنگ بزند که ای بیخبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ آنکه هر روز تمنای سوختن ما میکرد   ایکاش میآمد از دور تماشا میکرد.   توراه رسم سکندری  من ره رسم قلندری  اگر آن خوش است ترا روا و اگر این بد است مرا سزا.  به امید اینکه ما هم برای سامان دادن به خانواده های از هم پاشیده خود با هم همکاری کنیم و از بی تفاوتی و ظلم و ستم دست برداریم.

  • Amir S Ghiassi

    Type your comment here.مشگل ما تمامیت خواهی و تعصبهای غیرعادی و بیش از اندازه هست؟ متاسفانه این مشگل گریبان گیر بسیاری از ما شده است در کوچکترین مقیاس تا در بزرگترینها.  ما فکر خود و کار خود و یا دین خود و افکار خود را برتر و بهتر از سایرین میدانیم و حاضر نیستیم در باره آن به بحث و گفتگو بنشینیم.  مثلا مدیری که مسولیت یک دبستان را به عهده گرفته اگر کار در این دبستان به مناسبت مثلا داشتن شاگردان ثروتمند و مثلا امکان درس دادن خصوصی زیاد باشد او بلافاصله دست بکار میشود و دیگران و معلمان پر سابقه همان دبستان را تارمار میکندو برای هر کدامشان با حیله و نیرنگ پاپوشی دست پا میکند و عقب نکته ها ضعف آنان میگردد و آنها را زیر ذره بین میگذارد .  مثلا اگر معلمی سخت گیر باشد و بخواهد خوب درس بدهد شاگردان تنبل واولیای آنان را به دور خود جمع میکند و راهی برای کله کردن معلم سخت گیر پیدا میکند و اگر معلمی شل ول و خوب نمره بده باشد باز شاگردان درس خوان و اولیای آنان را تحریک میکند تا معلم نگون بخت را کله پا کنند و با مکاتبه به اداره های خودش برای آنان آشی میپزد که رویش یک وجب روغن داغ باشد.

     بعدا از اینکه همه را دک کرد و دبستان را از وجود آنان پاک ساخت آنوقت دست بکار میشود و پسر عمو دختر عمه و شوهر خواهر و زن برادرش بعنوان کارمندان تازه خبره به آن دبستان وارد میشوند.  و او تمامی درآمد وکار آن دبستان را در دستهای خود قبضه میکند.  خانمی با معلومات بسیار کم و سطحی از اسلام که یک مثلا مسلمان دو آتشه بود بنا به شرایطی ناگهان مسیحی میشود و او که تا دیروز دیگران را که مسلمان نبودند کفار میخواند و گمراه حالا با مسیحی شدن دیگران غیر مسیحی را کفار میداند و لایق ورود به جهنم.  او میگفت که همه مسلمانان به جهنم میروند  گفتم مثلا حافظ سعدی  مولوی عطار و… که مسلمان بودند هم لایق جهنم هستند گفت آری ولی من فکر میکنم که آنان مسیحی بودند ولی جرات نداشتند که بگویند مسیحی هستند زیرا مسلمانان آن دوره به رهبری ملایان آن دوره آنان را می کشتند؟  شکنجه شده گانی بقول خودشان که بسیار شکنجه شده بودند ویا در حبس های طولانی بودند بعداز بیرون آمدن از زندانها و یا به قدرت رسیدن درست همان شکنجه ها را به دیگران که با آنان صددرصد همراه نبودند روا داشتند زیرا آنان با اصل بدی دزدی شکنجه و آزار دیگران مشگلی نداشتند  بلکه آنان این مشگل را داشتند که چرا خود آنان دزد شکنجه گر و غارتگر نیستند؟  به کسانیکه اعتماد میکنی زیر و رو راغارت میکنند و بعد از اینکه گلایه میکنی میگویند می خواستی ندی؟ و یا باید سر مالت میبودی؟  فرید از کار بیکار شده بود و فریدون که دید او احتیاج بکار دارد اورا بشرکت خود برد و تقریبا همه کاره اش کرد. فریدون به یک سفر میرود وکارها را به فرید میسپارد بعد از برگشت شرکت زیر و رو شده بود و فرید تا آنجا که توانسته بود شرکت را از بین برده بود یا خودش برده بود و یا با بی تفاوتی گذاشته بود که دیگران هم تاراج کنند. 

     فریدون که دید فرید از قبل غارت شرکت به مال منالی رسیده است گفت من بتو اعتماد کردی این چه کاری بود که کردی . فرید گفت مملکت قانون دارد و وزارت دادگستری برو شکایت کن و حقت را بگیر؟  ما بعد از اینکه کسی را غارت و به خاک سیاه نشاندیم باز برای اینکه نگوییم که لوطی نباخته است و ما کار بدی نکرده ایم طرف را لجن مال میکنیم.  متاسفانه نه ادیان الهی و نه برزگان ما با آنهمه نصیحت و دلالت هم نتوانسته اند که به این بیماری و بلای خانمانسور تمامیت خواهی غلبه کنند.  تعالیم همه ادیان الهی تنها خوانده میشود و کسی به آنها عمل نمیکند و اگر کسی هم عمل کند خامش میخوانند؟  مثلا ایرانیان ثروتمند وبسیار موفق هم در خارج از کشور بسیارند ولی هیچکدامشان برای گرد آوری فرزندان آواره ایران قدمی محکم برنداشته اند مثلا با تاسیس یک دانشگاه و یا یک شرکت بزرگ که از ایرانیان حمایت کند و یا تولید کار و فعالیتهای اجتماعی برای آنان.  مثل اینکه این همکاری و همیاری و اینکه بهم برسند شاید نزد یهودیان و کره ای ها ریشه داشته باشد ولی متاسفانه هنوز ما به این مرحله نرسیده ایم که فکرهای اجتماعی وسیع داشته باشیم و برای ایران کار کنیم  که البته ایران یک مشت خاک نیست همان جوانانی هستند که از زور مشگلات دهانهای خود را میدوزند ویا دست بخودکشی میزنند.  در جایی که فرزندان شاه خودکشی میکنند حساب دیگران روشن است.  ما یک خانواده بزرک هستیم که متاسفانه نسبت بهم بیگانه شده ایم و تنها حسادت و تمامیت طلبی و فرصت طلبی و فساد و رشوه خواری دارد زندگی مارا تباه میکند. در این شکی نیست که بیگانگان و سرویس های اطلاعاتی آنان برای ما برنامه ریزی کرده اند و با تبلیغات وسیعی هر راهی را که بخواهند جلوی پای ما میگذارند ولی اگر ما باهم متحد باشیم  آنان آنقدر نیرو ندارند که برای هر یک از ما یک مامور اجیر کنند.  که از ماست که برماست. 

     با امید که عشق به همنوع و عشق به سازندگی و داشتن ایرانی و یا شاید دنیایی خوب برای فرزندانمان در ما ریشه بدواندو با تاسی به بزرگان خود همانند مولوی و عطار و دیگران راه را از چاه باز شناسیم و برده وار به مادیات روی نیاوریم و همه چیز را فدای خور خواب  نکنیم. صدای مولوی در گوشمان زنگ بزند که ای بیخبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ آنکه هر روز تمنای سوختن ما میکرد   ایکاش میآمد از دور تماشا میکرد.   توراه رسم سکندری  من ره رسم قلندری  اگر آن خوش است ترا روا و اگر این بد است مرا سزا.  به امید اینکه ما هم برای سامان دادن به خانواده های از هم پاشیده خود با هم همکاری کنیم و از بی تفاوتی و ظلم و ستم دست برداریم.

  • Amir S Ghiassi

    Type your comment here.مشگل ما تمامیت خواهی و تعصبهای غیرعادی و بیش از اندازه هست؟ متاسفانه این مشگل گریبان گیر بسیاری از ما شده است در کوچکترین مقیاس تا در بزرگترینها.  ما فکر خود و کار خود و یا دین خود و افکار خود را برتر و بهتر از سایرین میدانیم و حاضر نیستیم در باره آن به بحث و گفتگو بنشینیم.  مثلا مدیری که مسولیت یک دبستان را به عهده گرفته اگر کار در این دبستان به مناسبت مثلا داشتن شاگردان ثروتمند و مثلا امکان درس دادن خصوصی زیاد باشد او بلافاصله دست بکار میشود و دیگران و معلمان پر سابقه همان دبستان را تارمار میکندو برای هر کدامشان با حیله و نیرنگ پاپوشی دست پا میکند و عقب نکته ها ضعف آنان میگردد و آنها را زیر ذره بین میگذارد .  مثلا اگر معلمی سخت گیر باشد و بخواهد خوب درس بدهد شاگردان تنبل واولیای آنان را به دور خود جمع میکند و راهی برای کله کردن معلم سخت گیر پیدا میکند و اگر معلمی شل ول و خوب نمره بده باشد باز شاگردان درس خوان و اولیای آنان را تحریک میکند تا معلم نگون بخت را کله پا کنند و با مکاتبه به اداره های خودش برای آنان آشی میپزد که رویش یک وجب روغن داغ باشد.

     بعدا از اینکه همه را دک کرد و دبستان را از وجود آنان پاک ساخت آنوقت دست بکار میشود و پسر عمو دختر عمه و شوهر خواهر و زن برادرش بعنوان کارمندان تازه خبره به آن دبستان وارد میشوند.  و او تمامی درآمد وکار آن دبستان را در دستهای خود قبضه میکند.  خانمی با معلومات بسیار کم و سطحی از اسلام که یک مثلا مسلمان دو آتشه بود بنا به شرایطی ناگهان مسیحی میشود و او که تا دیروز دیگران را که مسلمان نبودند کفار میخواند و گمراه حالا با مسیحی شدن دیگران غیر مسیحی را کفار میداند و لایق ورود به جهنم.  او میگفت که همه مسلمانان به جهنم میروند  گفتم مثلا حافظ سعدی  مولوی عطار و… که مسلمان بودند هم لایق جهنم هستند گفت آری ولی من فکر میکنم که آنان مسیحی بودند ولی جرات نداشتند که بگویند مسیحی هستند زیرا مسلمانان آن دوره به رهبری ملایان آن دوره آنان را می کشتند؟  شکنجه شده گانی بقول خودشان که بسیار شکنجه شده بودند ویا در حبس های طولانی بودند بعداز بیرون آمدن از زندانها و یا به قدرت رسیدن درست همان شکنجه ها را به دیگران که با آنان صددرصد همراه نبودند روا داشتند زیرا آنان با اصل بدی دزدی شکنجه و آزار دیگران مشگلی نداشتند  بلکه آنان این مشگل را داشتند که چرا خود آنان دزد شکنجه گر و غارتگر نیستند؟  به کسانیکه اعتماد میکنی زیر و رو راغارت میکنند و بعد از اینکه گلایه میکنی میگویند می خواستی ندی؟ و یا باید سر مالت میبودی؟  فرید از کار بیکار شده بود و فریدون که دید او احتیاج بکار دارد اورا بشرکت خود برد و تقریبا همه کاره اش کرد. فریدون به یک سفر میرود وکارها را به فرید میسپارد بعد از برگشت شرکت زیر و رو شده بود و فرید تا آنجا که توانسته بود شرکت را از بین برده بود یا خودش برده بود و یا با بی تفاوتی گذاشته بود که دیگران هم تاراج کنند. 

     فریدون که دید فرید از قبل غارت شرکت به مال منالی رسیده است گفت من بتو اعتماد کردی این چه کاری بود که کردی . فرید گفت مملکت قانون دارد و وزارت دادگستری برو شکایت کن و حقت را بگیر؟  ما بعد از اینکه کسی را غارت و به خاک سیاه نشاندیم باز برای اینکه نگوییم که لوطی نباخته است و ما کار بدی نکرده ایم طرف را لجن مال میکنیم.  متاسفانه نه ادیان الهی و نه برزگان ما با آنهمه نصیحت و دلالت هم نتوانسته اند که به این بیماری و بلای خانمانسور تمامیت خواهی غلبه کنند.  تعالیم همه ادیان الهی تنها خوانده میشود و کسی به آنها عمل نمیکند و اگر کسی هم عمل کند خامش میخوانند؟  مثلا ایرانیان ثروتمند وبسیار موفق هم در خارج از کشور بسیارند ولی هیچکدامشان برای گرد آوری فرزندان آواره ایران قدمی محکم برنداشته اند مثلا با تاسیس یک دانشگاه و یا یک شرکت بزرگ که از ایرانیان حمایت کند و یا تولید کار و فعالیتهای اجتماعی برای آنان.  مثل اینکه این همکاری و همیاری و اینکه بهم برسند شاید نزد یهودیان و کره ای ها ریشه داشته باشد ولی متاسفانه هنوز ما به این مرحله نرسیده ایم که فکرهای اجتماعی وسیع داشته باشیم و برای ایران کار کنیم  که البته ایران یک مشت خاک نیست همان جوانانی هستند که از زور مشگلات دهانهای خود را میدوزند ویا دست بخودکشی میزنند.  در جایی که فرزندان شاه خودکشی میکنند حساب دیگران روشن است.  ما یک خانواده بزرک هستیم که متاسفانه نسبت بهم بیگانه شده ایم و تنها حسادت و تمامیت طلبی و فرصت طلبی و فساد و رشوه خواری دارد زندگی مارا تباه میکند. در این شکی نیست که بیگانگان و سرویس های اطلاعاتی آنان برای ما برنامه ریزی کرده اند و با تبلیغات وسیعی هر راهی را که بخواهند جلوی پای ما میگذارند ولی اگر ما باهم متحد باشیم  آنان آنقدر نیرو ندارند که برای هر یک از ما یک مامور اجیر کنند.  که از ماست که برماست. 

     با امید که عشق به همنوع و عشق به سازندگی و داشتن ایرانی و یا شاید دنیایی خوب برای فرزندانمان در ما ریشه بدواندو با تاسی به بزرگان خود همانند مولوی و عطار و دیگران راه را از چاه باز شناسیم و برده وار به مادیات روی نیاوریم و همه چیز را فدای خور خواب  نکنیم. صدای مولوی در گوشمان زنگ بزند که ای بیخبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ آنکه هر روز تمنای سوختن ما میکرد   ایکاش میآمد از دور تماشا میکرد.   توراه رسم سکندری  من ره رسم قلندری  اگر آن خوش است ترا روا و اگر این بد است مرا سزا.  به امید اینکه ما هم برای سامان دادن به خانواده های از هم پاشیده خود با هم همکاری کنیم و از بی تفاوتی و ظلم و ستم دست برداریم.

  • Amir S Ghiassi

    Type your comment here.مشگل ما تمامیت خواهی و تعصبهای غیرعادی و بیش از اندازه هست؟ متاسفانه این مشگل گریبان گیر بسیاری از ما شده است در کوچکترین مقیاس تا در بزرگترینها.  ما فکر خود و کار خود و یا دین خود و افکار خود را برتر و بهتر از سایرین میدانیم و حاضر نیستیم در باره آن به بحث و گفتگو بنشینیم.  مثلا مدیری که مسولیت یک دبستان را به عهده گرفته اگر کار در این دبستان به مناسبت مثلا داشتن شاگردان ثروتمند و مثلا امکان درس دادن خصوصی زیاد باشد او بلافاصله دست بکار میشود و دیگران و معلمان پر سابقه همان دبستان را تارمار میکندو برای هر کدامشان با حیله و نیرنگ پاپوشی دست پا میکند و عقب نکته ها ضعف آنان میگردد و آنها را زیر ذره بین میگذارد .  مثلا اگر معلمی سخت گیر باشد و بخواهد خوب درس بدهد شاگردان تنبل واولیای آنان را به دور خود جمع میکند و راهی برای کله کردن معلم سخت گیر پیدا میکند و اگر معلمی شل ول و خوب نمره بده باشد باز شاگردان درس خوان و اولیای آنان را تحریک میکند تا معلم نگون بخت را کله پا کنند و با مکاتبه به اداره های خودش برای آنان آشی میپزد که رویش یک وجب روغن داغ باشد.

