بایگانی

دیوانِ عدالتِ حکومتِ مَذهبی، مرگ را بیش از هَر چیزی ستایش می کند۲

مُجرمی یک روز پَس از اعدام دوباره زنده می شود و قاضی حکم به اعدام دوباره اش می دهد! این عدالت مذهبی است، خونخواهی و خونریزی در راه و نام خدایی که مرگ را می ستاید و برای زندگی پشیزی ارزش قائل نیست. اعدام قتل عمد است و حکم به اعدام دوباره یک مجرم دادن، از خاموشی انسانیت در مملکتی حکایت می کند.

کَنکاشی بَر مَسیحیت؛ بَخش نُخست: مَغلطه “مَسیحیت، دین نیست”!۳

مَسیحیت یک دین است و آنچه نوکیشانِ مسلمان زاده مَسیحی طوطی وار تکرار می کنند، کمترین پایه و اساسی ندارد و صرفن یک مغلطه و بازی با کلمات به منظور گمراه نمودنِ انسان خردگرایِ شکاک می باشد، در بخش های بَعدی مقاله، دین مَسیحیت از جنبه های مختلف، به چالش کشیده خواهد شد.

بررسی خدا و اندیشه دینی در نگر فروید۰

انسان کنجکاو است و می خواهد بداند دنیا از کجا بوجود آمده و چه خواهد شد؟ بستگی روح و جسم چگونه است؟ چون دامنه دانشها به اندازه ایی گسترش نیافته است، که بتواند این چیستان های شگرف را پاسخ گوید به اوهام مذهبی پناه می برد.

اَفسانه خُدایان؛ با الهه هایِ باستانی هندوستان آشنا شوید!۰

در دُنیایِ ما هزاران هزار مَذهب مختلف وجود دارد و پیروانِ هر دَسته نیز قویاً باور دارند که خُدای خودشان، خُدای حقیقی است و سایرین همگی در گمراهی و تاریکی به سر می برند و به دلیل باور نداشتن به خُدایِ واقعی، به بهشت برین و ملکوت خداوند راه پیدا نخواهند کرد.

آیا خُدایی که در برابر بی عدالتی سکوت می کند، شایسته ستایش است؟۶

هر ذهن بیداری با خواندن افسانه های هر کناب مقدسی به میزانِ بی سوادی، حماقت و کوته فکری نویسندگان آن پی می برد و بدین نتیجه می رسد که امکان ندارد خدایی دانایِ به کل، گوینده آن سخن های غلط باشد؛ نویسندگان کتاب های مقدس همان هایی اَند که گفتند زمین صاف است و از مارهایِ سخنگو، سخن به میان آوردند!

دوستِ مَذهبی اَم؛ هَر خداناباوری، پوچ گرا نیست!۹

مقایسه پوچ گرایان و خداناباوران همچون مقایسه میان لیبرال دموکراسی و تیم فوتبال انگلستان است چرا که این دو مکتب، در یک جایگاه و یک زمینه مساوی قرار ندارند؛ از طرفی پوچ گرایان بر این باورند که وجودشان در دُنیا هیچ اهمیتی ندارد در حالی که خداناباوران بابت نعمت زنده بودن سپاسگزارند.

مغلطه ی ایرانیان: توسل به شعر یا ضرب المثل۳

مغلطه گرفتن برای گرفتن مچ طرف مقابل نیست، تنها با مغلطه گرفتن تلاش می شود که سخن به یک ساختار منطقی باز گردد، چراکه با مغلطه می توانی هر چیزی را اثبات کنی، من با مغلطه می توانم اثبات کنم ماست سیاه است. پس مقدمه راه خردورزی، تمرین پرهیز از مغلطه ها است.

اسلامِ نابِ محمدی؛ مَسلکِ قَهر و فَقر و عَقب ماندگی!۱۱

با استناد به شواهد و مدارک موجود درباره تاریخ اسلام، به جرأت و با کمالِ اطمینان خاطر می توان گفت که اسلام دینِ خشونت و قَهر و انسان ستیزی است. جان و شرافت و کرامت آدمی در این هیچ کُجای این مَکتبِ ویرانگر، کمترین جایگاهی ندارند.