     بعدا از اینکه همه را دک کرد و دبستان را از وجود آنان پاک ساخت آنوقت دست بکار میشود و پسر عمو دختر عمه و شوهر خواهر و زن برادرش بعنوان کارمندان تازه خبره به آن دبستان وارد میشوند.  و او تمامی درآمد وکار آن دبستان را در دستهای خود قبضه میکند.  خانمی با معلومات بسیار کم و سطحی از اسلام که یک مثلا مسلمان دو آتشه بود بنا به شرایطی ناگهان مسیحی میشود و او که تا دیروز دیگران را که مسلمان نبودند کفار میخواند و گمراه حالا با مسیحی شدن دیگران غیر مسیحی را کفار میداند و لایق ورود به جهنم.  او میگفت که همه مسلمانان به جهنم میروند  گفتم مثلا حافظ سعدی  مولوی عطار و… که مسلمان بودند هم لایق جهنم هستند گفت آری ولی من فکر میکنم که آنان مسیحی بودند ولی جرات نداشتند که بگویند مسیحی هستند زیرا مسلمانان آن دوره به رهبری ملایان آن دوره آنان را می کشتند؟  شکنجه شده گانی بقول خودشان که بسیار شکنجه شده بودند ویا در حبس های طولانی بودند بعداز بیرون آمدن از زندانها و یا به قدرت رسیدن درست همان شکنجه ها را به دیگران که با آنان صددرصد همراه نبودند روا داشتند زیرا آنان با اصل بدی دزدی شکنجه و آزار دیگران مشگلی نداشتند  بلکه آنان این مشگل را داشتند که چرا خود آنان دزد شکنجه گر و غارتگر نیستند؟  به کسانیکه اعتماد میکنی زیر و رو راغارت میکنند و بعد از اینکه گلایه میکنی میگویند می خواستی ندی؟ و یا باید سر مالت میبودی؟  فرید از کار بیکار شده بود و فریدون که دید او احتیاج بکار دارد اورا بشرکت خود برد و تقریبا همه کاره اش کرد. فریدون به یک سفر میرود وکارها را به فرید میسپارد بعد از برگشت شرکت زیر و رو شده بود و فرید تا آنجا که توانسته بود شرکت را از بین برده بود یا خودش برده بود و یا با بی تفاوتی گذاشته بود که دیگران هم تاراج کنند. 

     فریدون که دید فرید از قبل غارت شرکت به مال منالی رسیده است گفت من بتو اعتماد کردی این چه کاری بود که کردی . فرید گفت مملکت قانون دارد و وزارت دادگستری برو شکایت کن و حقت را بگیر؟  ما بعد از اینکه کسی را غارت و به خاک سیاه نشاندیم باز برای اینکه نگوییم که لوطی نباخته است و ما کار بدی نکرده ایم طرف را لجن مال میکنیم.  متاسفانه نه ادیان الهی و نه برزگان ما با آنهمه نصیحت و دلالت هم نتوانسته اند که به این بیماری و بلای خانمانسور تمامیت خواهی غلبه کنند.  تعالیم همه ادیان الهی تنها خوانده میشود و کسی به آنها عمل نمیکند و اگر کسی هم عمل کند خامش میخوانند؟  مثلا ایرانیان ثروتمند وبسیار موفق هم در خارج از کشور بسیارند ولی هیچکدامشان برای گرد آوری فرزندان آواره ایران قدمی محکم برنداشته اند مثلا با تاسیس یک دانشگاه و یا یک شرکت بزرگ که از ایرانیان حمایت کند و یا تولید کار و فعالیتهای اجتماعی برای آنان.  مثل اینکه این همکاری و همیاری و اینکه بهم برسند شاید نزد یهودیان و کره ای ها ریشه داشته باشد ولی متاسفانه هنوز ما به این مرحله نرسیده ایم که فکرهای اجتماعی وسیع داشته باشیم و برای ایران کار کنیم  که البته ایران یک مشت خاک نیست همان جوانانی هستند که از زور مشگلات دهانهای خود را میدوزند ویا دست بخودکشی میزنند.  در جایی که فرزندان شاه خودکشی میکنند حساب دیگران روشن است.  ما یک خانواده بزرک هستیم که متاسفانه نسبت بهم بیگانه شده ایم و تنها حسادت و تمامیت طلبی و فرصت طلبی و فساد و رشوه خواری دارد زندگی مارا تباه میکند. در این شکی نیست که بیگانگان و سرویس های اطلاعاتی آنان برای ما برنامه ریزی کرده اند و با تبلیغات وسیعی هر راهی را که بخواهند جلوی پای ما میگذارند ولی اگر ما باهم متحد باشیم  آنان آنقدر نیرو ندارند که برای هر یک از ما یک مامور اجیر کنند.  که از ماست که برماست. 

     با امید که عشق به همنوع و عشق به سازندگی و داشتن ایرانی و یا شاید دنیایی خوب برای فرزندانمان در ما ریشه بدواندو با تاسی به بزرگان خود همانند مولوی و عطار و دیگران راه را از چاه باز شناسیم و برده وار به مادیات روی نیاوریم و همه چیز را فدای خور خواب  نکنیم. صدای مولوی در گوشمان زنگ بزند که ای بیخبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ آنکه هر روز تمنای سوختن ما میکرد   ایکاش میآمد از دور تماشا میکرد.   توراه رسم سکندری  من ره رسم قلندری  اگر آن خوش است ترا روا و اگر این بد است مرا سزا.  به امید اینکه ما هم برای سامان دادن به خانواده های از هم پاشیده خود با هم همکاری کنیم و از بی تفاوتی و ظلم و ستم دست برداریم.

  • Amir S Ghiassi

     دینداری و بی دینی و مشگل سو استفاده از هر دوی آنها؟  همانطوریکه میدانید تمامی دانشمندان طبیعی دان و فلاسفه مادی با تمام سعی و علم خود نتوانسته اند که ثابت کنند که خدایی یا نیروی با هوشمندی وجود نداشته است و با همه علم و دانش خود در برابر دنیا و یا طبیعت حیران بوده اند و نتوانسته با منطق و خرد ثابت کنند که موجود هوشمندی نیست و همه چیز اتقافی و تصادفی است و زندگی هم تنها از راه تکامل به این حد رسیده است ولی بطور علمی نمی توانند ثابت کنند و در برابر مشگلاتی مثل مرگ و بیماریها و بودن و نبودن کاملا عاجز هستند و نمی توانند به پرسش های مردم پاسخ دهند که چرا ما بوجود آمده ایم و چرا بایست بمیریم.  ولی تا حدودی دین با کمک از فلسفه و باورهای مردم به تعدادی از این پرسش ها پاسخ داده است. آنچه که مسلم است ما مجهولات بسیاری داریم که ناچار برای حل آنها بایست به فلسفه و یا باور های دینی تکیه کنیم.  عرفا و صوفیان هم که خدا را به عشق تشبیه کرده اند و انسان دوستی و محبت به هم نوع و انسان کامل بودن مثل شمس تبریزی که معبود مولوی بوده است.  با بررسی منصفانه میشود دید که این دینها ها و یاحتی اخلاق بدون دین مشگل جامعه نبوده اند بلکه سو استفاده از بلاعت و کم دانشی مردم و نبودن خرد و فکر سالم باعث مشگلات عدیده بوده که همراه با تمامیت خواهی حسادت و دشمنی و خودخواهی ریشه تمامی گرفتاریهای بشر بوده است.

     مثلا در بهاییت تقیه وجود ندارد و یا گفته اند که اگر دین سبب تنفر و سلب آسایش و … میشود بی دینی نکوتر است. به عبارت دیگر دین نبایست باعث درد سر کشت کشتار و یا آزار کسان دیگر شود و یا در بهاییت که تقیه و یا انکار دین که به کتمان عقیده ونفی دین است مجاز نیست یعنی هرکس که به بهایی گری منسوب است اگر بگوید که من بهایی نیستم باید مورد قبول واقع شود و یا از نظر اسلام هرکس که اشهد بگوید بایست مسلمان شناخته شود ولی آیا در عمل این چنین است؟ نه کسی که به بهاییت معروف شده ولی بهایی نیست  تنها باگفتن اشهد و یا اینکه بگوید بهایی نیست مسلمان شناخته نمی شود بلکه بایست در روزنامه ها بد بیراه بنویسد تا مسلمان شناخته شود که همین طور که می بینید هر دو مخالف دستور دینی است؟ حتی در آن زمانیکه عربان به ایران حمله کردند و اینطور که گفته شده مردم را به زور مسلمان میکردند هیچ زرتشی مجبور نبوده که مثلا به حضرت اشو زردشت بی احترامی کند و با فحش بدهد و بد بیراه بگوید تا مسلمان شناخته شود بلکه همان گفتن اشهد کافی بوده است. اینطور که نشان داده میشود این دین نبوده که باعث گرفتاری ها شده بلکه سو استفاده چیان از دین بوده اند که دین را دست آویز کرده وبرای مقاصد شوم خود از آن سو استفاده فرموده اند.  دین حضرت اشو زردشت گفته  گفتار نیک  اندیشه نیک  پندار نیک  کردار نیک   آیا این ها بد بوده است و یاحضرت مسیح هم فرمود که همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شمارا دوست دارم و یا بهم کمک کنید و باهم مهربان باشید و هم دیگر را ببخشید و اگر کسی از شما پیراهنتان را خواست کت خودرا هم به او بدهید و یا اگر کسی از شما خواست با او یک مایل راه بروید با او دو مایل بروید و همراهییش کنید؟ حضرت محمد که یک نابغه نظامی و یک متفکر بود نیز گفت  در جستجوی علم حتی تا چین هم که شده پیاده بروید و جستجوی علم و دانش اندوزی بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و با کمک شاید همان روزبه و سلمان فارسی توانست که امپراطوری ایران را با داشتن یک مشت عرب فتح کند؟ 

     یا حضرت بهاالله که میفرمایند که سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانیکی در هم نگرید که همه بار یک دارید و شاخه های یک شاخسار و یا دین بایست مطابق علم و عقل باشد و از خرافات تهی باشد. ولی متاسفانه تعصب و سو استفاده از خرافات همیشه مشگل ساز بوده است. آیا یک بهایی واقعا به آنچه که گفته شده عمل میکند؟ و یا یک مسلمان ویا یک مسیحی بلکه هرکس برداشت شخصی خودرا مورد توجه دارد. مثلا خانمی که مسلمان بود و یک دوست صمیمی بهایی داشت که وی سعی میکرد با توجه و تاریخ و مسایل و اینکه حضرت باب همان قایم است وی را بهایی کند خانم مسلمان برای اینکه خیال دوست بهایی خودرا راحت کند گفت اگر خود حضرت محمد هم از آسمان با همان دل دلولش بیاید و بگویدکه باب حق است من قبول نمی کنم.  یا خانم مسلمان دو آتشه ای که حالا مثلا مسیحی شده بود میگفت که همه مسلمانان کافر هستند وبه جهنم میروند بدون اینکه هیچ معلومات وسیعی از دین اسلام و یا دین مسحیت داشته باشد.  بی دینی هم که معرف حضورتان هست که استالین شاید چیزی نزدیک هتیلر بود و به دیکتاتور و کشت و کشتار معروف بود و هرکه حرفی دیگر میزد نابود میشد و بسیاری از ایرانیان حتی کمونیست را هم کشت و یا به سیبری فرستاد. بزرگان ما هم که گفته اند   این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است  چون دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است  و … رسد آدمی بجایی که به جز خدای نبیند  بنگر که تا کجاست مقام آدمیت. تعصب های خشک و تمامیت خواهی حسادت  زورگویی و ظلم و دزدی و فساد مشگل ماست نه دین و دین داری و حتی بی دینی و داشتن اخلاق. 

    اگر همه دینداران به احکام دین خود عمل کنند و نه از آنان سو استفاده مادی ببرند مشگل تاحدودی حل خواهد شد.  ما بایست با ستم ظلم و با بی اخلاقی و دورویی و فساد بجنگیم و به دانش و عشق مجهز باشیم تا بتوانیم  برای مردم خوشبختی و آسایش بهمراه بیاوریم  و تا مادامیکه خود خواهی ها و تمامیت خواهی ها و سو استفاده ها از باور های مردم ساده دل یک حربه به دست ما میدهد که آنان را نابود کنیم وضع همین است. مشگل دیگر نیرویی است که توان مادی و شاید هم معنوی زیادی دارد و آن نیرو در دست غیر صالحان شاید باشد و آنان هستند که با سو استفاده از دین و باورهای مردم به پرکردن جیبهای خود مشغول هستند و ثروتهایی با رقم های نجومی غیر مشروع دارند.  آنان از کینه و نفرت واختلاف دینها و نژاد ها و قومیت ها و زبانها  و سایر شرایط سو استفاده های کلان میبرند و به ثروتهای عظیم خود می افزایند و در بانکها میلیارد ها ثروت ذخیره کرده اند شاید برای ورود به بهشت و یا داشتن بهشت در همین دنیا. تنها راه رهایی احترام به باوری ها ولو به نظر ما غلط دیگران و دوست داشتن دشمن خود است و یا دوستان خود. با دوستان مروت با دشمنان مدارا. وگرنه حمله به یک دین و یا حتی به بی دینی مشگلها را حل نخواهد کرد. راه بایست راه عشق و انسان کامل شدن باشد وبس وگرنه دیگ همین است که سربار است.  یکی از خوردن می ترکد و دیگری از گرسنگی می میرد  یکی از همه نوع وسایل زندگی بقدر بیش از اندازه سو استفاده میکند و حق دیگران را می رباید و دیگری از فرط بیکاری و بی پولی خود کشی میکند. مثل پادشاهان مثلا قاجار ویا خلفای اسلام که در شهوت و ثروت غوطه میخوردند و دیگران در نداری و بیچارگی. یکی هشتاد و دیگری سدها زن در حرمسرای خود داشت و روز شب به عیش و طرب مشغول و مردم را بحال خود رها کرده بود و زنان بینوا را در حرمسرا ها خود حبس میکرد و بیضه های مردان را می برید تا از آنان حفاظت کنند و دیگری به نان شب محتاج.  یکی برای یک شب مهمانی ده میلیون دلار هزینه میکند و دیگری با از دست دادن شغلش در خیابانها میخوابد  در همین آمریکای ثروتمند. در صورتیکه هر دوی آنان از یک دانشگاه مدرک گرفته اند یکی وابسته است و دیگری نتوانسته این وابستگی را بدست بیاورد.

     ظلم و فساد هم اکنون هم در جهان غوغا میکند.  متاسفانه مردم با هم متحد نیستند و هیچکس به تنهایی نمی تواند دنیا را اصلاح کند بلکه بایست اول یک فکر اجتماعی و یک عشق عمومی به هم نوع در بشر بوجود بیاید. آیا کسی که بیضه های هزاران جوان خوشروی را میبرد تا از بازیچه های شهوت او زنان زیبای به بند کشیده شده در حرمسرا محافظت کنند میشود انسان باشد؟  و یا کسی که میلیاردها دلار غارت میکند و همه صرف عیش و نوش و خوشگذرانی مدل جدید میکند بدون حرمسرا آیا او نیز انسان است؟

  • Amir S Ghiassi

     دینداری و بی دینی و مشگل سو استفاده از هر دوی آنها؟  همانطوریکه میدانید تمامی دانشمندان طبیعی دان و فلاسفه مادی با تمام سعی و علم خود نتوانسته اند که ثابت کنند که خدایی یا نیروی با هوشمندی وجود نداشته است و با همه علم و دانش خود در برابر دنیا و یا طبیعت حیران بوده اند و نتوانسته با منطق و خرد ثابت کنند که موجود هوشمندی نیست و همه چیز اتقافی و تصادفی است و زندگی هم تنها از راه تکامل به این حد رسیده است ولی بطور علمی نمی توانند ثابت کنند و در برابر مشگلاتی مثل مرگ و بیماریها و بودن و نبودن کاملا عاجز هستند و نمی توانند به پرسش های مردم پاسخ دهند که چرا ما بوجود آمده ایم و چرا بایست بمیریم.  ولی تا حدودی دین با کمک از فلسفه و باورهای مردم به تعدادی از این پرسش ها پاسخ داده است. آنچه که مسلم است ما مجهولات بسیاری داریم که ناچار برای حل آنها بایست به فلسفه و یا باور های دینی تکیه کنیم.  عرفا و صوفیان هم که خدا را به عشق تشبیه کرده اند و انسان دوستی و محبت به هم نوع و انسان کامل بودن مثل شمس تبریزی که معبود مولوی بوده است.  با بررسی منصفانه میشود دید که این دینها ها و یاحتی اخلاق بدون دین مشگل جامعه نبوده اند بلکه سو استفاده از بلاعت و کم دانشی مردم و نبودن خرد و فکر سالم باعث مشگلات عدیده بوده که همراه با تمامیت خواهی حسادت و دشمنی و خودخواهی ریشه تمامی گرفتاریهای بشر بوده است.

     مثلا در بهاییت تقیه وجود ندارد و یا گفته اند که اگر دین سبب تنفر و سلب آسایش و … میشود بی دینی نکوتر است. به عبارت دیگر دین نبایست باعث درد سر کشت کشتار و یا آزار کسان دیگر شود و یا در بهاییت که تقیه و یا انکار دین که به کتمان عقیده ونفی دین است مجاز نیست یعنی هرکس که به بهایی گری منسوب است اگر بگوید که من بهایی نیستم باید مورد قبول واقع شود و یا از نظر اسلام هرکس که اشهد بگوید بایست مسلمان شناخته شود ولی آیا در عمل این چنین است؟ نه کسی که به بهاییت معروف شده ولی بهایی نیست  تنها باگفتن اشهد و یا اینکه بگوید بهایی نیست مسلمان شناخته نمی شود بلکه بایست در روزنامه ها بد بیراه بنویسد تا مسلمان شناخته شود که همین طور که می بینید هر دو مخالف دستور دینی است؟ حتی در آن زمانیکه عربان به ایران حمله کردند و اینطور که گفته شده مردم را به زور مسلمان میکردند هیچ زرتشی مجبور نبوده که مثلا به حضرت اشو زردشت بی احترامی کند و با فحش بدهد و بد بیراه بگوید تا مسلمان شناخته شود بلکه همان گفتن اشهد کافی بوده است. اینطور که نشان داده میشود این دین نبوده که باعث گرفتاری ها شده بلکه سو استفاده چیان از دین بوده اند که دین را دست آویز کرده وبرای مقاصد شوم خود از آن سو استفاده فرموده اند.  دین حضرت اشو زردشت گفته  گفتار نیک  اندیشه نیک  پندار نیک  کردار نیک   آیا این ها بد بوده است و یاحضرت مسیح هم فرمود که همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شمارا دوست دارم و یا بهم کمک کنید و باهم مهربان باشید و هم دیگر را ببخشید و اگر کسی از شما پیراهنتان را خواست کت خودرا هم به او بدهید و یا اگر کسی از شما خواست با او یک مایل راه بروید با او دو مایل بروید و همراهییش کنید؟ حضرت محمد که یک نابغه نظامی و یک متفکر بود نیز گفت  در جستجوی علم حتی تا چین هم که شده پیاده بروید و جستجوی علم و دانش اندوزی بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و با کمک شاید همان روزبه و سلمان فارسی توانست که امپراطوری ایران را با داشتن یک مشت عرب فتح کند؟ 

     یا حضرت بهاالله که میفرمایند که سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانیکی در هم نگرید که همه بار یک دارید و شاخه های یک شاخسار و یا دین بایست مطابق علم و عقل باشد و از خرافات تهی باشد. ولی متاسفانه تعصب و سو استفاده از خرافات همیشه مشگل ساز بوده است. آیا یک بهایی واقعا به آنچه که گفته شده عمل میکند؟ و یا یک مسلمان ویا یک مسیحی بلکه هرکس برداشت شخصی خودرا مورد توجه دارد. مثلا خانمی که مسلمان بود و یک دوست صمیمی بهایی داشت که وی سعی میکرد با توجه و تاریخ و مسایل و اینکه حضرت باب همان قایم است وی را بهایی کند خانم مسلمان برای اینکه خیال دوست بهایی خودرا راحت کند گفت اگر خود حضرت محمد هم از آسمان با همان دل دلولش بیاید و بگویدکه باب حق است من قبول نمی کنم.  یا خانم مسلمان دو آتشه ای که حالا مثلا مسیحی شده بود میگفت که همه مسلمانان کافر هستند وبه جهنم میروند بدون اینکه هیچ معلومات وسیعی از دین اسلام و یا دین مسحیت داشته باشد.  بی دینی هم که معرف حضورتان هست که استالین شاید چیزی نزدیک هتیلر بود و به دیکتاتور و کشت و کشتار معروف بود و هرکه حرفی دیگر میزد نابود میشد و بسیاری از ایرانیان حتی کمونیست را هم کشت و یا به سیبری فرستاد. بزرگان ما هم که گفته اند   این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است  چون دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است  و … رسد آدمی بجایی که به جز خدای نبیند  بنگر که تا کجاست مقام آدمیت. تعصب های خشک و تمامیت خواهی حسادت  زورگویی و ظلم و دزدی و فساد مشگل ماست نه دین و دین داری و حتی بی دینی و داشتن اخلاق. 

    اگر همه دینداران به احکام دین خود عمل کنند و نه از آنان سو استفاده مادی ببرند مشگل تاحدودی حل خواهد شد.  ما بایست با ستم ظلم و با بی اخلاقی و دورویی و فساد بجنگیم و به دانش و عشق مجهز باشیم تا بتوانیم  برای مردم خوشبختی و آسایش بهمراه بیاوریم  و تا مادامیکه خود خواهی ها و تمامیت خواهی ها و سو استفاده ها از باور های مردم ساده دل یک حربه به دست ما میدهد که آنان را نابود کنیم وضع همین است. مشگل دیگر نیرویی است که توان مادی و شاید هم معنوی زیادی دارد و آن نیرو در دست غیر صالحان شاید باشد و آنان هستند که با سو استفاده از دین و باورهای مردم به پرکردن جیبهای خود مشغول هستند و ثروتهایی با رقم های نجومی غیر مشروع دارند.  آنان از کینه و نفرت واختلاف دینها و نژاد ها و قومیت ها و زبانها  و سایر شرایط سو استفاده های کلان میبرند و به ثروتهای عظیم خود می افزایند و در بانکها میلیارد ها ثروت ذخیره کرده اند شاید برای ورود به بهشت و یا داشتن بهشت در همین دنیا. تنها راه رهایی احترام به باوری ها ولو به نظر ما غلط دیگران و دوست داشتن دشمن خود است و یا دوستان خود. با دوستان مروت با دشمنان مدارا. وگرنه حمله به یک دین و یا حتی به بی دینی مشگلها را حل نخواهد کرد. راه بایست راه عشق و انسان کامل شدن باشد وبس وگرنه دیگ همین است که سربار است.  یکی از خوردن می ترکد و دیگری از گرسنگی می میرد  یکی از همه نوع وسایل زندگی بقدر بیش از اندازه سو استفاده میکند و حق دیگران را می رباید و دیگری از فرط بیکاری و بی پولی خود کشی میکند. مثل پادشاهان مثلا قاجار ویا خلفای اسلام که در شهوت و ثروت غوطه میخوردند و دیگران در نداری و بیچارگی. یکی هشتاد و دیگری سدها زن در حرمسرای خود داشت و روز شب به عیش و طرب مشغول و مردم را بحال خود رها کرده بود و زنان بینوا را در حرمسرا ها خود حبس میکرد و بیضه های مردان را می برید تا از آنان حفاظت کنند و دیگری به نان شب محتاج.  یکی برای یک شب مهمانی ده میلیون دلار هزینه میکند و دیگری با از دست دادن شغلش در خیابانها میخوابد  در همین آمریکای ثروتمند. در صورتیکه هر دوی آنان از یک دانشگاه مدرک گرفته اند یکی وابسته است و دیگری نتوانسته این وابستگی را بدست بیاورد.

     ظلم و فساد هم اکنون هم در جهان غوغا میکند.  متاسفانه مردم با هم متحد نیستند و هیچکس به تنهایی نمی تواند دنیا را اصلاح کند بلکه بایست اول یک فکر اجتماعی و یک عشق عمومی به هم نوع در بشر بوجود بیاید. آیا کسی که بیضه های هزاران جوان خوشروی را میبرد تا از بازیچه های شهوت او زنان زیبای به بند کشیده شده در حرمسرا محافظت کنند میشود انسان باشد؟  و یا کسی که میلیاردها دلار غارت میکند و همه صرف عیش و نوش و خوشگذرانی مدل جدید میکند بدون حرمسرا آیا او نیز انسان است؟

  • Amir S Ghiassi

     دینداری و بی دینی و مشگل سو استفاده از هر دوی آنها؟  همانطوریکه میدانید تمامی دانشمندان طبیعی دان و فلاسفه مادی با تمام سعی و علم خود نتوانسته اند که ثابت کنند که خدایی یا نیروی با هوشمندی وجود نداشته است و با همه علم و دانش خود در برابر دنیا و یا طبیعت حیران بوده اند و نتوانسته با منطق و خرد ثابت کنند که موجود هوشمندی نیست و همه چیز اتقافی و تصادفی است و زندگی هم تنها از راه تکامل به این حد رسیده است ولی بطور علمی نمی توانند ثابت کنند و در برابر مشگلاتی مثل مرگ و بیماریها و بودن و نبودن کاملا عاجز هستند و نمی توانند به پرسش های مردم پاسخ دهند که چرا ما بوجود آمده ایم و چرا بایست بمیریم.  ولی تا حدودی دین با کمک از فلسفه و باورهای مردم به تعدادی از این پرسش ها پاسخ داده است. آنچه که مسلم است ما مجهولات بسیاری داریم که ناچار برای حل آنها بایست به فلسفه و یا باور های دینی تکیه کنیم.  عرفا و صوفیان هم که خدا را به عشق تشبیه کرده اند و انسان دوستی و محبت به هم نوع و انسان کامل بودن مثل شمس تبریزی که معبود مولوی بوده است.  با بررسی منصفانه میشود دید که این دینها ها و یاحتی اخلاق بدون دین مشگل جامعه نبوده اند بلکه سو استفاده از بلاعت و کم دانشی مردم و نبودن خرد و فکر سالم باعث مشگلات عدیده بوده که همراه با تمامیت خواهی حسادت و دشمنی و خودخواهی ریشه تمامی گرفتاریهای بشر بوده است.

     مثلا در بهاییت تقیه وجود ندارد و یا گفته اند که اگر دین سبب تنفر و سلب آسایش و … میشود بی دینی نکوتر است. به عبارت دیگر دین نبایست باعث درد سر کشت کشتار و یا آزار کسان دیگر شود و یا در بهاییت که تقیه و یا انکار دین که به کتمان عقیده ونفی دین است مجاز نیست یعنی هرکس که به بهایی گری منسوب است اگر بگوید که من بهایی نیستم باید مورد قبول واقع شود و یا از نظر اسلام هرکس که اشهد بگوید بایست مسلمان شناخته شود ولی آیا در عمل این چنین است؟ نه کسی که به بهاییت معروف شده ولی بهایی نیست  تنها باگفتن اشهد و یا اینکه بگوید بهایی نیست مسلمان شناخته نمی شود بلکه بایست در روزنامه ها بد بیراه بنویسد تا مسلمان شناخته شود که همین طور که می بینید هر دو مخالف دستور دینی است؟ حتی در آن زمانیکه عربان به ایران حمله کردند و اینطور که گفته شده مردم را به زور مسلمان میکردند هیچ زرتشی مجبور نبوده که مثلا به حضرت اشو زردشت بی احترامی کند و با فحش بدهد و بد بیراه بگوید تا مسلمان شناخته شود بلکه همان گفتن اشهد کافی بوده است. اینطور که نشان داده میشود این دین نبوده که باعث گرفتاری ها شده بلکه سو استفاده چیان از دین بوده اند که دین را دست آویز کرده وبرای مقاصد شوم خود از آن سو استفاده فرموده اند.  دین حضرت اشو زردشت گفته  گفتار نیک  اندیشه نیک  پندار نیک  کردار نیک   آیا این ها بد بوده است و یاحضرت مسیح هم فرمود که همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شمارا دوست دارم و یا بهم کمک کنید و باهم مهربان باشید و هم دیگر را ببخشید و اگر کسی از شما پیراهنتان را خواست کت خودرا هم به او بدهید و یا اگر کسی از شما خواست با او یک مایل راه بروید با او دو مایل بروید و همراهییش کنید؟ حضرت محمد که یک نابغه نظامی و یک متفکر بود نیز گفت  در جستجوی علم حتی تا چین هم که شده پیاده بروید و جستجوی علم و دانش اندوزی بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و با کمک شاید همان روزبه و سلمان فارسی توانست که امپراطوری ایران را با داشتن یک مشت عرب فتح کند؟ 

     یا حضرت بهاالله که میفرمایند که سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانیکی در هم نگرید که همه بار یک دارید و شاخه های یک شاخسار و یا دین بایست مطابق علم و عقل باشد و از خرافات تهی باشد. ولی متاسفانه تعصب و سو استفاده از خرافات همیشه مشگل ساز بوده است. آیا یک بهایی واقعا به آنچه که گفته شده عمل میکند؟ و یا یک مسلمان ویا یک مسیحی بلکه هرکس برداشت شخصی خودرا مورد توجه دارد. مثلا خانمی که مسلمان بود و یک دوست صمیمی بهایی داشت که وی سعی میکرد با توجه و تاریخ و مسایل و اینکه حضرت باب همان قایم است وی را بهایی کند خانم مسلمان برای اینکه خیال دوست بهایی خودرا راحت کند گفت اگر خود حضرت محمد هم از آسمان با همان دل دلولش بیاید و بگویدکه باب حق است من قبول نمی کنم.  یا خانم مسلمان دو آتشه ای که حالا مثلا مسیحی شده بود میگفت که همه مسلمانان کافر هستند وبه جهنم میروند بدون اینکه هیچ معلومات وسیعی از دین اسلام و یا دین مسحیت داشته باشد.  بی دینی هم که معرف حضورتان هست که استالین شاید چیزی نزدیک هتیلر بود و به دیکتاتور و کشت و کشتار معروف بود و هرکه حرفی دیگر میزد نابود میشد و بسیاری از ایرانیان حتی کمونیست را هم کشت و یا به سیبری فرستاد. بزرگان ما هم که گفته اند   این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است  چون دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است  و … رسد آدمی بجایی که به جز خدای نبیند  بنگر که تا کجاست مقام آدمیت. تعصب های خشک و تمامیت خواهی حسادت  زورگویی و ظلم و دزدی و فساد مشگل ماست نه دین و دین داری و حتی بی دینی و داشتن اخلاق. 

    اگر همه دینداران به احکام دین خود عمل کنند و نه از آنان سو استفاده مادی ببرند مشگل تاحدودی حل خواهد شد.  ما بایست با ستم ظلم و با بی اخلاقی و دورویی و فساد بجنگیم و به دانش و عشق مجهز باشیم تا بتوانیم  برای مردم خوشبختی و آسایش بهمراه بیاوریم  و تا مادامیکه خود خواهی ها و تمامیت خواهی ها و سو استفاده ها از باور های مردم ساده دل یک حربه به دست ما میدهد که آنان را نابود کنیم وضع همین است. مشگل دیگر نیرویی است که توان مادی و شاید هم معنوی زیادی دارد و آن نیرو در دست غیر صالحان شاید باشد و آنان هستند که با سو استفاده از دین و باورهای مردم به پرکردن جیبهای خود مشغول هستند و ثروتهایی با رقم های نجومی غیر مشروع دارند.  آنان از کینه و نفرت واختلاف دینها و نژاد ها و قومیت ها و زبانها  و سایر شرایط سو استفاده های کلان میبرند و به ثروتهای عظیم خود می افزایند و در بانکها میلیارد ها ثروت ذخیره کرده اند شاید برای ورود به بهشت و یا داشتن بهشت در همین دنیا. تنها راه رهایی احترام به باوری ها ولو به نظر ما غلط دیگران و دوست داشتن دشمن خود است و یا دوستان خود. با دوستان مروت با دشمنان مدارا. وگرنه حمله به یک دین و یا حتی به بی دینی مشگلها را حل نخواهد کرد. راه بایست راه عشق و انسان کامل شدن باشد وبس وگرنه دیگ همین است که سربار است.  یکی از خوردن می ترکد و دیگری از گرسنگی می میرد  یکی از همه نوع وسایل زندگی بقدر بیش از اندازه سو استفاده میکند و حق دیگران را می رباید و دیگری از فرط بیکاری و بی پولی خود کشی میکند. مثل پادشاهان مثلا قاجار ویا خلفای اسلام که در شهوت و ثروت غوطه میخوردند و دیگران در نداری و بیچارگی. یکی هشتاد و دیگری سدها زن در حرمسرای خود داشت و روز شب به عیش و طرب مشغول و مردم را بحال خود رها کرده بود و زنان بینوا را در حرمسرا ها خود حبس میکرد و بیضه های مردان را می برید تا از آنان حفاظت کنند و دیگری به نان شب محتاج.  یکی برای یک شب مهمانی ده میلیون دلار هزینه میکند و دیگری با از دست دادن شغلش در خیابانها میخوابد  در همین آمریکای ثروتمند. در صورتیکه هر دوی آنان از یک دانشگاه مدرک گرفته اند یکی وابسته است و دیگری نتوانسته این وابستگی را بدست بیاورد.

     ظلم و فساد هم اکنون هم در جهان غوغا میکند.  متاسفانه مردم با هم متحد نیستند و هیچکس به تنهایی نمی تواند دنیا را اصلاح کند بلکه بایست اول یک فکر اجتماعی و یک عشق عمومی به هم نوع در بشر بوجود بیاید. آیا کسی که بیضه های هزاران جوان خوشروی را میبرد تا از بازیچه های شهوت او زنان زیبای به بند کشیده شده در حرمسرا محافظت کنند میشود انسان باشد؟  و یا کسی که میلیاردها دلار غارت میکند و همه صرف عیش و نوش و خوشگذرانی مدل جدید میکند بدون حرمسرا آیا او نیز انسان است؟

  • Amir S Ghiassi

     دینداری و بی دینی و مشگل سو استفاده از هر دوی آنها؟  همانطوریکه میدانید تمامی دانشمندان طبیعی دان و فلاسفه مادی با تمام سعی و علم خود نتوانسته اند که ثابت کنند که خدایی یا نیروی با هوشمندی وجود نداشته است و با همه علم و دانش خود در برابر دنیا و یا طبیعت حیران بوده اند و نتوانسته با منطق و خرد ثابت کنند که موجود هوشمندی نیست و همه چیز اتقافی و تصادفی است و زندگی هم تنها از راه تکامل به این حد رسیده است ولی بطور علمی نمی توانند ثابت کنند و در برابر مشگلاتی مثل مرگ و بیماریها و بودن و نبودن کاملا عاجز هستند و نمی توانند به پرسش های مردم پاسخ دهند که چرا ما بوجود آمده ایم و چرا بایست بمیریم.  ولی تا حدودی دین با کمک از فلسفه و باورهای مردم به تعدادی از این پرسش ها پاسخ داده است. آنچه که مسلم است ما مجهولات بسیاری داریم که ناچار برای حل آنها بایست به فلسفه و یا باور های دینی تکیه کنیم.  عرفا و صوفیان هم که خدا را به عشق تشبیه کرده اند و انسان دوستی و محبت به هم نوع و انسان کامل بودن مثل شمس تبریزی که معبود مولوی بوده است.  با بررسی منصفانه میشود دید که این دینها ها و یاحتی اخلاق بدون دین مشگل جامعه نبوده اند بلکه سو استفاده از بلاعت و کم دانشی مردم و نبودن خرد و فکر سالم باعث مشگلات عدیده بوده که همراه با تمامیت خواهی حسادت و دشمنی و خودخواهی ریشه تمامی گرفتاریهای بشر بوده است.

     مثلا در بهاییت تقیه وجود ندارد و یا گفته اند که اگر دین سبب تنفر و سلب آسایش و … میشود بی دینی نکوتر است. به عبارت دیگر دین نبایست باعث درد سر کشت کشتار و یا آزار کسان دیگر شود و یا در بهاییت که تقیه و یا انکار دین که به کتمان عقیده ونفی دین است مجاز نیست یعنی هرکس که به بهایی گری منسوب است اگر بگوید که من بهایی نیستم باید مورد قبول واقع شود و یا از نظر اسلام هرکس که اشهد بگوید بایست مسلمان شناخته شود ولی آیا در عمل این چنین است؟ نه کسی که به بهاییت معروف شده ولی بهایی نیست  تنها باگفتن اشهد و یا اینکه بگوید بهایی نیست مسلمان شناخته نمی شود بلکه بایست در روزنامه ها بد بیراه بنویسد تا مسلمان شناخته شود که همین طور که می بینید هر دو مخالف دستور دینی است؟ حتی در آن زمانیکه عربان به ایران حمله کردند و اینطور که گفته شده مردم را به زور مسلمان میکردند هیچ زرتشی مجبور نبوده که مثلا به حضرت اشو زردشت بی احترامی کند و با فحش بدهد و بد بیراه بگوید تا مسلمان شناخته شود بلکه همان گفتن اشهد کافی بوده است. اینطور که نشان داده میشود این دین نبوده که باعث گرفتاری ها شده بلکه سو استفاده چیان از دین بوده اند که دین را دست آویز کرده وبرای مقاصد شوم خود از آن سو استفاده فرموده اند.  دین حضرت اشو زردشت گفته  گفتار نیک  اندیشه نیک  پندار نیک  کردار نیک   آیا این ها بد بوده است و یاحضرت مسیح هم فرمود که همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شمارا دوست دارم و یا بهم کمک کنید و باهم مهربان باشید و هم دیگر را ببخشید و اگر کسی از شما پیراهنتان را خواست کت خودرا هم به او بدهید و یا اگر کسی از شما خواست با او یک مایل راه بروید با او دو مایل بروید و همراهییش کنید؟ حضرت محمد که یک نابغه نظامی و یک متفکر بود نیز گفت  در جستجوی علم حتی تا چین هم که شده پیاده بروید و جستجوی علم و دانش اندوزی بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و با کمک شاید همان روزبه و سلمان فارسی توانست که امپراطوری ایران را با داشتن یک مشت عرب فتح کند؟ 

     یا حضرت بهاالله که میفرمایند که سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانیکی در هم نگرید که همه بار یک دارید و شاخه های یک شاخسار و یا دین بایست مطابق علم و عقل باشد و از خرافات تهی باشد. ولی متاسفانه تعصب و سو استفاده از خرافات همیشه مشگل ساز بوده است. آیا یک بهایی واقعا به آنچه که گفته شده عمل میکند؟ و یا یک مسلمان ویا یک مسیحی بلکه هرکس برداشت شخصی خودرا مورد توجه دارد. مثلا خانمی که مسلمان بود و یک دوست صمیمی بهایی داشت که وی سعی میکرد با توجه و تاریخ و مسایل و اینکه حضرت باب همان قایم است وی را بهایی کند خانم مسلمان برای اینکه خیال دوست بهایی خودرا راحت کند گفت اگر خود حضرت محمد هم از آسمان با همان دل دلولش بیاید و بگویدکه باب حق است من قبول نمی کنم.  یا خانم مسلمان دو آتشه ای که حالا مثلا مسیحی شده بود میگفت که همه مسلمانان کافر هستند وبه جهنم میروند بدون اینکه هیچ معلومات وسیعی از دین اسلام و یا دین مسحیت داشته باشد.  بی دینی هم که معرف حضورتان هست که استالین شاید چیزی نزدیک هتیلر بود و به دیکتاتور و کشت و کشتار معروف بود و هرکه حرفی دیگر میزد نابود میشد و بسیاری از ایرانیان حتی کمونیست را هم کشت و یا به سیبری فرستاد. بزرگان ما هم که گفته اند   این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است  چون دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است  و … رسد آدمی بجایی که به جز خدای نبیند  بنگر که تا کجاست مقام آدمیت. تعصب های خشک و تمامیت خواهی حسادت  زورگویی و ظلم و دزدی و فساد مشگل ماست نه دین و دین داری و حتی بی دینی و داشتن اخلاق. 

    اگر همه دینداران به احکام دین خود عمل کنند و نه از آنان سو استفاده مادی ببرند مشگل تاحدودی حل خواهد شد.  ما بایست با ستم ظلم و با بی اخلاقی و دورویی و فساد بجنگیم و به دانش و عشق مجهز باشیم تا بتوانیم  برای مردم خوشبختی و آسایش بهمراه بیاوریم  و تا مادامیکه خود خواهی ها و تمامیت خواهی ها و سو استفاده ها از باور های مردم ساده دل یک حربه به دست ما میدهد که آنان را نابود کنیم وضع همین است. مشگل دیگر نیرویی است که توان مادی و شاید هم معنوی زیادی دارد و آن نیرو در دست غیر صالحان شاید باشد و آنان هستند که با سو استفاده از دین و باورهای مردم به پرکردن جیبهای خود مشغول هستند و ثروتهایی با رقم های نجومی غیر مشروع دارند.  آنان از کینه و نفرت واختلاف دینها و نژاد ها و قومیت ها و زبانها  و سایر شرایط سو استفاده های کلان میبرند و به ثروتهای عظیم خود می افزایند و در بانکها میلیارد ها ثروت ذخیره کرده اند شاید برای ورود به بهشت و یا داشتن بهشت در همین دنیا. تنها راه رهایی احترام به باوری ها ولو به نظر ما غلط دیگران و دوست داشتن دشمن خود است و یا دوستان خود. با دوستان مروت با دشمنان مدارا. وگرنه حمله به یک دین و یا حتی به بی دینی مشگلها را حل نخواهد کرد. راه بایست راه عشق و انسان کامل شدن باشد وبس وگرنه دیگ همین است که سربار است.  یکی از خوردن می ترکد و دیگری از گرسنگی می میرد  یکی از همه نوع وسایل زندگی بقدر بیش از اندازه سو استفاده میکند و حق دیگران را می رباید و دیگری از فرط بیکاری و بی پولی خود کشی میکند. مثل پادشاهان مثلا قاجار ویا خلفای اسلام که در شهوت و ثروت غوطه میخوردند و دیگران در نداری و بیچارگی. یکی هشتاد و دیگری سدها زن در حرمسرای خود داشت و روز شب به عیش و طرب مشغول و مردم را بحال خود رها کرده بود و زنان بینوا را در حرمسرا ها خود حبس میکرد و بیضه های مردان را می برید تا از آنان حفاظت کنند و دیگری به نان شب محتاج.  یکی برای یک شب مهمانی ده میلیون دلار هزینه میکند و دیگری با از دست دادن شغلش در خیابانها میخوابد  در همین آمریکای ثروتمند. در صورتیکه هر دوی آنان از یک دانشگاه مدرک گرفته اند یکی وابسته است و دیگری نتوانسته این وابستگی را بدست بیاورد.

     ظلم و فساد هم اکنون هم در جهان غوغا میکند.  متاسفانه مردم با هم متحد نیستند و هیچکس به تنهایی نمی تواند دنیا را اصلاح کند بلکه بایست اول یک فکر اجتماعی و یک عشق عمومی به هم نوع در بشر بوجود بیاید. آیا کسی که بیضه های هزاران جوان خوشروی را میبرد تا از بازیچه های شهوت او زنان زیبای به بند کشیده شده در حرمسرا محافظت کنند میشود انسان باشد؟  و یا کسی که میلیاردها دلار غارت میکند و همه صرف عیش و نوش و خوشگذرانی مدل جدید میکند بدون حرمسرا آیا او نیز انسان است؟

  • Amir S Ghiassi

      چرا ایرانیان در برابر اعراب مقاومت بیشتری نکردند؟ و آیا اعراب در سایر کشورها هم همین جنایات را انجام دادند وکشت کشتار نمودند؟ دلیل شکست ایرانیان در برابر اعراب چه بود؟

    در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده

     ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم .

    اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند.اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان  از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
    ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
    پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان  تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰  – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷(
    در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵(
    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱(
    در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳(  
    در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶(
    در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه  (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را  یک یک  به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند … و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد  و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ (  
    در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و ۳۰۳(
    در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه  « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲ (
    در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد   « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ (
    پس از فتح” استخر” (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳(
    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵(
    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶, ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸,۱۷۹)
    جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند. اگر شهر خاصی‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.
    در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

  • Amir S Ghiassi

      چرا ایرانیان در برابر اعراب مقاومت بیشتری نکردند؟ و آیا اعراب در سایر کشورها هم همین جنایات را انجام دادند وکشت کشتار نمودند؟ دلیل شکست ایرانیان در برابر اعراب چه بود؟

    در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده

     ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم .

    اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند.اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان  از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
    ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
    پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان  تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰  – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷(
    در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵(
    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱(
    در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳(  
    در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶(
    در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه  (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را  یک یک  به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند … و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد  و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ (  
    در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و ۳۰۳(
    در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه  « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲ (
    در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد   « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ (
    پس از فتح” استخر” (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳(
    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵(
    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶, ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸,۱۷۹)
    جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند. اگر شهر خاصی‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.
    در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

  • Amir S Ghiassi

      چرا ایرانیان در برابر اعراب مقاومت بیشتری نکردند؟ و آیا اعراب در سایر کشورها هم همین جنایات را انجام دادند وکشت کشتار نمودند؟ دلیل شکست ایرانیان در برابر اعراب چه بود؟

    در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده

     ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم .

    اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند.اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان  از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
    ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
    پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان  تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰  – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷(
    در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵(
    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱(
    در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳(  
    در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶(
    در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه  (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را  یک یک  به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند … و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد  و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ (  
    در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و ۳۰۳(
    در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه  « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲ (
    در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد   « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ (
    پس از فتح” استخر” (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳(
    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵(
    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶, ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸,۱۷۹)
    جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند. اگر شهر خاصی‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.
    در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

  • Amir S Ghiassi

      چرا ایرانیان در برابر اعراب مقاومت بیشتری نکردند؟ و آیا اعراب در سایر کشورها هم همین جنایات را انجام دادند وکشت کشتار نمودند؟ دلیل شکست ایرانیان در برابر اعراب چه بود؟

    در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده

     ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم .

    اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند.اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان  از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
    ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
    پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان  تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰  – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷(
    در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵(
    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱(
    در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳(  
    در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶(
    در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه  (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را  یک یک  به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند … و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد  و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ (  
    در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و ۳۰۳(
    در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه  « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲ (
    در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد   « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ (
    پس از فتح” استخر” (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳(
    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵(
    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶, ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸,۱۷۹)
    جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند. اگر شهر خاصی‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.
    در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

  • Amir S Ghiassi

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک حل شد و روانه بازار شدند. ۵-مدتی قبل شرکتی به نام تجاری “محسن” برنج های هندی را در بسته بندی هایی با برند خود وارد بازار کرد و با تبلیغات گسترده توانست بازار کشور حتی استان های گیلان و مازندران که در آنها برنج کشت می شود را تسخیر کند. این برنج ها قدری مشکوک بودند چون در هر دمایی که پخته می شدند بازهم به هم نمی چسبیدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنین چیزی قدری عجیب به نظر می رسید. یک نفر بیکاردر مرکز تحقیقات برنج  برای پی بردن به راز این برنج ها آنها را در یکی از آزمایشگاه های وابسته به مرکز استاندارد آزمایش کرد و در آن مواد سمی خطرناک مانند آرسنیک و سرب مشاهده کرد. این خبر رسانه ای شد و تبلیغات برای این برنج ممنوع شد و عده ای  تقاضای جمع آوری این برنج از بازار را داشتند. مالک برند محسن مقدار متنابهی خمس و زکات (یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید ) را تقدیم رئیس سازمان استاندارد کرد تا او نه تنها شخص بیکاری که این برنج ها را آزمایش کرده بود توبیخ کند بلکه قهرمانانه از سلامت این برنج ها دفاع کند. حتی خود هندی ها هم اعلام کردند که برنج های صادراتی شان آلوده است اما  رئیس محترم استاندارد که می خواست وجه دریافتی اش حلال باشد هندی ها را دیوانه های متوهم دانست و خوردن برنج های هندی  را بدون اشکال اعلام کرد. (البته اگر همسر خود ایشان از این برنج ها خریداری کند احتمالا” بادریافت طلاق راهی منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالک برنج محسن راه و رسم خمس و زکات دادن را به نیکی می داند و نه تنها برنج های آن از بازار جمع نشد که توانست با تقدیم مقداری از این خمس و زکات به رئیس سازمان صداو سیما دستور العمل قبلی ایشان مبنی بر ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در رادیو و تلویزیون ( که در حالت جو گیری ایشان صادر شده بود) را ملغی کند و اکنون تبلیغات این برنج به صورت گسترده تر ازسابق از رادیو و تلویزیون  پخش    می شود.
     ………..و این داستان پرداخت به موقع خمس و زکات ادامه دارد
    گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۱
    از میان مطالب دریافتی مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش  با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
    پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان ۷۱ ساله بود و ۸۷ سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد چه کسانی ماهیانه چهل هزار و پانصد تومن طرح هدفمند یارانه ها را نمی گیرند شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است: ۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰٫۷ میلیون دلار در بیروت
    ۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
    ۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی
    ۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵٫۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
    ۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
    ۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
    ۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
    ۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
    ۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲٫۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳٫۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا
    ۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
    ۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳٫۷ میلیون دلاردر قطر
    ۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
    ۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲٫۵ میلیون دلارایتالیا،۷٫۱ میلیون دلاردر کویت، ۳٫۲ میلیون دلار دوبی
    ۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
    ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
    ۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
    ۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵٫۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
    ۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
    ۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
    ۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
    ۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
    ۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
    ۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
    ۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
    ۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار درمالزی
    ۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
    ۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
    ۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
    ۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
    ۳۵ ـ محمود حسینی: ۳٫۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت
    ۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
    ۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی
    ۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
    ۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
    ۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰٫۹ میلیون دلار در کویت
    ۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
    ۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
    ۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
    ۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
    ۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴٫۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
    ۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
    ۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵٫۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
    ۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
    ۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
    ۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
    ۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
    ۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
    ۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
    ۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
    ۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
    ۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
    ۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
    ۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲٫۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی    

    • Behnammodiri

      agha beba
      khshid to in list esme hashemiye rafsanjani nist
      ??????

  • Amir S Ghiassi

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک حل شد و روانه بازار شدند. ۵-مدتی قبل شرکتی به نام تجاری “محسن” برنج های هندی را در بسته بندی هایی با برند خود وارد بازار کرد و با تبلیغات گسترده توانست بازار کشور حتی استان های گیلان و مازندران که در آنها برنج کشت می شود را تسخیر کند. این برنج ها قدری مشکوک بودند چون در هر دمایی که پخته می شدند بازهم به هم نمی چسبیدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنین چیزی قدری عجیب به نظر می رسید. یک نفر بیکاردر مرکز تحقیقات برنج  برای پی بردن به راز این برنج ها آنها را در یکی از آزمایشگاه های وابسته به مرکز استاندارد آزمایش کرد و در آن مواد سمی خطرناک مانند آرسنیک و سرب مشاهده کرد. این خبر رسانه ای شد و تبلیغات برای این برنج ممنوع شد و عده ای  تقاضای جمع آوری این برنج از بازار را داشتند. مالک برند محسن مقدار متنابهی خمس و زکات (یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید ) را تقدیم رئیس سازمان استاندارد کرد تا او نه تنها شخص بیکاری که این برنج ها را آزمایش کرده بود توبیخ کند بلکه قهرمانانه از سلامت این برنج ها دفاع کند. حتی خود هندی ها هم اعلام کردند که برنج های صادراتی شان آلوده است اما  رئیس محترم استاندارد که می خواست وجه دریافتی اش حلال باشد هندی ها را دیوانه های متوهم دانست و خوردن برنج های هندی  را بدون اشکال اعلام کرد. (البته اگر همسر خود ایشان از این برنج ها خریداری کند احتمالا” بادریافت طلاق راهی منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالک برنج محسن راه و رسم خمس و زکات دادن را به نیکی می داند و نه تنها برنج های آن از بازار جمع نشد که توانست با تقدیم مقداری از این خمس و زکات به رئیس سازمان صداو سیما دستور العمل قبلی ایشان مبنی بر ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در رادیو و تلویزیون ( که در حالت جو گیری ایشان صادر شده بود) را ملغی کند و اکنون تبلیغات این برنج به صورت گسترده تر ازسابق از رادیو و تلویزیون  پخش    می شود.
     ………..و این داستان پرداخت به موقع خمس و زکات ادامه دارد
    گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۱
    از میان مطالب دریافتی مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش  با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
    پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان ۷۱ ساله بود و ۸۷ سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد چه کسانی ماهیانه چهل هزار و پانصد تومن طرح هدفمند یارانه ها را نمی گیرند شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است: ۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰٫۷ میلیون دلار در بیروت
    ۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
    ۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی
    ۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵٫۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
    ۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
    ۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
    ۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
    ۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
    ۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲٫۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳٫۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا
    ۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
    ۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳٫۷ میلیون دلاردر قطر
    ۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
    ۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲٫۵ میلیون دلارایتالیا،۷٫۱ میلیون دلاردر کویت، ۳٫۲ میلیون دلار دوبی
    ۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
    ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
    ۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
    ۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵٫۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
    ۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
    ۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
    ۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
    ۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
    ۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
    ۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
    ۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
    ۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار درمالزی
    ۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
    ۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
    ۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
    ۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
    ۳۵ ـ محمود حسینی: ۳٫۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت
    ۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
    ۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی
    ۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
    ۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
    ۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰٫۹ میلیون دلار در کویت
    ۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
    ۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
    ۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
    ۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
    ۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴٫۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
    ۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
    ۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵٫۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
    ۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
    ۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
    ۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
    ۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
    ۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
    ۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
    ۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
    ۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
    ۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
    ۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
    ۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲٫۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی    

  • Amir S Ghiassi

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک حل شد و روانه بازار شدند. ۵-مدتی قبل شرکتی به نام تجاری “محسن” برنج های هندی را در بسته بندی هایی با برند خود وارد بازار کرد و با تبلیغات گسترده توانست بازار کشور حتی استان های گیلان و مازندران که در آنها برنج کشت می شود را تسخیر کند. این برنج ها قدری مشکوک بودند چون در هر دمایی که پخته می شدند بازهم به هم نمی چسبیدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنین چیزی قدری عجیب به نظر می رسید. یک نفر بیکاردر مرکز تحقیقات برنج  برای پی بردن به راز این برنج ها آنها را در یکی از آزمایشگاه های وابسته به مرکز استاندارد آزمایش کرد و در آن مواد سمی خطرناک مانند آرسنیک و سرب مشاهده کرد. این خبر رسانه ای شد و تبلیغات برای این برنج ممنوع شد و عده ای  تقاضای جمع آوری این برنج از بازار را داشتند. مالک برند محسن مقدار متنابهی خمس و زکات (یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید ) را تقدیم رئیس سازمان استاندارد کرد تا او نه تنها شخص بیکاری که این برنج ها را آزمایش کرده بود توبیخ کند بلکه قهرمانانه از سلامت این برنج ها دفاع کند. حتی خود هندی ها هم اعلام کردند که برنج های صادراتی شان آلوده است اما  رئیس محترم استاندارد که می خواست وجه دریافتی اش حلال باشد هندی ها را دیوانه های متوهم دانست و خوردن برنج های هندی  را بدون اشکال اعلام کرد. (البته اگر همسر خود ایشان از این برنج ها خریداری کند احتمالا” بادریافت طلاق راهی منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالک برنج محسن راه و رسم خمس و زکات دادن را به نیکی می داند و نه تنها برنج های آن از بازار جمع نشد که توانست با تقدیم مقداری از این خمس و زکات به رئیس سازمان صداو سیما دستور العمل قبلی ایشان مبنی بر ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در رادیو و تلویزیون ( که در حالت جو گیری ایشان صادر شده بود) را ملغی کند و اکنون تبلیغات این برنج به صورت گسترده تر ازسابق از رادیو و تلویزیون  پخش    می شود.
     ………..و این داستان پرداخت به موقع خمس و زکات ادامه دارد
    گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۱
    از میان مطالب دریافتی مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش  با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
    پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان ۷۱ ساله بود و ۸۷ سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد چه کسانی ماهیانه چهل هزار و پانصد تومن طرح هدفمند یارانه ها را نمی گیرند شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است: ۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰٫۷ میلیون دلار در بیروت
    ۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
    ۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی
    ۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵٫۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
    ۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
    ۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
    ۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
    ۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
    ۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲٫۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳٫۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا
    ۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
    ۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳٫۷ میلیون دلاردر قطر
    ۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
    ۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲٫۵ میلیون دلارایتالیا،۷٫۱ میلیون دلاردر کویت، ۳٫۲ میلیون دلار دوبی
    ۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
    ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
    ۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
    ۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵٫۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
    ۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
    ۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
    ۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
    ۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
    ۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
    ۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
    ۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
    ۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار درمالزی
    ۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
    ۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
    ۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
    ۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
    ۳۵ ـ محمود حسینی: ۳٫۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت
    ۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
    ۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی
    ۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
    ۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
    ۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰٫۹ میلیون دلار در کویت
    ۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
    ۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
    ۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
    ۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
    ۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴٫۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
    ۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
    ۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵٫۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
    ۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
    ۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
    ۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
    ۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
    ۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
    ۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
    ۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
    ۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
    ۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
    ۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
    ۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲٫۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی    

  • Amir S Ghiassi

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST

    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک حل شد و روانه بازار شدند. ۵-مدتی قبل شرکتی به نام تجاری “محسن” برنج های هندی را در بسته بندی هایی با برند خود وارد بازار کرد و با تبلیغات گسترده توانست بازار کشور حتی استان های گیلان و مازندران که در آنها برنج کشت می شود را تسخیر کند. این برنج ها قدری مشکوک بودند چون در هر دمایی که پخته می شدند بازهم به هم نمی چسبیدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنین چیزی قدری عجیب به نظر می رسید. یک نفر بیکاردر مرکز تحقیقات برنج  برای پی بردن به راز این برنج ها آنها را در یکی از آزمایشگاه های وابسته به مرکز استاندارد آزمایش کرد و در آن مواد سمی خطرناک مانند آرسنیک و سرب مشاهده کرد. این خبر رسانه ای شد و تبلیغات برای این برنج ممنوع شد و عده ای  تقاضای جمع آوری این برنج از بازار را داشتند. مالک برند محسن مقدار متنابهی خمس و زکات (یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید ) را تقدیم رئیس سازمان استاندارد کرد تا او نه تنها شخص بیکاری که این برنج ها را آزمایش کرده بود توبیخ کند بلکه قهرمانانه از سلامت این برنج ها دفاع کند. حتی خود هندی ها هم اعلام کردند که برنج های صادراتی شان آلوده است اما  رئیس محترم استاندارد که می خواست وجه دریافتی اش حلال باشد هندی ها را دیوانه های متوهم دانست و خوردن برنج های هندی  را بدون اشکال اعلام کرد. (البته اگر همسر خود ایشان از این برنج ها خریداری کند احتمالا” بادریافت طلاق راهی منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالک برنج محسن راه و رسم خمس و زکات دادن را به نیکی می داند و نه تنها برنج های آن از بازار جمع نشد که توانست با تقدیم مقداری از این خمس و زکات به رئیس سازمان صداو سیما دستور العمل قبلی ایشان مبنی بر ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در رادیو و تلویزیون ( که در حالت جو گیری ایشان صادر شده بود) را ملغی کند و اکنون تبلیغات این برنج به صورت گسترده تر ازسابق از رادیو و تلویزیون  پخش    می شود.
     ………..و این داستان پرداخت به موقع خمس و زکات ادامه دارد
    گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۱
    از میان مطالب دریافتی مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش  با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
    پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان ۷۱ ساله بود و ۸۷ سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد چه کسانی ماهیانه چهل هزار و پانصد تومن طرح هدفمند یارانه ها را نمی گیرند شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است: ۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰٫۷ میلیون دلار در بیروت
    ۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
    ۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی
    ۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵٫۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
    ۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
    ۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
    ۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
    ۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
    ۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲٫۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳٫۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا
    ۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
    ۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳٫۷ میلیون دلاردر قطر
    ۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
    ۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲٫۵ میلیون دلارایتالیا،۷٫۱ میلیون دلاردر کویت، ۳٫۲ میلیون دلار دوبی
    ۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
    ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
    ۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
    ۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵٫۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
    ۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
    ۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
    ۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
    ۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
    ۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
    ۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
    ۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
    ۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار درمالزی
    ۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
    ۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
    ۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
    ۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
    ۳۵ ـ محمود حسینی: ۳٫۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت
    ۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
    ۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی
    ۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
    ۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
    ۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰٫۹ میلیون دلار در کویت
    ۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
    ۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
    ۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
    ۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
    ۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴٫۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
    ۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
    ۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵٫۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
    ۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
    ۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
    ۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
    ۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
    ۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
    ۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
    ۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
    ۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
    ۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
    ۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
    ۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲٫۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی    

  • Amir S Ghiassi

     مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:33 PM PST

    مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و … مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.   پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است. بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است. از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی. اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این شش سالی که آن جرثومه ارادانی تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.  
    کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده ” کارشناسی ” می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شکلی است گندم را اصلاح نژاد می کرده است. عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند. چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟ در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با  دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟ در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و محلی در موقع برداشت بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟  مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟ ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است. آنرا همیشه عجم(=گنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ. چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟  اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟ همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟ و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند ! واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند. بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمایش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.  یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند. این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند. مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم) را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما کدامیک از قهرمانان ملّی ما را به دنیا معرفی کرده اند؟ تازه همین تازیان با وقاحت هر چه تمامتر زکریای رازی، ابوریجان بیرونی، بوعلی سینا و … حتی خلیج فارس ما را به نام خود تمام میکنند و اینها دم بر نمی‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است شش سال (اینجا نویسنده اشتباه کرده. نه سال طول کشید تا فیلم پسر ثقفی نمایش داده شود) پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همان ثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟ چرا در سریال باید به این افتخار شود که ” من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش !  ”. یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید چنگیز و اسکندر را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در جایگاه ثقفی و تازیان هستند. پولی که می توانست مدرسه ها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود را شش سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی عجم بکوبند. در هیچ جای دنیا هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده بودند که ما کرده ایم. وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنید شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه.  و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.
    مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصهاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از ۳۰۰۰ سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟ ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند دم بر نیاوردیم. حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !
    اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟   (کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)

    edit reply flag as abusive

    چرا ما بایست یک ملت زنده نباشیم؟
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:21 PM PST
    شما اګر به نقشه ایران نګاه کنید می بینید که در آن زمان یک سرزمین بزرګ بوده است با داشتن مردمان فراوان. از هند تا چین و روم. پرسش من این بود که چطور یک تعداد کم عربان توانستند تمامی این کشور را در هم بریزند و پیش بروند؟  آیا ملت ما در آن رمان باهم متحد نبودند و هرکس فکر کار خود ومنافع شخصی خودش بوده  است؟ آیا در آن زمان هم سیاست های روس و انګلیس و آمریکایی وجود داشته است ؟ یا بی بی سی برنامه ریزی میکرده و خط میداده است؟  خواستم که این مشګل بطور علمی شکافته شود.  آیا عربان سر مصریان و سایر کشورهایی که فتح کردند هم همین بلا را آوردند؟  آن زمان که توپ و تنفګ که نبوده است  و اګر دقت کنید همین عربان سالها تحت سلطه ترکان عثمانی بودند چرا؟  کی در آن زمان بین ما تفرقه میانداخته تا شکست بخوریم؟  حس تمامیت خواهی  بزرګنمایی؟ حس خودخواهی و خود محوری؟ ظلم و جور دزدی و فساد رشوه خواری و سو استفاده از همدیګر واز موقعیتهای همدیګر؟ اګر فرض کنیم که ایران آنزمان دویست ملیون جمعیت داشته و عربان تنها چند صد هزار نفر بوده اند چطور آنان توانسته بودند که به ما مسلط شوند؟ 
    آیا همین ظلم روشوه خواری و دورویی و جانماز آبکشی و تظاهر به دین داری و خرافات و جهل و خود پرستی و نداشتن دانش و مهر باعث شکست ما شده است؟  اګر به مثلا داستان ناصر الدین یا فتح علی شاه نګاه کنیم بسیار روشن است که مردی با داشتن هشتاد زن نمی تواند کشوری را اداره کند. و یا فتح علی شاه با یک حرمسرای پر جمعیت از اداره حتی امور شخصی خود هم عاجز بوده است چه به رسد به کشور بعد هم آنان که بنده زر و شهوت بوده اند در حصار یک مشت شیاد و متلق ګیر افتاده بودند وخودرا خدایګان فرض
    می فرمودند و هیچ دانش و احساسی شاید نداشته اند و بهمین ترتیب دیګران هم شاید به آنان تاسی کرده بودند  

    • Khameney

      در همین زمینه اسلام ناب برای اینکه نظرات تکراری نشه  یه جک یادم اومد…..روزی یه خانم خیلی مومن و نماز خون میمیره  و بعد از چند هفته ماید تو خواب دخترش .دخترش ازش میپرسه خوب مامان حالا این همه نماز خوندی و عبادت کردی اونور اوزات چطوره…مامانه میگه هیچی مادر این همه عبادت کردیم اومدیم بهشت شدیم حوری بهشتی وقت نمی کنیم شورتمون بکشیم بالا

  • Amir S Ghiassi

     مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:33 PM PST

    مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و … مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.   پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است. بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است. از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی. اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این شش سالی که آن جرثومه ارادانی تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.  
    کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده ” کارشناسی ” می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شکلی است گندم را اصلاح نژاد می کرده است. عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند. چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟ در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با  دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟ در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و محلی در موقع برداشت بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟  مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟ ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است. آنرا همیشه عجم(=گنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ. چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟  اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟ همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟ و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند ! واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند. بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمایش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.  یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند. این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند. مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم) را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما کدامیک از قهرمانان ملّی ما را به دنیا معرفی کرده اند؟ تازه همین تازیان با وقاحت هر چه تمامتر زکریای رازی، ابوریجان بیرونی، بوعلی سینا و … حتی خلیج فارس ما را به نام خود تمام میکنند و اینها دم بر نمی‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است شش سال (اینجا نویسنده اشتباه کرده. نه سال طول کشید تا فیلم پسر ثقفی نمایش داده شود) پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همان ثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟ چرا در سریال باید به این افتخار شود که ” من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش !  ”. یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید چنگیز و اسکندر را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در جایگاه ثقفی و تازیان هستند. پولی که می توانست مدرسه ها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود را شش سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی عجم بکوبند. در هیچ جای دنیا هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده بودند که ما کرده ایم. وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنید شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه.  و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.
    مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصهاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از ۳۰۰۰ سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟ ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند دم بر نیاوردیم. حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !
    اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟   (کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)

    edit reply flag as abusive

    چرا ما بایست یک ملت زنده نباشیم؟
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:21 PM PST
    شما اګر به نقشه ایران نګاه کنید می بینید که در آن زمان یک سرزمین بزرګ بوده است با داشتن مردمان فراوان. از هند تا چین و روم. پرسش من این بود که چطور یک تعداد کم عربان توانستند تمامی این کشور را در هم بریزند و پیش بروند؟  آیا ملت ما در آن رمان باهم متحد نبودند و هرکس فکر کار خود ومنافع شخصی خودش بوده  است؟ آیا در آن زمان هم سیاست های روس و انګلیس و آمریکایی وجود داشته است ؟ یا بی بی سی برنامه ریزی میکرده و خط میداده است؟  خواستم که این مشګل بطور علمی شکافته شود.  آیا عربان سر مصریان و سایر کشورهایی که فتح کردند هم همین بلا را آوردند؟  آن زمان که توپ و تنفګ که نبوده است  و اګر دقت کنید همین عربان سالها تحت سلطه ترکان عثمانی بودند چرا؟  کی در آن زمان بین ما تفرقه میانداخته تا شکست بخوریم؟  حس تمامیت خواهی  بزرګنمایی؟ حس خودخواهی و خود محوری؟ ظلم و جور دزدی و فساد رشوه خواری و سو استفاده از همدیګر واز موقعیتهای همدیګر؟ اګر فرض کنیم که ایران آنزمان دویست ملیون جمعیت داشته و عربان تنها چند صد هزار نفر بوده اند چطور آنان توانسته بودند که به ما مسلط شوند؟ 
    آیا همین ظلم روشوه خواری و دورویی و جانماز آبکشی و تظاهر به دین داری و خرافات و جهل و خود پرستی و نداشتن دانش و مهر باعث شکست ما شده است؟  اګر به مثلا داستان ناصر الدین یا فتح علی شاه نګاه کنیم بسیار روشن است که مردی با داشتن هشتاد زن نمی تواند کشوری را اداره کند. و یا فتح علی شاه با یک حرمسرای پر جمعیت از اداره حتی امور شخصی خود هم عاجز بوده است چه به رسد به کشور بعد هم آنان که بنده زر و شهوت بوده اند در حصار یک مشت شیاد و متلق ګیر افتاده بودند وخودرا خدایګان فرض
    می فرمودند و هیچ دانش و احساسی شاید نداشته اند و بهمین ترتیب دیګران هم شاید به آنان تاسی کرده بودند  

  • Amir S Ghiassi

     مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:33 PM PST

    مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و … مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.   پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است. بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است. از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی. اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این شش سالی که آن جرثومه ارادانی تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.  
    کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده ” کارشناسی ” می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شکلی است گندم را اصلاح نژاد می کرده است. عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند. چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟ در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با  دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟ در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و محلی در موقع برداشت بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟  مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟ ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است. آنرا همیشه عجم(=گنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ. چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟  اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟ همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟ و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند ! واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند. بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمایش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.  یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند. این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند. مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم) را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما کدامیک از قهرمانان ملّی ما را به دنیا معرفی کرده اند؟ تازه همین تازیان با وقاحت هر چه تمامتر زکریای رازی، ابوریجان بیرونی، بوعلی سینا و … حتی خلیج فارس ما را به نام خود تمام میکنند و اینها دم بر نمی‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است شش سال (اینجا نویسنده اشتباه کرده. نه سال طول کشید تا فیلم پسر ثقفی نمایش داده شود) پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همان ثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟ چرا در سریال باید به این افتخار شود که ” من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش !  ”. یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید چنگیز و اسکندر را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در جایگاه ثقفی و تازیان هستند. پولی که می توانست مدرسه ها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود را شش سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی عجم بکوبند. در هیچ جای دنیا هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده بودند که ما کرده ایم. وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنید شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه.  و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.
    مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصهاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از ۳۰۰۰ سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟ ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند دم بر نیاوردیم. حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !
    اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟   (کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)

    edit reply flag as abusive

    چرا ما بایست یک ملت زنده نباشیم؟
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:21 PM PST
    شما اګر به نقشه ایران نګاه کنید می بینید که در آن زمان یک سرزمین بزرګ بوده است با داشتن مردمان فراوان. از هند تا چین و روم. پرسش من این بود که چطور یک تعداد کم عربان توانستند تمامی این کشور را در هم بریزند و پیش بروند؟  آیا ملت ما در آن رمان باهم متحد نبودند و هرکس فکر کار خود ومنافع شخصی خودش بوده  است؟ آیا در آن زمان هم سیاست های روس و انګلیس و آمریکایی وجود داشته است ؟ یا بی بی سی برنامه ریزی میکرده و خط میداده است؟  خواستم که این مشګل بطور علمی شکافته شود.  آیا عربان سر مصریان و سایر کشورهایی که فتح کردند هم همین بلا را آوردند؟  آن زمان که توپ و تنفګ که نبوده است  و اګر دقت کنید همین عربان سالها تحت سلطه ترکان عثمانی بودند چرا؟  کی در آن زمان بین ما تفرقه میانداخته تا شکست بخوریم؟  حس تمامیت خواهی  بزرګنمایی؟ حس خودخواهی و خود محوری؟ ظلم و جور دزدی و فساد رشوه خواری و سو استفاده از همدیګر واز موقعیتهای همدیګر؟ اګر فرض کنیم که ایران آنزمان دویست ملیون جمعیت داشته و عربان تنها چند صد هزار نفر بوده اند چطور آنان توانسته بودند که به ما مسلط شوند؟ 
    آیا همین ظلم روشوه خواری و دورویی و جانماز آبکشی و تظاهر به دین داری و خرافات و جهل و خود پرستی و نداشتن دانش و مهر باعث شکست ما شده است؟  اګر به مثلا داستان ناصر الدین یا فتح علی شاه نګاه کنیم بسیار روشن است که مردی با داشتن هشتاد زن نمی تواند کشوری را اداره کند. و یا فتح علی شاه با یک حرمسرای پر جمعیت از اداره حتی امور شخصی خود هم عاجز بوده است چه به رسد به کشور بعد هم آنان که بنده زر و شهوت بوده اند در حصار یک مشت شیاد و متلق ګیر افتاده بودند وخودرا خدایګان فرض
    می فرمودند و هیچ دانش و احساسی شاید نداشته اند و بهمین ترتیب دیګران هم شاید به آنان تاسی کرده بودند  

    • Khameney

      در همین زمینه اسلام ناب برای اینکه نظرات تکراری نشه  یه جک یادم اومد…..روزی یه خانم خیلی مومن و نماز خون میمیره  و بعد از چند هفته ماید تو خواب دخترش .دخترش ازش میپرسه خوب مامان حالا این همه نماز خوندی و عبادت کردی اونور اوزات چطوره…مامانه میگه هیچی مادر این همه عبادت کردیم اومدیم بهشت شدیم حوری بهشتی وقت نمی کنیم شورتمون بکشیم بالا

  • Amir S Ghiassi

     مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:33 PM PST

    مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و … مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.   پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است. بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است. از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی. اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این شش سالی که آن جرثومه ارادانی تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.  
    کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده ” کارشناسی ” می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شکلی است گندم را اصلاح نژاد می کرده است. عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند. چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟ در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با  دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟ در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و محلی در موقع برداشت بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟  مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟ ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است. آنرا همیشه عجم(=گنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ. چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟  اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟ همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟ و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند ! واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند. بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمایش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.  یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند. این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند. مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم) را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما کدامیک از قهرمانان ملّی ما را به دنیا معرفی کرده اند؟ تازه همین تازیان با وقاحت هر چه تمامتر زکریای رازی، ابوریجان بیرونی، بوعلی سینا و … حتی خلیج فارس ما را به نام خود تمام میکنند و اینها دم بر نمی‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است شش سال (اینجا نویسنده اشتباه کرده. نه سال طول کشید تا فیلم پسر ثقفی نمایش داده شود) پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همان ثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟ چرا در سریال باید به این افتخار شود که ” من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش !  ”. یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید چنگیز و اسکندر را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در جایگاه ثقفی و تازیان هستند. پولی که می توانست مدرسه ها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود را شش سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی عجم بکوبند. در هیچ جای دنیا هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده بودند که ما کرده ایم. وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنید شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه.  و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.
    مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصهاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از ۳۰۰۰ سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟ ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند دم بر نیاوردیم. حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !
    اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟   (کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)

    edit reply flag as abusive

    چرا ما بایست یک ملت زنده نباشیم؟
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:21 PM PST
    شما اګر به نقشه ایران نګاه کنید می بینید که در آن زمان یک سرزمین بزرګ بوده است با داشتن مردمان فراوان. از هند تا چین و روم. پرسش من این بود که چطور یک تعداد کم عربان توانستند تمامی این کشور را در هم بریزند و پیش بروند؟  آیا ملت ما در آن رمان باهم متحد نبودند و هرکس فکر کار خود ومنافع شخصی خودش بوده  است؟ آیا در آن زمان هم سیاست های روس و انګلیس و آمریکایی وجود داشته است ؟ یا بی بی سی برنامه ریزی میکرده و خط میداده است؟  خواستم که این مشګل بطور علمی شکافته شود.  آیا عربان سر مصریان و سایر کشورهایی که فتح کردند هم همین بلا را آوردند؟  آن زمان که توپ و تنفګ که نبوده است  و اګر دقت کنید همین عربان سالها تحت سلطه ترکان عثمانی بودند چرا؟  کی در آن زمان بین ما تفرقه میانداخته تا شکست بخوریم؟  حس تمامیت خواهی  بزرګنمایی؟ حس خودخواهی و خود محوری؟ ظلم و جور دزدی و فساد رشوه خواری و سو استفاده از همدیګر واز موقعیتهای همدیګر؟ اګر فرض کنیم که ایران آنزمان دویست ملیون جمعیت داشته و عربان تنها چند صد هزار نفر بوده اند چطور آنان توانسته بودند که به ما مسلط شوند؟ 
    آیا همین ظلم روشوه خواری و دورویی و جانماز آبکشی و تظاهر به دین داری و خرافات و جهل و خود پرستی و نداشتن دانش و مهر باعث شکست ما شده است؟  اګر به مثلا داستان ناصر الدین یا فتح علی شاه نګاه کنیم بسیار روشن است که مردی با داشتن هشتاد زن نمی تواند کشوری را اداره کند. و یا فتح علی شاه با یک حرمسرای پر جمعیت از اداره حتی امور شخصی خود هم عاجز بوده است چه به رسد به کشور بعد هم آنان که بنده زر و شهوت بوده اند در حصار یک مشت شیاد و متلق ګیر افتاده بودند وخودرا خدایګان فرض
    می فرمودند و هیچ دانش و احساسی شاید نداشته اند و بهمین ترتیب دیګران هم شاید به آنان تاسی کرده بودند  

  • Amir S Ghiassi

     مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:33 PM PST

    مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است این روزها اینقدر بوی گند در فضای ایران از دروغ و ریا و فساد و آدمکشی و … مشام را پر کرده است که دیگر بوی مشمئزکننده و پرنفاق این یکی توجه کسی را جلب نمی کند.   پخش سریال مختارنامه از شبکه اول صداوسیمای دولتی ایران آغاز شد. سریالی که به معنای تمام توهین آمیز, نفرت انگیز و بی پایه و اساس است. بالاخره پرده هایی که نفرت و بیزاری این تازی پرستان خودکامه و جنایتکار از ایرانی و آریایی نژاده داشتند اندک اندک دارد با پخش این سریال موهن برداشته می شود و دست آنها را در خوارداشت و تحقیر آریایی و فرهنگ پرارزش بیشتر از پیش باز کند. اما این به یکباره اتفاق نیافته است. از چندی پیش است که می بینیم که هرچه بدکاره و هرزه و دزد و جانی است در سریال ها و فیلم های تلویزیونی نام های ایرانی دارند و هر چه آدم خوب و پاک سرشت و خوش تینت است تمام اسامی تازی و عربی. اکنون دیگر اینها پرده های شرم و حیا را دریده اند و هر چه در توان داشته اند بکار بسته اند تا پس از این شش سالی که آن جرثومه ارادانی تکیه بر تخت بیداد زده توانسته باشند در حد ممکن ایرانی اصیل و هرچه بدان اعتقاد دارد را زیر سوال برند و او را خوار سازند.  
    کجا بوده که عربی بیابانی و شترچران که در عمر اجدادش هم گندم و کاشت و داشت و برداشت و آییش ندیده ” کارشناسی ” می کند که ما باید کی گندم هایمان را در تیسفون برداشت کنیم و او باید به عده ای ایرانی کارگر دستور دهد که برداشت کنند یا نه. ایرانی ها قبل از آنکه تازی بداند گندم چه شکلی است گندم را اصلاح نژاد می کرده است. عرب آن زمانی که از گرما در حسرت قطره ای آب بود ایرانی برای کشاورزی اش سد و بند و کانال می ساخته است. چه شده که امروزه آدمخواری عرب که به فرنام مختار و سرلشگرش می خوانند آمده است و به عده ایرانی می گوید که چگونه کشاورزی کنند. چه عقده ای از بزرگی ایرانیان دارید که آنها را کارگرانی مفلوک نشان می دهید که همچون غلامی حلقه به گوش منتظر فرمان برداشت یک تازی هستند؟ در کدام زمان بوده که بجای جشن های مرسوم آریایی برای برداشت محصول با  دعاهای تازینامه شروع به برداشت می کرده اند؟ در کدام زمان بوده که به جای سرودهای میهنی و محلی در موقع برداشت بر محمد و خاندانش صلوات می فرستادند؟  مگر ایرانی ِ به زور مسلمان شده بدست عمرخطاب می توانست در آن روز شیعه باشد؟ آیا ایران قبل از صفویه شیعه بوده است که از روز اول شیعه نشانش می دهید؟ ایرانی در سرتاسر این شروع نمایش نفرت انگیز و مسخره همیشه بدبخت و مفلوک نشان داده شده است. آنرا همیشه عجم(=گنگ) می خوانند. حتی اینها نفهمیده اند که احترام خودشان را نگه دارند و به مردمشان نگویند گنگ. چرا در این اثر همیشه ایرانیان را با فرنام های زشت مانند مجوس خطاب می شوند؟  اگر تازی عربی در ابتدای سریال قهرمانانه گرازی شکار می کند چرا مردار لگدمال شده اش را می دهید به ایرانی ها که پس از هدایت ایشان بوسیله یک فریب خورده، آنرا جلوی سگ بیاندازند؟ یعنی ما غذایی می خوردیم که لیاقت سگ بود؟ همیشه شغل های پست را به ایرانیان داده اند. رنگرزی و کوزه گری و حمالی برای ایرانی است و خلافت و سروری و سرداری برای عرب. تازی همیشه شیک پوش و فاخر است و ایرانی ژنده و پاره و زشت. چگونه است که در این سریال پیروان حسن پاکبازند و سلحشور و ایرانی های رنگرز فتنه گر و ریا کار و شهرآشوب؟ و چه خوب که حاکمی عرب و شیک پوش و خوش گفتار زشتی رفتار را بر این ایرانی های نابکار روشن می کند و آنها توبه کرده و به گفتن دعاهای تازی سر می سپارند ! واقعا جای تاسف دارد. بر کسانی که هنوز خون ایرانی و آریایی در بدنشان جریان دارد واقعا جای تاسف دارد که بگذاریم با پول خودمان و بدست خودمان این تازی پرستان ایرانی ستیز نه تنها خودمان، کشورمان و آینده مان را تباه کنند، بلکه به پدرانمان و نژادمان ننگ بزنند و آنها و فرهنگ و میراث ایشان را به مسخره بگیرند و خوارمان کنند. بجای اینکه زوایای پنهان ولی درخشان تاریخ و قهرمانان فرهنگی و عامیانه مان را به صورت سریال به نمایش در آورند تا غرور ملی مان افزون شود.  یک عده تازی و بیابانی را جلوی چشم خودمان بهترین انسان ها و فخر جهان معرفی کنند و بیشتر از این ما را خوار و کوچک کنند. این آشکارا توهین به تمام کسانی است که ایرانی اند و ایران و ایرانی را دوست دارند. مختار کسی بود که در خون خواهی حسین پسر علی قیام کرد و عمر(منظور عمر سعد . با عمر بن الخطاب اشتباه نگیریم) را کشت. نه مختار و نه حسن و نه حسین و نه علی و نه عمر به ما ایرانیان هیچ ربطی ندارد. هیچکدام نه ایرانی بودند و نه برای منافع ایرانیان می جنگیدند. اتفاقا تمام اینها از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران و ایرانی فروگذار نکرده اند. آنوقت اینها را برای ما قهرمان می کنند اما کدامیک از قهرمانان ملّی ما را به دنیا معرفی کرده اند؟ تازه همین تازیان با وقاحت هر چه تمامتر زکریای رازی، ابوریجان بیرونی، بوعلی سینا و … حتی خلیج فارس ما را به نام خود تمام میکنند و اینها دم بر نمی‌آورند. چرا صدا و سیمایی که با پول ایرانیان چراغش روشن است شش سال (اینجا نویسنده اشتباه کرده. نه سال طول کشید تا فیلم پسر ثقفی نمایش داده شود) پول خرج می کند تا داستان پسر ثقفی را روایت کند؟ همان ثقفی ای که به زعم خودشان فاتح ایران بوده ؟ چرا در سریال باید به این افتخار شود که ” من دختر ثقفی ام؛ سردار عجم کش !  ”. یعنی ما باید داستان کسانی را روایت کنیم که به ایرانی کشی افتخار می کنند؟ یعنی ما باید داستان فاتحان ایران را به تصویر بکشیم و آنها را بزرگداشت کنیم ؟ پس لطف کنید چنگیز و اسکندر را نیز از قلم نیاندازید که آنها هم در جایگاه ثقفی و تازیان هستند. پولی که می توانست مدرسه ها و فرهنگ سراها و تفرج گاه ها برای ایرانیان ساخته شود را شش سال ریختیم در کیسه کسانی که بر طبل سروری عرب و پستی عجم بکوبند. در هیچ جای دنیا هیچ ملتی اینگونه خودشان، خود و تاریخشان را مسخره نکرده بودند که ما کرده ایم. وای بر ما که از فردا این سریال را در کشورهای عربی دست به دست پخش کنند و با شور و سرور بگویند که ایرانی ها با پول خودشان زندگی قهرمانان ما را به تصویر کشیدند و خودشان را تحقیر کردند. باور کنید شبکه های عربی از این سریال بسیار استقبال خواهند کرد. اما آنها هم جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد ولی داشته باشید که پس از این روزنامه های سوبسیدی مقاله ها در قدردانی از سریال بنویسند و در کانال های دیگر به به کنند و چه چه.  و کارشناسان ِ کیلویی نظام از خوش ساختی و تاثیرگذاری آن مدح ها بگویند. مطمئنا مجلس فرمایشی هم یک بیانیه در تشکر از آن خواهد داد. و ما همچنان ساکت می مانیم از این ننگ.
    مگر ما کم سریال برای علی و حسن و حسین و رضا و یوسف و اصهاب کهف ساختیم که دیگر باید برای سرداری تازی نیز سریالی فاخر و عظیم بسازیم. مگر ما خودمان کم قهرمان و اسطوره داریم که باید برای تازیان که رسما از ۳۰۰۰ سال پیش تا اکنون دشمن ما هستند سریال بسازیم؟ ما مردم ایرانی را چه شده که ساکت نشسته ایم و اینگونه همه آن را تایید می کنیم ؟ برای کوروش بزرگ که کارت بسیج صادر کردند و چفیه گردنش انداختند دم بر نیاوردیم. حال دارند تمام گذشتگان ما را یکی یکی تحقیر می کنند. وای بر ما !
    اما آنچه نوشته ام و اشاره کردم تنها تحلیل قسمت آغازین مختارنامه است. از این دست توهین ها را بیشتر در این سریال و صداوسیما خواهیم دید. این تنها شروع یک برنامه است تا آخرین چیزی را که برای مان باقی مانده تا به آن افتخار کنیم را خوار کنند و به آن توهین کنند و ما را بیشتر از این تحقیر کنند. وای بر ما اگر سکوت کنیم. چگونه جواب نیاکان سربلندمان را بدهیم ؟   (کسانی که از تاریخ شان چیزی نمی دانند ، بزرگانشان همان اعراب بادیه نشین خواهند شد.)

    edit reply flag as abusive

    چرا ما بایست یک ملت زنده نباشیم؟
    Sahameddin Ghiassi
    Tue Dec 28, 2010 09:21 PM PST
    شما اګر به نقشه ایران نګاه کنید می بینید که در آن زمان یک سرزمین بزرګ بوده است با داشتن مردمان فراوان. از هند تا چین و روم. پرسش من این بود که چطور یک تعداد کم عربان توانستند تمامی این کشور را در هم بریزند و پیش بروند؟  آیا ملت ما در آن رمان باهم متحد نبودند و هرکس فکر کار خود ومنافع شخصی خودش بوده  است؟ آیا در آن زمان هم سیاست های روس و انګلیس و آمریکایی وجود داشته است ؟ یا بی بی سی برنامه ریزی میکرده و خط میداده است؟  خواستم که این مشګل بطور علمی شکافته شود.  آیا عربان سر مصریان و سایر کشورهایی که فتح کردند هم همین بلا را آوردند؟  آن زمان که توپ و تنفګ که نبوده است  و اګر دقت کنید همین عربان سالها تحت سلطه ترکان عثمانی بودند چرا؟  کی در آن زمان بین ما تفرقه میانداخته تا شکست بخوریم؟  حس تمامیت خواهی  بزرګنمایی؟ حس خودخواهی و خود محوری؟ ظلم و جور دزدی و فساد رشوه خواری و سو استفاده از همدیګر واز موقعیتهای همدیګر؟ اګر فرض کنیم که ایران آنزمان دویست ملیون جمعیت داشته و عربان تنها چند صد هزار نفر بوده اند چطور آنان توانسته بودند که به ما مسلط شوند؟ 
    آیا همین ظلم روشوه خواری و دورویی و جانماز آبکشی و تظاهر به دین داری و خرافات و جهل و خود پرستی و نداشتن دانش و مهر باعث شکست ما شده است؟  اګر به مثلا داستان ناصر الدین یا فتح علی شاه نګاه کنیم بسیار روشن است که مردی با داشتن هشتاد زن نمی تواند کشوری را اداره کند. و یا فتح علی شاه با یک حرمسرای پر جمعیت از اداره حتی امور شخصی خود هم عاجز بوده است چه به رسد به کشور بعد هم آنان که بنده زر و شهوت بوده اند در حصار یک مشت شیاد و متلق ګیر افتاده بودند وخودرا خدایګان فرض
    می فرمودند و هیچ دانش و احساسی شاید نداشته اند و بهمین ترتیب دیګران هم شاید به آنان تاسی کرده بودند  

    • Khameney

      در همین زمینه اسلام ناب برای اینکه نظرات تکراری نشه  یه جک یادم اومد…..روزی یه خانم خیلی مومن و نماز خون میمیره  و بعد از چند هفته ماید تو خواب دخترش .دخترش ازش میپرسه خوب مامان حالا این همه نماز خوندی و عبادت کردی اونور اوزات چطوره…مامانه میگه هیچی مادر این همه عبادت کردیم اومدیم بهشت شدیم حوری بهشتی وقت نمی کنیم شورتمون بکشیم بالا

  • koroosh

    متن خیلی خوبی بود و اصلا مغرضانه
    نبود ،  اون چیزی که نوشتی بخشی از جنایات علی بود
    مثلا زن در ایدئولوژی علی با کشتزار
    برابری می کنه،ذات  دین اسلام  با زن‌ستیزی گره خورده و این
    گره از زمان محمد و علی زده شده که و اونقدر محکم بوده که الان بعد از ۱۴۰۰ سال من
    و تو تو اینترنت و …. داریم سعی می کنیم که گره رو باز کنیم
    محمد با سواد بود و برای ترویج دین نیاز به زور
    داشت و زورش پول خدیجه بو و بی رخمی علی ، هر کسی هر چیز دیکگه بگه باید بره
    شهریور امتحان بده ، مخلص شاگرد اولاش هم هستم  

  • koroosh

    متن خیلی خوبی بود و اصلا مغرضانه
    نبود ،  اون چیزی که نوشتی بخشی از جنایات علی بود
    مثلا زن در ایدئولوژی علی با کشتزار
    برابری می کنه،ذات  دین اسلام  با زن‌ستیزی گره خورده و این
    گره از زمان محمد و علی زده شده که و اونقدر محکم بوده که الان بعد از ۱۴۰۰ سال من
    و تو تو اینترنت و …. داریم سعی می کنیم که گره رو باز کنیم
    محمد با سواد بود و برای ترویج دین نیاز به زور
    داشت و زورش پول خدیجه بو و بی رخمی علی ، هر کسی هر چیز دیکگه بگه باید بره
    شهریور امتحان بده ، مخلص شاگرد اولاش هم هستم  

  • koroosh

    متن خیلی خوبی بود و اصلا مغرضانه
    نبود ،  اون چیزی که نوشتی بخشی از جنایات علی بود
    مثلا زن در ایدئولوژی علی با کشتزار
    برابری می کنه،ذات  دین اسلام  با زن‌ستیزی گره خورده و این
    گره از زمان محمد و علی زده شده که و اونقدر محکم بوده که الان بعد از ۱۴۰۰ سال من
    و تو تو اینترنت و …. داریم سعی می کنیم که گره رو باز کنیم
    محمد با سواد بود و برای ترویج دین نیاز به زور
    داشت و زورش پول خدیجه بو و بی رخمی علی ، هر کسی هر چیز دیکگه بگه باید بره
    شهریور امتحان بده ، مخلص شاگرد اولاش هم هستم  

  • Ashke_piano

    از انجایی که مطالعات زیادی در این باب داشتم با بخش زیادی از نوشته های شما موافقم و دوستانی که میگن نوشته ها از روی غرض ورزی یا توهین امیزه و بی احترامی به عقاید، به نظر من عقاید غلط قابل احترام نیستند

  • Ashke_piano

    از انجایی که مطالعات زیادی در این باب داشتم با بخش زیادی از نوشته های شما موافقم و دوستانی که میگن نوشته ها از روی غرض ورزی یا توهین امیزه و بی احترامی به عقاید، به نظر من عقاید غلط قابل احترام نیستند

  • Ashke_piano

    از انجایی که مطالعات زیادی در این باب داشتم با بخش زیادی از نوشته های شما موافقم و دوستانی که میگن نوشته ها از روی غرض ورزی یا توهین امیزه و بی احترامی به عقاید، به نظر من عقاید غلط قابل احترام نیستند

  • Ashke_piano

    از انجایی که مطالعات زیادی در این باب داشتم با بخش زیادی از نوشته های شما موافقم و دوستانی که میگن نوشته ها از روی غرض ورزی یا توهین امیزه و بی احترامی به عقاید، به نظر من عقاید غلط قابل احترام نیستند

  • Massehneda

    Awal shoma yak ensan astan ke nefaq ra dar bain Muslman ha meandazeen dwoom enke chand pool az israik wa america gerfteen ke e gapa naweshta kardeen 3om enka Brow wa Najl blaghai ALi ra bokhawwooon ahmaq wa nadan

  • Massehneda

    Awal shoma yak ensan astan ke nefaq ra dar bain Muslman ha meandazeen dwoom enke chand pool az israik wa america gerfteen ke e gapa naweshta kardeen 3om enka Brow wa Najl blaghai ALi ra bokhawwooon ahmaq wa nadan

  • Massehneda

    Awal shoma yak ensan astan ke nefaq ra dar bain Muslman ha meandazeen dwoom enke chand pool az israik wa america gerfteen ke e gapa naweshta kardeen 3om enka Brow wa Najl blaghai ALi ra bokhawwooon ahmaq wa nadan

  • Massehneda

    Awal shoma yak ensan astan ke nefaq ra dar bain Muslman ha meandazeen dwoom enke chand pool az israik wa america gerfteen ke e gapa naweshta kardeen 3om enka Brow wa Najl blaghai ALi ra bokhawwooon ahmaq wa nadan

  • محب علی

    هر که با امیرالمومنین در بیوفته مسلما ور میوفته حالا می خواد آخوند باشه یا کافر ، جاهل باشه یا روشنفکر

  • محب علی

    هر که با امیرالمومنین در بیوفته مسلما ور میوفته حالا می خواد آخوند باشه یا کافر ، جاهل باشه یا روشنفکر

  • محب علی

    هر که با امیرالمومنین در بیوفته مسلما ور میوفته حالا می خواد آخوند باشه یا کافر ، جاهل باشه یا روشنفکر

  • ناشناس

      آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST
    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک حل شد و روانه بازار شدند. ۵-مدتی قبل شرکتی به نام تجاری “محسن” برنج های هندی را در بسته بندی هایی با برند خود وارد بازار کرد و با تبلیغات گسترده توانست بازار کشور حتی استان های گیلان و مازندران که در آنها برنج کشت می شود را تسخیر کند. این برنج ها قدری مشکوک بودند چون در هر دمایی که پخته می شدند بازهم به هم نمی چسبیدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنین چیزی قدری عجیب به نظر می رسید. یک نفر بیکاردر مرکز تحقیقات برنج  برای پی بردن به راز این برنج ها آنها را در یکی از آزمایشگاه های وابسته به مرکز استاندارد آزمایش کرد و در آن مواد سمی خطرناک مانند آرسنیک و سرب مشاهده کرد. این خبر رسانه ای شد و تبلیغات برای این برنج ممنوع شد و عده ای  تقاضای جمع آوری این برنج از بازار را داشتند. مالک برند محسن مقدار متنابهی خمس و زکات (یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید ) را تقدیم رئیس سازمان استاندارد کرد تا او نه تنها شخص بیکاری که این برنج ها را آزمایش کرده بود توبیخ کند بلکه قهرمانانه از سلامت این برنج ها دفاع کند. حتی خود هندی ها هم اعلام کردند که برنج های صادراتی شان آلوده است اما  رئیس محترم استاندارد که می خواست وجه دریافتی اش حلال باشد هندی ها را دیوانه های متوهم دانست و خوردن برنج های هندی  را بدون اشکال اعلام کرد. (البته اگر همسر خود ایشان از این برنج ها خریداری کند احتمالا” بادریافت طلاق راهی منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالک برنج محسن راه و رسم خمس و زکات دادن را به نیکی می داند و نه تنها برنج های آن از بازار جمع نشد که توانست با تقدیم مقداری از این خمس و زکات به رئیس سازمان صداو سیما دستور العمل قبلی ایشان مبنی بر ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در رادیو و تلویزیون ( که در حالت جو گیری ایشان صادر شده بود) را ملغی کند و اکنون تبلیغات این برنج به صورت گسترده تر ازسابق از رادیو و تلویزیون  پخش    می شود.
     ………..و این داستان پرداخت به موقع خمس و زکات ادامه دارد
    گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۱
    از میان مطالب دریافتی مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش  با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
    پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان ۷۱ ساله بود و ۸۷ سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد چه کسانی ماهیانه چهل هزار و پانصد تومن طرح هدفمند یارانه ها را نمی گیرند شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است: ۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی،۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس،۰٫۷ میلیون دلار در بیروت
    ۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
    ۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی
    ۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵٫۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
    ۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
    ۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
    ۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
    ۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
    ۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲٫۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳٫۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا
    ۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
    ۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳٫۷ میلیون دلاردر قطر
    ۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
    ۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲٫۵ میلیون دلارایتالیا،۷٫۱ میلیون دلاردر کویت، ۳٫۲ میلیون دلار دوبی
    ۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
    ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
    ۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
    ۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵٫۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
    ۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
    ۲۱: حبیب الله عسگراولادی : ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
    ۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
    ۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
    ۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
    ۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
    ۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
    ۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار درمالزی
    ۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
    ۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
    ۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
    ۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
    ۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
    ۳۵ ـ محمود حسینی: ۳٫۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت
    ۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
    ۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی
    ۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
    ۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
    ۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰٫۹ میلیون دلار در کویت
    ۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
    ۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
    ۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
    ۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
    ۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴٫۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
    ۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
    ۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵٫۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
    ۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
    ۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
    ۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
    ۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
    ۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
    ۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
    ۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
    ۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
    ۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
    ۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
    ۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
    ۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
    ۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
    ۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
    ۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
    ۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲٫۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی  

  • Sahameddin9

      آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها
    Sahameddin Ghiassi
    Wed Dec 29, 2010 11:05 AM PST
    آیا الله همان خدا است؟ بریده روزنامه ها ونوشته ها الله نه تنها همانا خدای جای گرفته در ذهن و دلِ ما نیست، بل که دشمن وضد خدای ما و خودِ ما است. برای این که: الله؛ اعراب را قوم برگزیده‌ی خود دانسته، پیامبرش را از میان آنان برگزیده؛ و قرآن‌اش را به زبان عربی بیان کرده است. اما خدا همانا وجدان بیدارِهمه‌ی انسانها است درهمه‌ی زمانها و مکانها، و زبانش زبان قلبی آدمیان است.(البته آن خدائی که آخوندهای و مومنان ایرانی بر زبان دارند همان اللهِ اعراب است.) الله فقط مسلمانان رامورد رحمت خوددانسته و به بهشت خود راه می‌دهد وهمه‌ی کافران ونامسلمانان و پیروان ادیان دیگر باید سرانجام مسلمان شوند یا به جهنم بروند و مجازات شوند. حال آن که خدا با دین‌دار وبی‌دین، بامسلمان وغیرمسلمان برخوردی یکسان دارد چون خودش آفریدگار همه‌ی انسانها است. الله زن را نصف مرد می‌داند و به او نصفِ حقوق مدنی، خانوادگی، اجتماعی، حق رأی و ارث مردان را می‌دهد. حال آن که خدای ذهنی ما همه‌ی انسانها را برابر می‌داند. الله اطلاعات غیرعلمی وضدعلمی فراوانی درقرآن به خوردِ بشرمی‌دهد. ازجمله این که زمین مسطح است، آسمان هفت طبقه است! یهودی‌ها میمون بوده‌اند، پیامبرش محمد؛ ماه را دونصف کرده، سوار برقاطر به آسمان رفته و باخدا ملاقات خصوصی داشته،حال آن که خدای نهادینه شده در قلب ما کاری به خرافات و موهومات ندارد. فقط به ما حکم می کند که گفتار، پندار و اندیشه‌ای نیک داشته باشیم. الله خود را خالق انسان وهستی می‌داند حال آن که خدای درونی ما (مثلا اهورامزدا) انسان را پاره‌ای از وجود خود می‌داند که باید برای بهزیستی مردم و بهسازی جهان یاور مزدا باشد. الله حکم قتل نامسلمانان، کافران، مشرکان ودگراندیشان را در آیه‌های فراوانی درقرآن‌اش صادر کرده است. اما خدای ما (وجدان،عقل، خردِجمعی وعاطفه‌ی ما) حکم قتل،سرکوب، مصادره‌ی اموال، کشتن مخالفان، به بردگی بردن زنان و فرزندانشان، و خرید و فروش کنیزان و غلامان را صادر نکرده است. الله دهها مأمور مانند: ولی فقیه، روحانی، امام؛ سادات، رمال، قاری قرآن، حاکم شرع، خلیفه، مرجع تقلید، و قاضی شرع بالای سر مردم گذاشته است. این افراد و چماقداران شریعت خودشان آزادند هرکاری بکنند اما اجازه نمی‌دهند مردم بدون پرداخت باج به آنها و کسب مجوز شرعی ازآنها ساده‌ترین امور زندگیشان را خودشان اداره کنند. الله به امتاش اجازه‌ی فکرکردن نمی‌دهد. امت باید مانند میمون مقلد باشد. مرجع تقلید، نماینده‌ی الله است بر زمین که به جای امتِ محمد تصمیم می‌گیرد و فتوا می‌دهد. الله برای سرکوب دگراندیشان فتوای جهاد می‌دهد.(اقتلو فی‌سبیل‌الله!) حال آن که وجدان آدمی ازکشتن ناخواسته‌ی یک مور هم آزرده می‌شود: میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است. الله دستور می‌دهد که سر دشمنانش را با شمشیر بزنند، در قرآن برای پیامبرش محمد استثناء‌های فراوانی درغارت اموال مردم، تعدد زوجات، همخوابگی با زنان، دزدی کاروانها، گرفتن خمس و ذکات و سهم پیامبر قائل است.حال آن که خدای درون انسانهای خردمند و فرهیخته با این امور؛ کاری ندارد و آنها را پیشاپیش نابخردانه می داند. الله نه تنها توسط ایادی و چماقدارنش در این دنیا مردم را مطابق حکم شرعی واحکام قرآنی مجازات می‌کند(مثلا بریدن سر و دست و پای مخالفین)، بل که ازهمان روز آغاز مرگ و درقبر آغاز می‌کند به شکنجه، مجازات و بازجوئی مرده(فشار قبر، نکیر ومنکر، ضربه‌ی پیشانی برسنگ لحد). از روز قیامت به آنسو هم به شکنجه و مجازات انسان‌های مخلوق خودش در جهنم ادامه می‌هد. این الله، موجودی است عقده‌ای، ضدبشر، شکنجه‌گر، بنیادگرا، خونخوار، انتقامجو، ضدزن و قاتل . و فرق دارد باخدای مهربانی که ما در دل وفکر خود برای خود آفریده‌ایم و می‌کوشیم با زورهم که شده آن جانور مهیب بنام الله را در پوست لطیف و نرم این خدای درونی‌مان جای دهیم. الله مدعی است خودش همه‌ی انسانها را آفریده، تورات و انجیل را هم خودش به موسی و عیسی ابلاغ کرده، اما بعد زیرش زده واکنون پیروانِ پیامبران وکتابهای آسمانی قبلی‌اش را کافر، گمراه، اسلام‌ستیز و باطل می‌داند و پیروان آن پیامبران وکتابهای قبلی‌ خودش را به دست مسلمانان به مجازات دنیوی و اخروی محکوم کرده است و برای گسترش دین اسلامِ عربی‌اش تا کنون صدها جنگ دینی میان بندگانش راه انداخته و میلیون‌ها مخلوق‌اش را به دست عربهای مسلمان نابود کرده است. الله یک مرد خشن عرب است. شمشیر به‌دست، خونریز، باج‌بگیر، حریص و شهوت‌ران است. اوهمان خدای لطیفی که در دل یک مسیحی، زرتشتی یا بودائی جای گرفته نیست بل که با آنها ضدیت و دشمنی هم دارد. پیروان الله باید موی، روی واندام خودرا بپوشانند چون الله ضد تجلی زیبائی است. حال آن که گویا خودش زیبائی را آفریده است! پیروان الله نباید موسیقی گوش کنند، نباید پیکره‌سازی و نقاشی کنند، نباید شراب بنوشند چون اینها را بندهی او آفریده است و بنده حق ابراز وجود ندارد! اما با وجودی که الله آنها را حرام کرده پیروانش می‌توانند دربهشت، هم شراب بنوشند، هم آوارهای بهشتی بشنوند، هم زن و مرد لخت مادرزاد دربهشت باهم بچرخند وبچرخند! در آن سکس‌کلوپ بزرگی که نامش بهشت است، زنانِ مسلمان بدون حجاب با غلمان‌ها هماغوشی می‌کنند ومردان مومن ومسلمان با حوریان معاشقاتی می‌کنند که هریک از آنها ۱۸۰۰۰ سال طول می‌کشد! این مومنان و مومنات که دراینجا شیشه‌های شراب را می‌شکنند، و شرابواران را تعزیر می‌کنند در جنت کنار رودهای شراب لم داده لخت وعور در برابر چشم همسران مومنشان با غلمان‌های بزرگ‌هیکل و حوریان بهشتی به لهو و لعب مشغول می‌شوند. بنابراین الله عرب با خدائی که ما در دل و جان خود جای داده‌ایم و دوستدار زیبائی، شادی، هنر و عشق است از زمین تا آسمان فرق می‌کند. متاسفانه اللهِّ‌ اکبر و قادر ودانای مطلق زبانهای چینی، آلمانی، فارسی،ترکی،روسی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، اسپرانتو، کردی و هندی…را نمی‌فهمد! این الله فقط زبان عربی را می‌شناسد و پیروانش باید نماز را به زبان او(عربی) بخوانند تا بفهمد! اما خدای درون ما بازبان دل وعقل وبدون واژگان باما سخن می‌گوید. یادتان باشد که براساس گفته‌ی یک آخوند شیعی ایرانی زبان مردم دربهشت عربی و در‌جهنم فارسی است! بنابراین همه‌ی دوزخیان باید برای رد و بدل افکارشان درجهنم فارسی یادبگیرند وهمه‌ی دوستداران بهشت باید عربی بدانند! از عایشه نقل شده است:
    رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند”.
    صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰ از عایشه نقل شده است:
    وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.
    صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ منقول است از عایشه مادر مومنان:
    پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.
    سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳)
    صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱ عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.
    صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که ۷ سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او ۹ سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق ۷ ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.
    بحار الانوار جلد ۲۲ برگ ۲۰۲ عائشه دختر ابو بکر، پیغمبر عایشه را در مکه تزویج کرد در حالى که هفت سال بیش نداشت، حضرت رسول جز عایشه با زن بکرى نکاح نکرد، و در نهمین سال عمرش با وى زفاف کرد، و این زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدینه انجام گرفت و عایشه تا دوران خلافت معاویه در دنیا بود.
    زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شیخ طبرسى‏، مترجم: عزیز الله عطاردى‏،ناشر: اسلامیه‏،تهران‏:چاپ اول‏،۱۳۹۰ ق.‏ برگ: ۲۱۳ از اسماعیل بن جعفر منقول است:
    همانا رسول الله در ۱۰ سالگی به عایشه دخول کرد…
    وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج ۱ برگ ۳۱، به نقل از فروع کافی ج ۲ ص ۳۵۱ شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کردم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت.
    سنن ابو داوود کتاب ۱ شماره ۰۲۷۰ هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد
    صحیح بخاری پوشینه ۱ کتاب ۶ شماره ۲۹۹
    پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود.
    صحیح بخاری پوشینه ۷ کتاب ۷۱ شماره ۶۶۰ هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).
    صحیح بخاری کتاب ۲ شماره ۵۷۲   ۱-حدودا” یک قرن قبل قند از کشور بلژیک به ایران صادر می شد.  به دلیل مسائلی که میان روحانیون و یکی از اتباع بلژیک پیش آمده بود فتوای حرام بودن قند صادر شده بود و کسی قند نمی خورد. یکی ازتجار که قندهایش روی دستش مانده بود به سراغ یکی از مراجع رفت و با تقدیم خمس و زکات مشکل را برای وی مطرح کرد. بعد از آن بر فتوای قبلی تبصره ای صادر شد که حرام بودن قند وقتی است که مستقیما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پیش از  گذاشتن در دهان در چای بزنید حلال می شود…  هنوز هم بسیاری از افراد مسن بدون آنکه دلیل آن را بدانند ،قبل از آنکه قند را در دهان بگذارند آن  را در استکان چای  فرو می برند ۲-در دهه ۴۰ خورشیدی نوشابه های  پپسی کولا وارد بازار ایران شد و  شایعاتی مبنی بر بهایی بودن مالک  شرکت توزیع کننده این نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوایی مبنی بر حرام بودن خوردن پپسی کولا صادر شد. شرکت توزیع کننده که نمی خواست بازار را از دست بدهد خمس و زکات متعلقه را دو دستی تقدیم یکی از مراجع کرد تا تبصره ای  بر این فتوا نوشته شود که خوردن نوشابه های پپسی با شیشه حرام است اگر در لیوان ریخته شود حلال میگردد… ۳-در دهه ۵۰ خورشیدی ماشین های لباس شویی وارد بازار ایران شد. خانواده های ایرانی که به احکام دینی پایبندی زیادی داشتند حاضربه خریداری این محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه این ماشین کمتر از حد شرعی آب کر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بین نمی برد . اینبار تاجر مذکور خودش پیش قدم شد و با تقدیم خمس و زکات توانست فتوایی  بر کر بودن آب لوله کشی شهر که به دستگاه لباسشویی می ریزد بدست بیاورد… *مدت ها است که فتوا های مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهای دولتی فتوا های موثر صادر می کنند . ۴-چند سال قبل تیر آهن های چینی وارد گمرک های ایران شدند و اداره استاندارد فتوا داد که این تیر آهن ها غیر مقاوم هستند و نباید وارد بازار شوند .همین امر باعث گرانی بی سابقه آهن در بازار کشور شد. تاجری که از چین آهن وارد کرده بود به سراغ رئیس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهی را در قالب خمس و زکات (یا چیز دیگری شبیه به باج) به ایشان تقدیم کرد و به فاصله چند ماه مشکل تیرآهن های مانده درگمرک